Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
●  ولفگانگ اولریش:
  سلفی؛ بازگشتِ زندگی عمومی (۲)[آخر]
  مترجم ستاره نوتاج؛ انتشارات آبان


میمیک‌ها و ژست‌ها، به عنوان بیان تصویریِ شفاهی و طبیعی مبنا و مرجع هرگونه ارتباط بصری رسانه‌اند. ولی سلفی‌ها– و به بیان کلی‌تر تمام تصاویر بدن – در رسانه‌های اجتماعی جایگاهی متمایز دارند، زیرا همچنان زبان بصری طبیعی را تحت شرایط فنی امتداد می‌دهند. سلفی‌ها تجلی آرزوی بشرند برای برقراری ارتباطی هرچه فراگیرتر با دیگران، حتی ورای مواجهات واقعی.

در آغاز، سلفی‌ها صرفاً جانشینی بوده‌اند برای عدم امکان صحبت زنده با دیگران و دیدن همزمان آنها. و، هرچند اکنون افراد بیش از پیش در قالب تماس تصویری زنده در رسانه‌های اجتماعی ارتباط برقرار می‌کنند، این به‌معنای کاهش اهمیت سلفی نیست. هر چه باشد این فرصت وجود دارد که با فیلترها استیکرها و دیگر المان‌ها و افکت‌ها تصویر زنده را به صورت زنده چنان تغییر داد که خصیصه‌های بیانی چهره، که با میمیک‌ها و ژست‌ها پدید می‌آیند، تشدید شوند. (در واقع) بیان اغراق آمیز می‌شود، به لحاظ معناشناختی غلیظ یا پرمایه می‌شود یا حتی به نحوی متناقض می‌شکند. در هر صورت، تغییر می‌کند و به مصنوعی صرف بدل می‌شود.


▫️ ¦ #Basics
🌀 ¦ @Perspective_7
👍7
• زمانی جان کاساوتیس کارگردان/بازیگر مستقل آمریکایی تبار، با تأمل در مورد سهم بسزای کاپرا در سینما و فرهنگ عامه به طعنه گفت:


« شاید واقعاً آمریکایی وجود نداشت، فقط فرانک کاپرا وجود داشت. چون فیلم‌های کاپرا صرف یک فیلم نبودند. آثار فرانک کاپرا، نامه‌های عاشقانه‌ی او به یک آمریکای ایده‌آل بودند. چشم‌اندازی سینمایی که خودش اختراع کرده بود. اجراهایی که بازیگران فرانک کاپرا ارائه می‌دادند، تصاویر ثابتی از شخصیت‌هایی بودند که به تصاویر قابل تشخیص فرهنگ عامه تبدیل شده بودند. چنانکه بازی هرکدام آن‌ها، سادگیِ جسورانه یک نماد از فرهنگ مردمی و عامه را دارا بود. »


👤| #Frank_Capra
👤| #John_Cassavetes
🌀| @Perspective_7
👍9
فرانک‌ کاپرا:
• درباب یادآوری‌هایی به انسان


« کسی باید مدام به انسان یادآوری کند که او آزاد، الهی و قوی به دنیا آمده است. عزیز و شکست‌ناپذیر در برابر سرنوشت، جامعه یا خود جهنم؛ و اینکه او فرزند خداست، وارث برابر همه نعمت‌های خداوند؛ و اینکه خوبی ثروت است، مهربانی قدرت است، و آزادی شکوه است. بالاتر از همه، هر انسانی با ظرفیتی درونی متولد می‌شود که او را تا جایی که تخیلش می‌تواند رویاپردازی یا تصور کند، می‌برد - البته به شرطی که آزاد باشد رویاپردازی و تصور کند. به همین علت باید کسی پیوسته به انسان یادآوری کند که دوست من، تو آمیزه‌ای الهی از دل و جرات و غبار ستارگان هستی. پس مقاومت کن ! اگر درهایی برای من باز شده‌اند، می‌توانند برای هر کسی باز شوند. »


• به بهانه سالمرگ استاد فرانک کاپرا
• عکسی از ستاره فرانک کاپرا در بلوار مشاهیر هالیوود.
• ستاره‌ای که بر روی زمین همیشه درخشان است تا با
آثارش برای ما حدیث انسانیت سراید.


👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
👍9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرانک‌کاپرا:
• درباره دوستی با مخاطب


« بهترین راه برای ایجاد دوستی با مخاطب، تتها خنداندن اوست. شما نمی‌توانید مردم را بخندانید مگر اینکه تسلیم شوند - از دفاع‌هایشان، از خصومت‌هایشان دست بردارند. و وقتی مخاطبی را می‌خندانید، او با شما همراه می‌شود. و اگر چیزی برای گفتن داشته باشید، به شما گوش می‌دهد. من یک نظریه دارم که اگر بتوانید او را به شکلی شریف بخندانید، او دوست شماست. »


• 𝐘𝐨𝐮 𝐂𝐚𝐧'𝐭 𝐓𝐚𝐤𝐞 𝐈𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐘𝐨𝐮 (𝟏𝟗𝟑𝟖)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐅𝐫𝐚𝐧𝐤 𝐂𝐚𝐩𝐫𝐚


👤| #Frank_Capra
🌀| @Perspective_7
👍12
• فرانک کاپرا سینماگری است که رویاهای زندگی آمریکایی را به بهترین شکل ممکن بر پرده نقره‌ای به تصویر کشید. وی بیشتر به خاطر کمدی‌های اجتماعی پراحساسش شهرت دارد؛ ولی در کارنامه ۴۰ ساله‌اش انواع فیلم‌ها را می‌توان یافت.

چنانکه در دوران طلایی هالیوود، «خیال‌پردازی‌های خیرخواهانه» فرانک کاپرا او را به یکی از دو یا سه کارگردان مشهور و موفق جهان تبدیل کرد. مورخ سینما، ایان فریر، خاطرنشان می‌کند که در زمان مرگش در سال ۱۹۹۱، میراث هنری او دست‌نخورده باقی ماند. ایان فریر درباره میراث مردمی و فرهنگی که آثار کاپرا از خود به جا گذاشته می‌گوید:

« کاپرا پیش از ابداع عبارت «سرگرمی» بیشتر خاطراتی خوش و حس خوب خلق کرده است و تأثیر او بر فرهنگ آمریکایی - از استیون اسپیلبرگ گرفته تا دیوید لینچ، و از سریال‌های آبکی تلویزیونی گرفته تا احساسات مربوط به کارت‌های تبریک - به سادگی عظیم و به وضوح بسیار آشکار است، که نمی‌توان آن را محاسبه کرد. »


︎ عکس فرانک کاپرا بر روی مجله تایم


👤| #Frank_Capra
🎥| #History_of_Cinema
🌀| @Perspective_7
👍8
اریک رومر:
• درباره بن‌مایه آثارش


« تمدن غرب محتوای فیلم‌های من را شکل می‌دهد، موضوعاتی را در اختیارم قرار می‌دهد که قبلاً استفاده نشده‌اند. از این رو فکر نمی‌کنم فیلم‌هایم «ادبی» باشند؛ آن‌ها بر اساس عادی‌ترین چیزهای زندگی ساخته شده‌اند. »



● امانوئل شوله و اریک رومر در پشت صحنه فیلم
«دوست‌پسرها و دوست‌دخترها» (۱۹۸۷)



🎬| #Behind_The_Scene
👤| #Éric_Rohmer
🌀| @Perspective_7
👍8
🎬 کارگاه «پدیدارشناسی و نقد سینما؛ نقد به‌مثابه‌ی امکان دیدن»


پدیدارشناسی به ما یاد می‌دهد که فیلم را نه فقط ببینیم، بلکه تجربه کنیم.


🌿 در این کارگاه شش‌جلسه‌ای، از پرسش «پدیدارشناسی چیست؟» آغاز می‌کنیم و قدم‌به‌قدم یاد می‌گیریم که چگونه فیلم‌ها معنا را در تجربه‌ی زیسته‌ی ما آشکار می‌کنند.


● نقد پدیدارشناسانه یعنی توصیف: ایستادن در برابر اثر و شنیدن زبان خاص آن، بدون آنکه اسیر تفسیرهای ازپیش‌ساخته شویم.
اینجا مخاطب و اثر در نقطه‌ای به هم می‌رسند که محل ظهور معناست.


● این کارگاه فرصتی است برای مکث، برای نوشتن تجربه‌ها، و برای دیدن دوباره‌ی جهان ــ چه در سینما و چه در زندگی روزمره.



شماره جهت ارتباط و هماهنگی :

09361440915
@bmarzbook
@Perspective_7
👍6
ورنر هرتسوگ:
• توصیه‌هایی به فیلمسازان جوان


« می‌توانم یک ضرب‌المثل هرتزوگی را پیشنهاد کنم؟ کسانی که مطالعه می‌کنند، صاحب دنیا هستند و کسانی که تلویزیون تماشا می‌کنند، آن را از دست می‌دهند. شما در حال پیاده‌روی، چیزهای بسیار بیشتری در مورد فیلمسازی یاد خواهید گرفت تا اینکه در کلاس درس سینما باشید. در طول سفرتان، بیشتر از پنج سال تحصیل در مدرسه فیلمسازی، در مورد آینده‌تان خواهید آموخت. تجربیات شما کاملاً در تضاد با دانش آکادمیک خواهد بود، زیرا دانشگاه مرگ سینماست. کاملاً در تضاد با شور و اشتیاق است؛ همانطور تلویزیون مرگ خلاقیت است. »


به مناسبت زادروز (۸۳) سالگی ورنر هرتسوگ
منتقدین به او لقب کافکای سینما را داده‌اند


👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
👍12
آکیرا کوروساوا:
• درباره فیلمنامه‌نویسی


« برای نوشتن و فیلمنامه‌نویسی، باید در وهله اول به مطالعه رمان‌ها و نمایشنامه‌های مشهور پرداخت. باید بررسی کرد و فهمید که چرا آن‌ها آثاری ارزشمند هستند. باید پی آن بود که احساسی که هنگام خواندن آن آثار به ما دست می‌دهد، ناشی از چیست؟ نویسنده باید چه میزان شور و عشق به کارش داشته باشد. برای ارائه تصویر شخصیت‌ها و رویدادها به چه میزان دقت و وسواس نیاز است. مطالعه باید عمیق و همه جانبه باشد، تا بتوان به تمام این سؤال‌ها پاسخ گفت. فیلم‌های بزرگ سینما را هم باید دید. فیلمنامه‌های معتبر و مشهور را هم باید خواند و با تئوری‌های سینمایی سینماگران بزرگ باید آشنا شد. اگر هدف کارگردان شدن است، باید در فیلمنامه‌نویسی به مهارت و چیرگی دست یافت. چرا که بهترین کارگردانان، بهترین فیلمنامه‌نویسان هستند. »


سالمرگ حماسه‌سرای سینما؛ آکیرا کوروساوا


👤¦ #Akira_Kurosawa
🌀¦ @Perspective_7
👍14
فردریش نیچه:
• حکمت شادان

« برای مبارزه با بیماری خاص مردان، یعنی...
تحقیر خویشتن، مطمئن‌ترین درمان آن است
که زنی باهوش آنان را دوست بدارد. »



لئو تولستوی:
• جنگ و صلح

« هیچ چیز برای یک مرد جوان به اندازه
همراهی زنان باهوش ضروری نیست. »


• 𝐃𝐞𝐬𝐢𝐠𝐧 𝐅𝐨𝐫 𝐋𝐢𝐯𝐢𝐧𝐠 (𝟏𝟗𝟑𝟑)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐄𝐫𝐧𝐞𝐬𝐭 𝐋𝐮𝐛𝐢𝐭𝐬𝐜𝐡


▫️| #Basics
👤| #Ernst_Lubitsch
🌀| @Perspective_7
👍10
جملاتی از لئو تولستوی:
رمان‌نویس، منتقد، روزنامه‌نگار


• اگر می‌خواهی شاد باشی...
فقط سعی کن خدا را راضی کنی، نه مردم را.

• انسان مانند کسری است که صورت آن، خودِ اوست و مخرج آن، تصور او از خودش. هر چه مخرج بزرگتر باشد، کسر کوچکتر است.

• چیزی در روح انسان وجود دارد که زنده خواهد ماند و غالب خواهد شد، نوری کوچک و درخشان در قلب انسان می‌سوزد که هر چقدر هم دنیا تاریک شود، خاموش نخواهد شد.

• اشتباه، به این دلیل که اکثریت در آن شریک
هستند، از اشتباه بودنش دست نمی‌کشد.

• صبر، انتظار کشیدن است. نه انتظار منفعلانه. این تنبلی است. بلکه ادامه دادن به راه، زمانی که مسیر سخت و کند است - این صبر است. دو جنگجوی قدرتمند، صبر و زمان هستند.

• بدون دانستن اینکه من چیستم
و چرا اینجا هستم، زندگی غیرممکن است.

• اگر از کارتان لذت نمی‌برید،
یا باید نگرش‌تان را تغییر دهید...
یا شغل‌تان را عوض کنید.



▪️به مناسبت زادروز جناب "لئو تولستوی"
▪️از قله‌های رفیع ادبیات روسیه و جهان


💬| #Quote
👤| #Leo_Tolstoy
🌀| @Perspective_7
👍10👎1
لئو تولستوی:
• درباره محمد (ص)


« محمد؛ همیشه بالاتر از مسیحیت ایستاده است. او خدا را به عنوان یک انسان نمی‌بیند و هرگز خود را با خدا برابر نمی‌داند. مسلمانان چیزی جز خدا را نمی‌پرستند و محمد پیامبر اوست. هیچ راز و رمزی در آن وجود ندارد. »


︎ به مناسبت میلاد پیامبر اسلام


👤| #Leo_Tolstoy
🌀| @Perspective_7
👍16👎6
استنلی کوبریک:
• نظر او درباره منتقدان آثارش


« از همان ابتدا، تمام آثار من منتقدان را به دو دسته تقسیم کرده‌اند. برخی آنها را فوق‌العاده می‌دانستند و برخی دیگر نکات مثبت بسیار کمی برای گفتن داشتند. اما نظرات منتقدان بعدی همیشه منجر به تغییر بسیار قابل توجه به سمت نظرات مثبت شده است. در یک مورد، همان منتقدی که در ابتدا فیلم را تحسین کرده بود، چند سال بعد آن را در فهرست بهترین‌های تمام دوران قرار داد. اما، ماندگارترین و در نهایت مهم‌ترین اعتبار یک فیلم بر اساس نقدها نیست، بلکه بر اساس آنچه مردم در طول سال‌ها درباره آن می‌گویند، اگر اصلاً چیزی بگویند، و میزان علاقه‌ای است که به آن دارند. »



👤| #Stanley_Kubrick
🌀| @Perspective_7
👍7👎1
| ابژه درحال تعریف شدن است (۱)
| نویسنده: ماریا جوزه کنترراس لورنزینی



مهمترین مشکلی که امروزه مطالعات اجرا با آن مواجه است، به تعیین حدود و مرزهای مطالعاتی آن بر می‌گردد. اینکه آیا باید برای مطالعات اجرا محدوديتي انضباطی در نظر گرفت؟ شکنر در نوشته‌های مختلف خود بر عدم امکان تعريف دقيق محدوده مطالعاتی این رشته بسیار سخن رانده است:

اما بر خلاف رشته‌های آکادمیک سنتی، مطالعات اجرا موضوعات و روش‌های خود را در چارچوب یک نظام واحد صورت بندی نمی‌کند. [...] کسانی که در این حوزه کار می‌کنند در برابر ایجاد مجموعه‌ای از دانش معین و یا روش‌شناسی جدید اما مشخص - همانند آنچه کیهان‌شناسان با استناد به تئوری همه چیز به دنبال آن هستند - مقاومت می‌کنند.

ریچارد شکنر در ادامه این نوشتار دلایل ایدئولوژیک خود را برای اجتناب از آنچه به گفته او رذیله‌ی امپریالیستی است، بیان می‌دارد. در نگاه شکنر این رذیله در تلاش است تا دیدگاه‌های اندیشمندان و محققان مختلف را در یک الگوی واحد متحد گرداند.

او ذکر می‌کند که مطالعات اجرا با هر نظام دانشی و واحد مخالف است. تلاش برای ساختن چنین سیستمی از نظر شکنر به معنای نادیده انگاشتن ماهیت سیال و بعضا متضاد این حوزه تحقیقاتی است. صدالبته که من بااین دیدگاه شکنر مخالفم. اجازه ظهور صداها و دیدگاه‌های مختلف بدون شک روشی هوشمندانه و روبه آینده است، اما در نهایت ما نمی‌‌توانیم در چنین چشم انداز متنوعی باقی بمانیم. چراکه ممکن است این گستردگی موجب از دست رفتن زمینه‌های رشته‌ایِ آن شود.

برای تعامل و گفت‌وگو با سایر رشته‌ها ضرورت دارد که محدودیت‌ها و زمینه فعالیت رشته خود را معین سازید. به گمانم که شکنر وحدت را با مفهوم توتالیتر اشتباه گرفته است. نگاه وحدت‌بخش الزاماً توتالیتری نیست.

وحدت آنگاه می‌تواند به توتالیتر تبدیل شود که به نوعی نگاهی از جزمیت غیر قابل انکار در آن رشد کرده باشد. سیالیتی که شکنر از آن سخن می‌گوید در فقدان یک تعریف از رشته مطالعات اجرا به وجد و وجود نخواهد آمد. این سیالیت از طریق تحقیق و مباحثه میان محققان این حوزه حاصل می‌شود.

در این میان نیکوتر است کـه بـه "ماروین کارلسن" یکی دیگر از نظریه‌پردازان مطالعات اجرا رجوع کنیم. او معترف است و تشریح می‌کند که ماهیت متضاد این حوزه‌ی پژوهشی با سخن شکنر از خــود ابــژه، و میــدان تحقیقی آن آغاز می‌شود. محدودیتی که خود ابژه آن را توضیح می‌دهد. به گفته‌ی کارلسن تعارض ذاتی در تعریف مطالعات اجرا به این معناست که حدس و فرض‌های مطروحه خود، عمیقاً نمایشی هستند.

همانند شکنر، کارلسن نیز از تعریف یک محدوده‌ی معین نظری که تمام چشم‌اندازهای مطالعاتی این رشته را در بر بگیرد، اجتناب می‌ورزد. از این منظر کارلسن و شکنر مانند یکدیگر عمل کرده‌اند. در همین راستا رجوع به «باربا کریشنابلات - گیمبلت» خالی از لطف نیست. از نظر او حوزه پژوهش با مکث روی کلمه‌ی پرفورمنس آغاز می‌شود. ما فهمی از اجرا داریم که حول آن یک رشته‌ی مطالعاتی ساخته شده است.

از نظر او «اجرا یک چادر بزرگ نیست که همه چیز زیر آن جمع شده باشد، بلکه مفهومی است که در پرتو بسیاری از کنش‌ها و فعالیت‌ها که مدام دچار تجدید نظر می‌شوند، به نظام‌مندی می‌رسند. »

برای او اصطلاح پرفورمنس یک مفهوم واکنشی است که نسبت به موقعیت و شکل انجام آن هر کنش از نو دچار مفهوم‌سازی می‌شود. از این منظر، مطالعات اجرا را می‌توان یک پسارشته تلقی کرد که به مفهوم‌سازی دوباره و به فرمول‌بندی مجدد هر رخدادی می‌پردازد که مورد مطالعه قرار داده است. چنین موضعی به نظر من بر موضع شکنر ارجحیت دارد، زیرا در رد وحدت انضباطی که مورد نیاز یک رشته‌ی مطالعاتی است، نمی‌کوشد.

از نظر شکنر مطالعه در خصوص پرفورمنس بایستی از مسیر انباشت داده و پراکندگی زمینه پیش برود و نه ایجاد مدل‌ها و الگوهای واحد. چنین نگاهی مستلزم داشتن یک روحیه‌ی استقرایی است. خب در این شکی نیست.


🔗 (ادامه دارد...)
📚 « بدن صحنه‌ای »
✍️ مترجم علی شمس

🎭 ¦ #About_Theatre
🌀 ¦ @Perspective_7
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رابرت وایز:
• درباره نقش پیش تولید


« همانطور که همیشه گفته‌ام، پیش‌تولید بسیار مهم است. هنگامی که بازیگران را انتخاب می‌کنید، بخش زیادی از کار را انجام داده‌اید. حالا، ممکن است لازم باشد کمی آن‌ها را راهنمایی کنید، سرعت‌شان را بالا یا پایین ببرید، از آنها بخواهید سریع‌تر یا آهسته‌تر پیش بروند، اما فرآیند انتخاب بازیگر بسیار مهم است. »


• 𝐖𝐞𝐬𝐭 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 (𝟏𝟗𝟔𝟏)
• 𝐃𝐢𝐫: 𝐑𝐨𝐛𝐞𝐫𝐭 𝐖𝐢𝐬𝐞


به مناسبت زادروز « رابرت وایز »


📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍7
| زیبایی‌شناسی عدسی‌ها و لنزها (۱)
| زیبایی‌شناسی عدسی عادی



تصاویری که عدسی‌های عادی ارائه می‌دهند به واقعیت فیزیکی و تناسبات موجود بین اجسام نزديك‌تر است. اگر فیلمی قرار است پرداخت واقع گرایانه‌ای داشته باشد، استفاده از عدسی عادی تأمین کننده نظر فیلمساز خواهد بود.

تصاویر عدسی عادی در بیننده يك نوع احساس تعادل ایجاد می‌کند. چنین قابلیتی می‌تواند در القای تعادل روحی قهرمان فیلم اگر ضرور باشد، مؤثر واقع شود، به ویژه زمانی که دوربین در تعقیب قهرمان است و یا از دید او به رویدادها نگاه می کند چرا که ریتم حرکت نه تند خواهد بود و نه کند، بلکه وضعیتی کاملا طبیعی خواهد داشت.

اگر بخواهیم بیننده بدون اندیشیدن به نقش واسطه دوربین مستقیماً با موضوع ارتباط برقرار کند یا به عبارتی برای حذف حضور دوربین عدسی عادی در کنار سایر تمهیدات می تواند یاری‌مان دهد. در فیلم‌های مستند ابعاد و ارتباط واقعی اجسام را می‌توان به كمك عدسی عادی به نمایش درآورد. بالاخره اگر اغراق نگفته باشیم عدسی عادی در بیننده تولید اعتماد می‌کند.

لنز نرمال، لنز نرمال لنزی است که فاصلهٔ کانونی آن به اندازه قطر فیلم یا سنسور دوربین باشد. لنز نرمال در دوربین‌های ۱۳۵ و فول فریم مترادف با ۵۰ میلی‌متر است. در دوربین‌های APS فاصله کانونی لنز نرمال حدود سی میلمتر در نظر گرفته می‌شود.


● عدسی‌های کوتاه

به عدسی‌هایی که فاصله کانونی آن‌ها از قطر قاب تصویر کمتر باشد عدسی‌های کوتاه می‌گویند.

اصطلاح کوتاه و یا واید‌-انگل معمولا برای تمام عدسی‌هایی که نسبت به عدسی‌های عادی فاصله کانونی کوتاه‌تر و زاویه دید بازتری دارند به کار می‌روند، ولی در تقسیم‌بندی دقیق‌تر به نامگذاری‌های زیر که بر حسب زاویه دید صورت گرفته است، بر می خوریم:

الف) عدسی‌های نیمه واید-انگل با زاویه دید بین ۶۰ تا ۷۶ درجه

ب) عدسی‌های واید-انگل معمولی با زاویه دید بین ۷۶ تا ۹۰ درجه.

ج) عدسی‌های واید-انگل حقیقی با زاویه دید بین ۹۰ تا ۱۱۰ درجه.

د) عدسی‌های فوق واید-انگل با زاویه بین ۱۱۰ تا ۲۲۰ درجه.

از نظر طرح و ساختمان عدسی‌های واید-انگل به دو نوع "متقارن" و "پس کانون" (یا تله فتو معکوس) تقسیم می‌شوند.



🔗 (ادامه دارد...)
📚 « عدسی در عکاسی و فیلمبرداری »
✍️ نویسنده: حسین جعفریان


📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍4
برایان دی‌پالما:
• درباره دانشکده‌های فیلمسازی


« مشکل واقعی دانشکده‌های فیلمسازی این است که مدرسان آنقدر از صنعت فیلمسازی دور هستند که به دانشجویان ایده‌ای از آنچه در حال رخ دادن است، نمی‌دهند. بزرگترین اشتباه نیز در فیلم‌های دانشجویی این است که معمولاً بازیگران خیلی بدی انتخاب می‌شوند، با دوستان و افرادی که کارگردان‌ها می‌شناسند. باید معکوس باشد. در واقع می‌توانید بسیاری از کارگردانی‌های بد را با بازی‌های خوب بپوشانید. »


︎ زادروز (۸۵) سالگی " برایان دی‌پالما "
︎ به او لقب « هیچکاک معاصر » را داده‌اند


👤| #Brian_De_Palma
🌀| @Perspective_7
👍9
وونگ کار-وای:
• درباره سینمای بین‌الملل


« چیزی که سینمای بین‌المللی را بسیار جالب می‌کند این است که هر سرزمینی حساسیت خاص خود را دارد. وقتی به یک فیلم هندی یا فرانسوی نگاه می‌کنید، طعم خاصی دارد. و اگر زبان متفاوت باشد، اگر فیلم موفق باشد، چیزی بسیار رایج و قابل فهم دارد. »


• 𝑪𝒉𝒖𝒏𝒈𝒌𝒊𝒏𝒈 𝑬𝒙𝒑𝒓𝒆𝒔𝒔 (𝟏𝟗𝟗𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑾𝒐𝒏𝒈 𝑲𝒂𝒓-𝒘𝒂𝒊


👤| #Wong_Kar_wai
🌀| @Perspective_7
👍8
︎ اولین فیلم پرفروش سینمای ایران
︎ به مناسبت روز ملی سینما؛ ۲۱ شهریور



• گنج قارون؛ اثر سیامک یاسمی، نخستین فیلم سینمای ایران است که به فروش میلیونی رسیده است. به نوشته جمال امید، بیش از دو میلیون و پانصد هزار تومان به اضافه یک میلیون تومان در نمایش دوم آن فروش رفته است. یعنی یک‌سوم جمعیت تهران به تماشای فیلم نشسته‌اند. تقی ظهوری در مرور خاطراتش در (ستاره سینما، شماره ۹۰۲، سال ۱۳۵۴) می‌گوید: «دستمزد هنرمندان این فیلم خیلی جالب بود. آن موقع فروزان ۱۵ هزار تومان، آرمان ۳۰ هزار تومان، و من دوازده هزار تومان دستمزد می‌گرفتیم. پس از اینکه فیلمبرداری... تمام شد، وقتی فیلم را در استودیو دیدیم، همه ناامید بودند و می‌گفتند که این آش‌شله قلم‌کار چیست؟ و خیلی ها معتقد بودند که این فیلم نمی فروشد. حتی فردین و آرمان که پنج درصد از فیلم سهیم بودند، حاضر شدند سهم خود را به مبلغ بیست هزار تومان بفروشند، اما هیچکس حاضر نشد سهم آنها را بخرد. تنها سیامک یاسمی بود که همیشه فروش فیلم‌ها را از قبل پیش‌بینی می‌کرد می‌گفت گنج قارون ۴۵۰ هزار تومان می‌فروشد. در حالی‌که فروش آثار آن زمان بالاتر از ۳۰۰ هزار تومان نمی‌رفت. فیلم را در پنج سینما اکران کردند. همه منتظر بودند که ببینند این فیلم چطور می‌فروشد. اما از بد حادثه سه روز اول این فیلم خیلی بد فروخت. بطوری که پیچید بعد از یک هفته فیلم را از اکران بردارند، اما ناگهان اتفاق عجیبی افتاد، شب چهارم فروش این فیلم بالا رفت و شب پنجم بیشتر شد و شب‌های بعد فروش فوق‌العاده‌ای کرد. بطوری که بعد از ده هفته باز هم جلوی سینماها صف بسته می‌شد. فروش فیلم به ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده بود. «فیلم و هنر» نوروز (۱۳۴۵) با اشاره به این که شاهپور غلام‌رضا (برادر شاه) در دهمین هفته نمایش فیلم به تماشای آن رفته، گنج قارون را «پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران» تشخیص داده است.


• گنج قارون (۱۳۴۴)
• کارگردان: سیامک یاسمی



🎥| #History_of_Cinema
🌀| @Perspective_7
👍7
کلود شابرول:
• درباره اهداف فیلمسازی


« شما فیلمی می‌سازید که حواس مردم را پرت کند، آنها را علاقه‌مند کند، شاید آنها را به فکر وادارد، و یا به آن‌ها کمک کند کمتر ساده‌لوح باشند، و یا شاید کمی بهتر از آنچه بودند، شوند. سینما چنین است، مشاهده‌ی فردی عمیقاً احمق می‌تواند بسیار آموزنده باشد، و به همین دلیل است که هرگز نباید نسبت به او احساس تحقیر کنیم. »



به بهانه درگذشت جناب " کلود شابرول "


👤| #Claude_Chabrol
🌀| @Perspective_7
👍9