• جان هیوستن:
• « انگار از مجموعهای از طاقها عبور میکنی، و در انتهای یک راهرو، در باز میشود و به پشت سر، به عقب در زمان نگاه میکنی. جریان زمان را احساس میکنی و درمییابی که تنها بخشی از یک رژه بزرگ و بیاسم هستی. »
• « هالیوود همیشه یک قفس بوده...
قفسی برای گرفتار کردن رویاهای ما. »
👤| #John_Huston
🌀| @Perspective_7
• « انگار از مجموعهای از طاقها عبور میکنی، و در انتهای یک راهرو، در باز میشود و به پشت سر، به عقب در زمان نگاه میکنی. جریان زمان را احساس میکنی و درمییابی که تنها بخشی از یک رژه بزرگ و بیاسم هستی. »
• « هالیوود همیشه یک قفس بوده...
قفسی برای گرفتار کردن رویاهای ما. »
👤| #John_Huston
🌀| @Perspective_7
👍7
➡️ The Prison Courtyard (1890)
🎨 Painter: Vincent vanGogh
⬅️ A Clockwork Orange (1971)
📽 Dir: Stanley Kubrick
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
🎨 Painter: Vincent vanGogh
⬅️ A Clockwork Orange (1971)
📽 Dir: Stanley Kubrick
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍6
▪︎ جملاتی از استادان سینما درباره جان فورد
• ژان رنوار:
استعداد کم یافت میشود. مهارت تکنیک معمول نیست. هدایت عوامل در صحنه چیزی نیست که بتوان آن را سر کوچه کسب کرد. چیزی که حتی نادرتر است، اصالت است. جان فورد یک سلطان بود؛ او برای تمام کسانی که این بخت بزرگ را داشتند که با او کار کنند یک شهسوار بود. فقدان او جبرانشدنی نیست.
• فرانک کاپرا:
فورد کارگردانی تمام و کمال بود. بدون شک او در فیلمسازی قدرترین و همهفن حریفترین آدم بود. همانگونه که قلم مجسمهتراشی با میکلآنژ معنا میگیرد، بلندگوی سینما با جان فورد: زندگی او، احساسات، صلیب او معنا میگیرد. نمیتوان فورد را گیر انداخت و تحلیلش کرد. او یک عظمت ناب بود.
• آلفرد هیچکاک:
هر فیلمی از جان فورد، مایه مسرت دیداری بود - طرز فیلمبرداری او، بلاغت او در شفافیت و سادگی ظاهریاش، هیچ نمایی هدررفت نداشت، هیچ زوم و زوم-بکی بیهدف قرار نمیگرفت. فیلمنامههای او شروع، میانه و پایانی داشتند. تمام جهان، آثار او را میفهمیدند و دوست داشتند، مانند سرزمینی که فورد عاشقش بود و آنرا بعنوان میراثی از خود، به جا گذاشت: مانیومنتولی
• ویلیام وایلر:
در بین کارگردانهای قدیم و جدید سینما کمتر کسی مانند جان فورد یافت میشود. تازه اگر بتوان کسی را مثل جان فورد پیدا کرد. من افتخار میکنم که او مرا دوست خودش نامید.
■ RIP (1894-1973)
● به مناسبت سالمرگ جناب جان فورد
👤| #John_Ford
🌀| @Perspective_7
• ژان رنوار:
استعداد کم یافت میشود. مهارت تکنیک معمول نیست. هدایت عوامل در صحنه چیزی نیست که بتوان آن را سر کوچه کسب کرد. چیزی که حتی نادرتر است، اصالت است. جان فورد یک سلطان بود؛ او برای تمام کسانی که این بخت بزرگ را داشتند که با او کار کنند یک شهسوار بود. فقدان او جبرانشدنی نیست.
• فرانک کاپرا:
فورد کارگردانی تمام و کمال بود. بدون شک او در فیلمسازی قدرترین و همهفن حریفترین آدم بود. همانگونه که قلم مجسمهتراشی با میکلآنژ معنا میگیرد، بلندگوی سینما با جان فورد: زندگی او، احساسات، صلیب او معنا میگیرد. نمیتوان فورد را گیر انداخت و تحلیلش کرد. او یک عظمت ناب بود.
• آلفرد هیچکاک:
هر فیلمی از جان فورد، مایه مسرت دیداری بود - طرز فیلمبرداری او، بلاغت او در شفافیت و سادگی ظاهریاش، هیچ نمایی هدررفت نداشت، هیچ زوم و زوم-بکی بیهدف قرار نمیگرفت. فیلمنامههای او شروع، میانه و پایانی داشتند. تمام جهان، آثار او را میفهمیدند و دوست داشتند، مانند سرزمینی که فورد عاشقش بود و آنرا بعنوان میراثی از خود، به جا گذاشت: مانیومنتولی
• ویلیام وایلر:
در بین کارگردانهای قدیم و جدید سینما کمتر کسی مانند جان فورد یافت میشود. تازه اگر بتوان کسی را مثل جان فورد پیدا کرد. من افتخار میکنم که او مرا دوست خودش نامید.
■ RIP (1894-1973)
● به مناسبت سالمرگ جناب جان فورد
👤| #John_Ford
🌀| @Perspective_7
👍10
ویلهلم فریدریش هگل:
• درسگفتارهای زیباییشناسی
« زیبایی و هنر، بیشک، همچون نبوغی مهربان، در تمام امور زندگی نفوذ میکنند و زینتبخش تمام محیط اطراف ما، چه ذهنی و چه مادی، هستند. این زیباییها غم و اندوه شرایط ما و شرمندگیهای زندگی واقعی را تسکین میدهند، با سرگرمی وقت را میکُشند و جایی که چیزی برای رسیدن به هدف وجود ندارد، جای آنچه رذیلت است، که به هر حال از رذیلت بهتر است، را میگیرند. »
👤 | #Hegel
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
• درسگفتارهای زیباییشناسی
« زیبایی و هنر، بیشک، همچون نبوغی مهربان، در تمام امور زندگی نفوذ میکنند و زینتبخش تمام محیط اطراف ما، چه ذهنی و چه مادی، هستند. این زیباییها غم و اندوه شرایط ما و شرمندگیهای زندگی واقعی را تسکین میدهند، با سرگرمی وقت را میکُشند و جایی که چیزی برای رسیدن به هدف وجود ندارد، جای آنچه رذیلت است، که به هر حال از رذیلت بهتر است، را میگیرند. »
👤 | #Hegel
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍9
شاید توسِ دوپاره شده
بار دیگر یکی شود؛
و بدینسان، یکی از هزار آرزوی او
برای این سرزمین هزارساله بر آید !
دیباچهی نوین شاهنامه | بـهرام بیـضایی
👤| #Bahram_Beyzaie
🌀| @Perspective_7
بار دیگر یکی شود؛
و بدینسان، یکی از هزار آرزوی او
برای این سرزمین هزارساله بر آید !
دیباچهی نوین شاهنامه | بـهرام بیـضایی
👤| #Bahram_Beyzaie
🌀| @Perspective_7
👍8👎1
● ولفگانگ اولریش:
➖ سلفی؛ بازگشتِ زندگی عمومی (۲)[آخر]
➖ مترجم ستاره نوتاج؛ انتشارات آبان
میمیکها و ژستها، به عنوان بیان تصویریِ شفاهی و طبیعی مبنا و مرجع هرگونه ارتباط بصری رسانهاند. ولی سلفیها– و به بیان کلیتر تمام تصاویر بدن – در رسانههای اجتماعی جایگاهی متمایز دارند، زیرا همچنان زبان بصری طبیعی را تحت شرایط فنی امتداد میدهند. سلفیها تجلی آرزوی بشرند برای برقراری ارتباطی هرچه فراگیرتر با دیگران، حتی ورای مواجهات واقعی.
در آغاز، سلفیها صرفاً جانشینی بودهاند برای عدم امکان صحبت زنده با دیگران و دیدن همزمان آنها. و، هرچند اکنون افراد بیش از پیش در قالب تماس تصویری زنده در رسانههای اجتماعی ارتباط برقرار میکنند، این بهمعنای کاهش اهمیت سلفی نیست. هر چه باشد این فرصت وجود دارد که با فیلترها استیکرها و دیگر المانها و افکتها تصویر زنده را به صورت زنده چنان تغییر داد که خصیصههای بیانی چهره، که با میمیکها و ژستها پدید میآیند، تشدید شوند. (در واقع) بیان اغراق آمیز میشود، به لحاظ معناشناختی غلیظ یا پرمایه میشود یا حتی به نحوی متناقض میشکند. در هر صورت، تغییر میکند و به مصنوعی صرف بدل میشود.
▫️ ¦ #Basics
🌀 ¦ @Perspective_7
➖ سلفی؛ بازگشتِ زندگی عمومی (۲)[آخر]
➖ مترجم ستاره نوتاج؛ انتشارات آبان
میمیکها و ژستها، به عنوان بیان تصویریِ شفاهی و طبیعی مبنا و مرجع هرگونه ارتباط بصری رسانهاند. ولی سلفیها– و به بیان کلیتر تمام تصاویر بدن – در رسانههای اجتماعی جایگاهی متمایز دارند، زیرا همچنان زبان بصری طبیعی را تحت شرایط فنی امتداد میدهند. سلفیها تجلی آرزوی بشرند برای برقراری ارتباطی هرچه فراگیرتر با دیگران، حتی ورای مواجهات واقعی.
در آغاز، سلفیها صرفاً جانشینی بودهاند برای عدم امکان صحبت زنده با دیگران و دیدن همزمان آنها. و، هرچند اکنون افراد بیش از پیش در قالب تماس تصویری زنده در رسانههای اجتماعی ارتباط برقرار میکنند، این بهمعنای کاهش اهمیت سلفی نیست. هر چه باشد این فرصت وجود دارد که با فیلترها استیکرها و دیگر المانها و افکتها تصویر زنده را به صورت زنده چنان تغییر داد که خصیصههای بیانی چهره، که با میمیکها و ژستها پدید میآیند، تشدید شوند. (در واقع) بیان اغراق آمیز میشود، به لحاظ معناشناختی غلیظ یا پرمایه میشود یا حتی به نحوی متناقض میشکند. در هر صورت، تغییر میکند و به مصنوعی صرف بدل میشود.
▫️ ¦ #Basics
🌀 ¦ @Perspective_7
👍7
• زمانی جان کاساوتیس کارگردان/بازیگر مستقل آمریکایی تبار، با تأمل در مورد سهم بسزای کاپرا در سینما و فرهنگ عامه به طعنه گفت:
« شاید واقعاً آمریکایی وجود نداشت، فقط فرانک کاپرا وجود داشت. چون فیلمهای کاپرا صرف یک فیلم نبودند. آثار فرانک کاپرا، نامههای عاشقانهی او به یک آمریکای ایدهآل بودند. چشماندازی سینمایی که خودش اختراع کرده بود. اجراهایی که بازیگران فرانک کاپرا ارائه میدادند، تصاویر ثابتی از شخصیتهایی بودند که به تصاویر قابل تشخیص فرهنگ عامه تبدیل شده بودند. چنانکه بازی هرکدام آنها، سادگیِ جسورانه یک نماد از فرهنگ مردمی و عامه را دارا بود. »
👤| #Frank_Capra
👤| #John_Cassavetes
🌀| @Perspective_7
« شاید واقعاً آمریکایی وجود نداشت، فقط فرانک کاپرا وجود داشت. چون فیلمهای کاپرا صرف یک فیلم نبودند. آثار فرانک کاپرا، نامههای عاشقانهی او به یک آمریکای ایدهآل بودند. چشماندازی سینمایی که خودش اختراع کرده بود. اجراهایی که بازیگران فرانک کاپرا ارائه میدادند، تصاویر ثابتی از شخصیتهایی بودند که به تصاویر قابل تشخیص فرهنگ عامه تبدیل شده بودند. چنانکه بازی هرکدام آنها، سادگیِ جسورانه یک نماد از فرهنگ مردمی و عامه را دارا بود. »
👤| #Frank_Capra
👤| #John_Cassavetes
🌀| @Perspective_7
👍9
فرانک کاپرا:
• درباب یادآوریهایی به انسان
« کسی باید مدام به انسان یادآوری کند که او آزاد، الهی و قوی به دنیا آمده است. عزیز و شکستناپذیر در برابر سرنوشت، جامعه یا خود جهنم؛ و اینکه او فرزند خداست، وارث برابر همه نعمتهای خداوند؛ و اینکه خوبی ثروت است، مهربانی قدرت است، و آزادی شکوه است. بالاتر از همه، هر انسانی با ظرفیتی درونی متولد میشود که او را تا جایی که تخیلش میتواند رویاپردازی یا تصور کند، میبرد - البته به شرطی که آزاد باشد رویاپردازی و تصور کند. به همین علت باید کسی پیوسته به انسان یادآوری کند که دوست من، تو آمیزهای الهی از دل و جرات و غبار ستارگان هستی. پس مقاومت کن ! اگر درهایی برای من باز شدهاند، میتوانند برای هر کسی باز شوند. »
• به بهانه سالمرگ استاد فرانک کاپرا
• عکسی از ستاره فرانک کاپرا در بلوار مشاهیر هالیوود.
• ستارهای که بر روی زمین همیشه درخشان است تا با
آثارش برای ما حدیث انسانیت سراید.
👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
• درباب یادآوریهایی به انسان
« کسی باید مدام به انسان یادآوری کند که او آزاد، الهی و قوی به دنیا آمده است. عزیز و شکستناپذیر در برابر سرنوشت، جامعه یا خود جهنم؛ و اینکه او فرزند خداست، وارث برابر همه نعمتهای خداوند؛ و اینکه خوبی ثروت است، مهربانی قدرت است، و آزادی شکوه است. بالاتر از همه، هر انسانی با ظرفیتی درونی متولد میشود که او را تا جایی که تخیلش میتواند رویاپردازی یا تصور کند، میبرد - البته به شرطی که آزاد باشد رویاپردازی و تصور کند. به همین علت باید کسی پیوسته به انسان یادآوری کند که دوست من، تو آمیزهای الهی از دل و جرات و غبار ستارگان هستی. پس مقاومت کن ! اگر درهایی برای من باز شدهاند، میتوانند برای هر کسی باز شوند. »
• به بهانه سالمرگ استاد فرانک کاپرا
• عکسی از ستاره فرانک کاپرا در بلوار مشاهیر هالیوود.
• ستارهای که بر روی زمین همیشه درخشان است تا با
آثارش برای ما حدیث انسانیت سراید.
👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
👍9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرانککاپرا:
• درباره دوستی با مخاطب
« بهترین راه برای ایجاد دوستی با مخاطب، تتها خنداندن اوست. شما نمیتوانید مردم را بخندانید مگر اینکه تسلیم شوند - از دفاعهایشان، از خصومتهایشان دست بردارند. و وقتی مخاطبی را میخندانید، او با شما همراه میشود. و اگر چیزی برای گفتن داشته باشید، به شما گوش میدهد. من یک نظریه دارم که اگر بتوانید او را به شکلی شریف بخندانید، او دوست شماست. »
• 𝐘𝐨𝐮 𝐂𝐚𝐧'𝐭 𝐓𝐚𝐤𝐞 𝐈𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐘𝐨𝐮 (𝟏𝟗𝟑𝟖)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐅𝐫𝐚𝐧𝐤 𝐂𝐚𝐩𝐫𝐚
👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
• درباره دوستی با مخاطب
« بهترین راه برای ایجاد دوستی با مخاطب، تتها خنداندن اوست. شما نمیتوانید مردم را بخندانید مگر اینکه تسلیم شوند - از دفاعهایشان، از خصومتهایشان دست بردارند. و وقتی مخاطبی را میخندانید، او با شما همراه میشود. و اگر چیزی برای گفتن داشته باشید، به شما گوش میدهد. من یک نظریه دارم که اگر بتوانید او را به شکلی شریف بخندانید، او دوست شماست. »
• 𝐘𝐨𝐮 𝐂𝐚𝐧'𝐭 𝐓𝐚𝐤𝐞 𝐈𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐘𝐨𝐮 (𝟏𝟗𝟑𝟖)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐅𝐫𝐚𝐧𝐤 𝐂𝐚𝐩𝐫𝐚
👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
👍12
• فرانک کاپرا سینماگری است که رویاهای زندگی آمریکایی را به بهترین شکل ممکن بر پرده نقرهای به تصویر کشید. وی بیشتر به خاطر کمدیهای اجتماعی پراحساسش شهرت دارد؛ ولی در کارنامه ۴۰ سالهاش انواع فیلمها را میتوان یافت.
چنانکه در دوران طلایی هالیوود، «خیالپردازیهای خیرخواهانه» فرانک کاپرا او را به یکی از دو یا سه کارگردان مشهور و موفق جهان تبدیل کرد. مورخ سینما، ایان فریر، خاطرنشان میکند که در زمان مرگش در سال ۱۹۹۱، میراث هنری او دستنخورده باقی ماند. ایان فریر درباره میراث مردمی و فرهنگی که آثار کاپرا از خود به جا گذاشته میگوید:
« کاپرا پیش از ابداع عبارت «سرگرمی» بیشتر خاطراتی خوش و حس خوب خلق کرده است و تأثیر او بر فرهنگ آمریکایی - از استیون اسپیلبرگ گرفته تا دیوید لینچ، و از سریالهای آبکی تلویزیونی گرفته تا احساسات مربوط به کارتهای تبریک - به سادگی عظیم و به وضوح بسیار آشکار است، که نمیتوان آن را محاسبه کرد. »
▪︎ عکس فرانک کاپرا بر روی مجله تایم
👤| #Frank_Capra
🎥| #History_of_Cinema
🌀| @Perspective_7
چنانکه در دوران طلایی هالیوود، «خیالپردازیهای خیرخواهانه» فرانک کاپرا او را به یکی از دو یا سه کارگردان مشهور و موفق جهان تبدیل کرد. مورخ سینما، ایان فریر، خاطرنشان میکند که در زمان مرگش در سال ۱۹۹۱، میراث هنری او دستنخورده باقی ماند. ایان فریر درباره میراث مردمی و فرهنگی که آثار کاپرا از خود به جا گذاشته میگوید:
« کاپرا پیش از ابداع عبارت «سرگرمی» بیشتر خاطراتی خوش و حس خوب خلق کرده است و تأثیر او بر فرهنگ آمریکایی - از استیون اسپیلبرگ گرفته تا دیوید لینچ، و از سریالهای آبکی تلویزیونی گرفته تا احساسات مربوط به کارتهای تبریک - به سادگی عظیم و به وضوح بسیار آشکار است، که نمیتوان آن را محاسبه کرد. »
▪︎ عکس فرانک کاپرا بر روی مجله تایم
👤| #Frank_Capra
🎥| #History_of_Cinema
🌀| @Perspective_7
👍8
اریک رومر:
• درباره بنمایه آثارش
« تمدن غرب محتوای فیلمهای من را شکل میدهد، موضوعاتی را در اختیارم قرار میدهد که قبلاً استفاده نشدهاند. از این رو فکر نمیکنم فیلمهایم «ادبی» باشند؛ آنها بر اساس عادیترین چیزهای زندگی ساخته شدهاند. »
● امانوئل شوله و اریک رومر در پشت صحنه فیلم
«دوستپسرها و دوستدخترها» (۱۹۸۷)
🎬| #Behind_The_Scene
👤| #Éric_Rohmer
🌀| @Perspective_7
• درباره بنمایه آثارش
« تمدن غرب محتوای فیلمهای من را شکل میدهد، موضوعاتی را در اختیارم قرار میدهد که قبلاً استفاده نشدهاند. از این رو فکر نمیکنم فیلمهایم «ادبی» باشند؛ آنها بر اساس عادیترین چیزهای زندگی ساخته شدهاند. »
● امانوئل شوله و اریک رومر در پشت صحنه فیلم
«دوستپسرها و دوستدخترها» (۱۹۸۷)
🎬| #Behind_The_Scene
👤| #Éric_Rohmer
🌀| @Perspective_7
👍8
🎬 کارگاه «پدیدارشناسی و نقد سینما؛ نقد بهمثابهی امکان دیدن»
✨ پدیدارشناسی به ما یاد میدهد که فیلم را نه فقط ببینیم، بلکه تجربه کنیم.
🌿 در این کارگاه ششجلسهای، از پرسش «پدیدارشناسی چیست؟» آغاز میکنیم و قدمبهقدم یاد میگیریم که چگونه فیلمها معنا را در تجربهی زیستهی ما آشکار میکنند.
● نقد پدیدارشناسانه یعنی توصیف: ایستادن در برابر اثر و شنیدن زبان خاص آن، بدون آنکه اسیر تفسیرهای ازپیشساخته شویم.
اینجا مخاطب و اثر در نقطهای به هم میرسند که محل ظهور معناست.
● این کارگاه فرصتی است برای مکث، برای نوشتن تجربهها، و برای دیدن دوبارهی جهان ــ چه در سینما و چه در زندگی روزمره.
● شماره جهت ارتباط و هماهنگی :
09361440915
@bmarzbook
@Perspective_7
✨ پدیدارشناسی به ما یاد میدهد که فیلم را نه فقط ببینیم، بلکه تجربه کنیم.
🌿 در این کارگاه ششجلسهای، از پرسش «پدیدارشناسی چیست؟» آغاز میکنیم و قدمبهقدم یاد میگیریم که چگونه فیلمها معنا را در تجربهی زیستهی ما آشکار میکنند.
● نقد پدیدارشناسانه یعنی توصیف: ایستادن در برابر اثر و شنیدن زبان خاص آن، بدون آنکه اسیر تفسیرهای ازپیشساخته شویم.
اینجا مخاطب و اثر در نقطهای به هم میرسند که محل ظهور معناست.
● این کارگاه فرصتی است برای مکث، برای نوشتن تجربهها، و برای دیدن دوبارهی جهان ــ چه در سینما و چه در زندگی روزمره.
● شماره جهت ارتباط و هماهنگی :
09361440915
@bmarzbook
@Perspective_7
👍6
ورنر هرتسوگ:
• توصیههایی به فیلمسازان جوان
« میتوانم یک ضربالمثل هرتزوگی را پیشنهاد کنم؟ کسانی که مطالعه میکنند، صاحب دنیا هستند و کسانی که تلویزیون تماشا میکنند، آن را از دست میدهند. شما در حال پیادهروی، چیزهای بسیار بیشتری در مورد فیلمسازی یاد خواهید گرفت تا اینکه در کلاس درس سینما باشید. در طول سفرتان، بیشتر از پنج سال تحصیل در مدرسه فیلمسازی، در مورد آیندهتان خواهید آموخت. تجربیات شما کاملاً در تضاد با دانش آکادمیک خواهد بود، زیرا دانشگاه مرگ سینماست. کاملاً در تضاد با شور و اشتیاق است؛ همانطور تلویزیون مرگ خلاقیت است. »
▪︎ به مناسبت زادروز (۸۳) سالگی ورنر هرتسوگ
▪︎ منتقدین به او لقب کافکای سینما را دادهاند
👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
• توصیههایی به فیلمسازان جوان
« میتوانم یک ضربالمثل هرتزوگی را پیشنهاد کنم؟ کسانی که مطالعه میکنند، صاحب دنیا هستند و کسانی که تلویزیون تماشا میکنند، آن را از دست میدهند. شما در حال پیادهروی، چیزهای بسیار بیشتری در مورد فیلمسازی یاد خواهید گرفت تا اینکه در کلاس درس سینما باشید. در طول سفرتان، بیشتر از پنج سال تحصیل در مدرسه فیلمسازی، در مورد آیندهتان خواهید آموخت. تجربیات شما کاملاً در تضاد با دانش آکادمیک خواهد بود، زیرا دانشگاه مرگ سینماست. کاملاً در تضاد با شور و اشتیاق است؛ همانطور تلویزیون مرگ خلاقیت است. »
▪︎ به مناسبت زادروز (۸۳) سالگی ورنر هرتسوگ
▪︎ منتقدین به او لقب کافکای سینما را دادهاند
👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
👍12
آکیرا کوروساوا:
• درباره فیلمنامهنویسی
« برای نوشتن و فیلمنامهنویسی، باید در وهله اول به مطالعه رمانها و نمایشنامههای مشهور پرداخت. باید بررسی کرد و فهمید که چرا آنها آثاری ارزشمند هستند. باید پی آن بود که احساسی که هنگام خواندن آن آثار به ما دست میدهد، ناشی از چیست؟ نویسنده باید چه میزان شور و عشق به کارش داشته باشد. برای ارائه تصویر شخصیتها و رویدادها به چه میزان دقت و وسواس نیاز است. مطالعه باید عمیق و همه جانبه باشد، تا بتوان به تمام این سؤالها پاسخ گفت. فیلمهای بزرگ سینما را هم باید دید. فیلمنامههای معتبر و مشهور را هم باید خواند و با تئوریهای سینمایی سینماگران بزرگ باید آشنا شد. اگر هدف کارگردان شدن است، باید در فیلمنامهنویسی به مهارت و چیرگی دست یافت. چرا که بهترین کارگردانان، بهترین فیلمنامهنویسان هستند. »
▪︎ سالمرگ حماسهسرای سینما؛ آکیرا کوروساوا
👤¦ #Akira_Kurosawa
🌀¦ @Perspective_7
• درباره فیلمنامهنویسی
« برای نوشتن و فیلمنامهنویسی، باید در وهله اول به مطالعه رمانها و نمایشنامههای مشهور پرداخت. باید بررسی کرد و فهمید که چرا آنها آثاری ارزشمند هستند. باید پی آن بود که احساسی که هنگام خواندن آن آثار به ما دست میدهد، ناشی از چیست؟ نویسنده باید چه میزان شور و عشق به کارش داشته باشد. برای ارائه تصویر شخصیتها و رویدادها به چه میزان دقت و وسواس نیاز است. مطالعه باید عمیق و همه جانبه باشد، تا بتوان به تمام این سؤالها پاسخ گفت. فیلمهای بزرگ سینما را هم باید دید. فیلمنامههای معتبر و مشهور را هم باید خواند و با تئوریهای سینمایی سینماگران بزرگ باید آشنا شد. اگر هدف کارگردان شدن است، باید در فیلمنامهنویسی به مهارت و چیرگی دست یافت. چرا که بهترین کارگردانان، بهترین فیلمنامهنویسان هستند. »
▪︎ سالمرگ حماسهسرای سینما؛ آکیرا کوروساوا
👤¦ #Akira_Kurosawa
🌀¦ @Perspective_7
👍14
فردریش نیچه:
• حکمت شادان
« برای مبارزه با بیماری خاص مردان، یعنی...
تحقیر خویشتن، مطمئنترین درمان آن است
که زنی باهوش آنان را دوست بدارد. »
لئو تولستوی:
• جنگ و صلح
« هیچ چیز برای یک مرد جوان به اندازه
همراهی زنان باهوش ضروری نیست. »
• 𝐃𝐞𝐬𝐢𝐠𝐧 𝐅𝐨𝐫 𝐋𝐢𝐯𝐢𝐧𝐠 (𝟏𝟗𝟑𝟑)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐄𝐫𝐧𝐞𝐬𝐭 𝐋𝐮𝐛𝐢𝐭𝐬𝐜𝐡
▫️| #Basics
👤| #Ernst_Lubitsch
🌀| @Perspective_7
• حکمت شادان
« برای مبارزه با بیماری خاص مردان، یعنی...
تحقیر خویشتن، مطمئنترین درمان آن است
که زنی باهوش آنان را دوست بدارد. »
لئو تولستوی:
• جنگ و صلح
« هیچ چیز برای یک مرد جوان به اندازه
همراهی زنان باهوش ضروری نیست. »
• 𝐃𝐞𝐬𝐢𝐠𝐧 𝐅𝐨𝐫 𝐋𝐢𝐯𝐢𝐧𝐠 (𝟏𝟗𝟑𝟑)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐄𝐫𝐧𝐞𝐬𝐭 𝐋𝐮𝐛𝐢𝐭𝐬𝐜𝐡
▫️| #Basics
👤| #Ernst_Lubitsch
🌀| @Perspective_7
👍10
جملاتی از لئو تولستوی:
➖ رماننویس، منتقد، روزنامهنگار
• اگر میخواهی شاد باشی...
فقط سعی کن خدا را راضی کنی، نه مردم را.
• انسان مانند کسری است که صورت آن، خودِ اوست و مخرج آن، تصور او از خودش. هر چه مخرج بزرگتر باشد، کسر کوچکتر است.
• چیزی در روح انسان وجود دارد که زنده خواهد ماند و غالب خواهد شد، نوری کوچک و درخشان در قلب انسان میسوزد که هر چقدر هم دنیا تاریک شود، خاموش نخواهد شد.
• اشتباه، به این دلیل که اکثریت در آن شریک
هستند، از اشتباه بودنش دست نمیکشد.
• صبر، انتظار کشیدن است. نه انتظار منفعلانه. این تنبلی است. بلکه ادامه دادن به راه، زمانی که مسیر سخت و کند است - این صبر است. دو جنگجوی قدرتمند، صبر و زمان هستند.
• بدون دانستن اینکه من چیستم
و چرا اینجا هستم، زندگی غیرممکن است.
• اگر از کارتان لذت نمیبرید،
یا باید نگرشتان را تغییر دهید...
یا شغلتان را عوض کنید.
▪️به مناسبت زادروز جناب "لئو تولستوی"
▪️از قلههای رفیع ادبیات روسیه و جهان
💬| #Quote
👤| #Leo_Tolstoy
🌀| @Perspective_7
➖ رماننویس، منتقد، روزنامهنگار
• اگر میخواهی شاد باشی...
فقط سعی کن خدا را راضی کنی، نه مردم را.
• انسان مانند کسری است که صورت آن، خودِ اوست و مخرج آن، تصور او از خودش. هر چه مخرج بزرگتر باشد، کسر کوچکتر است.
• چیزی در روح انسان وجود دارد که زنده خواهد ماند و غالب خواهد شد، نوری کوچک و درخشان در قلب انسان میسوزد که هر چقدر هم دنیا تاریک شود، خاموش نخواهد شد.
• اشتباه، به این دلیل که اکثریت در آن شریک
هستند، از اشتباه بودنش دست نمیکشد.
• صبر، انتظار کشیدن است. نه انتظار منفعلانه. این تنبلی است. بلکه ادامه دادن به راه، زمانی که مسیر سخت و کند است - این صبر است. دو جنگجوی قدرتمند، صبر و زمان هستند.
• بدون دانستن اینکه من چیستم
و چرا اینجا هستم، زندگی غیرممکن است.
• اگر از کارتان لذت نمیبرید،
یا باید نگرشتان را تغییر دهید...
یا شغلتان را عوض کنید.
▪️به مناسبت زادروز جناب "لئو تولستوی"
▪️از قلههای رفیع ادبیات روسیه و جهان
💬| #Quote
👤| #Leo_Tolstoy
🌀| @Perspective_7
👍10👎1
لئو تولستوی:
• درباره محمد (ص)
« محمد؛ همیشه بالاتر از مسیحیت ایستاده است. او خدا را به عنوان یک انسان نمیبیند و هرگز خود را با خدا برابر نمیداند. مسلمانان چیزی جز خدا را نمیپرستند و محمد پیامبر اوست. هیچ راز و رمزی در آن وجود ندارد. »
▪︎ به مناسبت میلاد پیامبر اسلام
👤| #Leo_Tolstoy
🌀| @Perspective_7
• درباره محمد (ص)
« محمد؛ همیشه بالاتر از مسیحیت ایستاده است. او خدا را به عنوان یک انسان نمیبیند و هرگز خود را با خدا برابر نمیداند. مسلمانان چیزی جز خدا را نمیپرستند و محمد پیامبر اوست. هیچ راز و رمزی در آن وجود ندارد. »
▪︎ به مناسبت میلاد پیامبر اسلام
👤| #Leo_Tolstoy
🌀| @Perspective_7
👍16👎6
استنلی کوبریک:
• نظر او درباره منتقدان آثارش
« از همان ابتدا، تمام آثار من منتقدان را به دو دسته تقسیم کردهاند. برخی آنها را فوقالعاده میدانستند و برخی دیگر نکات مثبت بسیار کمی برای گفتن داشتند. اما نظرات منتقدان بعدی همیشه منجر به تغییر بسیار قابل توجه به سمت نظرات مثبت شده است. در یک مورد، همان منتقدی که در ابتدا فیلم را تحسین کرده بود، چند سال بعد آن را در فهرست بهترینهای تمام دوران قرار داد. اما، ماندگارترین و در نهایت مهمترین اعتبار یک فیلم بر اساس نقدها نیست، بلکه بر اساس آنچه مردم در طول سالها درباره آن میگویند، اگر اصلاً چیزی بگویند، و میزان علاقهای است که به آن دارند. »
👤| #Stanley_Kubrick
🌀| @Perspective_7
• نظر او درباره منتقدان آثارش
« از همان ابتدا، تمام آثار من منتقدان را به دو دسته تقسیم کردهاند. برخی آنها را فوقالعاده میدانستند و برخی دیگر نکات مثبت بسیار کمی برای گفتن داشتند. اما نظرات منتقدان بعدی همیشه منجر به تغییر بسیار قابل توجه به سمت نظرات مثبت شده است. در یک مورد، همان منتقدی که در ابتدا فیلم را تحسین کرده بود، چند سال بعد آن را در فهرست بهترینهای تمام دوران قرار داد. اما، ماندگارترین و در نهایت مهمترین اعتبار یک فیلم بر اساس نقدها نیست، بلکه بر اساس آنچه مردم در طول سالها درباره آن میگویند، اگر اصلاً چیزی بگویند، و میزان علاقهای است که به آن دارند. »
👤| #Stanley_Kubrick
🌀| @Perspective_7
👍7👎1
| ابژه درحال تعریف شدن است (۱)
| نویسنده: ماریا جوزه کنترراس لورنزینی
مهمترین مشکلی که امروزه مطالعات اجرا با آن مواجه است، به تعیین حدود و مرزهای مطالعاتی آن بر میگردد. اینکه آیا باید برای مطالعات اجرا محدوديتي انضباطی در نظر گرفت؟ شکنر در نوشتههای مختلف خود بر عدم امکان تعريف دقيق محدوده مطالعاتی این رشته بسیار سخن رانده است:
اما بر خلاف رشتههای آکادمیک سنتی، مطالعات اجرا موضوعات و روشهای خود را در چارچوب یک نظام واحد صورت بندی نمیکند. [...] کسانی که در این حوزه کار میکنند در برابر ایجاد مجموعهای از دانش معین و یا روششناسی جدید اما مشخص - همانند آنچه کیهانشناسان با استناد به تئوری همه چیز به دنبال آن هستند - مقاومت میکنند.
ریچارد شکنر در ادامه این نوشتار دلایل ایدئولوژیک خود را برای اجتناب از آنچه به گفته او رذیلهی امپریالیستی است، بیان میدارد. در نگاه شکنر این رذیله در تلاش است تا دیدگاههای اندیشمندان و محققان مختلف را در یک الگوی واحد متحد گرداند.
او ذکر میکند که مطالعات اجرا با هر نظام دانشی و واحد مخالف است. تلاش برای ساختن چنین سیستمی از نظر شکنر به معنای نادیده انگاشتن ماهیت سیال و بعضا متضاد این حوزه تحقیقاتی است. صدالبته که من بااین دیدگاه شکنر مخالفم. اجازه ظهور صداها و دیدگاههای مختلف بدون شک روشی هوشمندانه و روبه آینده است، اما در نهایت ما نمیتوانیم در چنین چشم انداز متنوعی باقی بمانیم. چراکه ممکن است این گستردگی موجب از دست رفتن زمینههای رشتهایِ آن شود.
برای تعامل و گفتوگو با سایر رشتهها ضرورت دارد که محدودیتها و زمینه فعالیت رشته خود را معین سازید. به گمانم که شکنر وحدت را با مفهوم توتالیتر اشتباه گرفته است. نگاه وحدتبخش الزاماً توتالیتری نیست.
وحدت آنگاه میتواند به توتالیتر تبدیل شود که به نوعی نگاهی از جزمیت غیر قابل انکار در آن رشد کرده باشد. سیالیتی که شکنر از آن سخن میگوید در فقدان یک تعریف از رشته مطالعات اجرا به وجد و وجود نخواهد آمد. این سیالیت از طریق تحقیق و مباحثه میان محققان این حوزه حاصل میشود.
در این میان نیکوتر است کـه بـه "ماروین کارلسن" یکی دیگر از نظریهپردازان مطالعات اجرا رجوع کنیم. او معترف است و تشریح میکند که ماهیت متضاد این حوزهی پژوهشی با سخن شکنر از خــود ابــژه، و میــدان تحقیقی آن آغاز میشود. محدودیتی که خود ابژه آن را توضیح میدهد. به گفتهی کارلسن تعارض ذاتی در تعریف مطالعات اجرا به این معناست که حدس و فرضهای مطروحه خود، عمیقاً نمایشی هستند.
همانند شکنر، کارلسن نیز از تعریف یک محدودهی معین نظری که تمام چشماندازهای مطالعاتی این رشته را در بر بگیرد، اجتناب میورزد. از این منظر کارلسن و شکنر مانند یکدیگر عمل کردهاند. در همین راستا رجوع به «باربا کریشنابلات - گیمبلت» خالی از لطف نیست. از نظر او حوزه پژوهش با مکث روی کلمهی پرفورمنس آغاز میشود. ما فهمی از اجرا داریم که حول آن یک رشتهی مطالعاتی ساخته شده است.
از نظر او «اجرا یک چادر بزرگ نیست که همه چیز زیر آن جمع شده باشد، بلکه مفهومی است که در پرتو بسیاری از کنشها و فعالیتها که مدام دچار تجدید نظر میشوند، به نظاممندی میرسند. »
برای او اصطلاح پرفورمنس یک مفهوم واکنشی است که نسبت به موقعیت و شکل انجام آن هر کنش از نو دچار مفهومسازی میشود. از این منظر، مطالعات اجرا را میتوان یک پسارشته تلقی کرد که به مفهومسازی دوباره و به فرمولبندی مجدد هر رخدادی میپردازد که مورد مطالعه قرار داده است. چنین موضعی به نظر من بر موضع شکنر ارجحیت دارد، زیرا در رد وحدت انضباطی که مورد نیاز یک رشتهی مطالعاتی است، نمیکوشد.
از نظر شکنر مطالعه در خصوص پرفورمنس بایستی از مسیر انباشت داده و پراکندگی زمینه پیش برود و نه ایجاد مدلها و الگوهای واحد. چنین نگاهی مستلزم داشتن یک روحیهی استقرایی است. خب در این شکی نیست.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 « بدن صحنهای »
✍️ مترجم علی شمس
🎭 ¦ #About_Theatre
🌀 ¦ @Perspective_7
| نویسنده: ماریا جوزه کنترراس لورنزینی
مهمترین مشکلی که امروزه مطالعات اجرا با آن مواجه است، به تعیین حدود و مرزهای مطالعاتی آن بر میگردد. اینکه آیا باید برای مطالعات اجرا محدوديتي انضباطی در نظر گرفت؟ شکنر در نوشتههای مختلف خود بر عدم امکان تعريف دقيق محدوده مطالعاتی این رشته بسیار سخن رانده است:
اما بر خلاف رشتههای آکادمیک سنتی، مطالعات اجرا موضوعات و روشهای خود را در چارچوب یک نظام واحد صورت بندی نمیکند. [...] کسانی که در این حوزه کار میکنند در برابر ایجاد مجموعهای از دانش معین و یا روششناسی جدید اما مشخص - همانند آنچه کیهانشناسان با استناد به تئوری همه چیز به دنبال آن هستند - مقاومت میکنند.
ریچارد شکنر در ادامه این نوشتار دلایل ایدئولوژیک خود را برای اجتناب از آنچه به گفته او رذیلهی امپریالیستی است، بیان میدارد. در نگاه شکنر این رذیله در تلاش است تا دیدگاههای اندیشمندان و محققان مختلف را در یک الگوی واحد متحد گرداند.
او ذکر میکند که مطالعات اجرا با هر نظام دانشی و واحد مخالف است. تلاش برای ساختن چنین سیستمی از نظر شکنر به معنای نادیده انگاشتن ماهیت سیال و بعضا متضاد این حوزه تحقیقاتی است. صدالبته که من بااین دیدگاه شکنر مخالفم. اجازه ظهور صداها و دیدگاههای مختلف بدون شک روشی هوشمندانه و روبه آینده است، اما در نهایت ما نمیتوانیم در چنین چشم انداز متنوعی باقی بمانیم. چراکه ممکن است این گستردگی موجب از دست رفتن زمینههای رشتهایِ آن شود.
برای تعامل و گفتوگو با سایر رشتهها ضرورت دارد که محدودیتها و زمینه فعالیت رشته خود را معین سازید. به گمانم که شکنر وحدت را با مفهوم توتالیتر اشتباه گرفته است. نگاه وحدتبخش الزاماً توتالیتری نیست.
وحدت آنگاه میتواند به توتالیتر تبدیل شود که به نوعی نگاهی از جزمیت غیر قابل انکار در آن رشد کرده باشد. سیالیتی که شکنر از آن سخن میگوید در فقدان یک تعریف از رشته مطالعات اجرا به وجد و وجود نخواهد آمد. این سیالیت از طریق تحقیق و مباحثه میان محققان این حوزه حاصل میشود.
در این میان نیکوتر است کـه بـه "ماروین کارلسن" یکی دیگر از نظریهپردازان مطالعات اجرا رجوع کنیم. او معترف است و تشریح میکند که ماهیت متضاد این حوزهی پژوهشی با سخن شکنر از خــود ابــژه، و میــدان تحقیقی آن آغاز میشود. محدودیتی که خود ابژه آن را توضیح میدهد. به گفتهی کارلسن تعارض ذاتی در تعریف مطالعات اجرا به این معناست که حدس و فرضهای مطروحه خود، عمیقاً نمایشی هستند.
همانند شکنر، کارلسن نیز از تعریف یک محدودهی معین نظری که تمام چشماندازهای مطالعاتی این رشته را در بر بگیرد، اجتناب میورزد. از این منظر کارلسن و شکنر مانند یکدیگر عمل کردهاند. در همین راستا رجوع به «باربا کریشنابلات - گیمبلت» خالی از لطف نیست. از نظر او حوزه پژوهش با مکث روی کلمهی پرفورمنس آغاز میشود. ما فهمی از اجرا داریم که حول آن یک رشتهی مطالعاتی ساخته شده است.
از نظر او «اجرا یک چادر بزرگ نیست که همه چیز زیر آن جمع شده باشد، بلکه مفهومی است که در پرتو بسیاری از کنشها و فعالیتها که مدام دچار تجدید نظر میشوند، به نظاممندی میرسند. »
برای او اصطلاح پرفورمنس یک مفهوم واکنشی است که نسبت به موقعیت و شکل انجام آن هر کنش از نو دچار مفهومسازی میشود. از این منظر، مطالعات اجرا را میتوان یک پسارشته تلقی کرد که به مفهومسازی دوباره و به فرمولبندی مجدد هر رخدادی میپردازد که مورد مطالعه قرار داده است. چنین موضعی به نظر من بر موضع شکنر ارجحیت دارد، زیرا در رد وحدت انضباطی که مورد نیاز یک رشتهی مطالعاتی است، نمیکوشد.
از نظر شکنر مطالعه در خصوص پرفورمنس بایستی از مسیر انباشت داده و پراکندگی زمینه پیش برود و نه ایجاد مدلها و الگوهای واحد. چنین نگاهی مستلزم داشتن یک روحیهی استقرایی است. خب در این شکی نیست.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 « بدن صحنهای »
✍️ مترجم علی شمس
🎭 ¦ #About_Theatre
🌀 ¦ @Perspective_7
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رابرت وایز:
• درباره نقش پیش تولید
« همانطور که همیشه گفتهام، پیشتولید بسیار مهم است. هنگامی که بازیگران را انتخاب میکنید، بخش زیادی از کار را انجام دادهاید. حالا، ممکن است لازم باشد کمی آنها را راهنمایی کنید، سرعتشان را بالا یا پایین ببرید، از آنها بخواهید سریعتر یا آهستهتر پیش بروند، اما فرآیند انتخاب بازیگر بسیار مهم است. »
• 𝐖𝐞𝐬𝐭 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 (𝟏𝟗𝟔𝟏)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐑𝐨𝐛𝐞𝐫𝐭 𝐖𝐢𝐬𝐞
● به مناسبت زادروز « رابرت وایز »
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
• درباره نقش پیش تولید
« همانطور که همیشه گفتهام، پیشتولید بسیار مهم است. هنگامی که بازیگران را انتخاب میکنید، بخش زیادی از کار را انجام دادهاید. حالا، ممکن است لازم باشد کمی آنها را راهنمایی کنید، سرعتشان را بالا یا پایین ببرید، از آنها بخواهید سریعتر یا آهستهتر پیش بروند، اما فرآیند انتخاب بازیگر بسیار مهم است. »
• 𝐖𝐞𝐬𝐭 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 (𝟏𝟗𝟔𝟏)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐑𝐨𝐛𝐞𝐫𝐭 𝐖𝐢𝐬𝐞
● به مناسبت زادروز « رابرت وایز »
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍7