مسخ - کافکا.pdf
3.3 MB
☰
📖 رمان کوتاه | مسخ
▫️نویسنده: فرانتس کافکا (۱۸۸۳ ــ ۱۹۲۴)
▫️مترجم: صادق هدایت (۱۲۸۱ ــ ۱۳۳۰)
@MorphoSyntax
📖 رمان کوتاه | مسخ
▫️نویسنده: فرانتس کافکا (۱۸۸۳ ــ ۱۹۲۴)
▫️مترجم: صادق هدایت (۱۲۸۱ ــ ۱۳۳۰)
@MorphoSyntax
👍11
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | نمونهٔ گفتاری «برگشته بود گفته بود داشتم پا میشدم برم بگیرم بخوابم زنگ زدی» متشکل از چند جمله است؟
💎 نحو | نمونهٔ گفتاری «برگشته بود گفته بود داشتم پا میشدم برم بگیرم بخوابم زنگ زدی» متشکل از چند جمله است؟
☰
💎 نحو | جملهٔ مرکب
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ برگشته بود گفته بود (که) داشتم پا میشدم (تا) برم (که/ و) بگیرم بخوابم (که) زنگ زدی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️جملهٔ مرکب بالا متشکل از پنج جملهٔ ساده (بند) است:
۱. برگشته بود گفته بود
۲. داشتم پا میشدم
۳. برم
۴. بگیرم بخوابم
۵. زنگ زدی
@MorphoSyntax
💎 نحو | جملهٔ مرکب
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ برگشته بود گفته بود (که) داشتم پا میشدم (تا) برم (که/ و) بگیرم بخوابم (که) زنگ زدی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️جملهٔ مرکب بالا متشکل از پنج جملهٔ ساده (بند) است:
۱. برگشته بود گفته بود
۲. داشتم پا میشدم
۳. برم
۴. بگیرم بخوابم
۵. زنگ زدی
@MorphoSyntax
👍12✍2🤔2
MorphoSyntax
☰ 💎 نحو | جملهٔ مرکب ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ◄ برگشته بود گفته بود (که) داشتم پا میشدم (تا) برم (که/ و) بگیرم بخوابم (که) زنگ زدی. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ…
☰
💎 نحو | افعال پیاپی: معیارهای بازشناسی
✿ برای شناسایی ساخت فعلهای پیاپی که یک بند بهشمار میآیند، ممکن است معیارهای تصویر پیوست سودمند باشند. این معیارها برای فعل دستوری «داشتن» در جملهٔ زیر ارزیابی شدهاند:
◄ (۱). رئیس شرکت داشت معاونش را بهجای خودش به جلسه میفرستاد.
✿ همین معیارها یا شاخصها را میتوانید برای دیگر نمونههایی از این دست که البته ساختهای مناقشهبرانگیزیاند، محک بزنید (و نیز نک: مویسکن و وینسترا ۲۰۰۶، هسپلماث ۲۰۱۵، و آیکنوالد ۲۰۰۶ و ۲۰۱۸)؛ مثلاً نمونهٔ زیر برپایهٔ این شاخصها باید متشکل از دو جمله (بند) باشد:
◄ (۲). رئیس شرکت داشت برمیگشت میگفت معاونم بهجای من میآید.
✿ شاخص ششم که در این جدول نیامده، حضور تنها یک عنصر قطبی منفی در ساخت فعلهای پیاپی است؛ یعنی نفی فعل فقط یکبار و بر روی یک فعل آشکار میشود. ساخت مستمر در فارسی معیار منفی نمیشود، اما اگر یک همتی بکنیم و مسئولان هم حمایت کنند، جملهٔ «۳» در زیر که از شاخص ششم پیروی میکند، دیر یا زود به زبان معیار راه خواهد یافت:
◄ (۳). باز هم داری درس نمیخونی؟
@MorphoSyntax
💎 نحو | افعال پیاپی: معیارهای بازشناسی
✿ برای شناسایی ساخت فعلهای پیاپی که یک بند بهشمار میآیند، ممکن است معیارهای تصویر پیوست سودمند باشند. این معیارها برای فعل دستوری «داشتن» در جملهٔ زیر ارزیابی شدهاند:
◄ (۱). رئیس شرکت داشت معاونش را بهجای خودش به جلسه میفرستاد.
✿ همین معیارها یا شاخصها را میتوانید برای دیگر نمونههایی از این دست که البته ساختهای مناقشهبرانگیزیاند، محک بزنید (و نیز نک: مویسکن و وینسترا ۲۰۰۶، هسپلماث ۲۰۱۵، و آیکنوالد ۲۰۰۶ و ۲۰۱۸)؛ مثلاً نمونهٔ زیر برپایهٔ این شاخصها باید متشکل از دو جمله (بند) باشد:
◄ (۲). رئیس شرکت داشت برمیگشت میگفت معاونم بهجای من میآید.
✿ شاخص ششم که در این جدول نیامده، حضور تنها یک عنصر قطبی منفی در ساخت فعلهای پیاپی است؛ یعنی نفی فعل فقط یکبار و بر روی یک فعل آشکار میشود. ساخت مستمر در فارسی معیار منفی نمیشود، اما اگر یک همتی بکنیم و مسئولان هم حمایت کنند، جملهٔ «۳» در زیر که از شاخص ششم پیروی میکند، دیر یا زود به زبان معیار راه خواهد یافت:
◄ (۳). باز هم داری درس نمیخونی؟
@MorphoSyntax
👍10💯2
☰
🔰 حکایت نویافته
▫️هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که در پیرایشگاه، مرد سلمانی گفت «جوان، صاف بشین، قوز نکن»؛ گفتم «چشم»، گفت «پدر جان با شما نبودم»!
@MorphoSyntax
🔰 حکایت نویافته
▫️هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که در پیرایشگاه، مرد سلمانی گفت «جوان، صاف بشین، قوز نکن»؛ گفتم «چشم»، گفت «پدر جان با شما نبودم»!
@MorphoSyntax
😁24😢6🆒2
MorphoSyntax
☰ 💎 نحو | ساخت ترتیبی 🔻وقتی بخواهیم در مسیر سفرمان سوختگیری کنیم، کدام جملهٔ زیر را میگوییم؟ ◄ (۱). پمپبنزین آخر بزرگراه بنزین میزنم. ◄ (۲). آخرین پمپبنزین بزرگراه بنزین میزنم. 🔺 منطقاً باید جملهٔ دوم را بهکار ببریم. آخر بزرگراه، موقعیت جغرافیایی…
☰
💎 نحو | بیت آخر غزل
🔖 کانال معلومالحال «MoS» در تبیینی نادرست نوشته است: «بهکار بردن عبارت چهارشنبۀ آخر سال برای چهارشنبهسوری غلط است. باید بنویسیم آخرین چهارشنبۀ سال» (یادداشت بالا).
🔖 این خطا از آنجا برمیخیزد که نویسنده، مقولۀ دستوری «آخر» را در عبارت یادشده، فقط اسم تلقی کرده و آن را با «سال» یک سازه درنظر گرفته است:
◄ چهارشنبۀ [آخر سال]
(= چهارشنبۀ انتهای سال)
🔖 در حالی که «آخر» گذشته از اسم، میتواند صفت هم باشد و بهجای آنکه همراه با «سال» مضافالیه «چهارشنبه» را بسازد، توصیفگر این روز باشد (با الگوی زبرزنجیری متفاوت بخوانید):
◄ [چهارشنبۀ آخر] سال
(= آخرین چهارشنبۀ سال)
🔖 بههمین ترتیب، «آخر» در گروه نحوی «سلام آخر نماز»، اسم است، نه صفتِ «سلام»؛ اما همین واژه در سازۀ «رکعت آخر نماز» صفتِ «رکعت» است (مثلاً رکعت چهارم در نماز ظهر). در عبارت «بیت آخر غزل»، «آخر» میتواند هویت و جایگاهی دوگانه داشته باشد: یا صفت «بیت» باشد (یعنی: آخرین بیت غزل)، یا مضافالیه آن (یعنی: بیت انتهای غزل). اما در هر صورت، برونداد معنایی هر دو ساختار، یکی است و مفهوم «مقطع یا خِتام غزل» از آنها برمیآید.
🔖 بنابراین «چهارشنبۀ آخر سال»، وقتی «آخر» را صفت درنظر بگیریم و آن را توصیفکنندۀ «چهارشنبه» بدانیم، کاملاً درست است؛ البته با این توجه که نام «چهارشنبهسوری»، «شب چهارشنبۀ آخر سال/ آخرین چهارشنبۀ سال» نیست، بلکه این عبارتها شرح دانشنامهای برای معرفی این روزند؛ همانگونه که مثلاً اصطلاح «مقطع» را با عبارت «بیت آخر غزل و قصیده» یا «آخرین بیت غزل و قصیده» توضیح میدهیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● به بچهٔ آخر خانوادهشون عیدی دادی؟
○ آخر خانوادهشون کجاست؟
● منظورم آخرین بچهٔ خانوادهشونه!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | بیت آخر غزل
🔖 کانال معلومالحال «MoS» در تبیینی نادرست نوشته است: «بهکار بردن عبارت چهارشنبۀ آخر سال برای چهارشنبهسوری غلط است. باید بنویسیم آخرین چهارشنبۀ سال» (یادداشت بالا).
🔖 این خطا از آنجا برمیخیزد که نویسنده، مقولۀ دستوری «آخر» را در عبارت یادشده، فقط اسم تلقی کرده و آن را با «سال» یک سازه درنظر گرفته است:
◄ چهارشنبۀ [آخر سال]
(= چهارشنبۀ انتهای سال)
🔖 در حالی که «آخر» گذشته از اسم، میتواند صفت هم باشد و بهجای آنکه همراه با «سال» مضافالیه «چهارشنبه» را بسازد، توصیفگر این روز باشد (با الگوی زبرزنجیری متفاوت بخوانید):
◄ [چهارشنبۀ آخر] سال
(= آخرین چهارشنبۀ سال)
🔖 بههمین ترتیب، «آخر» در گروه نحوی «سلام آخر نماز»، اسم است، نه صفتِ «سلام»؛ اما همین واژه در سازۀ «رکعت آخر نماز» صفتِ «رکعت» است (مثلاً رکعت چهارم در نماز ظهر). در عبارت «بیت آخر غزل»، «آخر» میتواند هویت و جایگاهی دوگانه داشته باشد: یا صفت «بیت» باشد (یعنی: آخرین بیت غزل)، یا مضافالیه آن (یعنی: بیت انتهای غزل). اما در هر صورت، برونداد معنایی هر دو ساختار، یکی است و مفهوم «مقطع یا خِتام غزل» از آنها برمیآید.
🔖 بنابراین «چهارشنبۀ آخر سال»، وقتی «آخر» را صفت درنظر بگیریم و آن را توصیفکنندۀ «چهارشنبه» بدانیم، کاملاً درست است؛ البته با این توجه که نام «چهارشنبهسوری»، «شب چهارشنبۀ آخر سال/ آخرین چهارشنبۀ سال» نیست، بلکه این عبارتها شرح دانشنامهای برای معرفی این روزند؛ همانگونه که مثلاً اصطلاح «مقطع» را با عبارت «بیت آخر غزل و قصیده» یا «آخرین بیت غزل و قصیده» توضیح میدهیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● به بچهٔ آخر خانوادهشون عیدی دادی؟
○ آخر خانوادهشون کجاست؟
● منظورم آخرین بچهٔ خانوادهشونه!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
😁9🔥3💯2❤1
☰
👁🗨 دیدگاه | تاریخ سروده
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
مبارکتر شب و خرّمترین روز
به استقبالم آمد بختِ پیروز
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز
✍🏿 سعدی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️استاد فاضل، دکتر حمید حسنی، با ارجاع به ابیات بالا از جناب سعدی نوشت:
پرسشی تاریخی
ــ اول فروردین سال ۶۲۲ هجری خورشیدی / ۲۱ مارس ۱۲۴۳ میلادی برابر با ۲۱ رمضان ۶۴۰ هجری قمری بوده.
ــ هفتم فروردین ۶۵۴ ه.خ / ۲۷ مارس ۱۲۷۵ م هم با ۲۱ رمضان ۶۷۳ ه.ق مصادف بوده.
▫️آیا ممکن است سعدی غزل زیر را در یکی از این دو سال سرودهباشد؟
مبارکتر شب و خرّمترین روز
به استقبالم آمد بختِ پیروز
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز
مه است این یا مَلَک یا آدمیزاد؟
پری یا آفتاب عالمافروز؟
ندانستی که ضدان در کمیناند
نکو کردی علیرغم بدآموز
مرا با دوست، ای دشمن، وصال است
تو را گر دل نخواهد، دیده بردوز!
شبان دانم که از درد جدایی
نیاسودم ز فریادِ جهانسوز
گر آن شبهای باوحشت نمیبود
نمیدانست سعدی قدر این روز
▫️ برای تبدیل تاریخها از وبگاه دقیقِ باحساب (www.bahesab.ir) یاری جستم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | تاریخ سروده
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
مبارکتر شب و خرّمترین روز
به استقبالم آمد بختِ پیروز
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز
✍🏿 سعدی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️استاد فاضل، دکتر حمید حسنی، با ارجاع به ابیات بالا از جناب سعدی نوشت:
پرسشی تاریخی
ــ اول فروردین سال ۶۲۲ هجری خورشیدی / ۲۱ مارس ۱۲۴۳ میلادی برابر با ۲۱ رمضان ۶۴۰ هجری قمری بوده.
ــ هفتم فروردین ۶۵۴ ه.خ / ۲۷ مارس ۱۲۷۵ م هم با ۲۱ رمضان ۶۷۳ ه.ق مصادف بوده.
▫️آیا ممکن است سعدی غزل زیر را در یکی از این دو سال سرودهباشد؟
مبارکتر شب و خرّمترین روز
به استقبالم آمد بختِ پیروز
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز
مه است این یا مَلَک یا آدمیزاد؟
پری یا آفتاب عالمافروز؟
ندانستی که ضدان در کمیناند
نکو کردی علیرغم بدآموز
مرا با دوست، ای دشمن، وصال است
تو را گر دل نخواهد، دیده بردوز!
شبان دانم که از درد جدایی
نیاسودم ز فریادِ جهانسوز
گر آن شبهای باوحشت نمیبود
نمیدانست سعدی قدر این روز
▫️ برای تبدیل تاریخها از وبگاه دقیقِ باحساب (www.bahesab.ir) یاری جستم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
⚡4👍3👏2🤔2🙏1
Non-active voices in Iranian languages.pdf
818 KB
☰
📑 مقاله | جهت دستوری در فارسی، کردی و بختیاری
▪️Non-active voices in Iranian languages: the case of Farsi, Kurdish and Baxtiari (2025)
▪️Gholamhosein Karimi Doostan, University of Tehran
▪️Atefeh Shabazi, University of Gottingen
@MorphoSyntax
📑 مقاله | جهت دستوری در فارسی، کردی و بختیاری
▪️Non-active voices in Iranian languages: the case of Farsi, Kurdish and Baxtiari (2025)
▪️Gholamhosein Karimi Doostan, University of Tehran
▪️Atefeh Shabazi, University of Gottingen
@MorphoSyntax
👍8
☰
👁🗨 دیدگاه | گویشور بامرام
▪️در گویشپژوهی میدانی، گویشوران بومیای که از آنها کمک میگیریم و به پرسشهای پرسشنامهٔمان پاسخ میدهند، باید «مرام» داشته باشند تا اعتبار دادههای پژوهشمان افزایش یابید؛ یعنی واجد این ویژگیها باشند: «میانسال، روستایی، آقا، و مقیم». در انگلیسی، اصطلاحاً میگویند گویشور باید «NORM» باشد؛ سرنامی که اجزای سازندهاش در تصویر پیوست آمدهاند.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | گویشور بامرام
▪️در گویشپژوهی میدانی، گویشوران بومیای که از آنها کمک میگیریم و به پرسشهای پرسشنامهٔمان پاسخ میدهند، باید «مرام» داشته باشند تا اعتبار دادههای پژوهشمان افزایش یابید؛ یعنی واجد این ویژگیها باشند: «میانسال، روستایی، آقا، و مقیم». در انگلیسی، اصطلاحاً میگویند گویشور باید «NORM» باشد؛ سرنامی که اجزای سازندهاش در تصویر پیوست آمدهاند.
@MorphoSyntax
🤔11👍8😁1
☰
📝 ویرایش | خاورمیانه؟!
✏️ «مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه» در بهمن ۱۳۶۷ در تهران بنا شد. خود اصطلاح مناقشهبرانگیز «خاورمیانه» که شامل سرزمینهایی چون ایران، عراق، ترکیه، مصر، سوریه و شبهجزیرۀ عربستان میشود، در اوایل سدۀ بیستم از منظر کشورهای اروپایی وضع شد و در برابر خاور نزدیک و دور بهکار رفت. این اصطلاحات، ازآنجاکه اروپا را مرکز عالم میانگارند و دیگر موقعیتهای جغرافیایی را در قیاس با آن میسنجند، با انتقادهایی روبهرو شدهاند.
✏️ اینکه دیگران از نگاه خود ما را ساکن خاورمیانه بنامند، یک مسئله است، اما اینکه ما هم خاستگاه اصلی تمدن را بر همین مبنا نامگذاری کنیم و مثلاً مرکزی با نام «مطالعات استراتژیک خاورمیانه» راه بیندازیم، مسئلهای دیگر است. اگر قرار باشد جایی را مرکز این کرۀ دوّار بدانیم و دوری و نزدیکی را با آن اندازه بگیریم، قاعدتاً باید برای فلات ایران چنین جایگاهی قائل باشیم. در این صورت، آیا اهالی اروپا و امریکا حاضرند خود را بهترتیب باختر نزدیک و دور بنامند؟!
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | خاورمیانه؟!
✏️ «مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه» در بهمن ۱۳۶۷ در تهران بنا شد. خود اصطلاح مناقشهبرانگیز «خاورمیانه» که شامل سرزمینهایی چون ایران، عراق، ترکیه، مصر، سوریه و شبهجزیرۀ عربستان میشود، در اوایل سدۀ بیستم از منظر کشورهای اروپایی وضع شد و در برابر خاور نزدیک و دور بهکار رفت. این اصطلاحات، ازآنجاکه اروپا را مرکز عالم میانگارند و دیگر موقعیتهای جغرافیایی را در قیاس با آن میسنجند، با انتقادهایی روبهرو شدهاند.
✏️ اینکه دیگران از نگاه خود ما را ساکن خاورمیانه بنامند، یک مسئله است، اما اینکه ما هم خاستگاه اصلی تمدن را بر همین مبنا نامگذاری کنیم و مثلاً مرکزی با نام «مطالعات استراتژیک خاورمیانه» راه بیندازیم، مسئلهای دیگر است. اگر قرار باشد جایی را مرکز این کرۀ دوّار بدانیم و دوری و نزدیکی را با آن اندازه بگیریم، قاعدتاً باید برای فلات ایران چنین جایگاهی قائل باشیم. در این صورت، آیا اهالی اروپا و امریکا حاضرند خود را بهترتیب باختر نزدیک و دور بنامند؟!
@MorphoSyntax
👍25🔥3😁1💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
👁🗨 دیدگاه | مرز همگویی
🔘 یکم، «شما که سواد داری، لیسانس داری، روزنامهخونی» بیزحمت یادتون باشه قائمشهر، فارس و مازنی و لر و ترکزبان و عربزبان داره. پس در آموزش به زبان مادری برای همهشون معلم و مدرسهٔ جدا و درس و مشق مستقل راه بندازید و بچههای زبونبستهٔ مردم رو دَرهم توی یک مکتب ننشونید؛ «همگرایی» نشونهٔ «نژادپرستی» پنهانه!
🔘 دوم، شما که «با بزرگون میشینی، حرف میزنی، همه چی میدونی» عنایت بفرمایید که مازندرانی رایج در قائمشهر با گونههای چند فرسخ این طرف و اون طرفش، تومنی هفت صنار فرق داره. حالا که قراره هرکی از سند تا فرات، کتاب متاب خودش رو داشته باشه، لطفاً حساب و کتاب قائمشهر رو هم از بابل و ساری و جویبار جدا کنید و به فکر راهاندازی فرهنگستان زبان و ادب قائمشهری هم باشید؛ «واگرایی» نشونهٔ «میهندوستی» عریانه!
✔️ در سرزمینی که گاه پیش از گذر از حد ترخص، با گونهٔ زبانی تازهای مواجه میشوید و جابهجایی در مرز همگویی (isogloss) نمازتان را شکسته نمیکند، جداسازی آموزش برپایهٔ زبان، سِحر شگفتانگیزی است که تا پای منافع قوم و قبیلهای در میان باشد، هیچ منطقی باطلش نمیکند.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | مرز همگویی
🔘 یکم، «شما که سواد داری، لیسانس داری، روزنامهخونی» بیزحمت یادتون باشه قائمشهر، فارس و مازنی و لر و ترکزبان و عربزبان داره. پس در آموزش به زبان مادری برای همهشون معلم و مدرسهٔ جدا و درس و مشق مستقل راه بندازید و بچههای زبونبستهٔ مردم رو دَرهم توی یک مکتب ننشونید؛ «همگرایی» نشونهٔ «نژادپرستی» پنهانه!
🔘 دوم، شما که «با بزرگون میشینی، حرف میزنی، همه چی میدونی» عنایت بفرمایید که مازندرانی رایج در قائمشهر با گونههای چند فرسخ این طرف و اون طرفش، تومنی هفت صنار فرق داره. حالا که قراره هرکی از سند تا فرات، کتاب متاب خودش رو داشته باشه، لطفاً حساب و کتاب قائمشهر رو هم از بابل و ساری و جویبار جدا کنید و به فکر راهاندازی فرهنگستان زبان و ادب قائمشهری هم باشید؛ «واگرایی» نشونهٔ «میهندوستی» عریانه!
✔️ در سرزمینی که گاه پیش از گذر از حد ترخص، با گونهٔ زبانی تازهای مواجه میشوید و جابهجایی در مرز همگویی (isogloss) نمازتان را شکسته نمیکند، جداسازی آموزش برپایهٔ زبان، سِحر شگفتانگیزی است که تا پای منافع قوم و قبیلهای در میان باشد، هیچ منطقی باطلش نمیکند.
@MorphoSyntax
👍15🔥3😁3💯3🤔1
☰
🚦دستور خط | بازتاب ساختار در خط
□ توالی اسم «کاغذ» و صفت «دیواری» در دو قامت گروه نحوی (کاغذِ دیواری) و واژهٔ مرکب (کاغذدیواری) آشکار میشود:
◄ کاغذهای دیواری خانهاش را عوض کرد.
◄کاغذدیواریهای خانهاش را عوض کرد.
□ ساخت اضافی متشکل از «رئیس» و «جمهور(ی)» چطور؟ آیا آن را هم میتوانیم به هر دو شکل ضبط کنیم و «رئیسِ جمهور(ی)» را گروه نحوی بدانیم و «رئیسجمهور(ی)» را ترکیب بگیریم؟
□ اگر فرضیهٔ ترتیب سطوح کیپارسکی را بپذیریم، بهنظر میرسد این سازه به واژهٔ مرکب (در خط با نیمفاصله) تبدیل شده و دیگر گروه نحوی (در خط با فاصلهٔ کامل) نیست؛ چنانکه صورت جمع آن، در سطح پیش از ترکیب، صرفاً بیقاعده (رؤسایجمهور) و در سطح پس از ترکیب، باقاعده (رئیسجمهورها) است.
□ گویا صورت جمع «رئیسجمهورها» در قیاس با «رؤسایجمهور» کمی غیررسمی است، مثلاً در: «رئیسجمهورهای/ رؤسایجمهور ایران و تاجیکستان دیدار کردند». اما بههرروی، اگر ساخت «*رئیسهای جمهور» را پذیرفتنی ندانیم (به شم نگارنده خوشساخت نیست)، یعنی این ساختار در درون خود به تصریف باقاعده تن نمیدهد و به واژهٔ مرکب بدل شده است: «رئیسجمهور(ی)».
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | بازتاب ساختار در خط
□ توالی اسم «کاغذ» و صفت «دیواری» در دو قامت گروه نحوی (کاغذِ دیواری) و واژهٔ مرکب (کاغذدیواری) آشکار میشود:
◄ کاغذهای دیواری خانهاش را عوض کرد.
◄کاغذدیواریهای خانهاش را عوض کرد.
□ ساخت اضافی متشکل از «رئیس» و «جمهور(ی)» چطور؟ آیا آن را هم میتوانیم به هر دو شکل ضبط کنیم و «رئیسِ جمهور(ی)» را گروه نحوی بدانیم و «رئیسجمهور(ی)» را ترکیب بگیریم؟
□ اگر فرضیهٔ ترتیب سطوح کیپارسکی را بپذیریم، بهنظر میرسد این سازه به واژهٔ مرکب (در خط با نیمفاصله) تبدیل شده و دیگر گروه نحوی (در خط با فاصلهٔ کامل) نیست؛ چنانکه صورت جمع آن، در سطح پیش از ترکیب، صرفاً بیقاعده (رؤسایجمهور) و در سطح پس از ترکیب، باقاعده (رئیسجمهورها) است.
□ گویا صورت جمع «رئیسجمهورها» در قیاس با «رؤسایجمهور» کمی غیررسمی است، مثلاً در: «رئیسجمهورهای/ رؤسایجمهور ایران و تاجیکستان دیدار کردند». اما بههرروی، اگر ساخت «*رئیسهای جمهور» را پذیرفتنی ندانیم (به شم نگارنده خوشساخت نیست)، یعنی این ساختار در درون خود به تصریف باقاعده تن نمیدهد و به واژهٔ مرکب بدل شده است: «رئیسجمهور(ی)».
@MorphoSyntax
👍14👌2
MorphoSyntax
☰
🔰 روز زبان مادری | با توجه به مجموعهٔ عوامل زبانشناختی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و جز آنها، در حوزهٔ آموزش زبانها و گویشهای اقوام ایرانی در مدارس کشورمان، با کدامیک از گزینههای زیر موافقاید؟
🔰 روز زبان مادری | با توجه به مجموعهٔ عوامل زبانشناختی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و جز آنها، در حوزهٔ آموزش زبانها و گویشهای اقوام ایرانی در مدارس کشورمان، با کدامیک از گزینههای زیر موافقاید؟
☰
🔰 حکایت | در فضیلت خاموشی
▫️صدق و کذبش بر نگارنده پوشیده است؛ گویند عماد رام پس از آنکه از عرصهٔ هنرورزی کناره گرفت و رخت خوانندگی از تن بِکند، از پیشهٔ دامداری سر درآورد. دیری نپایید که او را فراخواندند و به پرسشش گرفتند. مستنطق از برای آنکه اطمینان یابد که رام دیگر نمیخواند و از طرب و لعب دور گشته، پرسید: «میگن دامداری داری رام؟» ضربآهنگ پرسش همان و احیای حرکات موزون در رام همان. غرض آنکه طرح برخی از پرسشها هودهای که ندارد هیچ، زیانبار هم هست و از سکنات، حرکات میسازد.
زبان در کش ار عقل داری و هوش
چو سعدی سخن گوی، ور نه خموش
@MorphoSyntax
🔰 حکایت | در فضیلت خاموشی
▫️صدق و کذبش بر نگارنده پوشیده است؛ گویند عماد رام پس از آنکه از عرصهٔ هنرورزی کناره گرفت و رخت خوانندگی از تن بِکند، از پیشهٔ دامداری سر درآورد. دیری نپایید که او را فراخواندند و به پرسشش گرفتند. مستنطق از برای آنکه اطمینان یابد که رام دیگر نمیخواند و از طرب و لعب دور گشته، پرسید: «میگن دامداری داری رام؟» ضربآهنگ پرسش همان و احیای حرکات موزون در رام همان. غرض آنکه طرح برخی از پرسشها هودهای که ندارد هیچ، زیانبار هم هست و از سکنات، حرکات میسازد.
زبان در کش ار عقل داری و هوش
چو سعدی سخن گوی، ور نه خموش
@MorphoSyntax
😁21🤔1👌1
☰
📝 ویرایش | حذف ناهمگون
◄ *طرح پیشنهادی معاون اداریمالی اشكالهای حقوقی جدی دارد، گو اینکه بهگفتۀ کارشناس حقوقی سازمان، نکات سودمندی نیز یافت میشود.
★ همانگونه که در حذف به قرینۀ فعل، دقت میکنیم که دو فعل همسان باشند، در حذف به قرینۀ دیگر اجزای جمله نیز باید به همگونی مقولۀ دستوری آنها توجه کنیم. در نمونۀ بالا، گروه حرفاضافۀ «در طرح پیشنهادی» به قرینۀ گروه اسم «طرح پیشنهادی» حذف شده است:
◄ طرح پیشنهادی معاون اداریمالی اشكالهای حقوقی جدی دارد، گو اینکه بهگفتۀ کارشناس حقوقی سازمان، نکات سودمندی نیز در آن یافت میشود.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | حذف ناهمگون
◄ *طرح پیشنهادی معاون اداریمالی اشكالهای حقوقی جدی دارد، گو اینکه بهگفتۀ کارشناس حقوقی سازمان، نکات سودمندی نیز یافت میشود.
★ همانگونه که در حذف به قرینۀ فعل، دقت میکنیم که دو فعل همسان باشند، در حذف به قرینۀ دیگر اجزای جمله نیز باید به همگونی مقولۀ دستوری آنها توجه کنیم. در نمونۀ بالا، گروه حرفاضافۀ «در طرح پیشنهادی» به قرینۀ گروه اسم «طرح پیشنهادی» حذف شده است:
◄ طرح پیشنهادی معاون اداریمالی اشكالهای حقوقی جدی دارد، گو اینکه بهگفتۀ کارشناس حقوقی سازمان، نکات سودمندی نیز در آن یافت میشود.
@MorphoSyntax
👍9🙏3
☰
💎 نحو | حذف درون بند
⛓💥 پدیدهای که با نام کلی حذف به قرینه شناخته میشود، تنوع نحوی فراوانی دارد. در تصویر پیوست، برخی از گونههای پربسامد حذف را که بر ارکان بند اعمال میشوند، ملاحظه میفرمایید.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: پدیدۀ حذف درون بند (رویکردی فازبنیاد)
https://jlkd.um.ac.ir/article_45459.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | حذف درون بند
⛓💥 پدیدهای که با نام کلی حذف به قرینه شناخته میشود، تنوع نحوی فراوانی دارد. در تصویر پیوست، برخی از گونههای پربسامد حذف را که بر ارکان بند اعمال میشوند، ملاحظه میفرمایید.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: پدیدۀ حذف درون بند (رویکردی فازبنیاد)
https://jlkd.um.ac.ir/article_45459.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍6🙏5👌1
MorphoSyntax
☰ 🚦دستور خط | بازتاب ساختار در خط □ توالی اسم «کاغذ» و صفت «دیواری» در دو قامت گروه نحوی (کاغذِ دیواری) و واژهٔ مرکب (کاغذدیواری) آشکار میشود: ◄ کاغذهای دیواری خانهاش را عوض کرد. ◄کاغذدیواریهای خانهاش را عوض کرد. □ ساخت اضافی متشکل از «رئیس» و «جمهور(ی)»…
☰
🚦دستور خط | بهنظرتان مقولهٔ دستوری «از» در «از آمدنم نبود گردون را سود» چیست؟
🚦دستور خط | بهنظرتان مقولهٔ دستوری «از» در «از آمدنم نبود گردون را سود» چیست؟
Anonymous Poll
64%
۱. حرف اضافه
36%
۲. حرفاضافه
☰
👁🗨 دیدگاه | میراث ایرانی
📌 جشن نوروز هزاران سال است که در جهان ایرانی گرامی داشته میشود و ایرانیان، با هر زبان و فرهنگ و باور، آن را در گذر تاریخ زنده نگاه داشتهاند. در حالی که ایران، یعنی زادگاه نوروز، این آیین را سخاوتمندانه با کشورهای نوساخته و برساختهٔ منطقه سهیم شده و در سازمان یونسکو، به منزلهٔ کهنترین میراث ناملموس بشری به ثبت رسانده، بهتازگی نورسیدهای مدعی این میراث کهن شده است.
📌 رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، بدون آنکه خندهاش بگیرد، برپایهٔ گاهشماری میلادی، آیین ایرانی را تبریک گفت و تصریح کرد: روز ۲۱ مارس، نوروز، روز بزرگداشت و جشن مشترک جهان ترک خواهد بود و بدین ترتیب به اتحاد، با هم بودن و همبستگی ما کمک خواهد کرد. رجب افزود: نوروز عید یک قوم خاص نیست، بلکه عید کل ملتمان اعم از علوی، سنی، ترک و کرد و تمام جغرافیای ماست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع خبر:
https://khabaronline.ir/xnmSL
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | میراث ایرانی
📌 جشن نوروز هزاران سال است که در جهان ایرانی گرامی داشته میشود و ایرانیان، با هر زبان و فرهنگ و باور، آن را در گذر تاریخ زنده نگاه داشتهاند. در حالی که ایران، یعنی زادگاه نوروز، این آیین را سخاوتمندانه با کشورهای نوساخته و برساختهٔ منطقه سهیم شده و در سازمان یونسکو، به منزلهٔ کهنترین میراث ناملموس بشری به ثبت رسانده، بهتازگی نورسیدهای مدعی این میراث کهن شده است.
📌 رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، بدون آنکه خندهاش بگیرد، برپایهٔ گاهشماری میلادی، آیین ایرانی را تبریک گفت و تصریح کرد: روز ۲۱ مارس، نوروز، روز بزرگداشت و جشن مشترک جهان ترک خواهد بود و بدین ترتیب به اتحاد، با هم بودن و همبستگی ما کمک خواهد کرد. رجب افزود: نوروز عید یک قوم خاص نیست، بلکه عید کل ملتمان اعم از علوی، سنی، ترک و کرد و تمام جغرافیای ماست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع خبر:
https://khabaronline.ir/xnmSL
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
😁15😢4👍2
☰
🌐 ریشهشناسی | به زخم گراز آمد و خرس و گرگ
🔅واج /v/ آغازینِ ایرانی باستان، پیش از برخی واکهها و از جمله در مجاورت /u/ و /i/، هنگامی که به فارسی نو رسیده، به توالی /go/ بدل شده است؛ مانند «گرگ» که در ایرانی باستان /vrka/ بود و برآمده از هندواروپایی مادر «wĺkʷos» است. این واژه وقتی از شاخۀ ژرمنی غربی به زبان انگلیسی رسید، به شکل «wolf» درآمد. همچنین، واژههای «گنجشک» (/vinčišk/ در فارسی میانه) و «گمان» (/vi-manah/ در ایرانی باستان) همین تحول /vi/ به /go/ را پشت سر گذاشتهاند (برگرفته از حسندوست ۱۳۹۱).
🔅واژۀ فارسی «گراز» نیز چنین سرگذشتی دارد و برآمده از /varɑz/ در فارسی میانه و /varɑza/ در ایرانی باستان است. جالب آنکه واج /v/ آغازین در برخی از زبانها و گویشهای ایرانی حفظ شده و تحول آوایی یادشده را پشت سر نگذاشته است؛ از جمله در مازندرانی به «گراز»، /verɑz/ میگویند. در میان زبانهای هندواروپایی، کلمۀ «verrēs» در لاتین (= گراز نر) نیای مشترکی با «گراز» فارسی دارد. در زبان ارمنی نیز /varaz/ از همین ریشه است.
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | به زخم گراز آمد و خرس و گرگ
🔅واج /v/ آغازینِ ایرانی باستان، پیش از برخی واکهها و از جمله در مجاورت /u/ و /i/، هنگامی که به فارسی نو رسیده، به توالی /go/ بدل شده است؛ مانند «گرگ» که در ایرانی باستان /vrka/ بود و برآمده از هندواروپایی مادر «wĺkʷos» است. این واژه وقتی از شاخۀ ژرمنی غربی به زبان انگلیسی رسید، به شکل «wolf» درآمد. همچنین، واژههای «گنجشک» (/vinčišk/ در فارسی میانه) و «گمان» (/vi-manah/ در ایرانی باستان) همین تحول /vi/ به /go/ را پشت سر گذاشتهاند (برگرفته از حسندوست ۱۳۹۱).
🔅واژۀ فارسی «گراز» نیز چنین سرگذشتی دارد و برآمده از /varɑz/ در فارسی میانه و /varɑza/ در ایرانی باستان است. جالب آنکه واج /v/ آغازین در برخی از زبانها و گویشهای ایرانی حفظ شده و تحول آوایی یادشده را پشت سر نگذاشته است؛ از جمله در مازندرانی به «گراز»، /verɑz/ میگویند. در میان زبانهای هندواروپایی، کلمۀ «verrēs» در لاتین (= گراز نر) نیای مشترکی با «گراز» فارسی دارد. در زبان ارمنی نیز /varaz/ از همین ریشه است.
@MorphoSyntax
👍19❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧊 ساختواژه | وندافزایی: ابزار توانمند واژهسازی در فارسی
□ امکانات و توانمندیهای فارسی در واژهسازی (نحو درون واژه) شگفتیانگیز و کممانند است. مثلاً این زبان برای بیان مفهوم اسم فاعل، شیوههای گوناگونی پیش پایمان میگذارد که وندافزایی اشتقاقی، ترکیب ریشهای، و ترکیب فعلی از آن جملهاند:
○ فناور = technologist
○ فنسالار = technocrat
○ فنورز = technician
□ وانگهی، صرفنظر از راهبرد ترکیب، فقط ابزارهای اشتقاقی فارسی برای بیان مفهوم یادشده پرشمارند. در نمونههای زیر که زبان انگلیسی از پسوند «er/or» برای ساخت اسم فاعل استفاده کرده، فارسی وندهای متنوعی در اختیارمان گذاشته است:
○ ـه: پالایه = filter
○ ـک: غلتک = roller
○ ـار: بُردار = vector
○ ـبان: آسیابان = miller
○ ـگر: حســـگر = sensor
○ ـگار: آموزگار = teacher
○ ـنده: گیرنده = receiver
○ ـور: گویشور = speaker
○ ـچی: شکارچی = hunter
□ افزونبر اینها، پیشوندها و پسوندهایی که برای ساخت صفت (فاعلی) بهکار میروند (مانند: باــ، ــمند، ــا، ــان)، گاهی میتوانند برونداد اسم داشته باشند و بر واژۀ مشتق، جامۀ اسم فاعل بپوشانند.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | وندافزایی: ابزار توانمند واژهسازی در فارسی
□ امکانات و توانمندیهای فارسی در واژهسازی (نحو درون واژه) شگفتیانگیز و کممانند است. مثلاً این زبان برای بیان مفهوم اسم فاعل، شیوههای گوناگونی پیش پایمان میگذارد که وندافزایی اشتقاقی، ترکیب ریشهای، و ترکیب فعلی از آن جملهاند:
○ فناور = technologist
○ فنسالار = technocrat
○ فنورز = technician
□ وانگهی، صرفنظر از راهبرد ترکیب، فقط ابزارهای اشتقاقی فارسی برای بیان مفهوم یادشده پرشمارند. در نمونههای زیر که زبان انگلیسی از پسوند «er/or» برای ساخت اسم فاعل استفاده کرده، فارسی وندهای متنوعی در اختیارمان گذاشته است:
○ ـه: پالایه = filter
○ ـک: غلتک = roller
○ ـار: بُردار = vector
○ ـبان: آسیابان = miller
○ ـگر: حســـگر = sensor
○ ـگار: آموزگار = teacher
○ ـنده: گیرنده = receiver
○ ـور: گویشور = speaker
○ ـچی: شکارچی = hunter
□ افزونبر اینها، پیشوندها و پسوندهایی که برای ساخت صفت (فاعلی) بهکار میروند (مانند: باــ، ــمند، ــا، ــان)، گاهی میتوانند برونداد اسم داشته باشند و بر واژۀ مشتق، جامۀ اسم فاعل بپوشانند.
@MorphoSyntax
👍11🔥4❤3😁2