MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


🔍 مسئله (۳۸)

🛞 یک شرکت خودروسازی در پیش‌نویس اطلاعیۀ خود نوشت:

«اگر کسانی که ثبت‌نام شده‌اند، پیامکی از مرکز فروش دریافت نکرده‌اند، باید بار دیگر در سامانۀ خرید نام‌نویسی کنند.»

🛞 بااین‌همه به پیشنهاد مشاور حقوقی شرکت، در نسخۀ نهایی اطلاعیه، زمان و جهت فعل «ثبت‌نام شده‌اند» تغییر کرد تا از مسئولیت حقوقی خودروساز کاسته شود. با این تغییر، «ثبت‌نام شده‌اند» به چه فعلی تبدیل می‌شود؟

۱. ثبت‌نام می‌شوند
۲. ثبت‌نام کرده بودند
۳. ثبت‌نام می‌کنند
۴. ثبت‌نام شدند

@MorphoSyntax
🔥4👍21


☑️ نمودار درختی | ساخت درونی واژه

❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۵ ــ کدام‌یک از نمودارهای بالا نشان­‌دهندۀ ساخت صرفی واژۀ «نادستوری» است؟
۱. نمودار الف
۲. نمودار ب
۳. نمودار ج
۴. نمودار د
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🪄 واژۀ «نادستوری» صفتی است که از ریشۀ «دستور» و دو وند اشتقاقی ساخته شده است (صرف‌نظر از این‌که خود «دستور» از منظر تاریخی متشکل از ریشۀ «دست» و پسوند «ــ‌ور» است). بازنمایی خطی این واژه چنین است:

(۱). اسم «دستور» با جذب پسوند صفت‌ساز «ــ‌ی»، به صفت «دستوری» تبدیل می‌شود.
ــ [[N دستور] ــ‌ی]

(۲). صفت «دستوری» با گرفتن پیشوند نفی «ناــ»، به صفت منفی «نادستوری» تبدیل می‌شود.
ــ [ناــ [[N دستور] ــ‌ی]]

🪄 این بازنمایی منطبق بر نمودار «الف» است. در سنت صرف زایشی واژه‌گرا، چون واژۀ «نادستور» در مدخل واژگانی فارسی‌زبانان حضور ندارد، نمودار «ب» نادرست است.

@MorphoSyntax
👍11👌41😁1


🧊 ساختواژه | بیشینهٔ وندهای تصریفی فعل

○ آیا در ساختواژهٔ فعل فارسی، الگویی سراغ دارید که شمار وندهای تصریفی‌اش بیش از فعل «نمی‌خوراندند» و نمونه‌های مشابه آن باشد؟

◄ نــ + می‌ــ + خــور√ + ــ‌ان + ــ‌د + ــ‌ند
◄ نفی + نمود + ریشه + سببی + زمان + مطابقه

○ ظاهراً فعل در فارسی حداکثر «پنج» وند تصریفی می‌پذیرد. تعداد عناصر تصریفی فعل در زبانی مانند ترکی از این نیز بیشتر است.

@MorphoSyntax
👍71


🧊 ساختواژه | در جملهٔ «آنها هدیه را وانکرده برنمی‌گردانده‌اند»، فعل «برنمی‌گردانده‌اند» چند پیشوند و پسوند تصریفی دارد؟
Anonymous Quiz
14%
۱. سه
25%
۲. چهار
34%
۳. پنج
27%
۴. شش
MorphoSyntax


💎 نحو | «اگر خلبان مهارت کافی نداشته باشد، همهٔ سرنشینان کشته خواهند شد.» در این جملهٔ مرکب، کدام فعل بند پایه زمان دستوری دارد؟


💎 نحو | زمان دستوری فعل

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ «اگر خلبان مهارت کافی نداشته باشد، همهٔ سرنشینان کشته خواهند شد.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

□ بند پیرو (وابسته):
◄ اگر خلبان مهارت کافی نداشته باشد،

□ بند پایه (اصلی):
◄ همهٔ سرنشینان کشته خواهند شد.

□ در بند پایه:
◄ «کشته» صفت مفعولی است و زمان ندارد؛ این واژه فقط نمود دستوری دارد.
◄ «خواهند» فعل کمکی است و زمان آن حال است؛ بر وقت آینده دلالت می‌کند.
◄ «شد» مصدر مرخم است و زمان ندارد؛ در متون کهن به‌صورت مصدر کامل (شدن) هم می‌آمد.

@MorphoSyntax
👍8👌2
2004 A Glossary of Morphology.pdf
3.5 MB


📕 کتاب | فرهنگ‌نامهٔ ساختواژه

▫️A Glossary of Morphology (2004)
▫️Laurie Bauer

@MorphoSyntax
🙏7


💎 نحو | سببی دوگانه در ترکی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
☆ابتدا این گزاره‌های فارسی را ملاحظه بفرمایید:

(۱) ـ
◄ الف. بچه دارو خورد.
◄ ب. من سبب شدم که بچه دارو بخورد.
◄ پ. من سبب شدم که پرستار سبب شود که بچه دارو بخورد.

☆فارسی برای انتقال مفهوم گزارۀ نخست، از جملۀ متعدی همتای آن استفاده می‌کند؛ برای گزارۀ دوم می‌تواند به سراغ سببی ساختواژی برود؛ اما برای بیان گزارۀ سوم ناگزیر است دست به دامان نحو و ساختواژه شود.

(۲) ـ
◄ الف. بچه دارو خورد.
◄ ب. من به بچه دارو خوراندم.
◄ پ. من پرستار را واداشتم که به بچه دارو بخوراند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
☆اما ساختار فعل در ترکی به دو وند سببی مجوز می‌دهد و به دلیل این ویژگی تصریفی قابل توجه، جملۀ سوم نیز در این زبان می‌تواند با سببی ساختواژی بیان شود (داده‌ها را از هوش مصنوعی گرفته‌ام. امیدوارم بی‌خطا باشند).

(3).

a. çocuk ilaç-ı iç-ti.
child medicine-ACC drink-PST.3SG
= "The child took the medicine."

b. ben çocuğ-a ilaç iç-ir-di-m.
I child-DAT medicine drink-CAUS-PST-1SG
= "I made the child take the medicine."

c. ben hemşire-ye çocuğ-a ilaç iç-ir-t-dı-m.
I nurse-DAT child-DAT medicine drink-CAUS₁-CAUS₂-PST-1SG
= "I caused the nurse to make the child take the medicine."

☆یادآوری این نکته ضروری است که وند سببی یک موضوع بیرونی/ کنشگر به ساختار می‌افزاید. وندی که موضوع درونی/ کنش‌پذیر/ کنش‌رو را وارد جمله کند، غالباً وند الحاقی خوانده می‌شود و با وند سببی متفاوت است.

☆به‌همین دلیل، ممکن است وند سببی‌ای که در جملۀ سوم، «پرستار» را به ساختار نحوی افزوده، در واقع پسوند الحاقی باشد. این ادعا جای بررسی بیشتری دارد و تبیین دقیق آن از عهدهٔ زبان‌شناسانی برمی‌آید که به زبان ترکی مسلط‌اند.

@MorphoSyntax
6🔥3👌3


👁‍🗨 دیدگاه | دو بایست

▪️اگر کسی بخواهد دربارهٔ تنوع ساخت‌های موسوم به اسنادی در فارسی، گوناگونی سازه‌ها و مقوله‌های شرکت‌کننده در این ساخت‌ها، فرایند اسنادی‌سازی و شبه‌اسنادی‌سازی، امکان وارونگی دو سازه‌ای که با فعل «باش» پیوند می‌یابند، این‌همانی در اسناد، و نقش‌های یگانه یا چندگانهٔ فعل «باش»، تحلیل جامعی به‌دست دهد، دست‌کم باید دو بار عمر کند.

مـردِ خِردمـــند هُــــنرپیشه را
عمر دو بایست در این روزگار

تا به یڪی تجـربه آموختن
با دگری تجـربه بُردن به کار

@MorphoSyntax
😁7👌6😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🗓 نوزدهم مرداد | امیر هوشنگ ابتهاج

متخلّص به ه‍. ا. سایه، ۶ اسفند ۱۳۰۶ ــ ۱۹ مرداد ۱۴۰۱

@MorphoSyntax
7👏2


🧾 واژه‌گزینی | واژه‌گزینی نظامی!

▪️ظاهراً جناب خبرگزاری، اصطلاح «Field Marshal» را که از درجه‌های نظامی و برابر با ژنرال پنج‌ستاره است، به «میدان مارشال آسیم» ترجمه کرده است؛ مثل میدان مارشال رومل، یا میدان شیخ بهایی!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝سید عاصم منیر احمد شاه، ژنرال پاکستانی و رئیس ستاد ارتش این کشور
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
😁14👍4
MorphoSyntax


🧊 ساختواژه | در جملهٔ «آنها هدیه را وانکرده برنمی‌گردانده‌اند»، فعل «برنمی‌گردانده‌اند» چند پیشوند و پسوند تصریفی دارد؟


🧊 ساختواژه | تقطیع تکواژی

● تقطیع تکواژی «برنمی‌گردانده‌اند» این‌گونه است:

◄ برــ: پیشوند اشتقاقی، واژه‌ساز
◄ نــ: پیشوند تصریفی نفی
◄ می‌‌ــ: پیشوند تصریفی نمود

◄ گرد: ریشهٔ واژگانی

◄ ــ‌ان: پسوند تصریفی سببی
◄ ــ‌ده: پسوند صفت مفعولی
◄ ــ‌اند: واژه‌بست فعل کمکی «بودن»

● پسوند صفت مفعولی در فارسی «ــ‌ده/ــ‌ته» است. این وند که بر نمود کامل دلالت می‌کند، از زمان گذشته + «ــ‌ه» ساخته نشده است.

● واژه‌بست «ــ‌اند»، واژ آمیخته/ چندگانه است و از ریشهٔ «باش»، زمان حال، شخص‌وشمار و حتی وجه تشکیل شده است.

● فعل پیشوندی «برنمی‌گردانده‌اند» از «هفت» تکواژ ساخته شده است که «چهار» تکواژ آن، وند تصریفی‌اند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
ای آن‌که نتیجــهٔ چــهار و هفتی،
وز هفت و چهار دایم اندر تَفْتی،

می خور که هزار باره بیشت گفتم
باز آمدنت نیست، چـو رفتی رفتی

✍🏿 حکیم خیام
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍4👌4😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | رابطهٔ بودجهٔ نظامی و آموزش زبان

▪️مارک روته، دبیرکل هلندی ناتو، که زبان انگلیسی را به خوبی صحبت می‌کند، به نمایندگان کشورهای اروپایی گفت: «اگر بودجهٔ نظامی‌مان را افزایش ندهیم، ناگزیر می‌شویم روسی یاد بگیریم.»

@MorphoSyntax
👍6😁1
2025 Mathematical Structure of Syntactic Merge.pdf
6.2 MB


📓 کتاب | ساختار ریاضی ادغام نحوی

▫️Mathematical Structure of Syntactic Merge: An Algebraic Model for Generative Linguistics (2025)

▫️Matilde Marcolli
▫️Noam Chomsky
▫️Robert C. Berwick

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سپاس فراوان از آقای رادنیا برای ارسال این کتاب ارزشمند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍76👌3
2025 The Parameter in Generative Grammar.pdf
2.7 MB


📓 کتاب | مؤلفه در دستور زایشی

▫️The Parameter in Generative Grammar, A History of a Concept (2025)

▫️Alessandro Riolfi, University of Verona

@MorphoSyntax
5🙏4💯3


📝 ویرایش | نابودی دو تنْ ماهی!


ـ🅐ـ تُن (فرانسوی: Thon؛ انگلیسی: Tuna) نام چند گونه از ماهیان اقیانوسی است که به تیرۀ تُن‌ماهیان تعلق دارند. «ماهیِ تن» که در صنعت کنسروسازی کاربرد فراوانی دارد، در بازار ایران معمولاً با نام «تنِ ماهی» شناخته می‌شود که به نظر نمی‌رسد عبارت درستی باشد.


ـ🅑ـ در واقع، همان‌گونه که به «مارِ افعی» که به تیرۀ «گرزه‌ماران» تعلق دارد، نمی‌گوییم «افعیِ مار» یا حتی در مازندران ــ که جابه‌جایی مضاف و مضاف‌الیه ثواب دارد ــ به «ماهیِ کفال» و «ماهیِ سوف»، «کفالِ ماهی» و «سوفِ ماهی» نمی‌گوییم، مشخص نیست که چرا به‌جای کنسرو «تُن/ ماهی تُن» باید از فروشنده «تُنِ ماهی» بخواهیم.


ـ🅒ـ سازهٔ «ماهیِ تن» از نوع اضافۀ توضیحی است، مانند «دریای کاسپین»، «رشته‌کوه البرز» و «کشور ایران». در فارسی گاهی با حذف کسرۀ اضافه و حفظ توالی مضاف و مضاف‌الیه (مانند: لباس‌عروس) یا وارونه کردن آنها (مانند: کارنامه)، واژۀ مرکب می‌سازیم. اما «تنِ ماهی»، برخلاف مثلاً «کفال‌ماهیان»، واژۀ مرکب نیست و تا آنجا که حافظۀ نگارنده یاری می‌کند، این الگوی صرفی‌نحوی شیوۀ رایجی در واژه‌سازی فارسی نیست.

@MorphoSyntax
👍12🤔41


🔰 حکایت | همانندیاب

○ شیّادی گیسوان بافت که من علویم و با قافلهٔ حجاز به شهری در آمد که از حج همی‌آیم و قصیده‌ای پیش ملک برد که من گفته‌ام. نعمت بسیارش فرمود و اکرام کرد.

○ تا یکی از نُدَمای حضرت پادشاه که در آن سال از سفرِ دریا آمده بود، گفت: من او را عید اَضحیٰ [عید قربان] در بصره دیدم! معلوم شد که حاجی نیست. دیگری گفتا: پدرش نصرانی بود در مَلَطْیه، پس او شَریف چگونه صورت بندد؟ و شعرش را به دیوان انوری دریافتند!

○ ملک فرمود تا بزنندش و نفی کنند تا چندین دروغ دَرهَم چرا گفت. گفت: ای خداوند روی زمین! یک سخنت دیگر در خدمت بگویم، اگر راست نباشد، به هر عقوبت که فرمایی، سزاوارم. گفت: بگو تا آن چیست؟ گفت:

غـــریبی گـــرت ماســـت پیـــش آورد
دو پیمانه آب است و یک چُمْچه دوغ

اگر راست می‌خواهی، از من شنو
جـــهان‌دیــده بسیار گـــوید دروغ

○ ملک را خنده گرفت و گفت: از این راست‌تر، سخن تا عمرِ او بوده باشد، نگفته است. فرمود تا آنچه مأمولِ اوست مهیّا دارند و به خوشی برود.


📚 گلستان سعدی، باب اول، در سیرت پادشاهان

@MorphoSyntax
😁9🔥3🥰1🤔1
MorphoSyntax


💎 نحو | در مصراع «حال دل با تو گفتنم هوس است»، کدام سازه را مسندالیه (نهاد) درک می‌کنید؟


💎 نحو | اسناد با دو گروه اسمی


★ ساخت‌های اسنادیِ متشکل از دو گروه اسمی از موضوعات مباحثه‌برانگیز در نحوند و مسائل نظری بسیاری را درپی می‌آورند؛ مانند دو نمونۀ زیر در انگلیسی که هریک از دو سازۀ درون قلاب می‌تواند در جایگاه نهاد بنشیند (نک: مورو ۲۰۰۶، ۳-۴):

►1. [A picture of the wall] is [the cause of the riot].
►2. [The cause of the riot] is [a picture of the wall].

★ در مصراع «حالِ دل با تو گفتنم هوس است» نیز از نظر نحوی، هریک از دو سازۀ تشکیل‌دهندۀ ساخت اسنادی می‌تواند در نقش نهاد (مسندالیه) تعبیر شود و منع نظری یا تجربی ندارد که این یا آن گروه اسمی را نهاد جمله تلقی کنیم:

◄۳. [حالِ دل با تو گفتن] [هوسم] است.
◄۴. [هوسم] [حالِ دل با تو گفتن] است.

★ بنابراین، تشخیص این‌که در مصراع مورد نظر کدام سازه نهاد جمله است، بیشتر با مباحثی چون تحلیل کلام و تفسیر شعر پیوند دارد که اهل فن باید دربارۀ آن نظر بدهند و نگاه نگارنده صائب نیست. بااین‌همه، با توجه به تکرار واژۀ «هوس» در غزل، به‌نظر می‌رسد که همین عنصر در جایگاه مسندالیه قرار دارد و جناب حافظ در مصراع‌های متعدد، گروه‌های اسمی مختلفی (مانند: حال دل با تو گفتن/ خبر دل شنفتن/ شعر رندانه گفتن) را به خواستۀ خود (= هوسم) نسبت می‌دهد. باز هم به شم زبانی نگارنده، این گروه‌های اسمی، اطلاع نو در هر مصراع به‌شمار می‌روند و به همین دلیل، شاید منطقی‌تر است که اصطلاحاً آنها را مسند جمله تلقی کنیم:

◄۵. [هوسم] [خــبر دل شــنفتن] است.
◄۶. [هوسم] [شعر رندانه گفتن] است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
حال دل با تو گفتنم، هوس است
خــبر دل شــــنفتنم، هوس است

طـمع خام بیـن که قـصۀ فاش
از رقیبان نهفتنم، هوس است

شب قدری چنین عزیزِ شریــف
با تو تا روز خفتنم، هوس است

وه که دُردانــه‌ای چـــنین نــازک
در شب تار سُفتنـم، هوس است

ای صــبا امـــشبم مـــدد فـــرمای
که سحرگه شکفتنم، هوس است

از بـرای شـــرف به نـــوک مــژه
خاک راه تو رفتنم، هوس است

همـچـو حافظ به رَغم مـدعیان
شعر رندانه گفتنم، هوس است
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

★اغلب دوستان در نظرسنجی بالا، سازهٔ «حالِ دل با تو گفتن» را مسندالیه یا نهاد جمله تفسیر کرده‌اند که اگر استدلالی در این‌باره دارند، سپاس‌گزار می‌شوم آن را به اشتراک بگذارند.

@MorphoSyntax
🙏3😁2
2006 Copular Sentences.pdf
101.4 KB


📑 مقاله | جملات اسنادی

▫️Copular Sentences (2006)
▫️Andrea Moro

@MorphoSyntax
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧾 واژه‌گزینی | پروتکل

○ اگر موافق‌اید و کسی مخالفتی ندارد، زین پس به‌جای واژهٔ بیگانهٔ «پروتکل»، بگوییم و بنویسیم «بایستار».

◄اجرای پروتکل الحاقی و توافق نهایی نیازمند تصویب مجلس است.
◄اجرای بایستار الحاقی و توافق نهایی نیازمند تصویب مجلس است.

○ کاملاً موافقم (👍) ــ کمی مخالفم (👎)

@MorphoSyntax
👍20😁14🤔3🆒2