دنيای ما روزنامه‌نگاران – Telegram
دنيای ما روزنامه‌نگاران
60 subscribers
95 photos
1 video
1 file
154 links
تك‌نگاري‌هايي درباره:
روزنامه‌نويسي
روزنامه‌نگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانه‌اي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...


ارتباط با ما:

@eesamohammadi
Download Telegram
#موفقيت_روزنامه‌نگاري

وينس لومباردي، مربي افسانه‌اي راگبي آمريكايي جمله جالبي داره كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول، به پيروزي مي‌رسيد. بر تكرار تكيه كنيد. انجام يك كار به ميزان اطمينان و اطمينان به آمادگي و آمادگي به تكرار بستگي دارد. تنها وقتي كه اصول، طبيعت ثانويه شما شوند، مي‌توانيد به نتيجه اميدوار و مطمئن باشيد.

به نسبت اين جمله، مي‌توان گفت كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول روزنامه‌نگاري و روزنامه‌نويسي، مي‌توان به پيروزي رسيد. بايد اصول را آموخت و تكرار كرد و تكرار كرد و تكرار؛ تا جايي كه مثل نفس كشيدن، براي شما عادي شده و به نوعي تبديل به طبيعت ثانويه شود.

تنها راه پيروزي در رسانه‌نگاري و روزنامه‌نگاري، به گمانم همين باشد.

#عيسي_محمدي
روزنامه‌نگار = مردی که نیمی از عمر خود را صرف نوشتن چیزهایی می‌کند که از آنها سردرنمی‌آورد و نیم دیگر عمر خود را صرف ننوشتن چیزهایی می‌کند که دقیقاً می‌داند.
لمبکه, روبرت؛ مجری تلویويزيون
یک کشور را نام ببرید که در آن روزنامه‌نگاران و سیاستمداران هم‌عقیده باشند و من به شما می‌گویم که در آن کشور دموکراسی برقرار نیست.
گرین, هیو کارلتون/نویسندۀ‌ بریتانیایی
اگر زمانی برای خواندن ندارید، زمانی برای نوشتن هم نخواهید داشت.
استيون كينگ؛ نويسنده آمريكايي و خالق «در قتلگاه»
قدرت روزنامه‌نگاران در حق‌شان برای سؤال پرسیدن نیست، بلکه در حق آنها برای دریافت جواب است.
ميلان کوندرا؛ نویسندۀ چک
روزنامه‌نگاري، مهارت انتقال همه اطلاعاتي كه داريد نيست؛ مهارت انتخاب بهترين اطلاعات و ارائه آن‌هاست.
ژورناليسم مهارت گزيده‌هاست؛ نه انتقال همه داشته‌ها و اطلاعات.
یک لباس زمانی بدون نقص است که نیازی نداشته باشد چیزی از آن کم یا به آن اضافه شود. یک سخنرانی هم همین طور
ژيل زاندر، طراح مد آلمانی
🔳🔳✔️✔️نكته: مي‌شود به متون ژورناليستي نيز چنين نگاهي داشت.
***هيچ چيزي در نويسندگي وجود ندارد. فقط پشت ماشين تايپ مي‌نشيني و خونريزي مي‌كني.
ارنست همينگوي
***چيزي كه به يك مصاحبه روح مي‌دهد، چالش و مخالفت كنترل شده با مصاحبه‌شونده است. البته اين كار، نياز به اعتماد به نفس و ريسك‌پذيري دارد؛ اما ارزشش را خواهد داشت. هر چيزي را دربست قبول نكنيد...
مصاحبه يك كوه يخي است كه قسمت ناديده آن، طراحي سئوال، مطالع در زمينه‌ گفتگو و كار روي زبان بدن و چگونگي پرسش و نقش بازي كردن است. اين قسمت‌‌هاي ناديدني، مصاحبه رو ديدني‌تر و خواندني‌تر مي‌كنند.
محمد قوچاني معتقد است كه مشكل بزرگ روزنامه‌نگاران امروز ما، دوري از كتاب و پژوهش است؛ آن‌ها به اينترنت و اطلاعات آن بسنده كرده‌اند و به همين دليل، سطحي و يكدست و شبيه هم شده‌اند.
انسان باید آن چیزی را بخواند که به او انگیزه می‌دهد؛ اگر از روی احساس مسئولیت مطالعه کند، فایده چندانی برایش نخواهد داشت/ لا روشفوكو
🖋🖋🖋🖋
نكته: در روزنامه‌نگاري تخصصي، بيشتر بايد دنبال علاقه و اشتياق فردي بود؛ چون اين‌ها خود انضباط و اثربخشي را ايجاد مي‌كنند و در نهايت، موجب رشد فردي ما و در معادله نهايي، موجب افزايش قدرت روزنامه‌نگار و حوزه كاري او مي‌شود. مطالعه و پژوهش بر اساس احساس مسئوليت و وظيفه، البته خوب است، ولي ممكن است كه ما را خسته كند در ادامه اين راه.
درس‌هايي براي نوشتن

✍️✍️✍️✍️

داشتم وب‌گردي مي‌كردم، اين مطلب را در ايسنا ديدم درباره استفن كينگ، از موفق‌ترين نويسندگان عصر حاضر ما.
خيلي كامل‌تر بود، البته.

ولي نكته‌هايي داشت كه به درد روزنامه‌نگاران، خاصه روزنامه‌نگاران تخصصي هم مي‌خورد؛ اميد كه استفاده كنيد.
اين مطلب، به سبكي گزارشي توسط «ایندیپندنت» نوشته شده بود؛ درباره 22 توصيه نويسندگي توسط اين نويسنده شهير، و البته با استناد به يكي از كتاب‌هاي او كه درباره نويسندگي هم چيزهايي در آن وجود داشت؛ البته براي نويسنده خوب و موفق شدن.

برخي از اين بخش‌هاي به دردبخور را مرور مي‌كنيم:
***
به نظر «کینگ»، تلویزیون برای خلاقیت «سَم» است. نویسنده‌ها باید به درون‌شان نگاه کنند و به زندگی درون تخیلات خود توجه کنند. برای این کار باید تا می‌توانند مطالعه کنند.
هرجا می‌رود، کتابی با خودش می‌برد. او حتی موقع غذا خوردن هم مطالعه می‌کند.
«اگر می‌خواهید نویسنده شوید، باید دو چیز را اولویت خود قرار دهید: زیاد بخوانید، زیاد هم بنویسید. مطالعات گسترده داشته باشید و مدام روی بازنویسی و اصلاح کارتان وقت بگذارید.»
«توقف نوشتن یک اثر تنها به دلیل سختی آن، چه از لحاظ احساسی و چه از منظر تخیلی ایده‌ بدی است.»
«اگر می‌خواهید به معنای واقعی در بالاترین حد توان‌تان بنویسید، روزگارِ عضویت شما در جامعه آدم‌های مودب دیگر به پایان رسیده است.»
«من نوشتن را برای لذت بردن محض انجام می‌دهم و اگر بتوانید آن را با لذت انجام دهید، می‌توانید تا ابد ادامه‌اش دهید.»
کورت ونه‌گات ـ نویسنده مطرح رمان «سلاخ‌خانه شماره پنج» ـ هم چنین نظری داشته: «موضوعی را انتخاب کنید که برای‌تان مهم است و در قلب‌تان حس می‌کنید دیگران هم باید دغدغه‌اش را داشته باشند. مسحورکننده‌ترین و پرنفوذترین اِلِمان در سبک شما، علاقه اصیل است، نه بازی‌های زبانی.»
«با درهای بسته بنویسید و با درهای باز دوباره‌نویسی کنید... اولین چرک‌نویس کاملا خام است، کاری است که باید با درهای بسته انجام شود.»
به عقیده «کینگ»، هدف اصلی نویسندگی اغواست، نه دقیق بودن. او می‌نویسد: «زبان همیشه نباید کراوات‌زده و با کفش‌های مرتب باشد... موضوع ادبیات داستانی، صحیح بودن گرامر نیست، بلکه جذب مخاطب و روایت یک داستان است.»
«آن‌چه باید یادتان باشد این است که بین سخنرانی درباره آن‌چه می‌دانید، با استفاده از آن برای غنا بخشیدن به داستان‌تان فرق هست. دومی خوب است، اولی نه.»
«اگر نمی‌خواهید نوشتن‌تان را جدی بگیرید، کتاب را ببندید و کار دیگری انجام دهید.»
«وقتی کار روی یک پروژه را شروع می‌کنم، متوقف نمی‌شوم، سرعتم را کم نمی‌کنم مگر این که مجبور باشم. اگر هر روز ننویسم، شخصیت‌ها در ذهنم بیات می‌شوند... کنترلم را روی قصه و روند داستان از دست می‌دهم.»
كينگ دوست دارد روزی ۱۰ صفحه بنویسد. طی سه ماه، این میزان به ۱۸۰ هزار کلمه می‌رسد. او در این‌باره می‌گوید: «نوشتن اولین نسخه یک کتاب ـ حتی یک کار حجیم نباید بیشتر از سه ماه، یعنی به اندازه یک فصل، طول بکشد.» «کینگ» معتقد است: «اگر زیاد روی یک اثر وقت صرف کنید، داستان یک حس عجیب و غریب پیدا می‌کند.»

اگر دوست داريد كامل اين مطلب را بخوانيد، به اين آدرس برويد:
👇👇
http://www.isna.ir/news/96081307916/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86
Forwarded from باشگاه روزنامه نگاران ايران
عيسي محمدي، روزنامه‌نگار درباره مصائب یادداشت شفاهی برای ما نوشته است: يادداشت‌هاي شفاهي، در واقع ذيل اخبار و مطالب كلامي قرار مي‌گيرند؛ اخبار و مطالبي كه از دهان يك گوينده خارج مي‌شود. به واسطه راحت‌الحلقوم بودن‌شان، باعث شده‌اند تا خيلي‌ها به سمت و سوي آن‌ها بروند. نتيجه‌اش چه مي‌شود؟ گوينده‌ها فربه‌تر مي‌شوند و بعد از مدتي، حتي جواب خبرنگار مربوطه را هم نمي‌دهند.
نتيجه بعدي‌اش چه مي‌شود؟ همه چيز به سمت تك‌صدايي و نه چندصدايي و چندمنبعي بودن و شدن مي‌رود.
نتيجه نهايي همه‌شان، ضعيف‌تر شدن روزنامه‌نگار و روزنامه‌نگاري و قوي‌تر شدن منابع توليد اين يادداشت‌هاست.
فكر نكنم كسي دلش بخواهد اين اتفاق بيفتد؛ كه البته همه‌اش ناشي از تنبلي و بي‌حوصلگي است. بي‌حوصلگي هم به قول كافكا، سرمنشأ همه گناهان و دردسرهاست.
@journalistsclub
نخستین ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺕ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺕ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺣﺪ ﻭﺳﯿﻠﻪﺍﯼ ﻣﺎﺩﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ، ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺩﮔﯽ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﺩﮔﯽ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽ ﯾﺎ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ، ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ، ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺍﺳﺖ.

#کارل_مارکس

👥علوم اجتماعی، مسائل روز👥
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/B8dgVjzw2lSWh3ZSpj1VhQ
Forwarded from عيسي محمدي
سلام بر همگي دوستان؛ مركز آموزش همشهري دوره‌هاي گزارش پيگيرانه، مصاحبه و نرم‌خبر گذاشته.
گزارش پيگيرانه؛ استاد قاضي‌زاده
مصاحبه؛ استاد صديقي
نرم‌خبر؛ جناب آقاي نوروزپور
كلاس‌ها دوشنبه‌ها از 3 تا 6 عصر برگزار مي‌شه؛ رايگانه
كلاس گزارش پيگيرانه چون دوشنبه هفته بعده، فرصته فقط تا نيم ساعت ديگه هست؛ به شماره 23023259 خانم حبيبي
بقيه رو فعلا فرصت دارين
ياحق
#محمد_قوچاني
یکی از استادان مشهور علوم انسانی روزگاری گفته بود «روزنامه‌نگاری تنها پر کردن صفحات است» اما ما معتقدیم که روزنامه‌نگاری تاریخ‌نگاری اندیشه‌‌هاست. بدون روزنامه‌نگاران، نظریه‌های علوم انسانی در دانشکده‌ها تبعید می‌شدند. این را تاریخ معاصر ایران به ما می‌گوید.
#ديتاژورناليسم_آينده_روزنامه‌نگاري

✍️✍️✍️✍️
اين مقاله را در سايت مدرسه همشهري خواندم؛
دوبار هم خواندم.
خلاصه‌اش اين مي‌شود كه ديتاژورناليسم، آينده روزنامه‌نگاري است و البته،‌ به نظر من، يك ابزار فوق‌العاده براي تاثيرگذاري رسانه‌ها و عميق‌تر شدن آن‌ها.
بخوانيد و لذت ببريد
🙏🙏🙏🙏🙏


http://www.hamshahritraining.ir/news-3963.aspx
چرا كسي مشتري رسانه نيست؟

📌يكي از بزرگان تجارت و بازاريابي، جمله جالبي دارد؛ مي‌گويد كه مردم محصول و كالاي شما را نمي‌خرند، بلكه آن‌ها چرايي توليد محصول و كالاي شما را مي‌خرند.

🔹ساده‌ترش مي‌شود اين‌كه در كار تجارت و بازار، بايد حتماً فرهنگ، اخلاق سازماني و شركتي و گروهي، برند و يك حس مثبت ذهني داشته باشيد كه مردم را بتواند جذب شما بكند.

🔹به شدت عجيبي، اين جمله در مورد مطبوعات و رسانه‌هاي ما نيز صدق مي‌كند. اگر هر گزارش و مصاحبه و خبر را يك كالا يا محصول در نظر بگيريم، پس مخاطب محصول ما را نمي‌خرد؛ بلكه چرايي توليد محصول ما را مي‌خرد.

🔹در طي اين سال‌ها، بسيار ديده‌ام كه ميليون‌ها صرف شده و رسانه‌اي با همه امكانات و رايانه و دفتر و دستك و آدم و تبليغات راه افتاده، اما به همان سرعت نيز زمين خورده است.

چرا؟
🔹عميقاً درك مي‌كردم كه سرمايه‌گذار يا متوليان رسانه، نمي‌دانستند چرا دارند خبر و گزارش و مصاحبه و مقاله توليد مي‌كنند.

🔹انگار كه هيچ استراتژي و جهان‌بيني و هدف و افقي نداشتند، در نتيجه موفق به ايجاد هيچ برند و حس مثبت و حتي منفي ذهني هم در ديگران نمي‌شدند. خب مخاطب چرا بايد بيايد و پول بابت اين رسانه و محصولاتش بدهد؟

🔹اما چه بسيار وبلاگ‌ها و كانال‌هاي شخصي تلگرامي و غيرتلگرامي را هم ديده‌‌ام كه به موفقيت‌هاي درخشاني رسيده‌اند؛ چون طرف مي‌دانست كه براي چه دارد محصول رسانه‌اي‌اش را توليد مي‌كند و به عبارتي ديگر، براي كار خودش «سوز» و «چرا» و «دليل» داشت. اين را مخاطب هم متوجه مي‌شد و به احترام همين ويژگي‌ها، معتاد و مشتري آن مي‌شد.

🔹بياييم از اين پس، ابتدا چرايي توليد رسانه‌مان را مشخص كنيم؛ بعدتر سراغ محصولات و مصاحبه و گزارش و ... برويم. اين‌جوري رسانه و نشريه ما، روح مي‌گيرد و مردم به شدت دنبال روح هستند؛ چيزي كه در رسانه‌هاي امروز ما كمتر ديده مي‌شود. انگار كه توليد مي‌شوند تا بگويند كه ما رسانه هستيم و وجود داريم و ديگر هيچ.

https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple