🖋🖋🖋🖋
نكته: در روزنامهنگاري تخصصي، بيشتر بايد دنبال علاقه و اشتياق فردي بود؛ چون اينها خود انضباط و اثربخشي را ايجاد ميكنند و در نهايت، موجب رشد فردي ما و در معادله نهايي، موجب افزايش قدرت روزنامهنگار و حوزه كاري او ميشود. مطالعه و پژوهش بر اساس احساس مسئوليت و وظيفه، البته خوب است، ولي ممكن است كه ما را خسته كند در ادامه اين راه.
نكته: در روزنامهنگاري تخصصي، بيشتر بايد دنبال علاقه و اشتياق فردي بود؛ چون اينها خود انضباط و اثربخشي را ايجاد ميكنند و در نهايت، موجب رشد فردي ما و در معادله نهايي، موجب افزايش قدرت روزنامهنگار و حوزه كاري او ميشود. مطالعه و پژوهش بر اساس احساس مسئوليت و وظيفه، البته خوب است، ولي ممكن است كه ما را خسته كند در ادامه اين راه.
درسهايي براي نوشتن
✍️✍️✍️✍️
داشتم وبگردي ميكردم، اين مطلب را در ايسنا ديدم درباره استفن كينگ، از موفقترين نويسندگان عصر حاضر ما.
خيلي كاملتر بود، البته.
✅✅✅
ولي نكتههايي داشت كه به درد روزنامهنگاران، خاصه روزنامهنگاران تخصصي هم ميخورد؛ اميد كه استفاده كنيد.
اين مطلب، به سبكي گزارشي توسط «ایندیپندنت» نوشته شده بود؛ درباره 22 توصيه نويسندگي توسط اين نويسنده شهير، و البته با استناد به يكي از كتابهاي او كه درباره نويسندگي هم چيزهايي در آن وجود داشت؛ البته براي نويسنده خوب و موفق شدن.
✅✅✅
برخي از اين بخشهاي به دردبخور را مرور ميكنيم:
***
✅✅✅به نظر «کینگ»، تلویزیون برای خلاقیت «سَم» است. نویسندهها باید به درونشان نگاه کنند و به زندگی درون تخیلات خود توجه کنند. برای این کار باید تا میتوانند مطالعه کنند.
✅✅✅هرجا میرود، کتابی با خودش میبرد. او حتی موقع غذا خوردن هم مطالعه میکند.
✅✅✅«اگر میخواهید نویسنده شوید، باید دو چیز را اولویت خود قرار دهید: زیاد بخوانید، زیاد هم بنویسید. مطالعات گسترده داشته باشید و مدام روی بازنویسی و اصلاح کارتان وقت بگذارید.»
✅✅✅«توقف نوشتن یک اثر تنها به دلیل سختی آن، چه از لحاظ احساسی و چه از منظر تخیلی ایده بدی است.»
✅✅✅«اگر میخواهید به معنای واقعی در بالاترین حد توانتان بنویسید، روزگارِ عضویت شما در جامعه آدمهای مودب دیگر به پایان رسیده است.»
✅✅✅«من نوشتن را برای لذت بردن محض انجام میدهم و اگر بتوانید آن را با لذت انجام دهید، میتوانید تا ابد ادامهاش دهید.»
✅✅✅کورت ونهگات ـ نویسنده مطرح رمان «سلاخخانه شماره پنج» ـ هم چنین نظری داشته: «موضوعی را انتخاب کنید که برایتان مهم است و در قلبتان حس میکنید دیگران هم باید دغدغهاش را داشته باشند. مسحورکنندهترین و پرنفوذترین اِلِمان در سبک شما، علاقه اصیل است، نه بازیهای زبانی.»
✅✅✅«با درهای بسته بنویسید و با درهای باز دوبارهنویسی کنید... اولین چرکنویس کاملا خام است، کاری است که باید با درهای بسته انجام شود.»
✅✅✅به عقیده «کینگ»، هدف اصلی نویسندگی اغواست، نه دقیق بودن. او مینویسد: «زبان همیشه نباید کراواتزده و با کفشهای مرتب باشد... موضوع ادبیات داستانی، صحیح بودن گرامر نیست، بلکه جذب مخاطب و روایت یک داستان است.»
✅✅✅«آنچه باید یادتان باشد این است که بین سخنرانی درباره آنچه میدانید، با استفاده از آن برای غنا بخشیدن به داستانتان فرق هست. دومی خوب است، اولی نه.»
✅✅✅«اگر نمیخواهید نوشتنتان را جدی بگیرید، کتاب را ببندید و کار دیگری انجام دهید.»
✅✅✅«وقتی کار روی یک پروژه را شروع میکنم، متوقف نمیشوم، سرعتم را کم نمیکنم مگر این که مجبور باشم. اگر هر روز ننویسم، شخصیتها در ذهنم بیات میشوند... کنترلم را روی قصه و روند داستان از دست میدهم.»
✅✅✅كينگ دوست دارد روزی ۱۰ صفحه بنویسد. طی سه ماه، این میزان به ۱۸۰ هزار کلمه میرسد. او در اینباره میگوید: «نوشتن اولین نسخه یک کتاب ـ حتی یک کار حجیم نباید بیشتر از سه ماه، یعنی به اندازه یک فصل، طول بکشد.» «کینگ» معتقد است: «اگر زیاد روی یک اثر وقت صرف کنید، داستان یک حس عجیب و غریب پیدا میکند.»
اگر دوست داريد كامل اين مطلب را بخوانيد، به اين آدرس برويد:
👇👇
http://www.isna.ir/news/96081307916/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86
✍️✍️✍️✍️
داشتم وبگردي ميكردم، اين مطلب را در ايسنا ديدم درباره استفن كينگ، از موفقترين نويسندگان عصر حاضر ما.
خيلي كاملتر بود، البته.
✅✅✅
ولي نكتههايي داشت كه به درد روزنامهنگاران، خاصه روزنامهنگاران تخصصي هم ميخورد؛ اميد كه استفاده كنيد.
اين مطلب، به سبكي گزارشي توسط «ایندیپندنت» نوشته شده بود؛ درباره 22 توصيه نويسندگي توسط اين نويسنده شهير، و البته با استناد به يكي از كتابهاي او كه درباره نويسندگي هم چيزهايي در آن وجود داشت؛ البته براي نويسنده خوب و موفق شدن.
✅✅✅
برخي از اين بخشهاي به دردبخور را مرور ميكنيم:
***
✅✅✅به نظر «کینگ»، تلویزیون برای خلاقیت «سَم» است. نویسندهها باید به درونشان نگاه کنند و به زندگی درون تخیلات خود توجه کنند. برای این کار باید تا میتوانند مطالعه کنند.
✅✅✅هرجا میرود، کتابی با خودش میبرد. او حتی موقع غذا خوردن هم مطالعه میکند.
✅✅✅«اگر میخواهید نویسنده شوید، باید دو چیز را اولویت خود قرار دهید: زیاد بخوانید، زیاد هم بنویسید. مطالعات گسترده داشته باشید و مدام روی بازنویسی و اصلاح کارتان وقت بگذارید.»
✅✅✅«توقف نوشتن یک اثر تنها به دلیل سختی آن، چه از لحاظ احساسی و چه از منظر تخیلی ایده بدی است.»
✅✅✅«اگر میخواهید به معنای واقعی در بالاترین حد توانتان بنویسید، روزگارِ عضویت شما در جامعه آدمهای مودب دیگر به پایان رسیده است.»
✅✅✅«من نوشتن را برای لذت بردن محض انجام میدهم و اگر بتوانید آن را با لذت انجام دهید، میتوانید تا ابد ادامهاش دهید.»
✅✅✅کورت ونهگات ـ نویسنده مطرح رمان «سلاخخانه شماره پنج» ـ هم چنین نظری داشته: «موضوعی را انتخاب کنید که برایتان مهم است و در قلبتان حس میکنید دیگران هم باید دغدغهاش را داشته باشند. مسحورکنندهترین و پرنفوذترین اِلِمان در سبک شما، علاقه اصیل است، نه بازیهای زبانی.»
✅✅✅«با درهای بسته بنویسید و با درهای باز دوبارهنویسی کنید... اولین چرکنویس کاملا خام است، کاری است که باید با درهای بسته انجام شود.»
✅✅✅به عقیده «کینگ»، هدف اصلی نویسندگی اغواست، نه دقیق بودن. او مینویسد: «زبان همیشه نباید کراواتزده و با کفشهای مرتب باشد... موضوع ادبیات داستانی، صحیح بودن گرامر نیست، بلکه جذب مخاطب و روایت یک داستان است.»
✅✅✅«آنچه باید یادتان باشد این است که بین سخنرانی درباره آنچه میدانید، با استفاده از آن برای غنا بخشیدن به داستانتان فرق هست. دومی خوب است، اولی نه.»
✅✅✅«اگر نمیخواهید نوشتنتان را جدی بگیرید، کتاب را ببندید و کار دیگری انجام دهید.»
✅✅✅«وقتی کار روی یک پروژه را شروع میکنم، متوقف نمیشوم، سرعتم را کم نمیکنم مگر این که مجبور باشم. اگر هر روز ننویسم، شخصیتها در ذهنم بیات میشوند... کنترلم را روی قصه و روند داستان از دست میدهم.»
✅✅✅كينگ دوست دارد روزی ۱۰ صفحه بنویسد. طی سه ماه، این میزان به ۱۸۰ هزار کلمه میرسد. او در اینباره میگوید: «نوشتن اولین نسخه یک کتاب ـ حتی یک کار حجیم نباید بیشتر از سه ماه، یعنی به اندازه یک فصل، طول بکشد.» «کینگ» معتقد است: «اگر زیاد روی یک اثر وقت صرف کنید، داستان یک حس عجیب و غریب پیدا میکند.»
اگر دوست داريد كامل اين مطلب را بخوانيد، به اين آدرس برويد:
👇👇
http://www.isna.ir/news/96081307916/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86
Forwarded from باشگاه روزنامه نگاران ايران
عيسي محمدي، روزنامهنگار درباره مصائب یادداشت شفاهی برای ما نوشته است: يادداشتهاي شفاهي، در واقع ذيل اخبار و مطالب كلامي قرار ميگيرند؛ اخبار و مطالبي كه از دهان يك گوينده خارج ميشود. به واسطه راحتالحلقوم بودنشان، باعث شدهاند تا خيليها به سمت و سوي آنها بروند. نتيجهاش چه ميشود؟ گويندهها فربهتر ميشوند و بعد از مدتي، حتي جواب خبرنگار مربوطه را هم نميدهند.
نتيجه بعدياش چه ميشود؟ همه چيز به سمت تكصدايي و نه چندصدايي و چندمنبعي بودن و شدن ميرود.
نتيجه نهايي همهشان، ضعيفتر شدن روزنامهنگار و روزنامهنگاري و قويتر شدن منابع توليد اين يادداشتهاست.
فكر نكنم كسي دلش بخواهد اين اتفاق بيفتد؛ كه البته همهاش ناشي از تنبلي و بيحوصلگي است. بيحوصلگي هم به قول كافكا، سرمنشأ همه گناهان و دردسرهاست.
@journalistsclub
نتيجه بعدياش چه ميشود؟ همه چيز به سمت تكصدايي و نه چندصدايي و چندمنبعي بودن و شدن ميرود.
نتيجه نهايي همهشان، ضعيفتر شدن روزنامهنگار و روزنامهنگاري و قويتر شدن منابع توليد اين يادداشتهاست.
فكر نكنم كسي دلش بخواهد اين اتفاق بيفتد؛ كه البته همهاش ناشي از تنبلي و بيحوصلگي است. بيحوصلگي هم به قول كافكا، سرمنشأ همه گناهان و دردسرهاست.
@journalistsclub
Forwarded from علوم اجتماعی،مسائل روز
نخستین ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺕ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺕ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺣﺪ ﻭﺳﯿﻠﻪﺍﯼ ﻣﺎﺩﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ، ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺩﮔﯽ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﺩﮔﯽ ﺑﯿﺮﻭﻧﯽ ﯾﺎ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ، ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ، ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺍﺳﺖ.
#کارل_مارکس
👥علوم اجتماعی، مسائل روز👥
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/B8dgVjzw2lSWh3ZSpj1VhQ
#کارل_مارکس
👥علوم اجتماعی، مسائل روز👥
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/B8dgVjzw2lSWh3ZSpj1VhQ
Forwarded from عيسي محمدي
سلام بر همگي دوستان؛ مركز آموزش همشهري دورههاي گزارش پيگيرانه، مصاحبه و نرمخبر گذاشته.
گزارش پيگيرانه؛ استاد قاضيزاده
مصاحبه؛ استاد صديقي
نرمخبر؛ جناب آقاي نوروزپور
كلاسها دوشنبهها از 3 تا 6 عصر برگزار ميشه؛ رايگانه
كلاس گزارش پيگيرانه چون دوشنبه هفته بعده، فرصته فقط تا نيم ساعت ديگه هست؛ به شماره 23023259 خانم حبيبي
بقيه رو فعلا فرصت دارين
ياحق
گزارش پيگيرانه؛ استاد قاضيزاده
مصاحبه؛ استاد صديقي
نرمخبر؛ جناب آقاي نوروزپور
كلاسها دوشنبهها از 3 تا 6 عصر برگزار ميشه؛ رايگانه
كلاس گزارش پيگيرانه چون دوشنبه هفته بعده، فرصته فقط تا نيم ساعت ديگه هست؛ به شماره 23023259 خانم حبيبي
بقيه رو فعلا فرصت دارين
ياحق
#محمد_قوچاني
یکی از استادان مشهور علوم انسانی روزگاری گفته بود «روزنامهنگاری تنها پر کردن صفحات است» اما ما معتقدیم که روزنامهنگاری تاریخنگاری اندیشههاست. بدون روزنامهنگاران، نظریههای علوم انسانی در دانشکدهها تبعید میشدند. این را تاریخ معاصر ایران به ما میگوید.
یکی از استادان مشهور علوم انسانی روزگاری گفته بود «روزنامهنگاری تنها پر کردن صفحات است» اما ما معتقدیم که روزنامهنگاری تاریخنگاری اندیشههاست. بدون روزنامهنگاران، نظریههای علوم انسانی در دانشکدهها تبعید میشدند. این را تاریخ معاصر ایران به ما میگوید.
#ديتاژورناليسم_آينده_روزنامهنگاري
✍️✍️✍️✍️
اين مقاله را در سايت مدرسه همشهري خواندم؛
دوبار هم خواندم.
خلاصهاش اين ميشود كه ديتاژورناليسم، آينده روزنامهنگاري است و البته، به نظر من، يك ابزار فوقالعاده براي تاثيرگذاري رسانهها و عميقتر شدن آنها.
بخوانيد و لذت ببريد
🙏🙏🙏🙏🙏
http://www.hamshahritraining.ir/news-3963.aspx
✍️✍️✍️✍️
اين مقاله را در سايت مدرسه همشهري خواندم؛
دوبار هم خواندم.
خلاصهاش اين ميشود كه ديتاژورناليسم، آينده روزنامهنگاري است و البته، به نظر من، يك ابزار فوقالعاده براي تاثيرگذاري رسانهها و عميقتر شدن آنها.
بخوانيد و لذت ببريد
🙏🙏🙏🙏🙏
http://www.hamshahritraining.ir/news-3963.aspx
چرا كسي مشتري رسانه نيست؟
📌يكي از بزرگان تجارت و بازاريابي، جمله جالبي دارد؛ ميگويد كه مردم محصول و كالاي شما را نميخرند، بلكه آنها چرايي توليد محصول و كالاي شما را ميخرند.
🔹سادهترش ميشود اينكه در كار تجارت و بازار، بايد حتماً فرهنگ، اخلاق سازماني و شركتي و گروهي، برند و يك حس مثبت ذهني داشته باشيد كه مردم را بتواند جذب شما بكند.
🔹به شدت عجيبي، اين جمله در مورد مطبوعات و رسانههاي ما نيز صدق ميكند. اگر هر گزارش و مصاحبه و خبر را يك كالا يا محصول در نظر بگيريم، پس مخاطب محصول ما را نميخرد؛ بلكه چرايي توليد محصول ما را ميخرد.
🔹در طي اين سالها، بسيار ديدهام كه ميليونها صرف شده و رسانهاي با همه امكانات و رايانه و دفتر و دستك و آدم و تبليغات راه افتاده، اما به همان سرعت نيز زمين خورده است.
چرا؟
🔹عميقاً درك ميكردم كه سرمايهگذار يا متوليان رسانه، نميدانستند چرا دارند خبر و گزارش و مصاحبه و مقاله توليد ميكنند.
🔹انگار كه هيچ استراتژي و جهانبيني و هدف و افقي نداشتند، در نتيجه موفق به ايجاد هيچ برند و حس مثبت و حتي منفي ذهني هم در ديگران نميشدند. خب مخاطب چرا بايد بيايد و پول بابت اين رسانه و محصولاتش بدهد؟
🔹اما چه بسيار وبلاگها و كانالهاي شخصي تلگرامي و غيرتلگرامي را هم ديدهام كه به موفقيتهاي درخشاني رسيدهاند؛ چون طرف ميدانست كه براي چه دارد محصول رسانهاياش را توليد ميكند و به عبارتي ديگر، براي كار خودش «سوز» و «چرا» و «دليل» داشت. اين را مخاطب هم متوجه ميشد و به احترام همين ويژگيها، معتاد و مشتري آن ميشد.
🔹بياييم از اين پس، ابتدا چرايي توليد رسانهمان را مشخص كنيم؛ بعدتر سراغ محصولات و مصاحبه و گزارش و ... برويم. اينجوري رسانه و نشريه ما، روح ميگيرد و مردم به شدت دنبال روح هستند؛ چيزي كه در رسانههاي امروز ما كمتر ديده ميشود. انگار كه توليد ميشوند تا بگويند كه ما رسانه هستيم و وجود داريم و ديگر هيچ.
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
📌يكي از بزرگان تجارت و بازاريابي، جمله جالبي دارد؛ ميگويد كه مردم محصول و كالاي شما را نميخرند، بلكه آنها چرايي توليد محصول و كالاي شما را ميخرند.
🔹سادهترش ميشود اينكه در كار تجارت و بازار، بايد حتماً فرهنگ، اخلاق سازماني و شركتي و گروهي، برند و يك حس مثبت ذهني داشته باشيد كه مردم را بتواند جذب شما بكند.
🔹به شدت عجيبي، اين جمله در مورد مطبوعات و رسانههاي ما نيز صدق ميكند. اگر هر گزارش و مصاحبه و خبر را يك كالا يا محصول در نظر بگيريم، پس مخاطب محصول ما را نميخرد؛ بلكه چرايي توليد محصول ما را ميخرد.
🔹در طي اين سالها، بسيار ديدهام كه ميليونها صرف شده و رسانهاي با همه امكانات و رايانه و دفتر و دستك و آدم و تبليغات راه افتاده، اما به همان سرعت نيز زمين خورده است.
چرا؟
🔹عميقاً درك ميكردم كه سرمايهگذار يا متوليان رسانه، نميدانستند چرا دارند خبر و گزارش و مصاحبه و مقاله توليد ميكنند.
🔹انگار كه هيچ استراتژي و جهانبيني و هدف و افقي نداشتند، در نتيجه موفق به ايجاد هيچ برند و حس مثبت و حتي منفي ذهني هم در ديگران نميشدند. خب مخاطب چرا بايد بيايد و پول بابت اين رسانه و محصولاتش بدهد؟
🔹اما چه بسيار وبلاگها و كانالهاي شخصي تلگرامي و غيرتلگرامي را هم ديدهام كه به موفقيتهاي درخشاني رسيدهاند؛ چون طرف ميدانست كه براي چه دارد محصول رسانهاياش را توليد ميكند و به عبارتي ديگر، براي كار خودش «سوز» و «چرا» و «دليل» داشت. اين را مخاطب هم متوجه ميشد و به احترام همين ويژگيها، معتاد و مشتري آن ميشد.
🔹بياييم از اين پس، ابتدا چرايي توليد رسانهمان را مشخص كنيم؛ بعدتر سراغ محصولات و مصاحبه و گزارش و ... برويم. اينجوري رسانه و نشريه ما، روح ميگيرد و مردم به شدت دنبال روح هستند؛ چيزي كه در رسانههاي امروز ما كمتر ديده ميشود. انگار كه توليد ميشوند تا بگويند كه ما رسانه هستيم و وجود داريم و ديگر هيچ.
https://news.1rj.ru/str/Journalism_Simple
Telegram
دنيای ما روزنامهنگاران
تكنگاريهايي درباره:
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
روزنامهنويسي
روزنامهنگاري
مديريت رسانه
بازاريابي رسانهاي
نگارش آزاد و غيرداستاني
و ...
ارتباط با ما:
@eesamohammadi
#روزنامهنگاري_تخصصي
📝📝📝📝📝📝
✅✅✅✅✅
پيش از اين در جايي ديگر و مجالي ديگر، به جايگاه بزرگ «نيروي ذخيره» اشاره كرده بودم.
نيروي ذخيره چيست؟
بيشتر در سخنراني استفاده ميشود. سادهاش ميشود اينكه:
اگر سخنراني قرار باشد ده دقيقه صحبت كند، و براي اين ده دقيقه صحبت كردن خودش صرفاً ده دقيقه مطالعه يا فكر كند، نيروي ذخيره او صفر است.
✅✅✅✅✅
نتيجه؟
او صحبت خواهد كرد؛ ولي با كوچكترين مشكلي، با كوچكترين سئوال غيرمربوطهاي، با كوچكترين حادثهاي، به هم خواهد ريخت. پس اعتماد به نفس او و اثرگذارياش سخت لرزان خواهد بود.
✅✅✅✅✅
اين شخص اگر به جاي ده دقيقه، صد دقيقه مطالعه كند، در اين صورت ضريب نيروي ذخيرهاش ده خواهد بود؛ يعني ده برابر ميزاني كه ميخواهد سخنراني كند، قواي ذخيره دارد. اعتماد به نفس و اثرگذاري اين فرد بالاتر خواهد بود.
هرچقدر ضريب نيروي ذخيره شما بيشتر و بيشتر باشد، اعتماد به نفس شما و اثرگذاري شما هم بالاتر و بالاتر خواهد رفت. تا اينكه سرانجام به جايي خواهيد رسيد كه كسي نميتواند آرامش ناشي از تخصص و اطلاعات شما را به هم بريزد.
✅✅✅✅✅
يك روزنامهنگار، ناچار است كه در زماني محدود، مطالبي را نگاشته و تحويل روزنامه و رسانهاش بدهد. طبيعي است كه براي نگاشتن پانصد يا هزار كلمه، او هفت، هشت ده ساعت بيشتر زمان ندارد؛ و چه بسا كمتر. البته اگر تمام اين هفت هشت ده ساعت زمان را صرف تحقيق و مصاحبه و فكر درباره موضوعي كه ميخواهد بنويسد بكند، وضعش خيلي بهتر خواهد بود؛ اما اين زمان بيشتر صرف صحبت با همكاران و چاي خوردن و تمدد اعصاب و ناهار و وبگردي و هرزگرديهاي اينترنتي و ... ميشود.
✅✅✅✅✅
چاره چيست؟
تنها راه براي رسيدن به بالاترين حد از نيروي ذخيره، روزنامهنگاري تخصصي است. وقتي شما تنها در حوزهاي خاص داريد كار ميكنيد، اطلاعات و دانستنيهاي شما به قدري زياد و انباشته ميشود كه در كمترين زمان ممكن، ميتوانيد مطلب مورد نظر را بنويسيد. به واسطه نيروي ذخيره موجود، مطلب شما سخت اثرگذار خواهد بود. در اين صورت، مطلب و توليد رسانهاي شما، چه بسا كه خود قابليت تبديل شدن به خبر را دارد.
✅✅✅✅✅اما مادامي كه درگير روزنامهنگاري عمومي و نوشتن از همه حوزهها باشيد، چنين اتفاقي نخواهد افتاد و هر بار، ناچاريد كه از ابتدا، درباره موضوعاتي كه نه علاقهاي به آنها داريد و نه تخصصي در آنها، به جستجو و تأمل بپردازيد.
⏹⏹⏹⏹⏹⏹⏹
📝📝📝📝📝📝
✅✅✅✅✅
پيش از اين در جايي ديگر و مجالي ديگر، به جايگاه بزرگ «نيروي ذخيره» اشاره كرده بودم.
نيروي ذخيره چيست؟
بيشتر در سخنراني استفاده ميشود. سادهاش ميشود اينكه:
اگر سخنراني قرار باشد ده دقيقه صحبت كند، و براي اين ده دقيقه صحبت كردن خودش صرفاً ده دقيقه مطالعه يا فكر كند، نيروي ذخيره او صفر است.
✅✅✅✅✅
نتيجه؟
او صحبت خواهد كرد؛ ولي با كوچكترين مشكلي، با كوچكترين سئوال غيرمربوطهاي، با كوچكترين حادثهاي، به هم خواهد ريخت. پس اعتماد به نفس او و اثرگذارياش سخت لرزان خواهد بود.
✅✅✅✅✅
اين شخص اگر به جاي ده دقيقه، صد دقيقه مطالعه كند، در اين صورت ضريب نيروي ذخيرهاش ده خواهد بود؛ يعني ده برابر ميزاني كه ميخواهد سخنراني كند، قواي ذخيره دارد. اعتماد به نفس و اثرگذاري اين فرد بالاتر خواهد بود.
هرچقدر ضريب نيروي ذخيره شما بيشتر و بيشتر باشد، اعتماد به نفس شما و اثرگذاري شما هم بالاتر و بالاتر خواهد رفت. تا اينكه سرانجام به جايي خواهيد رسيد كه كسي نميتواند آرامش ناشي از تخصص و اطلاعات شما را به هم بريزد.
✅✅✅✅✅
يك روزنامهنگار، ناچار است كه در زماني محدود، مطالبي را نگاشته و تحويل روزنامه و رسانهاش بدهد. طبيعي است كه براي نگاشتن پانصد يا هزار كلمه، او هفت، هشت ده ساعت بيشتر زمان ندارد؛ و چه بسا كمتر. البته اگر تمام اين هفت هشت ده ساعت زمان را صرف تحقيق و مصاحبه و فكر درباره موضوعي كه ميخواهد بنويسد بكند، وضعش خيلي بهتر خواهد بود؛ اما اين زمان بيشتر صرف صحبت با همكاران و چاي خوردن و تمدد اعصاب و ناهار و وبگردي و هرزگرديهاي اينترنتي و ... ميشود.
✅✅✅✅✅
چاره چيست؟
تنها راه براي رسيدن به بالاترين حد از نيروي ذخيره، روزنامهنگاري تخصصي است. وقتي شما تنها در حوزهاي خاص داريد كار ميكنيد، اطلاعات و دانستنيهاي شما به قدري زياد و انباشته ميشود كه در كمترين زمان ممكن، ميتوانيد مطلب مورد نظر را بنويسيد. به واسطه نيروي ذخيره موجود، مطلب شما سخت اثرگذار خواهد بود. در اين صورت، مطلب و توليد رسانهاي شما، چه بسا كه خود قابليت تبديل شدن به خبر را دارد.
✅✅✅✅✅اما مادامي كه درگير روزنامهنگاري عمومي و نوشتن از همه حوزهها باشيد، چنين اتفاقي نخواهد افتاد و هر بار، ناچاريد كه از ابتدا، درباره موضوعاتي كه نه علاقهاي به آنها داريد و نه تخصصي در آنها، به جستجو و تأمل بپردازيد.
⏹⏹⏹⏹⏹⏹⏹
#نكته
گفتگو با سلطان سكه، فرصتي كه از دست رفت و افسوسهاي باقيمانده
1️⃣1️⃣1️⃣
يك خبرنگار، يك روزنامهنگار مگر چند تا فرصت طلايي در زندگياش به دست ميآورد كه ماندگار بشود و كار ماندگار بكند؟ يك، دو يا ده تا؟ به نظر ميرسد كه اين دست فرصتها، بيشتر از انگشتان يك دست نباشند؛ يا حتي كمتر از انگشتان يك دست؛ يا حتي شايد به اندازه يك عدد، يك انگشت...
... خبرنگار ميزان با وحيد مظلومين مصاحبه كرده است. مظلومين را با عنوان سلطان سكه ميشناسيم. كسي كه به قول خبرنگار، نبض بازار سكه در دستانش بود و حتي براي يك نوسان چند هزار توماني همه چيز چون پدرخواندهها معطوف به گردش نگاه و انگشتان و قدرت تأييد او بود. حالا او و يكي ديگر از فعالان و به هم زنندگان بازار سكه، اعدام شدهاند. اين، يعني يك فرصت طلايي؛ از مردي كه حرفهاي زيادي براي گفتن دارد و بعد از اين ديگر نخواهد بود؛ فرصتي براي بار آخر كه ديگر تكرارپذير نخواهد بود...
2️⃣2️⃣2️⃣
... خبرنگار تلاشش را كرده است، اما مابين مصاحبه و گزارش از شخص معلق مانده است. بالاخره متن منتشر شده او (كه بازتاب زيادي هم در رسانههاي ديگر يافته)، يك مصاحبه محض است يا تنظيم گزارشي از يك مصاحبه يا گزارش از يك ديدار يا حتي كمي هم تلاش خود او براي صحبت كردن از يك موقعيت بزرگ و طلايي به جاي توصيف و نشان دادن محض آن؟ واقعا مشخص نيست كدام يك از اينهاست. تنها چيزي كه مشخص است، يك فرصتسوزي بزرگ است؛ فرصتي كه شايد براي هر خبرنگار و روزنامهنويسي، يكي، دوبار بيشتر پيش نيايد...
3️⃣3️⃣3️⃣
... به ياد گزارش ديدارهاي استاندارد و بزرگ كتابهاي مصاحبه دكتر احمد توكلي ميافتم؛ با نويسندگان و بازيگران بزرگي كه به ندرت مصاحبه ميكردند. اين نمونهها كجا و نمونه مصاحبه مظلومين كجا؟ شايد ايراد بگيريد كه از اين دست گفتگوها فراوان در فضاي مجازي و رسانههاي مكتوب منتشر ميشود. اما نكته در فردي است كه براي مصاحبه انتخاب شده و موقعيتي است كه اين مصاحبه در آن صورت گرفته و عدم تكرارپذيري اين فرد و موقعيت. بلاشك يك روزنامهنگار كاركشته، ميتوانست از چنين ديداري، يكي از ماندگارترين گزارش-مصاحبهها يا گزارش از ديدارهاي دهه اخير و حتي تاريخ روزنامهنگاري ايران را قلمي كند...
4️⃣4️⃣4️⃣
...نميدانم دليل اين امر عدم آموزش خبرنگار بوده، يا هول كردن او، يا هر چيز ديگري. حتي مهم نيست رسانهاي كه خبرنگارش اقدام به اين گفتگو كرده، رسانه رسمي قوه قضاييه باشد... مهم فرصتي است كه از دست رفته؛ و فقط افسوس و افسوس و ديگر هيچ....
#عيسي_محمدي
گفتگو با سلطان سكه، فرصتي كه از دست رفت و افسوسهاي باقيمانده
1️⃣1️⃣1️⃣
يك خبرنگار، يك روزنامهنگار مگر چند تا فرصت طلايي در زندگياش به دست ميآورد كه ماندگار بشود و كار ماندگار بكند؟ يك، دو يا ده تا؟ به نظر ميرسد كه اين دست فرصتها، بيشتر از انگشتان يك دست نباشند؛ يا حتي كمتر از انگشتان يك دست؛ يا حتي شايد به اندازه يك عدد، يك انگشت...
... خبرنگار ميزان با وحيد مظلومين مصاحبه كرده است. مظلومين را با عنوان سلطان سكه ميشناسيم. كسي كه به قول خبرنگار، نبض بازار سكه در دستانش بود و حتي براي يك نوسان چند هزار توماني همه چيز چون پدرخواندهها معطوف به گردش نگاه و انگشتان و قدرت تأييد او بود. حالا او و يكي ديگر از فعالان و به هم زنندگان بازار سكه، اعدام شدهاند. اين، يعني يك فرصت طلايي؛ از مردي كه حرفهاي زيادي براي گفتن دارد و بعد از اين ديگر نخواهد بود؛ فرصتي براي بار آخر كه ديگر تكرارپذير نخواهد بود...
2️⃣2️⃣2️⃣
... خبرنگار تلاشش را كرده است، اما مابين مصاحبه و گزارش از شخص معلق مانده است. بالاخره متن منتشر شده او (كه بازتاب زيادي هم در رسانههاي ديگر يافته)، يك مصاحبه محض است يا تنظيم گزارشي از يك مصاحبه يا گزارش از يك ديدار يا حتي كمي هم تلاش خود او براي صحبت كردن از يك موقعيت بزرگ و طلايي به جاي توصيف و نشان دادن محض آن؟ واقعا مشخص نيست كدام يك از اينهاست. تنها چيزي كه مشخص است، يك فرصتسوزي بزرگ است؛ فرصتي كه شايد براي هر خبرنگار و روزنامهنويسي، يكي، دوبار بيشتر پيش نيايد...
3️⃣3️⃣3️⃣
... به ياد گزارش ديدارهاي استاندارد و بزرگ كتابهاي مصاحبه دكتر احمد توكلي ميافتم؛ با نويسندگان و بازيگران بزرگي كه به ندرت مصاحبه ميكردند. اين نمونهها كجا و نمونه مصاحبه مظلومين كجا؟ شايد ايراد بگيريد كه از اين دست گفتگوها فراوان در فضاي مجازي و رسانههاي مكتوب منتشر ميشود. اما نكته در فردي است كه براي مصاحبه انتخاب شده و موقعيتي است كه اين مصاحبه در آن صورت گرفته و عدم تكرارپذيري اين فرد و موقعيت. بلاشك يك روزنامهنگار كاركشته، ميتوانست از چنين ديداري، يكي از ماندگارترين گزارش-مصاحبهها يا گزارش از ديدارهاي دهه اخير و حتي تاريخ روزنامهنگاري ايران را قلمي كند...
4️⃣4️⃣4️⃣
...نميدانم دليل اين امر عدم آموزش خبرنگار بوده، يا هول كردن او، يا هر چيز ديگري. حتي مهم نيست رسانهاي كه خبرنگارش اقدام به اين گفتگو كرده، رسانه رسمي قوه قضاييه باشد... مهم فرصتي است كه از دست رفته؛ و فقط افسوس و افسوس و ديگر هيچ....
#عيسي_محمدي