#توصيه_سوژه_ايده_تعهد
🔳⭕️
يكي از بهترين راههاي كشف سوژههاي بكر و نيز رسيدن به درجه يك روزنامهنگار و رسانه متعهد و آگاه و زبر و زرنگ، درك اين نكته ساده است كه:
- بسياري از رنجهايي كه دور و برمان ميكشيم، رنجهايي است كه اساساً نبايد وجود داشته باشند
- رنجهايي است كه ديگران باعث و باني آن هستند؛ آن هم بدون هيچ علت درست و منطقياي.
☑️⭕️درك همين نكته ساده، ميتواند ما را در مواجهه با بسياري از رويدادها، با اين سئوالات روبهرو كند كه:
- آيا در اطراف من روزنامهنگار، رنجهايي وجود دارد؟
- آيا اين رنجها، رنجهايي طبيعي و واقعي هستند كه چارهاي جز تحمل آنها نيست يا رنجهايي كه ديگران به واسطه رفتارهاي غيرمسئولانهشان مسبب شدهاند؟
- چه كساني باعث و باني اين رنجها بودهاند؟
- چه سيستمها و روشها و نگرشهايي باعث و باني اين رنجها شدهاند؟
- چطور ميشود اين رنجها را رفع كرد؟
***
با همين سياهه و ليست اگر به سمت و سوي واقعيتهاي روزمره زندگي برويم، سوژهها و ايدهها و گزارشهاي فوقالعادهاي را به دست خواهيم آورد.
☑️⭕️مثال ميزنم؛
من هر روز از ميدان راهآهن، كه منزلمان است، سوار بيآرتيهاي تجريش شده و به چهار راه پارك وي ميرويم،
رنجهايي كه دور و برم ميبينم و مرا آزار ميرسانند، عبارتند از،
- آسفالتهايي كه برآمدهاند و نميگذارند يك پيادهروي مطبوع و راحت داشته باشم،
- پيادهروهاي تنگ و غيراستاندارد،
- مغازههاي كثيف و غيراستاندارد،
- سطل زبالههايي كه به واسطه فعاليتهاي زبالهگردها، تا شعال چند مترياش را به گند كشيده،
- بوي ناخوشايند كارتنخوابها كه در پيادهروها ميپيچد،
- بافت فرسوده و خانههاي قديمي كه حال آدم را بد ميكنند،
- پاركي كه پر از كارتنخواب و معتاد است و روبهرويش درست يك مركز نيروي انتظامي هست و كاري نميكند،
- پاركي كه بچهها و خانوادهها نميتوانند از آن استفاده كنند،
- صفهاي طويل بيارتي و كساني كه بدون صف ميروند،
- بيشخصيتي شهروندان در پياده و سوار شدن،
- كودكان كار در اتوبوسها،
- دستفروشها،
- و ...
☑️⭕️ميبينيد؟ اينها بخشي از رنجهايي هستند كه مشاهده ميكنيم، ولي رنجهايي طبيعي نيستند؛ بلكه باعث و بانياش، رفتارهاي ديگران بودهاند؛
علت كارتنخوابها چه ميتواند باشد؟
- بيمسئوليتي مديريت شهري و دولتي،
- وجود قاچاقچيان مواد مخدر و فروشندگان خردهپا،
- عدم وجود روانشناسان براي مشاوره دادن به اين گروه،
- عدم استفاده از روشهاي علمي و جامعهشناسانه در رفع مشكلات اجتماعي و اعتياد،
- و ....
☑️⭕️
با همين نگاه كه به سمت و سوي سوژهها و وقايع برويم، ميتوانيم به ايدههاي فوقالعادهاي برسيم؛ به رسانهاي متعهد و هوشيار و بيدار و داراي پرسش واقعي و حرف.
شما اينطور فكر نميكنيد؟
#عيسي_محمدي
🔳⭕️
يكي از بهترين راههاي كشف سوژههاي بكر و نيز رسيدن به درجه يك روزنامهنگار و رسانه متعهد و آگاه و زبر و زرنگ، درك اين نكته ساده است كه:
- بسياري از رنجهايي كه دور و برمان ميكشيم، رنجهايي است كه اساساً نبايد وجود داشته باشند
- رنجهايي است كه ديگران باعث و باني آن هستند؛ آن هم بدون هيچ علت درست و منطقياي.
☑️⭕️درك همين نكته ساده، ميتواند ما را در مواجهه با بسياري از رويدادها، با اين سئوالات روبهرو كند كه:
- آيا در اطراف من روزنامهنگار، رنجهايي وجود دارد؟
- آيا اين رنجها، رنجهايي طبيعي و واقعي هستند كه چارهاي جز تحمل آنها نيست يا رنجهايي كه ديگران به واسطه رفتارهاي غيرمسئولانهشان مسبب شدهاند؟
- چه كساني باعث و باني اين رنجها بودهاند؟
- چه سيستمها و روشها و نگرشهايي باعث و باني اين رنجها شدهاند؟
- چطور ميشود اين رنجها را رفع كرد؟
***
با همين سياهه و ليست اگر به سمت و سوي واقعيتهاي روزمره زندگي برويم، سوژهها و ايدهها و گزارشهاي فوقالعادهاي را به دست خواهيم آورد.
☑️⭕️مثال ميزنم؛
من هر روز از ميدان راهآهن، كه منزلمان است، سوار بيآرتيهاي تجريش شده و به چهار راه پارك وي ميرويم،
رنجهايي كه دور و برم ميبينم و مرا آزار ميرسانند، عبارتند از،
- آسفالتهايي كه برآمدهاند و نميگذارند يك پيادهروي مطبوع و راحت داشته باشم،
- پيادهروهاي تنگ و غيراستاندارد،
- مغازههاي كثيف و غيراستاندارد،
- سطل زبالههايي كه به واسطه فعاليتهاي زبالهگردها، تا شعال چند مترياش را به گند كشيده،
- بوي ناخوشايند كارتنخوابها كه در پيادهروها ميپيچد،
- بافت فرسوده و خانههاي قديمي كه حال آدم را بد ميكنند،
- پاركي كه پر از كارتنخواب و معتاد است و روبهرويش درست يك مركز نيروي انتظامي هست و كاري نميكند،
- پاركي كه بچهها و خانوادهها نميتوانند از آن استفاده كنند،
- صفهاي طويل بيارتي و كساني كه بدون صف ميروند،
- بيشخصيتي شهروندان در پياده و سوار شدن،
- كودكان كار در اتوبوسها،
- دستفروشها،
- و ...
☑️⭕️ميبينيد؟ اينها بخشي از رنجهايي هستند كه مشاهده ميكنيم، ولي رنجهايي طبيعي نيستند؛ بلكه باعث و بانياش، رفتارهاي ديگران بودهاند؛
علت كارتنخوابها چه ميتواند باشد؟
- بيمسئوليتي مديريت شهري و دولتي،
- وجود قاچاقچيان مواد مخدر و فروشندگان خردهپا،
- عدم وجود روانشناسان براي مشاوره دادن به اين گروه،
- عدم استفاده از روشهاي علمي و جامعهشناسانه در رفع مشكلات اجتماعي و اعتياد،
- و ....
☑️⭕️
با همين نگاه كه به سمت و سوي سوژهها و وقايع برويم، ميتوانيم به ايدههاي فوقالعادهاي برسيم؛ به رسانهاي متعهد و هوشيار و بيدار و داراي پرسش واقعي و حرف.
شما اينطور فكر نميكنيد؟
#عيسي_محمدي
#موفقيت_روزنامهنگاري
وينس لومباردي، مربي افسانهاي راگبي آمريكايي جمله جالبي داره كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول، به پيروزي ميرسيد. بر تكرار تكيه كنيد. انجام يك كار به ميزان اطمينان و اطمينان به آمادگي و آمادگي به تكرار بستگي دارد. تنها وقتي كه اصول، طبيعت ثانويه شما شوند، ميتوانيد به نتيجه اميدوار و مطمئن باشيد.
به نسبت اين جمله، ميتوان گفت كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول روزنامهنگاري و روزنامهنويسي، ميتوان به پيروزي رسيد. بايد اصول را آموخت و تكرار كرد و تكرار كرد و تكرار؛ تا جايي كه مثل نفس كشيدن، براي شما عادي شده و به نوعي تبديل به طبيعت ثانويه شود.
تنها راه پيروزي در رسانهنگاري و روزنامهنگاري، به گمانم همين باشد.
#عيسي_محمدي
وينس لومباردي، مربي افسانهاي راگبي آمريكايي جمله جالبي داره كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول، به پيروزي ميرسيد. بر تكرار تكيه كنيد. انجام يك كار به ميزان اطمينان و اطمينان به آمادگي و آمادگي به تكرار بستگي دارد. تنها وقتي كه اصول، طبيعت ثانويه شما شوند، ميتوانيد به نتيجه اميدوار و مطمئن باشيد.
به نسبت اين جمله، ميتوان گفت كه:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
با تكرار اصول روزنامهنگاري و روزنامهنويسي، ميتوان به پيروزي رسيد. بايد اصول را آموخت و تكرار كرد و تكرار كرد و تكرار؛ تا جايي كه مثل نفس كشيدن، براي شما عادي شده و به نوعي تبديل به طبيعت ثانويه شود.
تنها راه پيروزي در رسانهنگاري و روزنامهنگاري، به گمانم همين باشد.
#عيسي_محمدي
🖋🖋🖋🖋
نكته: در روزنامهنگاري تخصصي، بيشتر بايد دنبال علاقه و اشتياق فردي بود؛ چون اينها خود انضباط و اثربخشي را ايجاد ميكنند و در نهايت، موجب رشد فردي ما و در معادله نهايي، موجب افزايش قدرت روزنامهنگار و حوزه كاري او ميشود. مطالعه و پژوهش بر اساس احساس مسئوليت و وظيفه، البته خوب است، ولي ممكن است كه ما را خسته كند در ادامه اين راه.
نكته: در روزنامهنگاري تخصصي، بيشتر بايد دنبال علاقه و اشتياق فردي بود؛ چون اينها خود انضباط و اثربخشي را ايجاد ميكنند و در نهايت، موجب رشد فردي ما و در معادله نهايي، موجب افزايش قدرت روزنامهنگار و حوزه كاري او ميشود. مطالعه و پژوهش بر اساس احساس مسئوليت و وظيفه، البته خوب است، ولي ممكن است كه ما را خسته كند در ادامه اين راه.
درسهايي براي نوشتن
✍️✍️✍️✍️
داشتم وبگردي ميكردم، اين مطلب را در ايسنا ديدم درباره استفن كينگ، از موفقترين نويسندگان عصر حاضر ما.
خيلي كاملتر بود، البته.
✅✅✅
ولي نكتههايي داشت كه به درد روزنامهنگاران، خاصه روزنامهنگاران تخصصي هم ميخورد؛ اميد كه استفاده كنيد.
اين مطلب، به سبكي گزارشي توسط «ایندیپندنت» نوشته شده بود؛ درباره 22 توصيه نويسندگي توسط اين نويسنده شهير، و البته با استناد به يكي از كتابهاي او كه درباره نويسندگي هم چيزهايي در آن وجود داشت؛ البته براي نويسنده خوب و موفق شدن.
✅✅✅
برخي از اين بخشهاي به دردبخور را مرور ميكنيم:
***
✅✅✅به نظر «کینگ»، تلویزیون برای خلاقیت «سَم» است. نویسندهها باید به درونشان نگاه کنند و به زندگی درون تخیلات خود توجه کنند. برای این کار باید تا میتوانند مطالعه کنند.
✅✅✅هرجا میرود، کتابی با خودش میبرد. او حتی موقع غذا خوردن هم مطالعه میکند.
✅✅✅«اگر میخواهید نویسنده شوید، باید دو چیز را اولویت خود قرار دهید: زیاد بخوانید، زیاد هم بنویسید. مطالعات گسترده داشته باشید و مدام روی بازنویسی و اصلاح کارتان وقت بگذارید.»
✅✅✅«توقف نوشتن یک اثر تنها به دلیل سختی آن، چه از لحاظ احساسی و چه از منظر تخیلی ایده بدی است.»
✅✅✅«اگر میخواهید به معنای واقعی در بالاترین حد توانتان بنویسید، روزگارِ عضویت شما در جامعه آدمهای مودب دیگر به پایان رسیده است.»
✅✅✅«من نوشتن را برای لذت بردن محض انجام میدهم و اگر بتوانید آن را با لذت انجام دهید، میتوانید تا ابد ادامهاش دهید.»
✅✅✅کورت ونهگات ـ نویسنده مطرح رمان «سلاخخانه شماره پنج» ـ هم چنین نظری داشته: «موضوعی را انتخاب کنید که برایتان مهم است و در قلبتان حس میکنید دیگران هم باید دغدغهاش را داشته باشند. مسحورکنندهترین و پرنفوذترین اِلِمان در سبک شما، علاقه اصیل است، نه بازیهای زبانی.»
✅✅✅«با درهای بسته بنویسید و با درهای باز دوبارهنویسی کنید... اولین چرکنویس کاملا خام است، کاری است که باید با درهای بسته انجام شود.»
✅✅✅به عقیده «کینگ»، هدف اصلی نویسندگی اغواست، نه دقیق بودن. او مینویسد: «زبان همیشه نباید کراواتزده و با کفشهای مرتب باشد... موضوع ادبیات داستانی، صحیح بودن گرامر نیست، بلکه جذب مخاطب و روایت یک داستان است.»
✅✅✅«آنچه باید یادتان باشد این است که بین سخنرانی درباره آنچه میدانید، با استفاده از آن برای غنا بخشیدن به داستانتان فرق هست. دومی خوب است، اولی نه.»
✅✅✅«اگر نمیخواهید نوشتنتان را جدی بگیرید، کتاب را ببندید و کار دیگری انجام دهید.»
✅✅✅«وقتی کار روی یک پروژه را شروع میکنم، متوقف نمیشوم، سرعتم را کم نمیکنم مگر این که مجبور باشم. اگر هر روز ننویسم، شخصیتها در ذهنم بیات میشوند... کنترلم را روی قصه و روند داستان از دست میدهم.»
✅✅✅كينگ دوست دارد روزی ۱۰ صفحه بنویسد. طی سه ماه، این میزان به ۱۸۰ هزار کلمه میرسد. او در اینباره میگوید: «نوشتن اولین نسخه یک کتاب ـ حتی یک کار حجیم نباید بیشتر از سه ماه، یعنی به اندازه یک فصل، طول بکشد.» «کینگ» معتقد است: «اگر زیاد روی یک اثر وقت صرف کنید، داستان یک حس عجیب و غریب پیدا میکند.»
اگر دوست داريد كامل اين مطلب را بخوانيد، به اين آدرس برويد:
👇👇
http://www.isna.ir/news/96081307916/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86
✍️✍️✍️✍️
داشتم وبگردي ميكردم، اين مطلب را در ايسنا ديدم درباره استفن كينگ، از موفقترين نويسندگان عصر حاضر ما.
خيلي كاملتر بود، البته.
✅✅✅
ولي نكتههايي داشت كه به درد روزنامهنگاران، خاصه روزنامهنگاران تخصصي هم ميخورد؛ اميد كه استفاده كنيد.
اين مطلب، به سبكي گزارشي توسط «ایندیپندنت» نوشته شده بود؛ درباره 22 توصيه نويسندگي توسط اين نويسنده شهير، و البته با استناد به يكي از كتابهاي او كه درباره نويسندگي هم چيزهايي در آن وجود داشت؛ البته براي نويسنده خوب و موفق شدن.
✅✅✅
برخي از اين بخشهاي به دردبخور را مرور ميكنيم:
***
✅✅✅به نظر «کینگ»، تلویزیون برای خلاقیت «سَم» است. نویسندهها باید به درونشان نگاه کنند و به زندگی درون تخیلات خود توجه کنند. برای این کار باید تا میتوانند مطالعه کنند.
✅✅✅هرجا میرود، کتابی با خودش میبرد. او حتی موقع غذا خوردن هم مطالعه میکند.
✅✅✅«اگر میخواهید نویسنده شوید، باید دو چیز را اولویت خود قرار دهید: زیاد بخوانید، زیاد هم بنویسید. مطالعات گسترده داشته باشید و مدام روی بازنویسی و اصلاح کارتان وقت بگذارید.»
✅✅✅«توقف نوشتن یک اثر تنها به دلیل سختی آن، چه از لحاظ احساسی و چه از منظر تخیلی ایده بدی است.»
✅✅✅«اگر میخواهید به معنای واقعی در بالاترین حد توانتان بنویسید، روزگارِ عضویت شما در جامعه آدمهای مودب دیگر به پایان رسیده است.»
✅✅✅«من نوشتن را برای لذت بردن محض انجام میدهم و اگر بتوانید آن را با لذت انجام دهید، میتوانید تا ابد ادامهاش دهید.»
✅✅✅کورت ونهگات ـ نویسنده مطرح رمان «سلاخخانه شماره پنج» ـ هم چنین نظری داشته: «موضوعی را انتخاب کنید که برایتان مهم است و در قلبتان حس میکنید دیگران هم باید دغدغهاش را داشته باشند. مسحورکنندهترین و پرنفوذترین اِلِمان در سبک شما، علاقه اصیل است، نه بازیهای زبانی.»
✅✅✅«با درهای بسته بنویسید و با درهای باز دوبارهنویسی کنید... اولین چرکنویس کاملا خام است، کاری است که باید با درهای بسته انجام شود.»
✅✅✅به عقیده «کینگ»، هدف اصلی نویسندگی اغواست، نه دقیق بودن. او مینویسد: «زبان همیشه نباید کراواتزده و با کفشهای مرتب باشد... موضوع ادبیات داستانی، صحیح بودن گرامر نیست، بلکه جذب مخاطب و روایت یک داستان است.»
✅✅✅«آنچه باید یادتان باشد این است که بین سخنرانی درباره آنچه میدانید، با استفاده از آن برای غنا بخشیدن به داستانتان فرق هست. دومی خوب است، اولی نه.»
✅✅✅«اگر نمیخواهید نوشتنتان را جدی بگیرید، کتاب را ببندید و کار دیگری انجام دهید.»
✅✅✅«وقتی کار روی یک پروژه را شروع میکنم، متوقف نمیشوم، سرعتم را کم نمیکنم مگر این که مجبور باشم. اگر هر روز ننویسم، شخصیتها در ذهنم بیات میشوند... کنترلم را روی قصه و روند داستان از دست میدهم.»
✅✅✅كينگ دوست دارد روزی ۱۰ صفحه بنویسد. طی سه ماه، این میزان به ۱۸۰ هزار کلمه میرسد. او در اینباره میگوید: «نوشتن اولین نسخه یک کتاب ـ حتی یک کار حجیم نباید بیشتر از سه ماه، یعنی به اندازه یک فصل، طول بکشد.» «کینگ» معتقد است: «اگر زیاد روی یک اثر وقت صرف کنید، داستان یک حس عجیب و غریب پیدا میکند.»
اگر دوست داريد كامل اين مطلب را بخوانيد، به اين آدرس برويد:
👇👇
http://www.isna.ir/news/96081307916/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86
Forwarded from باشگاه روزنامه نگاران ايران
عيسي محمدي، روزنامهنگار درباره مصائب یادداشت شفاهی برای ما نوشته است: يادداشتهاي شفاهي، در واقع ذيل اخبار و مطالب كلامي قرار ميگيرند؛ اخبار و مطالبي كه از دهان يك گوينده خارج ميشود. به واسطه راحتالحلقوم بودنشان، باعث شدهاند تا خيليها به سمت و سوي آنها بروند. نتيجهاش چه ميشود؟ گويندهها فربهتر ميشوند و بعد از مدتي، حتي جواب خبرنگار مربوطه را هم نميدهند.
نتيجه بعدياش چه ميشود؟ همه چيز به سمت تكصدايي و نه چندصدايي و چندمنبعي بودن و شدن ميرود.
نتيجه نهايي همهشان، ضعيفتر شدن روزنامهنگار و روزنامهنگاري و قويتر شدن منابع توليد اين يادداشتهاست.
فكر نكنم كسي دلش بخواهد اين اتفاق بيفتد؛ كه البته همهاش ناشي از تنبلي و بيحوصلگي است. بيحوصلگي هم به قول كافكا، سرمنشأ همه گناهان و دردسرهاست.
@journalistsclub
نتيجه بعدياش چه ميشود؟ همه چيز به سمت تكصدايي و نه چندصدايي و چندمنبعي بودن و شدن ميرود.
نتيجه نهايي همهشان، ضعيفتر شدن روزنامهنگار و روزنامهنگاري و قويتر شدن منابع توليد اين يادداشتهاست.
فكر نكنم كسي دلش بخواهد اين اتفاق بيفتد؛ كه البته همهاش ناشي از تنبلي و بيحوصلگي است. بيحوصلگي هم به قول كافكا، سرمنشأ همه گناهان و دردسرهاست.
@journalistsclub
Forwarded from علوم اجتماعی،مسائل روز
نخستین ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺕ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺕ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺣﺪ ﻭﺳﯿﻠﻪﺍﯼ ﻣﺎﺩﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ، ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺩﮔﯽ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﺩﮔﯽ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽ ﯾﺎ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ، ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ، ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺍﺳﺖ.
#کارل_مارکس
👥علوم اجتماعی، مسائل روز👥
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/B8dgVjzw2lSWh3ZSpj1VhQ
#کارل_مارکس
👥علوم اجتماعی، مسائل روز👥
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/B8dgVjzw2lSWh3ZSpj1VhQ
Forwarded from عيسي محمدي
سلام بر همگي دوستان؛ مركز آموزش همشهري دورههاي گزارش پيگيرانه، مصاحبه و نرمخبر گذاشته.
گزارش پيگيرانه؛ استاد قاضيزاده
مصاحبه؛ استاد صديقي
نرمخبر؛ جناب آقاي نوروزپور
كلاسها دوشنبهها از 3 تا 6 عصر برگزار ميشه؛ رايگانه
كلاس گزارش پيگيرانه چون دوشنبه هفته بعده، فرصته فقط تا نيم ساعت ديگه هست؛ به شماره 23023259 خانم حبيبي
بقيه رو فعلا فرصت دارين
ياحق
گزارش پيگيرانه؛ استاد قاضيزاده
مصاحبه؛ استاد صديقي
نرمخبر؛ جناب آقاي نوروزپور
كلاسها دوشنبهها از 3 تا 6 عصر برگزار ميشه؛ رايگانه
كلاس گزارش پيگيرانه چون دوشنبه هفته بعده، فرصته فقط تا نيم ساعت ديگه هست؛ به شماره 23023259 خانم حبيبي
بقيه رو فعلا فرصت دارين
ياحق
#محمد_قوچاني
یکی از استادان مشهور علوم انسانی روزگاری گفته بود «روزنامهنگاری تنها پر کردن صفحات است» اما ما معتقدیم که روزنامهنگاری تاریخنگاری اندیشههاست. بدون روزنامهنگاران، نظریههای علوم انسانی در دانشکدهها تبعید میشدند. این را تاریخ معاصر ایران به ما میگوید.
یکی از استادان مشهور علوم انسانی روزگاری گفته بود «روزنامهنگاری تنها پر کردن صفحات است» اما ما معتقدیم که روزنامهنگاری تاریخنگاری اندیشههاست. بدون روزنامهنگاران، نظریههای علوم انسانی در دانشکدهها تبعید میشدند. این را تاریخ معاصر ایران به ما میگوید.