منِ درحال تکامل – Telegram
منِ درحال تکامل
335 subscribers
417 photos
104 videos
2 files
392 links
Download Telegram
یه سری احساس‌ها رو هیچ‌وقت تجربه نکردم.
نه کسی بهم داد، نه شرایطش بود.
برای همین تصمیم گرفتم اون احساسی که دلم میخواست رو خودم به خودم بدم. خودم رو بغل کردم، باور کردم و انقدر قوی شدم که بشم پناه خودم.‌ سرسخت‌تر و محکم‌تر، چون فهمیدم اگه من برای خودم نباشم هیچ‌کس نیست.
نمیدونم چمه فقط میدونم یچیزیم هست چون اینهمه غصه خوردن عادی نیست.
امروزم به عشق اینکه میخوام برم برای شام پاستا بخورم دارم تسکامو هرچه سریعتر تموم میکنم.
Forwarded from بیگانه
ایتالیایی‌ها یه وقت‌هایی می‌گن "یه زندگی برای کردن دارم". منم همینطور.
عاشق دنیای ابزارهای هوشمندم.
جایی که تکنولوژی با خلاقیت می‌رقصه و زندگی رو ساده‌تر میکنه.
کار کردن باهاشون برام یه سفر هیجان‌انگیزه، هر تجربه جدید مثل کشف یه جهان تازه‌ست.
دنیایی پر از هوشمندی، دقت و راحتی که هر روز بیشتر توش غرق میشم و بیشتر عاشقش میشم.
از تکرارِ دلداری‌ها، از جمله‌های همیشگی و از سوالایی که بیشتر آزرده‌ام میکنن تا آروم، خسته‌م.
دردم رو نمیخوام توضیح بدم، فقط دلم میخواد کسی باشه که بدون هیچ حرفی و پرسشی حس کنه دلم چی میکشه و همون‌جوری که باید آرومم کنه.
یه لیست نوشتم از تمام چیزهایی که اگه داشته باشم حالمو بهتر میکنه.

دیدم که میتونم به همشون برسم و همینم حالمو خوب کرد.
فقط به زمان و ادامه دادن تلاش نیاز دارم.
فرق فرهنگ خارجی‌ها با ایرانی‌ها توو کار اینه مثلا خارجیه درخواست هاشو میگه و نظر منم میپرسه و میگه تو بهتر میدونی چطور سایتمو قشنگتر کنی آخرشم کلی تشکر میکنه.

حالا ایرانیه اینطوریه که با یه حالت دستوری و طوری که انگار فقط خودش بلده هر کار عجیب غریبی بخواد میگه و انتظارای مزخرف داره.
نمیدونم شبا از خستگی بیهوش شدن خوبه یا بد.
یهو دلم خواست امشب بهتون شب بخیر بگم.
پس شب بخیر.🧚🏼‍♀
Forwarded from اینجا.
دوباره بلند شید. برای بار هزار و یکم خاک روی زانو‌هاتون رو تکون بدید و بلند شید چون رمزش ادامه دادنِ.
فعلا چیزی جالب نیست. تا بعد ببینیم چی میشه.
Forwarded from دوات
یه جا خوندم دلیل خواب‌آلودگی بعد بحران تلاش بدن برای برگشتن به روزمره‌ست. انقد به خودتون گیر ندین و‌ اگه چوب کارفرما روی سرتون نیست بگیرین بخوابین.
یه‌جور حوصله ندارم انگار همه بدبختی‌هارو دچارم.
کلا ۱۰ روز کار نکردیم چطور ۳ ماه از کارا عقبیم کارفرمای دلقک!
بعد ماجرای جنگ، توانمو برای جمع و جور کردن احساسات بد توو مغزم از دست دادم.
دارم دست و پا میزنم که بتونم.
حتما خیلی هامون اینطوری شدیم، اما اینم میگذره.
Forwarded from دِژاوو
نمی‌دونم کلا زندگی سخته یا از همون اول به من سخت گرفته یا اصلا خودم بودم که سختش کرده! در هر صورت می‌دونم سخته واقعا.