دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
59 subscribers
96 photos
1 video
1 file
155 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram
خبرنگاری که برای تهیه گزارش 16 روز دست‌فروشی

مینا دامچی، خبرنگاری است که برای تهیه یک گزارش مجبور شد ۱۶ روز دست‌فروشی کند تا تصاویر مورد نیازش را تهیه کند.

گزارش او ثابت می‌کند دستفروشان با پول‌دادنِ با واسطه به برخی ماموران شهرداری اجازۀ دستفروشی پیدا می‌کنند و اگر پول ندهند بساطشان جمع می‌شود.

گزارش ویدئوی خانم مینا دامچی در شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها مختلف منتشر شده است.

@JournalistsClub1
كدام رسانه؟ كدام ذهن؟ كدام مخاطب؟

نكته‌اي هست در باب روزنامه‌نگاري، كه البته بازارياب‌ها خيلي بهتر فهميده‌اند و در تبليغات از آن سود مي‌برند:
1. يك سري هستند كه ذهن مكتوب و كتبي دارند؛
2. يك سري هستند كه ذهن صوتي و سمعي دارند؛
3. يك سري هستند كه ذهن تصويري دارند؛

به عبارت ديگر، يك سري از مخاطبان براي فهم مطلب، حتما بايد بخوانند و منطق‌ فهم آن‌ها، ترتيب كتبي است. اما يك سري سمعي هستند و بايد صحبت بشود با آن‌ها و بشنوند و مستمع باشند؛
يك سري هم كه بايد تصوير و ويدئو و حركت تصويري را ببينند؛

در نتيجه هر آگهي براي بخشي از اين گروه‌ها مفيد است...

به اين ترتيب، نشريات مكتوب يك مخاطب دارند و نشريات سمعي‌صوتي مثل پادكست و راديو يك مخاطب و ويدئو و تلويزيون و سينما و ... هم كه يك مخاطب. هر دام هم مدل فهم خاص خودش را دارد.

درك نمي‌كنم چرا متوليان نشريات مكتوب، علاقه‌مند هستند كه همه چيز را به سمت و سوي كوتاه‌شدن و گرافيكي شدن و تصوير شدن ببرند؟ خب اين مخاطب اگر آن را بخواهد كه مستقيم مي‌رود سمت فضاي مجازي و تلويزيون و ويدئو و ... . اصلا جنس اين مخاطب آن مدلي نيست كه با گرافيك و رنگ و ... بخواهيم جذبش كنيم؛ مدل فهم او منطقي و مكتوب است؛ در نتيجه همه تمركز بايد روي افزايش كيفيت نثر و نوع روايت و ... باشد تا رشد گرافيك و تصويري شدن و ...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
روزنامه‌نگاري
ادامه و استمرار و امتداد زمزمه‌هاي رايج در ميان مردم است؛
اگر چنين نبود، پس از مردم و مخاطبان خودش عقب مي‌افتد...

با عطف به اين زمزمه‌هاي رايج در ميان مردم، كه هيچ‌گاه رسمي نمي‌شود، روزنامه‌ها مي‌توانند به سوژه‌ها و مطالبات نابي برسند؛
غير از اين اگر باشد، ادامه زمزمه‌هاي رسمي نخبگان و قدرت خواهند بود و لاجرم، مخاطب‌شان همان‌ها خواهند بود...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
صبر در كنار سرعت، دقت، صحت!

در روزنامه‌نگاری، مثلث معروف «سرعت، دقت، صحت» ديگر معرف حضور همه شما بزرگواران است؛
اصل ماجرا هم كه خيلي ساده است:
اگر خبرتان دقيق و صحيح باشد ولي به موقع نباشد، يعني هيچ؛
اگر خبرتان سريع و صحيح باشد ولي دقيق نباشد، يعني هيچ؛
اگر خبرتان دقيق و سريع باشد ولي صحيح نباشد، باز هم يعني هيچ!

اما اين روزها يك نكته‌اي هم پيش آمده كه بايد توجه زيادي به آن كرد:
ظاهرا اين مثلث را بايد تبديل به مربع كرد و عنصر «صبر حرفه‌ای» را هم به‌ آن اضافه كرد.
اما صبر حرفه‌ای يعني چه؟

يعني شايد خبر خوبي به شما برسد، اطلاعات بدي هم نداشته باشيد، اما بايد تا روشن شدن جوانب امر صبر كنيد؛ حتي اگر دلتان نخواهد. اين روزها واكنش‌هاي شتاب‌زده زيادي از رسانه‌ها و رسانه‌اي‌ها مي‌بينيم كه بعدا باعث شرمندگي‌شان مي‌شود؛ البته اگر شرمند بشوند و باشند بابت اين اشتباهات.

ايجاد تعادل بين اين صبر و آن سه مورد، به نظر مي‌رسد امروزه كه رفتارهاي توده‌اي در واكنش به خبرها و وقايع به شدت رايج شده،‌ مي‌تواند شما را از اشتباهات زيادي دور كند...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
معضل اصلي روزنامه‌نگاری امروز ايرانی

معضل اصلي روزنامه‌نگاری امروز ايرانی
نه مشكل روايت، كه مشكل تفكر و فكر كردن است؛

يعني روزنامه‌نگار ما
- يا مفروضات درستي ندارد؛
- يا توهمات و حدسيات و ... را به جاي مفروضات جا مي‌زند؛
- يا نحوه چيدمان مفروضات يا صغري‌كبري‌ كردن او مشكل دارد؛
- يا نمي‌تواند استنتاج و استنباط و استقراي خوبي در مفروضات و تفكرات خودش داشته باشد...

نتيجه؟
- مي‌خواهد توهمات و حدسيات و درونيات خودش را به جاي مفروضات جا بزند؛
- مي‌خواهد نحوه تفكر و منطق‌ورزي غلط خودش را به ما حقنه كند؛
- مي‌خواهد به همه بقبولاند كه اين نتيجه‌ نادرستي كه از نحوه نادرست تفكر يا چيدمان مفروضات گرفته، درست است؛
- مي‌خواهد روي نتيجه نادرستش تعصب بورزد؛
- و خطرناك‌ترين بخش ماجرا اين‌كه:
- مي‌خواهد ديگراني را كه به اين نتيجه نرسيده يا معتقد نيستند، تكفير كند!

بله عزيزان، مشكل در روايت نيست، در تفكر است؛
و نقطه خطرناك، آن‌جا كه به تكفير منجر مي‌شود...
اين معضل ارتباطي به نحله فكري و سياسي روزنامه‌نگار هم ندارد و اشكالي كلي است...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
👍1
🔺چند نكته در همنشينی اهميت و جذابيت در روزنامه‌نگاری

1. حتی نيويورك تايمز هم در كنار نقد كتاب، جدول كلمات دارد؛
2. روزنامه‌نگاری، داستان‌سرايی هدفمند است. اين هدف، ارائه اطلاعات لازم به مردم برای درك جهان است؛
3. اولين چالش خطير و مسئوليت خطير، يافتن اطلاعاتی است كه مردم برای ادامه زندگی به آن نياز دارند؛
4. دومين چالش، معنا و جذابيت بخشيدن و مناسب ساختن اطلاعات گردآوری شده است؛
5. مسئوليت روزنامه‌نگار صرفا اين نيست كه اطلاعات ارائه دهد بلكه بايد اطلاعات را به گونه‌ای عرضه كند كه مردم مشتاق شنيدن آن باشند؛

عناصر روزنامه‌نگاری
ترجمه داود حيدری



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
روزنامه‌نگاری
داستان‌سرايي هدفمند است...
Forwarded from همشهری (Admin)
📍شهادت ۴۶ خبرنگار در غزه از آغاز حملات رژیم صهیونیستی

📍دفتر رسانه‌ای دولت فلسطین در نوار غزه اعلام کرد که از آغاز نبرد طوفان الاقصی در هفتم اکتبر تا به امروز، ۴۶ خبرنگار در حملات رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند.

📢@hamshahrinews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نكته تلخ روزنامه‌‌نگاری

هنوز هم وقتی اين جمله از كتاب عناصر روزنامه‌نگاری را مي‌خوانم
مو به تنم صاف می‌شود:
روزنامه‌نگاران حتي به نسبت آرايشگران
از گذشتگان خود كمتر می‌آموزند
و اساسا انتقال تجربه و دريافت تجربه بين نسلي در اين حوزه كم اتفاق می‌افتد...


راست هم می‌گويد:
طرف با ده پانزده سال سابقه، صاف توی چشم خبرنگاران خود نگاه می‌كند و می‌گويد اساسا حتي اصول روزنامه‌نگاری حرفه‌ای را هم قبول ندارد!
تلخ است و غم‌انگيز...



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
فراوانی تأثير نمي‌آورد
اما تأثير، مي‌تواند فراوانی بياورد؛
پس زياد از زيادي فالوئرهاي‌تان مغرور نشويد؛
اثرگذاري چيزي ديگر است...
Forwarded from روزنامه‌نگاری جدید (ادمین فصلنامه روزنامه نگاری جدید Admin newjournalism)
چرا برخی روزنامه‌نگاران موفق‌تر و مشهورتر از دیگران هستند؟
(نكته‌هایی درباره برندينگ شخصی براي رسانه‌كارها)

عيسی محمدی

در دنیای رسانه و روزنامه‌نگار و روزنامه‌نویسی
برخی معروف‌تر از برخی دیگر هستند،
به همین دلیل شغل‌ها و موقعیت‌‌های بهتری را هم پیدا می‌كنند. حتی گاهی كارشان به سمت‌ها و جایگاه‌های بزرگ دیگری غیر از حوزه روزنامه‌نگاری هم كشیده می‌شود؛ چرا كه شهرت نیك و حسن شهرت دارند. این‌جا، شهرت نیك یا پرسونال برندینگ این افراد، كارشان را پیش می‌برد.
البته كه گروهی دیگر هم شهرت دارند؛ اما شهرتی منفی. یعنی دیگران تا اسم‌شان را می‌شنوند، مدام تداعی‌های منفی و ناامیدكننده اتفاق می‌افتد. طبیعی است كه این گونه شهرت، به هیچ دردی نمی‌خورد و حتی فرصت‌سوز است.
معروف است كه می‌گویند قدرت یك نام مشهور (طبیعتا نام مشهور نیك) برای گشودن درها، از صدها كتاب بیشتر است. در روزگار ما كه تقریبا همه در سطح متوسط به بالا هستند، البته این حرف، حرف بیراهی هم نیست. باید درخشان باشید تا دیده شوید؛ تا فرصت‌ها به شما ارجاع داده شوند. یعنی باید نام شما، درخشش لازم را داشته باشد.
اما یك روزنامه‌نگار، حالا چه در عرصه صدا یا تصویر یا مكتوب یا تركیبی، چطور به چنین درخششی در نام خود می‌رسد و چطور حسن شهرت پیدا می‌كند؟
البته كه اساتید روزنامه‌نگاری و كتاب‌های آموزشی پاسخ را داده‌اند. به واقع، باید قواعد بازی را یاد گرفته و در گام بعدی،‌ بهتر از هر كسی آن را بازی كنیم.
در این‌باره بسیار می‌توان سخت گفت و خواهیم گفت.
اما عجالتا، شاید این نكته‌ها كارگشا باشد:
1. قطب‌نما مهمتر از ساعت است؛ یعنی جهت حركت شما در روزنامه‌نگاری مهمتر و بسیار مهمتر از ساعت‌هایی است كه برای كار در این حوزه صرف می‌كنید؛
2. شناخته‌شده‌ترین مسیر، روزنامه‌نگاری تخصصی است. ببینید به چه حوزه‌ای بیشتر علاقه‌مندید و انرژی‌تان را صرف تقویت تخصصی در این حوزه كنید؛
3. و البته كه باید تخصص روزنامه‌نگاری را هم به خوبی یاد بگیرید، مثل تیترزنی و روایت‌نویسی و جستجوی اطلاعات و مصاحبه‌گیری و تحلیل داده و ...؛
4. اگر شناخته‌شده‌ترین روزنامه‌نگار حوزه تخصصی‌تان بودید، چطور حرف می‌زدید و لباس می‌پوشیدید و رفتار می‌كردید؟ خب، شروع كنید به همین كارها؛
5. به كارهای پژوهشی و نوشتن كتاب و سخنرانی و دعوت در برنامه‌های مختلف اينترنتی‌ و تلويزيونی هم فكر كنيد؛
6. در شبكه‌های اجتماعی، مراقب نوع كلمه‌ها و واژه‌ها و نوع تحلیل و ... باشید. گاهی یك موضع‌گیری نادرست، ممكن است برند شخصی شما را چند پله پایین‌تر ببرد؛
7. یادتان باشد كه در عرصه شبكه‌‌های اجتماعی، این فراوانی نیست كه تأثیر را ایجاد می‌كند، این تأثیر است كه می‌تواند فراوانی بسازد...

@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
واشنگتن‌پست: ۷۵۰ روزنامه‌نگار غربی در نامه‌ای از نحوۀ پوشش جنگ غزه در رسانه‌های غرب انتقاد کردند

🔹در این نامه آمده که اتاق‌های خبر مسئول نوشتن خبرهای غیرانسانی هستند که پاکسازی قومی فلسطینیان را توجیه می‌کند.

🔹خبرنگاران رویترز، لس‌آنجلس تایمز، بوستون‌گلوب و واشنگتن پست جزو امضاکنندگان این نامه هستند. این بیانگر اختلافاتِ درونی اتاق‌های خبر آمریکا در مورد نحوه پوشش جنگ غزه است.
@Farsna
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
راه‌اندازی رسانه‌ای‌ مخصوص رسانه‌نگاران و رسانه‌ها

با همت مهدی بذرافكن...
Forwarded from روزنامه‌نگاری جدید (ادمین فصلنامه روزنامه نگاری جدید Admin newjournalism)
مزیت نسبی؛ گمشده بزرگ رسانه‌ها
(نكته‌هایی درباره برندینگ رسانه‌ای)

✍🏼عیسی محمدی

1. طبق اعلام معاونت مطبوعاتی، تا 8 آبان ماه جاری، 13497 رسانه مجوزدار ثبت شده؛ شامل همه رسانه‌ها؛ چاپی و الكترونیكی و مجازی و حتی فصلنامه‌ها و ... . رقم جالبی است، نه؟

2. در آمار تفكیكی دیگر كه این معاونت منتشر كرده، تعداد كل رسانه‌های مجوزدار ثبتی 13564 مورد نقل شده. از این تعداد، نزدیك چهل درصد چاپی‌اند، نزدیك چهل درصد رسانه الكترونیك برخط و بیست درصد باقیمانده الكترونیك غیربرخط. جالب این‌كه ما نزدیك 338 مجوز روزنامه داریم؛ كه احتمالا خیلی از آن‌ها چاپ نمی‌شوند و صرفا نسخه الكترونیك و پی‌دی‌افی دارند. 827 هفته‌نامه داریم و 1309 ماهنامه.

3. از رسانه‌های الكترونیك برخط هم، 28 موردشان خبرگزاری هستند؛ نزدیك به نیم درصد. بقیه هم پایگاه‌های خبری؛ نزدیك 5301 مورد.

4. فكر می‌كنید تیراژ كل روزنامه‌های ایران چقدر باشد؟ روایت‌ها كه مختلف است. اما فكر كنید كه هفت سال پیش، خبری منتشر شد كه شاید كل رسانه‌های مكتوب ایران تیراژشان به نهصد هزار تا هم نرسد. حالا اگر این رقم را هم صرفا برای روزنامه‌ها تصور كنیم، باید گفت از هفت سال پیش تا به امروز تیراژها خیلی بدتر شده است. در سال 1397 گزارشی منتشر شد كه می‌گفت تیراژ همشهری 180 هزار نسخه است و كلی هم برگشتی دارد. و این‌كه كلی روزنامه‌ هم داریم كه تیراژ زیر هزار تا دارند. حتی روزنامه‌هایی كه روزانه بیست، سی تا منتشر می‌شوند! امروزه كه همه ما مطلع هستیم وضعیت خیلی وخیم‌تر است و حتی به قول برخی پژوهشگران ارتباطات، روزنامه‌ها و مكتوبات رسانه‌ای در حال حذف از سبد مصرفی فرهنگی خانوارها هستند. متأسفانه نسبت تیراژ اعلامی روزنامه‌ها و یارانه كاغذ و كمك‌هایی كه دریافت می‌كنند، همیشه باعث شده تا تیراژهای رسمی مخدوش باشد.

5. خب، این همه آمار را گفتیم كه چه؟ یك سئوال ساده: شما می‌خواهید یك رسانه جدید راه بیندازید. اول این‌كه وسط این همه رسانه، چطور كسی باید پیدا كند رسانه شما را؟ دوم این‌كه اصلا چرا باید رسانه‌ای ایجاد كنید؟ چه نیازی هست؟ اصلا امكان دیدنش هست؟ سوم این‌كه این رسانه كه احتمال دیده شدن و زنده ماندنش ضعیف است، چطور باید ارتزاق كند؟ هیچ گربه‌ای محض رضای خدا موش شكار نمی‌كند؛ طبیعی است هر رسانه‌ای باید خرجش را در بیاورد كه بتواند تداوم داشته باشد.

6. نكته این‌جاست كه شما در میان هزاران برند رسانه‌ای، باید برند رسانه‌تان را ایجاد كرده و به خوبی جا انداخته و سپس تثبیت كنید. اما چطور؟ در این جور مواقع، از «مزیت» صحبت می‌شود؛ بحثی كه شاید در رسانه‌های ما كمتر بدان توجه می‌شود. در دنیای كسب و كار، به راحتی بیان می‌شود كه اساسا مزیت این محصول، این خدمات و این كسب و كار شما چیست كه من باید جذب آن بشوم؟ نه تنها جذب آن شده، كه حتی شیفته آن بشوم؟ نه تنها شیفته‌اش بشوم، كه احساس كنم سریعا باید به آن دسترسی داشته باشم؟ به نظر شما چند درصد از رسانه‌های ما قبل و حین ایجادشان، به این سئوالات پاسخ‌های روشنی داده‌اند؟

7. بزرگترین دشمن بهره‌وری را، ابهام در نتایج و فرآیندها و كارهایی كه باید صورت بگیرد و نحوه سنجش این كارها می‌دانند. به نظر می‌رسد در حوزه رسانه‌ها نیز چنین باشد: تا وقتی ندانید مزیت نسبي واقعي شما چیست، چرا كسی از میان سیزده هزار و اندی رسانه باید شما را انتخاب كرده و به شما وفادار باشد، هم فرآیند كاری‌تان دچار مشكل می‌شود، هم برنامه‌ریزی و هم دستاوردهایی كه دنبالش هستید. شما در فضایی مه‌آلود دارید قدم می‌زنید؛ چطو انتظار دارید به نتیجه و كلبه‌ای برسید؟

8. اولین نكته در ایجاد برند رسانه‌ای یا ریبرندینگ آن یا ارتقای جایگاه برندش، تعریف و بازتعریف این مزیت‌هاست: من بهترین یادداشت‌ها را دارم، من بهترین سرگرمی‌ها را دارم، من به روزترین اطلاعات سینمایی را دارم، من بهترین و به روزترین اطلاعات اقتصادی را دارم، من بهترین و خاص‌ترین تفسیرها و تحلیل‌ها را دارم، من جنجالی‌ترين مطالب را دارم، من خبرهایی خاص و دست اول از حوزه‌ای خاص دارم، من بهترین گرافیك را دارم، من بهترین مصاحبه‌ها را می‌گیرم، من... .

9. این تازه قدم اول است. و به یاد داشته باشید كه در حوزه برندینگ رسانه و برندینگ كسب و كار و حتی ریبرندینگ آن، اگر فكر می‌كنید قرار است برای همه، همه‌چیز باشید، شكست قطعی است. بايد جامعه هدف مشخصی داشته باشید.

10. نكته بعدی این‌كه مزیت نسبی شما، باید طبق واقعیت و داشته‌های‌تان تعریف شود: من اگر خبرنگارهایی متوسط دارم، چطور می‌توانم خاص‌‌ترین مصاحبه‌ها را بگیرم؟ يا عميق‌ترين گزارش‌هاي تحقيقی را؟ شكست این غیرواقع‌بینی از همان ابتدا حتمی و قطعی است...



@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
روزنامه‌نگاری
مهارت همه‌گويی نيست؛ فن شريف گزيده‌گويی است...
روزنامه‌نگاری
مهارت همه‌گويی نيست؛ فن شريف گزيده‌گويی است...
روزنامه‌نگاری
مهارت همه‌گويی نيست؛ فن شريف گزيده‌گويی است...
روزنامه‌نگاری
مهارت همه‌گويی نيست؛ فن شريف گزيده‌گويی است...
روزنامه‌نگاری
مهارت همه‌گويی نيست؛ فن شريف گزيده‌گويی است...
روزنامه‌نگاری
مهارت همه‌گويی نيست؛ فن شريف گزيده‌گويی است...
روزنامه‌نگاری
مهارت همه‌گويی نيست؛ فن شريف گزيده‌گويی است...
Forwarded from روزنامه‌نگاری جدید (ادمین فصلنامه روزنامه نگاری جدید Admin newjournalism)
قانون ۱۰ برابر و رسانه‌های برتر
(چطور برند رسانه‌مان را در رقابت‌های رسانه‌ای، اول كنیم؟)

عیسی محمدی
روزنامه نگار

در دنیای توسعه فردی، شخصی وجود دارد به نام گرنت كاردون. می‌گویند كه هشت تا شركت دارد، با دارایی یك و نیم میلیارد دلاری. او قانون ده برابر را هم تدوین كرد.
او عملكرد افراد را دارای 4 سطح می‌داند:
1. سطح 1: هیچ‌ کاری انجام ندادن
2. سطح 2: عقب‌نشینی
3. سطح 3: عملکرد معمولی
4. سطح 4: اقدام خارق‌العاده
كاردون درباره افراد گروه چهار می‌گوید:
افراد این گروه دیوانه هستند. آن‌ها به ساعت‌های کاری خود توجه نمی‌کنند و برای رسیدن به اهدافشان هر کاری که لازم باشد انجام می‌دهند.

به نظر می‌رسد كه سطح رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران را می‌توان به همین نسبت تقسیم‌بندی كرد:
- رسانه‌ها و رسانه‌كارهایی كه صرفا اهل توجیه و تنبلی و عقب‌نشینی و عملكرد متوسط هستند. از این دست افراد و رسانه‌ها را دور و برمان فراوان داریم و چه بسا خودمان شاید بخشی از آن‌ها باشیم.
- رسانه‌ها و رسانه‌كارهایی كه متعهد شده‌اند به عملكرد ده برابری و خارق‌العاده؛ بدون توجه به مشكلات و ساعت‌های كاری و ... .
به قول سید فرید قاسمی، این فرمول در روزنامه‌نگاری حاكم است كه از تعداد كسانی كه در این عرصه جدی كار می‌كنند، كاسته می‌شود.

قانون ده برابر، می‌گوید كه:
- راز یک موفقیت فراتر از تصور این است که ۱۰ برابر بیشتر از افراد دیگر برای رسیدن به آن تلاش کنید و ذهنتان را برای رسیدن به موفقیت آماده کنید؛
- اگر خواهان موفقیتی هستید که اکثریت افراد جامعه به آن دست پیدا نمی‌کنند، نیاز دارید ده برابر بیش از دیگر افراد یا ده برابر بیش از حد میانگین و متوسط برای رسیدن به آن زمان و انرژی صرف کنید؛
- پتیر ثیل در کتاب صفر تا یک از بهبود بنیادی یا “بهبود 10 برابری” نام می‌برد. تغییر 10 برابری یعنی شما چنان کالا یا خدمتی ارائه کنید که نسبت به رقبا 10 برابر بهتر باشد؛
- هر محصولی که کمتر از 10 برابر با نمونه‌های مشابه فرق داشته باشد از دیده مصرف کننده تفاوتی با محصولات دیگر ندارد و به احتمال زیاد او را تحریک نمی‌کند که محصول قدیمی را رها کند و به محصول جدید سوئیچ کند.

خب، حالا شما به عنوان یك رسانه و رسانه‌كار می‌خواهید كه برند خودتان را شاخص كنید. دوست دارید تلاش ده برابر داشته باشید؟ دو نكته بسیار مهم را نباید از یاد ببرید:
- به این منظور ذهن شما هم باید رشد ده برابری و انتظار ده برابری را تجربه كند. یعنی اگر بخواهید تلاش ده برابری برای رسیدن به هدفی شاخص داشته باشید ولی ذهن بترسد، شكست می‌خورید؛
- دوم این‌كه شما قرار نیست در همه حوزه‌ها ده برابر بهتر باشید، فقط یك حوزه و یك زیرمجموعه می‌تواند كفایت كند. یعنی چه؟ من در حوزه تحلیل اقتصادی داخلی، قصد دارم ده برابر بهتر از دیگر رقبا عمل كنم؛ من در حوزه گزارش‌های میدانی، باید ده برابر بهتر از رقبا ظاهر شوم و به چیزهایی برسم كه دیگران فقط با شگفتی به آن‌ها نگاه كنند؛ من در سطح مصاحبه، باید از حیث شهرت و چالش، ده برابر بهتر از دیگران ظاهر شویم طوری كه دیگران نقل قول كنند از رسانه من؛‌ من در حوزه مفید بودن برای مردم، باید ده برابر بهتر از رقبا باشم، طوری كه همه مخاطبان آخرین اطلاعات و نكته‌های كاربردی در حوزه‌ای خاص را از من بخواهند و ... .

اگر این نكته و اقدام ده برابری را در حوزه‌ای از كارتان بخواهید اجرایی كنید، شما در آن حوزه اول خواهید بود؛ رسانه شما اول خواهد بود. نتیجه این كه، رسانه شما را به یاد خواهند آورد و به واسطه این به یاد آوردن و رشد برندینگ رسانه‌ای شما، باقی بخش‌های رسانه شما هم كم و بیش دیده خواهد شد.

این آیا برانگیزاننده نیست تا عملكردی ده برابری در حوزه‌ای از كارمان داشته باشیم؟
در حوزه رقابت رسانه‌ای، از یاد نبرید كه به قول گرنت كاردون، متوسط و معمولی بودن،‌ راز شكست است. آیا می‌خواهید رسانه‌ای معمولی باشید؟

@NewJournalism روزنامه نگاری جدید
درسی درباره سوژه‌يابی


یكی از درس‌های جالب سوژه‌یابی، این است كه به یك نگرش برسیم:
بسیاری از رنج‌هایی كه در پيرامون خود می‌بریم بی‌دلیل و بی‌جهت است.
وقتی چنین نگرشی داشته باشید، مدام از خودتان سئوال می‌پرسید كه واقعا چرا؟
چرا هوا كثيف است؟
چرا درآمدها كم است؟
چرا توسعه نيافته‌ايم؟
چرا ناامنی زياد شده؟
چرا اين خيابان آسفالت مناسبی ندارد؟
چرا اين محوطه مترو روشنايی درستي ندارد؟
اين درخت‌های چنار چرا به اين شكل، ايجاد فضايی براي بزه می‌كنند؟
و ...
و همین سئوال‌ها و جواب‌ها و فرآیندهایی كه باید بین این دو طی شود، مواد و تحلیل و تفسیر و دیتای مورد نیاز شما و حركت به سوی دیتاهای مجهولی كه باید كشف شوند را در اختیارتان قرار می‌دهد.
چنین نگرشی، به آن معناست كه شما به عنوان یك روزنامه‌نگار، همیشه دست‌تان پر است برای نوشتن.
نكته بعدی هم آن است كه تلاشی انجام می‌دهید برای كاستن از این رنج‌ها. همین امر در روزگاری كه نه درآمد و نه جایگاه و نه ... باعث انگیزش در روزنامه‌نگاری نیست، شاید بتواند شما را سرپا نگه دارد...



https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
بعد از خروجی قبل از خروجی است...

حرفه‌ای‌های ورزش نگرش جالبی دارند؛
بعد از بازی، همیشه قبل از بازی است...
معنی‌اش این است كه در روزهای منتهی به مسابقه، انرژی و تمركز بازیكنان به شدت بالا می‌رود؛ چون كاملا حس می‌كنند كه موفقیت خیلی نزدیك است...
به نظرم روزنامه‌نگاران هم باید چنین چیزی برای خودشان بسازند:
بعد از خروجی، قبل از خروجی است؛
یعنی شما همیشه باید مانند روزی باشید كه خروجی دارید؛ با همان جدیت، با همان تمركز، با همان نیرو و توان؛ این راز بزرگ بودن در این حرفه می‌تواند باشد...


https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple