MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


📝 ویرایش | «زیست‌شناسان به‌منظور مطالعه و استفاده از جانداران، آنها را در گروه‌های متفاوتی قرار می‌دهند» (علوم پایهٔ نهم ۱۴۰۳: ۱۲۱). سازهٔ «مطالعه و استفاده از جانداران» را از نظر قواعد نگارش:
Final Results
25%
۱. درست می‌دانم.
75%
۲. نادرست می‌دانم.


🔍 مسئله (۴۰)

🖥 مدیرعامل شرکت بعدازظهر آقاسعید را به اتاقش فراخواند و پرسید: «شما هم خبر داری که بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته بود خوابیده بود؟» آقاسعید که به برادر همسرش قول داده بود شغلی برایش دست‌وپا کند، تأکید کرد که: «بله، من هم شنیده‌ام . . .» و سپس جملۀ مدیرعامل را با تغییر زمان دستوری افعال آن، این‌گونه تکرار کرد:

۱. بعد از رفتن شما نگهبان شرکت گرفته خوابیده.
۲. بعد از رفتن شما نگهبان شرکت می‌گیره می‌خوابه.
۳. بعد از رفتن شما نگهبان شرکت گرفت خوابید.
۴. بعد از رفتن شما نگهبان شرکت می‌گیره بخوابه.

@MorphoSyntax
👌32👍1


📢 خبر | پذیرایی ممنوع

▪️معاونت آموزشی وزارت علوم در بخش‌نامهٔ اخیر خود تأکید کرده که پذیرایی در جلسات دفاع باید به دور از تشریفات و محدود به چای و آب باشد. همچنین، دادوستد هرگونه هدیه یا موارد مشابه در جلسهٔ پیش‌دفاع و دفاع ممنوع است.

▪️پذیرایی نامتعارف و به‌ویژه آوردن هدیه برای اعضای هیئت علمی، گذشته از آن‌که جلسه‌ای علمی را به محفل خانوادگی شبیه می‌کند و رسمی را رواج می‌دهد که ترکش شایسته‌تر از رعایتش است، هزینه‌های گزافی را هم بر دوش دانشجو و خانواده‌اش می‌گذارد.

@MorphoSyntax
👏26👍6


🌐 ریشه‌شناسی | بین‌ــ/دیــ


□ در صرف سنتی گمان غالب این است که فعل «دید» واژ آمیخته‌ای است که از تلفیق ریشۀ «بین» و مشخصۀ دستوری گذشته به دست آمده و بنابراین، برخلاف «خورد» که متشکل از ریشۀ «خور» و پسوند گذشتۀ «ــ‌د» است، «دید» را نمی‌توان به اجزای سازنده‌اش تقطیع کرد. چنین تحلیلی، «دید» را مانند فعل «saw» در انگلیسی می‌داند که واژ آمیخته‌ای از ریشۀ «see» و مشخصۀ زمان گذشته است.

□ چنین تحلیلی نه اعتبار هم‌زمانی دارد، نه از نظر تاریخی درست است. در رویکرد صرف توزیعی، ریشۀ انتزاعی «بین» یا در واقع مفهوم «دیدن» در فارسی، دو گونۀ صوری (اصطلاحاً واژگونه) دارد: یکی /bin/ و دیگری /di/. صورت /di/ گونۀ خاص این ریشه است که پیش از هر وندی می‌نشیند که با همخوان /d/ آغاز شود (دیدم، دیدن، دیده، دیدار، دیدوبازدید) و /bin/ گونۀ عام آن به‌شمار می‌رود و در هر جای دیگر می‌آید یا به‌عبارتی، تابع شرط دگرجای است (می‌بینم، بینش، بینا، بیننده، خودبینی).

□ از نظر تاریخی نیز «دیدن» برآمده از ریشۀ ایرانی باستان «-dī» است که خود در صورت هندواروپایی «-dhī» (به معنای دیدن، مشاهده کردن) ریشه دارد. نکتۀ قابل توجه این‌که /bin/ و /di/ ریشه‌های تاریخی متفاوتی دارند و اولی از واژۀ فارسی باستان «vaina» و ریشۀ «-vay» (به معنای دنبال کردن، نگریستن) مشتق شده است (نک: حسن‌دوست ۱۳۹۳). بدین ترتیب دو ریشۀ تاریخی متفاوت، امروزه در ذیل یک ریشۀ واژگانی/ ساختواژی گرد آمده‌اند. این پدیده که دگرچهری نام دارد، مثلاً در «go» و «went» انگلیسی هم مشاهده می‌شود.

□ در مجموع، «دید» از هر دو منظر ساختواژۀ نظری و تاریخی، متشکل از دو تکواژ تقطیع‌پذیر «دیـ» و «ــ‌د» است و نمی‌توانیم آن را مانند «saw» در انگلیسی واژ آمیخته بدانیم. اگر این فعل در جمله‌ای مانند «سینا این فیلم را دید» به‌کار برود، گذشته از دو تکواژ یادشده، تکواژ صفر شخص‌وشمار نیز باید به دو تکواژ پیش‌گفته افزوده شود. اسم «دید» در جمله‌ای همچون «از این فاصله دید ندارم» از دو تکواژ تقطیع‌پذیر «دیـ» و «ــ‌د» تشکیل شده است؛ اما این‌بار، «ــ‌د» پسوند تاریخی اسم‌ساز است، و نه نشانگر زمان گذشته.

✔️Elsewhere Condition = شرط دگرجای
✔️portmanteau morph = واژ آمیخته
✔️suppletion = دگرچهری

@MorphoSyntax
👍8🔥2


🧾 واژه‌گزینی | کروچ

🔖 فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژۀ «کروچنده» را در برابر «کرانچی» (crunchy) به‌تصویب رسانده است؛ یعنی خوراک تردی که هنگام جویدن صدای «کروچ» ایجاد می‌کند.

🔖 «کروچنده» گذشته از آن‌که واژه‌ای فارسی به‌شمار می‌آید و از ساختواژۀ اشتقاقی دل‌نشین این زبان بهره‌مند است، می‌تواند در وزن شعر حماسی هم بنشیند:

مگر در نهانش سخن دیگرست
کــروچــنده را راز با مــادرست

@MorphoSyntax
😁14🤩4👌2🤔1😢1


🎤 گفتگو | حسین سامعی

▪️آیا «کروچنده» معادل مناسبی برای «کرانچی» است؟ گفتگو با دکتر حسین سامعی، زبان‌شناس و استاد دانشگاه.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
https://www.bbc.com/persian/articles/cr4e45wq4epo
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍4👌2


👁‍🗨 دیدگاه | دلیل انقراض

▪️اگر قرار بود تعداد هجاهای یک واژه معیار مهمی در بقا یا انقراض آن باشد، همهٔ «misunderstanding»ها باید ریشه‌کن می‌شدند و انگلیسی‌زبانان تا حالا باید به‌جای «water» می‌گفتند «auw»! مهم‌ترین دلیل انقراض، در عالم زبان و جز آن، همیشه ناسازگاری است؛ ناسازگاری با جهان و تغییراتش.

@MorphoSyntax
💯5👌3
2010 The Oxford Handbook of Linguistic Analysis.pdf
6.9 MB


📔 کتاب | دستینهٔ تحلیل زبانی

▫️The Oxford Handbook of Linguistic Analysis (2010)

▫️Edited by: Bernd Heine and Heiko Narrog

@MorphoSyntax
🙏3
MorphoSyntax
📝 ویرایش | نابودی دو تنْ ماهی! ـ🅐ـ تُن (فرانسوی: Thon؛ انگلیسی: Tuna) نام چند گونه از ماهیان اقیانوسی است که به تیرۀ تُن‌ماهیان تعلق دارند. «ماهیِ تن» که در صنعت کنسروسازی کاربرد فراوانی دارد، در بازار ایران معمولاً با نام «تنِ ماهی» شناخته می‌شود که…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📝 ویرایش | الگوهای زبانی


🔻«سگ گله» یا «گلهٔ سگ»؟ قطعاً هر دو؛ از هرکدام از این ساخت‌ها، یک معنا برمی‌آید و نمی‌توانیم به دل‌خواه، جای مضاف و مضاف‌الیه را عوض کنیم و مثلاً به‌جای «سگ گله»، بگوییم «گلهٔ سگ» و بعد ادعا کنیم این، همان است. حکایت «ماهی تن/ تن ماهی» نیز همین است. در ساخت اضافی «ماهی تن»، اولی هستهٔ گروه است که مضاف خوانده می‌شود، و دومی وابسته‌اش به‌شمار می‌رود که مضاف‌الیه نام دارد. جابه‌جایی بی‌منطق اجزای گروه، الگو و شاهدی برای تحولات بی‌دروپیکر زبانی در آینده فراهم می‌آورد.

🔻برخی از دوستان یادآور شده‌اند که اهل زبان «تن» را به «کنسرو» تعبیر کرده‌اند و «تن ماهی» را «کنسرو ماهی» پنداشته‌اند. اگر واقعاً چنین باشد، عذر بدتر از گناه است و مجوزی نمی‌دهد که عبارت نادرست یادشده را بپذیریم. وانگهی، مگر در یک جامعهٔ زبانی چند ده‌میلیون نفری، چند گویشور این تلقی نادرست را داشته‌اند که سبب رواج عبارت وارونه شده‌اند و چرا «تن» در معنای کنسرو برای دیگر محصولات غذایی به‌کار نرفته و مثلاً به‌جای «کنسرو لوبیا»، اصطلاح «تن لوبیا» رواج نیافته است؟


🔝نقش رسانه و تبلیغات در رواج الگوهای زبانی

@MorphoSyntax
👍92
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۶) ⚽️ در یکی از فینال‌های جام جهانی فوتبال در سدهٔ ۲۱، مهاجم تیم بازنده در پایان مسابقه، با ناراحتی و انگلیسی دست‌وپاشکسته، به داور گفت: ► Seems to be a penalty. Didn't see that? ⚽️ تیم این بازیکن با چه نتیجه‌ای دیدار نهایی را واگذار کرده…


🗝 پاسخ مسئله (۳۶)

⚽️ بازیکن تیم بازنده در دو بند، فاعل دستوری را نیاورده (پوچ‌واژهٔ it و ضمیر you) و احتمالاً زبان مادری او ضمیرانداز است. صورت دستوری جملهٔ او این‌گونه است:

► It seems to be a penalty. Didn't you see that?

⚽️ با توجه به نتایجی که در چهار گزینه آمده است، در میان بازنده‌ها در سدهٔ بیست‌ویکم، تنها آرژانتین است که اولاً زبانش (اسپانیایی) ضمیرانداز است و ثانیاً پوچ‌واژۀ ناملفوظ دارد.

◄(۲۰۰۲) برزیل ۲ ــ آلمان ۰
◄(۲۰۰۶) ایتالیا ۵ ــ فرانسه ۳ (ضربات پنالتی)
◄(۲۰۱۰) اسپانیا ۱ ــ هلند ۰ (وقت اضافه)
◄(۲۰۱۴) آلمان ۱ ــ آرژانتین ۰ (وقت اضافه)
◄(۲۰۲۲) آرژانتین ۴ ــ فرانسه ۲ (ضربات پنالتی)

⚽️ پاسخ صحیح گزینهٔ «۳» است و آرژانتین در جام جهانی برزیل (۲۰۱۴) رقابت پایانی را با نتیجهٔ یک بر صفر به آلمان واگذار کرد. در جام جهانی افریقای جنوبی (۲۰۱۰) نیز هلند با نتیجهٔ مشابه به اسپانیا باخت؛ اما هلندی ضمیرانداز نیست.

@MorphoSyntax
👍2😁2👌2


🧾واژه‌گزینی | ایونت

○ از نشانه‌های ورود به سال‌خوردگی یکی این‌که مدتی با «ایونت» سروکله زدم و آن را «iyunet» و «Eve net» و «EU-Net» (اینترنت اتحادیهٔ اروپا؟!) خواندم تا بالأخره فهمیدم همان «event» خودمان است که عوام الناس به آن «رخداد» و «رویداد» می‌گویند!

@MorphoSyntax
😁32👍3


💎 نحو | ضمیرک مستتر

◄(۱). می‌توانم بیایم.

☆در سنت دستور زایشی، به فاعل بند پایه در جملهٔ مرکب بالا pro (بخوانید: little pro) می‌گویند و در فارسی آن را ضمیرک مستتر می‌نامند.

◄(۲). [ـproـ می‌توانم [(که) بیایم]].

☆ضمیرک مستتر عموماً در زبان‌های ضمیراندازی همچون فارسی و ایتالیایی و اسپانیایی یافت می‌شود و می‌تواند جای خود را به اسم یا ضمیر آشکار بدهد.

◄(۳). من می‌توانم بیایم.
◄(۴). سینا می‌تواند بیاید.

☆معمولاً در ساخت‌هایی که فاعل مؤکد است یا قرار است خوانش تقابلی ایجاد کند، ضمیرک مستتر جای خود را به اسم و ضمیر آشکار می‌دهد. بنابراین، اگر جملهٔ «۶» خوانش تأکیدی یا تقابلی نداشته باشد، «سینا» مرجع ضمیر تعبیر نمی‌شود.

◄(۵). سینا گفت ـproـ می‌آید.
◄(۶). سینا گفت او هم می‌آید.

@MorphoSyntax
👍8


💎 نحو | ضمیر مستتر

◄(۱). می‌توانم بیایم.

☆در سنت دستور زایشی، به فاعل بند پیرو در جملهٔ مرکب بالا PRO (بخوانید: big PRO) می‌گویند و در فارسی آن را ضمیر مستتر می‌نامند.

◄(۲). [می‌توانم [(که) ـPROـ بیایم]].

☆ضمیر مستتر در ساخت‌هایی همچون جملات کنترلی یافت می‌شود و در چنین ساختاری نمی‌تواند با یک اسم یا ضمیر آشکار جایگزین شود. در نمونه‌های زیر، حضور ضمیر آشکار در بند پیرو، سبب نادستوری شدن ساخت نحوی می‌شود.

◄(۳). *من می‌توانم من بیایم.
◄(۴). *سینا می‌تواند او بیاید.

☆در زبان جای‌گردان فارسی گاهی به‌نظر می‌رسد که در بند پیرو ساخت کنترلی، ضمیر مستتر می‌تواند جای خود را به ضمیر یا اسم آشکار بسپارد.

◄(۵). می‌توانم من بیایم.
◄(۶). می‌تواند سینا بیاید.

☆در چنین نمونه‌هایی، فاعل بند پیرو همچنان ضمیر مستتر است و «من/سینا» فاعل بند پایه‌اند. اما فعل «توانستن» برای تأکید، دستخوش پیش‌گذاری شده و در جایگاهی مقدم بر فاعل بند پایه نشسته است.

◄(۷). می‌توانم [من ـــ [ ـPROـ بیایم]].

@MorphoSyntax
👍12


بهتـــر از ماهـــی نبـــود اســـتاره‌ام
چون خسوف آمد چه باشد چاره‌ام

نوبتـم گر رب و سلطان می‌زنند
مه گرفت و خلق پنگان می‌زنند

✍🏿 مولانا، مثنوی معنوی

🌒 شانزدهم شهریور ۱۴۰۴

@MorphoSyntax
15😍3


🧊 ساختواژه | دانشکدگان

🎓 «دانشکدگان» بخشی از ساختار دانشگاه است که از به هم پیوستن چند دانشکدهٔ مرتبط تشکیل می‌شود. وند مجموعه‌ساز «ــ‌گان» در این واژه پسوند اشتقاقی واژه‌ساز است و بنابراین، صورت آوایی /g/ را نباید واج میانجی تلقی کرد.

🎓 بدین ترتیب، «دانشکدگان» ساختاری مانند «ناوگان» و «واژگان» (دربرابر lexicon) دارد و با واژهٔ «دانشکده‌ها» متفاوت است. به‌همین دلیل، «دانشکدگان» را می‌توان جمع بست و در چنین جمله‌ای آورد: «رؤسای دانشکدگان‌های فنی و هنر تغییر کردند.»

🎓 در دانشگاه تهران پیش از این به «دانشکدگان»، «پردیس» می‌گفتند؛ اما از آنجا که اصطلاح «پردیس» برای مجموعه‌های آموزشی خودگردان نیز به‌کار می‌رود (نمونه‌های تصویر پیوست)، و این تشابه اسمی گاه مشکلاتی در انتخاب رشتهٔ متقاضیان ایجاد می‌کرد، واژهٔ «پردیس» جای خود را به «دانشکدگان» سپرد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝فرهیختگان: روایتی از رشد صندلی‌فروشی در دانشگاه‌های بزرگ دولتی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍11
MorphoSyntax
📝 ویرایش | راهنمای پایان‌نامه 🖊 در متن‌های علمی و از جمله در پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های دانشگاهی بهتر است از نشانۀ سه‌نقطه (. . .)، به‌جای «غیره، مانند آنها، جز اینها» بپرهیزیم. ◄فاعل ساختاری در نامفعولی‌ها در جایگاه موضوع درونی قرار دارد که می‌تواند…


📝 ویرایش | راهنمای پایان‌نامه

🖊 پرده‌نگار یا پاورپوینتی که برای دفاع از پایان‌نامه/ رساله تهیه می‌شود، باید داده‌بنیاد باشد و بر طرح مسئله، پرسش‌های پژوهش، تحلیل‌های زبانی، و یافته‌های تحقیق تمرکز کند.

🖊 خطابهٔ دفاع و پرده‌نگار پایان‌نامه/ رساله، جای مناسبی برای آموزش و تبیین چارچوب نظری یا توصیف تفصیلی پیشینهٔ پژوهش نیست و هیئت داوران و مشاوران علاقه‌مندند که از پرسش‌های پژوهش و پاسخ‌هایی که پژوهشگر به آنها دست یافته است، آگاه شوند.

@MorphoSyntax
👍65👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | انگلیسی یک‌سوم فارسی

● علی‌رضا قزوه: رستوران‌ها و فروشگاه‌هایی که از حروف انگلیسی بزرگ‌تر از فارسی استفاده می‌کنند، باید جریمه شوند.

@MorphoSyntax
👍13👎51🔥1🤔1
MorphoSyntax


📝 ویرایش | «زیست‌شناسان به‌منظور مطالعه و استفاده از جانداران، آنها را در گروه‌های متفاوتی قرار می‌دهند» (علوم پایهٔ نهم ۱۴۰۳: ۱۲۱). سازهٔ «مطالعه و استفاده از جانداران» را از نظر قواعد نگارش:


📝 ویرایش | همپایگی سازه‌های ناهمسان


(۱). دو سازۀ همپایه از رهگذر کسرۀ اضافه وابستۀ پسین پذیرفته‌اند:
◄مطالعۀ جانداران + بررسی جانداران
= [مطالعه + بررسی] ــِ جانداران

(۲). دو سازۀ همپایه از رهگذر حرف‌اضافۀ همسان وابستهٔ پسین پذیرفته‌اند:
◄استفاده از جانداران + محافظت از جانداران
= [استفاده + محافظت] از جانداران

(۳). دو سازۀ همپایه از رهگذر حرف‌اضافه و کسرۀ اضافه وابسته پذیرفته‌اند.
◄استفاده از جانداران + مطالعۀ جانداران
= *[استفاده + مطالعۀ] ــِ جانداران

(۴). دو سازۀ همپایه از رهگذر کسرۀ اضافه و حرف‌اضافه وابسته پذیرفته‌اند.
◄مطالعۀ جانداران + استفاده از جانداران
= *[مطالعه + استفاده] از جانداران


● در دو الگوی «۳» و «۴»، به ترتیب، یک حرف‌اضافه و یک کسرۀ اضافه، بدون قرینه، حذف شده‌اند. به گفتۀ دیگر، «جانداران» در نمونۀ «۳» بدون وجود حرف‌اضافۀ اجباری «از» و در نمونۀ «۴» بدون کسرۀ اضافۀ اجباری «ــِ» وابستۀ یک هسته شده است.

● با آن گروه از دوستان که عبارت «مطالعه و استفاده از جانداران» را نیازمند ویرایش دانسته‌اند، هم‌نظرم و بهتر است نمونه‌هایی مانند «۳» و «۴» را این‌گونه بنویسیم (و نیز نک: وابسته‌های همسان و ناهمسان):

◄(۵). استفاده از جانداران و مطالعۀ آنها
◄(۶). مطالعۀ جانداران و استفاده از آنها

@MorphoSyntax
👌81


💎 نحو | گاه خَلط می‌شوند


🅐 Grammatical Category/Word Class

(۱). مقولۀ دستوری، نوع یا اصطلاحاً طبقۀ کلمه را که ویژگی‌های مشخصی دارد، تعیین می‌کند؛ مانند فعل، اسم، صفت، حرف.


🅑 Grammatical Function/Relation

(۲). نقش دستوری، به کارکرد و نقش یک واژه یا سازه در ساختار نحوی اشاره می‌کند؛ مانند فاعل، مفعول، فعل، صفت.


🅒 Semantic/Thematic/Theta Role

(۳). نقش معنایی، از هویت معنایی موضوع‌ها و سازه‌های وابسته به محمول سخن می‌گوید؛ مانند کنشگر، کنش‌پذیر، هدف، تجربه‌گر.


● گاهی مقوله و نقش دستوری همپوشانی دارند؛ مثلاً صفت بودن می‌تواند هم مقولۀ دستوری یک واژه باشد، هم نقش آن. سه مؤلفۀ بالا را برای «غذا» و «گرم» در جمله‌های زیر ملاحظه بفرمایید.

(الف). او غذا را گرم کرد.
● غذا: ۱. اسم؛ ۲. مفعول مستقیم؛ ۳. کنش‌پذیر
● گرم: ۱. صفت؛ ۲. محمول (فعل‌یار)؛ ۳. ـــ

(ب). غذای گرم توزیع شد.
● غذا: ۱. اسم؛ ۲. فاعل (نهاد)؛ ۳. کنش‌پذیر
● گرم: ۱. صفت؛ ۲. صفت؛ ۳. ـــ

● «غذا» در هر دو جملهٔ بالا اسم و کنش‌پذیر است، اما نقش دستوری آن در این دو جمله متفاوت است. نقش معنایی برای صفت «گرم» موضوعیت ندارد.

@MorphoSyntax
👌51👍1