Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر ایران (۲) ▪️هنر دوران اسلامی ● دوران اسلامی در فلزکاری، ابتدا، سنتهای پیشینی تقریباً بطور کامل برقرار بودند؛ چنانکه غالباً تشخیص ظروف متعلق به قرون اولیه هجری از ظرفهای ساسانی مشکل است، ولی از سده دوازدهم/ششم هجری، اسلوب جاگذاری قطعات طلا…
▪️هنر ایران (۳)
▪️هنر دوران اسلامی
• خوشنویسی؛ معماری و صنعتگری
این اصطلاح بر ویژگیهای هنر مبتنی بر دین اسلام دلالت دارد، ولی لزومــا معـرف تـمـامـی پـدیـدههـای هنری مسلمانان نیست. هنر اسلامی در این معنا، محصول تمدنی است که طی چندین قرن در قلمرو وسیع اسلام - از هند تا اسپانیا - شکوفا بود و سنتهای هنری پایداری نیز به بار آورد.
هنر اسلامی دارای ماهیت دینی و معنوی است که نه فقط در بارزترین مظهر آن، یعنی معماری مسجد، بلکه همچنین در عرصههای خوشنویسی، هنر تزیینی و هنر تصویری نمایان شده است. با اینحال، هنر اسلامی بیش از آنکه حاوی صور و موضوعات مذهبی باشد، تبلور روح ایمان توحیدی مسلمانان است در قالبی انتزاعی.
مسلمانان الگوهای اساسی هنرشان را در هر دوره و با هر وسیله هنری ممکن برای مقاصد دنیوی نیز به کار گرفتهاند. دستاوردهای هنری آنان هم از تنوع بسیار و هم از وحدت بینشی و زیباییشناختی بسیاری برخوردار است ولی در درون مرزهای جهان اسلام فرهنگهایی چون اسپانیایی، اسلامی، گورکانیِ هند، ترکی عثمانی و غیره نیز پدید شدند که اگرچه همگی به آرمانی یگانه وفادار بودند، هر کدام خصوصیاتی متمایز از همسایگان و اسلاف خود کسب کردند. بنابراین، سنتهای هنری اسلام با آنکه همگن و یکدست هستند برخی تفاوتهای محلی و منطقهای نیز از خود نشاندادهاند.
• خوشنویسی؛ والاترین هنر اسلامی به شمار میآید زیرا وسیلهای برای تجسم کلام وحی است. و به هنرهای دیگر صورت و معنای زیبا میبخشد. نقوش اسلیمی یا هندسی حتی بیش از خط زیبا برای آرایش سطوح اشیای مختلف - از سفالینهها و ظروف فلزی گرفته تا دیوارههای مساجد بزرگ - کاربرد داشتهاند. صور حیوانی و انسانی نیز آمیخته با عناصر تزیینی و به شیوه چکیدهنگاری بر صفحه کتابها و قالبها و بر روی اشیای کوچک و بزرگ ظاهر شدهاند. اما مجسمه همه جانبی، پدیدهای بسیار نادر در سراسر هنر اسلامی است. به طور کلی اگر هنرمند مسلمان موجود زندهای را به صورت سه بعدی مجسم نماید رویه مجسمه را با انواع نقوش میپوشاند؛ و اگر تصویری دو بعدی بیافریند، آن را بهطریقی تابع طرح کلی تزیینی میکند.
در سازماندهی عناصر قواعد معینی به کار گرفته میشود. هنرمند مسلمان در ترکیببندی کار خود به هیچ عنصری بیش از حد مطلوب اهمیت نمیدهد. بدینسان لذت بصری از تاثیر عمومی عناصر حاصل میآید و نه از جزئیات خاص. در حقیقت، کیفیت انتظام کلی طرح است که حس هماهنگی را در بیننده بر میانگیزد. طراح با وسواس زیاد تمامی سطح را با نقشها میپوشاند و برای اجتناب از آشفتگی ناشی از ازدحام عناصر اصل تقارن را به کار میگیرد. قرینهسازی به او امکان میدهد که اجزای متناظر را به حالت تعادل درآورد. کاربست آگاهانه این اصول که همواره با مهارت فنی توام است آرامشی چشمگیر در طرحهای پیچیده و سرشار از رنگ ایجاد میکند.
هنرمند مسلمان، شیفتگی به نور و رنگ و شعور هماهنگ کردن رنگها را همه جا در کار خود آشکار میسازد. جلوۀ نقوش حجاری و گچبری در تباین نور و سایه دو چندان میگردد. رنگ و جلای کاشیهای مناره و گنبد و دیوار چشم را مینوازد. فامهای درخشان و لعاب سفالینهها در دیگر هنرهای جهان بینظیرند. رنگبندی قالبها و منسوجات و تذهیب کتابها نیز از کیفیتی عالی برخوردارند. ولی شاید غنیترین هماهنگی رنگی را بتوان در نگارگری ایرانی دید؛ جایی که کارکردهای تزیینی و بیانی رنگها به هم میآمیزند.
• در صناعت؛ صنعتگر مسلمان مصالحی معمولی، بدون تکلف و حتی گاه کم دوام بـه کـار مـیبــرد و در کرانههای مدیترانه، سنت پیشین کار با سنگ ادامه پیدا کرد. ولی در نواحی شـرقـی بـه سـبب کمیابی سنگ، کاربرد آجر رواج بیشتری داشت. بهطور کلی حجاری و گچبری و کاشیکاری در تزیین بناها متداول بودند. موادی چون طلا و نقره و سنگهای قیمتی به ندرت در هنرهای تزیینی مورد استفاده قرار میگرفتند. (شاید بتوان گفت که صنعتگر مسلمان بنابر اعتقادی که در پرهیز از تجمل دنیوی داشت سفالینههای لعابدار درخشان را جایگزین ظرفهای زرین و سیمین ادوار گذشته کرده بود).
از اینرو اشیای پرمصرفی چون لوازم منزل عمدتاً مفرغی و برنجی بودند. سطح سفالینهها غالباً با لعابهایی به رنگهای فیروزهای، لاجوردی، آبی، قرمز، زرد و سبز پوشانیده میشد. لعاب کاشیها نیز تقریباً چنین تنوعی را داشت. با این حال سفید، آبی و طلایی، متداولترین رنگها در انواع هنر اسلامی بودهاند.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️ نویسنده: فرهاد گشایش
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر دوران اسلامی
• خوشنویسی؛ معماری و صنعتگری
این اصطلاح بر ویژگیهای هنر مبتنی بر دین اسلام دلالت دارد، ولی لزومــا معـرف تـمـامـی پـدیـدههـای هنری مسلمانان نیست. هنر اسلامی در این معنا، محصول تمدنی است که طی چندین قرن در قلمرو وسیع اسلام - از هند تا اسپانیا - شکوفا بود و سنتهای هنری پایداری نیز به بار آورد.
هنر اسلامی دارای ماهیت دینی و معنوی است که نه فقط در بارزترین مظهر آن، یعنی معماری مسجد، بلکه همچنین در عرصههای خوشنویسی، هنر تزیینی و هنر تصویری نمایان شده است. با اینحال، هنر اسلامی بیش از آنکه حاوی صور و موضوعات مذهبی باشد، تبلور روح ایمان توحیدی مسلمانان است در قالبی انتزاعی.
مسلمانان الگوهای اساسی هنرشان را در هر دوره و با هر وسیله هنری ممکن برای مقاصد دنیوی نیز به کار گرفتهاند. دستاوردهای هنری آنان هم از تنوع بسیار و هم از وحدت بینشی و زیباییشناختی بسیاری برخوردار است ولی در درون مرزهای جهان اسلام فرهنگهایی چون اسپانیایی، اسلامی، گورکانیِ هند، ترکی عثمانی و غیره نیز پدید شدند که اگرچه همگی به آرمانی یگانه وفادار بودند، هر کدام خصوصیاتی متمایز از همسایگان و اسلاف خود کسب کردند. بنابراین، سنتهای هنری اسلام با آنکه همگن و یکدست هستند برخی تفاوتهای محلی و منطقهای نیز از خود نشاندادهاند.
• خوشنویسی؛ والاترین هنر اسلامی به شمار میآید زیرا وسیلهای برای تجسم کلام وحی است. و به هنرهای دیگر صورت و معنای زیبا میبخشد. نقوش اسلیمی یا هندسی حتی بیش از خط زیبا برای آرایش سطوح اشیای مختلف - از سفالینهها و ظروف فلزی گرفته تا دیوارههای مساجد بزرگ - کاربرد داشتهاند. صور حیوانی و انسانی نیز آمیخته با عناصر تزیینی و به شیوه چکیدهنگاری بر صفحه کتابها و قالبها و بر روی اشیای کوچک و بزرگ ظاهر شدهاند. اما مجسمه همه جانبی، پدیدهای بسیار نادر در سراسر هنر اسلامی است. به طور کلی اگر هنرمند مسلمان موجود زندهای را به صورت سه بعدی مجسم نماید رویه مجسمه را با انواع نقوش میپوشاند؛ و اگر تصویری دو بعدی بیافریند، آن را بهطریقی تابع طرح کلی تزیینی میکند.
در سازماندهی عناصر قواعد معینی به کار گرفته میشود. هنرمند مسلمان در ترکیببندی کار خود به هیچ عنصری بیش از حد مطلوب اهمیت نمیدهد. بدینسان لذت بصری از تاثیر عمومی عناصر حاصل میآید و نه از جزئیات خاص. در حقیقت، کیفیت انتظام کلی طرح است که حس هماهنگی را در بیننده بر میانگیزد. طراح با وسواس زیاد تمامی سطح را با نقشها میپوشاند و برای اجتناب از آشفتگی ناشی از ازدحام عناصر اصل تقارن را به کار میگیرد. قرینهسازی به او امکان میدهد که اجزای متناظر را به حالت تعادل درآورد. کاربست آگاهانه این اصول که همواره با مهارت فنی توام است آرامشی چشمگیر در طرحهای پیچیده و سرشار از رنگ ایجاد میکند.
هنرمند مسلمان، شیفتگی به نور و رنگ و شعور هماهنگ کردن رنگها را همه جا در کار خود آشکار میسازد. جلوۀ نقوش حجاری و گچبری در تباین نور و سایه دو چندان میگردد. رنگ و جلای کاشیهای مناره و گنبد و دیوار چشم را مینوازد. فامهای درخشان و لعاب سفالینهها در دیگر هنرهای جهان بینظیرند. رنگبندی قالبها و منسوجات و تذهیب کتابها نیز از کیفیتی عالی برخوردارند. ولی شاید غنیترین هماهنگی رنگی را بتوان در نگارگری ایرانی دید؛ جایی که کارکردهای تزیینی و بیانی رنگها به هم میآمیزند.
• در صناعت؛ صنعتگر مسلمان مصالحی معمولی، بدون تکلف و حتی گاه کم دوام بـه کـار مـیبــرد و در کرانههای مدیترانه، سنت پیشین کار با سنگ ادامه پیدا کرد. ولی در نواحی شـرقـی بـه سـبب کمیابی سنگ، کاربرد آجر رواج بیشتری داشت. بهطور کلی حجاری و گچبری و کاشیکاری در تزیین بناها متداول بودند. موادی چون طلا و نقره و سنگهای قیمتی به ندرت در هنرهای تزیینی مورد استفاده قرار میگرفتند. (شاید بتوان گفت که صنعتگر مسلمان بنابر اعتقادی که در پرهیز از تجمل دنیوی داشت سفالینههای لعابدار درخشان را جایگزین ظرفهای زرین و سیمین ادوار گذشته کرده بود).
از اینرو اشیای پرمصرفی چون لوازم منزل عمدتاً مفرغی و برنجی بودند. سطح سفالینهها غالباً با لعابهایی به رنگهای فیروزهای، لاجوردی، آبی، قرمز، زرد و سبز پوشانیده میشد. لعاب کاشیها نیز تقریباً چنین تنوعی را داشت. با این حال سفید، آبی و طلایی، متداولترین رنگها در انواع هنر اسلامی بودهاند.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️ نویسنده: فرهاد گشایش
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍5
ویلهلم فریدریش هگل:
• درباره اسطورهشناسی جدید
• درسگفتارهای زیباییشناسی
« ما باید یک اسطورهشناسی جدید داشته باشیم، و این اسطورهشناسی باید در خدمت ایدهها قرار گیرد، باید به اسطورهشناسی خرد تبدیل شود. اسطورهشناسی باید فلسفی شود تا مردم عقلانی شوند و فلسفه باید اسطورهشناختی شود تا فیلسوفان بتوانند معقول شوند. اگر به ایدهها شکلی زیباشناختی، یعنی اسطورهشناختی، ندهیم، هیچ جذابیتی برای مردم نخواهند داشت. »
👤 | #Hegel
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
• درباره اسطورهشناسی جدید
• درسگفتارهای زیباییشناسی
« ما باید یک اسطورهشناسی جدید داشته باشیم، و این اسطورهشناسی باید در خدمت ایدهها قرار گیرد، باید به اسطورهشناسی خرد تبدیل شود. اسطورهشناسی باید فلسفی شود تا مردم عقلانی شوند و فلسفه باید اسطورهشناختی شود تا فیلسوفان بتوانند معقول شوند. اگر به ایدهها شکلی زیباشناختی، یعنی اسطورهشناختی، ندهیم، هیچ جذابیتی برای مردم نخواهند داشت. »
👤 | #Hegel
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍5
فردوسی: [با نساخ]
بگو این داستانها را من نساختم.
تنها میگویم و باز میگویم...
تا بدانند که روزگار با اینان آغاز نشده
و با اینان نیز پایان نگیرد.
بخوانند تا بدانند که توانگران را...
نیز توسن افسارگسستهی روزگار پشت نداد؛
آنها که بر تختِ بخت مینشتند،
رخت بر تختهی واپسین نهادند،
سر بر چهار خشتِ خاک، نه از خشم یاد
میآوردند نه بر موری فرمان میرانند !
بنگرید در خفتگان خاک که خاک در چشمِ بختِ بیدار میکنند !
دیباچهی نوین شاهنامه | بـهرام بیـضایی
📇| #ScreenWriting
👤| #Bahram_Beyzaie
🌀| @Perspective_7
بگو این داستانها را من نساختم.
تنها میگویم و باز میگویم...
تا بدانند که روزگار با اینان آغاز نشده
و با اینان نیز پایان نگیرد.
بخوانند تا بدانند که توانگران را...
نیز توسن افسارگسستهی روزگار پشت نداد؛
آنها که بر تختِ بخت مینشتند،
رخت بر تختهی واپسین نهادند،
سر بر چهار خشتِ خاک، نه از خشم یاد
میآوردند نه بر موری فرمان میرانند !
بنگرید در خفتگان خاک که خاک در چشمِ بختِ بیدار میکنند !
دیباچهی نوین شاهنامه | بـهرام بیـضایی
📇| #ScreenWriting
👤| #Bahram_Beyzaie
🌀| @Perspective_7
👍6
لحظاتی هستند
که بدن انسان در هر حالتی که باشد
روحش زانو زده است...
ویکتور هوگو | بینوایان
• 𝑾𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓 𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
▫️| #Basics
👤| #Victor_Hugo
👤| #Ingmar_Bergman
🌀| @Perspective_7
که بدن انسان در هر حالتی که باشد
روحش زانو زده است...
ویکتور هوگو | بینوایان
• 𝑾𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓 𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
▫️| #Basics
👤| #Victor_Hugo
👤| #Ingmar_Bergman
🌀| @Perspective_7
👍5
ژان پییر ملویل:
« ساختن یک فیلم یعنی...
بهبود زندگی؛ آن را به دلخواه خود تنظیم کردن؛
و بازیهای دوران کودکی را طولانیتر کردن. »
▪︎ زادروز جناب « ژان پییر ملویل »؛ بیستم اکتبر
👤¦#Jean_Pierre_Melville
🌀¦ @Perspective_7
« ساختن یک فیلم یعنی...
بهبود زندگی؛ آن را به دلخواه خود تنظیم کردن؛
و بازیهای دوران کودکی را طولانیتر کردن. »
▪︎ زادروز جناب « ژان پییر ملویل »؛ بیستم اکتبر
👤¦#Jean_Pierre_Melville
🌀¦ @Perspective_7
👍6
کاترین دنو:
• درباره برهنگی زنان
« من بهشدت آدم خجالتی هستم. هیچوقت نمیتوانم حتی جلوی کسی کیف کوچک دستیام را خالی کنم. بازی در صحنههای برهنه برایم خیلی طاقتفرساست. برای فیلم «زیبای روز»، در سختترین صحنهها، برای غلبه بر حجب و حیا مجبور شدم چند نوشیدنی قوی بنوشم. آدم همیشه باید به خودش کمک کند تا به جایی که باید برسد، برسد. امیدوارم به آنجا رسیده باشم، اما جهنم بود. من حتی در خانه خودم هم زیاد برهنه نمیشوم. فکر نمیکنم بازیگران زن زیادی باشند که صحنههای برهنه و عاشقانه فیزیکی خیلی صریح برایشان آسان باشد. یک دلیل ساده برای اکراه زنان وجود دارد. لباسها مثل بکارت جدید هستند، اما مهمتر از همه، زنان زیادی به بدن برهنه خود افتخار نمیکنند. »
▪️به مناسبت ۸۲ سالگی بانو « کاترین دنو »
• 𝑩𝒆𝒍𝒍𝒆 𝒅𝒆 𝑱𝒐𝒖𝒓 (𝟏𝟗𝟔𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑳𝒖𝒊𝒔 𝑩𝒖ñ𝒖𝒆𝒍
👤| #Catherine_Deneuve
🌀| @Perspective_7
• درباره برهنگی زنان
« من بهشدت آدم خجالتی هستم. هیچوقت نمیتوانم حتی جلوی کسی کیف کوچک دستیام را خالی کنم. بازی در صحنههای برهنه برایم خیلی طاقتفرساست. برای فیلم «زیبای روز»، در سختترین صحنهها، برای غلبه بر حجب و حیا مجبور شدم چند نوشیدنی قوی بنوشم. آدم همیشه باید به خودش کمک کند تا به جایی که باید برسد، برسد. امیدوارم به آنجا رسیده باشم، اما جهنم بود. من حتی در خانه خودم هم زیاد برهنه نمیشوم. فکر نمیکنم بازیگران زن زیادی باشند که صحنههای برهنه و عاشقانه فیزیکی خیلی صریح برایشان آسان باشد. یک دلیل ساده برای اکراه زنان وجود دارد. لباسها مثل بکارت جدید هستند، اما مهمتر از همه، زنان زیادی به بدن برهنه خود افتخار نمیکنند. »
▪️به مناسبت ۸۲ سالگی بانو « کاترین دنو »
• 𝑩𝒆𝒍𝒍𝒆 𝒅𝒆 𝑱𝒐𝒖𝒓 (𝟏𝟗𝟔𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑳𝒖𝒊𝒔 𝑩𝒖ñ𝒖𝒆𝒍
👤| #Catherine_Deneuve
🌀| @Perspective_7
👍10
پل سزان:
• درباره احساسات در هنر
« نقاشی از طبیعت کپی کردنِ شیء نیست؛ بلکه تحقق بخشیدن به احساسات خود است. و جذابترین چیز در مورد هنر، شخصیت خود آن هنرمند است. هنری که مبتنی بر احساس نباشد، اصلاً هنر نیست. این یعنی احساس اصل است؛ آغاز و پایان. هدف هنر و تکنیک آن - همه اینها در میانه قرار دارند. چرا که نبوغ، توانایی تجدید احساسات در تجربیات روزانه است و اثر هنری که با احساس آغاز نشده باشد، اصلا هنر نیست. »
• پل سزان را بسیاری پدر هنر مدرن مینامند. نوآوریهای او چه در شیوهٔ اجرای نقاشیها و چه در سبک، بُعدنمایی، ترکیببندی و رنگآمیزی آنها بر هنر سدهٔ بیستم تأثیر شگرفی گذاشت. پیکاسو ترکیببندیهای سطوح او را به شیوهٔ کوبیسم گسترش داد و ماتیس متأثر از نوع رنگآمیزی وی بود. از هر دو این نقاشان آمدهاست که «سزان پدر همهٔ ماست». وی در همه زندگی هنریاش کمسخن بود و از اینرو همواره در جمع هنرمندان بیگانه بهشمار میآمد از این رو وی در کهنسالی به شهرت رسید و مورد توجه قرار گرفت. امروز سالمرگ جناب سزان است.
🎨 Mont Sainte-Victoire with Large Pine (c.1887)
📚| #Art_History
👤| #Paul_Cézanne
🌀| @Perspective_7
• درباره احساسات در هنر
« نقاشی از طبیعت کپی کردنِ شیء نیست؛ بلکه تحقق بخشیدن به احساسات خود است. و جذابترین چیز در مورد هنر، شخصیت خود آن هنرمند است. هنری که مبتنی بر احساس نباشد، اصلاً هنر نیست. این یعنی احساس اصل است؛ آغاز و پایان. هدف هنر و تکنیک آن - همه اینها در میانه قرار دارند. چرا که نبوغ، توانایی تجدید احساسات در تجربیات روزانه است و اثر هنری که با احساس آغاز نشده باشد، اصلا هنر نیست. »
• پل سزان را بسیاری پدر هنر مدرن مینامند. نوآوریهای او چه در شیوهٔ اجرای نقاشیها و چه در سبک، بُعدنمایی، ترکیببندی و رنگآمیزی آنها بر هنر سدهٔ بیستم تأثیر شگرفی گذاشت. پیکاسو ترکیببندیهای سطوح او را به شیوهٔ کوبیسم گسترش داد و ماتیس متأثر از نوع رنگآمیزی وی بود. از هر دو این نقاشان آمدهاست که «سزان پدر همهٔ ماست». وی در همه زندگی هنریاش کمسخن بود و از اینرو همواره در جمع هنرمندان بیگانه بهشمار میآمد از این رو وی در کهنسالی به شهرت رسید و مورد توجه قرار گرفت. امروز سالمرگ جناب سزان است.
🎨 Mont Sainte-Victoire with Large Pine (c.1887)
📚| #Art_History
👤| #Paul_Cézanne
🌀| @Perspective_7
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاترین دنو:
• درباره زنان
« من واقعاً عاشق زنان هستم. بنظرم یک زن باید باهوش، جذاب، شوخ طبع و مهربان باشد. این همان ویژگیهایی است که من از یک مرد انتظار دارم. من فمینیست هستم، من از سنین خیلی پایین فمینیست بودم چون از خانوادهای زن هستم، بنابراین این گرایش در من طبیعی است. در طول سالها، درگیر آرمانهای مختلفی برای زنان بودهام. هرگز زن خطرناکی نبودم. من آن زن بلوندِ جذابی که بتواند شوهرت را از تو بگیرد، نیستم. همچنین نمیتوانم تصور کنم که با یک زن رابطه جنسی داشته باشم. من دوستی بسیار قویای با زنی دارم که مدتهاست او را میشناسم. حتی مدتی قبل از اینکه بفهمم او لزبین است، او را میشناختم، اما این موضوع هیچ چیزی را در مورد رابطه من با او تغییر نداد. ولی برای سایر مردم خیلی شهوانی و تحریکآمیز است که در مورد احساسات من نسبت به زنان کنجکاو باشند. »
👤| #Catherine_Deneuve
🌀| @Perspective_7
• درباره زنان
« من واقعاً عاشق زنان هستم. بنظرم یک زن باید باهوش، جذاب، شوخ طبع و مهربان باشد. این همان ویژگیهایی است که من از یک مرد انتظار دارم. من فمینیست هستم، من از سنین خیلی پایین فمینیست بودم چون از خانوادهای زن هستم، بنابراین این گرایش در من طبیعی است. در طول سالها، درگیر آرمانهای مختلفی برای زنان بودهام. هرگز زن خطرناکی نبودم. من آن زن بلوندِ جذابی که بتواند شوهرت را از تو بگیرد، نیستم. همچنین نمیتوانم تصور کنم که با یک زن رابطه جنسی داشته باشم. من دوستی بسیار قویای با زنی دارم که مدتهاست او را میشناسم. حتی مدتی قبل از اینکه بفهمم او لزبین است، او را میشناختم، اما این موضوع هیچ چیزی را در مورد رابطه من با او تغییر نداد. ولی برای سایر مردم خیلی شهوانی و تحریکآمیز است که در مورد احساسات من نسبت به زنان کنجکاو باشند. »
👤| #Catherine_Deneuve
🌀| @Perspective_7
👍8
● اصطلاح " آزادی مونتاژ " ؛ حد و نهایتی دارد. آزادی کامل به آشفتگی منجر میشود. این موضوع بستگی به فیلم و آنچه که نشان میدهد دارد. در مورد حرکت عادی از یک نقطه در صحنه به نقطهای دیگر تمام عمل را باید نشان دارد و «قطع/کات» ناگهانی مثلا از کنار در به کنار پنجره اثر مضحک و یا معجزهآسایی دارد. کارهای تجریدی مکانی در سینما ممکن نیست. در مورد زمان نیز همینطور است. باید به هنرپیشه برای رفتن از کنار در به سمت پنجره همان مقدار زمان را داد که در عالم واقع لازم است. همچنین در یک فیلم عادی مونتاژ این امکان را نمیدهد که یک حادثه واحد به شکلی واقعی دوبار در «نما» های پشت سرهم تکرار شود. اگر قرار باشد که فیلم یکبار در نمای متوسط و بار دیگر نمای درشت حرکت مردی را که اسلحه میکشد نشان بدهد به نظر تماشاچی این حرکت بیمعنی جلوه خواهد کرد.
📚 « هنر سینما »
✍️ نویسنده: رالف استیونسون
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
📚 « هنر سینما »
✍️ نویسنده: رالف استیونسون
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍4
ژان لوک گدار:
• درباره کار با حیوانات
« با شامپانزه بازی کردن مشکل است؟ نه نه. هرگز. از نظر احساسی هیچ فرقی نمیکند. از یک نظر مثل بازی کردن در مقابل پل نیومن است. فقط واکنش شامپانزه متفاوت است. »
• 𝑲𝒊𝒏𝒈 𝑳𝒆𝒂𝒓 (𝟏𝟗𝟖𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒆𝒂𝒏-𝑳𝒖𝒄 𝑮𝒐𝒅𝒂𝒓𝒅
👤| #Jean_luc_godard
🌀| @Perspective_7
• درباره کار با حیوانات
« با شامپانزه بازی کردن مشکل است؟ نه نه. هرگز. از نظر احساسی هیچ فرقی نمیکند. از یک نظر مثل بازی کردن در مقابل پل نیومن است. فقط واکنش شامپانزه متفاوت است. »
• 𝑲𝒊𝒏𝒈 𝑳𝒆𝒂𝒓 (𝟏𝟗𝟖𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒆𝒂𝒏-𝑳𝒖𝒄 𝑮𝒐𝒅𝒂𝒓𝒅
👤| #Jean_luc_godard
🌀| @Perspective_7
👍4👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
• ویدئویی از پشتصحنه ترمیناتور ۲ (۱۹۹۱)
• ترفندها، حقهها و شیوههای کارگردانی
• به همراه زیرنویس فارسی
• Terminator 2 (Behind the Scenes)
• Studio Binder
• 𝑻𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒂𝒕𝒐𝒓 𝟐: 𝑱𝒖𝒅𝒈𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑫𝒂𝒚 (𝟏𝟗𝟗𝟏)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑱𝒂𝒎𝒆𝒔 𝑪𝒂𝒎𝒆𝒓𝒐𝒏
🎬| #Behind_The_Scene
👤| #James_Cameron
🌀| @Perspective_7
• ترفندها، حقهها و شیوههای کارگردانی
• به همراه زیرنویس فارسی
• Terminator 2 (Behind the Scenes)
• Studio Binder
• 𝑻𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒂𝒕𝒐𝒓 𝟐: 𝑱𝒖𝒅𝒈𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑫𝒂𝒚 (𝟏𝟗𝟗𝟏)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑱𝒂𝒎𝒆𝒔 𝑪𝒂𝒎𝒆𝒓𝒐𝒏
🎬| #Behind_The_Scene
👤| #James_Cameron
🌀| @Perspective_7
👍3
Perspective | پرسپکتیو
▪️هنر ایران (۳) ▪️هنر دوران اسلامی • خوشنویسی؛ معماری و صنعتگری این اصطلاح بر ویژگیهای هنر مبتنی بر دین اسلام دلالت دارد، ولی لزومــا معـرف تـمـامـی پـدیـدههـای هنری مسلمانان نیست. هنر اسلامی در این معنا، محصول تمدنی است که طی چندین قرن در قلمرو وسیع…
▪️هنر ایران (۴)
▪️هنر دوران اسلامی
• موسیقی؛ مجسمهسازی و سفالگری
در بررسی تاریخی اشاره به این نکته لازم است که هنر اسلامی یکباره با ظهور اسلام، پدیدار نشده است. زیرا ساکنان شبهجزیره عربستان به خصوص قبایل بیابانگرد، سنت هنری خاصی نداشتند. ویژگیهای اساسی هنر اسلامی در حدود یک قرن پس از رحلت پیامبر، و در اواخر خلافت امویان (۴۱/۶۶۱ ق–۱۳۲/۷۵۰ق) شکل گرفتند. پیش از این هنری التقاطی تحت تاثیر سنتهای بیزانسی و ایرانی رخ نمود که حتی مظاهر شرکآمیز در آن اندک بود.
صنعتگران دوران اموی، بیشتر سوری، مصری و ایرانی بودند که براساس سنتهای خاص خود کار میکردند. نه فقط کوشکها و کاخهای ییلاقی امیران اموی یادآور بناهای رومی و ساسانی بودند بلکه در آرایش آنها از الگوهای نقاشی هلنیستی، مجسمهسازی ساسانی و قبطی (مصری) و موزاییک رومی استفاده میشد (مثلاً، دیوارنگاره های مکشوف در قُصَیر اِمرَه با صحنههای شکار، زنان عریان و درباریان، به روشنی سنت هلنیستی را نشان میدهد. و نیز در برخی نقاشیهای قصرالحیر، سنت هنر تصویری ایران باستان مشهود است)
با این حال ضرورت ساختن مسجد برای اجرای نماز جماعت به تدریج نوعی معماری را بهوجود آورد که پایههای هنر اسلامی در آن شکل گرفت. در واقع مسجد جامع اموی در دمشق، آغازی در تحول معماری اسلامی بود که بعداً با مسجد جامع قُرطبه (در اسپانیا) و مسجد جامع ابنطولون (مصر) مراحل کمال را پیمود. بدین سان هنر اسلامی تا سده دوم هجری خصوصیاتی را کسب کرد که تا قرنهای بعد پایدار ماند.
• موسیقی به معنی آواز یا اجرای موسیقی در عرصه عمومی یا محافل خصوصی در مناطق مختلف مسلماننشین است که شامل کشورهای عربی در منطقه مرکزی جهان اسلام و خاور میانه، شمال آفریقا، ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا میشود. از آنجایی که اسلام شامل چندین مذهب، قوم و ملیت است سبکهای موسیقایی مختلف بومی در مناطق مختلف شکل گرفتهاست.
برخی از نظریهپردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمردهاند اما برخی دیگر این نکته را شامل فقط برخی از انواع موسیقی میدانند. اغلب علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام میدانند. در مورد رقص بهویژه رقص بانوان نیز نظر غالب علما بر حرمت داشتن آن است. با این وجود گزارشهایی از رقص و آواز بانوان از سدههای اولیه اسلامی تاکنون در کلیه جوامع اسلامی موجود است.
• سفالگری و وسایل و محصولات مختلف از سفال و سرامیک در تمامی مناطق مسلماننشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اولیه، رنگ و طرحهای تزئینی همواره تولید میشدهاست؛ از این رو محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فراوردههای سایر نقاط است. بسیاری از نقوش تزئینی این سفالینهها از آثار برجسته هنری بهشمار میآیند. همچنین کاشیکاری به عنوان پوششی تزئینی برای ساختمانها بهویژه در ایران و آسیای مرکزی رشد شگرفی را تجربه کردهاست و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب میشوند. انواع مختلف خطوط خوشنویسی که در سفالگری و کاشیکاری مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از شامل کوفی، خط نسخ، ثلث، طغرا، ریحان، محقق، نستعلیق، خط سبحان.
• مجسمهسازی نیز در هنر اسلامی بسیار محدود و تقریباً ممنوع بود؛ با این وجود تقریباً در همه سرزمینها و دورانهای اسلامی به نمونههایی از آن برمیخوریم و انواعی از نقوش برجسته ارزشمند و شگرف بر روی کتیبههای آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی یا ساخته شده از عاج و مانند آن همواره اجرا شدهاست.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « هنر، معماری و فرهنگ اسلامی »
✍️ پژوهشگران: مریلین جنکینز؛ ریچارد اتینگهاوزن
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر دوران اسلامی
• موسیقی؛ مجسمهسازی و سفالگری
در بررسی تاریخی اشاره به این نکته لازم است که هنر اسلامی یکباره با ظهور اسلام، پدیدار نشده است. زیرا ساکنان شبهجزیره عربستان به خصوص قبایل بیابانگرد، سنت هنری خاصی نداشتند. ویژگیهای اساسی هنر اسلامی در حدود یک قرن پس از رحلت پیامبر، و در اواخر خلافت امویان (۴۱/۶۶۱ ق–۱۳۲/۷۵۰ق) شکل گرفتند. پیش از این هنری التقاطی تحت تاثیر سنتهای بیزانسی و ایرانی رخ نمود که حتی مظاهر شرکآمیز در آن اندک بود.
صنعتگران دوران اموی، بیشتر سوری، مصری و ایرانی بودند که براساس سنتهای خاص خود کار میکردند. نه فقط کوشکها و کاخهای ییلاقی امیران اموی یادآور بناهای رومی و ساسانی بودند بلکه در آرایش آنها از الگوهای نقاشی هلنیستی، مجسمهسازی ساسانی و قبطی (مصری) و موزاییک رومی استفاده میشد (مثلاً، دیوارنگاره های مکشوف در قُصَیر اِمرَه با صحنههای شکار، زنان عریان و درباریان، به روشنی سنت هلنیستی را نشان میدهد. و نیز در برخی نقاشیهای قصرالحیر، سنت هنر تصویری ایران باستان مشهود است)
با این حال ضرورت ساختن مسجد برای اجرای نماز جماعت به تدریج نوعی معماری را بهوجود آورد که پایههای هنر اسلامی در آن شکل گرفت. در واقع مسجد جامع اموی در دمشق، آغازی در تحول معماری اسلامی بود که بعداً با مسجد جامع قُرطبه (در اسپانیا) و مسجد جامع ابنطولون (مصر) مراحل کمال را پیمود. بدین سان هنر اسلامی تا سده دوم هجری خصوصیاتی را کسب کرد که تا قرنهای بعد پایدار ماند.
• موسیقی به معنی آواز یا اجرای موسیقی در عرصه عمومی یا محافل خصوصی در مناطق مختلف مسلماننشین است که شامل کشورهای عربی در منطقه مرکزی جهان اسلام و خاور میانه، شمال آفریقا، ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا میشود. از آنجایی که اسلام شامل چندین مذهب، قوم و ملیت است سبکهای موسیقایی مختلف بومی در مناطق مختلف شکل گرفتهاست.
برخی از نظریهپردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمردهاند اما برخی دیگر این نکته را شامل فقط برخی از انواع موسیقی میدانند. اغلب علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام میدانند. در مورد رقص بهویژه رقص بانوان نیز نظر غالب علما بر حرمت داشتن آن است. با این وجود گزارشهایی از رقص و آواز بانوان از سدههای اولیه اسلامی تاکنون در کلیه جوامع اسلامی موجود است.
• سفالگری و وسایل و محصولات مختلف از سفال و سرامیک در تمامی مناطق مسلماننشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اولیه، رنگ و طرحهای تزئینی همواره تولید میشدهاست؛ از این رو محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فراوردههای سایر نقاط است. بسیاری از نقوش تزئینی این سفالینهها از آثار برجسته هنری بهشمار میآیند. همچنین کاشیکاری به عنوان پوششی تزئینی برای ساختمانها بهویژه در ایران و آسیای مرکزی رشد شگرفی را تجربه کردهاست و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب میشوند. انواع مختلف خطوط خوشنویسی که در سفالگری و کاشیکاری مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از شامل کوفی، خط نسخ، ثلث، طغرا، ریحان، محقق، نستعلیق، خط سبحان.
• مجسمهسازی نیز در هنر اسلامی بسیار محدود و تقریباً ممنوع بود؛ با این وجود تقریباً در همه سرزمینها و دورانهای اسلامی به نمونههایی از آن برمیخوریم و انواعی از نقوش برجسته ارزشمند و شگرف بر روی کتیبههای آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی یا ساخته شده از عاج و مانند آن همواره اجرا شدهاست.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « هنر، معماری و فرهنگ اسلامی »
✍️ پژوهشگران: مریلین جنکینز؛ ریچارد اتینگهاوزن
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍3
ژان پییر ملویل:
• سکانس افتتاحیه ارتش سایهها
▪️اعضای حقیقی نهضت مقاومت فیلم را خیلی دوست داشتند، این طور نیست؟
▫️بله؛ نامههای زیبایی دریافت کردم و وقتی فیلم را در نمایش خصوصی به بیست شش عضو بالای نهضت مقاومت نشان دادم، توانستم شاهد تأثرشان باشم. آنها همه ژربیه، ژردی و فلیکس بودند. آنری فرنه به من گفت: « در دسامبر ۱۹۴۲، به عنوان رئیس جنبش مبارزه مجبور شدم به پاریس برگردم با وجودی که هیچ تمایل نداشتم شهر اشغال شده را ببینم. وقتی در ایستگاه مترو اتوال پیاده شدم، بالای سرم صدای پا شنیدم این صدای آهنگین خیلی تعجبم را برانگیخت. وقتی به شانزهلیزه رسیدم ارتش آلمان را دیدم که در سکوت رژه میرفتند. در یک لحظه سربازان مارش را شروع کردند؛ و شما این را در ابتدای فیلمتان بازسازی کردید؟! » میدانید برای صداگذاری این صحنه از صدای واقعی پای آلمانها استفاده کردم؟ تقلیدناپذیر است. فیلمبرداری یک رژه آلمانی در شانزهلیزه یک ایده جنونآمیز بود. حتی امروز باورم نمیشود که توانستم این نما را بگیرم. هیچکس قبل از من موفق به این کار نشده است. حتی وینسنت مینهلی برای چهار سوار آخرالزمان (۱۹۶۲) چرا که از زمان جنگ جهانی اول یک سنتی به وجود آمد که حتی حضور بازیگران را با یونیفورم آلمانی در شانزهلیزه ممنوع میکرد. یک آلمانی میخواست به هر قیمتی این نما را از من بخرد چون در آلمان فقط تصاویر سیاه و سفید از رژه دارند. برای گرفتن این نما که شاید گرانقیمتترین نما در تاریخ سینمای فرانسه باشد، بیست و پنج میلیون آب خورد. ابتدا به من خیابان لنا را دادند تا بتوانم چند بار تمرین کنیم. ساعت سه شب تمام رفت و آمدها متوقف شد، برای نورپردازی فقط چراغهای گازی روشن شدند و افراد یونیفرم پوشیده رژه رفتند. نمایشی رؤیایی بود. واگنرگونه. این در فیلم نیامد. قسم میخورم که منقلب شده بودم. بعد، ترسیدم. وقتی آنموقع در شانزهلیزه فیلمبرداری میکردم از خودم پرسیدم ساعت شش صبح چه پیش خواهد آمد. میدانید، در تمام نماهایی که در زندگیام گرفتهام دو نما هست که به آنها واقعاً افتخار میکنم. همین نماست و نمای دقیقه ۹ و ۳۸ ثانیه فیلم کلاه.
▪︎ ویدیو: سکانس افتتاحیه ارتشسایهها
▪︎ در مصاحبهای با روی نوگییرا (۱۹۷۳)
👤¦ #Jean_Pierre_Melville
🌀¦ @Perspective_7
• سکانس افتتاحیه ارتش سایهها
▪️اعضای حقیقی نهضت مقاومت فیلم را خیلی دوست داشتند، این طور نیست؟
▫️بله؛ نامههای زیبایی دریافت کردم و وقتی فیلم را در نمایش خصوصی به بیست شش عضو بالای نهضت مقاومت نشان دادم، توانستم شاهد تأثرشان باشم. آنها همه ژربیه، ژردی و فلیکس بودند. آنری فرنه به من گفت: « در دسامبر ۱۹۴۲، به عنوان رئیس جنبش مبارزه مجبور شدم به پاریس برگردم با وجودی که هیچ تمایل نداشتم شهر اشغال شده را ببینم. وقتی در ایستگاه مترو اتوال پیاده شدم، بالای سرم صدای پا شنیدم این صدای آهنگین خیلی تعجبم را برانگیخت. وقتی به شانزهلیزه رسیدم ارتش آلمان را دیدم که در سکوت رژه میرفتند. در یک لحظه سربازان مارش را شروع کردند؛ و شما این را در ابتدای فیلمتان بازسازی کردید؟! » میدانید برای صداگذاری این صحنه از صدای واقعی پای آلمانها استفاده کردم؟ تقلیدناپذیر است. فیلمبرداری یک رژه آلمانی در شانزهلیزه یک ایده جنونآمیز بود. حتی امروز باورم نمیشود که توانستم این نما را بگیرم. هیچکس قبل از من موفق به این کار نشده است. حتی وینسنت مینهلی برای چهار سوار آخرالزمان (۱۹۶۲) چرا که از زمان جنگ جهانی اول یک سنتی به وجود آمد که حتی حضور بازیگران را با یونیفورم آلمانی در شانزهلیزه ممنوع میکرد. یک آلمانی میخواست به هر قیمتی این نما را از من بخرد چون در آلمان فقط تصاویر سیاه و سفید از رژه دارند. برای گرفتن این نما که شاید گرانقیمتترین نما در تاریخ سینمای فرانسه باشد، بیست و پنج میلیون آب خورد. ابتدا به من خیابان لنا را دادند تا بتوانم چند بار تمرین کنیم. ساعت سه شب تمام رفت و آمدها متوقف شد، برای نورپردازی فقط چراغهای گازی روشن شدند و افراد یونیفرم پوشیده رژه رفتند. نمایشی رؤیایی بود. واگنرگونه. این در فیلم نیامد. قسم میخورم که منقلب شده بودم. بعد، ترسیدم. وقتی آنموقع در شانزهلیزه فیلمبرداری میکردم از خودم پرسیدم ساعت شش صبح چه پیش خواهد آمد. میدانید، در تمام نماهایی که در زندگیام گرفتهام دو نما هست که به آنها واقعاً افتخار میکنم. همین نماست و نمای دقیقه ۹ و ۳۸ ثانیه فیلم کلاه.
▪︎ ویدیو: سکانس افتتاحیه ارتشسایهها
▪︎ در مصاحبهای با روی نوگییرا (۱۹۷۳)
👤¦ #Jean_Pierre_Melville
🌀¦ @Perspective_7
Telegram
attach 📎
👍6
سیدنی لومت:
• درباره طولانی شدن فیلم
« طولانی بودن بیش از حد فیلم
یکی از مواردی است که اغلب منجر به
نابودی فیلم در اتاق تدوین میشود. »
👤| #Sidney_Lumet
🌀| @Perspective_7
• درباره طولانی شدن فیلم
« طولانی بودن بیش از حد فیلم
یکی از مواردی است که اغلب منجر به
نابودی فیلم در اتاق تدوین میشود. »
👤| #Sidney_Lumet
🌀| @Perspective_7
👍6
آرتور میلر:
• درباره وظیفه نویسنده
« به نظرم وظیفه نویسنده این است که به مردم آنچه را که انتخاب کردهاند فراموش کنند، یادآوری کند. من بعنوان یک نویسنده، همیشه معتقد بودهام که اگرچه کارم و خودم در هر دورهای که دربارهاش مینویسم، جای گرفتهام، اما واضح است که باید به بادهایی هم که در فرهنگ روز میوزند، حساس باشم. همیشه احساس کردهام که مسئله، پرداختن به مشکل به صورت انتزاعی نیست بلکه پرداختن به افرادی است که در آن مشکل گرفتارند. یعنی تأکید بر افراد مهمتر است. مطمئنم نویسندههایی هم هستند که بجای همدردی تاجرهای خوبی میشوند، اما من هیچوقت هیچیک از آنان را ندیدهام. در عوض نویسنده باید در مشکل، حاضر باشد؛ او هرگز نمیتواند در یک طرف آن باشد. او باید توسط مشکل به خطر بیفتد. نگرشهای خودش باید در آن آزمایش شود. بهترین اثری که هر کسی تا به حال نوشته، اثری است که همیشه در آستانهی شرمساری اوست. »
👤| #Arthur_Miller
🌀| @Perspective_7
• درباره وظیفه نویسنده
« به نظرم وظیفه نویسنده این است که به مردم آنچه را که انتخاب کردهاند فراموش کنند، یادآوری کند. من بعنوان یک نویسنده، همیشه معتقد بودهام که اگرچه کارم و خودم در هر دورهای که دربارهاش مینویسم، جای گرفتهام، اما واضح است که باید به بادهایی هم که در فرهنگ روز میوزند، حساس باشم. همیشه احساس کردهام که مسئله، پرداختن به مشکل به صورت انتزاعی نیست بلکه پرداختن به افرادی است که در آن مشکل گرفتارند. یعنی تأکید بر افراد مهمتر است. مطمئنم نویسندههایی هم هستند که بجای همدردی تاجرهای خوبی میشوند، اما من هیچوقت هیچیک از آنان را ندیدهام. در عوض نویسنده باید در مشکل، حاضر باشد؛ او هرگز نمیتواند در یک طرف آن باشد. او باید توسط مشکل به خطر بیفتد. نگرشهای خودش باید در آن آزمایش شود. بهترین اثری که هر کسی تا به حال نوشته، اثری است که همیشه در آستانهی شرمساری اوست. »
👤| #Arthur_Miller
🌀| @Perspective_7
👍3
▪︎ پروتاگونیست از نگاه لیندا آرنسون
▪︎ فیلمنامهنویسی در قرن ۲۱
• پروتاگونیست، کسی است که فیلم درباره اوست.
• فیلم، بنوعی داستانِ پروتاگونیست است.
• پروتاگونیست، بیشترین زمان ممکن در فیلم دیده میشود.
• پروتاگونیست، جذابترین شخصیت فیلم به شمار میرود.
• پروتاگونیست، کنش را پیش برده و تصمیمگیری با اوست.
• پروتاگونیست، منفعل و اهل واکنش نشان ندادن نیست. واکنش تمامیت او نیست، بلکه ممزوج با کنشمندی او در پیشبرد داستان و مواجهه با جهان اثر است.
• پروتاگونیست، زاویه دید عادی، فردی، متشخص و مشخص دارد.
• پروتاگونیست، کسیاست که درون ذهنش قرار داریم و با او همذاتپنداری میکنیم.
• پروتاگونیست نمیمیرد، مگر انتهای کار، بنابر ایجاب و التزام.
• پروتاگونیست، کسی است که دیگران زندگی اورا تحت فشار میگذارد و نیز او با کنشهایش، زندگی آنان را تحت فشار میگذارد.
• پروتاگونیست بطور همیشه در نقاط اوج، شخصیت مرکزی است.
• پروتاگونیست، کسی است که ساختار رایج سه پردهای را پشت سر گذاشته باشد.
• پروتاگونیست، خط کنش را مشخص نمیکند، مگر آنکه او از قبل شناسا و مشخص شده باشد.
📇| #ScreenWriting
🌀| @Perspective_7
▪︎ فیلمنامهنویسی در قرن ۲۱
• پروتاگونیست، کسی است که فیلم درباره اوست.
• فیلم، بنوعی داستانِ پروتاگونیست است.
• پروتاگونیست، بیشترین زمان ممکن در فیلم دیده میشود.
• پروتاگونیست، جذابترین شخصیت فیلم به شمار میرود.
• پروتاگونیست، کنش را پیش برده و تصمیمگیری با اوست.
• پروتاگونیست، منفعل و اهل واکنش نشان ندادن نیست. واکنش تمامیت او نیست، بلکه ممزوج با کنشمندی او در پیشبرد داستان و مواجهه با جهان اثر است.
• پروتاگونیست، زاویه دید عادی، فردی، متشخص و مشخص دارد.
• پروتاگونیست، کسیاست که درون ذهنش قرار داریم و با او همذاتپنداری میکنیم.
• پروتاگونیست نمیمیرد، مگر انتهای کار، بنابر ایجاب و التزام.
• پروتاگونیست، کسی است که دیگران زندگی اورا تحت فشار میگذارد و نیز او با کنشهایش، زندگی آنان را تحت فشار میگذارد.
• پروتاگونیست بطور همیشه در نقاط اوج، شخصیت مرکزی است.
• پروتاگونیست، کسی است که ساختار رایج سه پردهای را پشت سر گذاشته باشد.
• پروتاگونیست، خط کنش را مشخص نمیکند، مگر آنکه او از قبل شناسا و مشخص شده باشد.
📇| #ScreenWriting
🌀| @Perspective_7
👍5
متیو پری:
• درباره قوه شوخطبعی
«وقتی جوانتر بودم، از شوخطبعی بهعنوان ابزاری برای جلوگیری از جدی شدن بیش از حد با مردم استفاده میکردم - اگر مسائل عاطفی عمیقی در جریان بود، برای آرام کردن اوضاع شوخی میکردم، و وقتی حدود پانزده سالم بود فهمیدم که میتوان شغلی در خنداندن مردم پیدا کرد و میتوانی برای انجام این کار پول دربیاوری. این برای من دیوانهکننده بود. در رابطه با زنان هم همینطور. میگویند زنان مردی را دوست دارند که بتواند آنها را بخنداند، و من متوجه شدهام که اگر بتوانید در قرارهای اول و دوم، زنی را بخندانید، پس کارتان خوب است. اما در خصوص چندلر، باید بگویم او کسی است که همه فکر میکنند او با زنها خوب کنار میآید اما او زیادی فکر میکند و همیشه حرف اشتباه میزند. »
▪️به بهانه سالمرگ متیو پری؛ بازیگر فرندز
👤| #Matthew_Perry
🌀| @Perspective_7
• درباره قوه شوخطبعی
«وقتی جوانتر بودم، از شوخطبعی بهعنوان ابزاری برای جلوگیری از جدی شدن بیش از حد با مردم استفاده میکردم - اگر مسائل عاطفی عمیقی در جریان بود، برای آرام کردن اوضاع شوخی میکردم، و وقتی حدود پانزده سالم بود فهمیدم که میتوان شغلی در خنداندن مردم پیدا کرد و میتوانی برای انجام این کار پول دربیاوری. این برای من دیوانهکننده بود. در رابطه با زنان هم همینطور. میگویند زنان مردی را دوست دارند که بتواند آنها را بخنداند، و من متوجه شدهام که اگر بتوانید در قرارهای اول و دوم، زنی را بخندانید، پس کارتان خوب است. اما در خصوص چندلر، باید بگویم او کسی است که همه فکر میکنند او با زنها خوب کنار میآید اما او زیادی فکر میکند و همیشه حرف اشتباه میزند. »
▪️به بهانه سالمرگ متیو پری؛ بازیگر فرندز
👤| #Matthew_Perry
🌀| @Perspective_7
👍12
▪️درباب تجمع و پرخاشگری
لورنتز جدا از پیوندی که میان اجراهای حیوانی و انسانی میدهد، پیوندی میان پرخاشگری و تجمع نیز بر قرار میکند. بنا به گفته او، تاثیر بنیادی انجام رفتار پرخاشگرانه از لحاظ آیینی جدا ساختن افراد از یکدیگر نیست بلکه بهم پیوستن آنهاست. من درستی این مدعا را در پاپوآ گینهی نو و نیز در کارگاهها و تمرینهای آمادهسازی خودم که در آنها، آزاد ساختن «احساسات ناخوشایند» در حین تمرینها (آیینهای محلی) به تقویت پیوندهای مستحکم میان اعضای گروه مشارکتکننده منحرف میشد، به عین مشاهده کردم. لذا در دو سطح بهطور همزمان - سطح درام و سطح تئاتر - پرخاشگری و تجمع گروهی - اگر پرخاشگری در قالب آیین یا به مثابه آیین تعیّن یابد - اغلب پشتیبان یکدیگرند.
📚 « نظریه اجرا »
✍️ نویسنده: ریچارد شکنر
🎭¦ #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
لورنتز جدا از پیوندی که میان اجراهای حیوانی و انسانی میدهد، پیوندی میان پرخاشگری و تجمع نیز بر قرار میکند. بنا به گفته او، تاثیر بنیادی انجام رفتار پرخاشگرانه از لحاظ آیینی جدا ساختن افراد از یکدیگر نیست بلکه بهم پیوستن آنهاست. من درستی این مدعا را در پاپوآ گینهی نو و نیز در کارگاهها و تمرینهای آمادهسازی خودم که در آنها، آزاد ساختن «احساسات ناخوشایند» در حین تمرینها (آیینهای محلی) به تقویت پیوندهای مستحکم میان اعضای گروه مشارکتکننده منحرف میشد، به عین مشاهده کردم. لذا در دو سطح بهطور همزمان - سطح درام و سطح تئاتر - پرخاشگری و تجمع گروهی - اگر پرخاشگری در قالب آیین یا به مثابه آیین تعیّن یابد - اغلب پشتیبان یکدیگرند.
📚 « نظریه اجرا »
✍️ نویسنده: ریچارد شکنر
🎭¦ #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍4
کلود للوش:
• درباره فیلم خوب
« وقتی یک فیلم خوب است، تماشاگران احساس میکنند که خودشان بازیگر آن هستند. چیزی که من در فیلم دوست دارم تماشای فیلم نیست، بلکه زیستن با فیلم است. فیلمنامه با ذهن خودآگاه و موسیقی با ذهن ناخودآگاه صحبت میکند. ناخودآگاه ما به ما میگوید که ما جاودانه هستیم، اما خودآگاه ما به ما میگوید که فانی هستیم. موسیقی بخشی از ابدیت است. اگر خدا وجود داشته باشد، او آهنگساز است. »
▪︎ زادروز ۸۸ سالگی کلود باراک جوزف للوش
• کلود للوش به خاطر فیلم ملودرام عاشقانه خود با نام «یک مرد و یک زن» در سال ۱۹۶۶ مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. در سی و نهمین دوره جوایز اسکار در سال ۱۹۶۷، «یک مرد و یک زن» برنده جایزه بهترین فیلمنامه اصلی و بهترین فیلم خارجی زبان شد. کلود للوش همچنین نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی شد، در حالی که فیلمهای او از دهه ۱۹۶۰ برای او شهرت بینالمللی به ارمغان آوردهاند، روشها و سبک فیلم للوش به دلیل جلب توجه منتقدان شناخته شده است.
👤| #Claude_Lelouch
🌀| @Perspective_7
• درباره فیلم خوب
« وقتی یک فیلم خوب است، تماشاگران احساس میکنند که خودشان بازیگر آن هستند. چیزی که من در فیلم دوست دارم تماشای فیلم نیست، بلکه زیستن با فیلم است. فیلمنامه با ذهن خودآگاه و موسیقی با ذهن ناخودآگاه صحبت میکند. ناخودآگاه ما به ما میگوید که ما جاودانه هستیم، اما خودآگاه ما به ما میگوید که فانی هستیم. موسیقی بخشی از ابدیت است. اگر خدا وجود داشته باشد، او آهنگساز است. »
▪︎ زادروز ۸۸ سالگی کلود باراک جوزف للوش
• کلود للوش به خاطر فیلم ملودرام عاشقانه خود با نام «یک مرد و یک زن» در سال ۱۹۶۶ مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. در سی و نهمین دوره جوایز اسکار در سال ۱۹۶۷، «یک مرد و یک زن» برنده جایزه بهترین فیلمنامه اصلی و بهترین فیلم خارجی زبان شد. کلود للوش همچنین نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی شد، در حالی که فیلمهای او از دهه ۱۹۶۰ برای او شهرت بینالمللی به ارمغان آوردهاند، روشها و سبک فیلم للوش به دلیل جلب توجه منتقدان شناخته شده است.
👤| #Claude_Lelouch
🌀| @Perspective_7
👍6
کلود للوش:
• درباره عشق و بازیگران
« داستانهای عاشقانه عنصر ثابت فیلمهای من هستند. من «عشق» را مهمترین وظیفه بشریت میدانم. من به بازیگرانم هم عشق میورزم و با بازیگرانم طوری رفتار میکنم که انگار افرادی هستند که دوستشان دارم. آنها میخواهند حالم را خوب کنند و مرا خوشحال کنند و من هم میخواهم آنها را خوشحال کنم. ما در یک رابطه حرفهای نیستیم، ما در یک رابطه پرشور هستیم. »
• 𝑨 𝑴𝒂𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒂 𝑾𝒐𝒎𝒂𝒏 (𝟏𝟗𝟔𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒍𝒂𝒖𝒅𝒆 𝑳𝒆𝒍𝒐𝒖𝒄𝒉
👤| #Claude_Lelouch
🌀| @Perspective_7
• درباره عشق و بازیگران
« داستانهای عاشقانه عنصر ثابت فیلمهای من هستند. من «عشق» را مهمترین وظیفه بشریت میدانم. من به بازیگرانم هم عشق میورزم و با بازیگرانم طوری رفتار میکنم که انگار افرادی هستند که دوستشان دارم. آنها میخواهند حالم را خوب کنند و مرا خوشحال کنند و من هم میخواهم آنها را خوشحال کنم. ما در یک رابطه حرفهای نیستیم، ما در یک رابطه پرشور هستیم. »
• 𝑨 𝑴𝒂𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒂 𝑾𝒐𝒎𝒂𝒏 (𝟏𝟗𝟔𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒍𝒂𝒖𝒅𝒆 𝑳𝒆𝒍𝒐𝒖𝒄𝒉
👤| #Claude_Lelouch
🌀| @Perspective_7
👍5
ژان رنوآر:
• درباره نقاشی و سینما
• گفتگو با رنوار؛ پنهلوپه گیلیات (۱۹۷۵)
« من مخالف مضامین و سوژههای عالی هستم... شما نمیتوانید یک ایده را فیلم کنید. دوربین ابزاری برای ثبت تأثیر فیزیکی است. اصلا درست باشد بگوییم که در میان جویندگان حقیقت، شاید تنها نقاشان به کشف راز تعادل نیروهای جهان و در نتیجه به کمال انسان نزدیکتر شده باشند. چون معتقدم که کمال، سینما را ناقص میکند. »
👤| #Jean_Renoir
🌀| @Perspective_7
• درباره نقاشی و سینما
• گفتگو با رنوار؛ پنهلوپه گیلیات (۱۹۷۵)
« من مخالف مضامین و سوژههای عالی هستم... شما نمیتوانید یک ایده را فیلم کنید. دوربین ابزاری برای ثبت تأثیر فیزیکی است. اصلا درست باشد بگوییم که در میان جویندگان حقیقت، شاید تنها نقاشان به کشف راز تعادل نیروهای جهان و در نتیجه به کمال انسان نزدیکتر شده باشند. چون معتقدم که کمال، سینما را ناقص میکند. »
👤| #Jean_Renoir
🌀| @Perspective_7
👍5