روانشناس – Telegram
روانشناس
2.28K subscribers
207 photos
27 videos
262 links
مجتبی کوپایی
روانشناس و روان‌درمانگر
موسس دنیای شناخت
معلم انشا و ادبیات

رزرو وقت مشاوره درمانی و شغلی (حضوری) ↓
09109519775
کلینیک راه برتر

مشاوره آنلاین ↓
@CWMediaManager

mojtabakoopaie@gmail.com
www.cognitionworld.ir
Download Telegram
فریب خوردم یا واقعا عاشقم بود؟
تحلیلی روانشناختی بر پایه ادبیات فارسی و رویکرد هیجان‌مدار (EFT)

وقتی رابطه‌ای تمام می‌شود یا در میانه تردید و ابهام دست‌وپا می‌زنیم، دردناک‌ترین سوالی که ما را تا پای جنون می‌برد این است: «آیا تمام آن لحظات و احساسات دروغ بود؟»

در درمان هیجان‌مدار، ما عشق را یک پیوند دلبستگی (Attachment Bond) می‌دانیم. نیازی حیاتی به دیده شدن، امن بودن و «خاص» بودن برای دیگری. اما تشخیص اینکه آیا این نیاز توسط طرف مقابل واقعاً درک شده یا تنها یک بازی بوده است، گاهی دشوار می‌شود.

متون عرفانی و ادبیات فارسی، معیاری دقیق به ما می‌دهند که با اصول مدرن روانشناسی دلبستگی همخوانی عجیبی دارد: آزمون تمرکز و اولویت.

عجیب، دقیق و ساده‌ترین آزمون عشق!

۱. آزمون حلوا و تشنگی: معیار حواس‌پرتی

شمس می‌گوید:
«اشتهای آب را اگر ندانی که صادق است یا کاذب، حلواهای شکر پیش او بنه، اگر به آن التفات کرد، صادق نیست. تشنه سراغ شیرینی نمی‌رود.»

در روانشناسی هیجان‌مدار، عشق واقعی با نوعی «تمرکز انحصاری» و «در دسترس بودن» همراه است.
- تشنه (عاشق واقعی): کسی است که نیاز دلبستگی‌اش به شما، نیازی حیاتی است. حضور شما، امنیت شما و ارتباط با شما برای او مثل «آب» است.

- حلوا (فریب‌ها و گزینه‌ها): حلوا نماد تمام جذابیت‌های حاشیه‌ای، تاییدهای اجتماعی دیگران، گزینه‌های موازی رابطه، یا حتی منافع مادی است.

چگونه تشخیص دهیم؟

به زمان‌هایی فکر کنید که «حلوا» به او تعارف شد. وقتی موقعیت‌های بهتر، توجه‌های دیگران، یا منافع شخصی‌اش در تضاد با نیازهای عاطفی شما قرار گرفت، چه کرد؟ یا حتی همین الان در تعاملات واقعی و مجازی چگونه رفتار می‌کند؟

اگر مدعی عشق ادعای تشنگی (عشق) داشت اما به محض دیدن حلوا (یک موقعیت جذاب‌تر یا راحت‌تر) شما را نادیده گرفت، عاشق نبوده؛ احتمالا فقط «گرسنه» بود و به دنبال رفع نیازهای سطحی خود (تنوع‌طلبی، تایید طلبی). عاشق واقعی در حضور آب، میلی به شیرینی ندارد.

۲. قانون یکدلی: اصل پاسخگویی عاطفی

بهاء‌ولد می‌گوید:
«ای بنده، از غیر من بِبُر... و ای به من پیوسته، پیوسته‌تر شو.»

در رویکرد EFT، ما مفهومی داریم به نام A.R.E (در دسترس بودن، پاسخگویی و درگیری عاطفی).

عشق واقعی نیازمند «یکدله شدن» است. این به معنای انزوای اجتماعی نیست، بلکه به معنای اولویت‌بندی عاطفی است.

فردی که فریبکار است (یا از نظر عاطفی نابالغ و اجتنابی است)، نمی‌تواند «از غیر ببرد». او همیشه یک «درِ خروجی» باز می‌گذارد. همیشه گزینه‌هایش را روی میز نگه می‌دارد.

نشانه‌های فریب در برابر یکدلی

- عشق واقعی: وقتی شما نیاز دارید، طرف دیگر عشق واقعا آنجاست. عاشق از دیگران و کارهای غیرضروری می‌برد تا به شما بپیوندد (پیوسته‌تر شو).

- فریب: آیا شما را در لیست اولویت‌ها، بعد از دوستان، کار، یا تفریحات شخصی‌اش قرار می‌داد.؟ آیا در حین رابطه، چشمش (توجهش) به جای دیگری هم بود؟

۳. هویت در انتخاب: تو همان خواهی شد که می‌طلبی!

«هر چیز که در جستن آنی، آنی.»
«تو همان خواهی شد، که بیشترین توجه و همت خود را معطوف آن کرده‌ای.»

مورد آخر، کلید طلایی روانشناسی شخصیت در رابطه است. ما در روانشناسی می‌گوییم: «رفتار، تبلور نیاز است.»

اگر می‌خواهید بدانید واقعاً کی بود و چه حسی به شما داشت، به حرف‌هایش گوش ندهید؛ به این نگاه کنید که «سرمایه‌گذاری روانی» طرف مقابل کجا بود؟

- اگر تمام همت خودش را صرف این می‌کرد که شما را کنترل کند، عاشق قدرت بود، نه شما.

- اگر تمام همت خود را صرف این می‌کرد که از شما تحسین بگیرد، عاشق تصویر خودش بود، نه شما.

- اگر او همت خود را صرف رشد رابطه، ترمیم دعواها و خوشحالی شما می‌کرد، واقعا عاشق شما بود.

پس؛ کسی که تشنه است، با دیدن سراب یا حلوا سیراب نمی‌شود. اگر با چیزهایی کمتر از "عشق عمیق و امن" راضی می‌شد و حواسش پرت می‌شد، شما فریب نخوردید؛ شما فقط با کسی روبرو شدید که اشتهای کاذب داشت، نه تشنگی صادق... خوشحال باشید که رها شدید!

مجتبی کوپایی
روانشناس pinned «ما همه یک ARE نیاز داریم... اما چطوری برای هم ARE باشیم؟ Accessible دردسترس Responsive پاسخگو Engaged مشارکت کننده مفهوم ARE یکی از مفاهیم مطرح شده در رویکرد درمانی #EFT هست. وقتی نوزاد به دنیا میاد با یه مراقب (که عموماً مادر هست) سر و کار داره. نوزاد…»
هر از گاهی تنها با هدف حظ بردن و لذت ادبی براتون شعر بذارم؟ یا کانال روانشناسی محض بمونه و محض‌تر هم بشه؟
Anonymous Poll
81%
بله بذار.
19%
نه نذار.
روانشناس
هر از گاهی تنها با هدف حظ بردن و لذت ادبی براتون شعر بذارم؟ یا کانال روانشناسی محض بمونه و محض‌تر هم بشه؟
پس من شعر گذاشتم، کامنتش بازه شما هم بذارید دوست داشتید. از دل بذارید تا حسابی هم به دل بشینه؛ که گفت

لاجرم آنچه از دل برآید، بر دل نشیند.

[شعرهام رو از CaringQ براتون فوروارد می‌کنم که با حرفهای روانشناسی قاطی نشه.]
روانشناس
هر از گاهی تنها با هدف حظ بردن و لذت ادبی براتون شعر بذارم؟ یا کانال روانشناسی محض بمونه و محض‌تر هم بشه؟
چه بگویم؟

چه بگویم، نگفته هم پیداست
غم این دل، مگر یکی و دوتاست
به همم ریخته است گیسویی
به همم ریخته است مدت‌هاست

یا برگرد یا آن دل را برگردان
یا بنشین یا این آتش را بنشان
آه ای جان آخر تا کی سرگردان
ای زیبا ای رویا...
روانشناس
۲۲۹. آخرین نفری که یه بغل امن و محکم بهت داد؟
۲۳۰. تا حالا از شما یا نزدیکانتون کلاهبرداری شده؟
روانشناس
۲۳۰. تا حالا از شما یا نزدیکانتون کلاهبرداری شده؟
۲۳۱. دلنشین‌ترین خاطره شما از عشق مادرت؟
تُحسب قیمة المنزل بضحکات الأم
ارزش خانه به خنده‌های مادر است
"عشق یک بیماری روانی جدی است."

افلاطون
پیش ثبت‌نام باشگاه کتابخوانی

سلام
باشگاه کتابخوانی ما رو یادتون هست؟ 👀

همونی که فصل اولش با رویکرد نقد شناختی و دعوت از اساتید حوزه هنر و ترجمه سعی کردیم یک تجربه علمی-هنری بشه؟

حالا قراره فصل دوم رو شروع کنیم... 🤝

با توجه به تجربیات فصل قبل و چالش‌های وحشتناک کتابخوانی تو عصر فعلی، این بار خوشبختانه یا متاسفانه تصمیم گرفتیم فقط و فقط از عاشقان کتاب در حوزه‌های علوم‌ شناختی، ادبیات و روانشناسی عضو بپذیریم.

اما شرایط باشگاه؛
این بار جدی‌تر 😼

۱- فقط حضوری و در کافه روانشناسی عمارت حنا برگزار می‌شود، واقع در خیابان قدس.
۲- ظرفیت محدودی داره؛ یعنی فقط ۱۱ نفر.
۳- این بار باشگاه رایگان نیست. و به صورت ماهانه حق عضویت دریافت می‌کنیم. بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان در نظر بگیرید. تنها دلیل این تصمیم تعهد بیشتر به باشگاه است.
۴- پیش از عضویت هر عضو باشگاه باید یک کتاب به باشگاه هدیه کند‌؛ با امضا و یادداشت خودش‌. و منتظر خبر خوب آخر دوره باشد!!!
۵- فقط از ۱۸ تا ۴۸ سال عضو می‌پذیریم. فقط‌هااا‌.
۶- تاریخ و ساعت برگزاری آخر هفته‌ها و توافقی خواهد بود. اما فعلا روی پنجشنبه‌ها ساعت ۱۶ حساب کردیم.
۷- به محض تکمیل ظرفیت ثبت‌نام شروع می‌کنیم.
۸- تهیه کتاب به صورت فیزیکی یا پی‌دی‌اف اجباریه. امکان خرید جمعی با تخفیف هم وجود دارد. ما براتون با پول خودتون می‌خریم :)
۹- می‌تونید متناسب با کتاب ماه باشگاه اشتراک رو تهیه بکنید، یعنی اگر کتابی برای شما مفید یا دوست داشتنی نیست از ماه بعدش بیاید. که توصیه نمی‌کنیم البته نیاید! 🤍


🍀 ‌لطفا برای ثبت‌نام به ادمین دنیای شناخت پیام بدید:
@cwmediamanager

@cognitionworldCWA
روانشناس
محبت درست نشود مگر در میان دو تن،
که یکی دیگری را گوید: ای من…
اَنَا مَن اَهوَی وَ مَن اَهوَی اَنَا.
نَحنُ رُوحَانِ حَلَلنَا بَدَنَا...


من کسی هستم که دوستش دارم،
و کسی که دوستش دارم من هستم.
ما دو روح هستیم که در یک بدن ساکنیم...
روانشناس
۲۳۲. بهترین و بدترین شغلی که داشتی؟
۲۳۳. یکی از وحشتناک‌ترین لحظات زندگیت؟
روانشناس
۲۳۳. یکی از وحشتناک‌ترین لحظات زندگیت؟
۲۳۴. قدیمی‌ترین دوستت کیه؟ چطوری و کی با هم آشنا شدید؟
بزن تو دهن کمالِ گرایی

بحران‌های مقطعی، مخصوصا تو زمان‌های برزخی مثل فارغ‌التحصیلی، بی‌کاری موقت، بعد کنکور و... اغلب با هجوم افکار منفی همراهه. «من کارهای ناتمام زیادی دارم»، «پروژه‌هایم به نتیجه نرسید»، «تلاشم هدر رفت».

در روانشناسی هیجان‌مدار، ما به این صدا «صدای منتقد درونی» می‌گیم؛ صدایی که ارزش و هویت ما را به «تمام کردن کارها» گره می‌زنه. که خیلی بده، قبول دارید؟

من اینطور مواقع خیلی سریع دشمن اصلی رو هدف قرار می‌دم یعنی آقای کمالِ گرایی. و بعد می‌رم سراغ باقی مراحل خلاص شدن از سرزنش‌های خودم و منفی‌بافی. اول از همه به خودم میگم؛

«بزن تو دهن آقا کمال»

کمال‌گرایی (Perfectionism) هیچ وقت فضیلت نیست، و تقریبا همیشه یه مکانیسم دفاعی اضطراب‌آوره. این بزگوار یعنی کمال‌ِ بی‌حیا و شرف، همش وسوسه‌مون می‌کنه: «اگر این کار تمام نشود، تو ناکافی هستی.»

چی کارش کنیم حالا؟

گاهی برای شکستن این چرخه، باید تمرین نقص کنیم. رها کردن عمدی یک کار، فرستادن یک پیام ناقص، یا بستن پرونده یک پروژه بدون نتیجه نهایی، یک تکنیک درمانی برای مواجهه وسوسه ناجوانمردانه‌ی کمال تو گوشمونه: «اگر کامل نباشم، دوست‌داشتنی نیستم.»

پس تمرین نقص کنیم.

دوم
:
یه پروژه ناتموم، چسبنده مثل رابطه ناسالمه


ما گاهی انگار با اهدافمون «ازدواج» می‌کنیم. وقتی یک پروژه (مقاله، اختراع، ایده، کار کارفرما) دیگه شور و شوقی تو ما ایجاد نمی‌کنه، اما فقط و فقط به خاطر «هزینه‌ای که قبلاً کرده‌ایم» (Sunk Cost Fallacy) داریم ادامه‌ش می‌دیم، درگیر یک رابطه سمی با کار شده‌ایم.

اما از دیدگاه هیجان‌مدار:

ناتموم موندن یه کار، لزوماً نشانه تنبلی نیست؛ گاهی نشانه هوش هیجانی ناخودآگاه ماست. شاید ناخودآگاهِ ما فهمیده که این مسیر، مسیرِ اصیلِ ما نیست و ترمز رو کشیده. :)
ممکن نیست؟!

پس بذارید بهتون بگم؛

اون پروژه ناتموم نموند چون شما ضعیف بودی؛ ناتموم موند چون روح شما جای دیگری رو و مسیر دیگری رو طلب می‌کرد!!

ا
ز طرفی دیگه

تقریبا همه ما، اغلب اوقات، درگیر یک خطای شناختی هستیم: «اگر این پروژه تمام شود، آن‌وقت حالم خوب می‌شود.»

اماااااا راستش

تموم کردن چیزا هیچ ربطی به حال خوب نداره. ما فکر می‌کنیم تمومش کنیم حالمون خوب میشه، ولی بعدش بازم باید پروژه جدید شروع کنیم و بازم چالش‌ها هستن و بازم و بازم و...


این همان «تردمیل لذت» است. رسیدن به خط پایان، فقط چند لحظه دوپامین آزاد می‌کنه و بلافاصله اضطرابِ هدفِ بعدی جایگزین می‌شه. آرامش و خوشبختی، در «تیک زدن چک‌لیست‌ها» نیست؛ اتفاقا تو کیفیتِ حضورِه، در بودن شما در لحظه هایی که حواستون نیست خود زندگین.


در آخر هم بذارید بهتون بگم که؛
شما همین الان هم کاملید
!

چطوری؟؟!؟!

فرهنگ ما، موفقیت‌زده است و سخته باور کنیم که یک انسان بدون اختراع، بدون مقاله و با کوله‌باری از کارهای ناتمام، می‌تواند «کامل» باشه...

اما من فکر می‌کنم که

کمال تو رزومه نیست؛ تو «قلب» ماست.

به این مثال فکر کنید:

یه انسان ساده اما خوش‌قلب و عاشق، بسیار کامل‌تر (یکپارچه‌تر و آرام‌تر) از انسانیه که کوله‌باری از افتخارات دارد اما هنوز درگیر غرور و اثبات خودشه!

یا مثلا

یه پدر کارگر خیلی خوشبخت‌تره با همسر و فرزندی که عاشقشونه و عاشقش هستن...

خلاصه اگر پروژه‌های ناتموم شما رو داره آزار می‌ده، به جای تلاش برای تمام کردنشان به حرف منزوی گوش بدید؛


افسانه‌ها میدانِ عُشاقِ بزرگند
ما عاشقانِ کوچکِ بی‌داستانیم


لازم نیست برای ارزشمند بودن، موفق بودن، عاشق بودن و... افسانه‌ای باشید، یا بزرگ و بی‌نقص. زندگی واقعی، پر از نقص‌ها، ناتمامی‌ها و داستان‌های معمولیه. اما زیبا و خاص. خیلی خاص، چون شما خاصید. به اثر انگشتون دوباره نگاه کنید تا مطمئن بشید.

مجتبی کوپایی
روانشناس
۲۳۴. قدیمی‌ترین دوستت کیه؟ چطوری و کی با هم آشنا شدید؟
۲۳۵. بدترین اشتباهی که دیگری در حقت انجام داده؟ بخشیدیش یا نبخشیدی؟
دو جنین در شکم مادر بودند...

+ تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟
- آره حتما. میدونم یه جایی هست که می‌تونیم راه بریم. می‌تونیم نفس بکشیم، حتی شاید با دهن چیزی بخوریم.

+ امکان نداره. ما با جفت تغذیه می‌شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی‌رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه‌ای بده؟
- شاید مادرمونم ببینیم...

+ تو واقعا به مامان اعتقاد داری!؟ اگه هست پس چرا نمی‌بینیمش؟
- آره... به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه. و عاشقانه و با تن و جونش مراقب ماست.

+ ولی من مامانو نمی‌بینم، پس نباید وجود داشته باشه.
- میدونم. میفهمتت. با این چشم‌ها و این تاریکی سخته دیدنش... ولی اگه ساکت ساکت باشی، صداشو می‌شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی…

شما چی؟ حضورشو حس می‌کنید؟
روانشناس
۲۳۵. بدترین اشتباهی که دیگری در حقت انجام داده؟ بخشیدیش یا نبخشیدی؟
۲۳۶. بدترین اشتباهی که در حق دیگری انجام دادی؟ جبرانش کردی؟
روانشناس
۲۳۶. بدترین اشتباهی که در حق دیگری انجام دادی؟ جبرانش کردی؟
۲۳۷. در طول زمان چه قدر اولویت‌های زندگیت تغییر کردن؟ اگر دوست داری توضیح بده.