🔴 یلدا و نشانهشناسی
✍️ مقصود فراستخواه، استاد دانشگاه
ما نیز مردمی هستیم. وقتی از تاریخمان کم میآوردیم به اسطورهها پناه میبردیم. تاریخ، اگر بسامان نیز بود باز اساطیرِ کهن در ژرفترین اعماقِ ذهنِ اجتماعی ما نفَس میکشیدند، میزیستند و بالا و پایین میشدند. این ماییم؛ ملّتی با خاطراتِ ازلی و دیرین. رؤیاهایمان را در داستانهایمان پناه میدادیم و نسل به نسل، با قصهها منتقل میکردیم. از سینهها تا سینهها؛ بار نارضایتیهای تاریخی خود را در شعر و استعاره برمیکشیدیم؛ در سیمرغ و زال، در کمان آرش و در خونِ سیاوش و در دیر مغان. آرزوها و آمال فروخوردۀ خویش در روشنی مهر و ماه و میترا باز میجستیم و در گرمای نفَسهایمان مراقبت میکردیم. زندگی اینجا جاری بود؛ همیشه همی همچنان.
ما یلدا داشتیم تا در درازترین شبِ یک فصلِ سرد، باز به یاد نفَسی متنفّس در سحرگاهان دورهم بنشینیم، نیمههای گمشدۀ خویش در یکدیگر بجوییم و با داستانهای بلندمان، از آیندۀ فرزندان خود محافظت کنیم. بزمهای شبانۀ یلدایی تا شور پایکوبی در جشنِ سده؛ به شمار چهل میشود و ما در ناخودآگاه جمعی خویش چلّه داشتیم؛ چلّۀ کوچک و چلّۀ بزرگ! و این یعنی خندیدن به مشکلات، زیستن با دشواریها و صبور بودن و مقاومت کردن، و افتادن، و باز برخاستن و رفتن و برشمردن ایام؛ شمارشی در کاملترین شمار که چهل بود. این یعنی تصمیم به امیدواری در مواجهه با اسبابِ نومیدی بسیار، یعنی دوست داشتن زندگی با همه دشواریها و نشیب و فرازها، یعنی شجاعت بودن در این سرزمین، یعنی رقص در میانۀ میدان. و چنین بود یلدا و چنین بود سده. یلدا هر سال یک بار و برای همیشه در گوشهایمان نجوا میکند که پشت هر وضعِ سترونی، امکان باروری و نوزایی هست و در نومیدی بسی امید است، و پایان شب سیه، سپید است.
چرا یک جامعه با همه صعوبتِ ایام خویش، اصرار به ماندن دارد؛ برای اینکه در سطح هستیشناختی و انسانشناختی این فرهنگ، چیزی هست که تا حدِّ زیاد در برابر تغییرات در طول زمان بزرگ، طی دورانهای مختلف مقاومت میکند. از عهد قدیم تا دوران جدید این لایههای عمیق معنایی با ما ایرانیان هستند در "رنگینکمانِ خوشنقش تنوعاتِ قومی و زبانی و آیینیمان". در عمیقترین ساختارهای معرفتی ما، نشانهشناسی هست. سنتهای دیرینِ ایرانی حاوی نوعی پدیدارشناسی کائنات بود. تجربۀ زیست در این سرزمین، به تفسیر و تأویل طبیعت و تاریخ خود چنگ میزد: از خورشید و ماه، معنای نور و روشنی میگرفت. از شب، تاریکی گذران میفهمید. از دشت و دمن، رویش و زندگی میآموخت و ایهام غزلی را به فال نیک میگرفت! ما از باغ و راغ و مرغزار، داد و دهش و بخشایش و ثمربخشی میفهمیدیم، آن سوی شب تار، به صبحدمی باور داشتیم، از نظمِ کائنات با همه بینظمیهایش، به اصالتِ درستی و نیکی و به ترازو و به عدل و داد ایمان میآوردیم، نوروز، یادوارۀ مکرر رویشهای نابهنگام در این سرزمین بود و تبسمهای ملیحمان به فصل سرد را با خود حمل میکرد و حاوی روحِ جمعی بود، و صلای آشنایی داشت و یادوارۀ «مبادلۀ لطف» بود برای محافظت از سرمایۀ اجتماعی پیوند و همدلی خویش در برابر گزند روزگار.
ما به اهتزازِ خاکِ سرد باور داشتیم و شکوفایی نابهنگام را میفهمیدیم. اهریمن، معنایی بود که ما از شرارت نهفته در عالم گرفته بودیم تا همواره نگران تاراج فضیلتهایمان باشیم. چنین بود سنتهای ایرانی ما از حُکمای خسروانی تا اشراق و عرفان؛ که مثنویاش با وجود مرور ایام دراز، هنوز همنشین حلقههای جوانان ماست و حافظش از آن سوی سدههای دور با عمیقترین نیات و احساساتمان آشناست.
🔴 بُنمایه:
روزنامۀ ایران، شمارۀ ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 یلدا و نشانهشناسی
✍️ مقصود فراستخواه، استاد دانشگاه
ما نیز مردمی هستیم. وقتی از تاریخمان کم میآوردیم به اسطورهها پناه میبردیم. تاریخ، اگر بسامان نیز بود باز اساطیرِ کهن در ژرفترین اعماقِ ذهنِ اجتماعی ما نفَس میکشیدند، میزیستند و بالا و پایین میشدند. این ماییم؛ ملّتی با خاطراتِ ازلی و دیرین. رؤیاهایمان را در داستانهایمان پناه میدادیم و نسل به نسل، با قصهها منتقل میکردیم. از سینهها تا سینهها؛ بار نارضایتیهای تاریخی خود را در شعر و استعاره برمیکشیدیم؛ در سیمرغ و زال، در کمان آرش و در خونِ سیاوش و در دیر مغان. آرزوها و آمال فروخوردۀ خویش در روشنی مهر و ماه و میترا باز میجستیم و در گرمای نفَسهایمان مراقبت میکردیم. زندگی اینجا جاری بود؛ همیشه همی همچنان.
ما یلدا داشتیم تا در درازترین شبِ یک فصلِ سرد، باز به یاد نفَسی متنفّس در سحرگاهان دورهم بنشینیم، نیمههای گمشدۀ خویش در یکدیگر بجوییم و با داستانهای بلندمان، از آیندۀ فرزندان خود محافظت کنیم. بزمهای شبانۀ یلدایی تا شور پایکوبی در جشنِ سده؛ به شمار چهل میشود و ما در ناخودآگاه جمعی خویش چلّه داشتیم؛ چلّۀ کوچک و چلّۀ بزرگ! و این یعنی خندیدن به مشکلات، زیستن با دشواریها و صبور بودن و مقاومت کردن، و افتادن، و باز برخاستن و رفتن و برشمردن ایام؛ شمارشی در کاملترین شمار که چهل بود. این یعنی تصمیم به امیدواری در مواجهه با اسبابِ نومیدی بسیار، یعنی دوست داشتن زندگی با همه دشواریها و نشیب و فرازها، یعنی شجاعت بودن در این سرزمین، یعنی رقص در میانۀ میدان. و چنین بود یلدا و چنین بود سده. یلدا هر سال یک بار و برای همیشه در گوشهایمان نجوا میکند که پشت هر وضعِ سترونی، امکان باروری و نوزایی هست و در نومیدی بسی امید است، و پایان شب سیه، سپید است.
چرا یک جامعه با همه صعوبتِ ایام خویش، اصرار به ماندن دارد؛ برای اینکه در سطح هستیشناختی و انسانشناختی این فرهنگ، چیزی هست که تا حدِّ زیاد در برابر تغییرات در طول زمان بزرگ، طی دورانهای مختلف مقاومت میکند. از عهد قدیم تا دوران جدید این لایههای عمیق معنایی با ما ایرانیان هستند در "رنگینکمانِ خوشنقش تنوعاتِ قومی و زبانی و آیینیمان". در عمیقترین ساختارهای معرفتی ما، نشانهشناسی هست. سنتهای دیرینِ ایرانی حاوی نوعی پدیدارشناسی کائنات بود. تجربۀ زیست در این سرزمین، به تفسیر و تأویل طبیعت و تاریخ خود چنگ میزد: از خورشید و ماه، معنای نور و روشنی میگرفت. از شب، تاریکی گذران میفهمید. از دشت و دمن، رویش و زندگی میآموخت و ایهام غزلی را به فال نیک میگرفت! ما از باغ و راغ و مرغزار، داد و دهش و بخشایش و ثمربخشی میفهمیدیم، آن سوی شب تار، به صبحدمی باور داشتیم، از نظمِ کائنات با همه بینظمیهایش، به اصالتِ درستی و نیکی و به ترازو و به عدل و داد ایمان میآوردیم، نوروز، یادوارۀ مکرر رویشهای نابهنگام در این سرزمین بود و تبسمهای ملیحمان به فصل سرد را با خود حمل میکرد و حاوی روحِ جمعی بود، و صلای آشنایی داشت و یادوارۀ «مبادلۀ لطف» بود برای محافظت از سرمایۀ اجتماعی پیوند و همدلی خویش در برابر گزند روزگار.
ما به اهتزازِ خاکِ سرد باور داشتیم و شکوفایی نابهنگام را میفهمیدیم. اهریمن، معنایی بود که ما از شرارت نهفته در عالم گرفته بودیم تا همواره نگران تاراج فضیلتهایمان باشیم. چنین بود سنتهای ایرانی ما از حُکمای خسروانی تا اشراق و عرفان؛ که مثنویاش با وجود مرور ایام دراز، هنوز همنشین حلقههای جوانان ماست و حافظش از آن سوی سدههای دور با عمیقترین نیات و احساساتمان آشناست.
🔴 بُنمایه:
روزنامۀ ایران، شمارۀ ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
👍25
Telegram
attach 📎
🎙 سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه به بهانۀ شب چلّه
پنهان بودن معنای شب یلدا در بیتِ «شبِ اورمَزد آمد از ماهِ دی / زِ گفتن بیاسای و بردار می» از حکیم فردوسی توسی
توجه به جایگاه شبِ چلّه و شب یلدا در اساطیر، تاریخ و فرهنگِ ایران
توجه به ضرورت برگزاری آیینهایی چون شب چله و نقش آن در وحدت و یکپارچگی ملی
و ...
آدینه، سیام آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
تهران، مجتمع فرهنگی و هنری پیامبر اعظم
@IranDel_Channel
💢
🎙 سخنرانی جواد رنجبر درخشیلر، شاهنامهپژوه به بهانۀ شب چلّه
پنهان بودن معنای شب یلدا در بیتِ «شبِ اورمَزد آمد از ماهِ دی / زِ گفتن بیاسای و بردار می» از حکیم فردوسی توسی
توجه به جایگاه شبِ چلّه و شب یلدا در اساطیر، تاریخ و فرهنگِ ایران
توجه به ضرورت برگزاری آیینهایی چون شب چله و نقش آن در وحدت و یکپارچگی ملی
و ...
آدینه، سیام آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی
تهران، مجتمع فرهنگی و هنری پیامبر اعظم
@IranDel_Channel
💢
👍28👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 شب چله، شبِ ایران و ایرانی
شبِ اورمزد آمد از ماه دی
زِ گفتن بیاسای و بردار می
حکیم فردوسی توسی
شب یلدا به شادی؛
و چلهنشینیتان به خوشی و فرخندگی
🔴 قطعه موسیقی پیوست:
قطعۀ خزان
از ساختههای زندهیاد استاد پرویز مشکاتیان؛
نوازندۀ سنتور ملینا فرجی
پیشکش به مخاطبان وزینِ کانال ایراندل، در آخرین شبِ فصلِ خزان و با امید و آرزوی طلوع خورشیدِ خرّمروزِ یکم دی ماه در ایرانزمین
۱۴۰۳/۰۹/۳۰
@IranDel_Channel
💢
شبِ اورمزد آمد از ماه دی
زِ گفتن بیاسای و بردار می
حکیم فردوسی توسی
شب یلدا به شادی؛
و چلهنشینیتان به خوشی و فرخندگی
🔴 قطعه موسیقی پیوست:
قطعۀ خزان
از ساختههای زندهیاد استاد پرویز مشکاتیان؛
نوازندۀ سنتور ملینا فرجی
پیشکش به مخاطبان وزینِ کانال ایراندل، در آخرین شبِ فصلِ خزان و با امید و آرزوی طلوع خورشیدِ خرّمروزِ یکم دی ماه در ایرانزمین
۱۴۰۳/۰۹/۳۰
@IranDel_Channel
💢
👍38
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شاهنامهخوانیِ بانوی تبریزی در شبِ یلدا
داستانِ زال و روداوه،
گفتار اندر رفتن زال به نزد روداوه
براساسِ شاهنامه فردوسی با تصحیح استاد جلال خالقی مطلق
شاهنامهخوان: فاطمه تمجیدی
@IranDel_Channel
💢
داستانِ زال و روداوه،
گفتار اندر رفتن زال به نزد روداوه
براساسِ شاهنامه فردوسی با تصحیح استاد جلال خالقی مطلق
شاهنامهخوان: فاطمه تمجیدی
@IranDel_Channel
💢
👍56👎11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «فرزندانِ ایران» در سال ۱۳۵۳ و «فرزندانِ ایران» در سال ۱۴۰۳ خورشیدی
بازخوانی یک ترانه بعد نیم سده:
آباد باشی، ای ایران
آزاد باشی، ای ایران
از ما فرزندانِ خود
دلشاد باشی، ای ایران
[چامهای از عباس یمینی شریف]
@IranDel_Channel
💢
بازخوانی یک ترانه بعد نیم سده:
آباد باشی، ای ایران
آزاد باشی، ای ایران
از ما فرزندانِ خود
دلشاد باشی، ای ایران
[چامهای از عباس یمینی شریف]
@IranDel_Channel
💢
👍50
ایراندل | IranDel
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی برگزار میکند: نشستهای شاهنامهپژوهی: «اهمیتِ شاهنامه در تاریخ و فرهنگ ایران» با سخنرانیِ بهمن دمشقی خیابانی (دکترای ادبیات حماسی و شاهنامهپژوه تبریزی) زمان: دوشنبه پنجم آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶ مکان:…
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی برگزار میکند:
نشستهای شاهنامهپژوهی:
«توصیف و تصویرگری در شاهنامه فردوسی»
سخنران:
مهناز سمندری، دکترای ادبیات فارسی، مدرّسِ شاهنامه
دبیرِ علمی نشست:
بهمن دمشقی خیابانی، دکترای ادبیات حماسی
زمان:
چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶
مکان:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
🔴 حضور در نشست، بصورت مجازی و در بستر گوگلمیت هم مهیا است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
نشستهای شاهنامهپژوهی:
«توصیف و تصویرگری در شاهنامه فردوسی»
سخنران:
مهناز سمندری، دکترای ادبیات فارسی، مدرّسِ شاهنامه
دبیرِ علمی نشست:
بهمن دمشقی خیابانی، دکترای ادبیات حماسی
زمان:
چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۱۶
مکان:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
🔴 حضور در نشست، بصورت مجازی و در بستر گوگلمیت هم مهیا است.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍31
🔴 آدمهای خوب، جامعهی خوب؟
(به بهانهی حرفهای جدید پزشکیان و زخمی قدیمی)
✍️ مهدی سلیمانیه
«خودتان را اصلاح کنید تا ممکلتتان اصلاح شود». این بیلبورد بزرگ را نزدیک میدان توحید، سالهاست که میبینم. و هر بار به این فکر میکنم که چقدر توصیف درستی از داستان یک خطای تاریخی پر هزینه بود. چند روز پیش هم رییسجمهور جدید، شبیه همین ایده را تکرار کرده: با «افراد» بیسواد و ریاکار نمیتوان به جایی رسید.
شاید در نگاه اول ایدهی درستی به نظر باشد: اگر فرد فرد اعضای یک جامعه، اخلاقی باشند، جامعه هم اخلاقی میشود. اگر فرد فرد اعضای یک جامعه اهل کار باشند، جامعهای کارآفرین درست میشود. اگر... مگر اینطور نیست؟ مگر جامعه، چیزی فراتر از فرد فرد اعضای آن جامعه است؟
این نگاه جزء نگر، که تغییر در فرد را مقدمهی تغییر در کل جامعه میداند، یکی از دلایل وضعیت فاجعهبار امروز ماست. اینکه «خودسازی، مقدمهی جامعهسازی است». جامعه، چیزی فراتر از جمع افراد است. جامعه را ساختارهایش میسازند. ساختار، یک «کلیت» است. کلیتی فراتر از فرد فرد اعضا. و از قضا، مسئولیت یک حکومت و یا نخبگان یک جامعه، فکر کردن به آن «ساختار»های کلی فراتر از افراد است.
ساختار یعنی چه؟ ساختار به زبان ساده یعنی «قواعد بازی». چه بسا بازیگران یک بازی که خودخواه، سودمحور یا فردگرا باشند. اما همین خودخواههای سودمحور فردگرا، وقتی در یک بازی با «قواعد» دیگرخواهانه و جمعگرایانه و اخلاقی قرار میگیرند، متفاوت عمل میکنند. مثل یک تیم فوتبال، که برخی بازیکنانش، به لحاظ روانی تکرو و خودخواه هستند، اما میدانند که به هزار و یک دلیل اگر در زمین بازی، بازی تیم را خراب کنند، تنبیه میشوند. و بالعکس، اگر تواناییشان را - بر خلاف روحیه و خواست فردیشان - در خدمت تیم قرار دهند، تشویق میشوند. برد و باخت تیم هم طبق قاعدهی بازی مال همه است.
این نگاه ِ «خودمان را اصلاح کنیم تا جامعهمان اصلاح شود»، ساختارها را به صورتی سادهانگارانه نادیده گرفت. اصلاً نظام جدید از همان ابتدا، درکی از «کلیت» و «ساختار» نداشت. فکر میکرد مسأله «دیو» بودن ِ آن یکی و «فرشته» بودن آن یکی است. دیو را میبریم و فرشته را میآوریم. روی خودمان هم کار میکنیم تا فرشته شویم. جمعی از فرشتگان! حتی جامعه هم چندان درکی از ساختار نداشت. از برنامههای کلی. از نقشهی کلان.
هر چقدر گذشت، با روی کار آمدن و مسلط شدن فقها، این نگاه ِ جزءمحور و فردنگر تقویت شد: فقه، به ماهیت خود، جزءنگر است. فقه، درکی از از کلیت ارائه نمیدهد. ماهیت فقه، جزءنگری بودهاست. فقها هم عادت و مهارت درک کلیت و ساختار نداشتهاند. محصول چنین نوع درکی، در کنار عوامل فراوان دیگر، حکومتی است که «برنامهی کلان» (نه به معنای روی کاغذش، به معنای یک پروژه واقعی مستمر) نداشت و ندارد.
بماند که پس از آن سالهای اولیه، همان معدود «افراد» مهذب و خودساخته هم یا فاسد شدهاند، یا طرد و یا در بهترین حالت، سردرگم و بیچاره. همین است درس جامعهشناسی: ساختارها، قواعد بازی، از آدمها مهمترند. ساختارها هستند که حتی افرادِ خوشنیت و پاک را به هیولا تبدیل میکنند.
چه درسِ بزرگِ پرهزینهای بود.
__
پینوشتی از کانال جریان:
موضوع در اینجا نفی اراده و عاملیت شهروندان و مسئولیت اخلافی آنان نیست. قطعاً هر فردی باید تا جایی که میتواند در اصلاح فردی و بهبود کنشهای اجتماعی خود بکوشد. مسئله این است که برای بحرانها و مشکلات ساختاری مانند آلودگی هوا، بحران آب و انرژی نباید تنها، ایراد را از رفتار و الگوی مصرف شهروندان دانست و مدام مردم را سرزنش کرد و مسئولیت این وضعیت را متوجه آنان دانست و حکم صادر کرد که: «از ماست که بر ماست.»
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کلِّ محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🔴 آدمهای خوب، جامعهی خوب؟
(به بهانهی حرفهای جدید پزشکیان و زخمی قدیمی)
✍️ مهدی سلیمانیه
«خودتان را اصلاح کنید تا ممکلتتان اصلاح شود». این بیلبورد بزرگ را نزدیک میدان توحید، سالهاست که میبینم. و هر بار به این فکر میکنم که چقدر توصیف درستی از داستان یک خطای تاریخی پر هزینه بود. چند روز پیش هم رییسجمهور جدید، شبیه همین ایده را تکرار کرده: با «افراد» بیسواد و ریاکار نمیتوان به جایی رسید.
شاید در نگاه اول ایدهی درستی به نظر باشد: اگر فرد فرد اعضای یک جامعه، اخلاقی باشند، جامعه هم اخلاقی میشود. اگر فرد فرد اعضای یک جامعه اهل کار باشند، جامعهای کارآفرین درست میشود. اگر... مگر اینطور نیست؟ مگر جامعه، چیزی فراتر از فرد فرد اعضای آن جامعه است؟
این نگاه جزء نگر، که تغییر در فرد را مقدمهی تغییر در کل جامعه میداند، یکی از دلایل وضعیت فاجعهبار امروز ماست. اینکه «خودسازی، مقدمهی جامعهسازی است». جامعه، چیزی فراتر از جمع افراد است. جامعه را ساختارهایش میسازند. ساختار، یک «کلیت» است. کلیتی فراتر از فرد فرد اعضا. و از قضا، مسئولیت یک حکومت و یا نخبگان یک جامعه، فکر کردن به آن «ساختار»های کلی فراتر از افراد است.
ساختار یعنی چه؟ ساختار به زبان ساده یعنی «قواعد بازی». چه بسا بازیگران یک بازی که خودخواه، سودمحور یا فردگرا باشند. اما همین خودخواههای سودمحور فردگرا، وقتی در یک بازی با «قواعد» دیگرخواهانه و جمعگرایانه و اخلاقی قرار میگیرند، متفاوت عمل میکنند. مثل یک تیم فوتبال، که برخی بازیکنانش، به لحاظ روانی تکرو و خودخواه هستند، اما میدانند که به هزار و یک دلیل اگر در زمین بازی، بازی تیم را خراب کنند، تنبیه میشوند. و بالعکس، اگر تواناییشان را - بر خلاف روحیه و خواست فردیشان - در خدمت تیم قرار دهند، تشویق میشوند. برد و باخت تیم هم طبق قاعدهی بازی مال همه است.
این نگاه ِ «خودمان را اصلاح کنیم تا جامعهمان اصلاح شود»، ساختارها را به صورتی سادهانگارانه نادیده گرفت. اصلاً نظام جدید از همان ابتدا، درکی از «کلیت» و «ساختار» نداشت. فکر میکرد مسأله «دیو» بودن ِ آن یکی و «فرشته» بودن آن یکی است. دیو را میبریم و فرشته را میآوریم. روی خودمان هم کار میکنیم تا فرشته شویم. جمعی از فرشتگان! حتی جامعه هم چندان درکی از ساختار نداشت. از برنامههای کلی. از نقشهی کلان.
هر چقدر گذشت، با روی کار آمدن و مسلط شدن فقها، این نگاه ِ جزءمحور و فردنگر تقویت شد: فقه، به ماهیت خود، جزءنگر است. فقه، درکی از از کلیت ارائه نمیدهد. ماهیت فقه، جزءنگری بودهاست. فقها هم عادت و مهارت درک کلیت و ساختار نداشتهاند. محصول چنین نوع درکی، در کنار عوامل فراوان دیگر، حکومتی است که «برنامهی کلان» (نه به معنای روی کاغذش، به معنای یک پروژه واقعی مستمر) نداشت و ندارد.
بماند که پس از آن سالهای اولیه، همان معدود «افراد» مهذب و خودساخته هم یا فاسد شدهاند، یا طرد و یا در بهترین حالت، سردرگم و بیچاره. همین است درس جامعهشناسی: ساختارها، قواعد بازی، از آدمها مهمترند. ساختارها هستند که حتی افرادِ خوشنیت و پاک را به هیولا تبدیل میکنند.
چه درسِ بزرگِ پرهزینهای بود.
__
پینوشتی از کانال جریان:
موضوع در اینجا نفی اراده و عاملیت شهروندان و مسئولیت اخلافی آنان نیست. قطعاً هر فردی باید تا جایی که میتواند در اصلاح فردی و بهبود کنشهای اجتماعی خود بکوشد. مسئله این است که برای بحرانها و مشکلات ساختاری مانند آلودگی هوا، بحران آب و انرژی نباید تنها، ایراد را از رفتار و الگوی مصرف شهروندان دانست و مدام مردم را سرزنش کرد و مسئولیت این وضعیت را متوجه آنان دانست و حکم صادر کرد که: «از ماست که بر ماست.»
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کلِّ محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسنده یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
Telegram
ایراندل | IranDel
همه عالم تن است و ایران دل ❤️
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی
[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
👍20👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ایران زیبای ما
+ مصاحبهکننده:
برای مقابله با افسردگی یا ایجاد تنوع در زندگی توصیه میکنید، تنهایی به کجا برویم؟
– ایلبر اورتایلی، استاد تاریخ در ترکیه:
مثلاً به ایران برو، به اصفهان برو...
@IranDel_Channel
💢
+ مصاحبهکننده:
برای مقابله با افسردگی یا ایجاد تنوع در زندگی توصیه میکنید، تنهایی به کجا برویم؟
– ایلبر اورتایلی، استاد تاریخ در ترکیه:
مثلاً به ایران برو، به اصفهان برو...
@IranDel_Channel
💢
👍21
🔴 اعتراضِ ایراندوستانِ آذربایجانی به توهین به جایگاه ستارخان، سردار ملّی ایران و تقلیل جایگاه ملّی ایشان توسط قومگرایان در به ظاهر تئاتری که در تبریز روی صحنه رفته است!
ستّارخان، سردارِ ملّی ایران:
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
@IranDel_Channel
💢
ستّارخان، سردارِ ملّی ایران:
«من میخواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»
@IranDel_Channel
💢
👍64👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «ایران، ۱۳۵۳»
✍️ مهدی تدینی
ویدئویی باکیفیت از ایرانِ ۵۳.
تصویری کاملاً مدرن که همهٔ نشانههای اوایل دههٔ ۱۹۷۰ را در خود دارد. در نگاه به گذشته تنها میتوان از شکافهایی که میان ظاهر و باطن این جامعه وجود داشت حیرت کرد. هیچ منجمی نمیتوانست پیشگویی کند این جامعه یک دههٔ بعد چه شکل و شمایلی خواهد داشت. امروز هم چنین شکافی در ظاهر و باطن جامعه — البته به نحوی معکوس — وجود دارد. و چه کسی میتواند بگوید ایرانِ ۱۴۱۳ چگونه خواهد بود... گرچه میتوان بو کشید. درست مانند وقتی بوی دریا به مشام میرسد، اما هنوز یکی دو کوه مانده تا لاجورد دریا نمایان شود...
دیدن این پنج دقیقه را بسیار توصیه میکنم. امیدوارم در انتخاب موسیقی و ادیت چندان بدسلیقگی نکرده باشم.
🔴 بُنمایه: کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
✍️ مهدی تدینی
ویدئویی باکیفیت از ایرانِ ۵۳.
تصویری کاملاً مدرن که همهٔ نشانههای اوایل دههٔ ۱۹۷۰ را در خود دارد. در نگاه به گذشته تنها میتوان از شکافهایی که میان ظاهر و باطن این جامعه وجود داشت حیرت کرد. هیچ منجمی نمیتوانست پیشگویی کند این جامعه یک دههٔ بعد چه شکل و شمایلی خواهد داشت. امروز هم چنین شکافی در ظاهر و باطن جامعه — البته به نحوی معکوس — وجود دارد. و چه کسی میتواند بگوید ایرانِ ۱۴۱۳ چگونه خواهد بود... گرچه میتوان بو کشید. درست مانند وقتی بوی دریا به مشام میرسد، اما هنوز یکی دو کوه مانده تا لاجورد دریا نمایان شود...
دیدن این پنج دقیقه را بسیار توصیه میکنم. امیدوارم در انتخاب موسیقی و ادیت چندان بدسلیقگی نکرده باشم.
🔴 بُنمایه: کانال تاریخاندیشی
@IranDel_Channel
💢
👍24👎2
🔴 کتیبه بایزید دوم سلطان عثمانی در استانبول
✍️ مهرداد ملکزاده، باستانشناس
این سنگنوشته مربوط به حمام تاریخی تَخْتَ کالِه استانبول است که توسط بایزید دوم عثمانی و به دستور خزانهدارش فیروز آقا نگاشته شده است. کتیبه به زبان فارسی است و مربوط به ۸۹۴ قمری (۸۶۷ خورشیدی ، ۱۴۸۸ میلادی) که سلطان عثمانی در آن "شاهِ ایران" خوانده شده است: ابویزید خان، شَهِ ایران
ابعاد سیاسی و جغرافیایی ایرانزمین و مفهومِ ایرانی بودن، در تاریخ از چنان جایگاه بالایی برخوردار بوده است که حتی سلاطین عثمانی خود را پادشاه ایران، خسرو ایران، شاه ایران میخواندند.
@IranDel_Channel
💢
✍️ مهرداد ملکزاده، باستانشناس
این سنگنوشته مربوط به حمام تاریخی تَخْتَ کالِه استانبول است که توسط بایزید دوم عثمانی و به دستور خزانهدارش فیروز آقا نگاشته شده است. کتیبه به زبان فارسی است و مربوط به ۸۹۴ قمری (۸۶۷ خورشیدی ، ۱۴۸۸ میلادی) که سلطان عثمانی در آن "شاهِ ایران" خوانده شده است: ابویزید خان، شَهِ ایران
ابعاد سیاسی و جغرافیایی ایرانزمین و مفهومِ ایرانی بودن، در تاریخ از چنان جایگاه بالایی برخوردار بوده است که حتی سلاطین عثمانی خود را پادشاه ایران، خسرو ایران، شاه ایران میخواندند.
@IranDel_Channel
💢
👍38👎1
🔴 ترکیه با تأسیسِ شبکۀ فارسیزبان در پی چیست؟
✍️ احسان هوشمند
کمتر از سه ماه پس از آنکه محمد زاهد سباچی، رئیس تیآرتی، یعنی رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، خبر داد که شبکۀ فارسی تیآرتی ترکیه تا پیش از آغاز سال نو مسیحی شروع به کار میکند، این شبکۀ فارسیزبان در ترکیه، فعالیت خود را آغاز کرد. آغاز به کار این شبکۀ فارسیزبان درست زمانی روی میدهد که نقش مؤثر ترکیه در روندهای جاری و تحولات سیاسی اخیر سوریه بیشازپیش رسانهای شده است.
زاهد سباچی، مدیر شبکه رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، در مراسم افتتاحیۀ سال تحصیلی نو در دانشگاه اولوداغ در اظهاراتی مداخلهجویانه دربارۀ ایران گفت: «ما تا پایان سال جاری شبکه تیآرتی فارسی را افتتاح خواهیم کرد. ما باید ایران را ناراحت و اذیت کنیم، باید ایران را آشفته کنیم!». او درباره این روند گفت «ترکیه تنها کشوری است که در مقابلِ بحرانهای بینالمللی بهتنهایی قد علم کرده و رجزخوانی میکند. ترکیه تنها دولتی است که تلاش میکند روند بحرانهای بینالمللی را به اطلاع افکار عمومی جهان برساند. به این سبب بیشازپیش هدف قرار گرفته است... . مجبور هستیم که با افتتاح کانال تلویزیونی فارسی، ایران را بهشدت ناراحت کنیم». این سخنان که از طرف مدیر شبکۀ دولتی رادیو و تلویزیون ترکیه بیان شد، معرف اهداف ترکیه در درون ایران است، به گونهای که پیش از آغاز به کار شبکۀ فارسی تیآرتی مدیر ارشد این شبکه، اهداف تأسیس شبکه را بهروشنی و بدون هیچ پردهپوشی در یک جلسۀ عمومی بیان میکند و هدف از تأسیس چنین شبکهای را آشفتهسازی ایران عنوان میکند. آیا همزمانی رویدادهای سوریه و اقدامات ترکیه برای سرنگونی رژیم بشار اسد و آغاز به کار شبکۀ فارسیزبان تیآرتی ترکیه تصادفی است یا اینکه با دقت این زمان برای آغاز به کار شبکه تعریف شده بود؟ دولت ترکیه در کنار دیگر فعالیتهای مرتبط با ایران، با تأسیس شبکه فارسیزبان تیآرتی در پی چه اهدافی است؟
پس از رویکارآمدن حزب اسلامگرای آ.ک.پ در سال ۲۰۰۲ [میلادی] بسیاری از نیروهای سیاسی رقیب ایرانی از تندروهای اصولگرا تا اصلاحطلبان و دیگر جریانهای معتدلِ مذهبی منتقد وضع موجود معروف به نوگرایان دینی، هرکدام با انگیزههای ویژۀ خود در ایران از به قدرت رسیدن این حزب استقبال کردند. بیآنکه با دقت و به صورت جدی به بررسی ابعاد این دگرگونی در فضای سیاسی ترکیه پرداخته شود. این سنت مألوفی در دهههای اخیر ایران است که نیازی به بررسی و مطالعه و تعمق دربارۀ پدیدههای سیاسی و اجتماعی و ابعاد و ریشهها و کارکردها و پیامدهای آن وجود ندارد و بسته به شرایط و موقعیت با تصمیمهای آنی و بیمطالعه، اقداماتی انجام میشود و در صورت خطا بودن تصمیمها و مواضع و سیاستها و اقدامات هم کسی دربارۀ هزینههای چنین خطاهایی مورد پرسش قرار نمیگیرد.
از همان آغاز به کار دولتِ ائتلافی به نخستوزیری آقای رجب طیب اردوغان، این حزب سیاست منطقهای خود را بر مبنای تنش صفر با همسایگان تعریف کرد. اما دیری نپایید که در پی سلسله اعتراضات در کشورهای آفریقایی و آسیای جنوب غربی موسوم به بهار عربی، دولت ترکیه فاز جدیدی از دخالتهای گسترده و بیحدومرز خود را در منطقه آغاز کرد. دخالت این کشور در رویدادهای تونس و مصر و لیبی و سوریه و حتی اعتراضات عراق به صورت علنی، گسترده و حتی در برخی مواقع حمایت از گروههای معارض نظامی و تروریستهایی مانند داعش و نیز حضور نظامی ارتش ترکیه در عراق و سوریه و لیبی در میانۀ تحولات بود. نخستین تقابلها میان سیاستهای منطقهای دولت ترکیه به رهبری آقای اردوغان با ایران در جریان بحران عراق در دورۀ نخستوزیری آقای نوری مالکی روی داد. با آغاز اعتراضات بخشی از جامعۀ سنیمذهب عراق در سال ۲۰۱۲ [میلادی] در استان انبار و برخی نقاط دیگر و تشدید بمبگذاریهای القاعده عراق و افزایش تنش میان نوری مالکی با طارق هاشمی، معاون وقت رئیسجمهوری عراق، طارق هاشمی پس از سفر به عربستان به ترکیه گریخت. ترکیه از این دوره به اعمال فشار به دولت عراق و در مقابل نزدیکی به حزب دموکرات کردستان عراق و نیز جریانهای معترض سنیمذهب عراق پرداخت.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 ترکیه با تأسیسِ شبکۀ فارسیزبان در پی چیست؟
✍️ احسان هوشمند
کمتر از سه ماه پس از آنکه محمد زاهد سباچی، رئیس تیآرتی، یعنی رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، خبر داد که شبکۀ فارسی تیآرتی ترکیه تا پیش از آغاز سال نو مسیحی شروع به کار میکند، این شبکۀ فارسیزبان در ترکیه، فعالیت خود را آغاز کرد. آغاز به کار این شبکۀ فارسیزبان درست زمانی روی میدهد که نقش مؤثر ترکیه در روندهای جاری و تحولات سیاسی اخیر سوریه بیشازپیش رسانهای شده است.
زاهد سباچی، مدیر شبکه رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، در مراسم افتتاحیۀ سال تحصیلی نو در دانشگاه اولوداغ در اظهاراتی مداخلهجویانه دربارۀ ایران گفت: «ما تا پایان سال جاری شبکه تیآرتی فارسی را افتتاح خواهیم کرد. ما باید ایران را ناراحت و اذیت کنیم، باید ایران را آشفته کنیم!». او درباره این روند گفت «ترکیه تنها کشوری است که در مقابلِ بحرانهای بینالمللی بهتنهایی قد علم کرده و رجزخوانی میکند. ترکیه تنها دولتی است که تلاش میکند روند بحرانهای بینالمللی را به اطلاع افکار عمومی جهان برساند. به این سبب بیشازپیش هدف قرار گرفته است... . مجبور هستیم که با افتتاح کانال تلویزیونی فارسی، ایران را بهشدت ناراحت کنیم». این سخنان که از طرف مدیر شبکۀ دولتی رادیو و تلویزیون ترکیه بیان شد، معرف اهداف ترکیه در درون ایران است، به گونهای که پیش از آغاز به کار شبکۀ فارسی تیآرتی مدیر ارشد این شبکه، اهداف تأسیس شبکه را بهروشنی و بدون هیچ پردهپوشی در یک جلسۀ عمومی بیان میکند و هدف از تأسیس چنین شبکهای را آشفتهسازی ایران عنوان میکند. آیا همزمانی رویدادهای سوریه و اقدامات ترکیه برای سرنگونی رژیم بشار اسد و آغاز به کار شبکۀ فارسیزبان تیآرتی ترکیه تصادفی است یا اینکه با دقت این زمان برای آغاز به کار شبکه تعریف شده بود؟ دولت ترکیه در کنار دیگر فعالیتهای مرتبط با ایران، با تأسیس شبکه فارسیزبان تیآرتی در پی چه اهدافی است؟
پس از رویکارآمدن حزب اسلامگرای آ.ک.پ در سال ۲۰۰۲ [میلادی] بسیاری از نیروهای سیاسی رقیب ایرانی از تندروهای اصولگرا تا اصلاحطلبان و دیگر جریانهای معتدلِ مذهبی منتقد وضع موجود معروف به نوگرایان دینی، هرکدام با انگیزههای ویژۀ خود در ایران از به قدرت رسیدن این حزب استقبال کردند. بیآنکه با دقت و به صورت جدی به بررسی ابعاد این دگرگونی در فضای سیاسی ترکیه پرداخته شود. این سنت مألوفی در دهههای اخیر ایران است که نیازی به بررسی و مطالعه و تعمق دربارۀ پدیدههای سیاسی و اجتماعی و ابعاد و ریشهها و کارکردها و پیامدهای آن وجود ندارد و بسته به شرایط و موقعیت با تصمیمهای آنی و بیمطالعه، اقداماتی انجام میشود و در صورت خطا بودن تصمیمها و مواضع و سیاستها و اقدامات هم کسی دربارۀ هزینههای چنین خطاهایی مورد پرسش قرار نمیگیرد.
از همان آغاز به کار دولتِ ائتلافی به نخستوزیری آقای رجب طیب اردوغان، این حزب سیاست منطقهای خود را بر مبنای تنش صفر با همسایگان تعریف کرد. اما دیری نپایید که در پی سلسله اعتراضات در کشورهای آفریقایی و آسیای جنوب غربی موسوم به بهار عربی، دولت ترکیه فاز جدیدی از دخالتهای گسترده و بیحدومرز خود را در منطقه آغاز کرد. دخالت این کشور در رویدادهای تونس و مصر و لیبی و سوریه و حتی اعتراضات عراق به صورت علنی، گسترده و حتی در برخی مواقع حمایت از گروههای معارض نظامی و تروریستهایی مانند داعش و نیز حضور نظامی ارتش ترکیه در عراق و سوریه و لیبی در میانۀ تحولات بود. نخستین تقابلها میان سیاستهای منطقهای دولت ترکیه به رهبری آقای اردوغان با ایران در جریان بحران عراق در دورۀ نخستوزیری آقای نوری مالکی روی داد. با آغاز اعتراضات بخشی از جامعۀ سنیمذهب عراق در سال ۲۰۱۲ [میلادی] در استان انبار و برخی نقاط دیگر و تشدید بمبگذاریهای القاعده عراق و افزایش تنش میان نوری مالکی با طارق هاشمی، معاون وقت رئیسجمهوری عراق، طارق هاشمی پس از سفر به عربستان به ترکیه گریخت. ترکیه از این دوره به اعمال فشار به دولت عراق و در مقابل نزدیکی به حزب دموکرات کردستان عراق و نیز جریانهای معترض سنیمذهب عراق پرداخت.
🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 ترکیه با تأسیسِ شبکۀ فارسیزبان در پی چیست؟ ✍️ احسان هوشمند کمتر از سه ماه پس از آنکه محمد زاهد سباچی، رئیس تیآرتی، یعنی رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه، خبر داد که شبکۀ فارسی تیآرتی ترکیه تا پیش از آغاز سال نو مسیحی شروع به کار میکند، این شبکۀ فارسیزبان…
👍28👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 در سوگِ استاد ژاله علو
استاد ژاله علو؛
گویندۀ رادیو، صداپیشه و هنرپیشۀ تئاتر، سینما و تلویزیون ایران
۱۴ اَمُرداد ۱۳۰۶ خورشیدی - تهران
۳ دی ۱۴۰۳ خورشیدی - تهران
یاد و نامشان در دفتر فرهنگ و هنر ایران، مانا و سبز
#یادها
@IranDel_Channel
💢
استاد ژاله علو؛
گویندۀ رادیو، صداپیشه و هنرپیشۀ تئاتر، سینما و تلویزیون ایران
۱۴ اَمُرداد ۱۳۰۶ خورشیدی - تهران
۳ دی ۱۴۰۳ خورشیدی - تهران
یاد و نامشان در دفتر فرهنگ و هنر ایران، مانا و سبز
#یادها
@IranDel_Channel
💢
👍29
ایراندل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست یکصد و دوازدهم زمان: چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: نعمت ییلدریم، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه آتاتُرک شهر ارضروم ترکیه [موضوع سخنرانی: ترجمۀ شاهنامه به زبان ترکی استانبولی]…
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست یکصد و سیزدهم
زمان:
چهارشنبه ۵ دی۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: محمد جعفری قنواتی، دکترای فرهنگ ادبیاتِ عامه و فولکلورشناس
[موضوع سخنرانی: شاهنامه و فولکلور]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح بیتهای "اندر ستایش آفرینش"]
شاهنامهخوان: فاطمه روشندل
[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)
نشست یکصد و سیزدهم
زمان:
چهارشنبه ۵ دی۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست
سخنران: محمد جعفری قنواتی، دکترای فرهنگ ادبیاتِ عامه و فولکلورشناس
[موضوع سخنرانی: شاهنامه و فولکلور]
آموزگار: جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
[دستور کار: شرح بیتهای "اندر ستایش آفرینش"]
شاهنامهخوان: فاطمه روشندل
[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]
با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامهپژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوستداران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز
🔴 کارگاه شاهنامهخوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍23👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پخشِ مستند «آذرآبادگان» از شبکۀ مستند سیما
«آذرآبادگان» مستندی است که به چگونگی به وجود آمدن بحرانِ ملّیِ شکلگیری «فرقۀ دموکرات آذربایجان» بعد از جنگ جهانی دوم - با هدف تجزیۀ استانهای شمالغرب ایران - میپردازد و نقشِ مردمِ خطۀ آذربایجان را در شکست این جریان، مورد پژوهش قرار میدهد.
کارگردان: حامد کلجهای
تهیهکننده: مصطفی شوقی
🔴 پخش از شبکه مستند سیما
سهشنبه چهارم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۱
بازپخش، چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی ساعت ۹ صبح
🔴 امکان تماشا از طریقِ تارنما و برنامک تلوبیون هم وجود دارد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
«آذرآبادگان» مستندی است که به چگونگی به وجود آمدن بحرانِ ملّیِ شکلگیری «فرقۀ دموکرات آذربایجان» بعد از جنگ جهانی دوم - با هدف تجزیۀ استانهای شمالغرب ایران - میپردازد و نقشِ مردمِ خطۀ آذربایجان را در شکست این جریان، مورد پژوهش قرار میدهد.
کارگردان: حامد کلجهای
تهیهکننده: مصطفی شوقی
🔴 پخش از شبکه مستند سیما
سهشنبه چهارم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۱
بازپخش، چهارشنبه پنجم دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی ساعت ۹ صبح
🔴 امکان تماشا از طریقِ تارنما و برنامک تلوبیون هم وجود دارد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
👍25👎3
🔴 چهارم دی ماه، روز بزرگداشتِ رودکی سمرقندی، شاعر بزرگ ایرانزمین
هرکه را ایزدْش، لختی هوش داد
روزگار، او را بسنده اوستاد
هرکه نامُخت از گُذشتِ روزگار
نیز ناموزد زِ هیچ آموزگار
رودکی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
هرکه را ایزدْش، لختی هوش داد
روزگار، او را بسنده اوستاد
هرکه نامُخت از گُذشتِ روزگار
نیز ناموزد زِ هیچ آموزگار
رودکی
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
👍32👎2
🔴 اعتراض به تغییرنامِ خیابان بیستون تهران
✍️ افشین جعفرزاده در اعتراض به تغییر نامِ خیابانِ بیستون تهران در شبکههای اجتماعی نوشت:
ببین بنای محبت چه محکم است، شکست
به طاق کسری خورده است و بیستون برجاست
اگر که پرده بیفتد ز کار میبینی
به چشم، عارف و عامی در این میان رسواست
هم میهنان!
اینجانب افشین جعفرزاده، بعنوان یک شهروند ارومیهای - آذربایجانیِ میهنِ عزیزتر از جانم، ایران که ساکن تهران است، بر بنیاد حقوق مدنیام، اعضای بیکفایت شورای شهر تهران را موظف به پاسخگویی این پرسش در پیشگاه ملت ایران میدانم:
بر مبنای چه منطقی در اقدامی میهن - فرهنگستیزانه، نامِ نامیِ خیابانی، که یادآور یکی از سترگترین و گرانسنگترین گنجینهها و میراثهای ارزشمند تاریخی و فرهنگی ایرانزمین و بزرگترین سنگنوشت باستانی جهان بود، برداشتید؟! نامی که در گنجینهی ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد. آیا نمیدانید، چنین نامهایی، یادمانهای نمادین دیرپایی فرهنگ نیاکانی در این کهنْ مرزوبوم هستند؟ بسیاری از کشورهای دنیا به چنین سرمایههای فرهنگی چون بیستون در میهنِ ما رشک میورزند و میکوشند برای خویش، تاریخی کهن حتی با جعل و تحریف برسازند، اما شما ناآگاهانه - بیخردانه یا شاید حتی مغرضانه و دشمنانه به نفی و حذف این نمادهای ملی دست می یازید. کاش شمایی که با آرایی انگشتشمار در شهر چندین میلیونی تهران پا به این مسند گذاشتید، خردهدانشی از فرهنگ و تاریخ ملی و اندک تعلقی به میهن و ملت بزرگ ایران داشتید و از این ایرانستیزی پا وا می کشیدید.
کسی که بد به وطن گفت بیوطن بادا
که بر وطن نزند طعنه غیر بیوطنی
پاینده ایرانزمین
افشین جعفرزاده
۴ دی ۱۴۰۳
@IranDel_Channel
💢
🔴 اعتراض به تغییرنامِ خیابان بیستون تهران
✍️ افشین جعفرزاده در اعتراض به تغییر نامِ خیابانِ بیستون تهران در شبکههای اجتماعی نوشت:
ببین بنای محبت چه محکم است، شکست
به طاق کسری خورده است و بیستون برجاست
اگر که پرده بیفتد ز کار میبینی
به چشم، عارف و عامی در این میان رسواست
هم میهنان!
اینجانب افشین جعفرزاده، بعنوان یک شهروند ارومیهای - آذربایجانیِ میهنِ عزیزتر از جانم، ایران که ساکن تهران است، بر بنیاد حقوق مدنیام، اعضای بیکفایت شورای شهر تهران را موظف به پاسخگویی این پرسش در پیشگاه ملت ایران میدانم:
بر مبنای چه منطقی در اقدامی میهن - فرهنگستیزانه، نامِ نامیِ خیابانی، که یادآور یکی از سترگترین و گرانسنگترین گنجینهها و میراثهای ارزشمند تاریخی و فرهنگی ایرانزمین و بزرگترین سنگنوشت باستانی جهان بود، برداشتید؟! نامی که در گنجینهی ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد. آیا نمیدانید، چنین نامهایی، یادمانهای نمادین دیرپایی فرهنگ نیاکانی در این کهنْ مرزوبوم هستند؟ بسیاری از کشورهای دنیا به چنین سرمایههای فرهنگی چون بیستون در میهنِ ما رشک میورزند و میکوشند برای خویش، تاریخی کهن حتی با جعل و تحریف برسازند، اما شما ناآگاهانه - بیخردانه یا شاید حتی مغرضانه و دشمنانه به نفی و حذف این نمادهای ملی دست می یازید. کاش شمایی که با آرایی انگشتشمار در شهر چندین میلیونی تهران پا به این مسند گذاشتید، خردهدانشی از فرهنگ و تاریخ ملی و اندک تعلقی به میهن و ملت بزرگ ایران داشتید و از این ایرانستیزی پا وا می کشیدید.
کسی که بد به وطن گفت بیوطن بادا
که بر وطن نزند طعنه غیر بیوطنی
پاینده ایرانزمین
افشین جعفرزاده
۴ دی ۱۴۰۳
@IranDel_Channel
💢
👍77👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مستند آذرآبادگان | نقشۀ ترسناکِ شوروی برای تجزیۀ خطۀ آذربایجان از ایران
«آذرآبادگان» مستندی است که به چگونگی به وجود آمدن بحرانِ ملّیِ شکلگیری «فرقۀ دموکرات آذربایجان» بعد از جنگ جهانی دوم - با هدف تجزیۀ استانهای شمالغرب ایران - میپردازد و نقشِ مردمِ خطۀ آذربایجان را در شکست این جریان، مورد پژوهش قرار میدهد.
کارگردان: حامد کلجهای
تهیهکننده: مصطفی شوقی
🔴 امکان تماشای #مستند از طریقِ تارنما و برنامک تلوبیون هم وجود دارد.
@IranDel_Channel
💢
«آذرآبادگان» مستندی است که به چگونگی به وجود آمدن بحرانِ ملّیِ شکلگیری «فرقۀ دموکرات آذربایجان» بعد از جنگ جهانی دوم - با هدف تجزیۀ استانهای شمالغرب ایران - میپردازد و نقشِ مردمِ خطۀ آذربایجان را در شکست این جریان، مورد پژوهش قرار میدهد.
کارگردان: حامد کلجهای
تهیهکننده: مصطفی شوقی
🔴 امکان تماشای #مستند از طریقِ تارنما و برنامک تلوبیون هم وجود دارد.
@IranDel_Channel
💢
👍44👎2
🔴 در تئاتر «ستارخان» خبری از «سردار ملّی» نیست! / تلاش برای تنزّل دادن «سردار ملّی» به «سردارِ قومی»
✍️ محمدرضا ربانی
روایت ستارخان که به حق، لقبِ سردار ملی را یدک میکشد، تنها روایت یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه روایت نمادی از مبارزات برای به دست آوردن حکومت مشروطه، هویت ملی و روحیۀ مقاومت ایرانیان است. با این حال، همانند روایت هر رویداد تاریخی، این نمایش نیز با حاشیهها و پرسشهای بسیاری همراه است. در ادامه، به برخی از مهمترین حاشیههای این نمایش که چندی است در تبریز به روی صحنه رفته، خواهیم پرداخت:
تلاش برای تنزل دادن «سردار ملی» به «سردار قومی»
۱- محمدباقر ویجویهای از اهالی تبریز، که حوادث مشروطه را از نزدیک دیده و به صورت روزانه در یک کتاب جمعآوری و نامِ آن را «تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز» گذاشته است، در صفحۀ ۳۲ از نسخۀ خطی این کتاب که به شمارۀ ۱۸۳۰۶ در کتابخانۀ ملّی ایران نگهداری میشود، خاطرۀ جالبی روایت دارد: ستارخان در پاسخ به نمایندۀ روسیه که به او میگوید زیر بیرق روسیه بیا و در امان باش میگوید: «من در زیر بیدق جناب ابوالفضل و بیدق ایرانم، بیدق شما به من لازم نیست و من ابداً تابع ظلم و استبداد نخواهم شد… مگر من و اهالی تبریز به دولت علیه ایران یاغی شدهایم که در زیر بیدق شما پناهنده شویم…»
آن چه که این یار نزدیک ستارخان (محمدباقر ویجویهای) و البته سایر منابع تاریخی مطرح میکنند، او و سایر مشروطهچیهای تبریز برای پاک کردن ننگ استعمار و استثمار از دامانِ پاکِ ایران و ایرانیان تلاش کردهاند! پس به حق، او را «سردار دل ایرانیان» نامیدهاند. و دیدیم که در مسیر عبور ستارخان و یارانش از تبریز به تهران و در شهرهای مختلف، چگونه مشروطهچیهای تبریز مورد استقبال مردم ایران قرار گرفتند.
باید بدانیم آن چه که ستارخان را تبدیل به قهرمانِ ملّی ایرانیان کرد حسِّ نابِ ایراندوستی او بود! امری که به نظر میرسد جریانی خاص و وابسته به آن سوی مرزها، به شدت تلاش دارد تا این «قهرمان ملی» را به «قهرمان قومی» تبدیل کند و این تلاش را می توان در لایه های زیرین و پنهان نمایش ستارخان هم دید! در جایی که شخصیت ستارخان فریاد میزند «… یاشاسین وطن؛ یاشاسین آذربایجان» نامی از ایران نیست! چرا؟
این فریاد شخصیت ستارخان و حذف نام ایران، منِ نگارندۀ این سطور را یاد شعارهای هواداران تراکتور میاندازد؛ جایی که شعار زیبای «ایران، تبریز، تراکتور» در ورزشگاه تختی را به شعار«آذربایجان واراولسون؛ ایستمین کور اولسون» در ورزشگاه یادگار امام تبدیل کردند!
استفاده از نمادهای قومی در نمایشِ ستارخان
۲- این تئاتر که تلاش دارد شخصیتِ عظیمِ ستارخان را به نمایش بگذارد، یک ایراد اساسی دیگر را نیز یدک میکشد و آن هم استفاده از نمادهای قومی است. در این نمایش هر چقدر که جای خالی نمادهای ملّی به چشم میخورد، به همان اندازه استفاده از نمادهای جریانِ قومی توی ذوق میزند!! از جمله در جایی که تلاش دارد با رنگهای خاص، پرچمِ یک کشور همسایه را نمادسازی کند! و یا جایی که آهنگِ مدحِ تصرّفِ قراباغ را که در حضورِ الهام علیاف اجرا شده در پایان نمایش پخش میکند تا قیامِ ملّیگرایانۀ ستارخان با تصرّفِ قراباغ پیوند خورده و ماهیت قومگرایانه پیدا کند!
🔴 بُنمایه: آذرپژوه
@IranDel_Channel
💢
🔴 در تئاتر «ستارخان» خبری از «سردار ملّی» نیست! / تلاش برای تنزّل دادن «سردار ملّی» به «سردارِ قومی»
✍️ محمدرضا ربانی
روایت ستارخان که به حق، لقبِ سردار ملی را یدک میکشد، تنها روایت یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه روایت نمادی از مبارزات برای به دست آوردن حکومت مشروطه، هویت ملی و روحیۀ مقاومت ایرانیان است. با این حال، همانند روایت هر رویداد تاریخی، این نمایش نیز با حاشیهها و پرسشهای بسیاری همراه است. در ادامه، به برخی از مهمترین حاشیههای این نمایش که چندی است در تبریز به روی صحنه رفته، خواهیم پرداخت:
تلاش برای تنزل دادن «سردار ملی» به «سردار قومی»
۱- محمدباقر ویجویهای از اهالی تبریز، که حوادث مشروطه را از نزدیک دیده و به صورت روزانه در یک کتاب جمعآوری و نامِ آن را «تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز» گذاشته است، در صفحۀ ۳۲ از نسخۀ خطی این کتاب که به شمارۀ ۱۸۳۰۶ در کتابخانۀ ملّی ایران نگهداری میشود، خاطرۀ جالبی روایت دارد: ستارخان در پاسخ به نمایندۀ روسیه که به او میگوید زیر بیرق روسیه بیا و در امان باش میگوید: «من در زیر بیدق جناب ابوالفضل و بیدق ایرانم، بیدق شما به من لازم نیست و من ابداً تابع ظلم و استبداد نخواهم شد… مگر من و اهالی تبریز به دولت علیه ایران یاغی شدهایم که در زیر بیدق شما پناهنده شویم…»
آن چه که این یار نزدیک ستارخان (محمدباقر ویجویهای) و البته سایر منابع تاریخی مطرح میکنند، او و سایر مشروطهچیهای تبریز برای پاک کردن ننگ استعمار و استثمار از دامانِ پاکِ ایران و ایرانیان تلاش کردهاند! پس به حق، او را «سردار دل ایرانیان» نامیدهاند. و دیدیم که در مسیر عبور ستارخان و یارانش از تبریز به تهران و در شهرهای مختلف، چگونه مشروطهچیهای تبریز مورد استقبال مردم ایران قرار گرفتند.
باید بدانیم آن چه که ستارخان را تبدیل به قهرمانِ ملّی ایرانیان کرد حسِّ نابِ ایراندوستی او بود! امری که به نظر میرسد جریانی خاص و وابسته به آن سوی مرزها، به شدت تلاش دارد تا این «قهرمان ملی» را به «قهرمان قومی» تبدیل کند و این تلاش را می توان در لایه های زیرین و پنهان نمایش ستارخان هم دید! در جایی که شخصیت ستارخان فریاد میزند «… یاشاسین وطن؛ یاشاسین آذربایجان» نامی از ایران نیست! چرا؟
این فریاد شخصیت ستارخان و حذف نام ایران، منِ نگارندۀ این سطور را یاد شعارهای هواداران تراکتور میاندازد؛ جایی که شعار زیبای «ایران، تبریز، تراکتور» در ورزشگاه تختی را به شعار«آذربایجان واراولسون؛ ایستمین کور اولسون» در ورزشگاه یادگار امام تبدیل کردند!
استفاده از نمادهای قومی در نمایشِ ستارخان
۲- این تئاتر که تلاش دارد شخصیتِ عظیمِ ستارخان را به نمایش بگذارد، یک ایراد اساسی دیگر را نیز یدک میکشد و آن هم استفاده از نمادهای قومی است. در این نمایش هر چقدر که جای خالی نمادهای ملّی به چشم میخورد، به همان اندازه استفاده از نمادهای جریانِ قومی توی ذوق میزند!! از جمله در جایی که تلاش دارد با رنگهای خاص، پرچمِ یک کشور همسایه را نمادسازی کند! و یا جایی که آهنگِ مدحِ تصرّفِ قراباغ را که در حضورِ الهام علیاف اجرا شده در پایان نمایش پخش میکند تا قیامِ ملّیگرایانۀ ستارخان با تصرّفِ قراباغ پیوند خورده و ماهیت قومگرایانه پیدا کند!
🔴 بُنمایه: آذرپژوه
@IranDel_Channel
💢
👍43👎4