#آيين_سردبيري_بخش2
🔲⭕️درک اهمیت حرفهروزنامهنگاری
یکی از بزرگترین مشکلاتی که روزنامه نگاران و حتی روزنامه داران را درگیر خودش میکند، درک اهمیت و نفوذ کاری است که انجام میدهند. طبیعی است هنگامی که شما سردبیر نشریهای چون تایم یا روزنامهای چون تایمز و واشنگتن پست هستید، سبک کاریتان بسیار متفاوت و جدیتر با زمانی خواهد بود که رسانهای چاپی و کوچک را، در شهر و منطقهای دورافتاده منتشر میکنید. اما این مشکل، قابل رفع است. هنگامی که متولیان رسانهها و نیز روزنامه نگاران، به اهمیت کارشان واقف شوند، میتوانند با قدرت و جدیت بیشتری، به کارشان ادامه بدهند؛ چرا که حال میدانند کارشان چه تأثیری داشته و دارد. برای عملیاتی کردن این جدیت و مهم دانستن کسب و کاری که درگیرش هستید، نیاز به مطالعه تاریخ مطبوعات و خاصه تاریخ روزنامهها است. طی این مطالعه، به این ایده میرسیم که روزنامهها و رسانههای مکتوبی که امروزه ما سردمدار آنها شدهایم، پیشینهای کهن و قوی و به تبع آن، هویتی غنی دارند.
🔳محمد قائد، مترجم کتاب گرانقدر «قدرتهای مطبوعات جهان»، در مقدمه این کتاب و به عنوان روزنامه نگاری صاحب نظر، مینویسد «مطبوعات غالباً بسیار بیشتر از آنکه اذعان میشود، بر فکر افراد تأثیر میگذارند. یکی از مهمترین خدمات مطبوعات، آگاه کردن خواننده است؛ که چه چیزهایی را نمیداند و باید بداند. بدون مطبوعات، خطر اینکه فرد ندارد چه چیزهایی را نمیداند، بسیار بیش از زمانی است که فرد، خواننده مطبوعات باشد.»
🔳همین نویسنده در جایی دیگر از مقدمهاش، اشاره میکند که در زندگی جرج پنجم، پادشاه انگلستان نوشتهاند وقتی بعد از مدتی بیماری، دیدند که بهبودی حاصل نمیکند، به او مقداری مورفین و کوکایین تزریق کردند تا بعد از چند ساعتی، آرام بمیرد. یکی از علتهایش، این بوده که میخواستند خبر درگذشت او را، به روزنامههای صبح بدهند؛ نه روزنامههای کمتر مناسب چاپ عصر.
☑️⭕️نکتههای عملی برای روزنامه نگاران وطنی:
سعی کنید برای روزنامه نگاران و نویسندگان خود، دورههای تاریخ مطبوعات ایران و جهان را تهیه کرده یا حتی از مدرسان مطبوعات، بخواهید در این باره برایشان صحبت کنند. درک تاریخ مطبوعات، میتواند به جدیت کار روزنامه نگاری نزد نیروهای شما، کمک بسیاری کند. از مشکلات روزنامه نگاری امروز ما، ترک این حرفه در میانه راه است؛ که اتفاقاً گریبان بسیاری از حرفهایها را هم میگیرد. علت بخشی از این ترک کارها هم، عدم درک جدیت این حرفه و نیز عدم درک هویت آن است.
#عيسي_محمدي
🔲⭕️درک اهمیت حرفهروزنامهنگاری
یکی از بزرگترین مشکلاتی که روزنامه نگاران و حتی روزنامه داران را درگیر خودش میکند، درک اهمیت و نفوذ کاری است که انجام میدهند. طبیعی است هنگامی که شما سردبیر نشریهای چون تایم یا روزنامهای چون تایمز و واشنگتن پست هستید، سبک کاریتان بسیار متفاوت و جدیتر با زمانی خواهد بود که رسانهای چاپی و کوچک را، در شهر و منطقهای دورافتاده منتشر میکنید. اما این مشکل، قابل رفع است. هنگامی که متولیان رسانهها و نیز روزنامه نگاران، به اهمیت کارشان واقف شوند، میتوانند با قدرت و جدیت بیشتری، به کارشان ادامه بدهند؛ چرا که حال میدانند کارشان چه تأثیری داشته و دارد. برای عملیاتی کردن این جدیت و مهم دانستن کسب و کاری که درگیرش هستید، نیاز به مطالعه تاریخ مطبوعات و خاصه تاریخ روزنامهها است. طی این مطالعه، به این ایده میرسیم که روزنامهها و رسانههای مکتوبی که امروزه ما سردمدار آنها شدهایم، پیشینهای کهن و قوی و به تبع آن، هویتی غنی دارند.
🔳محمد قائد، مترجم کتاب گرانقدر «قدرتهای مطبوعات جهان»، در مقدمه این کتاب و به عنوان روزنامه نگاری صاحب نظر، مینویسد «مطبوعات غالباً بسیار بیشتر از آنکه اذعان میشود، بر فکر افراد تأثیر میگذارند. یکی از مهمترین خدمات مطبوعات، آگاه کردن خواننده است؛ که چه چیزهایی را نمیداند و باید بداند. بدون مطبوعات، خطر اینکه فرد ندارد چه چیزهایی را نمیداند، بسیار بیش از زمانی است که فرد، خواننده مطبوعات باشد.»
🔳همین نویسنده در جایی دیگر از مقدمهاش، اشاره میکند که در زندگی جرج پنجم، پادشاه انگلستان نوشتهاند وقتی بعد از مدتی بیماری، دیدند که بهبودی حاصل نمیکند، به او مقداری مورفین و کوکایین تزریق کردند تا بعد از چند ساعتی، آرام بمیرد. یکی از علتهایش، این بوده که میخواستند خبر درگذشت او را، به روزنامههای صبح بدهند؛ نه روزنامههای کمتر مناسب چاپ عصر.
☑️⭕️نکتههای عملی برای روزنامه نگاران وطنی:
سعی کنید برای روزنامه نگاران و نویسندگان خود، دورههای تاریخ مطبوعات ایران و جهان را تهیه کرده یا حتی از مدرسان مطبوعات، بخواهید در این باره برایشان صحبت کنند. درک تاریخ مطبوعات، میتواند به جدیت کار روزنامه نگاری نزد نیروهای شما، کمک بسیاری کند. از مشکلات روزنامه نگاری امروز ما، ترک این حرفه در میانه راه است؛ که اتفاقاً گریبان بسیاری از حرفهایها را هم میگیرد. علت بخشی از این ترک کارها هم، عدم درک جدیت این حرفه و نیز عدم درک هویت آن است.
#عيسي_محمدي
#نكته_اطلاعات_تحليل_روزنامهنگاري
نميدانم فيلم ماجراي نيمروز را ديدهايد يا نه.
در اين فيلم، تا كسي ميآيد و چيزي را تعريف ميكند و نتيجهگيرياش را انجام ميدهد،
بالادستيها از او ميپرسند:
تحليله يا اطلاعات؟!
⭕️▪️به نظرم در روزنامهنگاري تخصصي نيز، اين سئوال ميتواند فوقالعاده كارگشا باشد!️
📈روزنامهنگاري فن آمار و منطق و جزئيات و اطلاعات است كه به اشتباه، در آن تحليل ارائه ميشود. البته ما مخالف ارائه تحليل نيستيم؛ اما توسط آدمها و متخصصهايش. ضمن اينكه تحليلها نيز، بايد از آبشخور اطلاعات سيراب شوند.
پس،
1️⃣بايد ترجيحمان اطلاعات و ارائه درست آن باشد، نه تحليل.
2️⃣براي تحليلها، بايد سراغ آدمهايش برويم.
3️⃣توي هر نوشتهاي، مدام از خودتان بپرسيد «تحليله يا اطلاعات؟»
4️⃣وقتي مدام به ارائه اطلاعات دقيق شهره شويد، همه به روزنامهنگاري و سبك روزنامهنگاري شما نياز پيدا ميكنند؛ روزنامهنگاري مبتني بر تحليلهاي عادي و روزمره، چنگي به دل نميزند و مزيتي محسوب نميشود.
⭕️▪️يادمان نرود كه به قول يك روزنامهنگار اتريشي، يك گرم اطلاعات، ارزشمندتر از يك تن عقيده است؛ و عقيده، ميتواند همان تحليل بيپايه و شخصي باشد.
#عيسي_محمدي
نميدانم فيلم ماجراي نيمروز را ديدهايد يا نه.
در اين فيلم، تا كسي ميآيد و چيزي را تعريف ميكند و نتيجهگيرياش را انجام ميدهد،
بالادستيها از او ميپرسند:
تحليله يا اطلاعات؟!
⭕️▪️به نظرم در روزنامهنگاري تخصصي نيز، اين سئوال ميتواند فوقالعاده كارگشا باشد!️
📈روزنامهنگاري فن آمار و منطق و جزئيات و اطلاعات است كه به اشتباه، در آن تحليل ارائه ميشود. البته ما مخالف ارائه تحليل نيستيم؛ اما توسط آدمها و متخصصهايش. ضمن اينكه تحليلها نيز، بايد از آبشخور اطلاعات سيراب شوند.
پس،
1️⃣بايد ترجيحمان اطلاعات و ارائه درست آن باشد، نه تحليل.
2️⃣براي تحليلها، بايد سراغ آدمهايش برويم.
3️⃣توي هر نوشتهاي، مدام از خودتان بپرسيد «تحليله يا اطلاعات؟»
4️⃣وقتي مدام به ارائه اطلاعات دقيق شهره شويد، همه به روزنامهنگاري و سبك روزنامهنگاري شما نياز پيدا ميكنند؛ روزنامهنگاري مبتني بر تحليلهاي عادي و روزمره، چنگي به دل نميزند و مزيتي محسوب نميشود.
⭕️▪️يادمان نرود كه به قول يك روزنامهنگار اتريشي، يك گرم اطلاعات، ارزشمندتر از يك تن عقيده است؛ و عقيده، ميتواند همان تحليل بيپايه و شخصي باشد.
#عيسي_محمدي
Forwarded from کافه سینما
یادداشت تند یک روزنامهنگار خطاب به رامبد جوان، مجری "خندوانه"، درباره دفاعاش از یک بازیگر زن:
«احترام بگذاری، احترام دریافت خواهی کرد»/ «در دوران جدید، هر آن چه بکاری، فورا درو میکنی»
...واقعیتاش این است که ما هم دوست داریم به عنوان خبرنگارانی که وظیفهای داریم و در همه جای دنیا این وظیفه تعریف شده است و به آن احترام گذاشته میشود ولی در ایران با شهرت و نوع برخوردهای بد شما هنرمندان گره میخورد و قیافه و شکلش عوض میشود، از روی [...] رد شویم؛ البته که از پس این کار هم به خوبی بر میآییم و نمونههایش را هم دیدهاید، ولی خب دوست نداریم این کار را بکنیم. بالاخره ما هم از «بالاشهر»های این مملکت نیامدهایم و از طبقات متوسط و متوسط به پایین آمدهایم؛ بالاخره آموختهایم که جواب هر کسی را چطور باید بدهیم؛ اگر که لازم باشد.
4. در مورد لحن «ننه من غریبم» صحبت کرده بودید. طبیعی بود که در لحن شما نیز، «ریشسفید بازی» و «ما چقدر خوبیم، شما چقدر بد» و «بندهنوازی» به چشم میخورد. امیدوارم توجه باشید که چند سالی است دیگر دوره توجه محض به چهرهها طی شده و به لطف دوران جدید، حرف و واکنشهای شما بیجواب نمیماند. طبیعی است که در چنین فضایی، اگر احترام بگذارید، احترام جمع میکنید؛ اگر هم طعنه بزنید، با طعنهزنی روبهرو خواهید شد؛ اگر هم بیاحترامی بکارید، طبیعی است که بیاحترامی درو خواهید کرد. دوران جدید، یک جورهایی مثل مزرعهای فوری میماند؛ هر جوری باشید، همانجور محصول برداشت خواهید کرد. میدانم این دوران به ذائقه شما سازگار نیست؛ چرا که روزگاری فقط متکلم وحده بودید و فقط توجهها به سمت و سوی شما بود...
متن کامل یادداشت و اظهارنظرهای شما در بخش کامنتها در ساعات آتی، در:
http://cffe.ir/NBe
کامنتها و پستهای مرتبط، از جمله اعتراض به کیفیت سریال مورد بحث در:
http://cffe.ir/N7i
http://cffe.ir/N7l
باز هم در "کافه سینما"👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAADv-R-dgjONIvFbMZQ
«احترام بگذاری، احترام دریافت خواهی کرد»/ «در دوران جدید، هر آن چه بکاری، فورا درو میکنی»
...واقعیتاش این است که ما هم دوست داریم به عنوان خبرنگارانی که وظیفهای داریم و در همه جای دنیا این وظیفه تعریف شده است و به آن احترام گذاشته میشود ولی در ایران با شهرت و نوع برخوردهای بد شما هنرمندان گره میخورد و قیافه و شکلش عوض میشود، از روی [...] رد شویم؛ البته که از پس این کار هم به خوبی بر میآییم و نمونههایش را هم دیدهاید، ولی خب دوست نداریم این کار را بکنیم. بالاخره ما هم از «بالاشهر»های این مملکت نیامدهایم و از طبقات متوسط و متوسط به پایین آمدهایم؛ بالاخره آموختهایم که جواب هر کسی را چطور باید بدهیم؛ اگر که لازم باشد.
4. در مورد لحن «ننه من غریبم» صحبت کرده بودید. طبیعی بود که در لحن شما نیز، «ریشسفید بازی» و «ما چقدر خوبیم، شما چقدر بد» و «بندهنوازی» به چشم میخورد. امیدوارم توجه باشید که چند سالی است دیگر دوره توجه محض به چهرهها طی شده و به لطف دوران جدید، حرف و واکنشهای شما بیجواب نمیماند. طبیعی است که در چنین فضایی، اگر احترام بگذارید، احترام جمع میکنید؛ اگر هم طعنه بزنید، با طعنهزنی روبهرو خواهید شد؛ اگر هم بیاحترامی بکارید، طبیعی است که بیاحترامی درو خواهید کرد. دوران جدید، یک جورهایی مثل مزرعهای فوری میماند؛ هر جوری باشید، همانجور محصول برداشت خواهید کرد. میدانم این دوران به ذائقه شما سازگار نیست؛ چرا که روزگاری فقط متکلم وحده بودید و فقط توجهها به سمت و سوی شما بود...
متن کامل یادداشت و اظهارنظرهای شما در بخش کامنتها در ساعات آتی، در:
http://cffe.ir/NBe
کامنتها و پستهای مرتبط، از جمله اعتراض به کیفیت سریال مورد بحث در:
http://cffe.ir/N7i
http://cffe.ir/N7l
باز هم در "کافه سینما"👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAADv-R-dgjONIvFbMZQ
کافهسینما
«احترام بگذاری، احترام دریافت خواهی کرد»/ «در دوران جدید، هر آن چه بکاری، فورا درو میکنی»
عیسی محمدی-روزنامهنگار: امیدوارم توجه باشید که چند سالی است دیگر دوره توجه محض به چهرهها طی شده و به لطف دوران جدید، حرف و واکنشهای شما بیجواب نمیماند. طبیعی است که در چنین فضایی...
#روزنامهنگار_جديت
يك بار از سيدفريد قاسمي، مرد بزرگ تاريخنگاري و تاريخپژوهي مطبوعات ايران، خواستند كه يك فرمول در روزنامهنگاري بگويد كه جواب ميدهد.
او هم گفت:
از ميزان كساني كه در مطبوعات جدي كار ميكنند، كاسته ميشود.
نكته فوقالعادهاي است.
بيشتر اصحاب رسانه درگير امنيت شغلي هستند.
اما نكته اينجاست وقتي شما كارتان را جدي بگيريد، در گروهي اقليت قرار ميگيريد كه هميشه برايتان كار هست.
به عبارت ديگر،
كساني كه مطبوعات را ده درصد جدي ميگيرند، نود درصدند،
كساني كه نود درصد مطبوعات را جدي ميگيرند، ده درصدند،
تا به حال از اين منظر به كار رسانه نگاه كرده بوديد؟
متأسفانه بيشتر اصحاب رسانه در انديشه رفتن به شغل و جاي ديگري هستند.
وقتي ميشود با جديت در كار، در آن به درآمد و امنيت و آينده رسيد، چرا ترك يار و ديار؟
ضمن اينكه وقتي كارتان را جدي ميگيريد، خيلي جدي، تبديل به رسانه و روزنامهنگاري ميشويد كه در كنار نهادها و سلبريتيها و چهرهها و سياسيون، خودتان يكي از منابع خبرساز ميشويد؛ يكي از منابع اعتبار فرهنگي و اجتماعي.
چرا از كنار اين همه بايد به راحتي گذشت؟
#عيسي_محمدي
يك بار از سيدفريد قاسمي، مرد بزرگ تاريخنگاري و تاريخپژوهي مطبوعات ايران، خواستند كه يك فرمول در روزنامهنگاري بگويد كه جواب ميدهد.
او هم گفت:
از ميزان كساني كه در مطبوعات جدي كار ميكنند، كاسته ميشود.
نكته فوقالعادهاي است.
بيشتر اصحاب رسانه درگير امنيت شغلي هستند.
اما نكته اينجاست وقتي شما كارتان را جدي بگيريد، در گروهي اقليت قرار ميگيريد كه هميشه برايتان كار هست.
به عبارت ديگر،
كساني كه مطبوعات را ده درصد جدي ميگيرند، نود درصدند،
كساني كه نود درصد مطبوعات را جدي ميگيرند، ده درصدند،
تا به حال از اين منظر به كار رسانه نگاه كرده بوديد؟
متأسفانه بيشتر اصحاب رسانه در انديشه رفتن به شغل و جاي ديگري هستند.
وقتي ميشود با جديت در كار، در آن به درآمد و امنيت و آينده رسيد، چرا ترك يار و ديار؟
ضمن اينكه وقتي كارتان را جدي ميگيريد، خيلي جدي، تبديل به رسانه و روزنامهنگاري ميشويد كه در كنار نهادها و سلبريتيها و چهرهها و سياسيون، خودتان يكي از منابع خبرساز ميشويد؛ يكي از منابع اعتبار فرهنگي و اجتماعي.
چرا از كنار اين همه بايد به راحتي گذشت؟
#عيسي_محمدي
🔲⭕️#توصيه_روزنامهنگاري
12 توصیه کوتاه برای خبرنگار زیرک
گرِگ هاردستی، ترجمه: فرهاد اکبر زاده
🔲⭕️
يك. پیش از هر چیز انسان باشید و بعد یک گزارشگر. این امر بهویژه وقتی به کار میآید که حوادث درناک را گزارش میکنید. همدلی نشان دهید. تا شخص را ندیدید، خود را معرفی نکردید، گپ مختصری نزدید، دفترچه و خودکارتان را در نیاورید. اول ارتباط بگیرید، بعد دست به کار شوید.
🔲⭕️
دو. گوش کنید، گوش کنید، گوش کنید. شما بهترین اطلاعات را صرفاً وقتی به دست خواهید آورد که لب فرو بندید و حرفِ منبع خبریتان را قطع نکنید. البته میتوانید تعامل داشته باشید، اما این تعامل را در کمترین میزان نگه دارید.
🔲⭕️
سه. پیش از این که با کسی مصاحبه کنید، به روشنی زاویه گزارش خود را برای او روشن کنید، از جمله وقتی ماجرایی در پیش است (اگر میدانید). افراد وقتی آنها را در جریان میگذارید، هر چند کوتاه، حس آرامش بیشتری میکنند.
🔲⭕️
چهار. همواره برای تایید حقایق شماره تلفن و آدرس ایمیل بگیرید. این خیلی مهم است. هرگز عادت چککردن را ترک نکنید (البته روی پرینت گزارش و نه روی صفحهی رایانه). همچنین،شما هیچ وقت نمیدانید که چه زمانی به نقل قول اضافی یا اطلاعات بیشتری از منبع خبریتان نیاز دارید. بنابراین بهتر است راه دسترسی به آنها را بدانید.
🔲⭕️
پنج. وقتی ضربالاجلهای فوری دارید از ایمیل استفاده کنید. وقتی منابع شما خوب همکاری نمیکنند، از آنها بخواهید تا نظراتشان را بنویسند و برای شما ایمیل کنند تا بعد بتوانید از آنها در گزارشتان برای نقلقول استفاده کنید. این کار معجزه میکند (عيسي محمدي: البته در اين مورد كمي بايد تأمل كرد؛ چون مطلب ترجمه شده، زياد به مفيد و كاربردي آن توجه نشده؛ شايد بهتر بود بگويند كه از تلگرام يا اينستاگرام استفاده كنيد، چون همه به آن دسترسي دارند).
🔲⭕️
شش. هرگز از اینکه از کسی بخواهید آنچه گفته را تکرار کند ابایی نداشته باشید. منابع خبری شما از شما انتظار دارند که کارتان را درست انجام دهید. پس این کار را بکنید. حتی برای تایید سادهترین چیزها، مثل املای نام فرد، هم خجالت نکشید.
🔲⭕️
هفت. حقایق را از طریق تحقیق از نو تصدیق کنید. مثلا، در اینترنت نام کامل و رسمی سازمانی را که منبع خبری به آن تعلق دارد تصدیق کنید. افراد گاه خیلی بریده و نیمبند حرف میزنند، این وظیفهی شما به عنوان روزنامهنگار است که تمام مطالب مبتنی بر واقعیت را در گزارش خود تایید کنیدو به آن سروسامان دهید.
🔲⭕️
هشت. از منبع خبری خود بخواهید که بگوید چه نظری در مورد گزارش شما دارد. با این کار او این حس را خواهد داشت که یک فرد و بخش از گروه است و گاه این امر منجر به گزارشهای دنبالهدار فوقالعادهای میشود. مثل خبرنگاران مغرور و پر افادهای رفتار نکنید که از موضع بالا برخورد میکنند و خود را مصون از نقد میدانند (که[از قضا] به این خاطر ستایش هم میشوند).
🔲⭕️
نه. هنگام نوشتن، تصویری به موضوع فکر کنید. گزارش را مثل فیلم در ذهن خود تصویرپردازی کنید. سعی کنید خواننده را در صحنهی گزارش خود قرار دهید. شما همچنین میتوانید این کار را، تا حدی، هنگام نوشتن اخبار، حتی خلاصهی اخبار، انجام دهید. صرفا به خاطر این که گزارشتان کوتاه است، تنبلی نکنید.
🔲⭕️
ده. هنگام نوشتن به ضربآهنگ و ریتم کلمات توجه کنید. اگر لازم است گزارشتان را با صدای بلند بخوانید، با این حال نوشته خوب باید فرد را به خواندن ترغیب کند ــ باید بیزحمت و لذتبخش باشد، مثل گوشدادن به ترانهای محبوب. گزارش خوب باید حس، اوج و فرود، و انرژی داشته باشد.
🔲⭕️
يازده. به یاد داشته باشید: اگر گزارشتان برای خود شما کسلکننده است، کسلکنندگی آن برای خواننده دو برابر است. در هر گزارشی خود را به چالش بکشید: از خود بپرسید، چطور میتوانم این را به جالبترین گزارش ممکن بدل کنم؟ چطور میشود قاپ خواننده دزدید؟
🔲⭕️
دوازده. همواره ایدههایی برای گزارش در ذهن بپرورانید. از منابع خبری خود بخواهید هر وقت که فکر میکنند گزارشی دارند با شما تماس بگیرندــ حتی اگر هیچ ربطی به گزارشی که روی آن کار میکردهاید نداشته باشد. هنگامیکه بیرون از محل کار مشغول زندگی معمول خود هستید هم، اگر سوژهای به چشمتان خورد، همین کار را بکنید. از چشمها و گوشهای جامعه به نفع خودتان استفاده کنید.
*گرگ هاردستی حدود 20 سال روزنامهنگاری کرده و در ده سال اخیر اخبار عمومی، قضایی و تجاری را برای ارونج کانتی ریجیستر[1] پوشش داده است. او در حال حاضر گزارشگر ارشد ریجیستر است و در دانشگاه ایالاتی کالیفرنیا روزنامهنگاری تدریس میکند.
منبع
http://ethics.spj.org/rrr.asp?ref=56&t=foi
[1]Orange County Register
منبع فارسي:
مدرسه روزنامه همشهري
عيسي_محمدي
12 توصیه کوتاه برای خبرنگار زیرک
گرِگ هاردستی، ترجمه: فرهاد اکبر زاده
🔲⭕️
يك. پیش از هر چیز انسان باشید و بعد یک گزارشگر. این امر بهویژه وقتی به کار میآید که حوادث درناک را گزارش میکنید. همدلی نشان دهید. تا شخص را ندیدید، خود را معرفی نکردید، گپ مختصری نزدید، دفترچه و خودکارتان را در نیاورید. اول ارتباط بگیرید، بعد دست به کار شوید.
🔲⭕️
دو. گوش کنید، گوش کنید، گوش کنید. شما بهترین اطلاعات را صرفاً وقتی به دست خواهید آورد که لب فرو بندید و حرفِ منبع خبریتان را قطع نکنید. البته میتوانید تعامل داشته باشید، اما این تعامل را در کمترین میزان نگه دارید.
🔲⭕️
سه. پیش از این که با کسی مصاحبه کنید، به روشنی زاویه گزارش خود را برای او روشن کنید، از جمله وقتی ماجرایی در پیش است (اگر میدانید). افراد وقتی آنها را در جریان میگذارید، هر چند کوتاه، حس آرامش بیشتری میکنند.
🔲⭕️
چهار. همواره برای تایید حقایق شماره تلفن و آدرس ایمیل بگیرید. این خیلی مهم است. هرگز عادت چککردن را ترک نکنید (البته روی پرینت گزارش و نه روی صفحهی رایانه). همچنین،شما هیچ وقت نمیدانید که چه زمانی به نقل قول اضافی یا اطلاعات بیشتری از منبع خبریتان نیاز دارید. بنابراین بهتر است راه دسترسی به آنها را بدانید.
🔲⭕️
پنج. وقتی ضربالاجلهای فوری دارید از ایمیل استفاده کنید. وقتی منابع شما خوب همکاری نمیکنند، از آنها بخواهید تا نظراتشان را بنویسند و برای شما ایمیل کنند تا بعد بتوانید از آنها در گزارشتان برای نقلقول استفاده کنید. این کار معجزه میکند (عيسي محمدي: البته در اين مورد كمي بايد تأمل كرد؛ چون مطلب ترجمه شده، زياد به مفيد و كاربردي آن توجه نشده؛ شايد بهتر بود بگويند كه از تلگرام يا اينستاگرام استفاده كنيد، چون همه به آن دسترسي دارند).
🔲⭕️
شش. هرگز از اینکه از کسی بخواهید آنچه گفته را تکرار کند ابایی نداشته باشید. منابع خبری شما از شما انتظار دارند که کارتان را درست انجام دهید. پس این کار را بکنید. حتی برای تایید سادهترین چیزها، مثل املای نام فرد، هم خجالت نکشید.
🔲⭕️
هفت. حقایق را از طریق تحقیق از نو تصدیق کنید. مثلا، در اینترنت نام کامل و رسمی سازمانی را که منبع خبری به آن تعلق دارد تصدیق کنید. افراد گاه خیلی بریده و نیمبند حرف میزنند، این وظیفهی شما به عنوان روزنامهنگار است که تمام مطالب مبتنی بر واقعیت را در گزارش خود تایید کنیدو به آن سروسامان دهید.
🔲⭕️
هشت. از منبع خبری خود بخواهید که بگوید چه نظری در مورد گزارش شما دارد. با این کار او این حس را خواهد داشت که یک فرد و بخش از گروه است و گاه این امر منجر به گزارشهای دنبالهدار فوقالعادهای میشود. مثل خبرنگاران مغرور و پر افادهای رفتار نکنید که از موضع بالا برخورد میکنند و خود را مصون از نقد میدانند (که[از قضا] به این خاطر ستایش هم میشوند).
🔲⭕️
نه. هنگام نوشتن، تصویری به موضوع فکر کنید. گزارش را مثل فیلم در ذهن خود تصویرپردازی کنید. سعی کنید خواننده را در صحنهی گزارش خود قرار دهید. شما همچنین میتوانید این کار را، تا حدی، هنگام نوشتن اخبار، حتی خلاصهی اخبار، انجام دهید. صرفا به خاطر این که گزارشتان کوتاه است، تنبلی نکنید.
🔲⭕️
ده. هنگام نوشتن به ضربآهنگ و ریتم کلمات توجه کنید. اگر لازم است گزارشتان را با صدای بلند بخوانید، با این حال نوشته خوب باید فرد را به خواندن ترغیب کند ــ باید بیزحمت و لذتبخش باشد، مثل گوشدادن به ترانهای محبوب. گزارش خوب باید حس، اوج و فرود، و انرژی داشته باشد.
🔲⭕️
يازده. به یاد داشته باشید: اگر گزارشتان برای خود شما کسلکننده است، کسلکنندگی آن برای خواننده دو برابر است. در هر گزارشی خود را به چالش بکشید: از خود بپرسید، چطور میتوانم این را به جالبترین گزارش ممکن بدل کنم؟ چطور میشود قاپ خواننده دزدید؟
🔲⭕️
دوازده. همواره ایدههایی برای گزارش در ذهن بپرورانید. از منابع خبری خود بخواهید هر وقت که فکر میکنند گزارشی دارند با شما تماس بگیرندــ حتی اگر هیچ ربطی به گزارشی که روی آن کار میکردهاید نداشته باشد. هنگامیکه بیرون از محل کار مشغول زندگی معمول خود هستید هم، اگر سوژهای به چشمتان خورد، همین کار را بکنید. از چشمها و گوشهای جامعه به نفع خودتان استفاده کنید.
*گرگ هاردستی حدود 20 سال روزنامهنگاری کرده و در ده سال اخیر اخبار عمومی، قضایی و تجاری را برای ارونج کانتی ریجیستر[1] پوشش داده است. او در حال حاضر گزارشگر ارشد ریجیستر است و در دانشگاه ایالاتی کالیفرنیا روزنامهنگاری تدریس میکند.
منبع
http://ethics.spj.org/rrr.asp?ref=56&t=foi
[1]Orange County Register
منبع فارسي:
مدرسه روزنامه همشهري
عيسي_محمدي
#توصيه_سوژه_ايده_تعهد
🔳⭕️
يكي از بهترين راههاي كشف سوژههاي بكر و نيز رسيدن به درجه يك روزنامهنگار و رسانه متعهد و آگاه و زبر و زرنگ، درك اين نكته ساده است كه:
- بسياري از رنجهايي كه دور و برمان ميكشيم، رنجهايي است كه اساساً نبايد وجود داشته باشند
- رنجهايي است كه ديگران باعث و باني آن هستند؛ آن هم بدون هيچ علت درست و منطقياي.
☑️⭕️درك همين نكته ساده، ميتواند ما را در مواجهه با بسياري از رويدادها، با اين سئوالات روبهرو كند كه:
- آيا در اطراف من روزنامهنگار، رنجهايي وجود دارد؟
- آيا اين رنجها، رنجهايي طبيعي و واقعي هستند كه چارهاي جز تحمل آنها نيست يا رنجهايي كه ديگران به واسطه رفتارهاي غيرمسئولانهشان مسبب شدهاند؟
- چه كساني باعث و باني اين رنجها بودهاند؟
- چه سيستمها و روشها و نگرشهايي باعث و باني اين رنجها شدهاند؟
- چطور ميشود اين رنجها را رفع كرد؟
***
با همين سياهه و ليست اگر به سمت و سوي واقعيتهاي روزمره زندگي برويم، سوژهها و ايدهها و گزارشهاي فوقالعادهاي را به دست خواهيم آورد.
☑️⭕️مثال ميزنم؛
من هر روز از ميدان راهآهن، كه منزلمان است، سوار بيآرتيهاي تجريش شده و به چهار راه پارك وي ميرويم،
رنجهايي كه دور و برم ميبينم و مرا آزار ميرسانند، عبارتند از،
- آسفالتهايي كه برآمدهاند و نميگذارند يك پيادهروي مطبوع و راحت داشته باشم،
- پيادهروهاي تنگ و غيراستاندارد،
- مغازههاي كثيف و غيراستاندارد،
- سطل زبالههايي كه به واسطه فعاليتهاي زبالهگردها، تا شعال چند مترياش را به گند كشيده،
- بوي ناخوشايند كارتنخوابها كه در پيادهروها ميپيچد،
- بافت فرسوده و خانههاي قديمي كه حال آدم را بد ميكنند،
- پاركي كه پر از كارتنخواب و معتاد است و روبهرويش درست يك مركز نيروي انتظامي هست و كاري نميكند،
- پاركي كه بچهها و خانوادهها نميتوانند از آن استفاده كنند،
- صفهاي طويل بيارتي و كساني كه بدون صف ميروند،
- بيشخصيتي شهروندان در پياده و سوار شدن،
- كودكان كار در اتوبوسها،
- دستفروشها،
- و ...
☑️⭕️ميبينيد؟ اينها بخشي از رنجهايي هستند كه مشاهده ميكنيم، ولي رنجهايي طبيعي نيستند؛ بلكه باعث و بانياش، رفتارهاي ديگران بودهاند؛
علت كارتنخوابها چه ميتواند باشد؟
- بيمسئوليتي مديريت شهري و دولتي،
- وجود قاچاقچيان مواد مخدر و فروشندگان خردهپا،
- عدم وجود روانشناسان براي مشاوره دادن به اين گروه،
- عدم استفاده از روشهاي علمي و جامعهشناسانه در رفع مشكلات اجتماعي و اعتياد،
- و ....
☑️⭕️
با همين نگاه كه به سمت و سوي سوژهها و وقايع برويم، ميتوانيم به ايدههاي فوقالعادهاي برسيم؛ به رسانهاي متعهد و هوشيار و بيدار و داراي پرسش واقعي و حرف.
شما اينطور فكر نميكنيد؟
#عيسي_محمدي
🔳⭕️
يكي از بهترين راههاي كشف سوژههاي بكر و نيز رسيدن به درجه يك روزنامهنگار و رسانه متعهد و آگاه و زبر و زرنگ، درك اين نكته ساده است كه:
- بسياري از رنجهايي كه دور و برمان ميكشيم، رنجهايي است كه اساساً نبايد وجود داشته باشند
- رنجهايي است كه ديگران باعث و باني آن هستند؛ آن هم بدون هيچ علت درست و منطقياي.
☑️⭕️درك همين نكته ساده، ميتواند ما را در مواجهه با بسياري از رويدادها، با اين سئوالات روبهرو كند كه:
- آيا در اطراف من روزنامهنگار، رنجهايي وجود دارد؟
- آيا اين رنجها، رنجهايي طبيعي و واقعي هستند كه چارهاي جز تحمل آنها نيست يا رنجهايي كه ديگران به واسطه رفتارهاي غيرمسئولانهشان مسبب شدهاند؟
- چه كساني باعث و باني اين رنجها بودهاند؟
- چه سيستمها و روشها و نگرشهايي باعث و باني اين رنجها شدهاند؟
- چطور ميشود اين رنجها را رفع كرد؟
***
با همين سياهه و ليست اگر به سمت و سوي واقعيتهاي روزمره زندگي برويم، سوژهها و ايدهها و گزارشهاي فوقالعادهاي را به دست خواهيم آورد.
☑️⭕️مثال ميزنم؛
من هر روز از ميدان راهآهن، كه منزلمان است، سوار بيآرتيهاي تجريش شده و به چهار راه پارك وي ميرويم،
رنجهايي كه دور و برم ميبينم و مرا آزار ميرسانند، عبارتند از،
- آسفالتهايي كه برآمدهاند و نميگذارند يك پيادهروي مطبوع و راحت داشته باشم،
- پيادهروهاي تنگ و غيراستاندارد،
- مغازههاي كثيف و غيراستاندارد،
- سطل زبالههايي كه به واسطه فعاليتهاي زبالهگردها، تا شعال چند مترياش را به گند كشيده،
- بوي ناخوشايند كارتنخوابها كه در پيادهروها ميپيچد،
- بافت فرسوده و خانههاي قديمي كه حال آدم را بد ميكنند،
- پاركي كه پر از كارتنخواب و معتاد است و روبهرويش درست يك مركز نيروي انتظامي هست و كاري نميكند،
- پاركي كه بچهها و خانوادهها نميتوانند از آن استفاده كنند،
- صفهاي طويل بيارتي و كساني كه بدون صف ميروند،
- بيشخصيتي شهروندان در پياده و سوار شدن،
- كودكان كار در اتوبوسها،
- دستفروشها،
- و ...
☑️⭕️ميبينيد؟ اينها بخشي از رنجهايي هستند كه مشاهده ميكنيم، ولي رنجهايي طبيعي نيستند؛ بلكه باعث و بانياش، رفتارهاي ديگران بودهاند؛
علت كارتنخوابها چه ميتواند باشد؟
- بيمسئوليتي مديريت شهري و دولتي،
- وجود قاچاقچيان مواد مخدر و فروشندگان خردهپا،
- عدم وجود روانشناسان براي مشاوره دادن به اين گروه،
- عدم استفاده از روشهاي علمي و جامعهشناسانه در رفع مشكلات اجتماعي و اعتياد،
- و ....
☑️⭕️
با همين نگاه كه به سمت و سوي سوژهها و وقايع برويم، ميتوانيم به ايدههاي فوقالعادهاي برسيم؛ به رسانهاي متعهد و هوشيار و بيدار و داراي پرسش واقعي و حرف.
شما اينطور فكر نميكنيد؟
#عيسي_محمدي
#موفقيت_روزنامهنگاري
وينس لومباردي، مربي افسانهاي راگبي آمريكايي جمله جالبي داره كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول، به پيروزي ميرسيد. بر تكرار تكيه كنيد. انجام يك كار به ميزان اطمينان و اطمينان به آمادگي و آمادگي به تكرار بستگي دارد. تنها وقتي كه اصول، طبيعت ثانويه شما شوند، ميتوانيد به نتيجه اميدوار و مطمئن باشيد.
به نسبت اين جمله، ميتوان گفت كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول روزنامهنگاري و روزنامهنويسي، ميتوان به پيروزي رسيد. بايد اصول را آموخت و تكرار كرد و تكرار كرد و تكرار؛ تا جايي كه مثل نفس كشيدن، براي شما عادي شده و به نوعي تبديل به طبيعت ثانويه شود.
تنها راه پيروزي در رسانهنگاري و روزنامهنگاري، به گمانم همين باشد.
#عيسي_محمدي
وينس لومباردي، مربي افسانهاي راگبي آمريكايي جمله جالبي داره كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول، به پيروزي ميرسيد. بر تكرار تكيه كنيد. انجام يك كار به ميزان اطمينان و اطمينان به آمادگي و آمادگي به تكرار بستگي دارد. تنها وقتي كه اصول، طبيعت ثانويه شما شوند، ميتوانيد به نتيجه اميدوار و مطمئن باشيد.
به نسبت اين جمله، ميتوان گفت كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول روزنامهنگاري و روزنامهنويسي، ميتوان به پيروزي رسيد. بايد اصول را آموخت و تكرار كرد و تكرار كرد و تكرار؛ تا جايي كه مثل نفس كشيدن، براي شما عادي شده و به نوعي تبديل به طبيعت ثانويه شود.
تنها راه پيروزي در رسانهنگاري و روزنامهنگاري، به گمانم همين باشد.
#عيسي_محمدي
🖋🖋🖋🖋
نكته: در روزنامهنگاري تخصصي، بيشتر بايد دنبال علاقه و اشتياق فردي بود؛ چون اينها خود انضباط و اثربخشي را ايجاد ميكنند و در نهايت، موجب رشد فردي ما و در معادله نهايي، موجب افزايش قدرت روزنامهنگار و حوزه كاري او ميشود. مطالعه و پژوهش بر اساس احساس مسئوليت و وظيفه، البته خوب است، ولي ممكن است كه ما را خسته كند در ادامه اين راه.
نكته: در روزنامهنگاري تخصصي، بيشتر بايد دنبال علاقه و اشتياق فردي بود؛ چون اينها خود انضباط و اثربخشي را ايجاد ميكنند و در نهايت، موجب رشد فردي ما و در معادله نهايي، موجب افزايش قدرت روزنامهنگار و حوزه كاري او ميشود. مطالعه و پژوهش بر اساس احساس مسئوليت و وظيفه، البته خوب است، ولي ممكن است كه ما را خسته كند در ادامه اين راه.
درسهايي براي نوشتن
✍️✍️✍️✍️
داشتم وبگردي ميكردم، اين مطلب را در ايسنا ديدم درباره استفن كينگ، از موفقترين نويسندگان عصر حاضر ما.
خيلي كاملتر بود، البته.
✅✅✅
ولي نكتههايي داشت كه به درد روزنامهنگاران، خاصه روزنامهنگاران تخصصي هم ميخورد؛ اميد كه استفاده كنيد.
اين مطلب، به سبكي گزارشي توسط «ایندیپندنت» نوشته شده بود؛ درباره 22 توصيه نويسندگي توسط اين نويسنده شهير، و البته با استناد به يكي از كتابهاي او كه درباره نويسندگي هم چيزهايي در آن وجود داشت؛ البته براي نويسنده خوب و موفق شدن.
✅✅✅
برخي از اين بخشهاي به دردبخور را مرور ميكنيم:
***
✅✅✅به نظر «کینگ»، تلویزیون برای خلاقیت «سَم» است. نویسندهها باید به درونشان نگاه کنند و به زندگی درون تخیلات خود توجه کنند. برای این کار باید تا میتوانند مطالعه کنند.
✅✅✅هرجا میرود، کتابی با خودش میبرد. او حتی موقع غذا خوردن هم مطالعه میکند.
✅✅✅«اگر میخواهید نویسنده شوید، باید دو چیز را اولویت خود قرار دهید: زیاد بخوانید، زیاد هم بنویسید. مطالعات گسترده داشته باشید و مدام روی بازنویسی و اصلاح کارتان وقت بگذارید.»
✅✅✅«توقف نوشتن یک اثر تنها به دلیل سختی آن، چه از لحاظ احساسی و چه از منظر تخیلی ایده بدی است.»
✅✅✅«اگر میخواهید به معنای واقعی در بالاترین حد توانتان بنویسید، روزگارِ عضویت شما در جامعه آدمهای مودب دیگر به پایان رسیده است.»
✅✅✅«من نوشتن را برای لذت بردن محض انجام میدهم و اگر بتوانید آن را با لذت انجام دهید، میتوانید تا ابد ادامهاش دهید.»
✅✅✅کورت ونهگات ـ نویسنده مطرح رمان «سلاخخانه شماره پنج» ـ هم چنین نظری داشته: «موضوعی را انتخاب کنید که برایتان مهم است و در قلبتان حس میکنید دیگران هم باید دغدغهاش را داشته باشند. مسحورکنندهترین و پرنفوذترین اِلِمان در سبک شما، علاقه اصیل است، نه بازیهای زبانی.»
✅✅✅«با درهای بسته بنویسید و با درهای باز دوبارهنویسی کنید... اولین چرکنویس کاملا خام است، کاری است که باید با درهای بسته انجام شود.»
✅✅✅به عقیده «کینگ»، هدف اصلی نویسندگی اغواست، نه دقیق بودن. او مینویسد: «زبان همیشه نباید کراواتزده و با کفشهای مرتب باشد... موضوع ادبیات داستانی، صحیح بودن گرامر نیست، بلکه جذب مخاطب و روایت یک داستان است.»
✅✅✅«آنچه باید یادتان باشد این است که بین سخنرانی درباره آنچه میدانید، با استفاده از آن برای غنا بخشیدن به داستانتان فرق هست. دومی خوب است، اولی نه.»
✅✅✅«اگر نمیخواهید نوشتنتان را جدی بگیرید، کتاب را ببندید و کار دیگری انجام دهید.»
✅✅✅«وقتی کار روی یک پروژه را شروع میکنم، متوقف نمیشوم، سرعتم را کم نمیکنم مگر این که مجبور باشم. اگر هر روز ننویسم، شخصیتها در ذهنم بیات میشوند... کنترلم را روی قصه و روند داستان از دست میدهم.»
✅✅✅كينگ دوست دارد روزی ۱۰ صفحه بنویسد. طی سه ماه، این میزان به ۱۸۰ هزار کلمه میرسد. او در اینباره میگوید: «نوشتن اولین نسخه یک کتاب ـ حتی یک کار حجیم نباید بیشتر از سه ماه، یعنی به اندازه یک فصل، طول بکشد.» «کینگ» معتقد است: «اگر زیاد روی یک اثر وقت صرف کنید، داستان یک حس عجیب و غریب پیدا میکند.»
اگر دوست داريد كامل اين مطلب را بخوانيد، به اين آدرس برويد:
👇👇
http://www.isna.ir/news/96081307916/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86
✍️✍️✍️✍️
داشتم وبگردي ميكردم، اين مطلب را در ايسنا ديدم درباره استفن كينگ، از موفقترين نويسندگان عصر حاضر ما.
خيلي كاملتر بود، البته.
✅✅✅
ولي نكتههايي داشت كه به درد روزنامهنگاران، خاصه روزنامهنگاران تخصصي هم ميخورد؛ اميد كه استفاده كنيد.
اين مطلب، به سبكي گزارشي توسط «ایندیپندنت» نوشته شده بود؛ درباره 22 توصيه نويسندگي توسط اين نويسنده شهير، و البته با استناد به يكي از كتابهاي او كه درباره نويسندگي هم چيزهايي در آن وجود داشت؛ البته براي نويسنده خوب و موفق شدن.
✅✅✅
برخي از اين بخشهاي به دردبخور را مرور ميكنيم:
***
✅✅✅به نظر «کینگ»، تلویزیون برای خلاقیت «سَم» است. نویسندهها باید به درونشان نگاه کنند و به زندگی درون تخیلات خود توجه کنند. برای این کار باید تا میتوانند مطالعه کنند.
✅✅✅هرجا میرود، کتابی با خودش میبرد. او حتی موقع غذا خوردن هم مطالعه میکند.
✅✅✅«اگر میخواهید نویسنده شوید، باید دو چیز را اولویت خود قرار دهید: زیاد بخوانید، زیاد هم بنویسید. مطالعات گسترده داشته باشید و مدام روی بازنویسی و اصلاح کارتان وقت بگذارید.»
✅✅✅«توقف نوشتن یک اثر تنها به دلیل سختی آن، چه از لحاظ احساسی و چه از منظر تخیلی ایده بدی است.»
✅✅✅«اگر میخواهید به معنای واقعی در بالاترین حد توانتان بنویسید، روزگارِ عضویت شما در جامعه آدمهای مودب دیگر به پایان رسیده است.»
✅✅✅«من نوشتن را برای لذت بردن محض انجام میدهم و اگر بتوانید آن را با لذت انجام دهید، میتوانید تا ابد ادامهاش دهید.»
✅✅✅کورت ونهگات ـ نویسنده مطرح رمان «سلاخخانه شماره پنج» ـ هم چنین نظری داشته: «موضوعی را انتخاب کنید که برایتان مهم است و در قلبتان حس میکنید دیگران هم باید دغدغهاش را داشته باشند. مسحورکنندهترین و پرنفوذترین اِلِمان در سبک شما، علاقه اصیل است، نه بازیهای زبانی.»
✅✅✅«با درهای بسته بنویسید و با درهای باز دوبارهنویسی کنید... اولین چرکنویس کاملا خام است، کاری است که باید با درهای بسته انجام شود.»
✅✅✅به عقیده «کینگ»، هدف اصلی نویسندگی اغواست، نه دقیق بودن. او مینویسد: «زبان همیشه نباید کراواتزده و با کفشهای مرتب باشد... موضوع ادبیات داستانی، صحیح بودن گرامر نیست، بلکه جذب مخاطب و روایت یک داستان است.»
✅✅✅«آنچه باید یادتان باشد این است که بین سخنرانی درباره آنچه میدانید، با استفاده از آن برای غنا بخشیدن به داستانتان فرق هست. دومی خوب است، اولی نه.»
✅✅✅«اگر نمیخواهید نوشتنتان را جدی بگیرید، کتاب را ببندید و کار دیگری انجام دهید.»
✅✅✅«وقتی کار روی یک پروژه را شروع میکنم، متوقف نمیشوم، سرعتم را کم نمیکنم مگر این که مجبور باشم. اگر هر روز ننویسم، شخصیتها در ذهنم بیات میشوند... کنترلم را روی قصه و روند داستان از دست میدهم.»
✅✅✅كينگ دوست دارد روزی ۱۰ صفحه بنویسد. طی سه ماه، این میزان به ۱۸۰ هزار کلمه میرسد. او در اینباره میگوید: «نوشتن اولین نسخه یک کتاب ـ حتی یک کار حجیم نباید بیشتر از سه ماه، یعنی به اندازه یک فصل، طول بکشد.» «کینگ» معتقد است: «اگر زیاد روی یک اثر وقت صرف کنید، داستان یک حس عجیب و غریب پیدا میکند.»
اگر دوست داريد كامل اين مطلب را بخوانيد، به اين آدرس برويد:
👇👇
http://www.isna.ir/news/96081307916/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86