روزنامهنگاری اصولی دارد که همیشه
ثابت و در نقش فانوس دریایی ژورنالیسم محسوب میشوند؛
اصولی مانند سرعت، دقت، صحت، چندصدایی بودن و ...
و اصولی اخلاقی مانند توجه به واقعیت و همه جنبههای یک رویداد و پدیده و فرآیند و البته، دوری از حکومت و حاکمیت و ...؛
هرجایی که روزنامهنگاری زمین میخورد، یعنی از این اصول فاصله گرفته؛
اصول همیشه اصول هستند و باید در این عرصه همیشه اصولگرا بود؛
اگر اصول را رعایت نکردی، با بزک کردن ظاهراً امر در قالب گرافیک و بستهبندی و دستهبندی جدید و ...، نمیتوانی ماجرا را فیصله بدهی؛
همیشه یادت باشد که مردم، باهوشتر از روزنامهنگار هستند و روزی که این را فراموش کردی، جمع کن و برو...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
ثابت و در نقش فانوس دریایی ژورنالیسم محسوب میشوند؛
اصولی مانند سرعت، دقت، صحت، چندصدایی بودن و ...
و اصولی اخلاقی مانند توجه به واقعیت و همه جنبههای یک رویداد و پدیده و فرآیند و البته، دوری از حکومت و حاکمیت و ...؛
هرجایی که روزنامهنگاری زمین میخورد، یعنی از این اصول فاصله گرفته؛
اصول همیشه اصول هستند و باید در این عرصه همیشه اصولگرا بود؛
اگر اصول را رعایت نکردی، با بزک کردن ظاهراً امر در قالب گرافیک و بستهبندی و دستهبندی جدید و ...، نمیتوانی ماجرا را فیصله بدهی؛
همیشه یادت باشد که مردم، باهوشتر از روزنامهنگار هستند و روزی که این را فراموش کردی، جمع کن و برو...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
#يادداشتنويسی
اگر ميخواهيد يادداشتنويس/ روزنامهنويس غيرخبری كارآمدي بشويد، بايد فراوان مطالعه كنيد؛
اما نكته مهمتر اين است كه به مطالعات خودتان و درستي و غلطشان فراوان فكر كنيد؛
و مهمتر اينكه سعي كنيد خواندهها را به ديدهها و تجربههاي روزانه ربط بدهيد...
#تجربههای_روزنامهنگاری
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
اگر ميخواهيد يادداشتنويس/ روزنامهنويس غيرخبری كارآمدي بشويد، بايد فراوان مطالعه كنيد؛
اما نكته مهمتر اين است كه به مطالعات خودتان و درستي و غلطشان فراوان فكر كنيد؛
و مهمتر اينكه سعي كنيد خواندهها را به ديدهها و تجربههاي روزانه ربط بدهيد...
#تجربههای_روزنامهنگاری
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
پیکها و چاپارها و خبرنگارها و از مشترکات دیگر...
رشته توئيتی درباره خبرنگاري
1/
توی اتوبوس نشسته بودم. مثل همیشه فکر میکردم. یادم به پیکها و چاپارهای قدیمی رفت. یک آن کار خبرنگاری را متصل کردم به کار این پیکها: هر دو باید پیام ببرند، هر دو باید امانت در پیامبری داشته باشند و هر دو باید اصولی را رعایت کنند. دیدم چقدر جالب!
2/
پیک باید به موقع پیام را برساند، باید همه پیام را برساند، باید ابزار مناسبی به این منظور داشته باشد. پیاده که نمیتواند برود، بدون پیام هم نمیتواند برود. با ادب هم این کار را باید بکند؛ نمیتواند پیام را بیندازد جلوی طرف و بگوید بخوان...
3/
به موقع رساندن و کامل رساندن و ادب در پیامرسانی حتی در مقابل دشمن و ...، وجوه مشترک جالبی بین پیکهای قدیمی و روزنامهنگاران هستند. روزنامهنگار نباید کاری به محتوای پیام داشته باشد؛ که در این صورت ورود به عرصه پارازیت ارتباطی میکند.
4/
اگر روزنامهنگار به شأنیت پیکهای قدیمی و چاپارها و پیامرسانها برسد، اعتماد همه آحاد جامعه را جذب میکند و باعث میشود تا با اطلاعات به دست آمده، بهترین تصمیم را بگیرند. چه چیزی بالاتر از این؟ در مواقع خطر هم میتواند بگوید من فقط یک پیامبر هستم!
5/
در قدیمالایام، اگر میخواستند در تصمیمگیریهای فرد یا گروه یا کشوری اثر بگذارند، کاری میکردند که یا پیکها به مقصد نرسند، یا با پیامهای جعلی برسند! نیازی نیست از فجایع صورت گرفته در این مواقع سخن بگوییم! به نظر میرسد هنوز هم چنین رویهای هست...
6/
نظر شخصیام این است که شیفت کردن از شأنیت پیک بودن به شأنیت یک فعال اجتماعی، باعث میشود تا اعتماد عمومی به عرصه رسانه خدشهدار شود؛ حتی اگر نیت ما سراسر خیر باشد. در صورت سمپات شدن رسانهها و رسانهنگاران، آنها به عرصه ارگان بودن و مبلغ بودن نزول میکنند
7/
و این نه به نفع روزنامهنگاران است، نه به نفع مسئولان و حاکمیت و نه به نفع مردم. بله، قبول دارم که سمپات بودن در سانه خیلی خوشایندتر و راحتتر است، اما دقت کنید که موفقیت از مسیرهای ساده نمیگذرد، نیاز به قدرت ابتکار و کار فراوان دارد؛ دیگر خود دانید...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
رشته توئيتی درباره خبرنگاري
1/
توی اتوبوس نشسته بودم. مثل همیشه فکر میکردم. یادم به پیکها و چاپارهای قدیمی رفت. یک آن کار خبرنگاری را متصل کردم به کار این پیکها: هر دو باید پیام ببرند، هر دو باید امانت در پیامبری داشته باشند و هر دو باید اصولی را رعایت کنند. دیدم چقدر جالب!
2/
پیک باید به موقع پیام را برساند، باید همه پیام را برساند، باید ابزار مناسبی به این منظور داشته باشد. پیاده که نمیتواند برود، بدون پیام هم نمیتواند برود. با ادب هم این کار را باید بکند؛ نمیتواند پیام را بیندازد جلوی طرف و بگوید بخوان...
3/
به موقع رساندن و کامل رساندن و ادب در پیامرسانی حتی در مقابل دشمن و ...، وجوه مشترک جالبی بین پیکهای قدیمی و روزنامهنگاران هستند. روزنامهنگار نباید کاری به محتوای پیام داشته باشد؛ که در این صورت ورود به عرصه پارازیت ارتباطی میکند.
4/
اگر روزنامهنگار به شأنیت پیکهای قدیمی و چاپارها و پیامرسانها برسد، اعتماد همه آحاد جامعه را جذب میکند و باعث میشود تا با اطلاعات به دست آمده، بهترین تصمیم را بگیرند. چه چیزی بالاتر از این؟ در مواقع خطر هم میتواند بگوید من فقط یک پیامبر هستم!
5/
در قدیمالایام، اگر میخواستند در تصمیمگیریهای فرد یا گروه یا کشوری اثر بگذارند، کاری میکردند که یا پیکها به مقصد نرسند، یا با پیامهای جعلی برسند! نیازی نیست از فجایع صورت گرفته در این مواقع سخن بگوییم! به نظر میرسد هنوز هم چنین رویهای هست...
6/
نظر شخصیام این است که شیفت کردن از شأنیت پیک بودن به شأنیت یک فعال اجتماعی، باعث میشود تا اعتماد عمومی به عرصه رسانه خدشهدار شود؛ حتی اگر نیت ما سراسر خیر باشد. در صورت سمپات شدن رسانهها و رسانهنگاران، آنها به عرصه ارگان بودن و مبلغ بودن نزول میکنند
7/
و این نه به نفع روزنامهنگاران است، نه به نفع مسئولان و حاکمیت و نه به نفع مردم. بله، قبول دارم که سمپات بودن در سانه خیلی خوشایندتر و راحتتر است، اما دقت کنید که موفقیت از مسیرهای ساده نمیگذرد، نیاز به قدرت ابتکار و کار فراوان دارد؛ دیگر خود دانید...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
جيتكاندو و روزنامهنگاری
جيتكاندو، همان رشته رزمي كه بروسلي ابداع كرد، فلسفهاي جالب دارد:
مستقيمترين و قويترين و كاريترين ضربه ممكن به ضعيفترين جاي حريف براي پايان بخشيدن هر چه سريعتر مبارزه...
بروسلي معتقد بود كه فرمهايي كه بيشتر رشتههاي رزمي و كونگفو دارند بيخود و دستوپاگير است و اساسا نيازي به اين فرمها نيست و بايد ساده و سيال چون آب بود...
به نظرم ميرسد اين فلسفه در بيشتر جاها عملياتي باشد؛
از جمله روزنامهنگاری:
در اين حوزه بايد اطلاعات دقيق را به دست بياوريد؛
پس بايد سريعترين و فوريترين و مستقيمترين روش را انتخاب كنيد؛
ميخواهد از طريق مصاحبه باشد، يا بازخواني يك پژوهش، يا جستجوي اينترنتي و ...
اينكه بخواهيم در فرم مصاحبه و يادداشت و ... بمانيم، شايد موضوعيت نداشته باشد؛ بايد سريع اين مسير را در رسيدن به اطلاعات دقيق تمام كنيم؛ هر طوري كه ميشود...
نكته طلاييتر هم اينكه:
اگر براي رسيدن به اطلاعات دقيق مثلا بشود چهار ساعت زمان صرف كرد، صرف زمان بيشتر نوعي شكست ميتواند تلقي شود؛ حالا گيرم كه بخواهيم تمركز روي فرم خاصي از نحوه اطلاعاتگيري داشته باشيم. حالا مصاحبه نباشد، گزارش نباشد يا ...
روشهاي جديدي براي ارائه اطلاعات شكل گرفته كه ميشود از آنها سود برد؛
بروسلي در يكي از مبارزات خود، حريف را به سختي شكست داد، اما دلخور بود كه چرا بيش از حد طول كشيده اين مبارزه؛
به نظرتان بين فلسفه جيتكاندو و روزنامهنگاري ميتوان ارتباطي قائل بود؟
من كه در نهايت اين نكتهها به ذهنم رسيد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
جيتكاندو، همان رشته رزمي كه بروسلي ابداع كرد، فلسفهاي جالب دارد:
مستقيمترين و قويترين و كاريترين ضربه ممكن به ضعيفترين جاي حريف براي پايان بخشيدن هر چه سريعتر مبارزه...
بروسلي معتقد بود كه فرمهايي كه بيشتر رشتههاي رزمي و كونگفو دارند بيخود و دستوپاگير است و اساسا نيازي به اين فرمها نيست و بايد ساده و سيال چون آب بود...
به نظرم ميرسد اين فلسفه در بيشتر جاها عملياتي باشد؛
از جمله روزنامهنگاری:
در اين حوزه بايد اطلاعات دقيق را به دست بياوريد؛
پس بايد سريعترين و فوريترين و مستقيمترين روش را انتخاب كنيد؛
ميخواهد از طريق مصاحبه باشد، يا بازخواني يك پژوهش، يا جستجوي اينترنتي و ...
اينكه بخواهيم در فرم مصاحبه و يادداشت و ... بمانيم، شايد موضوعيت نداشته باشد؛ بايد سريع اين مسير را در رسيدن به اطلاعات دقيق تمام كنيم؛ هر طوري كه ميشود...
نكته طلاييتر هم اينكه:
اگر براي رسيدن به اطلاعات دقيق مثلا بشود چهار ساعت زمان صرف كرد، صرف زمان بيشتر نوعي شكست ميتواند تلقي شود؛ حالا گيرم كه بخواهيم تمركز روي فرم خاصي از نحوه اطلاعاتگيري داشته باشيم. حالا مصاحبه نباشد، گزارش نباشد يا ...
روشهاي جديدي براي ارائه اطلاعات شكل گرفته كه ميشود از آنها سود برد؛
بروسلي در يكي از مبارزات خود، حريف را به سختي شكست داد، اما دلخور بود كه چرا بيش از حد طول كشيده اين مبارزه؛
به نظرتان بين فلسفه جيتكاندو و روزنامهنگاري ميتوان ارتباطي قائل بود؟
من كه در نهايت اين نكتهها به ذهنم رسيد...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
روزنامه یعنی حداقل پنجاه صفحه خبر و تحلیل
درباره روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز
محمود سریع القلم
اگر شخصی به طور مستقیم یا از طریق اینترنت، هر روز، روزنامۀ *نیویورک تایمز* را بخواند، متوجه چند نکته می شود:
۱) معنای رسانه چیست؟
۲) معنای خبرنگاری و گزارش نویسی چیست؟
۳) معنای آزادی بیان چیست؟
۴) معنای تفکیکِ قوا چیست؟
۵) و معنای “دقت” چیست؟
▪️اولین شمارۀ نیویورک تایمز در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۲۳۰ (۱۶۸ سال پیش) منتشر شد.
۳۷۹۰ نفر برای این روزنامه کار می کنند، در ۲۷ کشور نمایندگی دارد و جوانترین خبرنگار آن ۵۱ سال سن دارد.
اگر خوانندهای انگلیسی زبان بخواهد حدود ۵۰ صفحۀ روزانۀ نیویورک تایمز را مطالعه کند حدود ۵-۴ ساعت زمان میبرد تا با طیفی از مسائلِ داخلی، تمام مناطق بین المللی، هنری، فرهنگی، و ورزشی آشنا و به روز شود.
اما آنچه کلیدی است:
دقتِ در آمار، جمله بندی های دقیق، واژگان استفاده شده، مفهوم سازی و طراحی برای فهم موضوعات است.
هیجان، احساسات، اغراق گویی، وارونهِ جلوه دادن، فقط ۲۰ درصد یک موضوع را گفتن و ۸۰ درصد را حذف کردن، نمای یک موضوع را حیله گرانه تغییر دادن (Dissembling)، قهرمان سازی، فرد محوری، بی انصافی، فقط یک بعد از یک موضوع را گفتن و پیچاندن مسائل، در حداقل خود است.
▪️اصولاً فهمِ دقیق و همه جانبۀ یک مسئله ، حداقل ۷۰ درصد آن است؛ سپس باید به راه حل فکر کرد. اگر شناخت مخدوش باشد، نمی توان پاسخ های دقیق پیدا کرد. وقتی داده ها (Inputs) اشتباه باشند، به طور طبیعی خروجی ها (Outputs) هم اشتباه خواهند بود. اگر مسئلۀ بیستم یک کشور به عنوان مسئلۀ یک آن جا بیفتد، عموم تصمیم گیری ها و اقدامات بعدی، وقت تلف کردن خواهد بود.
اگر فردی، بنگاهی، کشوری و دولتی، مسئلۀ یک خود را با تفکر و دقت تشخیص ندهد، مجموعه کارها آب در هاون کوبیدن خواهد بود. دقتِ در شناخت سرنوشت ساز است. اطلاعات دقیق و بازبینی شده، شنیدن دیدگاه های مختلف، دقتِ بی نظیرِ حقوقی در قلم ، فرد زدایی از فهم پدیده ها، اولویت دادن به فکر در مقابل فرد و عفتِ کلام، جزء فرهنگ نیویورک تایمز است. اگر در شناخت خود و محیط دقیق و واقعی Objectivity)) نباشیم، به دور خود خواهیم چرخید.
▪️بنابراین، در فهمیدنِ موضوعات میتوان تلاش کرد تا:
۱) از هیجان و احساسات،
۲) وارونه جلوه دادن و
۳) فرد محوری فاصله گرفت
▪️بی دلیل نیست بیش از شش میلیون نفر در ۱۶۰ کشور هر روز صبح، نیویورک تایمز میخوانند؛ حتی بعضاً قبل از صبحانه.
@JournalistsClub1
درباره روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز
محمود سریع القلم
اگر شخصی به طور مستقیم یا از طریق اینترنت، هر روز، روزنامۀ *نیویورک تایمز* را بخواند، متوجه چند نکته می شود:
۱) معنای رسانه چیست؟
۲) معنای خبرنگاری و گزارش نویسی چیست؟
۳) معنای آزادی بیان چیست؟
۴) معنای تفکیکِ قوا چیست؟
۵) و معنای “دقت” چیست؟
▪️اولین شمارۀ نیویورک تایمز در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۲۳۰ (۱۶۸ سال پیش) منتشر شد.
۳۷۹۰ نفر برای این روزنامه کار می کنند، در ۲۷ کشور نمایندگی دارد و جوانترین خبرنگار آن ۵۱ سال سن دارد.
اگر خوانندهای انگلیسی زبان بخواهد حدود ۵۰ صفحۀ روزانۀ نیویورک تایمز را مطالعه کند حدود ۵-۴ ساعت زمان میبرد تا با طیفی از مسائلِ داخلی، تمام مناطق بین المللی، هنری، فرهنگی، و ورزشی آشنا و به روز شود.
اما آنچه کلیدی است:
دقتِ در آمار، جمله بندی های دقیق، واژگان استفاده شده، مفهوم سازی و طراحی برای فهم موضوعات است.
هیجان، احساسات، اغراق گویی، وارونهِ جلوه دادن، فقط ۲۰ درصد یک موضوع را گفتن و ۸۰ درصد را حذف کردن، نمای یک موضوع را حیله گرانه تغییر دادن (Dissembling)، قهرمان سازی، فرد محوری، بی انصافی، فقط یک بعد از یک موضوع را گفتن و پیچاندن مسائل، در حداقل خود است.
▪️اصولاً فهمِ دقیق و همه جانبۀ یک مسئله ، حداقل ۷۰ درصد آن است؛ سپس باید به راه حل فکر کرد. اگر شناخت مخدوش باشد، نمی توان پاسخ های دقیق پیدا کرد. وقتی داده ها (Inputs) اشتباه باشند، به طور طبیعی خروجی ها (Outputs) هم اشتباه خواهند بود. اگر مسئلۀ بیستم یک کشور به عنوان مسئلۀ یک آن جا بیفتد، عموم تصمیم گیری ها و اقدامات بعدی، وقت تلف کردن خواهد بود.
اگر فردی، بنگاهی، کشوری و دولتی، مسئلۀ یک خود را با تفکر و دقت تشخیص ندهد، مجموعه کارها آب در هاون کوبیدن خواهد بود. دقتِ در شناخت سرنوشت ساز است. اطلاعات دقیق و بازبینی شده، شنیدن دیدگاه های مختلف، دقتِ بی نظیرِ حقوقی در قلم ، فرد زدایی از فهم پدیده ها، اولویت دادن به فکر در مقابل فرد و عفتِ کلام، جزء فرهنگ نیویورک تایمز است. اگر در شناخت خود و محیط دقیق و واقعی Objectivity)) نباشیم، به دور خود خواهیم چرخید.
▪️بنابراین، در فهمیدنِ موضوعات میتوان تلاش کرد تا:
۱) از هیجان و احساسات،
۲) وارونه جلوه دادن و
۳) فرد محوری فاصله گرفت
▪️بی دلیل نیست بیش از شش میلیون نفر در ۱۶۰ کشور هر روز صبح، نیویورک تایمز میخوانند؛ حتی بعضاً قبل از صبحانه.
@JournalistsClub1
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
خبرنگاری که برای تهیه گزارش 16 روز دستفروشی
مینا دامچی، خبرنگاری است که برای تهیه یک گزارش مجبور شد ۱۶ روز دستفروشی کند تا تصاویر مورد نیازش را تهیه کند.
گزارش او ثابت میکند دستفروشان با پولدادنِ با واسطه به برخی ماموران شهرداری اجازۀ دستفروشی پیدا میکنند و اگر پول ندهند بساطشان جمع میشود.
گزارش ویدئوی خانم مینا دامچی در شبکههای مجازی و رسانهها مختلف منتشر شده است.
@JournalistsClub1
مینا دامچی، خبرنگاری است که برای تهیه یک گزارش مجبور شد ۱۶ روز دستفروشی کند تا تصاویر مورد نیازش را تهیه کند.
گزارش او ثابت میکند دستفروشان با پولدادنِ با واسطه به برخی ماموران شهرداری اجازۀ دستفروشی پیدا میکنند و اگر پول ندهند بساطشان جمع میشود.
گزارش ویدئوی خانم مینا دامچی در شبکههای مجازی و رسانهها مختلف منتشر شده است.
@JournalistsClub1
✅✅✅كدام رسانه؟ كدام ذهن؟ كدام مخاطب؟
نكتهاي هست در باب روزنامهنگاري، كه البته بازاريابها خيلي بهتر فهميدهاند و در تبليغات از آن سود ميبرند:
1. يك سري هستند كه ذهن مكتوب و كتبي دارند؛
2. يك سري هستند كه ذهن صوتي و سمعي دارند؛
3. يك سري هستند كه ذهن تصويري دارند؛
به عبارت ديگر، يك سري از مخاطبان براي فهم مطلب، حتما بايد بخوانند و منطق فهم آنها، ترتيب كتبي است. اما يك سري سمعي هستند و بايد صحبت بشود با آنها و بشنوند و مستمع باشند؛
يك سري هم كه بايد تصوير و ويدئو و حركت تصويري را ببينند؛
در نتيجه هر آگهي براي بخشي از اين گروهها مفيد است...
به اين ترتيب، نشريات مكتوب يك مخاطب دارند و نشريات سمعيصوتي مثل پادكست و راديو يك مخاطب و ويدئو و تلويزيون و سينما و ... هم كه يك مخاطب. هر دام هم مدل فهم خاص خودش را دارد.
درك نميكنم چرا متوليان نشريات مكتوب، علاقهمند هستند كه همه چيز را به سمت و سوي كوتاهشدن و گرافيكي شدن و تصوير شدن ببرند؟ خب اين مخاطب اگر آن را بخواهد كه مستقيم ميرود سمت فضاي مجازي و تلويزيون و ويدئو و ... . اصلا جنس اين مخاطب آن مدلي نيست كه با گرافيك و رنگ و ... بخواهيم جذبش كنيم؛ مدل فهم او منطقي و مكتوب است؛ در نتيجه همه تمركز بايد روي افزايش كيفيت نثر و نوع روايت و ... باشد تا رشد گرافيك و تصويري شدن و ...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
نكتهاي هست در باب روزنامهنگاري، كه البته بازاريابها خيلي بهتر فهميدهاند و در تبليغات از آن سود ميبرند:
1. يك سري هستند كه ذهن مكتوب و كتبي دارند؛
2. يك سري هستند كه ذهن صوتي و سمعي دارند؛
3. يك سري هستند كه ذهن تصويري دارند؛
به عبارت ديگر، يك سري از مخاطبان براي فهم مطلب، حتما بايد بخوانند و منطق فهم آنها، ترتيب كتبي است. اما يك سري سمعي هستند و بايد صحبت بشود با آنها و بشنوند و مستمع باشند؛
يك سري هم كه بايد تصوير و ويدئو و حركت تصويري را ببينند؛
در نتيجه هر آگهي براي بخشي از اين گروهها مفيد است...
به اين ترتيب، نشريات مكتوب يك مخاطب دارند و نشريات سمعيصوتي مثل پادكست و راديو يك مخاطب و ويدئو و تلويزيون و سينما و ... هم كه يك مخاطب. هر دام هم مدل فهم خاص خودش را دارد.
درك نميكنم چرا متوليان نشريات مكتوب، علاقهمند هستند كه همه چيز را به سمت و سوي كوتاهشدن و گرافيكي شدن و تصوير شدن ببرند؟ خب اين مخاطب اگر آن را بخواهد كه مستقيم ميرود سمت فضاي مجازي و تلويزيون و ويدئو و ... . اصلا جنس اين مخاطب آن مدلي نيست كه با گرافيك و رنگ و ... بخواهيم جذبش كنيم؛ مدل فهم او منطقي و مكتوب است؛ در نتيجه همه تمركز بايد روي افزايش كيفيت نثر و نوع روايت و ... باشد تا رشد گرافيك و تصويري شدن و ...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
✅✅✅روزنامهنگاري
ادامه و استمرار و امتداد زمزمههاي رايج در ميان مردم است؛
اگر چنين نبود، پس از مردم و مخاطبان خودش عقب ميافتد...
با عطف به اين زمزمههاي رايج در ميان مردم، كه هيچگاه رسمي نميشود، روزنامهها ميتوانند به سوژهها و مطالبات نابي برسند؛
غير از اين اگر باشد، ادامه زمزمههاي رسمي نخبگان و قدرت خواهند بود و لاجرم، مخاطبشان همانها خواهند بود...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
ادامه و استمرار و امتداد زمزمههاي رايج در ميان مردم است؛
اگر چنين نبود، پس از مردم و مخاطبان خودش عقب ميافتد...
با عطف به اين زمزمههاي رايج در ميان مردم، كه هيچگاه رسمي نميشود، روزنامهها ميتوانند به سوژهها و مطالبات نابي برسند؛
غير از اين اگر باشد، ادامه زمزمههاي رسمي نخبگان و قدرت خواهند بود و لاجرم، مخاطبشان همانها خواهند بود...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
صبر در كنار سرعت، دقت، صحت!
✅در روزنامهنگاری، مثلث معروف «سرعت، دقت، صحت» ديگر معرف حضور همه شما بزرگواران است؛
اصل ماجرا هم كه خيلي ساده است:
اگر خبرتان دقيق و صحيح باشد ولي به موقع نباشد، يعني هيچ؛
اگر خبرتان سريع و صحيح باشد ولي دقيق نباشد، يعني هيچ؛
اگر خبرتان دقيق و سريع باشد ولي صحيح نباشد، باز هم يعني هيچ!
✅اما اين روزها يك نكتهاي هم پيش آمده كه بايد توجه زيادي به آن كرد:
ظاهرا اين مثلث را بايد تبديل به مربع كرد و عنصر «صبر حرفهای» را هم به آن اضافه كرد.
اما صبر حرفهای يعني چه؟
✅يعني شايد خبر خوبي به شما برسد، اطلاعات بدي هم نداشته باشيد، اما بايد تا روشن شدن جوانب امر صبر كنيد؛ حتي اگر دلتان نخواهد. اين روزها واكنشهاي شتابزده زيادي از رسانهها و رسانهايها ميبينيم كه بعدا باعث شرمندگيشان ميشود؛ البته اگر شرمند بشوند و باشند بابت اين اشتباهات.
✅ايجاد تعادل بين اين صبر و آن سه مورد، به نظر ميرسد امروزه كه رفتارهاي تودهاي در واكنش به خبرها و وقايع به شدت رايج شده، ميتواند شما را از اشتباهات زيادي دور كند...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
✅در روزنامهنگاری، مثلث معروف «سرعت، دقت، صحت» ديگر معرف حضور همه شما بزرگواران است؛
اصل ماجرا هم كه خيلي ساده است:
اگر خبرتان دقيق و صحيح باشد ولي به موقع نباشد، يعني هيچ؛
اگر خبرتان سريع و صحيح باشد ولي دقيق نباشد، يعني هيچ؛
اگر خبرتان دقيق و سريع باشد ولي صحيح نباشد، باز هم يعني هيچ!
✅اما اين روزها يك نكتهاي هم پيش آمده كه بايد توجه زيادي به آن كرد:
ظاهرا اين مثلث را بايد تبديل به مربع كرد و عنصر «صبر حرفهای» را هم به آن اضافه كرد.
اما صبر حرفهای يعني چه؟
✅يعني شايد خبر خوبي به شما برسد، اطلاعات بدي هم نداشته باشيد، اما بايد تا روشن شدن جوانب امر صبر كنيد؛ حتي اگر دلتان نخواهد. اين روزها واكنشهاي شتابزده زيادي از رسانهها و رسانهايها ميبينيم كه بعدا باعث شرمندگيشان ميشود؛ البته اگر شرمند بشوند و باشند بابت اين اشتباهات.
✅ايجاد تعادل بين اين صبر و آن سه مورد، به نظر ميرسد امروزه كه رفتارهاي تودهاي در واكنش به خبرها و وقايع به شدت رايج شده، ميتواند شما را از اشتباهات زيادي دور كند...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
✅✅✅معضل اصلي روزنامهنگاری امروز ايرانی
معضل اصلي روزنامهنگاری امروز ايرانی
نه مشكل روايت، كه مشكل تفكر و فكر كردن است؛
يعني روزنامهنگار ما
- يا مفروضات درستي ندارد؛
- يا توهمات و حدسيات و ... را به جاي مفروضات جا ميزند؛
- يا نحوه چيدمان مفروضات يا صغريكبري كردن او مشكل دارد؛
- يا نميتواند استنتاج و استنباط و استقراي خوبي در مفروضات و تفكرات خودش داشته باشد...
نتيجه؟
- ميخواهد توهمات و حدسيات و درونيات خودش را به جاي مفروضات جا بزند؛
- ميخواهد نحوه تفكر و منطقورزي غلط خودش را به ما حقنه كند؛
- ميخواهد به همه بقبولاند كه اين نتيجه نادرستي كه از نحوه نادرست تفكر يا چيدمان مفروضات گرفته، درست است؛
- ميخواهد روي نتيجه نادرستش تعصب بورزد؛
- و خطرناكترين بخش ماجرا اينكه:
- ميخواهد ديگراني را كه به اين نتيجه نرسيده يا معتقد نيستند، تكفير كند!
بله عزيزان، مشكل در روايت نيست، در تفكر است؛
و نقطه خطرناك، آنجا كه به تكفير منجر ميشود...
اين معضل ارتباطي به نحله فكري و سياسي روزنامهنگار هم ندارد و اشكالي كلي است...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
معضل اصلي روزنامهنگاری امروز ايرانی
نه مشكل روايت، كه مشكل تفكر و فكر كردن است؛
يعني روزنامهنگار ما
- يا مفروضات درستي ندارد؛
- يا توهمات و حدسيات و ... را به جاي مفروضات جا ميزند؛
- يا نحوه چيدمان مفروضات يا صغريكبري كردن او مشكل دارد؛
- يا نميتواند استنتاج و استنباط و استقراي خوبي در مفروضات و تفكرات خودش داشته باشد...
نتيجه؟
- ميخواهد توهمات و حدسيات و درونيات خودش را به جاي مفروضات جا بزند؛
- ميخواهد نحوه تفكر و منطقورزي غلط خودش را به ما حقنه كند؛
- ميخواهد به همه بقبولاند كه اين نتيجه نادرستي كه از نحوه نادرست تفكر يا چيدمان مفروضات گرفته، درست است؛
- ميخواهد روي نتيجه نادرستش تعصب بورزد؛
- و خطرناكترين بخش ماجرا اينكه:
- ميخواهد ديگراني را كه به اين نتيجه نرسيده يا معتقد نيستند، تكفير كند!
بله عزيزان، مشكل در روايت نيست، در تفكر است؛
و نقطه خطرناك، آنجا كه به تكفير منجر ميشود...
اين معضل ارتباطي به نحله فكري و سياسي روزنامهنگار هم ندارد و اشكالي كلي است...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
👍1
🔺چند نكته در همنشينی اهميت و جذابيت در روزنامهنگاری
1. حتی نيويورك تايمز هم در كنار نقد كتاب، جدول كلمات دارد؛
2. روزنامهنگاری، داستانسرايی هدفمند است. اين هدف، ارائه اطلاعات لازم به مردم برای درك جهان است؛
3. اولين چالش خطير و مسئوليت خطير، يافتن اطلاعاتی است كه مردم برای ادامه زندگی به آن نياز دارند؛
4. دومين چالش، معنا و جذابيت بخشيدن و مناسب ساختن اطلاعات گردآوری شده است؛
5. مسئوليت روزنامهنگار صرفا اين نيست كه اطلاعات ارائه دهد بلكه بايد اطلاعات را به گونهای عرضه كند كه مردم مشتاق شنيدن آن باشند؛
عناصر روزنامهنگاری
ترجمه داود حيدری
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
1. حتی نيويورك تايمز هم در كنار نقد كتاب، جدول كلمات دارد؛
2. روزنامهنگاری، داستانسرايی هدفمند است. اين هدف، ارائه اطلاعات لازم به مردم برای درك جهان است؛
3. اولين چالش خطير و مسئوليت خطير، يافتن اطلاعاتی است كه مردم برای ادامه زندگی به آن نياز دارند؛
4. دومين چالش، معنا و جذابيت بخشيدن و مناسب ساختن اطلاعات گردآوری شده است؛
5. مسئوليت روزنامهنگار صرفا اين نيست كه اطلاعات ارائه دهد بلكه بايد اطلاعات را به گونهای عرضه كند كه مردم مشتاق شنيدن آن باشند؛
عناصر روزنامهنگاری
ترجمه داود حيدری
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
Forwarded from همشهری (Admin)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✅نكته تلخ روزنامهنگاری
هنوز هم وقتی اين جمله از كتاب عناصر روزنامهنگاری را ميخوانم
مو به تنم صاف میشود:
روزنامهنگاران حتي به نسبت آرايشگران
از گذشتگان خود كمتر میآموزند
و اساسا انتقال تجربه و دريافت تجربه بين نسلي در اين حوزه كم اتفاق میافتد...
راست هم میگويد:
طرف با ده پانزده سال سابقه، صاف توی چشم خبرنگاران خود نگاه میكند و میگويد اساسا حتي اصول روزنامهنگاری حرفهای را هم قبول ندارد!
تلخ است و غمانگيز...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
هنوز هم وقتی اين جمله از كتاب عناصر روزنامهنگاری را ميخوانم
مو به تنم صاف میشود:
روزنامهنگاران حتي به نسبت آرايشگران
از گذشتگان خود كمتر میآموزند
و اساسا انتقال تجربه و دريافت تجربه بين نسلي در اين حوزه كم اتفاق میافتد...
راست هم میگويد:
طرف با ده پانزده سال سابقه، صاف توی چشم خبرنگاران خود نگاه میكند و میگويد اساسا حتي اصول روزنامهنگاری حرفهای را هم قبول ندارد!
تلخ است و غمانگيز...
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
Forwarded from چهرهشو (پرسونال برندينگ)
فراوانی تأثير نميآورد
اما تأثير، ميتواند فراوانی بياورد؛
پس زياد از زيادي فالوئرهايتان مغرور نشويد؛
اثرگذاري چيزي ديگر است...
اما تأثير، ميتواند فراوانی بياورد؛
پس زياد از زيادي فالوئرهايتان مغرور نشويد؛
اثرگذاري چيزي ديگر است...
Forwarded from روزنامهنگاری جدید (ادمین فصلنامه روزنامه نگاری جدید Admin newjournalism)
چرا برخی روزنامهنگاران موفقتر و مشهورتر از دیگران هستند؟
(نكتههایی درباره برندينگ شخصی براي رسانهكارها)
✍عيسی محمدی
در دنیای رسانه و روزنامهنگار و روزنامهنویسی
برخی معروفتر از برخی دیگر هستند،
به همین دلیل شغلها و موقعیتهای بهتری را هم پیدا میكنند. حتی گاهی كارشان به سمتها و جایگاههای بزرگ دیگری غیر از حوزه روزنامهنگاری هم كشیده میشود؛ چرا كه شهرت نیك و حسن شهرت دارند. اینجا، شهرت نیك یا پرسونال برندینگ این افراد، كارشان را پیش میبرد.
البته كه گروهی دیگر هم شهرت دارند؛ اما شهرتی منفی. یعنی دیگران تا اسمشان را میشنوند، مدام تداعیهای منفی و ناامیدكننده اتفاق میافتد. طبیعی است كه این گونه شهرت، به هیچ دردی نمیخورد و حتی فرصتسوز است.
معروف است كه میگویند قدرت یك نام مشهور (طبیعتا نام مشهور نیك) برای گشودن درها، از صدها كتاب بیشتر است. در روزگار ما كه تقریبا همه در سطح متوسط به بالا هستند، البته این حرف، حرف بیراهی هم نیست. باید درخشان باشید تا دیده شوید؛ تا فرصتها به شما ارجاع داده شوند. یعنی باید نام شما، درخشش لازم را داشته باشد.
اما یك روزنامهنگار، حالا چه در عرصه صدا یا تصویر یا مكتوب یا تركیبی، چطور به چنین درخششی در نام خود میرسد و چطور حسن شهرت پیدا میكند؟
البته كه اساتید روزنامهنگاری و كتابهای آموزشی پاسخ را دادهاند. به واقع، باید قواعد بازی را یاد گرفته و در گام بعدی، بهتر از هر كسی آن را بازی كنیم.
در اینباره بسیار میتوان سخت گفت و خواهیم گفت.
اما عجالتا، شاید این نكتهها كارگشا باشد:
1. قطبنما مهمتر از ساعت است؛ یعنی جهت حركت شما در روزنامهنگاری مهمتر و بسیار مهمتر از ساعتهایی است كه برای كار در این حوزه صرف میكنید؛
2. شناختهشدهترین مسیر، روزنامهنگاری تخصصی است. ببینید به چه حوزهای بیشتر علاقهمندید و انرژیتان را صرف تقویت تخصصی در این حوزه كنید؛
3. و البته كه باید تخصص روزنامهنگاری را هم به خوبی یاد بگیرید، مثل تیترزنی و روایتنویسی و جستجوی اطلاعات و مصاحبهگیری و تحلیل داده و ...؛
4. اگر شناختهشدهترین روزنامهنگار حوزه تخصصیتان بودید، چطور حرف میزدید و لباس میپوشیدید و رفتار میكردید؟ خب، شروع كنید به همین كارها؛
5. به كارهای پژوهشی و نوشتن كتاب و سخنرانی و دعوت در برنامههای مختلف اينترنتی و تلويزيونی هم فكر كنيد؛
6. در شبكههای اجتماعی، مراقب نوع كلمهها و واژهها و نوع تحلیل و ... باشید. گاهی یك موضعگیری نادرست، ممكن است برند شخصی شما را چند پله پایینتر ببرد؛
7. یادتان باشد كه در عرصه شبكههای اجتماعی، این فراوانی نیست كه تأثیر را ایجاد میكند، این تأثیر است كه میتواند فراوانی بسازد...
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
(نكتههایی درباره برندينگ شخصی براي رسانهكارها)
✍عيسی محمدی
در دنیای رسانه و روزنامهنگار و روزنامهنویسی
برخی معروفتر از برخی دیگر هستند،
به همین دلیل شغلها و موقعیتهای بهتری را هم پیدا میكنند. حتی گاهی كارشان به سمتها و جایگاههای بزرگ دیگری غیر از حوزه روزنامهنگاری هم كشیده میشود؛ چرا كه شهرت نیك و حسن شهرت دارند. اینجا، شهرت نیك یا پرسونال برندینگ این افراد، كارشان را پیش میبرد.
البته كه گروهی دیگر هم شهرت دارند؛ اما شهرتی منفی. یعنی دیگران تا اسمشان را میشنوند، مدام تداعیهای منفی و ناامیدكننده اتفاق میافتد. طبیعی است كه این گونه شهرت، به هیچ دردی نمیخورد و حتی فرصتسوز است.
معروف است كه میگویند قدرت یك نام مشهور (طبیعتا نام مشهور نیك) برای گشودن درها، از صدها كتاب بیشتر است. در روزگار ما كه تقریبا همه در سطح متوسط به بالا هستند، البته این حرف، حرف بیراهی هم نیست. باید درخشان باشید تا دیده شوید؛ تا فرصتها به شما ارجاع داده شوند. یعنی باید نام شما، درخشش لازم را داشته باشد.
اما یك روزنامهنگار، حالا چه در عرصه صدا یا تصویر یا مكتوب یا تركیبی، چطور به چنین درخششی در نام خود میرسد و چطور حسن شهرت پیدا میكند؟
البته كه اساتید روزنامهنگاری و كتابهای آموزشی پاسخ را دادهاند. به واقع، باید قواعد بازی را یاد گرفته و در گام بعدی، بهتر از هر كسی آن را بازی كنیم.
در اینباره بسیار میتوان سخت گفت و خواهیم گفت.
اما عجالتا، شاید این نكتهها كارگشا باشد:
1. قطبنما مهمتر از ساعت است؛ یعنی جهت حركت شما در روزنامهنگاری مهمتر و بسیار مهمتر از ساعتهایی است كه برای كار در این حوزه صرف میكنید؛
2. شناختهشدهترین مسیر، روزنامهنگاری تخصصی است. ببینید به چه حوزهای بیشتر علاقهمندید و انرژیتان را صرف تقویت تخصصی در این حوزه كنید؛
3. و البته كه باید تخصص روزنامهنگاری را هم به خوبی یاد بگیرید، مثل تیترزنی و روایتنویسی و جستجوی اطلاعات و مصاحبهگیری و تحلیل داده و ...؛
4. اگر شناختهشدهترین روزنامهنگار حوزه تخصصیتان بودید، چطور حرف میزدید و لباس میپوشیدید و رفتار میكردید؟ خب، شروع كنید به همین كارها؛
5. به كارهای پژوهشی و نوشتن كتاب و سخنرانی و دعوت در برنامههای مختلف اينترنتی و تلويزيونی هم فكر كنيد؛
6. در شبكههای اجتماعی، مراقب نوع كلمهها و واژهها و نوع تحلیل و ... باشید. گاهی یك موضعگیری نادرست، ممكن است برند شخصی شما را چند پله پایینتر ببرد؛
7. یادتان باشد كه در عرصه شبكههای اجتماعی، این فراوانی نیست كه تأثیر را ایجاد میكند، این تأثیر است كه میتواند فراوانی بسازد...
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
Forwarded from خبرگزاری فارس
واشنگتنپست: ۷۵۰ روزنامهنگار غربی در نامهای از نحوۀ پوشش جنگ غزه در رسانههای غرب انتقاد کردند
🔹 در این نامه آمده که اتاقهای خبر مسئول نوشتن خبرهای غیرانسانی هستند که پاکسازی قومی فلسطینیان را توجیه میکند.
🔹 خبرنگاران رویترز، لسآنجلس تایمز، بوستونگلوب و واشنگتن پست جزو امضاکنندگان این نامه هستند. این بیانگر اختلافاتِ درونی اتاقهای خبر آمریکا در مورد نحوه پوشش جنگ غزه است.
@Farsna
@Farsna
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from روزنامهنگاری جدید (ادمین فصلنامه روزنامه نگاری جدید Admin newjournalism)
مزیت نسبی؛ گمشده بزرگ رسانهها
(نكتههایی درباره برندینگ رسانهای)
✍🏼عیسی محمدی
1. طبق اعلام معاونت مطبوعاتی، تا 8 آبان ماه جاری، 13497 رسانه مجوزدار ثبت شده؛ شامل همه رسانهها؛ چاپی و الكترونیكی و مجازی و حتی فصلنامهها و ... . رقم جالبی است، نه؟
2. در آمار تفكیكی دیگر كه این معاونت منتشر كرده، تعداد كل رسانههای مجوزدار ثبتی 13564 مورد نقل شده. از این تعداد، نزدیك چهل درصد چاپیاند، نزدیك چهل درصد رسانه الكترونیك برخط و بیست درصد باقیمانده الكترونیك غیربرخط. جالب اینكه ما نزدیك 338 مجوز روزنامه داریم؛ كه احتمالا خیلی از آنها چاپ نمیشوند و صرفا نسخه الكترونیك و پیدیافی دارند. 827 هفتهنامه داریم و 1309 ماهنامه.
3. از رسانههای الكترونیك برخط هم، 28 موردشان خبرگزاری هستند؛ نزدیك به نیم درصد. بقیه هم پایگاههای خبری؛ نزدیك 5301 مورد.
4. فكر میكنید تیراژ كل روزنامههای ایران چقدر باشد؟ روایتها كه مختلف است. اما فكر كنید كه هفت سال پیش، خبری منتشر شد كه شاید كل رسانههای مكتوب ایران تیراژشان به نهصد هزار تا هم نرسد. حالا اگر این رقم را هم صرفا برای روزنامهها تصور كنیم، باید گفت از هفت سال پیش تا به امروز تیراژها خیلی بدتر شده است. در سال 1397 گزارشی منتشر شد كه میگفت تیراژ همشهری 180 هزار نسخه است و كلی هم برگشتی دارد. و اینكه كلی روزنامه هم داریم كه تیراژ زیر هزار تا دارند. حتی روزنامههایی كه روزانه بیست، سی تا منتشر میشوند! امروزه كه همه ما مطلع هستیم وضعیت خیلی وخیمتر است و حتی به قول برخی پژوهشگران ارتباطات، روزنامهها و مكتوبات رسانهای در حال حذف از سبد مصرفی فرهنگی خانوارها هستند. متأسفانه نسبت تیراژ اعلامی روزنامهها و یارانه كاغذ و كمكهایی كه دریافت میكنند، همیشه باعث شده تا تیراژهای رسمی مخدوش باشد.
5. خب، این همه آمار را گفتیم كه چه؟ یك سئوال ساده: شما میخواهید یك رسانه جدید راه بیندازید. اول اینكه وسط این همه رسانه، چطور كسی باید پیدا كند رسانه شما را؟ دوم اینكه اصلا چرا باید رسانهای ایجاد كنید؟ چه نیازی هست؟ اصلا امكان دیدنش هست؟ سوم اینكه این رسانه كه احتمال دیده شدن و زنده ماندنش ضعیف است، چطور باید ارتزاق كند؟ هیچ گربهای محض رضای خدا موش شكار نمیكند؛ طبیعی است هر رسانهای باید خرجش را در بیاورد كه بتواند تداوم داشته باشد.
6. نكته اینجاست كه شما در میان هزاران برند رسانهای، باید برند رسانهتان را ایجاد كرده و به خوبی جا انداخته و سپس تثبیت كنید. اما چطور؟ در این جور مواقع، از «مزیت» صحبت میشود؛ بحثی كه شاید در رسانههای ما كمتر بدان توجه میشود. در دنیای كسب و كار، به راحتی بیان میشود كه اساسا مزیت این محصول، این خدمات و این كسب و كار شما چیست كه من باید جذب آن بشوم؟ نه تنها جذب آن شده، كه حتی شیفته آن بشوم؟ نه تنها شیفتهاش بشوم، كه احساس كنم سریعا باید به آن دسترسی داشته باشم؟ به نظر شما چند درصد از رسانههای ما قبل و حین ایجادشان، به این سئوالات پاسخهای روشنی دادهاند؟
7. بزرگترین دشمن بهرهوری را، ابهام در نتایج و فرآیندها و كارهایی كه باید صورت بگیرد و نحوه سنجش این كارها میدانند. به نظر میرسد در حوزه رسانهها نیز چنین باشد: تا وقتی ندانید مزیت نسبي واقعي شما چیست، چرا كسی از میان سیزده هزار و اندی رسانه باید شما را انتخاب كرده و به شما وفادار باشد، هم فرآیند كاریتان دچار مشكل میشود، هم برنامهریزی و هم دستاوردهایی كه دنبالش هستید. شما در فضایی مهآلود دارید قدم میزنید؛ چطو انتظار دارید به نتیجه و كلبهای برسید؟
8. اولین نكته در ایجاد برند رسانهای یا ریبرندینگ آن یا ارتقای جایگاه برندش، تعریف و بازتعریف این مزیتهاست: من بهترین یادداشتها را دارم، من بهترین سرگرمیها را دارم، من به روزترین اطلاعات سینمایی را دارم، من بهترین و به روزترین اطلاعات اقتصادی را دارم، من بهترین و خاصترین تفسیرها و تحلیلها را دارم، من جنجالیترين مطالب را دارم، من خبرهایی خاص و دست اول از حوزهای خاص دارم، من بهترین گرافیك را دارم، من بهترین مصاحبهها را میگیرم، من... .
9. این تازه قدم اول است. و به یاد داشته باشید كه در حوزه برندینگ رسانه و برندینگ كسب و كار و حتی ریبرندینگ آن، اگر فكر میكنید قرار است برای همه، همهچیز باشید، شكست قطعی است. بايد جامعه هدف مشخصی داشته باشید.
10. نكته بعدی اینكه مزیت نسبی شما، باید طبق واقعیت و داشتههایتان تعریف شود: من اگر خبرنگارهایی متوسط دارم، چطور میتوانم خاصترین مصاحبهها را بگیرم؟ يا عميقترين گزارشهاي تحقيقی را؟ شكست این غیرواقعبینی از همان ابتدا حتمی و قطعی است...
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
(نكتههایی درباره برندینگ رسانهای)
✍🏼عیسی محمدی
1. طبق اعلام معاونت مطبوعاتی، تا 8 آبان ماه جاری، 13497 رسانه مجوزدار ثبت شده؛ شامل همه رسانهها؛ چاپی و الكترونیكی و مجازی و حتی فصلنامهها و ... . رقم جالبی است، نه؟
2. در آمار تفكیكی دیگر كه این معاونت منتشر كرده، تعداد كل رسانههای مجوزدار ثبتی 13564 مورد نقل شده. از این تعداد، نزدیك چهل درصد چاپیاند، نزدیك چهل درصد رسانه الكترونیك برخط و بیست درصد باقیمانده الكترونیك غیربرخط. جالب اینكه ما نزدیك 338 مجوز روزنامه داریم؛ كه احتمالا خیلی از آنها چاپ نمیشوند و صرفا نسخه الكترونیك و پیدیافی دارند. 827 هفتهنامه داریم و 1309 ماهنامه.
3. از رسانههای الكترونیك برخط هم، 28 موردشان خبرگزاری هستند؛ نزدیك به نیم درصد. بقیه هم پایگاههای خبری؛ نزدیك 5301 مورد.
4. فكر میكنید تیراژ كل روزنامههای ایران چقدر باشد؟ روایتها كه مختلف است. اما فكر كنید كه هفت سال پیش، خبری منتشر شد كه شاید كل رسانههای مكتوب ایران تیراژشان به نهصد هزار تا هم نرسد. حالا اگر این رقم را هم صرفا برای روزنامهها تصور كنیم، باید گفت از هفت سال پیش تا به امروز تیراژها خیلی بدتر شده است. در سال 1397 گزارشی منتشر شد كه میگفت تیراژ همشهری 180 هزار نسخه است و كلی هم برگشتی دارد. و اینكه كلی روزنامه هم داریم كه تیراژ زیر هزار تا دارند. حتی روزنامههایی كه روزانه بیست، سی تا منتشر میشوند! امروزه كه همه ما مطلع هستیم وضعیت خیلی وخیمتر است و حتی به قول برخی پژوهشگران ارتباطات، روزنامهها و مكتوبات رسانهای در حال حذف از سبد مصرفی فرهنگی خانوارها هستند. متأسفانه نسبت تیراژ اعلامی روزنامهها و یارانه كاغذ و كمكهایی كه دریافت میكنند، همیشه باعث شده تا تیراژهای رسمی مخدوش باشد.
5. خب، این همه آمار را گفتیم كه چه؟ یك سئوال ساده: شما میخواهید یك رسانه جدید راه بیندازید. اول اینكه وسط این همه رسانه، چطور كسی باید پیدا كند رسانه شما را؟ دوم اینكه اصلا چرا باید رسانهای ایجاد كنید؟ چه نیازی هست؟ اصلا امكان دیدنش هست؟ سوم اینكه این رسانه كه احتمال دیده شدن و زنده ماندنش ضعیف است، چطور باید ارتزاق كند؟ هیچ گربهای محض رضای خدا موش شكار نمیكند؛ طبیعی است هر رسانهای باید خرجش را در بیاورد كه بتواند تداوم داشته باشد.
6. نكته اینجاست كه شما در میان هزاران برند رسانهای، باید برند رسانهتان را ایجاد كرده و به خوبی جا انداخته و سپس تثبیت كنید. اما چطور؟ در این جور مواقع، از «مزیت» صحبت میشود؛ بحثی كه شاید در رسانههای ما كمتر بدان توجه میشود. در دنیای كسب و كار، به راحتی بیان میشود كه اساسا مزیت این محصول، این خدمات و این كسب و كار شما چیست كه من باید جذب آن بشوم؟ نه تنها جذب آن شده، كه حتی شیفته آن بشوم؟ نه تنها شیفتهاش بشوم، كه احساس كنم سریعا باید به آن دسترسی داشته باشم؟ به نظر شما چند درصد از رسانههای ما قبل و حین ایجادشان، به این سئوالات پاسخهای روشنی دادهاند؟
7. بزرگترین دشمن بهرهوری را، ابهام در نتایج و فرآیندها و كارهایی كه باید صورت بگیرد و نحوه سنجش این كارها میدانند. به نظر میرسد در حوزه رسانهها نیز چنین باشد: تا وقتی ندانید مزیت نسبي واقعي شما چیست، چرا كسی از میان سیزده هزار و اندی رسانه باید شما را انتخاب كرده و به شما وفادار باشد، هم فرآیند كاریتان دچار مشكل میشود، هم برنامهریزی و هم دستاوردهایی كه دنبالش هستید. شما در فضایی مهآلود دارید قدم میزنید؛ چطو انتظار دارید به نتیجه و كلبهای برسید؟
8. اولین نكته در ایجاد برند رسانهای یا ریبرندینگ آن یا ارتقای جایگاه برندش، تعریف و بازتعریف این مزیتهاست: من بهترین یادداشتها را دارم، من بهترین سرگرمیها را دارم، من به روزترین اطلاعات سینمایی را دارم، من بهترین و به روزترین اطلاعات اقتصادی را دارم، من بهترین و خاصترین تفسیرها و تحلیلها را دارم، من جنجالیترين مطالب را دارم، من خبرهایی خاص و دست اول از حوزهای خاص دارم، من بهترین گرافیك را دارم، من بهترین مصاحبهها را میگیرم، من... .
9. این تازه قدم اول است. و به یاد داشته باشید كه در حوزه برندینگ رسانه و برندینگ كسب و كار و حتی ریبرندینگ آن، اگر فكر میكنید قرار است برای همه، همهچیز باشید، شكست قطعی است. بايد جامعه هدف مشخصی داشته باشید.
10. نكته بعدی اینكه مزیت نسبی شما، باید طبق واقعیت و داشتههایتان تعریف شود: من اگر خبرنگارهایی متوسط دارم، چطور میتوانم خاصترین مصاحبهها را بگیرم؟ يا عميقترين گزارشهاي تحقيقی را؟ شكست این غیرواقعبینی از همان ابتدا حتمی و قطعی است...
@NewJournalism روزنامه نگاری جدید