ایران‌دل | IranDel – Telegram
ایران‌دل | IranDel
3.73K subscribers
1.24K photos
984 videos
41 files
2.02K links
همه عالم تن است و ایران‌ دل ❤️

این کانال دغدغه‌اش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی

[ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
Download Telegram

🔴 اعتراض به تغییرنامِ خیابان بیستون تهران

✍️ افشین جعفرزاده در اعتراض به تغییر نامِ خیابانِ بیستون تهران در شبکه‌های اجتماعی نوشت:

ببین بنای محبت چه محکم است، شکست
به طاق کسری خورده است و بیستون برجاست

اگر که پرده بیفتد ز کار می‌بینی
به چشم، عارف و عامی در این میان رسواست

هم میهنان!
اینجانب افشین جعفرزاده، بعنوان یک شهروند ارومیه‌ای - آذربایجانیِ میهنِ عزیزتر از جانم، ایران که ساکن تهران است، بر بنیاد حقوق مدنی‌ام، اعضای بی‌کفایت شورای شهر تهران را موظف به پاسخگویی این پرسش در پیشگاه ملت ایران می‌دانم:
بر مبنای چه منطقی در اقدامی میهن - فرهنگ‌ستیزانه، نامِ نامیِ خیابانی، که  یادآور یکی از سترگ‌ترین و گران‌سنگ‌ترین گنجینه‌ها و میراث‌های ارزشمند تاریخی و فرهنگی ایران‌زمین و بزرگ‌ترین سنگ‌نوشت باستانی جهان بود، برداشتید؟! نامی که در گنجینه‌ی ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد. آیا نمی‌دانید، چنین نام‌هایی، یادمان‌های نمادین دیرپایی فرهنگ نیاکانی در این کهنْ مرزوبوم هستند؟ بسیاری از کشورهای دنیا به چنین سرمایه‌های فرهنگی چون بیستون در میهنِ ما رشک می‌ورزند و می‌کوشند برای خویش، تاریخی کهن حتی با جعل و تحریف برسازند، اما شما ناآگاهانه - بی‌خردانه یا شاید حتی مغرضانه و دشمنانه به نفی و حذف این نمادهای ملی دست می یازید. کاش شمایی که با آرایی انگشت‌شمار در شهر چندین میلیونی تهران پا به این مسند گذاشتید، خرده‌دانشی از فرهنگ و تاریخ ملی و اندک تعلقی به میهن و ملت بزرگ ایران داشتید و از این ایران‌ستیزی پا وا می کشیدید.

کسی که بد به وطن گفت بی‌وطن بادا
که بر وطن نزند طعنه غیر بی‌وطنی

پاینده ایران‌زمین
افشین جعفرزاده
۴ دی ۱۴۰۳


@IranDel_Channel

💢
👍77👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مستند آذرآبادگان | نقشۀ ترسناکِ شوروی برای تجزیۀ خطۀ آذربایجان از ایران

«آذرآبادگان» مستندی است که به چگونگی به وجود آمدن بحرانِ ملّیِ شکل‌گیری «فرقۀ دموکرات آذربایجان» بعد از جنگ جهانی دوم - با هدف تجزیۀ استان‌های شمالغرب ایران - می‌پردازد و نقشِ مردمِ خطۀ آذربایجان را در شکست این جریان، مورد پژوهش قرار می‌دهد.

کارگردان: حامد کلجه‌ای
تهیه‌کننده: مصطفی شوقی



🔴 امکان تماشای #مستند از طریقِ تارنما و برنامک تلوبیون هم وجود دارد.




@IranDel_Channel

💢
👍44👎2

🔴 در تئاتر «ستارخان» خبری از «سردار ملّی» نیست! / تلاش برای تنزّل دادن «سردار ملّی» به «سردارِ قومی»

✍️ محمدرضا ربانی

روایت ستارخان که به حق، لقبِ سردار ملی را یدک می‌کشد، تنها روایت یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه روایت نمادی از مبارزات برای به دست آوردن حکومت مشروطه، هویت ملی و روحیۀ مقاومت ایرانیان است. با این حال، همانند روایت هر رویداد تاریخی، این نمایش نیز با حاشیه‌ها و پرسش‌های بسیاری همراه است. در ادامه، به برخی از مهم‌ترین حاشیه‌های این نمایش که چندی است در تبریز به روی صحنه رفته، خواهیم پرداخت:

تلاش برای تنزل دادن «سردار ملی» به «سردار قومی»

۱- محمدباقر ویجویه‌ای از اهالی تبریز، که حوادث مشروطه را از نزدیک دیده و به صورت روزانه در یک کتاب جمع‌آوری و نامِ آن را «تاریخ انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز» گذاشته است، در صفحۀ ۳۲ از نسخۀ خطی این کتاب که به شمارۀ ۱۸۳۰۶ در کتابخانۀ ملّی ایران نگه‌داری می‌شود، خاطرۀ جالبی روایت دارد: ستارخان در پاسخ به نمایندۀ روسیه که به او می‌گوید زیر بیرق روسیه بیا و در امان باش می‌گوید: «من در زیر بیدق جناب ابوالفضل و بیدق ایرانم، بیدق شما به من لازم نیست و من ابداً تابع ظلم و استبداد نخواهم شد… مگر من و اهالی تبریز به دولت علیه ایران یاغی شده‌ایم که در زیر بیدق شما پناهنده شویم…»

آن چه که این یار نزدیک ستارخان (محمدباقر ویجویه‌ای) و البته سایر منابع تاریخی مطرح می‌کنند، او و سایر مشروطه‌چی‌های تبریز برای پاک کردن ننگ استعمار و استثمار از دامانِ پاکِ ایران و ایرانیان تلاش کرده‌اند! پس به حق، او را «سردار دل ایرانیان» نامیده‌اند. و دیدیم که در مسیر عبور ستارخان و یارانش از تبریز به تهران و در شهرهای مختلف، چگونه مشروطه‌چی‌های تبریز مورد استقبال مردم ایران قرار گرفتند.
باید بدانیم آن چه که ستارخان را تبدیل به قهرمانِ ملّی ایرانیان کرد حسِّ نابِ ایران‌دوستی او بود! امری که به نظر می‌رسد جریانی خاص و وابسته به آن سوی مرزها، به شدت تلاش دارد تا این «قهرمان ملی» را به «قهرمان قومی» تبدیل کند و این تلاش را می توان در لایه های زیرین و پنهان نمایش ستارخان هم دید! در جایی که شخصیت ستارخان فریاد می‌زند «… یاشاسین وطن؛ یاشاسین آذربایجان» نامی از ایران نیست! چرا؟

این فریاد شخصیت ستارخان و حذف نام ایران، منِ نگارندۀ این سطور را یاد شعارهای هواداران تراکتور می‌اندازد؛ جایی که شعار زیبای «ایران، تبریز، تراکتور» در ورزشگاه تختی را به شعار«آذربایجان واراولسون؛ ایستمین کور اولسون» در ورزشگاه یادگار امام تبدیل کردند!

استفاده از نمادهای قومی در نمایشِ ستارخان

۲- این تئاتر که تلاش دارد شخصیتِ عظیمِ ستارخان را به نمایش بگذارد، یک ایراد اساسی دیگر را نیز یدک می‌کشد و آن هم استفاده از نمادهای قومی است. در این نمایش هر چقدر که جای خالی نمادهای ملّی به چشم می‌خورد، به همان اندازه استفاده از نمادهای جریانِ قومی توی ذوق می‌زند!! از جمله در جایی که تلاش دارد با رنگ‌های خاص، پرچمِ یک کشور همسایه را نمادسازی کند! و یا جایی که آهنگِ مدحِ تصرّفِ قراباغ را که در حضورِ الهام علی‌اف اجرا شده در پایان نمایش پخش می‌کند تا قیامِ ملّی‌گرایانۀ ستارخان با تصرّفِ قراباغ پیوند خورده و ماهیت قوم‌گرایانه پیدا کند!


🔴 بُن‌مایه: آذرپژوه

@IranDel_Channel

💢
👍43👎4

🔴 ماجراجویی ارضی اردوغان و خطرِ قریب‌الوقوعِ خفگی ژئوپلتیکِ ایران در قفقاز

✍️ نیما عظیمی

تحولات اخیر در خاورمیانه به‌ویژه در سوریه، در هر ریختی که باشد و سوا از هر نتیجه‌ای که برای ایران در امروز و ادامۀ روابطش با این کشور داشته باشد، ایران را به‌ لحاظ ژئوپلیتیکی در منطقه - و مهم‌تر از آن در منطقه قفقاز جنوبی - وارد فاز جدیدی از مناقشات خواهد کرد. تأثیر بسزای ترکیه - چه به‌عنوان بازیگر مستقل، چه به‌عنوان بازوی عملیاتی معماران فرامنطقه‌ای - در این تحولات، دارای یک پیام بسیار حیاتی برای ایران است. واقعیت این است که ایران باید امروز در قفقاز جنوبی تمرکز امنیتی بیشتری بر خاورمیانه داشته باشد. با توجه به موقعیت کنونی ترکیه و نفوذش در منطقه یادشده، بی‌شک رئیس‌جمهوری آن کشور، رجب طیب اردوغان در مالیخولیای خود در حال چیدن تکه‌های پازل نقشه جغرافیایی مورد ادعای خود موسوم به «جهان تُرک» است.

جهان ترک یک فتنۀ قومی، تاریخی، ژئوپلیتیکی و امنیتی برای ایران است. ترکیه دست‌کم از سال ۲۰۱۶ [میلادی] عملیات پرشماری را در شمال سوریه انجام داده است؛ و سوا از اینکه تحقق رؤیای جهان ترک تا چه اندازه واقعی یا غیرواقعی، کوتاه‌مدت یا بلندمدت است، باید به نکته‌‌ای مهم‌تر و واقعیتی تهدیدکننده که نقداً همین امروز از درون آن برای ایران بیرون آمده است، توجه کنیم، زیرا که در سال ۲۰۲۱ [میلادی] نقشه‌ای متجاوزانه از سوی حزب حرکت ملی ترکیه طراحی شده است که نمایانگر محدودۀ گستردۀ جغرافیای مدنظر اردوغان در تشکیل جهان ترک به رهبری ترکیه است.

در این نقشه موهوم قسمت‌هایی از شمال شرق، شمال‌ غرب، غرب و مرکز ایران، و همچنین شرق و شمال سوریه به جهان ترک مدنظر اردوغان و همدستانش ضمیمه شده است. اردوغان اثبات کرده که رؤیای احیای امپراتوری عثمانی را در ریخت نوعثمانی آن در سر می‌پروراند؛ و با توجه به نفوذ ترکیه در سوریه، طمع اردوغان برای تسریع در پیشبرد پروژۀ جهان ترک بیشتر شده است. اردوغان شریک راهبردی و کارگردان رئیس‌جمهوری باکو، الهام علی‌اف، در پیشبرد سیاست‌های ضدِّ ایرانی او با هدف اشغال استان سیونیک ارمنستان (ایجاد دالان زنگه‌زور جعلی) است. استان سیونیک به مرکزیت شهر کاپان هم‌مرز با ایران است. نکتۀ تأمل‌برانگیز و حساس برای ایران و منافع ملی تمامیت ارضی ایران، اینجاست که به‌ واسطۀ این مرز مشترک (ایران و ارمنستان) پیوند جغرافیایی مناطق جهان ترک دچار اختلال است. به‌ عبارت‌ دیگر، استان سیونیک به‌اصطلاح «هاب» یا «نقطۀ کانونی» پیوند و اتصال مناطق مدنظر در پروژۀ جهان ترک است که ترکیه و جمهوری باکو برای این منطقۀ حساس و استراتژیک، توطئه‌های متجاوزانه و پلیدی را در نظر گرفته‌اند.

در صورت اشغال‌شدن استان سیونیک (ایجاد دالان زنگه‌زور جعلی) هم پلی مهم در پیشرفت تشکیل جهان ترک در منطقۀ قفقاز جنوبی و در امتداد همان خاورمیانه عربی‌ زده شده است، هم الهام علی‌اف نخجوان و جمهوری باکو را بدون واسطه به هم وصل خواهد کرد؛ در نتیجه، ایران دچار خفگی ژئوپلیتیکی خواهد شد و به لحاظ ژئواکونومیکی با یک بن‌بست و چالش بزرگ روبه‌رو خواهد شد؛ بنابراین کم‌توجهی و دست‌کم‌ گرفتن اردوغان، این بازیگر پراگماتیست و پاگرفته در منطقه، یعنی ساده‌لوحی! نکتۀ بسیار کلیدیِ دیگر در معادلات بین ایران و ترکیه و درهم‌تنیدگی و پیوستگی آن در خاورمیانۀ عربی و قفقاز جنوبی، مسئله «کریدور توسعه» است که ترکیه طراح آن است.

این کریدور نیز براساس نقشه راه خود، در ایستگاهی به مرز ایران و ارمنستان (دالان زنگه‌زور جعلی) می‌رسد. کریدور توسعه قرار است از کشورهای عربی خلیج فارس و «فاو» عراق به ترکیه برسد و در آنجا به دو شعبه تقسیم خواهد شد؛ شعبه‌ای به سمت دریای مدیترانه خواهد رفت تا با کشورهای اروپایی ارتباط داشته باشد و شعبه دیگرش به سمت ایران خواهد آمد. همه این داده‌ها و گزاره‌ها به‌روشنی بیانگر این مطلب است که ترکیه در ادامه مطامع و زیاده‌خواهی‌های خود از هیچ رفتار متجاوزانه و ایران‌ستیزانه‌ای دریغ نخواهد کرد. اردوغان رؤیای امپراتوری نوعثمانی در جهان ترک را در سر دارد؛ و در گام یا گام‌های بعدی، بار دیگر به کمک جمهوری ‎باکو خواهد رفت. ترکیه از هر تلاشی در مسیر دست‌درازی و تجاوز، ازجمله تعرض به سیونیک (ایجاد دالان زنگه‌زور جعلی) و بستن مرز مشترک ایران و ارمنستان کوتاه نخواهد آمد.


🔴 دنبالۀ یادداشت منتشره در روزنامۀ شرق (شمارۀ ۶ دی ۱۴۰۳ خورشیدی) را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍33

🔴 مقدماتی دربارۀ امکان یا عدم امکانِ فدرالیسم در حقوقِ اساسی و اندیشۀ سیاسی ایران

✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی

مقدمه

فدرالیسم به عنوان یک روشِ ادارۀ کشور چه نسبتی با حقوق اساسی و اندیشۀ سیاسی ایرانی برقرار می‌کند؟ آیا پیشینه‌ای از فدرالیسم در تاریخ ایران وجود دارد؟

این پرسش‌ها از این رو مهم است که گاه برخی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، همچون اصل پانزدهم، به روشی خوانده می‌شود که راه فدرالیسم (فرهنگی) را باز کند. یا برخی سوابقِ تاریخی همچون دورۀ اشکانیان یا هزارۀ اول پس از ورود اسلام، دوره‌های خوانده می‌شود که کشور به صورت فدرالی اداره می‌شد. به نظر می‌رسد نه تاریخ و نه اندیشۀ سیاسی ایران (قبل و بعد از اسلام) و نه حقوق اساسی، نسبتی با فدرالیسم برقرار نمی‌کند.

اساساً فدرالیسم، روشی اروپایی است و ریشه‌های محکمی در تاریخِ آن دیار دارد. برای ارزیابی این فرض در این مقاله نخست به یکی از ریشه‌های فدرالیسم در غرب پرداخته می‌شود. در ادامه مختصری از اندیشۀ سیاسی ایرانی در ارتباط با فدرالیسم بازگو می‌شود و در نهایت نسبتِ اصولِ مربوط به نحوۀ اداره کشور در قانون اساسی جمهوری اسلامی را با فدرالیسم بررسی می‌کنیم.

ریشه‌های دینی فدرالیسم در اروپا

در فرهنگ عمید، فدرالیسم چنین معنی شده است: نظامی سیاسی که بر طبق آن یک مملکت از اتحادِ ایالات مستقل تشکیل می‌شود. به نظر می رسد این معنی بهترین معنی و تعریف فدرالیسم باشد. فدرالیسم از اتحاد ایالت‌ها به دلایلِ تاریخی و سیاسی تشکیل می‌شود. بنابراین برعکس کردن آن، یعنی تبدیل کشوری متحد به کشوری فدرال را نمی‌توان فدرالیسم نامید.

فدرالیسم در تاریخِ اروپا ریشه‌های محکمی در فئودالیسم و اندیشۀ اصلاح دینی داشت. در اینجا به مبانی اندیشگی آن می‌پردازیم تا مشخص شود، فدرالیسم، صرفاً یک انتخاب نیست؛ یک فرایند تاریخی بوده و انتخاب آن مبانی ناگزیری داشته است.

برای شناختِ نقش اندیشۀ اصلاح دینی در بنیان‌ گرفتن فدرالیسم، بررسی تحولاتِ اندیشۀ اصلاح دینی لازم است.



🔴 دنبالۀ یادداشت را در بخشِ «مشاهدۀ فوری» بخوانید:
👇👇


@IranDel_Channel

💢
👍24
‍ ‌
🔴 واکنش‌ها به اظهارنظر خلاف منافع ملیِ محمدرضا عارف، معاون نخست رئیس‌جمهور

✍️ رضا کدخدازاده دانش‌آموختۀ علوم سیاسی و کنشگر مدنی در صفحۀ مجازی خود نوشت:

امروز «اصلاح‌طلبان صندوقی» خود را عامل تکه‌پاره‌کردن ایران، با تئوری‌های گورباچفیستی کرده‌اند. در حال حاضر، برای تمامیت ارضی ایران هیچ فرد و جریانی خطرناک‌تر از این‌ها وجود ندارد. اما در این‌که برای پیشبرد این خیال خام و شوم، از محمد خاتمی به محمد عارف یا همان پدرِ ژن خوب - این مُغَفّل‌ترین سیاستمدار تاریخ ایران - رسیده‌اند، نکته‌ها نهفته است! قسم می‌خورم به این زبان‌بسته بگویید ده دقیقه دربارۀ فدرالیسم سخن بگوید، دقیقۀ دوم به مانند رئیسش به تته‌پته می‌افتد و حضّار ناچار به صلوات فرستادن می‌شوند که رسوایی از حد نگذرد!

القصه این‌گونه اظهارنظرها به نوعی اعلان ورشکستگی است. اینها را باید در کنار ناتوانی در تأمین انرژی و قطعی برق و امثالهم قرار داد. در واقع نشان از استیصال در مدیریت کشوری پهناور دارد که چون کفگیر به ته‌ دیگ خورده، نه پولی برای ادارۀ مُسَکِّن‌گونۀ کشور در بساط مانده و نه پولی برای باج دادن به رفقای اختلاس‌گرشان در «آن بالابالاها» که کاری به کار اینها نداشته باشند. برای همین هم است که چند ماهی خبری از اختلاس به گوش نمی‌خورَد!

در نتیجه، آقایانِ روزنه‌گشا برای ماندن در قطار قدرت، ایدۀ تکه‌پاره کردن کشور پیشه کرده‌اند تا هر طور شده در گوشه‌ای حتی بسیار کوچک از این کشور، ذی‌قدرت بمانند. تو گویی در مرحلۀ بعدی خواهند گفت به ما فقط یک شهر قُم را بدهید که برای خودمان با خیال «ام‌القرای اسلام»بودن خوش باشیم، بقیه‌اش کلاً مال شما!

البته که زهی خیال باطل. کسر شدنِ یک وجب از خاک این سرزمین - از هر کجایش- را با خود به گورستان خواهید برد. هم به گورستان تاریخ و هم به گورستان ناشناشِ جسد خودتان؛ که گویی از اول اصلاً نبوده‌اید!

___


✍️ آرش رئیسی‌نژاد، دکترای روابط بین‌الملل هم در توییتی نوشت:

مظلوم ‎ملت ایران که گرفتار شما ابالهه شده؛ در جوانی عربده کشیدید و امروز سودای تجزیۀ کشور با شعار ‎فدرالیسم دارید. در شرایطی که ‎مجلس، خوارترین نهاد شده ‎پارلمان استانی چه دستاوردی خواهد داشت؟ تا کشور را ‎تجزیه نکردید، دست بردار نخواهید بود چرا که ‎نفرت از ایران بنیان وجودی‌تان است.


🔴 پی‌نوشت یک:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأیید کلِّ محتوای آن نیست.

🔴 پی‌نوشت دو:
۱) اظهارنظر محمدرضا عارف در ۶ آذر ۱۳۹۸ خورشیدی

۲) اظهارنظر محمدرضا عارف در ۵ دی ۱۴۰۳ خورشیدی


@IranDel_Channel

💢
👍54👎2

🔴 چه کسی را دشمن گرفته‌ایم؟!

✍️ یدالله کریمی‌پور

این تصویر، تراکم هواپیماهای در حال پرواز و همزمان در آسمان دیشب (۲۴ دسامبر) آمریکا را نشان می‌دهد؛ یعنی پروازهای شب کریسمس.

خوب بنگریم!
درک و باور کردن این که ارزش ارزی آنچه فقط در این شب در آسمان ایالات‌متحده در حال پرواز است، دست‌کم بیشتر از ۱۷ برابر بودجۀ عمومی سال مالی ۱۴۰۳ جمهوری اسلامی ایران (بودجه دولت) است، برای رهبران و مدیران جمهوری اسلامی سخت و دشوار و شاید ناممکن‌ بنماید.

خدا رحمت کند تیزبینی قائم‌مقام فراهانی دایر بر مقایسۀ قدرت اقتصادی ایران و روسیه پس از جنگ‌های ایران و روس و عواقب برپا کردن جنگ جدید از سوی محمدشاه را که جنگیدن بدون قدرت اقتصادی، تنها منجر به تضعیف بیشتر و بیشتر است.


@IranDel_Channel

💢
👍41
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پاسخ ستّارخان، سردارِ ملّی ایران به سرکنسول روسیه:
«من می‌خواهم هفت دولت، زیر سایۀ بیرقِ ایران باشد.»



✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر ،‌ دکترای علوم سیاسی در توییتی نوشت:

ستارخان سرمایۀ ملّی ایران است. شخصیت بی‌نظیری است که مشروطه را از ایدۀ تجدّد به کُنشِ سیاسی - نظامی برکشید.
تخریبِ شخصیتِ ستّارخان، خیانت به سرمایۀ ملی است؛ انگار کسی تخت جمشید را تخریب کند یا شاهنامه را.
ستارخان خونی است جاری در رگِ ملّت.
تحریفِ ستارخان، کُشتنِ روحِ ملّی است.


#توییت_خوانی

@IranDel_Channel

💢
👍54👎2

🔴 بیانیه‌ی کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران در واکنش به سخنان معاون اول ریاست جمهوری

✍️ کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران

چندی پیش کانونِ ایران‌شناسی دانشگاه تهران در بیانیه‌ای واکنش و نگرانی خود را نسبت به دیدار خبرنگاری با سابقه‌ی مشخصِ فعالیت‌های ضدِّ ملّی نشان داد. امروز که نزدیک به چهارماه از عمر دولت چهاردهم گذشته است، فعالیت‌های مختلفی اعم از دیدار با بعضی افراد معلوم‌الحال دیگر در دولت و به ویژه نهاد ریاست جمهوری انجام شده که این گفته‌ی بیانیه‌ی پیشین را بیش از پیش اثبات می‌کند؛ در صورت ادامه‌ی این ماجراجویی‌های قوم‌گرایانه‌ی دولت چهاردهم، پس از چهار سال این دولت بیش از هر دولت دیگری به ایران آسیب خواهد زد.

جدیدترین برگ این دفتر فلاکت‌بار برای ایران، این مرز پرگهر، سخنان معاون اول ریاست جمهوری در شورای عالی اداری ناظر به اختیارات استانداران و نهادهای غیر متمرکز است. این سخنان معاون اول کاملا نشأت گرفته از آبشخوری فکری به نام ایده‌ی فدرالیسم برای ایران است که هیچ‌گونه سنخیتی با تاریخ و هویت ایران، همچنین منافع ملی و یکپارچگی سرزمینی ایران ندارد. برای بار چندم تأکید می‌کنیم که ایرانیان سال‌هاست که ملتی واحد هستند و در این ملت واحد‌ تکثرات مختلف اعم از زن و مرد، قومیت‌ها و گروه‌های زبانی متفاوت به رسمیت شناخته می‌شوند این ایده‌های فدرالیستی کاملاً بذر منحوسی را برای تجزیه و تکه‌تکه شدن تمامیت ایران در آینده خواهد کاشت که به یقین همچون سابقه‌ی تاریخ ایران، این خود ایران و هویت ملی ما خواهد بود که آن را تبدیل به خاکستر می‌کند و روی سیاه را به بانیان آن وا می‌گذارد. همچنین در حمایت از این ایده همواره از عنصری به عنوان چابکی اداری و تمرکززدایی اداری استفاده می‌شود که دقیقاً مصداق آدرس غلط دادن است. چابکی اداری ربطی به فدرالیسم ندارد و تمرکززدایی اداری نیز لزوماً به کارآمدی اداری منجر نخواهد شد. تجربه‌ی این موضوع را می‌توان در پیامدهای ایده‌ی شوراهای شهر در دولت سید محمد خاتمی دید. شوراهای شهر نیز مصداقی برای تمرکززدایی اداری بودند اما هیچ نتیجه‌ای جز فساد بیشتر و پیچیده‌تر شدن دستگاه اداری کشور نداشتند و این موضوع را بیش از هر کسی مردم گرانقدر ایران در سراسر کشور و دورترین شهرها می‌دانند.

آن به اصطلاح کارشناسان علوم اداری که چنین پیشنهادهایی می‌دهند اولاً اقتضائات سیاسی و وضعیت حساس فعلی ایران را در نظر نمی‌گیرند و دوماً به هویت و تاریخ ایران وقوف ندارند و با استفاده از تجربیات غیر مرتبط دنیا در کشورهای متفاوتی مثل ایالات متحده‌ی آمریکا که تاریخ متفاوتی از ایران دارند، مسئله را اشتباه می‌گیرند و نسخه‌ی اشتباه می‌دهند.

اطلاعات موثق اثبات می‌کند که حضور افراد و گروهی مشخص با عقیده‌ای مشخص و به صورت کاملاً هدفمند در نهاد ریاست جمهوری مسبب این موضوعات است و در همین ابتدای کار دولت باید جلوی این گروه گرفته شود و تصفیه‌ی گروه مزبور که رد آنها در ملاقات‌های رئیس‌جمهور با عناصر معلوم‌الحال موجود است تنها راه حل این موضوع است وگرنه ادامه‌ی این روند چهارماهه برای چهارسال را نمی‌توان تصور کرد که سرچشمه شاید گرفتن به بیل، چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل.

دولت چهاردهم اما اکنون در وضعیتی که باید تمرکز خود را صرف وعده‌های عمل نشده در رابطه با بحران‌های بزرگ انرژی، فیلترینگ، حجاب اجباری، تحریم و سرمایه‌ی اجتماعی پایین خود کند، مشغول ماجراجویی‌هایی قوم‌گرایانه است. دوباره تأکید می‌شود که سخنان آن به اصطلاح کارشناسان در ارتباط با چابکی اداری و نسبت آن با فدرالیسم آدرس غلط دادن است و ادامه‌ی فعالیت‌های ماجراجویانه‌ی قوم‌گرایانه در چهارماه اخیر باعث می‌شود که در پایان چهارسال این دولت بیش از هر دولتی به ایران آسیب بزند.


@IranDel_Channel

💢
👍64👎5

🔴 پندی از استاد بهرام بیضایی

✍️ مهدی تدینی

به مناسبتِ زادروز بهرام بیضایی این سخنرانی کم‌نظیرش را گوش دهید. (ویدئوی پیوست)

«بیضایی در این سخن‌رانی دو تقسیم‌بندی ارائه می‌دهد: «روشنفکران دورۀ بیداری» و «روشنفکران چپ». گروه اول کسانی‌اند که کوشیدند مفاخر این سرزمین را پیدا و زنده کنند ــ از جمله و به ویژه فردوسی و شاهنامه‌اش.

بیضایی با معیار قرار دادن شاهنامه، شرح می‌دهد روشنفکران چپ چگونه عناصر ملیت و هویتِ ایرانی را خوار می‌شُمردند. در واقع، چون امور ملی و فرهنگی ایرانی از سوی حاکمیت مطرح شده بود، روشنفکری چپ آنها را خوار می‌شُمرد. بیضایی مثال‌هایی از گلستان و شاملو و آل‌احمد می‌آورد.

این خطای بزرگِ روشنفکری چپ بود که از سرِ ستیز با حاکمیت با «ایرانیت» هم رهِ ستیز جُست. چون حاکمیت برای اعتبار دادن به خود به امورِ ملی رجوع می‌کرد، اینان چشم‌بسته و کورکورانه و از لجِ حاکم، به عناصر ملی می‌تاختند. این آن آفتِ ایدئولوژی‌زدگی و سیاست‌زدگی است.

اگر هم قرار است ما درسی برای امروز بگیریم، همین است: اندیشۀ سیاسی در «سلب» نیست؛ بلکه در «ایجاب» است؛ در «نه» نیست، بلکه در «آری» است؛ یعنی اینکه ما چه چیز را «نمی‌خواهیم» مهم نیست، بلکه باید بدانیم و بگوییم چه چیز «می‌خواهیم».

وقتی ما بدانیم چه چیز می‌خواهیم، آن‌گاه دیگر مانند این دست،‌ روشنفکران، کورکورانه عمل نمی‌کنیم. به همین دلیل است که برای کسی چون من، معیار و ملاک یک شخصیت و یک اندیشه این است که دقیقاً بگوید «چه می‌خواهد»؛ نه اینکه دیگران را با «چه نمی‌خواهد» به سیاهی‌لشکرِ کور و کَر خود بدل کند.»



@IranDel_Channel

💢
👍36

🔴 ‌‌«مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!»

✍️ مهدی تدینی

خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسب‌ترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمی‌رسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را می‌توان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار توده‌فهم و اسطوره‌پردازانه پیوند می‌خورد. همین ایدئولوژی اسطوره‌محور و اسطوره‌پرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد.

کمی به عقب‌تر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبه‌جزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص می‌شود. گلسرخی می‌گوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران می‌گوید: «شاعر را جذبه‌های آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشه‌نشین، حاشیه‌پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.»

گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی می‌گوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن می‌گوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطوره‌های دینی تعریف می‌کند.

او در دادگاه می‌گوید:

«ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم.

من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم، و حتی برای عمرم. من قطره‌ای ناچیز از عظمت، از حرمان خلق‌های مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکی‌های بسیاری وجود دارد. چنین است که می‌توان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید می‌کنیم.» (پایان نقل‌قول)

گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن می‌گوید و هر چه می‌گوید ایده‌های مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاه‌ها را به امامان شیعه پیوند می‌دهد تا عمقی بی‌انتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب می‌داند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امام‌زاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده می‌کنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکال‌ترین بیانیه‌های مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) می‌نهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همین‌جاست! این همان «آمیزه‌ای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطوره‌های دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم می‌آمیزد و ادبیاتی مبارزه‌جویانه‌ را ایجاد می‌کند که نیروی انفجاری بی‌حدی داشت.

در پیوست همین نوشتار دفاعیۀ کامل گلسرخی را می‌توانید ببینند.


#مستند

@IranDel_Channel

💢
👍21👎3
🔴 گروه مطالعات ورارود کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران برگزار می‌کند:
نخستین نشست از سلسله نشست‌های گفتارهایی در باب ورارود



«نگاهی تاریخی و فرهنگی به سرزمین ورارود»

آیین گشایش گروه مطالعات ورارود در دانشگاه تهران


محورهای نشست:
منصور صفت‌گل
بازاندیشی پژوهش‌های تاریخی ورارودشناسی


علی‌اشرف مجتهد شبستری
فرصت‌ها و چالش‌های ایران در حوزه ورارود


اکبر ولی‌زاده
سی‌سال حضور در ورارود؛ نقد و بررسی سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی


حبیب‌الله فاضلی کرمانشاهی
ایران فرهنگی و ورارود؛ جایگاه ورارود در حوزه تمدنی ایران فرهنگی



دبیر نشست: علی افسری

زمان:
دوشنبه ۱۰ دی‌ماه ۱۴۰۳ خودشیدی، ساعت ۱۰ الی ۱۲

مکان:
دانشگاه تهران، دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی، سالن دکتر عنایت


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 بزرگداشتِ یعقوبِ لیثِ صفاری (رادمان پور ماهک)

‏یعقوبِ لیث، از سردارانِ دلیرِ ایرانی و از دودمانِ صفاری بود که در منطقه سیستان حکومت می‌کرد؛ بزرگمردی که بخشی از ماندگاریِ زبانِ پارسی را مدیونِ او هستیم. به زایشِ دوباره عظمتِ ایران عشق می‌ورزید و پس از حمله‌یِ اعراب به ایران، یک بارِ دیگر زبانِ پارسی را در ایران رسمیت بخشید. آرامگاهِ وی در روستایِ اسلام‌آبادِ دزفول در خوزستان است.



@IranDel_Channel

💢
👍56

🔴 چه کاپیتان برازنده‌ای!
تراکتور، دشمنِ تراکتور

چه شد آن تراکتورِ دوست‌داشتنیِ این سرزمین؟

✍️ ورزش‌مدیا

دقیقه نود بازی، یک برخورد ساده اتفاق افتاده و کاپیتان سی‌وپنج ساله تیم به جای جمع کردن حواشی، هیزم روی آتش می‌اندازد. «شجاع خلیل‌زاده» با «منتظر محمد» (بازیکن عراقی) از نساجی درگیر می‌شود، «مهدی هاشم‌نژاد» جوان در پشتیبانی از او به صحنه می‌آید و کارت قرمز می‌گیرد، کارت قرمز بعدی هم مال اسکوچیچ است. فرصت طلایی باقی‌مانده از این بازی هدر می‌رود، امتیازات مهم جا می‌ماند و تیم هم برای دیدار بعدی ناقص می‌شود. تازه پس از پایان مسابقه هم شاهد التهاب سکوها، کنده شدن صندلی‌ها و درگیری تماشاگران هستیم.

خالق اصلی این دومینوی وحشت اما عالیجناب خلیل‌زاده است؛ بازیکنی که حالا دیگر به فریادهای خشمگینانه‌اش در دالان (میکس‌زون) بعد از پایان هر بازی عادت کرده‌ایم. او در قائم‌شهر هم برای چندمین بار در این فصل، معرکه می‌گیرد که: «سراسر بازی به من فحش دادند. فرهنگِ هواداری وجود ندارد. فهیم‌ترین هواداران را ما داریم. هیچ‌کس جلوی ما فوتبال بازی نمی‌کند. برای قهرمانی تراکتور باید با کلِّ ایران بجنگیم.»

بی‌گمان هیچ انسان باشرفی هیچ نوع توهین و تحقیر و تهدیدی را تایید نمی‌کند. اتفاقاتی هم که در قائم‌شهر افتاده حتماً زیر سؤال است، اما خوب می‌شد اگر دوستان یک درصد از همین حساسیت را در مورد ورزشگاه تبریز هم می‌داشتند؛ جایی که بعضاً افتخار می‌کنند هوادار تیم مهمان‌ جرأت حضور روی سکوها را پیدا نمی‌کند! جنگ با کلِّ ایران برای قهرمانی؟ با همین تفکر مسموم تبدیل به موتور پخشِ نفرت شده‌اید. چه شد آن تراکتورِ دوست‌داشتنیِ این سرزمین؟

شاید غم‌انگیز باشد، اما کاراکتر کنونی شجاع خلیل‌زاده، دقیقاً متناسب با چهره این سالیان تراکتور در فوتبال ایران بوده است؛ شاکی و عاصی، غرق در وهم و خیال، همیشه طلبکار و در جستجوی دشمنِ فرضی. از کلماتش خشم و خون می‌چکد و هر جمله‌اش بوی تندِ تفرقه و دشمنی می‌دهد. عجیب آن که چنین سیاستی، همیشه بیشتر از همه به ضرر خود تراکتور تمام شده؛ باشگاهی که هر فصل ده‌ها و بلکه صدها میلیارد هزینه کرده، کلی بازیکن گرفته، اما هر بار در آستانه کسب موفقیت، در تله توهم و کج‌اندیشی گرفتار شده و همه چیز را به باد داده. حالا انگار تمام آن انرژی منفی به شکلِ یک‌جا در شمایل شجاع جمع شده؛ کاپیتانی برازنده برای تیمی با معصومیتِ از دست رفته.!


@IranDel_Channel

💢
👍56👎5
ایران‌دل | IranDel
🔴 فدرالیسم در ایران: راهی به سوی دموکراسی یا فروپاشی؟ (بخش یک) ✍️ امیرعباس امیرشکاری، دانش‌آموخته‌ی دکترای حقوق بین‌الملل و وکیل پایه یک دادگستری یکی از مباحث سیاسی و حقوقی در سال‌های اخیر این بوده که برخی بر این باورند که برقراری سیستم فدرال در ایران،…

🔴 «فدرالیسم و یک خطای نظری»

✍️ مهدی تدینی

در مباحثی که دربارۀ فدرالیسم در فضای عمومی می‌شنوم، ایرادی اساسی وجود دارد که لازم است تا دیر نشده به آن اشاره کنم. این ایراد در ظاهر صرفاً مسئله‌ای «اصطلاح‌شناختی» است، اما از آن نوع ایرادهای اصطلاحی است که تأثیری تعیین‌کننده و عمیق روی بحث می‌گذارد.

در بحث‌های فدرالیسم دوگانه‌ای میان حکمرانی «فدرال» و «مرکزگرا» تعریف می‌کنند و موافقان و مخالفان درون این دوگانه مزایا یا معایب فدرالیسم را برای ایران برمی‌شمرند. کسانی که گرایشی به فدرالیسم دارند دائم به تعابیر «مرکز» و «مرکزگرایی» متوسل می‌شوند و معایب «مرکزگرایی» را برمی‌شمرند. طرف مقابل هم ناخودآگاه در پس ذهنش مفهوم «مرکزگرایی» را پذیرفته و فقط می‌خواهد اثبات کند چه مخاطراتی در ایدۀ فدرال وجود دارد ــ یعنی بدون اینکه به مفهوم «مرکز» دقت کند، «مرکزگرایی» را راه نجات از آن مخاطرات می‌داند.

البته همین‌جا باید اذعان کنم که من از زاویۀ دیدِ لیبرالیسم کلاسیک با فدرالیسم مخالفم و دلایل لیبرال برای این مخالفت دارم. در نوشتارهای دیگری باید دربارۀ آن صحبت کنم، اما چکیده‌اش این است که فرد لیبرال باید مدافعِ کاستن از حجمِ دولت باشد، نه اینکه لایه‌ای جدید به لایۀ دولت بیفزاید. در برابر تصدی‌گری دولتی (که خار چشم لیبرالیسم است)، جامعۀ مدنی و بخش خصوصی است، نه یک دولت کوچک‌تر محلی! نمی‌توان در مقام لیبرال شعار سلبِ اختیارات از دولت سر داد و همزمان از واگذاری اختیارات به دولت‌هایی دیگر ــ یعنی دولت ایالتی ــ دم زد. این نه کمینه‌سازی، بلکه بیشینه‌سازی دولت است و با روح لیبرالیسم در تضاد است. بهتر است به جای آن، بسطِ یدِ حداکثری به شهروندان در برابر دولت داده شود. بخش خصوصیِ قدرتمند هم از کیان ملی بهتر دفاع می‌کند و هم هویت‌ها و نیازهای محلی را بهتر تأمین می‌کند. اما بحث ما در این نوشتار نه این، بلکه ایرادی بود که در اصطلاح‌شناسی مباحث فدرالیسم وجود دارد.

مسئله این است که مفهوم «مرکزگرایی» از پایه نادرست است. فدرالیسم در برابر سانترالیسم (مرکزگرایی) نیست. مفهوم «مرکزگرایی» از قضا ــ البته بهتر است بگویم «از عمد» ــ مملو از تداعیات و دلالت‌های منفی است. «مرکزگرایی» تداعی‌کنندۀ سرکوب و خودکامگی است. بُعدی جغرافیایی و مکانی به بحث می‌بخشد؛ دو طرفِ نیرومند و ضعیف تعریف می‌کند که از هم بیگانه‌اند: طرف قدرتمند در نقطۀ مرکزی نشسته است، و طرف ضعیف، اجحاف‌دیده و سرکوب‌شده، در «حاشیه» چشم به عنایت «مرکزنشینانی» دارد که قدرت را به‌ناحق تسخیر کرده‌اند ــ ادبیات چپ هم که مملو از دوگانۀ «مرکز و حاشیه» است و تا می‌تواند بذر کینه و حسرت در دل «حاشیه‌نشینان» نسبت به مرکزنشینان می‌کارد. اما وقتی به آنچه «مرکز» نامیده می‌شود می‌نگرید، می‌بینید «مرکز» ترکیبی از «کل» است؛ ترکیبی از تمام «حاشیه‌ها»ست؛ و جالب اینکه با کمی دقت متوجه می‌شوید خود «مرکز» در مرکز در اقلیتِ محض است!

بگذارید با مثالی معنا را روشن‌تر کنم. مردم پایتخت (که لابد «مرکز» است) درست با همان تفکراتِ ایدئولوژیِ مرکز‌ ـ‌ حاشیه می‌توانند خود را ستمدیده‌تر از همۀ حاشیه‌ها قلمداد کنند؛ می‌توانند گلایه‌مند بگوید: «کسانی از اقصانقاط کشور آمده‌اند و برای ما تصمیم می‌گیرند!» می‌توانند بگویند «به داد ما برسید! حاشیه‌ها آمده‌اند و اختیارات ما را دزدیده‌اند!» اما چنین انگاره‌هایی همان‌قدر بیراه و گمراه‌کننده است که وقتی حاشیه‌نشینان خود را در برابر یک «مرکزِ بیگانه و خودخواه» تصور می‌کنند. جالب‌تر اینکه هر حاشیه‌ای هم به هر حال برای خودش «مرکزی» دارد و «حاشیۀ حاشیه» می‌تواند همین اتهامات را علیه «مرکزِ حاشیه» مطرح کند.

بنابراین، مقابل «فدرالیسم» اصلاً «مرکز» قرار ندارد، بلکه «وحدت» قرار دارد. مرکز «ماهیت و هویت مستقل» ندارد؛ در واقع اصلاً مرکزی مستقل از تمام حاشیه‌ها وجود ندارد. در برابر فدرالیسم، «مرکزگرایی» نیست، بلکه «وحدت‌گرایی» (اونیتاریسم؛ فرانسه: unitarisme) است. در ادبیات حقوقیِ فدرالیسم نیز همواره در برابر فدرالیسم از اونیتاریسم سخت گفته می‌شود، نه سانترالیسم. «وحدت‌گرایی» هم تعبیر درست است و واقعیت را بازتاب می‌دهد (زیرا در حاکمیت دموکراتیکِ غیرفدرال، «کل» به صورت متحد و برابر دربارۀ امور تصمیم می‌گیرد ــ «کل»، نه «مرکز»!)، و هم آن تداعیات منفی را ندارد.

اهمیت این اصلاحِ اصطلاح‌شناختی در این است که مدافعان فدرالیسم اتفاقاً عمدۀ بحث خود را پیرامون تعبیر نادرست «مرکزگرایی» متمرکز کرده‌اند و به جای برشمردن مزایای احتمالی فدرالیسم، دائم از بدی‌های «مرکزگرایی» می‌گویند و در این میان به جای توجه به واقعیتِ «وحدت‌گرایی»، به همان تداعیاتِ منفیِ مفهوم «مرکزگرایی» متوسل می‌شوند. بنابراین، توصیه می‌کنم در بحث از تعبیر «اونیتاریسم» استفاده کنید تا پیشاپیش در این تلۀ مفهومی نیفتید.


@IranDel_Channel

💢
👍40

🎙«طرحی دربارۀ دوره‌بندی تاریخ ایران باستان»

سخنران:
روزبه زرین‌کوب، استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران

همایش «دوره‌بندی در تاریخ»
پژوهشکدۀ تاریخ اسلام، آذر ماه ۱۴۰۳ خورشیدی


پیشنهاد روزبه زرین‌کوب به تقسیم‌بندی تاریخ ایران باستان به هفت دوره:

۱) دورۀ چند شاهی
۲) دورۀ تک‌شاهی
۳) دورۀ شاهنشاهی بر دهیوها
۴) دورۀ شاهی - کدخدایی
۵) دورۀ شاهنشاهی بر ایران
۶) دورۀ شاهنشاهی بر ایران و انیران
۷) دورۀ شاهنشاهی بر ایرانشهر


@IranDel_Channel

💢
👍24
🔴 واکنش‌ها به حرف‌هایی که بوی «فدرالیسم» می‌دهد!!

✍️ رضا کدخدازاده، دانش‌آموختۀ علوم سیاسی و کنشگر مدنی ارومیه‌ای در رشته‌توییتی نوشت:

جولانی رهبر جریانی تروریستی که ملغمه‌ای از ایده‌های فروملّی و فراملّی (جهان‌وطنی) است، در کمتر از یک ماه فهمیده که برای حکمرانی بر یک کشور - حتی کشوری [چون سوریه] که عملاً «کشور» نیست و «مجموعه‌ای از فرقه‌ها و قبایل و طوائف» است - باید ملّی بیندیشد. به همین خاطر، جولانی صراحتاً بر فدرالی شدن کشورش خط بطلان کشیده.

اما در «ایرانِ بی‌نوا»، ابلهانی هستند که قریب نیم‌قرن سوارند، اما فکر می‌کنند - یا مأمورند - تا کشوری را که قرن‌ها «کشور» یکپارچه و متحد بوده با ایدۀ ‎فدرالیسم اداره کنند. ایده‌ای که در نهایت به تجزیه ختم می‌شود!


#توییت_خوانی

@IranDel_Channel

💢
👍67👎3

🔴به فراخور عضویت پیوستۀ دکتر مولایی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی

اگر ما آذربایجانی‌ها نبودیم، چه کسی به این خوبی از زبان فارسی دفاع می‌کرد؟!

✍️ نیما عظیمی

زمانی‌که خبر عضویتِ استاد چنگیز مولایی به فرهنگستان زبان و ادب فارسی به‌عنوان عضو پیوستۀ این فرهنگستان را شنیدم، بی‌درنگ جمله‌ای از ژاله آموزگار به یادم آمد.

ژاله آموزگار، پارسال در مراسمِ بزرگداشتِ حسن انوری با همان شیرینی و شیواییِ همیشگیِ سخنش گفته بود: «زمانی که صحبتی در دفاع از زبان فارسی پیش می‌آید به شوخی به ایشان می‌گویم اگر ما آذربایجانی‌ها نبودیم، چه کسی به این خوبی از فرهنگ و زبان فارسی دفاع می‌کرد؟»

به‌عنوان نگارندۀ این‌ سطور، پس‌از شنیدنِ این خبر، زود با دکتر «بهمن دمشقی خیابانی» که خود، استاد دانشگاه در ادبیات فارسی - با گرایش ادبیات حماسی - هستند، تماس گرفتم و او این خبرِ مسرت‌بخش را تأیید نمود.

چنان‌چه بنا باشد در این یادداشت از تک‌تک آذربایجانی‌های مدافع زبان فارسی نام آورده شود، بی‌شک این نام‌های پرشمار و بزرگ، در این ظرف کوچک نخواهند گنجید.

باری!
به گزارش روابط عمومی دانشگاه تبریز، اعضای پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در چهارصدوهشتادوچهارمین جلسۀ شورای فرهنگستان با عضویت پیوستۀ دکتر چنگیر مولایی موافقت کردند.

دکتر چنگیر مولایی استاد تمام دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز و دارای مدرکِ دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی از دانشگاه تهران و از چهره‌های شناخته‌شده حوزۀ تحقیقات ادبی و عرصۀ زبان‌شناسی در ایران است.

تألیف پنج کتاب، چاپ بیش‌ از ۷۰ مقاله در مجلات معتبر علمی و پژوهشی ملی و بین‌المللی، سخنرانی و ارائۀ مقاله در سمینارهای مختلف، انتخاب به‌عنوان پژوهشگر برگزیدۀ دانشگاه تبریز، انتخاب کتاب بررسی فروردین‌یشت (سرود اوستایی در ستایشِ فروهرها) به‌عنوان کتاب سالِ دانشگاه تبریز و نگارشِ مدخل‌های متعدد علمی در دانشنامه‌ها و ... بخشی از سوابق علمی و پژوهشی دکتر چنگیز مولایی است.

این استاد برجستۀ دانشگاه تبریز بعد از مرحوم دکتر بهمن سرکاراتی، دومین استاد دانشگاه تبریز است که به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی در می‌آید.


🔴 بُن‌مایه: هم‌نوا


@IranDel_Channel

💢
👍48👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فرهنگ، ادبیات و هنر ایرانشهر

نی‌نامۀ مولوی جلال‌الدین بلخی
با صدای نگینه امان‌قلوا، خوانندۀ تاجیکستانی
و آهنگی از آرش فولادوند، آهنگساز و رهبر ارکستر ایرانی


@IranDel_Channel

💢
👍32

🔴 بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی با همکاری انجمن ایرانی تاریخ برگزار می‌کند:

«آیین بزرگداشتِ مقام علمی استاد داوود اصفهانیان، ایرانشناس و استاد بازنشستۀ گروه تاریخِ دانشگاه تبریز»




سخنرانان:
جواد ابوالحسنی
فاطمه اروجی
محمدباقر بهشتی
سعید جهانبخش
محمد طاهری خسروشاهی
حمید فرشچی اندیسی


زمان:
چهارشنبه ۱۲ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت شانزده

مکان:
تبریز، خیابان ثقه‌الاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربت‌اوغلی، بنیاد ایران‌شناسی استان آذربایجان شرقی


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍24👎1
ایران‌دل | IranDel
🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی) نشست یک‌صد و سیزدهم زمان: چهارشنبه ۵ دی۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست سخنران: محمد جعفری قنواتی، دکترای فرهنگ ادبیاتِ عامه و فولکلورشناس [موضوع سخنرانی: شاهنامه و فولکلور] آموزگار: جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای…

🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز (بصورت برخط و مجازی)

نشست یکصد و چهاردهم



زمان:
چهارشنبه ۱۲ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعتِ بیست

سخنران: سید محمد بهشتی، رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

[موضوع سخنرانی: شاهنامه، قرار در بی‌قراری]

آموزگار: جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامه‌پژوه

[دستور کار: شرح بیت‌های "اندر ستایش آفرینش"]

شاهنامه‌خوان: ژاله افشار

[خوانشِ دیباچۀ شاهنامه]


با همکاری:
انجمن علمی مطالعات صلح ایران
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
خِرَدسرای فردوسی
بنیاد فردوسی توس
کانون شاهنامۀ فردوسی توس
باشگاه شاهنامه‌پژوهان
رادیو شاهنامه
انجمن دوست‌داران شاهنامۀ البرز (اشا)
انجمن افراز


🔴 کارگاه شاهنامه‌خوانی تبریز، بصورت مجازی و برخط، در بسترِ «گوگل‌میت» برگزار خواهد شد.
برای ورود به کارگاه، روز چهارشنبه ۱۲ دی ماه ۱۴۰۳ خورشیدی، ساعت ۲۰ از «اینجا» وارد شوید.


#اطلاع_رسانی

@IranDel_Channel

💢
👍30👎1