تحول ژرف – Telegram
تحول ژرف
134 subscribers
15 photos
1 video
1 file
148 links
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Download Telegram
🌹فهمیدن از طریق قلب
📚 سفرِ عزلت چهارده روزه
(کنار اقیانوس آرام)

...من (جوزف جاورسکی) برای ساعت ها درمیان صخره ها نشستم ونظاره گر غرش و کوبش آب اقیانوس بر آنها بودم.
آب چند فوت به سمت بالا درلابلای صخره ها جایی که من نشسته بودم جریان پیدامی کرد.
سپس همچنان که امواج آب فروکش می کرد حوضچه های محو نشده باقی مانده روی سنگ ها زیباترین نقش هاراخلق می کرد، گویی بوسیله یک هنرمند برجسته شکل داده شده‌اند.

...همچنان که نظاره گر این صحنه ها بودم به اولین اصل پروفسور جان میلتون که به من آموخته بود فکر کردم :

📖همه اشکال در معرض تغییر پیوسته هستند همه درهم تنیده ومرتبط،
همه در یک حالت تجلی، بروز، ظهور ومحوشدنِ پیوسته درسرچشمه قراردارند.

....سفر عزلت برای پیوند دوباره با طبیعت و..حضور.

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹 بخشی از مقدمه مترجم "حضور"

...با۱۵۰ کار آفرین ودانشمند برجسته و تراز اول جهان درمدت چند سال مصاحبه شده تاقلب کار وخودانگیختگی بی کران آنها را در معرض دیدِ رهروان وهمه کسانی که می‌خواهند خاک تاخدا رابا
" آرامش "بپیمایند قراردهد کسانی که واژه واژه ی بیان شان، قطعه‌ای از پازل مسیر طی شده شان است. وقت گرفتن از ازبرخی از آنها برای هم صحبتی، مدت ها طول کشیده است.
برای من که یک شرقی هستم" محوریت باورهای کهن این سامان "درایجاد تغییر درذهن وآفرینش جهانی بهتر مسحور کننده بود.
مهمتر ازهمه آنکه" حضور " روایتِ امروز وفردای مطلوب قرن بیست و یکم، ازسوی کسانی است که بیش ازچهاردهه دراین عرصه دست اندرکار مکاشفه وخلق پیوسته آثار کم نظیر بوده‌اند.

"حضور" همه انسان ها رادر هر رده وجایگاهی کنارهم می نشاند واز آنها می خواهد برای محقق نشدن
"سناریوی مجلس ترحیم" به خود فرصتی دوباره بدهند وبابازآفرینی خود، درساختن جهانی بهتر سهیم باشند.

📘بازآفرینی، باکشف وشناخت "مدلهای ذهنیِ از پیش مستقر" که هرکس بنوعی آن رادردرون خود، منجمد، "غیر قابل نفوذ"، برحق وبهترین تصور می نماید، آغاز می شود.
بامعلق نمودن وپیش روی قرار دادنِ آن پیش فرض ها حرکتش شروع می شود وبا "بازجهت دهیِ" افکار واعمالمان شتاب می گیرد
واما "حضور"،با "مکاشفه"، "مراقبه" و"بودن درلحظه" اوج می گیرد
وبا "عشق" در اوج می ماند.

اما چگونه "حضور" رابخوانیم

به باورِ من، "حضور" روایتِ یک نغمه پیوسته عاشقانه درنوع خود بی بدیل است.
کاوشگرِ درک ودریافتِ این سفرِ باطنی باید مطالعه آن راتاپایان فرا روی خود قرار دهد وبازسرودنِ این نغمه، بسته به هم آوایی امواج مطنطن "حضور" باسقف پرواز هرکس خواهد داشت.

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📘پیشینه تیم سناریو در آفریقای جنوبی _بخش اول

(نجات بخش آفریقای جنوبی از چنگ آپارتاید وفراهم نمودن شرایط برای پیوستن مجدد به جامعه جهانی)

📙تیم سناریو شامل افرادی از سازمان
های سیاسی ممنوع الفعالیت پیشین مانند کنگره ملی آفریقا وحزب کمونیست آفریقای جنوبی بود که حتی تا سال ۱۹۹۰ قانونی نبودند.

💥برای حدود سی سال پیش این سطح ازهوشمندی اجتماعی شگفت انگیز است


افرادی هم ازدانشگاهیان، فعالان سیاسی، اعضای اتحادیه های کارگری واعضای تشکیلات سفیدپوست ها_بازرگانان، کارآفرینان واقتصاد دانان طراز اول ونمایندگانی ازمجلس معدن داران وتشکیلات عمده صنعتی _درآن تیم حضور داشتند.
درمهمترین جلسات،نمایندگانی از احزاب سیاسی سفیدپوستِ سختگیر هم حضور داشتند :
حزب حاکمِ ملی، حزب محافظه کار راستگرا وحزب دموکراتیک آزادیخواه.
ترکیب این تیم سناریو فوق‌العاده بود.

چه کسی درسال ۱۹۸۵ پیش بینی می کردفقط ده سال بعد، آفریقای جنوبی یک انتقال به دموکراسی چندنژادی رابدون هیچ تعارض وکشمکش نظامی وخونریزی عمده پشت سر بگذارد؟

دوسناریو به نام های مسیر بالا ومسیرپایین بوسیله تیم مطرح شد :

💥سناریوی مسیر پایین یک آینده محتمل را توصیف می کرد که اگرسیاست های رسمی آپارتاید ادامه پیداکند کشور به صورت فزاینده ای ازجهان جدامی شد

📚 سناریوی مسیر بالا یکپارچه شدن مجدد آفریقای جنوبی باجامعه جهانی راتوصیف می کرد واین درصورتی بود که آپارتاید برچیده می شد!

📖انجام گفت و شنود مشترک درباره این دوآینده نه تنها باعث شد بسیاری ازسفیدپوست ها درباره عواقب ادامه دادن سیاست های جاری بیاندیشند بلکه این ایده راتقویت نمود که ؛
کشور برای آینده اش حق انجام یک انتخاب رادارد.

تمرینات موفق گفت و شنود عامل این تصمیم شگفت انگیز بود.

برگی از کتاب "حضور"

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📙پیشینه تیم سناریو در آفریقای جنوبی

_بخش دوم

دردور جدید سناریو پردازی، ذهنیت گشوده وآزادی وجودداشت که شرکت شل درایجاد آن کمک نمود و آدام خانِه که درشل کار میکرد آن راتسهیل کرد.

⛳️ایده مرهون کسانی بود که جزیی از آفریننده های اولین کشور بادولت چندنژادی ودارای توان اندیشیدن مشترک به آینده های محتمل وممکن بودند.
وقتی کاربصورت مطلوب انجام شد موثر واقع شدن سناریو شرایطی را فراهم نمود تاافرادبتوانند از پسِ حل امور مشکل برآیند وخودرا ارتقادهند.
ضمن اینکه همزمان ازمجادلات وموضع گیریهای شعار گونه وخالی از محتوا که معمولا همراه بگومگوهای سیاسی درباره آینده است اجتناب شد.

سرانجام تیم روی چهار سناریو هرکدام بایک نام سرزنده وغیرتهدیدکننده به جمع بندی رسید.

۱_سناریوی "استریچ" یکی از آنها بود که درآن دولت سفید پوست حاکم سرش را دربرف می کرد وازمواجهه بامشکل اجتناب می نمود

۲_درسناریوی "تیم داک" قدرت دولت جدید سیاه پوست بصورت جدی بوسیله تشکیلات قانون اساسی محدود می شد طوری که قدرتش برای قانون گذاری بطور کامل فلج میشد.

۳_درسناریوی "ایکاروس" دولت جدید اصلاحات اقتصادی افراطی رابنا می نهاد که مالکیت زمین واملاک وبنگاهها راافزایش می داد وشبیه ایکاروس بسیار نزدیک به خورشید پرواز میکرد طوری که توانایی اش برای پرواز تلف می شد وسیستم اقتصادی به واسطه آن زمین می خورد.

۴_سناریوی چهارم "فلامینگو" نامیده می شد. سناریویی که درآن هیچ کس درآغاز دوست نداشت چون فلامینگو ها بسیار به آرامی پرواز می کنند.
هنگامی که گروه درباره این داستانها ی متفاوت فکرکردند به این عقیده راسخ رسیدند که تنها شیوه کارآمد وممکن روبه جلو، روش حرکت به سبکٍ فلامینگو هاست.

وقتی به گذشته برگردید متوجه می شوید یک گشایش آشکار درقلبِ و ذهن آن افراد وجود داشت.به عبارت دیگر آنها نمی توانستند در مورد سناریویی که در آن باید با هم روبه جلو حرکت کنند باهم تضاد وتلاقی داشته باشند. چنین دیدگاهی هرگز نمی توانداینطور اتفاق افتاده باشد که یک عضو ازگروه تلاش کند سایرین را متقاعد نماید.

..برگی از کتاب "حضور"

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
یادگیری نوع دوم

آرتور برایان به نوع دیگری از یادگیری اشاره کرده است که به جای یادگیری از گذشته، از آینده‌ای که هنوز اتفاق نیافتاده واز مکاشفه پیوسته سهم مان در آوردن و تحقق آن آینده برای عبور از آن یاد بگیریم.

📖یادگیری از گذشته، وقتی گذشته یک راهنمای خوب برای آینده است کفایت می کند، اما یادگیری از گذشته زمانی که نیروهای جدید، کل منشاء تغییر راشکل می دهند مارا در فهم تحولات ژرف، ناتوان و نابینا نگه می دارد. 📖

استنباط بر پایه شرایط جاری :
درصحنه روابط بین‌الملل آیایادگیری از تجارب گذشته به تنهایی توانایی عبوردادن ماازبحران رادارد؟
نیروهای جدید چه سهمی از تغییرات پیش رو رابه عنوان عوامل اصلی به خوداختصاص می دهد؟
📘چگونه می توانیم سهم مان در آینده‌ای که رقم میخورد رااحصاء، شناسایی وبازتعریف نماییم؟
💥 چگونه می توانیم باتصویرکردن آینده یا آینده های ممکن نقش خود رابرای اتفاق افتادن بهترین آینده محتمل بخوبی ایفاء نماییم؟

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖ملاقات آینده مان

📚ویژگی های رهبران

اکنون یکی ازموانع حرکت گروهها به سمت آینده، این تفکر آنهاست که بایدمنتظر ظهور یک رهبر باشند، کسی که مسیر آینده رانشان دهد امامن (پروفسور بتی سوفلاورس) فکرمیکنم آنچه ازفرایند Uیادگرفته ایم آن است که آینده می تواند ازدرونِ خودِ گروه سربرآورد نه درقالبِ قهرمان یایک رهبر سنتی.
من فکرمیکنم این کلیدِ رفتن به سمت آینده است یعنی ماباید شکل جدیدی از رهبری راپرورش دهیم که وابسته به افراد استثنایی نباشد.
پیترسنگه :این توصیفِ آینده عصر ما درارتباط با مسئله رهبری است. دردنیای شبکه های سازمانی جهانی ماباموضوعاتی مواجه هستیم که رهبریِ سلسله مراتبی، فی نفسه ناکافی وفاقد وجاهت است.
این اختلاف بزرگ بین جهان ما واوضاع واحوالی است که منجر به خلق ایده های رهبری کنفوسیوس و پلاتو در بیست و پنج قرن پیش گردید. مااین مسئله را هنگام کارکردن بامدیران اجراییِ ارشد، حتی درموسسات جهانی مرتب می بینیم.
برای مردمِ بیرون (غیررهبران) ، بسیار ساده است که قدرت شان رابیش ازمیزان واقعی تخمین بزنند
من فکر میکنم ازاین نظر، بین سران کشور ها تفاوتی وجود ندارد (همگی قدرت شان رابیش ازمقدارواقعی تخمین می‌زنند)
📙آن چیزی که قدرت موجود در سلسله مراتب را متمایز می کند معمولا بیشتر کج روی به سمت قدرت برای ویرانگری وتخریب است تا استفاده از قدرت برای ساختن!

📗یک مدیر ارشدِ اجرایی می تواند در عرض چند هفته، اعتماد ودانش توزیع شده که خلق آن سالها زمان برده است را نابود کند و برباددهد.

📘قدرت برپاکردن جنگ، بسیار بیشتر از قدرت برای برقرارکردن صلح است!

بتی سو:زمانی که مدل های رهبری ازسلسله مراتب سازمانی با رهبرانی در راس به قدرت توزیع شده تر وشبکه های مشترک تحول یابد، تغییرات زیادی بوقوع می پیوندد.

📚برای آنکه آن شبکه‌ها باآگاهی و هوشیاری واقعی کارکنند، نیازخواهد بود افراد نسبت به پرورش ظرفیت شان برای خدمت به آنچه در صدد تحقق اش هستند عمیقاً متعهد باشند.

این دلیلی است که من فکر میکنم پرورش یعنی:
"" انسانِ واقعی شدن """.
واقعا "انسان واقعی شدن" مسئله اساسیِ رهبری درزمانه ماست البته درمقیاسی که هرگز قبل از این نیاز نبوده است.

..این یک ایده بسیار قدیمی است (حاکمِ حکیم)، اما چه بسا که عملاً کلید "دموکراسی جهانیِ" عصر جدید نیز باشد


برگی از مکاشفات "حضور"

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘به فعلیت درآوردن وهنر نهادهایی

📙درباره چشم انداز

پروفسور بتی سو :من فکر میکنم این روزها صحبت کردن در باره ایده های راهنمایِ رفیع وممتاز برای بسیاری افراد سرد و بیروح است.
چه کسب و کارهایی بیانیه ماموریت یابیانیه ارزش ها دارند؟
شرکت اِنرون یک بیانیه ارزش های بنگاه داشت، همانطور که تیکووورلدکام وبی شمارشرکت های دیگر که نهایتا بوسیله نقض اصول مدیریت ازسوی خودشان نابود شده اند نیز این بیانیه ها راداشتند..
📙هیچ یک ازاین بیانیه‌های ارزش کنترل کافی برروی سوء استفاده مدیران اجرایی از قدرت اعمال نمی کنند.

پروفسور پیترسنگه :تفاوت بین ایده های خوب وایده های اداره کردن همین است. زمانی که ایده ها، شالوده اداره کردن سازمانی بشوند ایده ها ازایده های خوب به سمت ایده های اداره کردن حرکت می کنند. این زمانی است که آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.

📗بدیهی است که داشتن بیانیه های ارزش ممتاز به افراد اختیاری برای بیان حرف های دلشان درمقابل اقدامات اجرایی که آن ارزش ها رازیر پامی گذارند نمی دهد.

ایده های اداره کردن واقعی بایدقرین

فرآیند هاوهنجارهایی باشند که افراد راقادر می سازد بااهداف وارزش های سازمان کناربیایند.
برای مثال آن ایده هاممکن است شیوه هایی راایجاد کنند که افراد بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابصورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای درفرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر مردم تنها باخطر کردن ازپسِ این کار برمی آیند که به این معنی است که اصلاح، ناگزیر خیلی دیر به وقوع می پیوندد.
📚 اکثر بیانیه های ماموریت وارزش باساختارهای خودکامه ی اداره کردنِ سنتی که بدردنخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پرده‌ای برای کسب وکارمی شوند.
📖فهم ایده های اداره کردن که معنای واقعی ایجاد کند وتعهدی برای ترجمه این ایده ها درزندگی و کارکردن باهم رابوجود آورد کارسختی است.
حرکت به سمت پایین U کار یک بارنیست بلکه یک کارمکرر است..

برگی از کتاب حضور

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹داشتن مقصود 🌹

جرج برنارد شاو :

💥شادی و نشاط واقعی درزندگی درگرو داشتن یک "مقصود مشخص" به مثابه یک نیروی انگیزه بخشِ عظیم است.
"مقصود"ی که به شما به عنوان یک نیرویِ طبیعت، قدرت حرکت می بخشد.
بدانید، جهان خودرا وقفِ شادکردنِ یک فردِ خودخواهِ کسِل که بایک سرماخوردگی ساده زبان به شکوِه ونالیدن می گشاید نخواهد کرد."

📖 پنجمین فرمان پیترسنگه

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📘پیشینه تیم سناریو در آفریقای جنوبی _بخش اول

(نجات بخش آفریقای جنوبی از چنگ آپارتاید وفراهم نمودن شرایط برای پیوستن مجدد به جامعه جهانی)

📙تیم سناریو شامل افرادی از سازمان
های سیاسی ممنوع الفعالیت پیشین مانند کنگره ملی آفریقا وحزب کمونیست آفریقای جنوبی بود که حتی تا سال ۱۹۹۰ قانونی نبودند.

💥برای حدود سی سال پیش این سطح ازهوشمندی اجتماعی شگفت انگیز است


افرادی هم ازدانشگاهیان، فعالان سیاسی، اعضای اتحادیه های کارگری واعضای تشکیلات سفیدپوست ها_بازرگانان، کارآفرینان واقتصاد دانان طراز اول ونمایندگانی ازمجلس معدن داران وتشکیلات عمده صنعتی _درآن تیم حضور داشتند.
درمهمترین جلسات،نمایندگانی از احزاب سیاسی سفیدپوستِ سختگیر هم حضور داشتند :
حزب حاکمِ ملی، حزب محافظه کار راستگرا وحزب دموکراتیک آزادیخواه.
ترکیب این تیم سناریو فوق‌العاده بود.

چه کسی درسال ۱۹۸۵ پیش بینی می کردفقط ده سال بعد، آفریقای جنوبی یک انتقال به دموکراسی چندنژادی رابدون هیچ تعارض وکشمکش نظامی وخونریزی عمده پشت سر بگذارد؟

دوسناریو به نام های مسیر بالا ومسیرپایین بوسیله تیم مطرح شد :

💥سناریوی مسیر پایین یک آینده محتمل را توصیف می کرد که اگرسیاست های رسمی آپارتاید ادامه پیداکند کشور به صورت فزاینده ای ازجهان جدامی شد

📚 سناریوی مسیر بالا یکپارچه شدن مجدد آفریقای جنوبی باجامعه جهانی راتوصیف می کرد واین درصورتی بود که آپارتاید برچیده می شد!

📖انجام گفت و شنود مشترک درباره این دوآینده نه تنها باعث شد بسیاری ازسفیدپوست ها درباره عواقب ادامه دادن سیاست های جاری بیاندیشند بلکه این ایده راتقویت نمود که ؛
کشور برای آینده اش حق انجام یک انتخاب رادارد.

تمرینات موفق گفت و شنود عامل این تصمیم شگفت انگیز بود.

برگی از کتاب "حضور"

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📚من معتقدم که مغزِ سیستم مدیریتِ موجود مصروف امور پیش پا افتاده است.
📙این سیستم برای جبرانِ ناکامی درسودجستن از آفرینش شوروشوق وهوشِ جمعی که بهترین نتایج رادر "کارکردن باهم"رقم می زند، افراد راوادار می سازد سخت تروسخت تر کار کنند. 📘دمینگ این موضوع را به وضوح احساس کرده بود.

📗اکنون هم من باوردارم تعداد روز افزون رهبرانِ متعهد برای رشد دادن سازمان ها قادر هستند سازمان هایشان رارونق ببخشند ودرمواجهه با چالش های استثنایی، پیشامدها واحتمالاتِ پیشِ رویِ جهانی که در آن زندگی می‌کنیم تشریک مساعی نموده و نقش موثری ایفانمایند.

پیترسنگه

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📚نظر اینشتین درباره "چالش یادگیری"
"آنسان، خودش، افکار و احساساتش رابه عنوان تافته ای جدابافته ازدیگران تلقی می کند وبه نوعی توهمّ بصریِ خودآگاهی دچار است که ازپیرامونش اوراجدا می سازد. این توهمّ به سانِ یک زندانِ درونی، مارا درآرزوها وروابط بانزدیک ترین افرادِ پیرامون مان زندانی ومحدود می سازد.
رسالتِ ما این است که با گسترش دایره شفقت وعشق ورزیدن به همه موجودات زنده وکلِ طبیعتِ زیبایِ جهانِ پیرامون مان، خودرا ازاین زندان خلاص ورهاسازیم"

فرازی از پنجمین فرمان پیترسنگه ۱۶۰


https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📖ملاقات آینده مان

📚ویژگی های رهبران

اکنون یکی ازموانع حرکت گروهها به سمت آینده، این تفکر آنهاست که بایدمنتظر ظهور یک رهبر باشند، کسی که مسیر آینده رانشان دهد امامن (پروفسور بتی سوفلاورس) فکرمیکنم آنچه ازفرایند Uیادگرفته ایم آن است که آینده می تواند ازدرونِ خودِ گروه سربرآورد نه درقالبِ قهرمان یایک رهبر سنتی.
من فکرمیکنم این کلیدِ رفتن به سمت آینده است یعنی ماباید شکل جدیدی از رهبری راپرورش دهیم که وابسته به افراد استثنایی نباشد.
پیترسنگه :این توصیفِ آینده عصر ما درارتباط با مسئله رهبری است. دردنیای شبکه های سازمانی جهانی ماباموضوعاتی مواجه هستیم که رهبریِ سلسله مراتبی، فی نفسه ناکافی وفاقد وجاهت است.
این اختلاف بزرگ بین جهان ما واوضاع واحوالی است که منجر به خلق ایده های رهبری کنفوسیوس و پلاتو در بیست و پنج قرن پیش گردید. مااین مسئله را هنگام کارکردن بامدیران اجراییِ ارشد، حتی درموسسات جهانی مرتب می بینیم.
برای مردمِ بیرون (غیررهبران) ، بسیار ساده است که قدرت شان رابیش ازمیزان واقعی تخمین بزنند
من فکر میکنم ازاین نظر، بین سران کشور ها تفاوتی وجود ندارد (همگی قدرت شان رابیش ازمقدارواقعی تخمین می‌زنند)
📙آن چیزی که قدرت موجود در سلسله مراتب را متمایز می کند معمولا بیشتر کج روی به سمت قدرت برای ویرانگری وتخریب است تا استفاده از قدرت برای ساختن!

📗یک مدیر ارشدِ اجرایی می تواند در عرض چند هفته، اعتماد ودانش توزیع شده که خلق آن سالها زمان برده است را نابود کند و برباددهد.

📘قدرت برپاکردن جنگ، بسیار بیشتر از قدرت برای برقرارکردن صلح است!

بتی سو:زمانی که مدل های رهبری ازسلسله مراتب سازمانی با رهبرانی در راس به قدرت توزیع شده تر وشبکه های مشترک تحول یابد، تغییرات زیادی بوقوع می پیوندد.

📚برای آنکه آن شبکه‌ها باآگاهی و هوشیاری واقعی کارکنند، نیازخواهد بود افراد نسبت به پرورش ظرفیت شان برای خدمت به آنچه در صدد تحقق اش هستند عمیقاً متعهد باشند.

این دلیلی است که من فکر میکنم پرورش یعنی:
"" انسانِ واقعی شدن """.
واقعا "انسان واقعی شدن" مسئله اساسیِ رهبری درزمانه ماست البته درمقیاسی که هرگز قبل از این نیاز نبوده است.

..این یک ایده بسیار قدیمی است (حاکمِ حکیم)، اما چه بسا که عملاً کلید "دموکراسی جهانیِ" عصر جدید نیز باشد


برگی از مکاشفات "حضور"

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘پیشینه تیم سناریو در آفریقای جنوبی _بخش اول

(نجات بخشِ کشور آفریقای جنوبی از چنگ آپارتاید وفراهم نمودن شرایط برای پیوستن مجدد به جامعه جهانی)

📙تیم سناریو شامل افرادی از سازمان
های سیاسی ممنوع الفعالیت پیشین مانند کنگره ملی آفریقا وحزب کمونیست آفریقای جنوبی بود که حتی تا سال ۱۹۹۰ قانونی نبودند.

💥برای حدود سی سال پیش این سطح ازهوشمندی اجتماعی شگفت انگیز است


افرادی هم ازدانشگاهیان، فعالان سیاسی، اعضای اتحادیه های کارگری واعضای تشکیلات سفیدپوست ها_بازرگانان، کارآفرینان واقتصاد دانان طراز اول ونمایندگانی ازمجلس معدن داران وتشکیلات عمده صنعتی _درآن تیم حضور داشتند.
درمهمترین جلسات،نمایندگانی از احزاب سیاسی سفیدپوستِ سختگیر هم حضور داشتند :
حزب حاکمِ ملی، حزب محافظه کار راستگرا وحزب دموکراتیک آزادیخواه.
ترکیب این تیم سناریو فوق‌العاده بود.

چه کسی درسال ۱۹۸۵ پیش بینی می کردفقط ده سال بعد، آفریقای جنوبی یک انتقال به دموکراسی چندنژادی رابدون هیچ تعارض وکشمکش نظامی وخونریزی عمده پشت سر بگذارد؟

دوسناریو به نام های مسیر بالا ومسیرپایین بوسیله تیم مطرح شد :

💥سناریوی مسیر پایین یک آینده محتمل را توصیف می کرد که اگرسیاست های رسمی آپارتاید ادامه پیداکند کشور به صورت فزاینده ای ازجهان جدامی شد

📚 سناریوی مسیر بالا یکپارچه شدن مجدد آفریقای جنوبی باجامعه جهانی راتوصیف می کرد واین درصورتی بود که آپارتاید برچیده می شد!

📖انجام گفت و شنود مشترک درباره این دوآینده نه تنها باعث شد بسیاری ازسفیدپوست ها درباره عواقب ادامه دادن سیاست های جاری بیاندیشند بلکه این ایده راتقویت نمود که ؛
کشور برای آینده اش حق انجام یک انتخاب رادارد.

تمرینات موفق گفت و شنود عامل این تصمیم شگفت انگیز بود.

برگی از کتاب "حضور"

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
یادگیری نوع دوم

آرتور برایان به نوع دیگری از یادگیری اشاره کرده است که به جای یادگیری از گذشته، از آینده‌ای که هنوز اتفاق نیافتاده واز مکاشفه پیوسته سهم مان در آوردن و تحقق آن آینده برای عبور از آن یاد بگیریم.

📖یادگیری از گذشته، وقتی گذشته یک راهنمای خوب برای آینده است کفایت می کند، اما یادگیری از گذشته زمانی که نیروهای جدید، کل منشاء تغییر راشکل می دهند مارا در فهم تحولات ژرف، ناتوان و نابینا نگه می دارد. 📖

استنباط بر پایه شرایط جاری :
درصحنه روابط بین‌الملل آیایادگیری از تجارب گذشته به تنهایی توانایی عبوردادن ماازبحران رادارد؟
نیروهای جدید چه سهمی از تغییرات پیش رو رابه عنوان عوامل اصلی به خوداختصاص می دهد؟
📘چگونه می توانیم سهم مان در آینده‌ای که رقم میخورد رااحصاء، شناسایی وبازتعریف نماییم؟
💥 چگونه می توانیم باتصویرکردن آینده یا آینده های ممکن نقش خود رابرای اتفاق افتادن بهترین آینده محتمل بخوبی ایفاء نماییم؟

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
😱آیا امکان پیشگیری ازسناریویِ "مجلس ترحیم" برای آینده انسان وجوددارد؟

من (پیترسنگه) تهدیداتِ زیست محیطی رابرای خداحافظی باحیات متوجه شده ام اما تغییراتی که ماانجام داده‌ایم نسبت به آنچه نیاز بوده ونیز نسبت به آنچه قادر به انجامش هستیم بسیار کوچک و جزیی هستند.!

اگر می‌خواهیم که آینده ی متفاوتی رقم بزنیم باید گامی فراپیش نهیم وبه ژست هایِ کم رمق درفهم سیستم ها بسنده نکنیم.

📗اگر مسیر صحیح فهم سیستم های پیرامون مان راآغاز نکنیم درروبه جلوبودنِ حرکت هایمان باید شک کنیم.


📗سوال این نیست (درهتل برای ملاحظات زیست محیطی) که آیا شما می خواهید کتان تخت تان عوض شود؟
سوال مهم این است :

🎄 آیا شما می خواهید شیوه زندگی تان راتغییردهید؟

اُوتو (شارمر استاد MIT) :
"ماتغییر نمی کنیم چون فکر می کنیم فناناپذیر وجاویدان هستیم، مثل نوجوانان ممکنه بترسیم اما هنوز فکر می کنیم تاابد می توانیم ادامه دهیم. "

فرازی از"حضور"

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖نظر یک خواننده فکور فصل اول "حضور"


سلام ٬ فصل اول کتاب حضور را تمام کردم ٬ مجلس ترحیم برای بشریت ٬ جلسه۴ استاد در اطاقی تشکیل شده که قبلا داستان انقراض دایناسورها در آن رقم خورده است.
وباور ۴ استاد انقراض بشریت است بادستان خودش ٬ زیرا انسان تمایل دارد کتان تختش عوض شود نه شیوه زندگیش!
و سوال میکنندچرا انسان تغییر نمی کند و برای تغییر کل چه چیزی لازم است؟
پاسخ : گمان فنا ناپذیری و جاودانگی!
و چون احساس خوبی نسبت به آینده نداریم ترس ٬ انکار و نا امیدی در ما ایجاد میگردد .
پیشنهاد ۴استادیادگیری : مجلس ترحیم
همانکه که مولانا فرمود: بمیریم ٬ بمیریم ٬ از این عشق بمیریم .... مردن و رها شدن از تعلقات انسانی اولین مرحله از هفت پله ملاقات با خداست که ۴ استاد آن رامرحله اول حضور دانسته اند.
انسان امروز هم همانگونه که "حضور" میگویدبه یک شوک برای ایجاد تحول در زندگی نیاز دارد:
سناریوی مجلس ترحیم!
زیرا وقت برای تلف کردن روی هیچ چیز نداریم .
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖نظر یک خواننده فکور
پس از مطالعه فصل دوم کتاب "حضور"


فهمیدن :
بیان این نکته ظریف که همیشه چیزی بیشتر از آنچه ما می فهمیم وجود دارد ٬ جمله ای ساده که میتواند ما را در طول زندگی به حرکت درآورد.
در حقیقت توسعه ظرفیتِ فهم ودیدن با چشمانی جسور!
آن هم با آویزان کردن پیش فرض های برگرفته ازگذشته وسنت های مان!
استادان یادگیری ، نابودی شرکت ها را ناشی ازمحدود‌یت های منابع ندانسته بلکه دلیل آن را عدم فهم تهدیداتِ پیش رو و آمرانه بودن تغییر و تحول در ٱنها میدانند و می پرسند نبوغ و خلاقیت کجاست ؟
پاسخ میدهند: نبوغ جایی نمی رود بلکه به وسیله آوای داوری دردرون ما پوشانده و پنهان میشود .
در بحث تعلیق پیش فرض ها:
اعتراف به این نکته( که گفتنش ساده تر از عمل کردن به آن است)که تعلیق پیش فرض ها برای هرکس ناشی از شیوه تعمق ویژه و خاص وی نبوده بلکه ناشی از تمایل درونی انسانها در تربیت وتهذیب خویش در زندگیست و این امر در افراد بیشتر احساس در هم ریختگی و مختل شدن ایجاد می نماید تا قدرتمند شدن ٬ زیرا با به تعلیق در آوردنِ شیوه های معمول تفکر ٬ مستقیم و بی واسطه با سیستم بسیار بزرگی روبرو خواهیم شد،.
در تعلیق پیش فرض ها، فهمِ پیوند بین عملکرد باطنی و عملکردبیرونی یکی از مهمترین یافته ها است.
پیشنهاد اساتید یادگیری ٬ ایجاد ظرفیت فکری بالاتر است٬ همانگونه که برای مواد مذاب کوره های فولادی ظرفی مقاومتر طراحی مینمایند ٬
بریان آرتور (اقتصاددان برجسته) زمانی که متوجه میگردد رویدادهای کوچک می توانداقتصاد را درون ساختارهای مختلف متوقف نماید، درحالی که درده سال اول فعالیتش مقالات بسیاری را چاپ و در ده سال دوم فقط یک مقاله به چاپ می رساند که آن هم منجر به استعفاء از دانشگاه استانفورد میگردد ٬این چرخش قابل تامل اوناشی ازتعلیق پیش فرض ها ست. برای بنیانگذار تفکر سیستم های غیر خطی و پیچیده ٬ سالهایی که ایده او قربانی سوتفاهم و نادیده انگاری گردید در حقیقت بخشی از هزینه ای بود که آرتور برای فهمیدن به شکلی متفاوت پرداخت نمود .

https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
نظر یک خواننده فکور فصل سوم "حضور"
سلام
فصل سوم کتاب را سه بار خواندم ٬ نمی دانم چون فصل سوم بود ٬ سه بار خواندم یا بخاطر شیفته شدن در موضوعات مطرح شده ٬
شروع فصل : تحول پایه ای در فهم رابطه بین بیننده و انچه می بینید ٬ با مثال واین بیانِ شورانگیز :

اگر زمانی مجال دیدن انسان اتفاق افتد ......انسانیت نه این است و نه آن ..... که یک چیز است و خود همه چیز ٬ بی هیچ نظیری ٬ جان جان ٬ خیر برین و خدایی که ......"
استادانِ یادگیری، کلان نگری و فهم یک پارچگی را ظرفیتی میدانند که در آن عادات فکری و فرضیات همیشگی٬ معلق شده و نوع دیگری از هشیاری نسبت به معنا و نیروهای هستی بخش در پس صورتهای ملموس حیات پدیدار میگردد ٬ مثال آن؛ مراقبه که هدف توسعه ظرفیت برای آرام کردن ذهن و حرکت فراسوی تفکیک صلب عینیت و ذهنیت است بیان میگردد که هدف پالایش ظرفیت برای تمرکز توجه بر هیچ و همه چیز است ٬ درحقیقت نوعی کنترل برای ذهنی که تمایل به سرک کشیدن به همه جا رادارد ٬ اگر انسان بتواند نوعی آگاهی صریح ٬ لحظه به لحظه و غیر عجولانه نسبت به چیزی که به آن می پردازد ایجاد کند در این صورت یک اگاهی موشکافانه فراسوی سطح آگاهی خود ایجاد نموده که به آن ‌‌«تعمق » اتلاق میگردد و صرفا در اثر آرامش رخ می دهد .
بعضی از ایده ها باعث میگردد صدها نفربه واسطه آن ٬ متفاوت دیدن ٬ فهمیدن و عملکرد را آغاز نمایند در حالی که این موضوع برای عده ای یاوه و بی معنی تلقی میگردد .
اگر باور کنیم ما خالق مسایل امروزمان هستیم ٬ بی تردید بر همان طریق می توانیم افریدگار چیزی دیگرگون نیز باشیم ...
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg