MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧾 واژه‌گزینی | آقای گل مسابقات بانوان!


⚽️ در فارسی به بازیکنی که بیشترین گل را در دوره‌ای از مسابقات فوتبال (و برخی دیگر از ورزش‌های توپی، مانند هندبال) به ثمر رسانده است، «آقای گل» می‌گویند؛ مثلاً «خانم زهرا قنبری از تیم خاتون بم، آقای گل لیگ فوتبال بانوان ایران شده است!»

⚽️ شاید به‌جای عبارت‌های «آقای گل» یا «خانم گل» که برای مشخصهٔ جنسیت نشان‌دارند، بتوان اصطلاح فراگیری یافت که میان برترین گل‌زن بانو یا آقا تفاوتی نگذارد؛ مانند «گل‌سالار/ سالارِ گل» یا هر برابرنهاد مناسب‌تری که بتوان برای این عنوان رسمی به سازمان لیگ فوتبال پیشنهاد داد.

@MorphoSyntax
😁107👍3


🗓 هفتهٔ معلم | دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، پانزدهم اردی‌بهشت ۱۴۰۴

@MorphoSyntax
24🥰4🤔2💯2😁1


🔝هشدار مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت دربارهٔ زبان درخطر گیلکی

@MorphoSyntax
😢10😁3🤔1😍1


🧾 واژه‌گزینی | دستگاه وندینگ

▫️دستگاه‌های توش‌نوشک به درخواست دانشجویان عزیز و برای رفاه حال آنان در دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی راه‌اندازی شدند (در کنار قرائت‌خانهٔ ترکاشوند و طبقهٔ همکف).

✔️Vending machine

@MorphoSyntax
😁15🤩3🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


💎 نحو | محمول همامدی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● و از تو دربارهٔ «عدالت زبانی» در آموزش می‌پرسند. بگو: هرآن‌گاه که کودکی «گرسنه» به مدرسه نرفت، چونان شما به آن نیز می‌اندیشم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

● محض اطلاع، صفت «گرسنه» در جملهٔ بالا محمول ثانویهٔ همامدی فاعل‌محور است؛ این محمول وضعیت فاعل ساختاری را در هنگام وقوع محمول اصلی، یعنی «رفتن» به مدرسه شرح می‌دهد.

@MorphoSyntax
😢11👍5


🧾 واژه‌گزینی | راتبه و راتبه‌گیر

▫️استادان گرامی و دانشجویان ارجمندی که در پی راتبه‌اند، پیوست‌برگه‌های نامهٔ بالا را از گروه آموزشی خود پی‌جویی فرمایند.

▪️bourse (fr.) = راتبه
▪️boursier (fr.) = راتبه‌گیر

@MorphoSyntax
👍7


💎 نحو | ساخت اقلیمی


✿ فارسی مانند بسیار از زبان‌های هندواروپایی دارای ساخت اقلیمی است؛ ساختاری که فعل (بسیط یا مرکب) در آن صفرظرفیتی است و یک ضمیر غیرارجاعی (ملفوظ یا ناملفوظ) به‌منزلهٔ جاپرکن در جایگاه فاعل می‌نشیند.

✿ این ضمیر غیرارجاعی یا پوچ‌واژه که در همهٔ زبان‌ها همواره سوم شخص مفرد است، در زبان‌های ضمیرانداز اسپانیایی و ایتالیایی ناملفوظ است، اما در انگلیسی آشکار است و به‌صورت «it» تظاهر می‌یابد:

► (1). ---- nieva. (Spanish)
► (2). ---- nevica. (Italian)
► (3). It snows. (English)

✿ در فارسی ساخت‌های اقلیمی و نیز ساخت‌های موسوم به برخوردی را با محمول مرکب (فعل‌یار + همکرد) می‌سازیم. در نمونه‌های زیر، فاعل یک ضمیر غیرارجاعی/ پوچ‌واژهٔ ناملفوظ است:

◄ (۴). ــــ خسوف شد.
◄ (۵). ــــ طوفان شد.
◄ (۶). ــــ بهار شد.

◄ (۷). ــــ جنگ شد.
◄ (۸). ــــ اعتصاب شد.

✔️Weather construction

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: صرف در نحو (۱۴۰۰)، صص ۲۸-۳۱.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍9🤔2
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۵) 🛞 وقتی آقاسعید با همسر جدید و خودروی از دَم قسطش، به مقصد خانهٔ پدرزنش از تهران خارج شدند، کیلومترشمار اتومبیل عدد متقارن ۱۵۹۵۱ را نشان می‌داد. آقاسعید این تقارن را به فال نیک گرفت و با خوشحالی گفت: «این اولی‌اش! وقتی جلوی منزل آقاجونت برسیم،…


🗝 پاسخ مسئله (۳۵)


🛞 عدد متقارن ۱۵۹۵۱ از هر دو سو یک ارزش دارد و یکسان خوانده می‌شود. پس از عدد یادشده، عدد متقارن بعدی ۱۶۰۶۱ است و سرانجام عدد متقارن سوم، ۱۶۱۶۱ خواهد بود.

🛞 براین اساس، وقتی کیلومترشمار عدد ۱۶۱۶۱ را نشان دهد، خودرو از مبدأ تهران مسافتی برابر با ۲۱۰ کیلومتر را پیموده است. در میان گزینه‌ها، بابل که گونه‌ای از مازندرانی در آن رواج دارد، در چنین فاصله‌ای از تهران واقع است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 برگرفته از:
کوردمسکی، ب. (۱۳۶۱). اندیشهٔ ریاضی. ترجمهٔ پرویز شهریاری. تهران: امیرکبیر، ص ۶۱.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍4🔥3😁3


🧾 واژه‌گزینی | ایالات متحدهٔ چروکی

★ برخی از منابع خبری گزارش داده‌اند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، قصد دارد از هفتهٔ آینده خلیج فارس را با نامی جعلی خطاب کند؛ گو این‌که با توجه به اسناد فراوان تاریخی، نام این شاخاب همواره «فارس» بوده است و تصمیم سفیهانهٔ رئیس‌جمهور امریکا تأثیری بر این نام پاینده نخواهد داشت.

★ بااین‌همه، دستگاه دیپلماسی کشورمان می‌تواند در تقابلی نمادین، ایالات متحده را در اسناد و مکاتبات خود به نام صاحبان واقعی‌اش خطاب کند و مثلاً آن را «ایالات متحدهٔ چروکی» بنامد که از بزرگ‌ترین اقوام ساکن این منطقه بوده‌اند و در جنگ داخلی ایالات متحدهٔ چروکی (۱۸۶۱ ــ ۱۸۶۵) نیز به سود هر دو جبهه جنگیده‌اند.

✔️United States of Cherokee (USC)

@MorphoSyntax
👍15😁5👏4


💎 نحو | دوگان‌سازی واژه‌بست

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● من خودم مینا رو برای ازدواج به سینا معرفی‌اش کردم.
○ می‌دونم. مینا، همسر اولش علاف و بی‌کار بود.
● این حرف رو جایی تکرار نکن. مینا بدش می‌آد. خدا رو هم خوش نمی‌آد آبروی کسی رو ببری.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

□ واژه‌بست مضاعف یا دوگانه، واژه‌بستی است که به یکی از سازه‌های حاضر در جمله ارجاع می‌یابد. بسیاری از نحویون واژه‌بست مضاعف را بازماندۀ حرکت یک سازه می‌دانند که با هم زنجیره‌ای تشکیل می‌دهند (نک: آناگ‌نُستاپولو ۲۰۰۶). در گفتگوی کوتاه بالا، هر سه واژه‌بست «ــ‌ش» از نوع واژه‌بست مضاعف‌اند و از قضا از حرکت سازه‌ای که به آن ارجاع می‌یابند، به‌جای مانده‌اند.


(۱). من خودم مینا رو برای ازدواج به سینا معرفی‌اش کردم.
□ جایگاه زیربنایی مفعول‌های مستقیم در فارسی در کنار فعل است. از آن میان، مفعول‌های «رایی» به انگیزۀ مشخصۀ حالت به جایگاه بالاتری فراگشت می‌شوند (کریمی ۲۰۰۵). این حرکت، واژه‌بست مضاعف اختیاری «ـ‌ش» را باقی گذاشته که پس از نحو، به «معرفی» متصل شده و می‌توانست به «کردم» ملحق شود.

(۲). مینا، همسر اولش علاف و بیکاربود.
□ «مینا» مضاف‌الیه گروه اسمی «همسر اول» است (= همسر اول مینا). این مضاف‌الیه پس از آن‌که به انگیزه‌های کلامی، مانند مبتداسازی، تأکید یا ایجاد تقابل، به آغاز جمله انتقال می‌یابد، واژه‌بست مضاعف اجباری «ـ‌ش» را از خود به‌جای می‌گذارد.

(۳). مینا بدش می‌آد.
□ در این ساخت‌های قالبی (خوش آمدن/ عار آمدن/ خنده گرفتن) گروه اسمی آشکار یا ضمیر مستتری که در آغاز جمله می‌آید، مضاف‌الیه جزء غیرفعلیِ فعل مرکب است (= بد مینا می‌آید). این حرکت، واژه‌بست مضاعف اجباری «ـ‌ش» را از خود به‌جای می‌گذارد.

(۴). خدا رو خوش نمی‌آد.
□ جملۀ بالا ساختاری مانند نمونۀ «۳» دارد، با این تفاوت که حرکت «خدا» از کنار «خوش» (= خوشِ خدا نمی‌آید) واژه‌بست مضاعف به‌جای نگذاشته و این جابه‌جایی با آشکار شدن «رای» مبتداسازی همراه شده است. امروزه ساختار یادشده غالباً این‌گونه تولید می‌شود: «فلانی خوشش نمی‌آد.»


□ مضاعف‌سازی واژه‌بست پدیده‌ای است که در زبان‌های دیگر هم مشاهده می‌شود. مثلاً، در برخی از گونه‌های اسپانیایی، گروه اسمی مفعول (مشخص و جاندار) می‌تواند دارای واژه‌بست مضاعف باشد؛ یعنی شبیه به آنچه در جملۀ «۱» مشاهده کردیم.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 یادآوری: فاعل در نمونه‌های «۳» و «۴»، ضمیر غیرارجاعی ناملفوظ (پوچ‌واژهٔ پنهان) است که پیشتر در ذیل عنوان فاعل پلاستیکی دربارهٔ آن بحث کردیم. این ضمیر غیرارجاعی پنهان همواره سوم شخص مفرد است:

◄ من خوشم نمی‌آیــــد.
◄ تو خوشت نمی‌آیــــد.
◄ او خوشش نمی‌آیــــد.

◄ ما خندهٔ‌مان می‌گیرد.
◄ شما خندهٔ‌تان می‌گیرد.
◄ آنها خندهٔ‌شان می‌گیرد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍6


📢 سخنرانی | فردوسی و شاهنامه در شبه‌قارۀ هند

«از جنبه‌های درخشان تأثیر زبان و ادب فارسی بر فرهنگ و ادب جوامع مختلف، نفوذ و تأثیر شگرف شاهنامهٔ فردوسی است بر شاعران شبه‌قارهٔ هند، آسیای صغیر، آسیای میانه و جهان عرب و غرب. در روزگاری که شاعران دربار محمود غزنوی، فردوسی را به بی‌دینی، دروغ‌پردازی و افسانه‌گویی متهم می‌کردند، شاهنامه در سرزمین هند به شتاب به شهرت رسید، چنان‌که شاهان، شاهزادگان و درباریان هندی آن را از حفظ داشتند و خواندن آن را هنگام کارزار، برای برانگیختن احساسات و دلاوری جنگجویان ضروری می‌دانستند. در این جستار جایگاه فردوسی در میان شاعران و تذکره‌نویسان هندی و تأثیر و نفوذ شاهنامه بر منظومه‌های حماسی هند بررسی خواهد شد.»

● سخنران: دکتر فریبا شکوهی
● زمان: شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۶
● مکان: خیابان ولی‌عصر، رخ شمالی بوستان ساعی، پایان کوچهٔ ساعی یکم، فرهنگ‌سرای سرو

@MorphoSyntax
👍7


🔝 وفات سرباز رایان!

▪️گورنبشتهٔ جان رایان هوارد، نظامی نیروی دریایی امریکا در «خلیج فارس» که در سال ۲۰۰۴، در عملیات نظامی در عراق کشته شد.

@MorphoSyntax
👌10👍5😍4


🧾 واژه‌گزینی | نمایش عبث‌نما/ تئاتر پوچی

▫️پس از کمبود آب و برق و گاز و تلفن، «ناترازی» در کشور به مقوله‌های شوخناک رسیده: ناترازی در کود و گور. این‌یکی هشدار می‌دهد که هرکه تا پیش از مهرماه مُرد، مُرد؛ اگر نمرد، پیکر مطهرش گردن خودش است. آن‌دیگری هم تهدید می‌کند اگر ارز نگیریم، کود تحویل نمی‌دهیم! بیت:

کاین سبزه که امروز تماشاگهِ توست
فردا همه از خاک تو برخواهـد رُسْت

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Theatre of the absurd = نمایش عبث‌نما
✔️Comic = شوخناک
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
🔥3😁3👍1🤔1


🧊 ساختواژه | پیراوند

پیراوند/ وند پیرامونی، وندی است که به دو سوی پایه ملحق می‌شود و یک معنای دستوری یا واژگانی را می‌رساند، مانند وند نفی «ni . . . na» در زبان چروکی (تصویر پیوست).

● در چم‌نویسی پیراوند به یکی از دو شیوه‌ای که در تصویر مشاهده می‌فرمایید، می‌توان عمل کرد:
راست: در ذیل جزء نخست نقش دستوری/ معنایی آن قید می‌شود و در ذیل جزء دوم نماد اختصاری CIRC می‌آید.
چپ: در ذیل هر دو جزء نقش دستوری/ معنایی آنها قید می‌شود تا همسانی کارکردشان مشخص شود.

● تعریف یادشده در کنار این چم‌نویسی نشان می‌دهد که فارسی پیراوند ندارد. گاهی گفته می‌شود که در واژه‌هایی مانند «نارضایتی» یا «بازشناسی»، چون «ناــ/ بازــ» هم‌زمان با جزء «ــ‌ی» به پایه ملحق می‌شوند، آنها را باید پیراوند تلقی کرد.

● درست است که مثلاً «بازشناس» یا «شناسی» مستقلاً مدخل نشده‌اند، اما این بدان معنا نیست که «بازــ . . . ــ‌ی» کارکردهای دستوری همسانی دارند و هم‌زمان به دو سوی پایه پیوسته‌اند. در این واژه، پیشوند مفهوم تکرار را می‌رساند و پسوند از پایه، اسم می‌سازد:

bɑz-- šenɑs --i
re-- know --N
'=recognition'

@MorphoSyntax
👍6🙏3🤔1


🔍 مسئله (۳۶)

⚽️ در یکی از فینال‌های جام جهانی فوتبال در سدهٔ ۲۱، مهاجم تیم بازنده در پایان مسابقه، با ناراحتی و انگلیسی دست‌وپاشکسته، به داور گفت:

► Seems to be a penalty. Didn't see that?

⚽️ تیم این بازیکن با چه نتیجه‌ای دیدار نهایی را واگذار کرده بود؟

۱. دو بر صفر در نود دقیقه
۲. پنج بر سه در ضربات پنالتی
۳. یک بر صفر در وقت اضافه
۴. چهار بر دو در ضربات پنالتی

@MorphoSyntax
👍5👌5😁4🤔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🗓 پانزدهم اردی‌بهشت ۱۴۰۴، در گرامی‌داشت روز معلم، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، در محضر:

استاد دکتر نوش‌آفرین انصاری
استاد دکتر مهدی محقق

@MorphoSyntax
9🔥4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | در عظمت شاهنامهٔ حکیم فردوسی

استاد جلال خالقی مطلق (۱۳۱۶) ادیب، زبان‌پژوه، ایران‌شناس و شاهنامه‌پژوه نام‌دار ایرانی است. بیشتر کارهای پژوهشیِ استاد، در زمینهٔ شاهنامه و حماسه‌سرایی در ایران بوده است.

@MorphoSyntax
9🔥4💯2


📝 ویرایش | کنشگر و عبارت کنادی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ طرح کمک به خوداشتغالی نخبگان توسط دولت، از سوی مجلس تصویب شد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖊 برخی از گروه‌های اسمی که ساختار موضوعی دارند، در درون خود کنشگر می‌پذیرند. در چنین گروه‌هایی، کنشگر گاه می‌تواند مستقیماً به هستۀ گروه افزوده شود و نیازی نیست که در درون عبارت کنادیِ «توسط» (و سازه‌های مشابه) بیاید:

◄ هدیه به بازنشستگان توسط استان‌داری
= هدیۀ استان‌داری به بازنشستگان

◄ انتقاد از بانک مرکزی توسط اقتصاددانان
= انتقاد اقتصاددانان از بانک مرکزی

◄ کمک به تیم ملی توسط ارتش سرخ
= کمک ارتش سرخ به تیم ملی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ طرح کمک دولت به خوداشتغالی نخبگان در مجلس تصویب شد.
◄ مجلس طرح کمک دولت به خوداشتغالی نخبگان را تصویب کرد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍95


📝 ویرایش | ویرگول پیش از بند متممی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ ادارهٔ ورزش حکومت طالبان با صدور بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد، شطرنج از این پس در این کشور حرام است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✏️ در هر دو جملهٔ زیر، فعل «اعلام کرد» یک بند وابسته پذیرفته است. این بند در جملهٔ «۱» خرده‌بند و در جملهٔ «۲» بند متممی (پیرو) است:

◄ (۱). طالبان [شطرنج را حرام] اعلام کرد.
◄ (۲). طالبان اعلام کرد [شطرنج حرام است].

✏️ درج نشانهٔ ویرگول میان فعل اصلی و بند متممی مجاز نیست، چه متمم‌ساز/ حرف ربط «که» حاضر باشد، چه غایب؛ مانند نمونه‌های زیر که نشانهٔ ویرگول در آنها زائد است:

◄ (۳). استاد خبر داد، که کلاس تشکیل نمی‌شود.
◄ (۴). استاد خبر داد، کلاس تشکیل نمی‌شود.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ ادارهٔ ورزش حکومت طالبان با صدور بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد شطرنج از این پس در این کشور حرام است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍7👌3


📖 شاهنامه | بند کردن فریدون، ضحاک را


. . . فریدون فرزانه بنواخت‌شان
بر انـــــدازه بر پایگه ساخت‌شان

همی پندشان داد و کرد آفرین
همی یاد کـــرد از جــهان‌آفرین

که یزدان پاک از میان گروه
برانگیخت ما را ز البرز کـوه

مهان پیش او خاک دادند بوس
ز درگـــاه برخــاست آوای کوس

ببردند ضحاک را بسته خوار
به پشت هیونی برافگنده زار

همی رانـــد او را به کـــوه انـدرون
همی خواست کآرد سرش را نگون

بیامد هم آن گه خــجسته سروش
به خوبی یکی راز گفتش به گوش

که این بسته را تا دماوند کوه
ببر همـــچنان تازیان بی‌گــروه

بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش به بند

به کوه اندرون تنگ جایش گزید
نـــگه کـــرد غـــاری بنـش ناپدید

فرو بست دستش بر آن کوه باز
بـــدان تا بمانـــد به سختی دراز

ببستش بر آن گـــونه آویختــه
وز او خون دل بر زمین ریخته

از او نام ضحاک چون خاک شد
جـــهان از بـــد او هـمه پاک شد

گسسته شد از خویش و پیوند او
بمانـــده بـــدان گـــونه در بنــد او


🔗 نسخهٔ کامل
📷 حسین اکبریان

@MorphoSyntax
8👍4


👁‍🗨 دیدگاه | فارسی: زبان علم و ادب

▪️آنجا که ترجمه از اصل شاعرانه‌تر است . . .


🪟 پنجــــــــــره

نان منی
و صدای ریز
استخوان منی
تو تقریباً
دریایی.

سنگ نیستی
صوت مذاب نیستی
و فکر می‌کنم
که دست نداری.
این نوع پرنده به عقب بال می‌زند
و این عشق آن دم که نور سخن نگوید
از شیشه‌ی پنجره می‌گذرد.

امروز روزگارِ
زبان‌های تیز نیست
(و اینجا
شن هیچ‌گاه نمی‌جنبد)
فکر می‌کنم
فردا
با پنجه‌ی پایش برت می‌گرداند
و تو
پنهان و بی‌پایان
می‌درخشی و
می‌درخشی.

▪️دیان دی پریما (۱۹۳۴ ــ ۲۰۲۰)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🪟 The Window

you are my bread
and the hairline
noise
of my bones
you are almost
the sea

you are not stone
or molten sound
I think
you have no hands

this kind of bird flies backward
and this love
breaks on a windowpane
where no light talks

this is not time
for crossing tongues
(the sand here
never shifts)

I think
tomorrow
turned you with his toe
and you will
shine
and shine
unspent and underground

▪️Diane di Prima

@MorphoSyntax
9🔥3👍1