MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


🔡 آزفا | «از فروشگاه اتوبخار ژاپنی خرید.» در کنار این جملهٔ خوش‌ساخت، به‌کار بردن کدام‌یک از دو جملهٔ زیر را پذیرفتنی می‌دانید و به زبان‌آموز غیرفارسی‌زبان توصیه می‌کنید؟
Final Results
3%
(۱). از فروشگاه اتویِ ژاپنی بخار خرید.
70%
(۲). از فروشگاه اتویِ بخار ژاپنی خرید.
5%
(۳). هر دو جملهٔ اخیر خوش‌ساخت‌اند.
22%
(۴). هیچ‌یک از این دو خوش‌ساخت نیستند.


🧊 ساختواژه | رده‌شناسی ساختواژی


▫️در رده‌شناسی ساختواژی، ساختار درونی واژه‌ها، شفافیت مرز میان تکواژهای سازندۀ واژه‌ها، و میزان پیچیدگی درونی ساخت‌های دستوری، از مهم‌ترین معیارهای رده‌بندی زبان‌های مختلف به‌شمار می‌روند که در مجالی دیگر به آنها می‌پردازیم. اما خطایی رایج در رده‌شناسی ساختواژی زبان فارسی یافت می‌شود که به تحلیل‌های نادرست از جایگاه این زبان انجامیده است.

▫️در رده‌شناسی ساختواژی، برون‌داد نظام صرفی یک زبان تحلیل می‌شود و ساختار وام‌واژه‌هایی که از دیگر زبان‌ها به زبان مورد بررسی راه یافته‌اند، نقشی در تحلیل ندارد. فارسی زبان پیوندی است؛ یعنی دستگاه صرفی زبان فارسی غالباً واژه‌هایی تولید می‌کند که در آنها مرز میان تکواژها شفاف است. بنابراین، این‌که مثلاً واژه‌هایی با درون‌وند و تراوند از عربی به فارسی راه یافته‌اند، تأثیری بر تعیین جایگاه رده‌شناختی فارسی ندارد و اساساً این وام‌واژه‌ها را که برون‌داد دستگاه صرفی‌مان نیستند، نباید در رده‌شناسی ساختواژی لحاظ کرد.

▫️در اصطلاح‌شناسی این حوزه نیز همچنان یک اصطلاح گمراه‌کننده رواج دارد: «زبان تصریفی» یا نادرست‌تر از آن، «زبان صرفی» (برای بحث بیشتر نک: آیخنوالد ۲۰۰۷/۳: ۴). اصطلاح زبان تصریفی به خطا، سه زبان فارسی و روسی و آپاچی را در یک رده قرار می‌دهد، زیرا هر سه زبان تصریف دارند! اما چگونگی به‌کارگیری عناصر تصریفی در این زبان‌ها متفاوت است. فارسی زبان پیوندی است، روسی هم‌آمیخته است و آپاچی در ذیل زبان‌های بس‌ترکیبی (انضمامی) قرار می‌گیرد. در واقع، نظام صرفی هر سه زبان یادشده به فرایند تصریف مجهز است، اما هر دستگاه محصولات کاملاً متفاوتی تولید می‌کند.

✔️agglutinating = پیوندی
✔️fusional = هم‌آمیخته
✔️inflectional = تصریفی
✔️polysynthetic = بس‌ترکیبی
✔️incorporating = انضمامی
✔️morphological typology = رده‌شناسی ساختواژی

@MorphoSyntax
👍4🔥3😁2🙏1🆒1


🔰 حکایت | رده‌شناسی جدولی


🔻یک ماه راننده و خودرو در اختیارش بود و با احترام می‌آوردند و می‌بردندش. متخصص «جدول» بود. خودش چنین می‌گفت و دیگران هم در غیابش جدول‌کار خطابش می‌کردند. در دهۀ هشتاد که تنها ابزار در دسترس «زرنگار» بود، انصافاً هم خوب جدول می‌بست، نمودارهای میله‌ای همتراز درمی‌آورد و دایره‌های متحدالمرکز کوچک و بزرگ می‌کشید. سازمانی که متولی واردات کاغذ کشور بود، به توصیۀ یکی از بانک‌های اصلی کشور، اصلی‌ترین‌شان، قراردادی با جدول‌کار بسته بود تا گزارش عملکرد هشت‌ساله‌اش را چهاررنگ منتشر کند و به وزارتخانۀ بالادستی بفرستد. مهم‌ترین بخش کتابچۀ گزارش، هزینه‌های ارزی ــ ریالی واردات کاغذ و مقایسۀ آن با درآمد حاصل از توزیع در میان مصرف‌کنندگان خرد و کلان بود.

🔻وقتی کتابچه منتشر شد، نتیجه درخشان بود؛ زیبایی جداول و نمودارها و منحنی‌ها چشم را می‌نواخت و تفاوت در بلندای میله‌های هزینه و درآمد، عقل را متحیر می‌ساخت. صندوق دارایی سازمان البته چیز دیگری می‌گفت. پس از اندکی کنکاش، معلوم شد که در بخش هزینه‌ها ــ از خرید کاغذ از برزیل و اندونزی گرفته تا بهای حمل بار با کشتی و پول بیمه و هزینۀ گمرک و دستمزد ترخیص‌کار بندر و کرایۀ خواب تریلی و بیداری راننده ــ جدول‌کار در ابتکاری نادر، دلار و ریال را با هم جمع بسته و یک‌جا در جداول و نمودارها آورده است! در آن‌سو، درآمدها طبیعتاً ریالی بودند و چندان نمانده بود که میله‌های بلند و کشیدۀشان از کتابچۀ قطع خشتی بیرون بزنند. خوشبختانه تا پیش از آن‌که کتابچه توزیع شود و به دست وزیر و وکیل برسد، همهٔ نسخه‌هایش خمیر شدند و از کارگاه مقواسازی سر درآوردند . . .


🔻رده‌شناسی ساختواژی‌ای که بی‌حساب و کتاب و بدون ملاحظات عالمانه، عربی و فارسی را در هم می‌آمیزد و به یک پیمانه می‌کند، حکایت همان جداول واحد ارزی ــ ریالی است؛ یعنی جمع بستن سکۀ رایج دو نظام صرفی کاملاً متفاوت ذیل یک عنوان رده‌شناختی. فارسی واژه‌های پرشماری را از عربی و دیگر زبان‌های دور و نزدیک وام گرفته است، اما دستگاه ساختواژی این زبان تحت تأثیر زبان عربی اسم نمی‌سازد، فعل صرف نمی‌کند و صفت‌هایش را نمی‌سنجد. همچنین، الگوهای وندافزایی در دو زبان یادشده یک‌سره متفاوت‌اند و نظام ساختواژهٔ قالبی یا اصطلاحاً «ریشه و الگوی» عربی بخشی از نظام واژه‌سازی در فارسی امروز نیست؛ و اگر هم واژهٔ دیریابی همچون «کفاش» را به کمک قالب‌های عربی خلق کنیم، باز هم از دستگاه صرفی زبان مبدأ استفاده کرده‌ایم، نه فارسی.

🔻رده‌شناسی ساختواژی قرار است مختصات دستگاه صرفی یک زبان را در میان زبان‌های جهان نشان دهد و مثلاً بگوید که هریک از زبان‌های فارسی و عربی و انگلیسی و ترکی و روسی و فرانسوی و غیره، چگونه فرایندهای تصریف و ترکیب و اشتقاق را به‌کار می‌گیرند تا مطابقه‌های نحوی را بازتاب دهند یا واژه‌های تازه بیافرینند؛ نه آن‌که ساختار صرفی متفاوت این زبان‌ها را ــ چون از قضای روزگار، واژه‌هایشان در کنار هم در فارسی نشسته‌اند ــ جمع بزند و در یک جدول، سر هم، بیاورد. گفتن ندارد که اگر الگویی واجی، صرفی، نحوی و جز آنها، از زبان دیگری وارد سامانهٔ زایای زبان شود و زبان میزبان آن الگو را از آنِ خود کند، با حکایت دیگری سروکار داریم. از این شمار است زایایی تنوین عربی در فارسی که باید در شمار پسوندهای اشتقاقی فارسی بیاید و در تکواژشماری مؤثر بر تعیین ردهٔ ساختواژی، لحاظ شود. در جایی دیگر، دربارهٔ چگونگی حساب و کتاب این فرایند بیشتر خواهیم گفت.

روز معلم فرخنده.

@MorphoSyntax
9👍2🙏2😁1
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۴) 🍽 وقتی بالأخره دکتر صرافان نطق طولانی و ملال‌آورش را دربارۀ درهم‌تنیدگی دو حوزهٔ صرف و نحو به پایان برد، آقاسعید فرصتی یافت تا سفره را پهن کند و غذاها را از مطبخ بیاورد. دکتر که می‌کوشید برق چشمانش را پنهان کند، با اشاره به سفره گفت: «به خدا…


🗝 پاسخ مسئله (۳۴):


🍽 اصطلاح بیش‌گونگی (overabundance) به معنای وجود دو یا چند صورت مختلف برای یک محتوای تصریفی یا اشتقاقی است. ریشۀ «burn» در انگلیسی دو صورت «burnt» و «burned» برای ساخت صفت مفعولی دارد.

🍽 ریشۀ «کوب» نیز با دو مصدر «کوفتن» و «کوبیدن» آشکار می‌شود. بدین ترتیب، «کوفته» و «کوبیده» که اصطلاحاً صفت مفعولی خوانده می‌شوند، پیامد بیش‌گونگی در صورت‌های تصریفی و اشتقاقی ریشۀ «کوب» به‌شمار می‌روند. «جهیدن» و «جَستن» نیز بیش‌گونه‌های ریشهٔ «جَه» هستند.

@MorphoSyntax
👍16
MorphoSyntax
📝 ویرایش | ابهام در خبررسانی ✏️ پیشتر، در باب پیچیدگی‌های نفی و نیز تداخل دامنهٔ نفی و سور (همه، هیچ، هر، برخی)، گفتیم که گاهی حضور این عناصر در جمله به ابهام می‌انجامد یا دست‌کم مانع از انتقال دقیق معنا می‌شود. ✏️ به شم زبانی نگارنده، از هر دو متن فارسی…


📝 ویرایش | به‌طور/ به‌صورت . . .


✏️ مقوله‌های صفت و قید قرابت‌های دستوری فراوانی دارند و گاهی یک واژه یا سازه می‌تواند در هر دو نقش به‌کار رود؛ مانند «آرام» که در جملهٔ «۱» صفت «گام‌ها» است، اما در جملهٔ «۲» قیدی است که از چگونگی «بیرون رفتن» خبر می‌دهد:

◄ (۱). با گام‌های آرام از در بیرون رفت.*
◄ (۲). آرام از در بیرون رفت.

✏️ همان‌گونه که در جملهٔ «۲» نیازی نبوده است که از صفت «آرام»، قید «به‌طور آرام» بسازیم یا آن را به گروه حرف‌اضافهٔ «به آرامی» تبدیل کنیم، در نمونهٔ زیر نیز صفت «قانونی» می‌تواند در جایگاه قید به‌کار رود و فعل مرکب «حضور داشتن» را توصیف کند:

◄ (۳). او به‌طور قانونی در امریکا حضور دارد.
◄ (۴). او قانونی در امریکا حضور دارد.

✏️ افزون‌بر این، گاهی قیدی که کل فعل مرکب را توضیح می‌دهد، می‌تواند در نقش صفت جزء غیرفعلی (فعل‌یار) فعل مرکب بنشیند و تقریباً یا دقیقاً همان معنا را برساند:

◄ (۵). او در امریکا حضور قانونی دارد.

✏️ به‌همین ترتیب، صفت «مستقیم» که در سازهٔ قیدی «به‌صورت مستقیم» آمده است (جملهٔ ۶)، می‌تواند به‌تنهایی در نقش قید بنشیند (جملهٔ ۷)، یا با معنای کم‌وبیش مشابه، در جایگاه وابستهٔ پسین فعل‌یار «کمک» به‌کار رود:

◄ (۶). این سمن به‌صورت مستقیم و بی‌واسطه به بازماندگان حادثه کمک می‌کند.
◄ (۷). این سمن مستقیم و بی‌واسطه به بازماندگان حادثه کمک می‌کند.
◄ (۸). این سمن به بازماندگان حادثه کمک مستقیم و بی‌واسطه می‌کند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ در جملهٔ «۱»، کل گروه حرف‌اضافهٔ «با گام‌های آرام» قید یا اداتی است که فعل را توصیف می‌کند. اما به‌هرروی، «آرام» در این سازه صفت است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍9👏2


💎 نحو | محمول ثانویهٔ اختیاری

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). امدادگران کوهنوردان را مرده تلقی کرده بودند.
◄ (۲). امدادگران کوهنوردان را مرده پیدا کرده بودند.

☆ در جملهٔ «۱»، صفت «مُرده» همان محمول ثانویهٔ اجباری است که پیشتر دربارهٔ آن سخن گفتیم. اما وضعیت «مُرده» در جملهٔ «۲» اندکی متفاوت است. در این نمونه «مُرده» محمول ثانویهٔ اختیاری است و برخلاف جملهٔ نخست، می‌توان آن را حذف کرد:

◄ (۳). *امدادگران کوهنوردان را تلقی کرده بودند.
◄ (۴). امدادگران کوهنوردان را پیدا کرده بودند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

☆ محمول‌های ثانویه اختیاری به دو نوع همامدی و پیامدی تقسیم می‌شوند. برای روشن شدن این موضوع، جفت‌جملات «۵» و «۶» را با «۹» و «۱۰» مقایسه بفرمایید:

◄ (۵). بچه ناقص به‌دنیا آمد.
◄ (۶). او بچه را ناقص به‌دنیا آورد.

☆ در هر دو جملهٔ بالا، صفت «ناقص» محمول ثانویهٔ همامدی است؛ یعنی محمول یا گزاره‌ای که هم‌زمان با محمول اصلی جمله، در اینجا «به‌دنیا آمدن/ آوردن»، رخ داده است:

◄ (۷). بچه در حالی به‌دنیا آمد که ناقص بود.
◄ (۸). او بچه را در حالی به‌دنیا آورد که ناقص بود.

☆ رابطهٔ میان «بچه» و «ناقص» در هر دو جمله ثابت و از نوع رابطهٔ فاعلی ــ محمولی است. یعنی این دو عنصر در خرده‌بندی قرار دارند که در آن، «بچه» فاعل خرده‌بند و «ناقص» محمول خرده‌بند است (با این توجه که فاعل متفاوت با کنشگر است). اما اکنون جملات زیر را ملاحظه بفرمایید:

◄ (۹). بچه درس‌خوان بار آمد.
◄ (۱۰). او بچه را درس‌خوان بار آورد.

☆ در این دو جمله نیز صفت «درس‌خوان» همان رابطه‌ای را با «بچه» دارد که در جملات پیشین، «ناقص» با «بچه» داشت؛ با این تفاوت که این‌بار «درس‌خوان» محمول ثانویهٔ پیامدی است؛ یعنی محمول یا گزاره‌ای که از محمول اصلی منتج می‌شود:

◄ (۱۱). بچه چنان بار آمد که درس‌خوان شد.
◄ (۱۲). او بچه را چنان بار آورد که درس‌خوان شد.

☆ محمول‌های ثانویه لزوماً صفت نیستند و می‌توانند گروه حرف‌اضافه یا اسم باشند. محمول ثانویه در جملهٔ «۱۳» صفت، در جملهٔ «۱۴» گروه حرف‌اضافه و در جملهٔ «‌۱۵» گروه اسمی است:

◄ (۱۳). پلیس متهم را دست‌بسته به دادگاه آورد.
◄ (۱۴). پلیس متهم را با دستان بسته به دادگاه آورد.
◄ (۱۵). آقاسعید فرزندانش را انسان‌هایی عاقل تربیت کرد.

☆ در مجموع، صفت‌ها می‌توانند وابستهٔ پسین اسم باشند (مانند جملهٔ ۱۶)، یا محمول/ گزاره. در جایگاه اخیر، صفتی که محمول است، ممکن است محمول ثانویه (مانند جملهٔ ۱۷) یا محمول اصلی باشد (مانند جملهٔ ۱۸):

◄ (۱۶). آقاسعید خانهٔ دوطبقه ساخت.
◄ (۱۷). آقاسعید خانه را دوطبقه ساخت.
◄ (۱۸). خانهٔ آقاسعید دوطبقه است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏻 دو نکته:

☆ محمول‌های ثانویهٔ پیامدی، در همهٔ زبان‌ها همواره به مفعول اصلی جمله ارجاع می‌یابند. اما همامدی‌ها می‌توانند فاعل‌محور (مانند جملهٔ ۵) یا مفعول‌محور (مانند جملهٔ ۶) باشند.

☆ محمول‌های ثانویهٔ همامدی در متون کهن فارسی فراوان به‌کار رفته‌اند؛ اما محمول‌های پیامدی بسیار دیریاب یا نایاب‌اند. چرا؟ سؤال خوبی است. هرکس پاسخش را یافت، نگارنده را بی‌خبر نگذارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: محمول‌های ثانویه در زبان فارسی، رویکردی کمینه‌گرا (۱۳۹۷)

https://jolr.ut.ac.ir/article_69526.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️secondary predicate = محمول ثانویه
✔️resultative predicate = محمول پیامدی
✔️depictive predicate = محمول همامدی

@MorphoSyntax
9👍3


💎 نحو | حال فاعلی، حال مفعولی


زنده‌یاد دکتر خسرو فرشیدورد (۱۳۰۸ ــ ۱۳۸۸) دستورپژوه، ادیب و استاد فرهیختهٔ زبان و ادبیات فارسی بود که در توصیف دستور زبان فارسی نگاهی عالمانه، تیزبین و کم‌مانند داشت. بخشی از دانش ژرف استاد از ساخت‌های صرفی و نحوی فارسی، در کتاب سترگ دستور مفصل امروز (۱۳۸۲) بازتاب یافته است.

آنچه امروزه زبان‌شناسان محمول همامدی می‌خوانند، پیشتر در اثر وی با نام حال فاعلی و حال مفعولی آمده و ازآنجاکه رسالهٔ دکتری استاد (۱۳۴۲) درباب قید است، بعید نیست که ایشان در آنجا نیز به این ساختار اشاره کرده باشند.

استاد فرشیدورد برای حال فاعلی و مفعولی، به‌ترتیب، دو مثال زیر را می‌آورند (فرشیدورد ۱۳۸۲: ۴۶۰) و با توجه به این‌که محمول‌های همامدی از نوع ادات و اختیاری هستند، جناب استاد نیز این ساخت‌ها را در کنار مبحث قید مطرح می‌فرمایند:

◄ (۱). آن مرد سالم رسید.
◄ (۲). آن مرد را سالم رساندم.

برای کسانی که به مباحث صرف و نحو علاقه‌مندند، مطالعهٔ کتاب ستایش‌برانگیز دستور مفصل امروز بسیار ضروری است. از دکتر فرشیدورد بیش از ۲۰۰ مقاله و چندین عنوان کتاب به یادگار مانده است.

@MorphoSyntax
8👍3🙏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧾 واژه‌گزینی | آقای گل مسابقات بانوان!


⚽️ در فارسی به بازیکنی که بیشترین گل را در دوره‌ای از مسابقات فوتبال (و برخی دیگر از ورزش‌های توپی، مانند هندبال) به ثمر رسانده است، «آقای گل» می‌گویند؛ مثلاً «خانم زهرا قنبری از تیم خاتون بم، آقای گل لیگ فوتبال بانوان ایران شده است!»

⚽️ شاید به‌جای عبارت‌های «آقای گل» یا «خانم گل» که برای مشخصهٔ جنسیت نشان‌دارند، بتوان اصطلاح فراگیری یافت که میان برترین گل‌زن بانو یا آقا تفاوتی نگذارد؛ مانند «گل‌سالار/ سالارِ گل» یا هر برابرنهاد مناسب‌تری که بتوان برای این عنوان رسمی به سازمان لیگ فوتبال پیشنهاد داد.

@MorphoSyntax
😁107👍3


🗓 هفتهٔ معلم | دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، پانزدهم اردی‌بهشت ۱۴۰۴

@MorphoSyntax
24🥰4🤔2💯2😁1


🔝هشدار مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت دربارهٔ زبان درخطر گیلکی

@MorphoSyntax
😢10😁3🤔1😍1


🧾 واژه‌گزینی | دستگاه وندینگ

▫️دستگاه‌های توش‌نوشک به درخواست دانشجویان عزیز و برای رفاه حال آنان در دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی راه‌اندازی شدند (در کنار قرائت‌خانهٔ ترکاشوند و طبقهٔ همکف).

✔️Vending machine

@MorphoSyntax
😁15🤩3🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


💎 نحو | محمول همامدی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● و از تو دربارهٔ «عدالت زبانی» در آموزش می‌پرسند. بگو: هرآن‌گاه که کودکی «گرسنه» به مدرسه نرفت، چونان شما به آن نیز می‌اندیشم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

● محض اطلاع، صفت «گرسنه» در جملهٔ بالا محمول ثانویهٔ همامدی فاعل‌محور است؛ این محمول وضعیت فاعل ساختاری را در هنگام وقوع محمول اصلی، یعنی «رفتن» به مدرسه شرح می‌دهد.

@MorphoSyntax
😢11👍5


🧾 واژه‌گزینی | راتبه و راتبه‌گیر

▫️استادان گرامی و دانشجویان ارجمندی که در پی راتبه‌اند، پیوست‌برگه‌های نامهٔ بالا را از گروه آموزشی خود پی‌جویی فرمایند.

▪️bourse (fr.) = راتبه
▪️boursier (fr.) = راتبه‌گیر

@MorphoSyntax
👍7


💎 نحو | ساخت اقلیمی


✿ فارسی مانند بسیار از زبان‌های هندواروپایی دارای ساخت اقلیمی است؛ ساختاری که فعل (بسیط یا مرکب) در آن صفرظرفیتی است و یک ضمیر غیرارجاعی (ملفوظ یا ناملفوظ) به‌منزلهٔ جاپرکن در جایگاه فاعل می‌نشیند.

✿ این ضمیر غیرارجاعی یا پوچ‌واژه که در همهٔ زبان‌ها همواره سوم شخص مفرد است، در زبان‌های ضمیرانداز اسپانیایی و ایتالیایی ناملفوظ است، اما در انگلیسی آشکار است و به‌صورت «it» تظاهر می‌یابد:

► (1). ---- nieva. (Spanish)
► (2). ---- nevica. (Italian)
► (3). It snows. (English)

✿ در فارسی ساخت‌های اقلیمی و نیز ساخت‌های موسوم به برخوردی را با محمول مرکب (فعل‌یار + همکرد) می‌سازیم. در نمونه‌های زیر، فاعل یک ضمیر غیرارجاعی/ پوچ‌واژهٔ ناملفوظ است:

◄ (۴). ــــ خسوف شد.
◄ (۵). ــــ طوفان شد.
◄ (۶). ــــ بهار شد.

◄ (۷). ــــ جنگ شد.
◄ (۸). ــــ اعتصاب شد.

✔️Weather construction

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: صرف در نحو (۱۴۰۰)، صص ۲۸-۳۱.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍9🤔2
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۵) 🛞 وقتی آقاسعید با همسر جدید و خودروی از دَم قسطش، به مقصد خانهٔ پدرزنش از تهران خارج شدند، کیلومترشمار اتومبیل عدد متقارن ۱۵۹۵۱ را نشان می‌داد. آقاسعید این تقارن را به فال نیک گرفت و با خوشحالی گفت: «این اولی‌اش! وقتی جلوی منزل آقاجونت برسیم،…


🗝 پاسخ مسئله (۳۵)


🛞 عدد متقارن ۱۵۹۵۱ از هر دو سو یک ارزش دارد و یکسان خوانده می‌شود. پس از عدد یادشده، عدد متقارن بعدی ۱۶۰۶۱ است و سرانجام عدد متقارن سوم، ۱۶۱۶۱ خواهد بود.

🛞 براین اساس، وقتی کیلومترشمار عدد ۱۶۱۶۱ را نشان دهد، خودرو از مبدأ تهران مسافتی برابر با ۲۱۰ کیلومتر را پیموده است. در میان گزینه‌ها، بابل که گونه‌ای از مازندرانی در آن رواج دارد، در چنین فاصله‌ای از تهران واقع است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 برگرفته از:
کوردمسکی، ب. (۱۳۶۱). اندیشهٔ ریاضی. ترجمهٔ پرویز شهریاری. تهران: امیرکبیر، ص ۶۱.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍4🔥3😁3


🧾 واژه‌گزینی | ایالات متحدهٔ چروکی

★ برخی از منابع خبری گزارش داده‌اند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، قصد دارد از هفتهٔ آینده خلیج فارس را با نامی جعلی خطاب کند؛ گو این‌که با توجه به اسناد فراوان تاریخی، نام این شاخاب همواره «فارس» بوده است و تصمیم سفیهانهٔ رئیس‌جمهور امریکا تأثیری بر این نام پاینده نخواهد داشت.

★ بااین‌همه، دستگاه دیپلماسی کشورمان می‌تواند در تقابلی نمادین، ایالات متحده را در اسناد و مکاتبات خود به نام صاحبان واقعی‌اش خطاب کند و مثلاً آن را «ایالات متحدهٔ چروکی» بنامد که از بزرگ‌ترین اقوام ساکن این منطقه بوده‌اند و در جنگ داخلی ایالات متحدهٔ چروکی (۱۸۶۱ ــ ۱۸۶۵) نیز به سود هر دو جبهه جنگیده‌اند.

✔️United States of Cherokee (USC)

@MorphoSyntax
👍15😁5👏4


💎 نحو | دوگان‌سازی واژه‌بست

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● من خودم مینا رو برای ازدواج به سینا معرفی‌اش کردم.
○ می‌دونم. مینا، همسر اولش علاف و بی‌کار بود.
● این حرف رو جایی تکرار نکن. مینا بدش می‌آد. خدا رو هم خوش نمی‌آد آبروی کسی رو ببری.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

□ واژه‌بست مضاعف یا دوگانه، واژه‌بستی است که به یکی از سازه‌های حاضر در جمله ارجاع می‌یابد. بسیاری از نحویون واژه‌بست مضاعف را بازماندۀ حرکت یک سازه می‌دانند که با هم زنجیره‌ای تشکیل می‌دهند (نک: آناگ‌نُستاپولو ۲۰۰۶). در گفتگوی کوتاه بالا، هر سه واژه‌بست «ــ‌ش» از نوع واژه‌بست مضاعف‌اند و از قضا از حرکت سازه‌ای که به آن ارجاع می‌یابند، به‌جای مانده‌اند.


(۱). من خودم مینا رو برای ازدواج به سینا معرفی‌اش کردم.
□ جایگاه زیربنایی مفعول‌های مستقیم در فارسی در کنار فعل است. از آن میان، مفعول‌های «رایی» به انگیزۀ مشخصۀ حالت به جایگاه بالاتری فراگشت می‌شوند (کریمی ۲۰۰۵). این حرکت، واژه‌بست مضاعف اختیاری «ـ‌ش» را باقی گذاشته که پس از نحو، به «معرفی» متصل شده و می‌توانست به «کردم» ملحق شود.

(۲). مینا، همسر اولش علاف و بیکاربود.
□ «مینا» مضاف‌الیه گروه اسمی «همسر اول» است (= همسر اول مینا). این مضاف‌الیه پس از آن‌که به انگیزه‌های کلامی، مانند مبتداسازی، تأکید یا ایجاد تقابل، به آغاز جمله انتقال می‌یابد، واژه‌بست مضاعف اجباری «ـ‌ش» را از خود به‌جای می‌گذارد.

(۳). مینا بدش می‌آد.
□ در این ساخت‌های قالبی (خوش آمدن/ عار آمدن/ خنده گرفتن) گروه اسمی آشکار یا ضمیر مستتری که در آغاز جمله می‌آید، مضاف‌الیه جزء غیرفعلیِ فعل مرکب است (= بد مینا می‌آید). این حرکت، واژه‌بست مضاعف اجباری «ـ‌ش» را از خود به‌جای می‌گذارد.

(۴). خدا رو خوش نمی‌آد.
□ جملۀ بالا ساختاری مانند نمونۀ «۳» دارد، با این تفاوت که حرکت «خدا» از کنار «خوش» (= خوشِ خدا نمی‌آید) واژه‌بست مضاعف به‌جای نگذاشته و این جابه‌جایی با آشکار شدن «رای» مبتداسازی همراه شده است. امروزه ساختار یادشده غالباً این‌گونه تولید می‌شود: «فلانی خوشش نمی‌آد.»


□ مضاعف‌سازی واژه‌بست پدیده‌ای است که در زبان‌های دیگر هم مشاهده می‌شود. مثلاً، در برخی از گونه‌های اسپانیایی، گروه اسمی مفعول (مشخص و جاندار) می‌تواند دارای واژه‌بست مضاعف باشد؛ یعنی شبیه به آنچه در جملۀ «۱» مشاهده کردیم.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 یادآوری: فاعل در نمونه‌های «۳» و «۴»، ضمیر غیرارجاعی ناملفوظ (پوچ‌واژهٔ پنهان) است که پیشتر در ذیل عنوان فاعل پلاستیکی دربارهٔ آن بحث کردیم. این ضمیر غیرارجاعی پنهان همواره سوم شخص مفرد است:

◄ من خوشم نمی‌آیــــد.
◄ تو خوشت نمی‌آیــــد.
◄ او خوشش نمی‌آیــــد.

◄ ما خندهٔ‌مان می‌گیرد.
◄ شما خندهٔ‌تان می‌گیرد.
◄ آنها خندهٔ‌شان می‌گیرد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍6


📢 سخنرانی | فردوسی و شاهنامه در شبه‌قارۀ هند

«از جنبه‌های درخشان تأثیر زبان و ادب فارسی بر فرهنگ و ادب جوامع مختلف، نفوذ و تأثیر شگرف شاهنامهٔ فردوسی است بر شاعران شبه‌قارهٔ هند، آسیای صغیر، آسیای میانه و جهان عرب و غرب. در روزگاری که شاعران دربار محمود غزنوی، فردوسی را به بی‌دینی، دروغ‌پردازی و افسانه‌گویی متهم می‌کردند، شاهنامه در سرزمین هند به شتاب به شهرت رسید، چنان‌که شاهان، شاهزادگان و درباریان هندی آن را از حفظ داشتند و خواندن آن را هنگام کارزار، برای برانگیختن احساسات و دلاوری جنگجویان ضروری می‌دانستند. در این جستار جایگاه فردوسی در میان شاعران و تذکره‌نویسان هندی و تأثیر و نفوذ شاهنامه بر منظومه‌های حماسی هند بررسی خواهد شد.»

● سخنران: دکتر فریبا شکوهی
● زمان: شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۶
● مکان: خیابان ولی‌عصر، رخ شمالی بوستان ساعی، پایان کوچهٔ ساعی یکم، فرهنگ‌سرای سرو

@MorphoSyntax
👍7


🔝 وفات سرباز رایان!

▪️گورنبشتهٔ جان رایان هوارد، نظامی نیروی دریایی امریکا در «خلیج فارس» که در سال ۲۰۰۴، در عملیات نظامی در عراق کشته شد.

@MorphoSyntax
👌10👍5😍4


🧾 واژه‌گزینی | نمایش عبث‌نما/ تئاتر پوچی

▫️پس از کمبود آب و برق و گاز و تلفن، «ناترازی» در کشور به مقوله‌های شوخناک رسیده: ناترازی در کود و گور. این‌یکی هشدار می‌دهد که هرکه تا پیش از مهرماه مُرد، مُرد؛ اگر نمرد، پیکر مطهرش گردن خودش است. آن‌دیگری هم تهدید می‌کند اگر ارز نگیریم، کود تحویل نمی‌دهیم! بیت:

کاین سبزه که امروز تماشاگهِ توست
فردا همه از خاک تو برخواهـد رُسْت

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Theatre of the absurd = نمایش عبث‌نما
✔️Comic = شوخناک
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
🔥3😁3👍1🤔1


🧊 ساختواژه | پیراوند

پیراوند/ وند پیرامونی، وندی است که به دو سوی پایه ملحق می‌شود و یک معنای دستوری یا واژگانی را می‌رساند، مانند وند نفی «ni . . . na» در زبان چروکی (تصویر پیوست).

● در چم‌نویسی پیراوند به یکی از دو شیوه‌ای که در تصویر مشاهده می‌فرمایید، می‌توان عمل کرد:
راست: در ذیل جزء نخست نقش دستوری/ معنایی آن قید می‌شود و در ذیل جزء دوم نماد اختصاری CIRC می‌آید.
چپ: در ذیل هر دو جزء نقش دستوری/ معنایی آنها قید می‌شود تا همسانی کارکردشان مشخص شود.

● تعریف یادشده در کنار این چم‌نویسی نشان می‌دهد که فارسی پیراوند ندارد. گاهی گفته می‌شود که در واژه‌هایی مانند «نارضایتی» یا «بازشناسی»، چون «ناــ/ بازــ» هم‌زمان با جزء «ــ‌ی» به پایه ملحق می‌شوند، آنها را باید پیراوند تلقی کرد.

● درست است که مثلاً «بازشناس» یا «شناسی» مستقلاً مدخل نشده‌اند، اما این بدان معنا نیست که «بازــ . . . ــ‌ی» کارکردهای دستوری همسانی دارند و هم‌زمان به دو سوی پایه پیوسته‌اند. در این واژه، پیشوند مفهوم تکرار را می‌رساند و پسوند از پایه، اسم می‌سازد:

bɑz-- šenɑs --i
re-- know --N
'=recognition'

@MorphoSyntax
👍6🙏3🤔1