☰
🧊 ساختواژه | جدول صیغگان خواستن را تکمیل کردیم!
● خبرنگار میپرسد: «چطوری بالأخره قهرمان جام حذفی شدید؟» بازیکن طبق معمول همان پاسخ کلیشهای را میدهد و میگوید: «همهٔ بچهها همدل شدیم و فعل خواستن را صرف کردیم . . . » محض اطلاع، فعل «خواستن» فقط شش صیغهٔ «خواستم، خواستی، خواست، خواستیم، خواستید، خواستند» ندارد و صرف همهٔ صورتهای تصریفی این فعل بیشتر از اینها زمان میبرد.
● «خواستن» شش صیغه هم در زمان حال دارد (میخواهم، میخواهی، . . .)، وجه التزامی میگیرد (بخواهم، بخواهی، . . .)، با نمود کامل در دو زمان حال و گذشته همراه میشود (خواستهام، خواسته بودم، . . .)، نمود کامل را با وجه التزامی میآورد (خواسته باشم، خواسته باشی، . . .) و گاهی با نمود ناقص درمیآمیزد (میخواستهام، میخواستهای)، صورت مصدر مرخمش را در ساخت آینده بهکار میبرد (خواهم خواست، خواهی خواست، . . .) و البته چند صورت تصریفی دیگر هم میپذیرد که هرکدام را باید در شش شخصوشمار ضرب کرد.
● به مجموعهٔ صورتهای تصریفی هر ریشهٔ واژگانی، صیغگان (paradigm) میگویند. با توجه به اینکه فارسی دارای صرف فعل غنی است، تکمیل جدول صیغگان فعل در این زبان، و از جمله فعل «خواستن»، زمان زیادی میگیرد و اگر بازیکنانی که باید عمدهٔ وقتشان را صرف تمرین کنند، هر روز دستهجمعی به صرف فعل بپردازند، باز هم باید مدتها در صف انتظار قهرمانی، پشت سر پرسپولیس بمانند!
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | جدول صیغگان خواستن را تکمیل کردیم!
● خبرنگار میپرسد: «چطوری بالأخره قهرمان جام حذفی شدید؟» بازیکن طبق معمول همان پاسخ کلیشهای را میدهد و میگوید: «همهٔ بچهها همدل شدیم و فعل خواستن را صرف کردیم . . . » محض اطلاع، فعل «خواستن» فقط شش صیغهٔ «خواستم، خواستی، خواست، خواستیم، خواستید، خواستند» ندارد و صرف همهٔ صورتهای تصریفی این فعل بیشتر از اینها زمان میبرد.
● «خواستن» شش صیغه هم در زمان حال دارد (میخواهم، میخواهی، . . .)، وجه التزامی میگیرد (بخواهم، بخواهی، . . .)، با نمود کامل در دو زمان حال و گذشته همراه میشود (خواستهام، خواسته بودم، . . .)، نمود کامل را با وجه التزامی میآورد (خواسته باشم، خواسته باشی، . . .) و گاهی با نمود ناقص درمیآمیزد (میخواستهام، میخواستهای)، صورت مصدر مرخمش را در ساخت آینده بهکار میبرد (خواهم خواست، خواهی خواست، . . .) و البته چند صورت تصریفی دیگر هم میپذیرد که هرکدام را باید در شش شخصوشمار ضرب کرد.
● به مجموعهٔ صورتهای تصریفی هر ریشهٔ واژگانی، صیغگان (paradigm) میگویند. با توجه به اینکه فارسی دارای صرف فعل غنی است، تکمیل جدول صیغگان فعل در این زبان، و از جمله فعل «خواستن»، زمان زیادی میگیرد و اگر بازیکنانی که باید عمدهٔ وقتشان را صرف تمرین کنند، هر روز دستهجمعی به صرف فعل بپردازند، باز هم باید مدتها در صف انتظار قهرمانی، پشت سر پرسپولیس بمانند!
@MorphoSyntax
😁18🤔3🔥2👏2❤1👍1
☰
📝 ویرایش | بهینهتر
🖊 صفت سنجشی «بهین»، بهمعنی «بهترین، مطلوبترین، نیکوترین»، متشکل از پایهٔ واژگانی «به» و وند عالی «ــین» است. آنچه در مطلوبترین صورت خود باشد، نمیتواند وند تفضیلی «ــتر» بپذیرد و اگر بپذیرد، طبیعتاً وضعیت پیشین آن، نیکوترین حالت ممکن نبوده است.
🖊 همانگونه که «بهترینتر» بیمعناست، «بهینهتر» نیز به هر دو دلیل منطقی و زبانی نادرست است. پس وقتی کارشناس اقتصادی میگوید «*تخصیص بهینهتر منابع تنها راه رسیدن به رشد اقتصادی است»، یعنی منابع را بهتر از روند کنونی هم میتوان تخصیص داد و لاجرم، چندوچون توزیع منابع در وضعیت فعلی اقتصاد که در فضاهای کوچک به دام افتاده، نمیتواند «بهین/ بهینه/ بهترین» باشد . . . اگر «بدترینتر» نباشد!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ تخصیص بهترِ منابع تنها راه رسیدن به رشد اقتصادی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | بهینهتر
🖊 صفت سنجشی «بهین»، بهمعنی «بهترین، مطلوبترین، نیکوترین»، متشکل از پایهٔ واژگانی «به» و وند عالی «ــین» است. آنچه در مطلوبترین صورت خود باشد، نمیتواند وند تفضیلی «ــتر» بپذیرد و اگر بپذیرد، طبیعتاً وضعیت پیشین آن، نیکوترین حالت ممکن نبوده است.
🖊 همانگونه که «بهترینتر» بیمعناست، «بهینهتر» نیز به هر دو دلیل منطقی و زبانی نادرست است. پس وقتی کارشناس اقتصادی میگوید «*تخصیص بهینهتر منابع تنها راه رسیدن به رشد اقتصادی است»، یعنی منابع را بهتر از روند کنونی هم میتوان تخصیص داد و لاجرم، چندوچون توزیع منابع در وضعیت فعلی اقتصاد که در فضاهای کوچک به دام افتاده، نمیتواند «بهین/ بهینه/ بهترین» باشد . . . اگر «بدترینتر» نباشد!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ تخصیص بهترِ منابع تنها راه رسیدن به رشد اقتصادی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍7❤3🤔1
☰
📢 اطلاعیه | مصاحبهٔ دکتری تخصصی
☫ اطلاعیهٔ شمارهٔ ۲ معاونت آموزشی دانشگاه تهران دربارهٔ مصاحبهٔ دکتری تخصصی و دستیاری دامپزشکی دانشگاه تهران (۱۴۰۴) در پیوند زیر:
https://news.ut.ac.ir/fa/news/47910
@MorphoSyntax
📢 اطلاعیه | مصاحبهٔ دکتری تخصصی
☫ اطلاعیهٔ شمارهٔ ۲ معاونت آموزشی دانشگاه تهران دربارهٔ مصاحبهٔ دکتری تخصصی و دستیاری دامپزشکی دانشگاه تهران (۱۴۰۴) در پیوند زیر:
https://news.ut.ac.ir/fa/news/47910
@MorphoSyntax
🙏3
☰
💎 نحو | نوع رویداد
● آن گروه از زبانهای هندواروپایی که مجهول پراتصریفی دارند، معمولاً از فعل «شدن» یا «بودن» در ساختار مجهول بهره میگیرند. همین زبانها، در ساخت غیرمجهول، میان دو فعل «شدن» (become) و «بودن» (be) تمایز میگذارند تا بر دو نوع نمود واژگانی متفاوت دلالت کنند. «شدن» برای اشاره به رویداد انجامی یا دستاوردی بهکار میرود و از تغییر وضع حکایت میکند. در مقابل، «بودن» غالباً از نمود ایستایی سخن میگوید:
◄ نقشهاش طراحی شد. (انجامی)
◄ نقشهاش تکمیل شد. (دستاوردی)
◄ نقشهاش بینقص بود. (ایستایی)
● «طراحی شدن، تکمیل شدن، بینقص بودن» ساخت نحوی همسانی دارند و هر سه، محمول مرکباند (جزء غیرفعلی + فعل سبک). آنچه میان محمولهای مرکب بالا تمایز میگذارد، نوع رویدادی است که بیان میکنند و این تمایز، در نمود متفاوت «شدن/ بودن» ریشه دارد.
🔝عصر قاجار/ نمود ایستایی: بهرغم آنکه جهان پیوسته در «شدن» است، چنانکه پیداست، جناب استر دلبستهٔ «بودن» است و در گذر زمان هیچ تغییری نکرده است.
✔️Stative = ایستایی
✔️Achievement = دستاوردی
✔️Accomplishment = انجامی
✔️Event type = نوع رویداد
@MorphoSyntax
💎 نحو | نوع رویداد
● آن گروه از زبانهای هندواروپایی که مجهول پراتصریفی دارند، معمولاً از فعل «شدن» یا «بودن» در ساختار مجهول بهره میگیرند. همین زبانها، در ساخت غیرمجهول، میان دو فعل «شدن» (become) و «بودن» (be) تمایز میگذارند تا بر دو نوع نمود واژگانی متفاوت دلالت کنند. «شدن» برای اشاره به رویداد انجامی یا دستاوردی بهکار میرود و از تغییر وضع حکایت میکند. در مقابل، «بودن» غالباً از نمود ایستایی سخن میگوید:
◄ نقشهاش طراحی شد. (انجامی)
◄ نقشهاش تکمیل شد. (دستاوردی)
◄ نقشهاش بینقص بود. (ایستایی)
● «طراحی شدن، تکمیل شدن، بینقص بودن» ساخت نحوی همسانی دارند و هر سه، محمول مرکباند (جزء غیرفعلی + فعل سبک). آنچه میان محمولهای مرکب بالا تمایز میگذارد، نوع رویدادی است که بیان میکنند و این تمایز، در نمود متفاوت «شدن/ بودن» ریشه دارد.
🔝عصر قاجار/ نمود ایستایی: بهرغم آنکه جهان پیوسته در «شدن» است، چنانکه پیداست، جناب استر دلبستهٔ «بودن» است و در گذر زمان هیچ تغییری نکرده است.
✔️Stative = ایستایی
✔️Achievement = دستاوردی
✔️Accomplishment = انجامی
✔️Event type = نوع رویداد
@MorphoSyntax
❤3🙏3👍1👌1
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | مصدرها و فعلهایی مانند «برخوردن، بازداشتن، دررفتن»:
💎 نحو | مصدرها و فعلهایی مانند «برخوردن، بازداشتن، دررفتن»:
☰
💎 نحو | واژهگرایی و پادواژهگرایی
★ گلدبرگ (۲۰۰۰) محمولهای مرکب فارسی را X0 تلقی میکند و به بیان سادهتر، آنها را یک واحد واژگانی درنظر میگیرد؛ خواه محمول مرکب متشکل از اسم/ صفت و همکرد باشد (چانه زدن، آسیب دیدن، نظر دادن، گرم کردن، خاموش شدن)، خواه اصطلاحاً فعل پیشوندی باشد و از حرفاضافه و فعل ساخته شده باشد (برخوردن، بازداشتن، دررفتن، واداشتن).
★ در مقابل این رویکرد، شماری از زبانشناسان مانند کریمی (۱۹۹۷، ۲۰۰۵) و فولی و همکاران (۲۰۰۵) محمولهای مرکب یادشده را واحد واژگانی نمیدانند، بلکه اجزای آنها را گرههای مستقلی معرفی میکنند که در نحو ترکیب میشوند. این سخن بدین معناست که اجزای فعلی و غیرفعلی محمولهای مرکب استقلال نحوی دارند و از پیش در واژگان سر هم نشدهاند.
★ برخی شواهد زبانی از رویکرد دوم حمایت میکنند و نشان میدهند که سازههای نحوی یا دستکم عناصر تصریفی میتوانند میان این اجزا فاصله بیندازند. بنابراین، این نکته که این یا آن فعل مرکب در واژهنامه مدخل میشود، دلیلی بر واژگانی بودنشان نیست و امکان رسوخ سازهها و واحدهای زبانی به درون محمولهای مرکب، تصریح میکند که موتور مولد نحو (و نه واژگان) این افعال غیربسیط را تولید میکند.
◄ برای خرید این خانه [چانۀ] خیلی خوبی [زد].
◄ دوستانش او را از این کار [باز] خواهند [داشت].
◄ دلیران هرگز از میدان نبرد [در] نــمی [روند].
★ تفاوت دو نگاه بالا، ریشه در دو رویکرد متمایز زبانشناختی دارد که به ترتیب واژهگرایی و پادواژهگرایی خوانده میشوند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 برای جزئیات بیشتر بنگرید به:
Determinants of event type in Persian complex predicates (2005)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Lexicalism = واژهگرایی
✔️Anti-lexicalism = پادواژهگرایی
✔️Lexicon = واژگان
@MorphoSyntax
💎 نحو | واژهگرایی و پادواژهگرایی
★ گلدبرگ (۲۰۰۰) محمولهای مرکب فارسی را X0 تلقی میکند و به بیان سادهتر، آنها را یک واحد واژگانی درنظر میگیرد؛ خواه محمول مرکب متشکل از اسم/ صفت و همکرد باشد (چانه زدن، آسیب دیدن، نظر دادن، گرم کردن، خاموش شدن)، خواه اصطلاحاً فعل پیشوندی باشد و از حرفاضافه و فعل ساخته شده باشد (برخوردن، بازداشتن، دررفتن، واداشتن).
★ در مقابل این رویکرد، شماری از زبانشناسان مانند کریمی (۱۹۹۷، ۲۰۰۵) و فولی و همکاران (۲۰۰۵) محمولهای مرکب یادشده را واحد واژگانی نمیدانند، بلکه اجزای آنها را گرههای مستقلی معرفی میکنند که در نحو ترکیب میشوند. این سخن بدین معناست که اجزای فعلی و غیرفعلی محمولهای مرکب استقلال نحوی دارند و از پیش در واژگان سر هم نشدهاند.
★ برخی شواهد زبانی از رویکرد دوم حمایت میکنند و نشان میدهند که سازههای نحوی یا دستکم عناصر تصریفی میتوانند میان این اجزا فاصله بیندازند. بنابراین، این نکته که این یا آن فعل مرکب در واژهنامه مدخل میشود، دلیلی بر واژگانی بودنشان نیست و امکان رسوخ سازهها و واحدهای زبانی به درون محمولهای مرکب، تصریح میکند که موتور مولد نحو (و نه واژگان) این افعال غیربسیط را تولید میکند.
◄ برای خرید این خانه [چانۀ] خیلی خوبی [زد].
◄ دوستانش او را از این کار [باز] خواهند [داشت].
◄ دلیران هرگز از میدان نبرد [در] نــمی [روند].
★ تفاوت دو نگاه بالا، ریشه در دو رویکرد متمایز زبانشناختی دارد که به ترتیب واژهگرایی و پادواژهگرایی خوانده میشوند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 برای جزئیات بیشتر بنگرید به:
Determinants of event type in Persian complex predicates (2005)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Lexicalism = واژهگرایی
✔️Anti-lexicalism = پادواژهگرایی
✔️Lexicon = واژگان
@MorphoSyntax
Telegram
MorphoSyntax
☰
📑 مقاله | نوع رویداد در محمولهای مرکب
▪️Determinants of event type in Persian complex predicates
▪️Raffaell Folli, Heidi Harley, Simin Karimi (2005)
@MorphoSyntax
📑 مقاله | نوع رویداد در محمولهای مرکب
▪️Determinants of event type in Persian complex predicates
▪️Raffaell Folli, Heidi Harley, Simin Karimi (2005)
@MorphoSyntax
👍7🙏3👌2🤔1
☰
📝 ویرایش | اداتافزایی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ در آزادراه تهران ــ قم، ترافیک جریان دارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✏️ جملهٔ پیشفرض بالا، از جریان داشتن ترافیک در آزادراه خبر میدهد، اما توصیف دقیقی از میزان آمدوشد در اختیار مخاطب نمیگذارد. این توصیف را میتوان به کمک ادات که سازهای اختیاری است، به جملهٔ اصلی افزود:
(۱). صفت پسین:
◄ در آزادراه تهران ــ قم، ترافیکِ نیمهسنگین اما روان جریان دارد.
(۲). محمول ثانویه:
◄ در آزادراه تهران ــ قم، ترافیک، نیمهسنگین اما روان، جریان دارد.
✏️ در تصویر پیوست، نویسندهٔ خبر ترجیح داده است محمول ثانویهٔ همامدی را در گروه حرفاضافهٔ «بهصورت . . .» بیاورد که بهنظر نمیرسد ضرورتی داشته باشد. این نوع اداتافزایی مانند این است که جملهٔ «الف» را در قالب جملهٔ «ب» بازنویسی کنیم:
◄ (الف). متهم دستبسته به دادگاه انتقال یافت.
◄ (ب). متهم بهصورت دستبسته به دادگاه انتقال یافت.
✔️Adjunct = ادات
✔️Adjunction = اداتافزایی
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | اداتافزایی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ در آزادراه تهران ــ قم، ترافیک جریان دارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✏️ جملهٔ پیشفرض بالا، از جریان داشتن ترافیک در آزادراه خبر میدهد، اما توصیف دقیقی از میزان آمدوشد در اختیار مخاطب نمیگذارد. این توصیف را میتوان به کمک ادات که سازهای اختیاری است، به جملهٔ اصلی افزود:
(۱). صفت پسین:
◄ در آزادراه تهران ــ قم، ترافیکِ نیمهسنگین اما روان جریان دارد.
(۲). محمول ثانویه:
◄ در آزادراه تهران ــ قم، ترافیک، نیمهسنگین اما روان، جریان دارد.
✏️ در تصویر پیوست، نویسندهٔ خبر ترجیح داده است محمول ثانویهٔ همامدی را در گروه حرفاضافهٔ «بهصورت . . .» بیاورد که بهنظر نمیرسد ضرورتی داشته باشد. این نوع اداتافزایی مانند این است که جملهٔ «الف» را در قالب جملهٔ «ب» بازنویسی کنیم:
◄ (الف). متهم دستبسته به دادگاه انتقال یافت.
◄ (ب). متهم بهصورت دستبسته به دادگاه انتقال یافت.
✔️Adjunct = ادات
✔️Adjunction = اداتافزایی
@MorphoSyntax
💯4❤3👍2👌1
سین جیم.pdf
2.2 MB
☰
📖 داستان کوتاه | ۱. سارتر ۲. روفوس
▫️داستان (۱): دیوار
▫️نویسنده: ژان پل سارتر
▫️مترجم: صادق هدایت
▫️داستان (۲): سینجیم
▫️نویسنده: رودیس روفوس
▫️مترجم: قاسم صنعوی
@MorphoSyntax
📖 داستان کوتاه | ۱. سارتر ۲. روفوس
▫️داستان (۱): دیوار
▫️نویسنده: ژان پل سارتر
▫️مترجم: صادق هدایت
▫️داستان (۲): سینجیم
▫️نویسنده: رودیس روفوس
▫️مترجم: قاسم صنعوی
@MorphoSyntax
❤5👍2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🔍 مسئله (۳۷)
🖇 در متن ویدئوی پیوست، عنصر وابستهٔ «ــش» چند بار در نقش وند اشتقاقی بهکار رفته است و چند بار هویت تصریفی دارد؟
۱. اشتقاقی: سه بار ــ تصریفی: سه بار
۲. اشتقاقی: دو بار ــ تصریفی: دو بار
۳. اشتقاقی: سه بار ــ تصریفی: دو بار
۴. اشتقاقی: دو بار ــ تصریفی: سه بار
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۷)
🖇 در متن ویدئوی پیوست، عنصر وابستهٔ «ــش» چند بار در نقش وند اشتقاقی بهکار رفته است و چند بار هویت تصریفی دارد؟
۱. اشتقاقی: سه بار ــ تصریفی: سه بار
۲. اشتقاقی: دو بار ــ تصریفی: دو بار
۳. اشتقاقی: سه بار ــ تصریفی: دو بار
۴. اشتقاقی: دو بار ــ تصریفی: سه بار
@MorphoSyntax
❤2👍1😁1
☰
📝 ویرایش | اطلاعیهٔ مهم
🖍 ممکن است بفرمایید «تعیینشده» را باید با نیمفاصله نوشت، همزهٔ «هیئت علمی» بر کرسی «ئـ» مینشیند، «روز» و «مورخ» اضافهاند، بهجای «لغایت» باید «تا» آورد و از این قبیل توصیهها که البته همگی بهجای خود درستاند.
🖍 اما مهمتر از همهٔ اینها اینکه اگر طول و عرض جملهٔمان آنچنان کش آمده که ابعادش از دستمان دررفته است، باید دستکم یکبار سروتهاش را به هم گره بزنیم تا ببینیم آیا اصلاً فعل و فاعلش سازگاری دارند یا نه: «زمان تعیین شده . . . به مدت دو هفته انجام میشود!»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ زمان ارزشیابی الکترونیکی . . . بهمدت دو هفته است.
◄ ارزشیابی الکترونیکی . . . بهمدت دو هفته انجام میشود.
◄ زمان ارزشیابی الکترونیکی . . . بهمدت دو هفته تعیین شده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | اطلاعیهٔ مهم
🖍 ممکن است بفرمایید «تعیینشده» را باید با نیمفاصله نوشت، همزهٔ «هیئت علمی» بر کرسی «ئـ» مینشیند، «روز» و «مورخ» اضافهاند، بهجای «لغایت» باید «تا» آورد و از این قبیل توصیهها که البته همگی بهجای خود درستاند.
🖍 اما مهمتر از همهٔ اینها اینکه اگر طول و عرض جملهٔمان آنچنان کش آمده که ابعادش از دستمان دررفته است، باید دستکم یکبار سروتهاش را به هم گره بزنیم تا ببینیم آیا اصلاً فعل و فاعلش سازگاری دارند یا نه: «زمان تعیین شده . . . به مدت دو هفته انجام میشود!»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ زمان ارزشیابی الکترونیکی . . . بهمدت دو هفته است.
◄ ارزشیابی الکترونیکی . . . بهمدت دو هفته انجام میشود.
◄ زمان ارزشیابی الکترونیکی . . . بهمدت دو هفته تعیین شده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
😁8👌8🤔1
☰
🌐 ریشهشناسی | زردپی اسفندیار!
❂ واژههای فارسی «تار» (رشتۀ باریک و دراز)، «کارتَن» (عنکبوت) و «تنیدن» (بافتن) از یک ریشهاند؛ اما شاید جالب باشد که بدانیم واژۀ «تاندون» فرانسوی/ انگلیسی هم که در فارسی به آن «زردپی» میگویند، نیای مشترکی با «تار» و «تنیدن» دارد.
❂ «تن» که در ایرانی باستان «tanu»، به معنای «بافتن، تنیدن» بوده، برآمده از واژۀ هندواروپایی «tend» است. واج /d/ در «tend» پسوند بهشمار میرود و بنابراین، «تن» دنبالۀ ریشۀ هندواروپایی «ten»، به مفهوم «کشیدن، بسط دادن»، است.
❂ اصطلاح «tendon» در فرانسوی/ انگلیسی وامگرفته از واژهٔ لاتین «tendō» است که آن نیز از واژۀ هندواروپایی «tend» و ریشۀ «ten» مشتق شده است و البته ارتباطی با نیای عدد «ten» ندارد. ریشۀ «ten» در مفهوم «کشیدن» به سنسکریت و یونانی و برخی دیگر از زبانهای این خانواده نیز راه یافته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝وقتی از دیپسیک چینی بخواهید که کل اصطلاح «تاندون آشیل» (Achilles tendon) را برایتان فارسی کند، بهترین پیشنهادش «زردپی اسفندیار» است!
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | زردپی اسفندیار!
❂ واژههای فارسی «تار» (رشتۀ باریک و دراز)، «کارتَن» (عنکبوت) و «تنیدن» (بافتن) از یک ریشهاند؛ اما شاید جالب باشد که بدانیم واژۀ «تاندون» فرانسوی/ انگلیسی هم که در فارسی به آن «زردپی» میگویند، نیای مشترکی با «تار» و «تنیدن» دارد.
❂ «تن» که در ایرانی باستان «tanu»، به معنای «بافتن، تنیدن» بوده، برآمده از واژۀ هندواروپایی «tend» است. واج /d/ در «tend» پسوند بهشمار میرود و بنابراین، «تن» دنبالۀ ریشۀ هندواروپایی «ten»، به مفهوم «کشیدن، بسط دادن»، است.
❂ اصطلاح «tendon» در فرانسوی/ انگلیسی وامگرفته از واژهٔ لاتین «tendō» است که آن نیز از واژۀ هندواروپایی «tend» و ریشۀ «ten» مشتق شده است و البته ارتباطی با نیای عدد «ten» ندارد. ریشۀ «ten» در مفهوم «کشیدن» به سنسکریت و یونانی و برخی دیگر از زبانهای این خانواده نیز راه یافته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝وقتی از دیپسیک چینی بخواهید که کل اصطلاح «تاندون آشیل» (Achilles tendon) را برایتان فارسی کند، بهترین پیشنهادش «زردپی اسفندیار» است!
@MorphoSyntax
👍9😁6🤔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧾 واژهگزینی | معماری ایرانی
○ مجموعهٔ تاریخی آقازاده در شهرستان ابرکوه، با مساحت ۸۲۰ متر مربع و در زمینی به مساحت ۱۵۰۰ متر مربع در حدود سال ۱۱۵۷ خورشیدی، به سفارش حاج حسین ابرقویی، از متمولان این شهر بنا شده است.
○ گذشته از معماری چشمنواز این مجموعه، بادگیر دوطبقهٔ عمارت، شهرتی عالمگیر به آن بخشیده است. ساختمان آقازاده که در بهمن ۱۳۷۵ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، سرشار از عناصر ویژهٔ معماری غنی و کممانند ایرانی است که فقط گوشهای از آنها درپی فهرست شدهاند.
○ گنبد = Dome
○ مناره = Minaret
○ شاهنشین = Alcove
○ هشتی = Vestibule
○ سهدری = Triforium
○ کلاهفرنگی = Gazebo
○ نورگیر گنبد = Oculus
○ پنجدری = Pentaforium
○ ساباط = Arcade, archway
○ پنجرهٔ اُرسی = Sash window
○ تابستاننشین = Summer room
○ دالان ورودی = Carriage porch, pawn
○ قطاربندی = Belt course, string course
○ بادگیر = Wind-catcher tower, wind turret
○ مقرنسکاری = Honeycomb, stalactite work
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | معماری ایرانی
○ مجموعهٔ تاریخی آقازاده در شهرستان ابرکوه، با مساحت ۸۲۰ متر مربع و در زمینی به مساحت ۱۵۰۰ متر مربع در حدود سال ۱۱۵۷ خورشیدی، به سفارش حاج حسین ابرقویی، از متمولان این شهر بنا شده است.
○ گذشته از معماری چشمنواز این مجموعه، بادگیر دوطبقهٔ عمارت، شهرتی عالمگیر به آن بخشیده است. ساختمان آقازاده که در بهمن ۱۳۷۵ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، سرشار از عناصر ویژهٔ معماری غنی و کممانند ایرانی است که فقط گوشهای از آنها درپی فهرست شدهاند.
○ گنبد = Dome
○ مناره = Minaret
○ شاهنشین = Alcove
○ هشتی = Vestibule
○ سهدری = Triforium
○ کلاهفرنگی = Gazebo
○ نورگیر گنبد = Oculus
○ پنجدری = Pentaforium
○ ساباط = Arcade, archway
○ پنجرهٔ اُرسی = Sash window
○ تابستاننشین = Summer room
○ دالان ورودی = Carriage porch, pawn
○ قطاربندی = Belt course, string course
○ بادگیر = Wind-catcher tower, wind turret
○ مقرنسکاری = Honeycomb, stalactite work
@MorphoSyntax
👏5❤2👍2
☰
🧾 واژهگزینی | ادات/ افزوده
□ اداتها/ افزودهها (adjunct) سازههایی اختیاریاند که به ساختار افزوده میشوند و چیزی به معنای آن میافزایند. بنابراین، حضور ادات/ افزوده در جمله و گروه، الزام نحوی ندارد.
□ به فرایند الحاق ادات/ افزوده به ساختار نحوی، «adjunction» میگویند. صفتها و قیدها از پرکاربردترین اداتها/ افزودههاییاند که میشناسیم؛ مانند سازههایی که در جملۀ «۲» در میان قلاب آمدهاند:
◄ (۱). بازیکن تیم کُشتی حریفش را شکست داد.
◄ (۲). [خوشبختانه] بازیکن [جوان] تیم کُشتی [با در پیش گرفتن راهبرد مناسب] [[خیلی] سریع] [اصلیترین] حریفش را شکست داد.
□ گویا فرهنگستان زبان و ادب فارسی تاکنون معادلی برای «adjunct» پیشنهاد نداده است و اهل فن غالباً یکی از دو اصطلاح «ادات/ افزوده» را در برابر آن بهکار میبرند. فرایند «adjunction» هم معادل رایجی ندارد و در متنهای فارسی گاهی یک عبارت در برابر آن میآید.
□ نگارنده برای دو اصطلاح یادشده، به ترتیب، برابرنهادهای «ادات» و «اداتافزایی» را بهکار میبرد. پیشنهاد شما چیست یا از چه معادلهایی برای این دو اصطلاح پرکاربرد نحوی استفاده میکنید؟
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | ادات/ افزوده
□ اداتها/ افزودهها (adjunct) سازههایی اختیاریاند که به ساختار افزوده میشوند و چیزی به معنای آن میافزایند. بنابراین، حضور ادات/ افزوده در جمله و گروه، الزام نحوی ندارد.
□ به فرایند الحاق ادات/ افزوده به ساختار نحوی، «adjunction» میگویند. صفتها و قیدها از پرکاربردترین اداتها/ افزودههاییاند که میشناسیم؛ مانند سازههایی که در جملۀ «۲» در میان قلاب آمدهاند:
◄ (۱). بازیکن تیم کُشتی حریفش را شکست داد.
◄ (۲). [خوشبختانه] بازیکن [جوان] تیم کُشتی [با در پیش گرفتن راهبرد مناسب] [[خیلی] سریع] [اصلیترین] حریفش را شکست داد.
□ گویا فرهنگستان زبان و ادب فارسی تاکنون معادلی برای «adjunct» پیشنهاد نداده است و اهل فن غالباً یکی از دو اصطلاح «ادات/ افزوده» را در برابر آن بهکار میبرند. فرایند «adjunction» هم معادل رایجی ندارد و در متنهای فارسی گاهی یک عبارت در برابر آن میآید.
□ نگارنده برای دو اصطلاح یادشده، به ترتیب، برابرنهادهای «ادات» و «اداتافزایی» را بهکار میبرد. پیشنهاد شما چیست یا از چه معادلهایی برای این دو اصطلاح پرکاربرد نحوی استفاده میکنید؟
@MorphoSyntax
💯5👍3❤2
MorphoSyntax
☰ 🧾 واژهگزینی | ادات/ افزوده □ اداتها/ افزودهها (adjunct) سازههایی اختیاریاند که به ساختار افزوده میشوند و چیزی به معنای آن میافزایند. بنابراین، حضور ادات/ افزوده در جمله و گروه، الزام نحوی ندارد. □ به فرایند الحاق ادات/ افزوده به ساختار نحوی،…
☰
🧾 واژهگزینی | در برابر اصطلاح نحوی «adjunct»:
🧾 واژهگزینی | در برابر اصطلاح نحوی «adjunct»:
Anonymous Poll
35%
(۱). اصطلاح «ادات» را بهکار میبرم.
47%
(۲). از واژهٔ «افزوده» استفاده میکنم.
6%
(۳). معادل بهتری دارم، اما نمیگویم.
13%
(۴). اصلاً این اصطلاح مسئلهٔ زندگیام نیست.
👍3😁2
دربارهٔ ریشهٔ «مسلمان».pdf
566.3 KB
☰
🌐 ریشهشناسی | دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ «مسلمان»
▫️آریا طبیبزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، در این مقالهٔ عالمانه به بررسی ریشهٔ واژهٔ «مسلمان» میپردازد و استدلال میکند که این کلمه تبار سریانی دارد. بنابراین، واژهٔ «مسلمان» که نخست در فارسی رواج یافته و سپس به دیگر زبانهای حوزهٔ تمدن ایرانی، از جمله ترکی و اردو راه پیدا کرده است، نیای مشترکی با واژهٔ عربی «مسلم» یا نام «سلمان فارسی» ندارد.
▫️طبیبزاده، آریا (۱۴۰۴). دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ «مسلمان». آینهٔ پژوهش، سال ۳۶، شمارهٔ ۱، صص ۲۸۵ -- ۲۹۴.
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ «مسلمان»
▫️آریا طبیبزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، در این مقالهٔ عالمانه به بررسی ریشهٔ واژهٔ «مسلمان» میپردازد و استدلال میکند که این کلمه تبار سریانی دارد. بنابراین، واژهٔ «مسلمان» که نخست در فارسی رواج یافته و سپس به دیگر زبانهای حوزهٔ تمدن ایرانی، از جمله ترکی و اردو راه پیدا کرده است، نیای مشترکی با واژهٔ عربی «مسلم» یا نام «سلمان فارسی» ندارد.
▫️طبیبزاده، آریا (۱۴۰۴). دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ «مسلمان». آینهٔ پژوهش، سال ۳۶، شمارهٔ ۱، صص ۲۸۵ -- ۲۹۴.
@MorphoSyntax
👍12🔥5❤1😁1
☰
👁🗨 دیدگاه | هنر و علم
▪️زبان، ابزار آفرینش ادبی است و رنگ، خمیرمایهٔ هنر نگارگری. اما سپردن آموزش «زبان» فارسی به ادیبان هنرمند، مانند پرسوجو دربارهٔ ساختار مولکولی و ویژگیهای شیمیایی رنگها از هنرمندان نقاش است. اولی کار علم زبانشناسی است، دومی در حوزهٔ علم شیمی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 حذف گرایشهای آزفا و زبانشناسی از شغل دبیری، در آزمون استخدامی آموزش و پرورش ۱۴۰۴
https://www.karzar.net/228960
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | هنر و علم
▪️زبان، ابزار آفرینش ادبی است و رنگ، خمیرمایهٔ هنر نگارگری. اما سپردن آموزش «زبان» فارسی به ادیبان هنرمند، مانند پرسوجو دربارهٔ ساختار مولکولی و ویژگیهای شیمیایی رنگها از هنرمندان نقاش است. اولی کار علم زبانشناسی است، دومی در حوزهٔ علم شیمی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 حذف گرایشهای آزفا و زبانشناسی از شغل دبیری، در آزمون استخدامی آموزش و پرورش ۱۴۰۴
https://www.karzar.net/228960
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍9💯3❤2😁1🤔1
☰
✨ امیدوارم همهٔ دوستان و همراهان و هممیهنان، در هر گوشهای از این جغرافیای بزرگ و در فراسوی آن، تندرست و در امنیت باشند.
@MorphoSyntax
✨ امیدوارم همهٔ دوستان و همراهان و هممیهنان، در هر گوشهای از این جغرافیای بزرگ و در فراسوی آن، تندرست و در امنیت باشند.
@MorphoSyntax
❤35
☰
👁🗨 دیدگاه | توهم تجزیهٔ قومی: راهبرد عبری ــ غربی در برابر ایران (بخش ۱/۲)
🔻گزارش زیر در دهم تیر ۱۴۰۴، در پایگاه تحلیلی ــ خبری رسپانسیبل استیتکرفت، به قلم الدار ممدوف، منتشر شده است. او کارشناس سیاست خارجی مستقر در بروکسل و پژوهشگر غیرمقیم در بنیاد کوئینسی است. ترجمۀ فارسی این گزارش را، با اندکی ویرایش، برعهدۀ هوش مصنوعی گذاشتم. مانند بقیهٔ مطالب این کانال، هرگونه نقل مستقیم یا برداشت از این گزارش، با یا بدون ارجاع آزاد است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
https://responsiblestatecraft.org/iran-war-2672502741/
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
○ دستگاه سیاست خارجی واشنگتن گرایش خطرناکی دارد که کشورهایی را که خصم میانگارد، تکهتکه کند. اکنون، اندیشکدههای نومحافظهکار، مانند بنیاد دفاع از دموکراسیها (افدیدی) و همفکرانشان در پارلمان اروپا، آشکارا از تجزیۀ ایران حمایت میکنند. این راهبرد بیپروا که میتواند خاورمیانه [غرب آسیا] را بیثباتتر کند، بحرانهای انسانی فاجعهباری درپی میآورد و با مقاومت سرسختانۀ ایرانیان و حتی متحدان امریکا روبهرو خواهد شد.
○ در میانۀ جنگ اخیر اسرائیل و ایران در خرداد ۱۴۰۴، برندا شافر، تحلیلگر افدیدی، ادعا کرد تنوع قومی ایران ضعفی است که میتوان از آن بهره برد. شافر که چندین سال در رسانههای امریکا از جمهوری باکو حمایت کرده و روابطش با شرکت نفت دولتی این کشور (سوکار) را پنهان نگاه داشته، سالهاست برای تجزیۀ ایران برمبنای خطوط قومی ــ مشابه فروپاشی یوگسلاوی ــ تلاش کرده است. تمرکز اصلی او بر تحریک جداییطلبی در آذربایجان ایران است، جایی که آذریها بزرگترین گروه غیرفارس ایران را تشکیل میدهند.
○ آرای شافر با سرمقالۀ اخیر روزنامۀ اورشلیم پست همسوست که در میانۀ شادمانی از حملات اسرائیل به ایران، از ترامپ خواست تا آشکارا از تکهپاره شدن ایران حمایت کند. این مقاله خواستار آن شد که ائتلاف خاورمیانه برای تقسیم ایران شکل بگیرد و به مناطق سنی، کرد و بلوچی که خواهان جداییاند، تضمینهای امنیتی داده شود. همین رسانه پیشتر نیز از اسرائیل و آمریکا خواسته بود تا از جدایی آذربایجان جنوبی (مناطق آذرینشین شمال غرب ایران) حمایت کنند.
○ در همین میان، سخنگوی امور خارجی یک گروه لیبرال میانهرو در پارلمان اروپا نشستی دربارۀ «آینده ایران» برگزار کرد که هدف ظاهری آن بررسی چشمانداز شورش موفق برضد جمهوری اسلامی بود. اما حضور تنها دو سخنران ایرانی که هر دو جداییطلب قومی از آذربایجان و اهواز بودند، هدف واقعی نشست را آشکار کرد. از زمان قطع روابط
پارلمان اروپا با نهادهای رسمی ایران در ۲۰۲۲، این نهاد به عرصهای برای فعالیت گروههای اپوزیسیون تندرو، مانند سلطنتطلبان، فرقۀ مجاهدین خلق و جداییخواهان قومی تبدیل شده است.
○ بااینهمه، ایران کشوری شکننده و در آستانۀ فروپاشی نیست؛ بلکه ملتی ۹۰ میلیونی با هویت تاریخی و فرهنگی عمیق است. اگرچه طرفداران تجزیه بر گونهگونی قومی ایران ــ آذریها، کردها، بلوچها، عربها ــ تأکید میورزند، اما پیوسته نیروی وحدتبخش ملیگرایی ایرانی را دستکم میگیرند. همانگونه که شروین ملکزاده، پژوهشگر، یادآور شده است، «این اجماع نیرومند در میان پژوهشگران شکل گرفته که سیاست در ایران، با اندیشۀ ایران بهمثابۀ ملتی با تاریخ پیوسته و بیوقفه آغاز میشود.» دههها فشار خارجی، از تحریم تا عملیات پنهانی و جنگ، این انسجام ملی را تقویت کرده است. تصور اینکه تحریک احساسات جداییخواهانه میتواند ایران را متلاشی کند، خیالی خطرناک است؛ چنین طرحهایی پیشتر در عراق و سوریه با شکست مواجه شدهاند و هرجومرج آفریدهاند.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | توهم تجزیهٔ قومی: راهبرد عبری ــ غربی در برابر ایران (بخش ۱/۲)
🔻گزارش زیر در دهم تیر ۱۴۰۴، در پایگاه تحلیلی ــ خبری رسپانسیبل استیتکرفت، به قلم الدار ممدوف، منتشر شده است. او کارشناس سیاست خارجی مستقر در بروکسل و پژوهشگر غیرمقیم در بنیاد کوئینسی است. ترجمۀ فارسی این گزارش را، با اندکی ویرایش، برعهدۀ هوش مصنوعی گذاشتم. مانند بقیهٔ مطالب این کانال، هرگونه نقل مستقیم یا برداشت از این گزارش، با یا بدون ارجاع آزاد است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
https://responsiblestatecraft.org/iran-war-2672502741/
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
○ دستگاه سیاست خارجی واشنگتن گرایش خطرناکی دارد که کشورهایی را که خصم میانگارد، تکهتکه کند. اکنون، اندیشکدههای نومحافظهکار، مانند بنیاد دفاع از دموکراسیها (افدیدی) و همفکرانشان در پارلمان اروپا، آشکارا از تجزیۀ ایران حمایت میکنند. این راهبرد بیپروا که میتواند خاورمیانه [غرب آسیا] را بیثباتتر کند، بحرانهای انسانی فاجعهباری درپی میآورد و با مقاومت سرسختانۀ ایرانیان و حتی متحدان امریکا روبهرو خواهد شد.
○ در میانۀ جنگ اخیر اسرائیل و ایران در خرداد ۱۴۰۴، برندا شافر، تحلیلگر افدیدی، ادعا کرد تنوع قومی ایران ضعفی است که میتوان از آن بهره برد. شافر که چندین سال در رسانههای امریکا از جمهوری باکو حمایت کرده و روابطش با شرکت نفت دولتی این کشور (سوکار) را پنهان نگاه داشته، سالهاست برای تجزیۀ ایران برمبنای خطوط قومی ــ مشابه فروپاشی یوگسلاوی ــ تلاش کرده است. تمرکز اصلی او بر تحریک جداییطلبی در آذربایجان ایران است، جایی که آذریها بزرگترین گروه غیرفارس ایران را تشکیل میدهند.
○ آرای شافر با سرمقالۀ اخیر روزنامۀ اورشلیم پست همسوست که در میانۀ شادمانی از حملات اسرائیل به ایران، از ترامپ خواست تا آشکارا از تکهپاره شدن ایران حمایت کند. این مقاله خواستار آن شد که ائتلاف خاورمیانه برای تقسیم ایران شکل بگیرد و به مناطق سنی، کرد و بلوچی که خواهان جداییاند، تضمینهای امنیتی داده شود. همین رسانه پیشتر نیز از اسرائیل و آمریکا خواسته بود تا از جدایی آذربایجان جنوبی (مناطق آذرینشین شمال غرب ایران) حمایت کنند.
○ در همین میان، سخنگوی امور خارجی یک گروه لیبرال میانهرو در پارلمان اروپا نشستی دربارۀ «آینده ایران» برگزار کرد که هدف ظاهری آن بررسی چشمانداز شورش موفق برضد جمهوری اسلامی بود. اما حضور تنها دو سخنران ایرانی که هر دو جداییطلب قومی از آذربایجان و اهواز بودند، هدف واقعی نشست را آشکار کرد. از زمان قطع روابط
پارلمان اروپا با نهادهای رسمی ایران در ۲۰۲۲، این نهاد به عرصهای برای فعالیت گروههای اپوزیسیون تندرو، مانند سلطنتطلبان، فرقۀ مجاهدین خلق و جداییخواهان قومی تبدیل شده است.
○ بااینهمه، ایران کشوری شکننده و در آستانۀ فروپاشی نیست؛ بلکه ملتی ۹۰ میلیونی با هویت تاریخی و فرهنگی عمیق است. اگرچه طرفداران تجزیه بر گونهگونی قومی ایران ــ آذریها، کردها، بلوچها، عربها ــ تأکید میورزند، اما پیوسته نیروی وحدتبخش ملیگرایی ایرانی را دستکم میگیرند. همانگونه که شروین ملکزاده، پژوهشگر، یادآور شده است، «این اجماع نیرومند در میان پژوهشگران شکل گرفته که سیاست در ایران، با اندیشۀ ایران بهمثابۀ ملتی با تاریخ پیوسته و بیوقفه آغاز میشود.» دههها فشار خارجی، از تحریم تا عملیات پنهانی و جنگ، این انسجام ملی را تقویت کرده است. تصور اینکه تحریک احساسات جداییخواهانه میتواند ایران را متلاشی کند، خیالی خطرناک است؛ چنین طرحهایی پیشتر در عراق و سوریه با شکست مواجه شدهاند و هرجومرج آفریدهاند.
@MorphoSyntax
Responsible Statecraft
First it was regime change, now they want to break Iran apart
Reckless fantasies of balkanizing the country misunderstand Iranian nationalism and risks catastrophic blowback
👍10❤1