مُستشار – Telegram
مُستشار
331 subscribers
313 photos
53 videos
1 file
59 links
من، حسین توحیدی هستم، یک جستجوگر، یادگیرنده و پویندهٔ مسیر مشاوره مدیریت و اینجا گوشهٔ خلوتی است برای به اشتراک گذاشتن چیزهایی که دوست دارم شما هم ببینید یا بخوانیدشان.

@H_Tohidi
Download Telegram
🚙 پس نقش ما در داشتن هوای سالم و پاک چیست؟!

ابتکار فرهنگی دوستداران محیط‌زیست شریف، حوالی دانشگاه، ۲۷ آذر ۹۶

@mostashaar
Forwarded from Systems Thinking (Hossein Tohidi)
🎲 بازی #مسیر_زندگی

یک شبیه‌سازی چند ساله از زندگی و فرصتی برای آزمودن باورهایی که فکر می‌کنیم درست هستند.

🗓 شنبه، ۲ دی، ساعت ۱۶ تا ۲۰
🏫 کافه ایونت

👈 ثبت‌نام: evnd.co/aGtjo
👆شنبه با کمک دوستان گروه #آسمان این بازی را در کافه #ایونت برگزار خواهیم کرد.

🌀 اگر در بین اقوام و دوستان خود، کسی را می‌شناسید که در حال تصمیم‌گیری برای انتخاب رشتهٔ تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب مسیر زندگی و به‌طور کلی انتخاب #سبک_زندگی است، احتمالاً این بازی چارچوب فکری مناسبی برایش فراهم خواهد آورد تا بتواند بهتر و روشن‌تر تصمیم بگیرد.
👆ارزشمند است وقتی که یک #بنگاه_مسئولیت‌پذیر برخلاف قواعد رایج در بازار، مشتریان را به #مصرف_کمتر دعوت می‌کند!

🌀 تبلیغ محیط‌زیستی #رنو همزمان با #آلودگی_هوا در کلان‌شهرها

@RESchool
Forwarded from تهران | شهر خاکستری
دوباره
می‌خواهیم
به مسئولان بگوییم که
معترضیم:

اعتراض به آلودگی هوای تهران
یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶
ساعت ۹ صبح
مقابل شهرداری و شورای شهر تهران
خیابان بهشت، پارک شهر

#هوای_پاک_حق_ماست
@Tehrangraycity
قدح‌های نهانی
Mir Hossein Mousavi – Man Mir Hossein Mousavi
آمده بود تا چنین کند، چنان کند

اما، نه این‌چنین، نه آن‌چنان

که ای دریغ، و صد دریغ ...
🤔 خدمهٔ #نفتکش یا #ماهی‌ها؟

🚢 نفتکش ایرانی با ۳۲ خدمه، شنبه ۱۶ دی ۹۶، در سواحل شرقی چین با کشتی دیگری تصادف کرد و آتش گرفت. طبق قوانین بین‌المللی، چین باید برای اطفای حریق اقدام می‌کرد.

🐟 حادثه در منطقه‌ای رخ داد که اقتصادش به ماهیگیری وابسته بود. برای حفظ حداکثری ماهی‌ها، چین دوست داشت بگذارد تا همهٔ نفت بسوزد و آب‌های آن منطقه کمتر آلوده شود.

👨‍✈️خدمهٔ نفتکش، ایرانی بودند و حالت بهینه برای ایران هرچه سریع‌تر خاموش‌شدن آتش و نجات احتمالی خدمه بود.

🛢از طرفی نفت را کره‌ای‌ها خریده بودند و طبیعتاً آنها (و البته شرکت بیمه‌ای) علاقه داشتند نفت کمتری بسوزد و از بین برود.

در چنین موقعیتی #کار_درست کدام است؟
نفت و خدمهٔ نفتکش را باید نجات داد یا اولویت با ماهی‌ها و ماهیگیرهاست؟!

@mostashaar
Forwarded from گفت‌و‌شنود اقتصادی
#گفت_و_شنود_اقتصادی، نشست شماره ۱۳۱
هم‌صحبتی با #شیرین_پارسی
🍃 کشاورز و کارآفرین🍃
یکشنبه ۲۴ دی ۶ تا ۸:۳۰ عصر
👈 اطلاعات بیشتر👇👇

https://news.1rj.ru/str/economictalk/342
گفت‌و‌شنود اقتصادی
#گفت_و_شنود_اقتصادی، نشست شماره ۱۳۱ هم‌صحبتی با #شیرین_پارسی 🍃 کشاورز و کارآفرین🍃 یکشنبه ۲۴ دی ۶ تا ۸:۳۰ عصر 👈 اطلاعات بیشتر👇👇 https://news.1rj.ru/str/economictalk/342
هفتهٔ گذشته، در شاندرمن گیلان مهمان #شیرین_پارسی بودیم.

مرتضای عزیز شیرین خانوم را برای نشست این هفتهٔ #گفت_و_شنود_اقتصادی دعوت کرده.

اگر بیایید، شاید بتوانید کمی از مهر و امید و #شوق_زندگی این بانوی دوست‌داشتنی را حس کنید.
▪️تو گویی #نفرین_نفت همهٔ زندگی ما را فرا گرفته است.
Forwarded from جریانـ
زندگی، قبل از هرچيز زندگی‌ست؛ گل می‌خواهد، موسيقی می‌خواهد، زيبایی می‌خواهد. زندگی، حتی اگر يكسره جنگيدن هم باشد، خستگی دركردن می‌خواهد؛ عطر شمعدانی‌ها را بوييدن می‌خواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت، اصل كه نيست، زائده است، انگل است، مرض است. ما بايد به اصلمان برگرديم.
زخم را كه مظهر خشونت است با زخم نمی‌بندند؛ با نوار نرم و پنبه پاک می‌بندند، با محبت، با عشق...
📝 نادر ابراهیمی 📚 از کتاب: آتش بدون دود
#جستار
در «جریان» باشید.
@Jaryaann
جای #ترامپ امروز در تهران خالی است تا توئیت کند:
کدام #گرمایش_جهانی؟
Forwarded from مُستشار
شاید امروز برای بعضی روز عشاق باشد، اما ما را داستانی دیگر است.
پنج سال گذشت ...

@mostashaar
💠ششمین گردهمایی سالانه کانون گفت‌وگو با موضوع #گفتگو_با_طبیعت

🌀 ۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۸:۳۰ تا ۱۳
🌀 بزرگراه جلال آل‌احمد، ابتدای بزرگراه کردستان، تالار ایوان شمس
#گردهمایی_سالانه
🆔 @dialoguecenter
کانون گفت‌وگو
💠ششمین گردهمایی سالانه کانون گفت‌وگو با موضوع #گفتگو_با_طبیعت 🌀 ۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۸:۳۰ تا ۱۳ 🌀 بزرگراه جلال آل‌احمد، ابتدای بزرگراه کردستان، تالار ایوان شمس #گردهمایی_سالانه 🆔 @dialoguecenter
تاکنون بخت یار نبوده که در کارگاه‌های کانون #گفتگو شرکت کنم. با این حال یک بار از این مجموعه بازدید کرده‌ام و یک بار هم در مراسم گردهمایی سالانه‌شان شرکت کرده‌ام و در هر دو نکاتی برای #یادگیری یافته‌ام.

✌️در روزگاری که یافتن انسان‌های باکیفیت و اخلاقی بسی سخت شده، اعضای کانون گفتگو غنیمت‌هایی ارزشمندند.
▫️ درنگی در یک فراخوان که «اذان»ش نامند!
🔸 1- ظهر دیروز از کوچه‌ای رد می‌شدم در حوالی دانشگاه تهران که در آن مدرسه‌ای ابتدایی فعال است. هنگام ظهر در همهمۀ صداهای برخاسته از مأذنه‌ها، از جمله صدای اذان مسجد دانشگاه، صدایی کودکانه به اذان برخاست از آن مدرسه، بلند و قرّا و پرطنین، به یمن تکنولوژی (بلندگو). صدای کودکانه هر آنچه از «فالش» می‌خواستی در خود داشت، کودک ناآزموده را گذاشته بودند اذان بگویند تا مراسم رسمی در مدرسه برگزار شود، اما نوعی صداقت کودکانه اذان را شنیدنی می‌کرد. او از عمق وجود می‌کوشید از پسِ وظیفه‌ای که به او محول شده برآید... اشهدُانَّ... اشهدُاَنَّ....
در میان جملات اذان، بخشی اِخباری است و برخی انشائی-امری. در همهمۀ صداها و جملات اذان که پخش می‌شد و به هوا می‌رفت، بخش خبری و شهادت‌ها تمام شد و صدای کودکانه رسید به بخش امری. آن کودک امر کرد _لابد بشریت را_ به «شتافتن به سوی بهترین عمل!» (حی علی خیرالعمل).
دوست داشتم می‌شد از کودک بپرسم کدام عمل است که خیرترین است و تو دیگران را بدان فرا می‌خوانی؟ لابد معلمان به کمکش می‌آمدند که: منظور از «بهترین عمل» در اذان همانا «نماز» است. راستی چرا نماز «خیرالعمل» است؟ می‌شد این پرسش را از پیشنماز و مأمومان مسجد دانشگاه تهران هم پرسید، آنجا که بی‌شک تعدادی استاد و دانشجوی متدین با شنیدن صدای اذان، در حالی که دست از آموزش و پژوهش شسته‌اند، به نماز اول وقت می‌شتافتند. می‌شد از آنها پرسید اَعمال خیر کدامند؟ در امر آموزش، در فرآیندهای پژوهشی ضابطۀ عمل خیر چیست؟ و این که چرا در این لحظه، مصداقِ «خیرالعمل»، «نماز» است؟ چیست در نماز که آن را به مرتبۀ «بهترین عمل» ارتقا می‌دهد؟
🔸 2- دوستی بود یک دهه پیش، لیلی نام. دختری ساده و سرخوش و پرانرژی و نه چندان مقید به ضوابط شریعت، به‌ویژه در آنچه «حجاب شرعی» خوانده می‌شود. تسلطش به زبان انگلیسی موجب شده بود مدت کوتاهی باب همکاری‌یی بین ما و او باز شود در بخش فرهنگی دانشگاه تهران. می‌گفت حدود ده ساله بود که به ضرورت ادامه تحصیل پدر رفته بود استرالیا و ده سال هم آنجا توقف داشت و از این رهگذر زبان و ذهنیتش متناسب با یک «ایرانی-مسلمان» یک دهه بالیده در کشوری غیرمسلمان شکل گرفته بود. آن لیلای آستین بسی فراتر از مچ و موی‌پوش بسی فراتر از رستن‌گاهِ موِ، روزی همزمان با برخاستن بانگ اذان در جست‌وجوی سجاده بر آمد. در پاسخ به نگاه آمیخته با مقداری حیرت من گفت: گاهی در غربت، دل لک می‌زند برای شنیدن همین صدای برخاسته از مأذنه، که از فرط تکرار و گاه بلندی آزاردهنده، اینجا چندان شوقی برنمی‌انگیزد! و خبر می‌داد از این که یک بار در استرالیا که از کنار محلی فرهنگی متعلق به مسلمانان لبنانی عبور می‌کرد، این بانگ و فراخوان مذهبی-سنتی با دل او در نوجوانی چه کرده بود!

کاش بانگ «نفی خدایگان زمینی» و «فراخوان دادن به نیکوترین اعمال»، که از مضامین اصلی اذان‌اند و روزانه دست کم سه بار در جای جای این مرز و بوم طنین‌انداز است، این چنین بی‌جانمایه به تکرار مُمِل نمی‌انجامید.

@ardeshirmansouri
👆 درنگی در یک فراخوان که #اذان ش نامند!

💠 نوشته‌ای قابل‌تأمل از استاد اردشیر منصوری