دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
59 subscribers
96 photos
1 video
1 file
155 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram
آفتاب يزد در كل روزنامه سطح يكي نيست؛
غالبا با تيترهاي تند و تيز و سياسي‌كاري و ... مي‌خواهد در صدر اخبار قرار بگيرد...
در كل شخصيت ژورناليستي سطح يكي ندارد؛
اما نگاه كنيد چطور با يك سوژه‌يابي هوشمندانه
در صدر اخبار قرار گرفته است.
سراغ همان كشاورز معروفي رفته كه به وزير گفته بود خود دانيد و مملكت‌تان...

وقتي از مزيت نسبي بزرگ سوژه‌هاي به موقع و انحصاري حرف مي‌زنيم، از چه مي‌گوييم؟
شماره اول دور جديد مجله تندرستی از مجلات وابسته به روزنامه همشهری منتشر شد
عیسی محمدی سردبیر این مجله است

@journalistsclub1
روزنامه‌نگار بزرگ چطور بزرگ می‌شود؟

شاید بخشی از این نکته‌هایی که الان می‌خواهم مطرح کنم را قبلا جسته‌گریخته گفتگو کرده باشیم. ولی این‌جا یک‌جا عرض می‌کنم محضر شما عالی‌مقامان...

1. اصل قصه روزنامه‌نگاری اطلاعات و نحوه ترکیب این اطلاعات و دریافت نتایج جدید از آن‌ها و نیز کیفیت این اطلاعات است؛
2. البته اطلاعات و نوع نوشتار، دو بال روزنامه‌نگاری هستند. اما غالبا اگر اطلاعات باشد و اطلاعات درستی هم باشد، می‌شود حتی از کنار نبود نثر درست و ... با اغماض عبور کرد؛
3. خدا رحمت کند، یکی از آخرین مصاحبه‌هایی که با جناب دکتر اکبر عالمی انجام شد را من انجام دادم و چقدر یاد گرفتم از این فرد. می‌دانید که دکترای سینما از انگلیس داشته و زبان انگلیسی‌اش که در حد عالی بوده. این فرد تعریف می‌کند که مثلا در برنامه‌های سینمایی که برای اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد داشته، مثلا اگر قرار بود درباره یک فیلم با تم مسیحیت صحبت کند، هفت هشت ده تا کتاب درباره مسیحیت و تاریخ مسیحیت و ... مطالعه می‌کرد. جوری که مثلا بعضی‌ها فکر می‌کردند ایشان متخصص و پژوهشگر عرصه مسیحیت است؛ در حالی که چنین نبوده و صرفا درباره آن موضوع به خصوص، قبل از این‌که نقد و نظری داشته باشد کلی مطالعه کرده؛ حالا تصور کنید این فرد دکترای سینما داشته از انگلیس و فقط همین جوری اگر صحبت می‌کرده، کار در می‌آمده...
4. اگر فرزاد جمشیدی را یادتان مانده باشد، زمانی کارش خیلی گل کرده بود. طوری بود که مثلا خودش می‌گفت فلان مداح معروف زنگ زده که کمی یواش‌تر صحبت کن تا بتوانیم همه چیزهایی که می‌گویی را هضم کنیم؛ از بس که حرف‌های خوبی می‌زنی. اما چطور چنین فردی توانست به چنین جایگاهی برسد در آن دوره؟ خودش می‌گوید طبق قواعد بین‌الملل رسانه، برای یک دقیقه پلاتو، باید یک ساعت مطالعه کرد. مثلا برای یک پلاتوی پنج، شش دقیقه‌ای خودش کلی مطالعه می‌کرد؛ شاید یک روز. به همین دلیل حرف‌هایی که می‌زد اینقدر جالب بود. یا جای دیگر می‌گفت مثلا اگر قرار باشد درباره فلان مرجع معروف صحبت کنم، سی درصد به اطلاعات موجود در اینترنت و بیست درصد به اطلاعات موجود در کتاب‌ها تکیه می‌کنم و پنجاه درصد هم از طریق پرس و جو از اطرافیان و رسیدن به اطلاعاتی که در فضای عمومی وجود ندارد و کم است، به همین دلیل اطلاعاتش همیشه جالب بود؛
5. حالا فرزاد جمشیدی می‌گوید پلاتو، شما تصور کن مثلا می‌خواهید یک یادداشت هزار کلمه‌ای بنویسید. حالا اگر مسلط به تایپ ده انگشتی باشید، نوشتن این هزار کلمه در حالت کلی شاید نزدیک یک ربع تا بیست دقیقه زمان بخواهد. حالا ما تصور می‌کنیم بیست دقیقه. اگر هر دقیقه نوشتن را معادل یک دقیقه پلاتو در نظر بگیریم، یعنی شما باید نزدیک به بیست ساعت مطالعه درباره موضوع داشته باشید. ترسیدید؟ حالا ما می‌گوییم بیست ساعت نه و هشت تا دوازده ساعت. واقعا چند نفر ما برای یک یادداشت هزار کلمه‌ای، این میزان وقت برای مطالعه و پژوهش می‌گذاریم؟ غالبا چون فرصت نیست یکی دو ساعته سر و ته قضیه را هم می‌آوریم و خلاص؛
6. این در حالی است که چه بسا زمان زیادی لابه‌لای تهیه مطالب دیگر داشته باشیم برای مطالعه درباره موضوع یادداشت. تازه نکته صرفا هم مطالعه نیست، گاهی فکر کردن و صلاح و مشورت گرفتن از دیگران می‌تواند ما را به دیدگاه‌های جدید برساند. همین اطلاعات و دیدگاه‌ها باعث می‌شوند تا یادداشت یا مطلب شما، به چنان قدرتی برسد که واقعااثرگذار باشد و دست به دست بچرخد. تصور کنید در طور هفته در کنار تهیه مطالب دیگر که غالبا خبری هستند و شاید نیاز به پژوهش زیادی نداشته باشند، یکی دو تا از این مطالب بنویسید. در سال می‌شود بین هشتاد تا صد مطلب. تصور کنید اصلا این هم نباشد و شما در طول سال پنجاه مطلب با این پشتوانه نظری و مطالعاتی و پژوهشی داشته باشید، چه اثری در کارتان خواهد گذاشت و چه برندی برای خود شما ایجاد خواهد کرد!
7. یک بنده خدایی توئیتی درباره حسن باقری زده بود که برایم خیلی جالب بود. می‌گفت زمانی که ایشان در دفتر تحریریه جمهوری اسلامی بود، یا در حال نوشتن بود یا در حال مطالعه کتاب برای دریافت اطلاعات جدید که به کار نوشتن بیاید. به نظرم سبک زندگی یک روزنامه‌نگار باید چنین باشد؛ مطالعه فراوان و نوشتن و نوشتن و نوشتن. یا اگر اشتباه نکنم درباره ابوریحان بیرونی این را نقل کرده‌اند که لحظه‌ای دستش از تحریر و فکرش از تفسیر و تفکر و چشم و دهانش از تقریر و ... فراغت نداشت. اگر در چنین مسیرهایی باشیم، قطعا نفع اول و آخر به خود ما خواهد رسید. فراموش نباید کرد که همه ما داریم برای برند خودمان کار می‌کنیم؛ منتها در رسانه‌های دیگران...

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
روزنامه‌نگاری اصولی دارد که همیشه
ثابت و در نقش فانوس دریایی ژورنالیسم محسوب می‌شوند؛
اصولی مانند سرعت، دقت، صحت، چندصدایی بودن و ...
و اصولی اخلاقی مانند توجه به واقعیت و همه جنبه‌های یک رویداد و پدیده و فرآیند و البته، دوری از حکومت و حاکمیت و ...؛
هرجایی که روزنامه‌نگاری زمین می‌خورد، یعنی از این اصول فاصله گرفته؛
اصول همیشه اصول هستند و باید در این عرصه همیشه اصولگرا بود؛
اگر اصول را رعایت نکردی، با بزک کردن ظاهراً امر در قالب گرافیک و بسته‌بندی و دسته‌بندی جدید و ...، نمی‌توانی ماجرا را فیصله بدهی؛
همیشه یادت باشد که مردم،‌ باهوش‌تر از روزنامه‌نگار هستند و روزی که این را فراموش کردی، جمع کن و برو...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
در نيا دو مدل روزنامه‌نگاري بيشتر نداريم:
حرفه‌اي و غيرحرفه‌اي...
هر تقسيم‌بندي ديگري دال بر ايراني و غيرايراني و ارزشي و غيرارزشي و انساني و غيرانساني و ...
نوعي انحراف از مسير است و شايد نوعي غش در معامله، تا با قدرت آن، بتوانيم به سمتي ميل كنيم كه ميل داريم...
#يادداشت‌نويسی

اگر مي‌خواهيد يادداشت‌نويس/ روزنامه‌نويس غيرخبری كارآمدي بشويد، بايد فراوان مطالعه كنيد؛
اما نكته مهمتر اين است كه به مطالعات خودتان و درستي و غلط‌شان فراوان فكر كنيد؛
و مهمتر اين‌كه سعي كنيد خوانده‌ها را به ديده‌ها و تجربه‌هاي روزانه ربط بدهيد...

#تجربه‌های_روزنامه‌نگاری



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
پیک‌ها و چاپارها و خبرنگارها و از مشترکات دیگر...

رشته‌ توئيتی درباره خبرنگاري

1/
توی اتوبوس نشسته بودم. مثل همیشه فکر می‌کردم. یادم به پیک‌ها و چاپارهای قدیمی رفت. یک آن کار خبرنگاری را متصل کردم به کار این پیک‌ها: هر دو باید پیام ببرند، هر دو باید امانت در پیام‌بری داشته باشند و هر دو باید اصولی را رعایت کنند. دیدم چقدر جالب!

2/
پیک باید به موقع پیام را برساند، باید همه پیام را برساند، باید ابزار مناسبی به این منظور داشته باشد. پیاده که نمی‌تواند برود، بدون پیام هم نمی‌تواند برود. با ادب هم این کار را باید بکند؛ نمی‌تواند پیام را بیندازد جلوی طرف و بگوید بخوان...

3/
به موقع رساندن و کامل رساندن و ادب در پیام‌رسانی حتی در مقابل دشمن و ...، وجوه مشترک جالبی بین پیک‌های قدیمی و روزنامه‌نگاران هستند. روزنامه‌نگار نباید کاری به محتوای پیام داشته باشد؛ که در این صورت ورود به عرصه پارازیت ارتباطی می‌کند.

4/
اگر روزنامه‌نگار به شأنیت پیک‌های قدیمی و چاپارها و پیام‌رسان‌ها برسد، اعتماد همه آحاد جامعه را جذب می‌کند و باعث می‌شود تا با اطلاعات به دست آمده، بهترین تصمیم را بگیرند. چه چیزی بالاتر از این؟ در مواقع خطر هم می‌تواند بگوید من فقط یک پیام‌بر هستم!

5/
در قدیم‌الایام، اگر می‌خواستند در تصمیم‌گیری‌های فرد یا گروه یا کشوری اثر بگذارند، کاری می‌کردند که یا پیک‌ها به مقصد نرسند، یا با پیام‌های جعلی برسند! نیازی نیست از فجایع صورت گرفته در این مواقع سخن بگوییم! به نظر می‌رسد هنوز هم چنین رویه‌ای هست...

6/
نظر شخصی‌ام این است که شیفت کردن از شأنیت پیک بودن به شأنیت یک فعال اجتماعی، باعث می‌شود تا اعتماد عمومی به عرصه رسانه خدشه‌دار شود؛ حتی اگر نیت ما سراسر خیر باشد. در صورت سمپات شدن رسانه‌ها و رسانه‌نگاران، آن‌ها به عرصه ارگان بودن و مبلغ بودن نزول می‌کنند

7/
و این نه به نفع روزنامه‌نگاران است، نه به نفع مسئولان و حاکمیت و نه به نفع مردم. بله، قبول دارم که سمپات بودن در سانه خیلی خوشایندتر و راحت‌تر است، اما دقت کنید که موفقیت از مسیرهای ساده نمی‌گذرد، نیاز به قدرت ابتکار و کار فراوان دارد؛ دیگر خود دانید...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
جيت‌كان‌دو و روزنامه‌نگاری

جيت‌كان‌دو، همان رشته رزمي كه بروسلي ابداع كرد، فلسفه‌اي جالب دارد:
مستقيم‌ترين و قوي‌ترين و كاري‌ترين ضربه ممكن به ضعيف‌ترين جاي حريف براي پايان بخشيدن هر چه سريع‌تر مبارزه...

بروسلي معتقد بود كه فرم‌هايي كه بيشتر رشته‌هاي رزمي و كونگ‌فو دارند بيخود و دست‌و‌پاگير است و اساسا نيازي به اين فرم‌ها نيست و بايد ساده و سيال چون آب بود...

به نظرم مي‌رسد اين فلسفه در بيشتر جاها عملياتي باشد؛
از جمله روزنامه‌نگاری:

در اين حوزه بايد اطلاعات دقيق را به دست بياوريد؛
پس بايد سريع‌ترين و فوري‌ترين و مستقيم‌ترين روش را انتخاب كنيد؛
مي‌خواهد از طريق مصاحبه باشد، يا بازخواني يك پژوهش، يا جستجوي اينترنتي و ...
اين‌كه بخواهيم در فرم مصاحبه و يادداشت و ... بمانيم، شايد موضوعيت نداشته باشد؛ بايد سريع اين مسير را در رسيدن به اطلاعات دقيق تمام كنيم؛ هر طوري كه مي‌شود...

نكته طلايي‌تر هم اين‌كه:
اگر براي رسيدن به اطلاعات دقيق مثلا بشود چهار ساعت زمان صرف كرد، صرف زمان بيشتر نوعي شكست مي‌تواند تلقي شود؛ حالا گيرم كه بخواهيم تمركز روي فرم خاصي از نحوه اطلاعات‌گيري داشته باشيم. حالا مصاحبه نباشد، گزارش نباشد يا ...
روش‌هاي جديدي براي ارائه اطلاعات شكل گرفته كه مي‌شود از آن‌ها سود برد؛‌

بروسلي در يكي از مبارزات خود، حريف را به سختي شكست داد، اما دلخور بود كه چرا بيش از حد طول كشيده اين مبارزه؛

به نظرتان بين فلسفه جيت‌كان‌دو و روزنامه‌نگاري مي‌توان ارتباطي قائل بود؟

من كه در نهايت اين نكته‌ها به ذهنم رسيد...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
روزنامه‌ یعنی حداقل پنجاه صفحه خبر و تحلیل
درباره روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز

محمود سریع القلم

اگر شخصی به طور مستقیم یا از طریق اینترنت، هر روز، روزنامۀ *نیویورک تایمز* را بخواند، متوجه چند نکته می شود:

۱) معنای رسانه چیست؟
۲) معنای خبرنگاری و گزارش نویسی چیست؟
۳) معنای آزادی بیان چیست؟
۴) معنای تفکیکِ قوا چیست؟
۵) و معنای “دقت” چیست؟

▪️اولین شمارۀ نیویورک تایمز در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۲۳۰ (۱۶۸ سال پیش) منتشر شد.

۳۷۹۰ نفر برای این روزنامه کار می کنند، در ۲۷ کشور نمایندگی دارد و جوانترین خبرنگار آن ۵۱ سال سن دارد.

اگر خواننده‌ای انگلیسی زبان بخواهد حدود ۵۰ صفحۀ روزانۀ نیویورک تایمز را مطالعه کند حدود ۵-۴ ساعت زمان می‌برد تا با طیفی از مسائلِ داخلی، تمام مناطق بین المللی، هنری، فرهنگی، و ورزشی آشنا و به روز شود.

اما آنچه کلیدی است: 
دقتِ در آمار، جمله بندی های دقیق، واژگان استفاده شده، مفهوم سازی و طراحی برای فهم موضوعات است.
هیجان، احساسات، اغراق گویی، وارونهِ جلوه دادن، فقط ۲۰ درصد یک موضوع را گفتن و ۸۰ درصد را حذف کردن، نمای یک موضوع را حیله گرانه تغییر دادن (Dissembling)، قهرمان سازی، فرد محوری، بی انصافی، فقط یک بعد از یک موضوع را گفتن و پیچاندن مسائل، در حداقل خود است.

▪️اصولاً فهمِ دقیق و همه جانبۀ یک مسئله ، حداقل ۷۰ درصد آن است؛ سپس باید به راه حل فکر کرد. اگر شناخت مخدوش باشد، نمی توان پاسخ های دقیق پیدا کرد. وقتی داده ها (Inputs) اشتباه باشند، به طور طبیعی خروجی ها (Outputs) هم اشتباه خواهند بود. اگر مسئلۀ بیستم یک کشور به عنوان مسئلۀ یک آن جا بیفتد، عموم تصمیم گیری ها و اقدامات بعدی، وقت تلف کردن خواهد بود.

اگر فردی، بنگاهی، کشوری و دولتی، مسئلۀ یک خود را با تفکر و دقت تشخیص ندهد، مجموعه کارها آب در هاون کوبیدن خواهد بود. دقتِ در شناخت سرنوشت ساز است. اطلاعات دقیق و بازبینی شده، شنیدن دیدگاه های مختلف، دقتِ بی نظیرِ حقوقی در قلم ، فرد زدایی از فهم پدیده ها، اولویت دادن به فکر در مقابل فرد و عفتِ کلام، جزء فرهنگ نیویورک ­تایمز است. اگر در شناخت خود و محیط دقیق و واقعی Objectivity)) نباشیم، به دور خود خواهیم چرخید.

▪️بنابراین، در فهمیدنِ موضوعات می‌توان تلاش کرد تا:

 ۱) از هیجان و احساسات،
 ۲) وارونه جلوه دادن و
 ۳) فرد محوری فاصله گرفت

▪️بی دلیل نیست بیش از شش میلیون نفر در ۱۶۰ کشور هر روز صبح، نیویورک تایمز می‌خوانند؛ حتی بعضاً قبل از صبحانه.

@JournalistsClub1
خبرنگاری که برای تهیه گزارش 16 روز دست‌فروشی

مینا دامچی، خبرنگاری است که برای تهیه یک گزارش مجبور شد ۱۶ روز دست‌فروشی کند تا تصاویر مورد نیازش را تهیه کند.

گزارش او ثابت می‌کند دستفروشان با پول‌دادنِ با واسطه به برخی ماموران شهرداری اجازۀ دستفروشی پیدا می‌کنند و اگر پول ندهند بساطشان جمع می‌شود.

گزارش ویدئوی خانم مینا دامچی در شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها مختلف منتشر شده است.

@JournalistsClub1
كدام رسانه؟ كدام ذهن؟ كدام مخاطب؟

نكته‌اي هست در باب روزنامه‌نگاري، كه البته بازارياب‌ها خيلي بهتر فهميده‌اند و در تبليغات از آن سود مي‌برند:
1. يك سري هستند كه ذهن مكتوب و كتبي دارند؛
2. يك سري هستند كه ذهن صوتي و سمعي دارند؛
3. يك سري هستند كه ذهن تصويري دارند؛

به عبارت ديگر، يك سري از مخاطبان براي فهم مطلب، حتما بايد بخوانند و منطق‌ فهم آن‌ها، ترتيب كتبي است. اما يك سري سمعي هستند و بايد صحبت بشود با آن‌ها و بشنوند و مستمع باشند؛
يك سري هم كه بايد تصوير و ويدئو و حركت تصويري را ببينند؛

در نتيجه هر آگهي براي بخشي از اين گروه‌ها مفيد است...

به اين ترتيب، نشريات مكتوب يك مخاطب دارند و نشريات سمعي‌صوتي مثل پادكست و راديو يك مخاطب و ويدئو و تلويزيون و سينما و ... هم كه يك مخاطب. هر دام هم مدل فهم خاص خودش را دارد.

درك نمي‌كنم چرا متوليان نشريات مكتوب، علاقه‌مند هستند كه همه چيز را به سمت و سوي كوتاه‌شدن و گرافيكي شدن و تصوير شدن ببرند؟ خب اين مخاطب اگر آن را بخواهد كه مستقيم مي‌رود سمت فضاي مجازي و تلويزيون و ويدئو و ... . اصلا جنس اين مخاطب آن مدلي نيست كه با گرافيك و رنگ و ... بخواهيم جذبش كنيم؛ مدل فهم او منطقي و مكتوب است؛ در نتيجه همه تمركز بايد روي افزايش كيفيت نثر و نوع روايت و ... باشد تا رشد گرافيك و تصويري شدن و ...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
روزنامه‌نگاري
ادامه و استمرار و امتداد زمزمه‌هاي رايج در ميان مردم است؛
اگر چنين نبود، پس از مردم و مخاطبان خودش عقب مي‌افتد...

با عطف به اين زمزمه‌هاي رايج در ميان مردم، كه هيچ‌گاه رسمي نمي‌شود، روزنامه‌ها مي‌توانند به سوژه‌ها و مطالبات نابي برسند؛
غير از اين اگر باشد، ادامه زمزمه‌هاي رسمي نخبگان و قدرت خواهند بود و لاجرم، مخاطب‌شان همان‌ها خواهند بود...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
صبر در كنار سرعت، دقت، صحت!

در روزنامه‌نگاری، مثلث معروف «سرعت، دقت، صحت» ديگر معرف حضور همه شما بزرگواران است؛
اصل ماجرا هم كه خيلي ساده است:
اگر خبرتان دقيق و صحيح باشد ولي به موقع نباشد، يعني هيچ؛
اگر خبرتان سريع و صحيح باشد ولي دقيق نباشد، يعني هيچ؛
اگر خبرتان دقيق و سريع باشد ولي صحيح نباشد، باز هم يعني هيچ!

اما اين روزها يك نكته‌اي هم پيش آمده كه بايد توجه زيادي به آن كرد:
ظاهرا اين مثلث را بايد تبديل به مربع كرد و عنصر «صبر حرفه‌ای» را هم به‌ آن اضافه كرد.
اما صبر حرفه‌ای يعني چه؟

يعني شايد خبر خوبي به شما برسد، اطلاعات بدي هم نداشته باشيد، اما بايد تا روشن شدن جوانب امر صبر كنيد؛ حتي اگر دلتان نخواهد. اين روزها واكنش‌هاي شتاب‌زده زيادي از رسانه‌ها و رسانه‌اي‌ها مي‌بينيم كه بعدا باعث شرمندگي‌شان مي‌شود؛ البته اگر شرمند بشوند و باشند بابت اين اشتباهات.

ايجاد تعادل بين اين صبر و آن سه مورد، به نظر مي‌رسد امروزه كه رفتارهاي توده‌اي در واكنش به خبرها و وقايع به شدت رايج شده،‌ مي‌تواند شما را از اشتباهات زيادي دور كند...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
معضل اصلي روزنامه‌نگاری امروز ايرانی

معضل اصلي روزنامه‌نگاری امروز ايرانی
نه مشكل روايت، كه مشكل تفكر و فكر كردن است؛

يعني روزنامه‌نگار ما
- يا مفروضات درستي ندارد؛
- يا توهمات و حدسيات و ... را به جاي مفروضات جا مي‌زند؛
- يا نحوه چيدمان مفروضات يا صغري‌كبري‌ كردن او مشكل دارد؛
- يا نمي‌تواند استنتاج و استنباط و استقراي خوبي در مفروضات و تفكرات خودش داشته باشد...

نتيجه؟
- مي‌خواهد توهمات و حدسيات و درونيات خودش را به جاي مفروضات جا بزند؛
- مي‌خواهد نحوه تفكر و منطق‌ورزي غلط خودش را به ما حقنه كند؛
- مي‌خواهد به همه بقبولاند كه اين نتيجه‌ نادرستي كه از نحوه نادرست تفكر يا چيدمان مفروضات گرفته، درست است؛
- مي‌خواهد روي نتيجه نادرستش تعصب بورزد؛
- و خطرناك‌ترين بخش ماجرا اين‌كه:
- مي‌خواهد ديگراني را كه به اين نتيجه نرسيده يا معتقد نيستند، تكفير كند!

بله عزيزان، مشكل در روايت نيست، در تفكر است؛
و نقطه خطرناك، آن‌جا كه به تكفير منجر مي‌شود...
اين معضل ارتباطي به نحله فكري و سياسي روزنامه‌نگار هم ندارد و اشكالي كلي است...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
👍1
🔺چند نكته در همنشينی اهميت و جذابيت در روزنامه‌نگاری

1. حتی نيويورك تايمز هم در كنار نقد كتاب، جدول كلمات دارد؛
2. روزنامه‌نگاری، داستان‌سرايی هدفمند است. اين هدف، ارائه اطلاعات لازم به مردم برای درك جهان است؛
3. اولين چالش خطير و مسئوليت خطير، يافتن اطلاعاتی است كه مردم برای ادامه زندگی به آن نياز دارند؛
4. دومين چالش، معنا و جذابيت بخشيدن و مناسب ساختن اطلاعات گردآوری شده است؛
5. مسئوليت روزنامه‌نگار صرفا اين نيست كه اطلاعات ارائه دهد بلكه بايد اطلاعات را به گونه‌ای عرضه كند كه مردم مشتاق شنيدن آن باشند؛

عناصر روزنامه‌نگاری
ترجمه داود حيدری



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
روزنامه‌نگاری
داستان‌سرايي هدفمند است...
Forwarded from همشهری (Admin)
📍شهادت ۴۶ خبرنگار در غزه از آغاز حملات رژیم صهیونیستی

📍دفتر رسانه‌ای دولت فلسطین در نوار غزه اعلام کرد که از آغاز نبرد طوفان الاقصی در هفتم اکتبر تا به امروز، ۴۶ خبرنگار در حملات رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند.

📢@hamshahrinews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نكته تلخ روزنامه‌‌نگاری

هنوز هم وقتی اين جمله از كتاب عناصر روزنامه‌نگاری را مي‌خوانم
مو به تنم صاف می‌شود:
روزنامه‌نگاران حتي به نسبت آرايشگران
از گذشتگان خود كمتر می‌آموزند
و اساسا انتقال تجربه و دريافت تجربه بين نسلي در اين حوزه كم اتفاق می‌افتد...


راست هم می‌گويد:
طرف با ده پانزده سال سابقه، صاف توی چشم خبرنگاران خود نگاه می‌كند و می‌گويد اساسا حتي اصول روزنامه‌نگاری حرفه‌ای را هم قبول ندارد!
تلخ است و غم‌انگيز...



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
فراوانی تأثير نمي‌آورد
اما تأثير، مي‌تواند فراوانی بياورد؛
پس زياد از زيادي فالوئرهاي‌تان مغرور نشويد؛
اثرگذاري چيزي ديگر است...
Forwarded from روزنامه‌نگاری جدید (ادمین فصلنامه روزنامه نگاری جدید Admin newjournalism)
چرا برخی روزنامه‌نگاران موفق‌تر و مشهورتر از دیگران هستند؟
(نكته‌هایی درباره برندينگ شخصی براي رسانه‌كارها)

عيسی محمدی

در دنیای رسانه و روزنامه‌نگار و روزنامه‌نویسی
برخی معروف‌تر از برخی دیگر هستند،
به همین دلیل شغل‌ها و موقعیت‌‌های بهتری را هم پیدا می‌كنند. حتی گاهی كارشان به سمت‌ها و جایگاه‌های بزرگ دیگری غیر از حوزه روزنامه‌نگاری هم كشیده می‌شود؛ چرا كه شهرت نیك و حسن شهرت دارند. این‌جا، شهرت نیك یا پرسونال برندینگ این افراد، كارشان را پیش می‌برد.
البته كه گروهی دیگر هم شهرت دارند؛ اما شهرتی منفی. یعنی دیگران تا اسم‌شان را می‌شنوند، مدام تداعی‌های منفی و ناامیدكننده اتفاق می‌افتد. طبیعی است كه این گونه شهرت، به هیچ دردی نمی‌خورد و حتی فرصت‌سوز است.
معروف است كه می‌گویند قدرت یك نام مشهور (طبیعتا نام مشهور نیك) برای گشودن درها، از صدها كتاب بیشتر است. در روزگار ما كه تقریبا همه در سطح متوسط به بالا هستند، البته این حرف، حرف بیراهی هم نیست. باید درخشان باشید تا دیده شوید؛ تا فرصت‌ها به شما ارجاع داده شوند. یعنی باید نام شما، درخشش لازم را داشته باشد.
اما یك روزنامه‌نگار، حالا چه در عرصه صدا یا تصویر یا مكتوب یا تركیبی، چطور به چنین درخششی در نام خود می‌رسد و چطور حسن شهرت پیدا می‌كند؟
البته كه اساتید روزنامه‌نگاری و كتاب‌های آموزشی پاسخ را داده‌اند. به واقع، باید قواعد بازی را یاد گرفته و در گام بعدی،‌ بهتر از هر كسی آن را بازی كنیم.
در این‌باره بسیار می‌توان سخت گفت و خواهیم گفت.
اما عجالتا، شاید این نكته‌ها كارگشا باشد:
1. قطب‌نما مهمتر از ساعت است؛ یعنی جهت حركت شما در روزنامه‌نگاری مهمتر و بسیار مهمتر از ساعت‌هایی است كه برای كار در این حوزه صرف می‌كنید؛
2. شناخته‌شده‌ترین مسیر، روزنامه‌نگاری تخصصی است. ببینید به چه حوزه‌ای بیشتر علاقه‌مندید و انرژی‌تان را صرف تقویت تخصصی در این حوزه كنید؛
3. و البته كه باید تخصص روزنامه‌نگاری را هم به خوبی یاد بگیرید، مثل تیترزنی و روایت‌نویسی و جستجوی اطلاعات و مصاحبه‌گیری و تحلیل داده و ...؛
4. اگر شناخته‌شده‌ترین روزنامه‌نگار حوزه تخصصی‌تان بودید، چطور حرف می‌زدید و لباس می‌پوشیدید و رفتار می‌كردید؟ خب، شروع كنید به همین كارها؛
5. به كارهای پژوهشی و نوشتن كتاب و سخنرانی و دعوت در برنامه‌های مختلف اينترنتی‌ و تلويزيونی هم فكر كنيد؛
6. در شبكه‌های اجتماعی، مراقب نوع كلمه‌ها و واژه‌ها و نوع تحلیل و ... باشید. گاهی یك موضع‌گیری نادرست، ممكن است برند شخصی شما را چند پله پایین‌تر ببرد؛
7. یادتان باشد كه در عرصه شبكه‌‌های اجتماعی، این فراوانی نیست كه تأثیر را ایجاد می‌كند، این تأثیر است كه می‌تواند فراوانی بسازد...

@NewJournalism روزنامه نگاری جدید