MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
MorphoSyntax
👁‍🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۱) ـ1⃣ـ ○ از ملای محل پرسید: بر شیشه‌خرده هم می‌توان تیمم کرد؟ گفت: شما نیتت طهارت نیست؛ می‌خواهی دست و بال مسلمین را خونین کنی! این، حکایت همان اندک‌کسانی است که از «آموزش به زبان اقوام ایرانی» حمایت می‌کنند و…


👁‍🗨 دیدگاه | واکنش به یادداشت زبان مادری


✍🏿 عادل محمدی نوشت:

پاسخی به نوشته کانال جناب دکتر انوشه

١) واژه «جدایی و تجزیه» در نوشته‌های ایشان براساس تحلیل گفتمان انتقادی، نشانگر الگوی ذهنی است که در سبک واژگانی[۱] بازنمودی از نژادپرستی پنهان است. همیشه مطالبات با محوریت زبان مادری با مغلطه­‌هایی نظیر «جنبش‌های تجزیه‌طلب»[۲] یا «جدایی­‌خواه»[۳] خلط می­شود. بدان معنا که برخی از طرفداران زبان­ِ غالب، چنین می­‌پندارند که اگر سایر گویشوران با زبانی غیر از زبان غالب، آموزش ببینند، در آینده راه برای جدایی آن‌ها هموار می­‌شود که چنین تصوری کاملاً نادرست است؛ چراکه این نگرش، نتیجۀ عکس خواهد داد و این جدایی­‌طلبی زمانی اتفاق می­افتد که زبان‌ها به‌طور برابر در امر آموزش سهیم نشوند و در این صورت ‌مسئله و مشکلی که به وجود می­‌آید، وجود جبهه­‌های مخالف است. به دیگر سخن، در چنین مواردی گفتمان «خودی» و «دیگری» شکل می­‌گیرد و همین سهیم­‌نکردن و نابرابری باعث می­‌شود، زبان‌ها در برابر یکدیگر قد علم کنند؛ یعنی گروهی از زبان‌ها در مقابل زبان غالب مقاومت کنند و درنهایت تنش­‌های مشکل­‌آفرین و حساسیت­‌های اتنیکی ایجاد شود و بهانه­‌ای برای جدایی­‌طلبی باشد. چنین تفکری که یک زبان را بر همه زبان‌ها غالب می‌کند آسیب‌های اجتماعی- فرهنگی بسیاری را به همراه خواهد داشت و اگر حس وفاداری گویشوران نسبت به یک سرزمین که در آن زندگی می‌کنند، کم­رنگ شود، دلیل کم­رنگی این وفاداری، از چنین افسانه‌بافی­‌هایی برمی­‌خیزد که شعار «یک زبان و یک سرزمین» را ترویج می­‌دهد؛ زیرا چنین پدیده­‌ای، حساسیت گویشوران دیگر زبان‌ها را برمی‌انگیزد و باعث ازهم‌گسیختگی جامعه می‌شود و مهم‌تر از همه «مدارای اجتماعی»[۴] را از میان می‌برد تا جایی که از حس تعلق ملی افراد می‌کاهد.
به گفته وارداف پیوند و دل‌بستگی گروهی از مردم به یک کشور، لزوماً با زبانی که بدان تکلم می‌کنند، تعیین نمی‌شود. برای نمونه اگرچه اکثریت مردم آلزاس با توجه به زبانی که در زندگی معمول خود به­‌کار می‌برند گویشور گونه‌ای از آلمانی هستند؛ اما بدون تردید به کشور فرانسه گرایش دارند تا به آلمان. آن‌ها در سطح ملی به غرب می‌نگرد نه به شرق و به‌عنوان وسیلۀ تحرک اجتماعی و دستیابی به تحصیلات عالی، فرانسوی را به­‌کار می‌گیرند نه آلمانی. به‌طورکلی، هسته اصلی ناخودآگاه جمعی یک ملت، وابسته به کهن‌الگو‌ها (Archetype) طبیعی خود است نه یک زبان. ملت‌سازی که با پارادایم تک‌زبانی تعبیه شود، یک افسانه است. برای نمونه حتی با وجود تاج شاهی اِستِفانوس قِدّیس، مجارها و اسلاوها هنوز به‌همان اندازه از هم متمایزند که هشتصد سال پیش متمایز بودند. در بوهم چک‌ها و آلمان‌ها مانند آب و روغن جدا مانده‌اند و زبان نتوانست این‌ها را هم متحد کند.

۲)هر زبان‌شناسی بر این امر واقف است که هدف از آموزش تک­‌زبانگی، هیچ انگیزه­‌ای به‌جز آموزش غوطه‌ورسازی[۵] در آسیمیلاسیون زبانی[۶] ندارد که منجر به یکسان­‌سازی زبان‌ها با زبان معیار می‌شود. آموزش غوطه‌ورسازی رویکردی است که بر پایۀ (شناکُن یا غرق می‌شوی[۷]) بنا نهاده شده است. این رویکرد برای زبان­‌هایی که غالب نیستند بسیار زیان‌بار است؛ زیرا آنان با چالشی دوگانه مواجه می‌شوند که عملکرد تحصیلی‌شان را به مخاطره می­‌اندازد. رهاساختن زبان نخست و بهره‌گیری از زبان دوم، نه‌تنها روند آموزش و یادگیری را آسیب‌پذیر می‌سازد؛ بلکه بر روی رشد شناختی و موفقیت‌های درسی اثرات منفی به­‌جای خواهد گذاشت.

۳) اگر به سیستم آموزش چندزبانی[۸] در کشورهای دنیا نیم­‌نگاهی داشته باشیم و از مغلطۀ قیاس و مقایسه خود با این کشورها بپرهیزیم، می­‌توان گفت که از این دیدگاه، چنین مسئله­‌ای به آسانی قابل حل است؛ زیرا سیستم آموزش چندزبانی نگاهی انسان­‌محورانه به زبان دارد و چندزبانگی را یک نوع همزیستی میان گویشوران یک جامعه در نظر می­‌گیرد و آن را با مسائل امنیتی و توهم تجزیه و... خلط نمی‌کند. برای نمونه می‌توان برای هر زبانی متون آموزشی تدوین نمود و با استفاده از یک برنامه‌ریزی زبانی و با توجه به بافت جمعیتی هر شاخه، آن را آموزش داد. به قول رویز زبان را به‌مثابۀ مسئله یا مشکل[۹] نبینیم. باور و تفکری که زبان را به‌مثابۀ مسئله یا مشکل می­‌پندارد نظریه‌ای است که مدام می­‌گوید یک مشکل وجود دارد. برای مثال مقوله زبان نخست (به قولی زبان مادری) زمانی به یک مشکل یا مسئله تبدیل می­شود که همواره آن را به‌عنوان یک مشکل بپنداریم.

کلید‌واژەهای زیر در پژوهش‌های تحلیل گفتمان و زبان‌شناسی اجتماعی و زبان‌شناسی کاربردی محور پژوهش زبان‌شناسان است:

1.Lexical style
2 - Secessionist Movements
3- Separatist
4. Social tolerance
5. Submersion Education
6. Linguistic Assimilation
7. Sink or Swim
8. Multilingual education
9. Language as a Problem

@MorphoSyntax
👍12🤔10🔥2👌1


📝 ویرایش | نسبت به!


◄ رویکرد نوآم چامسکی نسبت به زبان و توانش زبانی خردگرایانه است.
◄ دیدگاه تازه‌اش نسبت به مفهوم سرمایهٔ اجتماعی منتشر شده است.
◄ آرای بسیاری از مردم نسبت به این موضوع تنش‌زا تغییر کرده است.
◄ نگاه‌تان نسبت به کشت فراسرزمینی چیست؟ آیا نسب به آن نظر منفی دارید؟


● اگر از نامه‌های صادق هدایت شاهد نمی‌آورید که مدام می‌نوشته «نسبت به»، یا ما را به خاطرات اعتمادالسلطنه از اندرون دربار ناصرالدین شاه حواله نمی‌دهید که وقتی قبلهٔ عالم به ظل‌السلطان خشم می‌گرفته، می‌فرموده «نسبت به تو نظر خوشی ندارم»، در جمله‌های بالا همان «به» و گاهی «دربارهٔ» کفایت می‌کند. البته باز هر طور صلاح می‌دانید.


◄ رویکرد نوآم چامسکی به زبان و توانش زبانی خردگرایانه است.
◄ دیدگاه تازه‌اش دربارهٔ مفهوم سرمایهٔ اجتماعی منتشر شده است.
◄ آرای بسیاری از مردم به/ دربارهٔ این موضوع تنش‌زا تغییر کرده است.
◄ نگاه‌تان به کشت فراسرزمینی چیست؟ آیا به/ دربارهٔ آن نظر منفی دارید؟

@MorphoSyntax
👍20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


▫️. . . یک صبح که «گرگور سامسا»، بازاریاب جوان، از خواب برمی‌خیزد، درمی‌یابد که به حشره‌ای بدل شده‌ است؛ اما گویا خود او نیز میان تبعیت از اجتماع مسخ‌شده و وضعیت جدیدش، دومی را ترجیح می‌دهد.

▫️کافکا دربارهٔ دلیل دگردیسی این بازاریاب به حشره، شرح چندانی به‌دست نمی‌دهد، اما چه جای شگفت اگر شخصیت رمان کوتاه «مسخ» موجودیتی متفاوت برگزیده باشد تا از جامعه‌ای بگریزد که در روند تنازع برای بقا ــ که در گذر تاریخ نام‌های فریبندهٔ دیگری یافته است ــ آدمیزادگان را به ابزار مبدل می‌سازد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 ژاپن، ایستگاه مترو، آغاز یک صبح کاری
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍7😢4
مسخ - کافکا.pdf
3.3 MB


📖 رمان کوتاه | مسخ

▫️نویسنده: فرانتس کافکا (۱۸۸۳ ــ ۱۹۲۴)
▫️مترجم: صادق هدایت (۱۲۸۱ ــ ۱۳۳۰)

@MorphoSyntax
👍11
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🗓 نوروز ۱۴۰۴ فرخنده

@MorphoSyntax
14👏2
MorphoSyntax


💎 نحو | نمونهٔ گفتاری «برگشته بود گفته بود داشتم پا می‌شدم برم بگیرم بخوابم زنگ زدی» متشکل از چند جمله است؟


💎 نحو | جملهٔ مرکب

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ برگشته بود گفته بود (که) داشتم پا می‌شدم (تا) برم (که/ و) بگیرم بخوابم (که) زنگ زدی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

▪️جملهٔ مرکب بالا متشکل از پنج جملهٔ ساده (بند) است:

۱. برگشته بود گفته بود
۲. داشتم پا می‌شدم
۳. برم
۴. بگیرم بخوابم
۵. زنگ زدی

@MorphoSyntax
👍122🤔2
30👏3😍1
MorphoSyntax
💎 نحو | جملهٔ مرکب ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ◄ برگشته بود گفته بود (که) داشتم پا می‌شدم (تا) برم (که/ و) بگیرم بخوابم (که) زنگ زدی. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ…


💎 نحو | افعال پیاپی: معیارهای بازشناسی


✿ برای شناسایی ساخت فعل‌های پیاپی که یک بند به‌شمار می‌آیند، ممکن است معیارهای تصویر پیوست سودمند باشند. این معیارها برای فعل دستوری «داشتن» در جملهٔ زیر ارزیابی شده‌اند:

◄ (۱). رئیس شرکت داشت معاونش را به‌جای خودش به جلسه می‌فرستاد.

✿ همین معیارها یا شاخص‌ها را می‌توانید برای دیگر نمونه‌هایی از این دست که البته ساخت‌های مناقشه‌برانگیزی‌اند، محک بزنید (و نیز نک: مویسکن و وینسترا ۲۰۰۶، هسپلماث ۲۰۱۵، و آیکنوالد ۲۰۰۶ و ۲۰۱۸)؛ مثلاً نمونهٔ زیر برپایهٔ این شاخص‌ها باید متشکل از دو جمله (بند) باشد:

◄ (۲). رئیس شرکت داشت برمی‌گشت می‌گفت معاونم به‌جای من می‌آید.

✿ شاخص ششم که در این جدول نیامده، حضور تنها یک عنصر قطبی منفی در ساخت فعل‌های پیاپی است؛ یعنی نفی فعل فقط یک‌بار و بر روی یک فعل آشکار می‌شود. ساخت مستمر در فارسی معیار منفی نمی‌شود، اما اگر یک همتی بکنیم و مسئولان هم حمایت کنند، جملهٔ «۳» در زیر که از شاخص ششم پیروی می‌کند، دیر یا زود به زبان معیار راه خواهد یافت:

◄ (۳). باز هم داری درس نمی‌خونی؟

@MorphoSyntax
👍10💯2


🔰 حکایت نویافته

▫️هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که در پیرایشگاه، مرد سلمانی گفت «جوان، صاف بشین، قوز نکن»؛ گفتم «چشم»، گفت «پدر جان با شما نبودم»!

@MorphoSyntax
😁24😢6🆒2
MorphoSyntax
💎 نحو | ساخت ترتیبی 🔻وقتی بخواهیم در مسیر سفرمان سوخت‌گیری کنیم، کدام جملهٔ زیر را می‌گوییم؟ ◄ (۱). پمپ‌بنزین آخر بزرگ‌راه بنزین می‌زنم. ◄ (۲). آخرین پمپ‌بنزین بزرگ‌راه بنزین می‌زنم. 🔺 منطقاً باید جملهٔ دوم را به‌کار ببریم. آخر بزرگ‌راه، موقعیت جغرافیایی…


💎 نحو | بیت آخر غزل


🔖 کانال معلوم‌الحال «MoS» در تبیینی نادرست نوشته است: «به‌کار بردن عبارت چهارشنبۀ آخر سال برای چهارشنبه‌سوری غلط است. باید بنویسیم آخرین چهارشنبۀ سال» (یادداشت بالا).

🔖 این خطا از آنجا برمی‌خیزد که نویسنده، مقولۀ دستوری «آخر» را در عبارت یادشده، فقط اسم تلقی کرده و آن را با «سال» یک سازه درنظر گرفته است:

◄ چهارشنبۀ [آخر سال]
(= چهارشنبۀ انتهای سال)

🔖 در حالی که «آخر» گذشته از اسم، می‌تواند صفت هم باشد و به‌جای آن‌که همراه با «سال» مضاف‌الیه «چهارشنبه» را بسازد، توصیفگر این روز باشد (با الگوی زبرزنجیری متفاوت بخوانید):

◄ [چهارشنبۀ آخر] سال
(= آخرین چهارشنبۀ سال)

🔖 به‌همین ترتیب، «آخر» در گروه نحوی «سلام آخر نماز»، اسم است، نه صفتِ «سلام»؛ اما همین واژه در سازۀ «رکعت آخر نماز» صفتِ «رکعت» است (مثلاً رکعت چهارم در نماز ظهر). در عبارت «بیت آخر غزل»، «آخر» می‌تواند هویت و جایگاهی دوگانه داشته باشد: یا صفت «بیت» باشد (یعنی: آخرین بیت غزل)، یا مضاف‌الیه آن (یعنی: بیت انتهای غزل). اما در هر صورت، برون‌داد معنایی هر دو ساختار، یکی است و مفهوم «مقطع یا خِتام غزل» از آنها برمی‌آید.

🔖 بنابراین «چهارشنبۀ آخر سال»، وقتی «آخر» را صفت درنظر بگیریم و آن را توصیف‌کنندۀ «چهارشنبه» بدانیم، کاملاً درست است؛ البته با این توجه که نام «چهارشنبه‌سوری»، «شب چهارشنبۀ آخر سال/ آخرین چهارشنبۀ سال» نیست، بلکه این عبارت‌ها شرح دانشنامه‌ای برای معرفی این روزند؛ همان‌گونه که مثلاً اصطلاح «مقطع» را با عبارت «بیت آخر غزل و قصیده» یا «آخرین بیت غزل و قصیده» توضیح می‌دهیم.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● به بچهٔ آخر خانواده‌شون عیدی دادی؟
○ آخر خانواده‌شون کجاست؟
● منظورم آخرین بچهٔ خانواده‌شونه!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
😁9🔥3💯21


👁‍🗨 دیدگاه | تاریخ سروده

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
مبارک‌تر شب و خرّم‌ترین روز
به استقبالم آمد بختِ پیروز

دهل‌زن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز

✍🏿 سعدی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

▫️استاد فاضل، دکتر حمید حسنی، با ارجاع به ابیات بالا از جناب سعدی نوشت:

پرسشی تاریخی

ــ اول فروردین سال ۶۲۲ هجری خورشیدی / ۲۱ مارس ۱۲۴۳ میلادی برابر با ۲۱ رمضان ۶۴۰ هجری قمری بوده.
ــ هفتم فروردین ۶۵۴ ه‍.خ / ۲۷ مارس ۱۲۷۵ م هم با ۲۱ رمضان ۶۷۳ ه‍.ق مصادف بوده.
▫️آیا ممکن است سعدی غزل زیر را در یکی از این دو سال سروده‌باشد؟

مبارک‌تر شب و خرّم‌ترین روز
به استقبالم آمد بختِ پیروز

دهل‌زن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز

مه است این یا مَلَک یا آدمی‌زاد؟
پری یا آفتاب عالم‌افروز؟

ندانستی که ضدان در کمین‌اند
نکو کردی علی‌رغم بدآموز

مرا با دوست، ای دشمن، وصال است
تو را گر دل نخواهد، دیده بردوز!

شبان دانم که از درد جدایی
نیاسودم ز فریادِ جهان‌سوز

گر آن شب‌های باوحشت نمی‌بود
نمی‌دانست سعدی قدر این روز
 
▫️ برای تبدیل تاریخ‌ها از وبگاه دقیقِ باحساب (www.bahesab.ir) یاری جستم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
4👍3👏2🤔2🙏1
Non-active voices in Iranian languages.pdf
818 KB


📑 مقاله | جهت دستوری در فارسی، کردی و بختیاری

▪️Non-active voices in Iranian languages: the case of Farsi, Kurdish and Baxtiari (2025)

▪️Gholamhosein Karimi Doostan, University of Tehran
▪️Atefeh Shabazi, University of Gottingen

@MorphoSyntax
👍8


👁‍🗨 دیدگاه | گویشور بامرام

▪️در گویش‌پژوهی میدانی، گویشوران بومی‌ای که از آنها کمک می‌گیریم و به پرسش‌های پرسش‌نامهٔ‌مان پاسخ می‌دهند، باید «مرام» داشته باشند تا اعتبار داده‌های پژوهش‌مان افزایش یابید؛ یعنی واجد این ویژگی‌ها باشند: «میان‌سال، روستایی، آقا، و مقیم». در انگلیسی، اصطلاحاً می‌گویند گویشور باید «NORM» باشد؛ سرنامی که اجزای سازنده‌اش در تصویر پیوست آمده‌اند.

@MorphoSyntax
🤔11👍8😁1
18🤔9


📝 ویرایش | خاورمیانه؟!


✏️ «مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه» در بهمن ۱۳۶۷ در تهران بنا شد. خود اصطلاح مناقشه‌برانگیز «خاورمیانه» که شامل سرزمین‌هایی چون ایران، عراق، ترکیه، مصر، سوریه و شبه‌جزیرۀ عربستان می‌شود، در اوایل سدۀ بیستم از منظر کشورهای اروپایی وضع شد و در برابر خاور نزدیک و دور به‌کار رفت. این اصطلاحات، ازآنجاکه اروپا را مرکز عالم می‌انگارند و دیگر موقعیت‌های جغرافیایی را در قیاس با آن می‌سنجند، با انتقادهایی روبه‌رو شده‌اند.

✏️ این‌که دیگران از نگاه خود ما را ساکن خاورمیانه بنامند، یک مسئله است، اما این‌که ما هم خاستگاه اصلی تمدن را بر همین مبنا نام‌گذاری کنیم و مثلاً مرکزی با نام «مطالعات استراتژیک خاورمیانه» راه بیندازیم، مسئله‌ای دیگر است. اگر قرار باشد جایی را مرکز این کرۀ دوّار بدانیم و دوری و نزدیکی را با آن اندازه بگیریم، قاعدتاً باید برای فلات ایران چنین جایگاهی قائل باشیم. در این صورت، آیا اهالی اروپا و امریکا حاضرند خود را به‌ترتیب باختر نزدیک و دور بنامند؟!

@MorphoSyntax
👍25🔥3😁1💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | مرز هم‌گویی


🔘 یکم، «شما که سواد داری، لیسانس داری، روزنامه‌خونی» بی‌زحمت یادتون باشه قائم‌شهر، فارس و مازنی و لر و ترک‌زبان و عرب‌زبان داره. پس در آموزش به زبان مادری برای همه‌شون معلم و مدرسهٔ جدا و درس و مشق مستقل راه بندازید و بچه‌های زبون‌بستهٔ مردم رو دَرهم توی یک مکتب ننشونید؛ «همگرایی» نشونهٔ «نژادپرستی» پنهانه!

🔘 دوم، شما که «با بزرگون می‌شینی، حرف می‌زنی، همه چی می‌دونی» عنایت بفرمایید که مازندرانی رایج در قائم‌شهر با گونه‌های چند فرسخ این طرف و اون طرفش، تومنی هفت صنار فرق داره. حالا که قراره هرکی از سند تا فرات، کتاب متاب خودش رو داشته باشه، لطفاً حساب و کتاب قائم‌شهر رو هم از بابل و ساری و جویبار جدا کنید و به فکر راه‌اندازی فرهنگستان زبان و ادب قائم‌شهری هم باشید؛ «واگرایی» نشونهٔ «میهن‌دوستی» عریانه!


✔️ در سرزمینی که گاه پیش از گذر از حد ترخص، با گونهٔ زبانی تازه‌ای مواجه می‌شوید و جابه‌جایی در مرز همگویی (isogloss) نمازتان را شکسته نمی‌کند، جداسازی آموزش برپایهٔ زبان، سِحر شگفت‌انگیزی است که تا پای منافع قوم و قبیله‌ای در میان باشد، هیچ منطقی باطلش نمی‌کند.

@MorphoSyntax
👍15🔥3😁3💯3🤔1


🚦دستور خط | بازتاب ساختار در خط


□ توالی اسم «کاغذ» و صفت «دیواری» در دو قامت گروه نحوی (کاغذِ دیواری) و واژهٔ مرکب (کاغذدیواری) آشکار می‌شود:

◄ کاغذهای دیواری خانه‌اش را عوض کرد.
◄کاغذدیواری‌های خانه‌اش را عوض کرد.

□ ساخت اضافی متشکل از «رئیس» و «جمهور(ی)» چطور؟ آیا آن را هم می‌توانیم به هر دو شکل ضبط کنیم و «رئیسِ جمهور(ی)» را گروه نحوی بدانیم و «رئیس‌جمهور(ی)» را ترکیب بگیریم؟

□ اگر فرضیهٔ ترتیب سطوح کیپارسکی را بپذیریم، به‌نظر می‌رسد این سازه به واژهٔ مرکب (در خط با نیم‌فاصله) تبدیل شده و دیگر گروه نحوی (در خط با فاصلهٔ کامل) نیست؛ چنان‌که صورت جمع آن، در سطح پیش از ترکیب، صرفاً بی‌قاعده (رؤسای‌جمهور) و در سطح پس از ترکیب، باقاعده (رئیس‌جمهورها) است.

□ گویا صورت جمع «رئیس‌جمهورها» در قیاس با «رؤسای‌جمهور» کمی غیررسمی است، مثلاً در: «رئیس‌جمهورهای/ رؤسای‌جمهور ایران و تاجیکستان دیدار کردند». اما به‌هرروی، اگر ساخت «*رئیس‌های جمهور» را پذیرفتنی ندانیم (به شم نگارنده خوش‌ساخت نیست)، یعنی این ساختار در درون خود به تصریف باقاعده تن نمی‌دهد و به واژهٔ مرکب بدل شده است: «رئیس‌جمهور(ی)».

@MorphoSyntax
👍14👌2
MorphoSyntax


🔰 روز زبان مادری | با توجه به مجموعهٔ عوامل زبان‌شناختی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و جز آنها، در حوزهٔ آموزش زبان‌ها و گویش‌های اقوام ایرانی در مدارس کشورمان، با کدام‌یک از گزینه‌های زیر موافق‌اید؟


🔰 حکایت | در فضیلت خاموشی


▫️صدق و کذبش بر نگارنده پوشیده است؛ گویند عماد رام پس از آن‌که از عرصهٔ هنرورزی کناره گرفت و رخت خوانندگی از تن بِکند، از پیشهٔ دام‌داری سر درآورد. دیری نپایید که او را فراخواندند و به پرسشش گرفتند. مستنطق از برای آن‌که اطمینان یابد که رام دیگر نمی‌خواند و از طرب و لعب دور گشته، پرسید: «می‌گن دام‌داری داری رام؟» ضرب‌آهنگ پرسش همان و احیای حرکات موزون در رام همان. غرض آن‌که طرح برخی از پرسش‌ها هوده‌ای که ندارد هیچ، زیان‌بار هم هست و از سکنات، حرکات می‌سازد.

زبان در کش ار عقل داری و هوش
چو سعدی سخن گوی، ور نه خموش

@MorphoSyntax
😁21🤔1👌1


📝 ویرایش | حذف ناهمگون


◄ *طرح پیشنهادی معاون اداری‌مالی اشكال‌های حقوقی جدی دارد، گو این‌که به‌گفتۀ کارشناس حقوقی سازمان، نکات سودمندی نیز یافت می‌شود.

★ همان‌گونه که در حذف به قرینۀ فعل، دقت می‌کنیم که دو فعل همسان باشند، در حذف به قرینۀ دیگر اجزای جمله نیز باید به همگونی مقولۀ دستوری آنها توجه کنیم. در نمونۀ بالا، گروه حرف‌اضافۀ «در طرح پیشنهادی» به قرینۀ گروه اسم «طرح پیشنهادی» حذف شده است:

◄ طرح پیشنهادی معاون اداری‌مالی اشكال‌های حقوقی جدی دارد، گو این‌که به‌گفتۀ کارشناس حقوقی سازمان، نکات سودمندی نیز در آن یافت می‌شود.

@MorphoSyntax
👍9🙏3


💎 نحو | حذف درون بند

💥 پدیده‌ای که با نام کلی حذف به قرینه شناخته می‌شود، تنوع نحوی فراوانی دارد. در تصویر پیوست، برخی از گونه‌های پربسامد حذف را که بر ارکان بند اعمال می‌شوند، ملاحظه می‌فرمایید.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: پدیدۀ حذف درون بند (رویکردی فازبنیاد)
https://jlkd.um.ac.ir/article_45459.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍6🙏5👌1