Perspective | پرسپکتیو
▪️هنر ایران (۳) ▪️هنر دوران اسلامی • خوشنویسی؛ معماری و صنعتگری این اصطلاح بر ویژگیهای هنر مبتنی بر دین اسلام دلالت دارد، ولی لزومــا معـرف تـمـامـی پـدیـدههـای هنری مسلمانان نیست. هنر اسلامی در این معنا، محصول تمدنی است که طی چندین قرن در قلمرو وسیع…
▪️هنر ایران (۴)
▪️هنر دوران اسلامی
• موسیقی؛ مجسمهسازی و سفالگری
در بررسی تاریخی اشاره به این نکته لازم است که هنر اسلامی یکباره با ظهور اسلام، پدیدار نشده است. زیرا ساکنان شبهجزیره عربستان به خصوص قبایل بیابانگرد، سنت هنری خاصی نداشتند. ویژگیهای اساسی هنر اسلامی در حدود یک قرن پس از رحلت پیامبر، و در اواخر خلافت امویان (۴۱/۶۶۱ ق–۱۳۲/۷۵۰ق) شکل گرفتند. پیش از این هنری التقاطی تحت تاثیر سنتهای بیزانسی و ایرانی رخ نمود که حتی مظاهر شرکآمیز در آن اندک بود.
صنعتگران دوران اموی، بیشتر سوری، مصری و ایرانی بودند که براساس سنتهای خاص خود کار میکردند. نه فقط کوشکها و کاخهای ییلاقی امیران اموی یادآور بناهای رومی و ساسانی بودند بلکه در آرایش آنها از الگوهای نقاشی هلنیستی، مجسمهسازی ساسانی و قبطی (مصری) و موزاییک رومی استفاده میشد (مثلاً، دیوارنگاره های مکشوف در قُصَیر اِمرَه با صحنههای شکار، زنان عریان و درباریان، به روشنی سنت هلنیستی را نشان میدهد. و نیز در برخی نقاشیهای قصرالحیر، سنت هنر تصویری ایران باستان مشهود است)
با این حال ضرورت ساختن مسجد برای اجرای نماز جماعت به تدریج نوعی معماری را بهوجود آورد که پایههای هنر اسلامی در آن شکل گرفت. در واقع مسجد جامع اموی در دمشق، آغازی در تحول معماری اسلامی بود که بعداً با مسجد جامع قُرطبه (در اسپانیا) و مسجد جامع ابنطولون (مصر) مراحل کمال را پیمود. بدین سان هنر اسلامی تا سده دوم هجری خصوصیاتی را کسب کرد که تا قرنهای بعد پایدار ماند.
• موسیقی به معنی آواز یا اجرای موسیقی در عرصه عمومی یا محافل خصوصی در مناطق مختلف مسلماننشین است که شامل کشورهای عربی در منطقه مرکزی جهان اسلام و خاور میانه، شمال آفریقا، ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا میشود. از آنجایی که اسلام شامل چندین مذهب، قوم و ملیت است سبکهای موسیقایی مختلف بومی در مناطق مختلف شکل گرفتهاست.
برخی از نظریهپردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمردهاند اما برخی دیگر این نکته را شامل فقط برخی از انواع موسیقی میدانند. اغلب علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام میدانند. در مورد رقص بهویژه رقص بانوان نیز نظر غالب علما بر حرمت داشتن آن است. با این وجود گزارشهایی از رقص و آواز بانوان از سدههای اولیه اسلامی تاکنون در کلیه جوامع اسلامی موجود است.
• سفالگری و وسایل و محصولات مختلف از سفال و سرامیک در تمامی مناطق مسلماننشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اولیه، رنگ و طرحهای تزئینی همواره تولید میشدهاست؛ از این رو محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فراوردههای سایر نقاط است. بسیاری از نقوش تزئینی این سفالینهها از آثار برجسته هنری بهشمار میآیند. همچنین کاشیکاری به عنوان پوششی تزئینی برای ساختمانها بهویژه در ایران و آسیای مرکزی رشد شگرفی را تجربه کردهاست و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب میشوند. انواع مختلف خطوط خوشنویسی که در سفالگری و کاشیکاری مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از شامل کوفی، خط نسخ، ثلث، طغرا، ریحان، محقق، نستعلیق، خط سبحان.
• مجسمهسازی نیز در هنر اسلامی بسیار محدود و تقریباً ممنوع بود؛ با این وجود تقریباً در همه سرزمینها و دورانهای اسلامی به نمونههایی از آن برمیخوریم و انواعی از نقوش برجسته ارزشمند و شگرف بر روی کتیبههای آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی یا ساخته شده از عاج و مانند آن همواره اجرا شدهاست.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « هنر، معماری و فرهنگ اسلامی »
✍️ پژوهشگران: مریلین جنکینز؛ ریچارد اتینگهاوزن
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر دوران اسلامی
• موسیقی؛ مجسمهسازی و سفالگری
در بررسی تاریخی اشاره به این نکته لازم است که هنر اسلامی یکباره با ظهور اسلام، پدیدار نشده است. زیرا ساکنان شبهجزیره عربستان به خصوص قبایل بیابانگرد، سنت هنری خاصی نداشتند. ویژگیهای اساسی هنر اسلامی در حدود یک قرن پس از رحلت پیامبر، و در اواخر خلافت امویان (۴۱/۶۶۱ ق–۱۳۲/۷۵۰ق) شکل گرفتند. پیش از این هنری التقاطی تحت تاثیر سنتهای بیزانسی و ایرانی رخ نمود که حتی مظاهر شرکآمیز در آن اندک بود.
صنعتگران دوران اموی، بیشتر سوری، مصری و ایرانی بودند که براساس سنتهای خاص خود کار میکردند. نه فقط کوشکها و کاخهای ییلاقی امیران اموی یادآور بناهای رومی و ساسانی بودند بلکه در آرایش آنها از الگوهای نقاشی هلنیستی، مجسمهسازی ساسانی و قبطی (مصری) و موزاییک رومی استفاده میشد (مثلاً، دیوارنگاره های مکشوف در قُصَیر اِمرَه با صحنههای شکار، زنان عریان و درباریان، به روشنی سنت هلنیستی را نشان میدهد. و نیز در برخی نقاشیهای قصرالحیر، سنت هنر تصویری ایران باستان مشهود است)
با این حال ضرورت ساختن مسجد برای اجرای نماز جماعت به تدریج نوعی معماری را بهوجود آورد که پایههای هنر اسلامی در آن شکل گرفت. در واقع مسجد جامع اموی در دمشق، آغازی در تحول معماری اسلامی بود که بعداً با مسجد جامع قُرطبه (در اسپانیا) و مسجد جامع ابنطولون (مصر) مراحل کمال را پیمود. بدین سان هنر اسلامی تا سده دوم هجری خصوصیاتی را کسب کرد که تا قرنهای بعد پایدار ماند.
• موسیقی به معنی آواز یا اجرای موسیقی در عرصه عمومی یا محافل خصوصی در مناطق مختلف مسلماننشین است که شامل کشورهای عربی در منطقه مرکزی جهان اسلام و خاور میانه، شمال آفریقا، ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا میشود. از آنجایی که اسلام شامل چندین مذهب، قوم و ملیت است سبکهای موسیقایی مختلف بومی در مناطق مختلف شکل گرفتهاست.
برخی از نظریهپردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمردهاند اما برخی دیگر این نکته را شامل فقط برخی از انواع موسیقی میدانند. اغلب علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام میدانند. در مورد رقص بهویژه رقص بانوان نیز نظر غالب علما بر حرمت داشتن آن است. با این وجود گزارشهایی از رقص و آواز بانوان از سدههای اولیه اسلامی تاکنون در کلیه جوامع اسلامی موجود است.
• سفالگری و وسایل و محصولات مختلف از سفال و سرامیک در تمامی مناطق مسلماننشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اولیه، رنگ و طرحهای تزئینی همواره تولید میشدهاست؛ از این رو محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فراوردههای سایر نقاط است. بسیاری از نقوش تزئینی این سفالینهها از آثار برجسته هنری بهشمار میآیند. همچنین کاشیکاری به عنوان پوششی تزئینی برای ساختمانها بهویژه در ایران و آسیای مرکزی رشد شگرفی را تجربه کردهاست و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب میشوند. انواع مختلف خطوط خوشنویسی که در سفالگری و کاشیکاری مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از شامل کوفی، خط نسخ، ثلث، طغرا، ریحان، محقق، نستعلیق، خط سبحان.
• مجسمهسازی نیز در هنر اسلامی بسیار محدود و تقریباً ممنوع بود؛ با این وجود تقریباً در همه سرزمینها و دورانهای اسلامی به نمونههایی از آن برمیخوریم و انواعی از نقوش برجسته ارزشمند و شگرف بر روی کتیبههای آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی یا ساخته شده از عاج و مانند آن همواره اجرا شدهاست.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « هنر، معماری و فرهنگ اسلامی »
✍️ پژوهشگران: مریلین جنکینز؛ ریچارد اتینگهاوزن
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍3
ژان پییر ملویل:
• سکانس افتتاحیه ارتش سایهها
▪️اعضای حقیقی نهضت مقاومت فیلم را خیلی دوست داشتند، این طور نیست؟
▫️بله؛ نامههای زیبایی دریافت کردم و وقتی فیلم را در نمایش خصوصی به بیست شش عضو بالای نهضت مقاومت نشان دادم، توانستم شاهد تأثرشان باشم. آنها همه ژربیه، ژردی و فلیکس بودند. آنری فرنه به من گفت: « در دسامبر ۱۹۴۲، به عنوان رئیس جنبش مبارزه مجبور شدم به پاریس برگردم با وجودی که هیچ تمایل نداشتم شهر اشغال شده را ببینم. وقتی در ایستگاه مترو اتوال پیاده شدم، بالای سرم صدای پا شنیدم این صدای آهنگین خیلی تعجبم را برانگیخت. وقتی به شانزهلیزه رسیدم ارتش آلمان را دیدم که در سکوت رژه میرفتند. در یک لحظه سربازان مارش را شروع کردند؛ و شما این را در ابتدای فیلمتان بازسازی کردید؟! » میدانید برای صداگذاری این صحنه از صدای واقعی پای آلمانها استفاده کردم؟ تقلیدناپذیر است. فیلمبرداری یک رژه آلمانی در شانزهلیزه یک ایده جنونآمیز بود. حتی امروز باورم نمیشود که توانستم این نما را بگیرم. هیچکس قبل از من موفق به این کار نشده است. حتی وینسنت مینهلی برای چهار سوار آخرالزمان (۱۹۶۲) چرا که از زمان جنگ جهانی اول یک سنتی به وجود آمد که حتی حضور بازیگران را با یونیفورم آلمانی در شانزهلیزه ممنوع میکرد. یک آلمانی میخواست به هر قیمتی این نما را از من بخرد چون در آلمان فقط تصاویر سیاه و سفید از رژه دارند. برای گرفتن این نما که شاید گرانقیمتترین نما در تاریخ سینمای فرانسه باشد، بیست و پنج میلیون آب خورد. ابتدا به من خیابان لنا را دادند تا بتوانم چند بار تمرین کنیم. ساعت سه شب تمام رفت و آمدها متوقف شد، برای نورپردازی فقط چراغهای گازی روشن شدند و افراد یونیفرم پوشیده رژه رفتند. نمایشی رؤیایی بود. واگنرگونه. این در فیلم نیامد. قسم میخورم که منقلب شده بودم. بعد، ترسیدم. وقتی آنموقع در شانزهلیزه فیلمبرداری میکردم از خودم پرسیدم ساعت شش صبح چه پیش خواهد آمد. میدانید، در تمام نماهایی که در زندگیام گرفتهام دو نما هست که به آنها واقعاً افتخار میکنم. همین نماست و نمای دقیقه ۹ و ۳۸ ثانیه فیلم کلاه.
▪︎ ویدیو: سکانس افتتاحیه ارتشسایهها
▪︎ در مصاحبهای با روی نوگییرا (۱۹۷۳)
👤¦ #Jean_Pierre_Melville
🌀¦ @Perspective_7
• سکانس افتتاحیه ارتش سایهها
▪️اعضای حقیقی نهضت مقاومت فیلم را خیلی دوست داشتند، این طور نیست؟
▫️بله؛ نامههای زیبایی دریافت کردم و وقتی فیلم را در نمایش خصوصی به بیست شش عضو بالای نهضت مقاومت نشان دادم، توانستم شاهد تأثرشان باشم. آنها همه ژربیه، ژردی و فلیکس بودند. آنری فرنه به من گفت: « در دسامبر ۱۹۴۲، به عنوان رئیس جنبش مبارزه مجبور شدم به پاریس برگردم با وجودی که هیچ تمایل نداشتم شهر اشغال شده را ببینم. وقتی در ایستگاه مترو اتوال پیاده شدم، بالای سرم صدای پا شنیدم این صدای آهنگین خیلی تعجبم را برانگیخت. وقتی به شانزهلیزه رسیدم ارتش آلمان را دیدم که در سکوت رژه میرفتند. در یک لحظه سربازان مارش را شروع کردند؛ و شما این را در ابتدای فیلمتان بازسازی کردید؟! » میدانید برای صداگذاری این صحنه از صدای واقعی پای آلمانها استفاده کردم؟ تقلیدناپذیر است. فیلمبرداری یک رژه آلمانی در شانزهلیزه یک ایده جنونآمیز بود. حتی امروز باورم نمیشود که توانستم این نما را بگیرم. هیچکس قبل از من موفق به این کار نشده است. حتی وینسنت مینهلی برای چهار سوار آخرالزمان (۱۹۶۲) چرا که از زمان جنگ جهانی اول یک سنتی به وجود آمد که حتی حضور بازیگران را با یونیفورم آلمانی در شانزهلیزه ممنوع میکرد. یک آلمانی میخواست به هر قیمتی این نما را از من بخرد چون در آلمان فقط تصاویر سیاه و سفید از رژه دارند. برای گرفتن این نما که شاید گرانقیمتترین نما در تاریخ سینمای فرانسه باشد، بیست و پنج میلیون آب خورد. ابتدا به من خیابان لنا را دادند تا بتوانم چند بار تمرین کنیم. ساعت سه شب تمام رفت و آمدها متوقف شد، برای نورپردازی فقط چراغهای گازی روشن شدند و افراد یونیفرم پوشیده رژه رفتند. نمایشی رؤیایی بود. واگنرگونه. این در فیلم نیامد. قسم میخورم که منقلب شده بودم. بعد، ترسیدم. وقتی آنموقع در شانزهلیزه فیلمبرداری میکردم از خودم پرسیدم ساعت شش صبح چه پیش خواهد آمد. میدانید، در تمام نماهایی که در زندگیام گرفتهام دو نما هست که به آنها واقعاً افتخار میکنم. همین نماست و نمای دقیقه ۹ و ۳۸ ثانیه فیلم کلاه.
▪︎ ویدیو: سکانس افتتاحیه ارتشسایهها
▪︎ در مصاحبهای با روی نوگییرا (۱۹۷۳)
👤¦ #Jean_Pierre_Melville
🌀¦ @Perspective_7
Telegram
attach 📎
👍6
سیدنی لومت:
• درباره طولانی شدن فیلم
« طولانی بودن بیش از حد فیلم
یکی از مواردی است که اغلب منجر به
نابودی فیلم در اتاق تدوین میشود. »
👤| #Sidney_Lumet
🌀| @Perspective_7
• درباره طولانی شدن فیلم
« طولانی بودن بیش از حد فیلم
یکی از مواردی است که اغلب منجر به
نابودی فیلم در اتاق تدوین میشود. »
👤| #Sidney_Lumet
🌀| @Perspective_7
👍6
آرتور میلر:
• درباره وظیفه نویسنده
« به نظرم وظیفه نویسنده این است که به مردم آنچه را که انتخاب کردهاند فراموش کنند، یادآوری کند. من بعنوان یک نویسنده، همیشه معتقد بودهام که اگرچه کارم و خودم در هر دورهای که دربارهاش مینویسم، جای گرفتهام، اما واضح است که باید به بادهایی هم که در فرهنگ روز میوزند، حساس باشم. همیشه احساس کردهام که مسئله، پرداختن به مشکل به صورت انتزاعی نیست بلکه پرداختن به افرادی است که در آن مشکل گرفتارند. یعنی تأکید بر افراد مهمتر است. مطمئنم نویسندههایی هم هستند که بجای همدردی تاجرهای خوبی میشوند، اما من هیچوقت هیچیک از آنان را ندیدهام. در عوض نویسنده باید در مشکل، حاضر باشد؛ او هرگز نمیتواند در یک طرف آن باشد. او باید توسط مشکل به خطر بیفتد. نگرشهای خودش باید در آن آزمایش شود. بهترین اثری که هر کسی تا به حال نوشته، اثری است که همیشه در آستانهی شرمساری اوست. »
👤| #Arthur_Miller
🌀| @Perspective_7
• درباره وظیفه نویسنده
« به نظرم وظیفه نویسنده این است که به مردم آنچه را که انتخاب کردهاند فراموش کنند، یادآوری کند. من بعنوان یک نویسنده، همیشه معتقد بودهام که اگرچه کارم و خودم در هر دورهای که دربارهاش مینویسم، جای گرفتهام، اما واضح است که باید به بادهایی هم که در فرهنگ روز میوزند، حساس باشم. همیشه احساس کردهام که مسئله، پرداختن به مشکل به صورت انتزاعی نیست بلکه پرداختن به افرادی است که در آن مشکل گرفتارند. یعنی تأکید بر افراد مهمتر است. مطمئنم نویسندههایی هم هستند که بجای همدردی تاجرهای خوبی میشوند، اما من هیچوقت هیچیک از آنان را ندیدهام. در عوض نویسنده باید در مشکل، حاضر باشد؛ او هرگز نمیتواند در یک طرف آن باشد. او باید توسط مشکل به خطر بیفتد. نگرشهای خودش باید در آن آزمایش شود. بهترین اثری که هر کسی تا به حال نوشته، اثری است که همیشه در آستانهی شرمساری اوست. »
👤| #Arthur_Miller
🌀| @Perspective_7
👍3
▪︎ پروتاگونیست از نگاه لیندا آرنسون
▪︎ فیلمنامهنویسی در قرن ۲۱
• پروتاگونیست، کسی است که فیلم درباره اوست.
• فیلم، بنوعی داستانِ پروتاگونیست است.
• پروتاگونیست، بیشترین زمان ممکن در فیلم دیده میشود.
• پروتاگونیست، جذابترین شخصیت فیلم به شمار میرود.
• پروتاگونیست، کنش را پیش برده و تصمیمگیری با اوست.
• پروتاگونیست، منفعل و اهل واکنش نشان ندادن نیست. واکنش تمامیت او نیست، بلکه ممزوج با کنشمندی او در پیشبرد داستان و مواجهه با جهان اثر است.
• پروتاگونیست، زاویه دید عادی، فردی، متشخص و مشخص دارد.
• پروتاگونیست، کسیاست که درون ذهنش قرار داریم و با او همذاتپنداری میکنیم.
• پروتاگونیست نمیمیرد، مگر انتهای کار، بنابر ایجاب و التزام.
• پروتاگونیست، کسی است که دیگران زندگی اورا تحت فشار میگذارد و نیز او با کنشهایش، زندگی آنان را تحت فشار میگذارد.
• پروتاگونیست بطور همیشه در نقاط اوج، شخصیت مرکزی است.
• پروتاگونیست، کسی است که ساختار رایج سه پردهای را پشت سر گذاشته باشد.
• پروتاگونیست، خط کنش را مشخص نمیکند، مگر آنکه او از قبل شناسا و مشخص شده باشد.
📇| #ScreenWriting
🌀| @Perspective_7
▪︎ فیلمنامهنویسی در قرن ۲۱
• پروتاگونیست، کسی است که فیلم درباره اوست.
• فیلم، بنوعی داستانِ پروتاگونیست است.
• پروتاگونیست، بیشترین زمان ممکن در فیلم دیده میشود.
• پروتاگونیست، جذابترین شخصیت فیلم به شمار میرود.
• پروتاگونیست، کنش را پیش برده و تصمیمگیری با اوست.
• پروتاگونیست، منفعل و اهل واکنش نشان ندادن نیست. واکنش تمامیت او نیست، بلکه ممزوج با کنشمندی او در پیشبرد داستان و مواجهه با جهان اثر است.
• پروتاگونیست، زاویه دید عادی، فردی، متشخص و مشخص دارد.
• پروتاگونیست، کسیاست که درون ذهنش قرار داریم و با او همذاتپنداری میکنیم.
• پروتاگونیست نمیمیرد، مگر انتهای کار، بنابر ایجاب و التزام.
• پروتاگونیست، کسی است که دیگران زندگی اورا تحت فشار میگذارد و نیز او با کنشهایش، زندگی آنان را تحت فشار میگذارد.
• پروتاگونیست بطور همیشه در نقاط اوج، شخصیت مرکزی است.
• پروتاگونیست، کسی است که ساختار رایج سه پردهای را پشت سر گذاشته باشد.
• پروتاگونیست، خط کنش را مشخص نمیکند، مگر آنکه او از قبل شناسا و مشخص شده باشد.
📇| #ScreenWriting
🌀| @Perspective_7
👍5
متیو پری:
• درباره قوه شوخطبعی
«وقتی جوانتر بودم، از شوخطبعی بهعنوان ابزاری برای جلوگیری از جدی شدن بیش از حد با مردم استفاده میکردم - اگر مسائل عاطفی عمیقی در جریان بود، برای آرام کردن اوضاع شوخی میکردم، و وقتی حدود پانزده سالم بود فهمیدم که میتوان شغلی در خنداندن مردم پیدا کرد و میتوانی برای انجام این کار پول دربیاوری. این برای من دیوانهکننده بود. در رابطه با زنان هم همینطور. میگویند زنان مردی را دوست دارند که بتواند آنها را بخنداند، و من متوجه شدهام که اگر بتوانید در قرارهای اول و دوم، زنی را بخندانید، پس کارتان خوب است. اما در خصوص چندلر، باید بگویم او کسی است که همه فکر میکنند او با زنها خوب کنار میآید اما او زیادی فکر میکند و همیشه حرف اشتباه میزند. »
▪️به بهانه سالمرگ متیو پری؛ بازیگر فرندز
👤| #Matthew_Perry
🌀| @Perspective_7
• درباره قوه شوخطبعی
«وقتی جوانتر بودم، از شوخطبعی بهعنوان ابزاری برای جلوگیری از جدی شدن بیش از حد با مردم استفاده میکردم - اگر مسائل عاطفی عمیقی در جریان بود، برای آرام کردن اوضاع شوخی میکردم، و وقتی حدود پانزده سالم بود فهمیدم که میتوان شغلی در خنداندن مردم پیدا کرد و میتوانی برای انجام این کار پول دربیاوری. این برای من دیوانهکننده بود. در رابطه با زنان هم همینطور. میگویند زنان مردی را دوست دارند که بتواند آنها را بخنداند، و من متوجه شدهام که اگر بتوانید در قرارهای اول و دوم، زنی را بخندانید، پس کارتان خوب است. اما در خصوص چندلر، باید بگویم او کسی است که همه فکر میکنند او با زنها خوب کنار میآید اما او زیادی فکر میکند و همیشه حرف اشتباه میزند. »
▪️به بهانه سالمرگ متیو پری؛ بازیگر فرندز
👤| #Matthew_Perry
🌀| @Perspective_7
👍12
▪️درباب تجمع و پرخاشگری
لورنتز جدا از پیوندی که میان اجراهای حیوانی و انسانی میدهد، پیوندی میان پرخاشگری و تجمع نیز بر قرار میکند. بنا به گفته او، تاثیر بنیادی انجام رفتار پرخاشگرانه از لحاظ آیینی جدا ساختن افراد از یکدیگر نیست بلکه بهم پیوستن آنهاست. من درستی این مدعا را در پاپوآ گینهی نو و نیز در کارگاهها و تمرینهای آمادهسازی خودم که در آنها، آزاد ساختن «احساسات ناخوشایند» در حین تمرینها (آیینهای محلی) به تقویت پیوندهای مستحکم میان اعضای گروه مشارکتکننده منحرف میشد، به عین مشاهده کردم. لذا در دو سطح بهطور همزمان - سطح درام و سطح تئاتر - پرخاشگری و تجمع گروهی - اگر پرخاشگری در قالب آیین یا به مثابه آیین تعیّن یابد - اغلب پشتیبان یکدیگرند.
📚 « نظریه اجرا »
✍️ نویسنده: ریچارد شکنر
🎭¦ #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
لورنتز جدا از پیوندی که میان اجراهای حیوانی و انسانی میدهد، پیوندی میان پرخاشگری و تجمع نیز بر قرار میکند. بنا به گفته او، تاثیر بنیادی انجام رفتار پرخاشگرانه از لحاظ آیینی جدا ساختن افراد از یکدیگر نیست بلکه بهم پیوستن آنهاست. من درستی این مدعا را در پاپوآ گینهی نو و نیز در کارگاهها و تمرینهای آمادهسازی خودم که در آنها، آزاد ساختن «احساسات ناخوشایند» در حین تمرینها (آیینهای محلی) به تقویت پیوندهای مستحکم میان اعضای گروه مشارکتکننده منحرف میشد، به عین مشاهده کردم. لذا در دو سطح بهطور همزمان - سطح درام و سطح تئاتر - پرخاشگری و تجمع گروهی - اگر پرخاشگری در قالب آیین یا به مثابه آیین تعیّن یابد - اغلب پشتیبان یکدیگرند.
📚 « نظریه اجرا »
✍️ نویسنده: ریچارد شکنر
🎭¦ #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍4
کلود للوش:
• درباره فیلم خوب
« وقتی یک فیلم خوب است، تماشاگران احساس میکنند که خودشان بازیگر آن هستند. چیزی که من در فیلم دوست دارم تماشای فیلم نیست، بلکه زیستن با فیلم است. فیلمنامه با ذهن خودآگاه و موسیقی با ذهن ناخودآگاه صحبت میکند. ناخودآگاه ما به ما میگوید که ما جاودانه هستیم، اما خودآگاه ما به ما میگوید که فانی هستیم. موسیقی بخشی از ابدیت است. اگر خدا وجود داشته باشد، او آهنگساز است. »
▪︎ زادروز ۸۸ سالگی کلود باراک جوزف للوش
• کلود للوش به خاطر فیلم ملودرام عاشقانه خود با نام «یک مرد و یک زن» در سال ۱۹۶۶ مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. در سی و نهمین دوره جوایز اسکار در سال ۱۹۶۷، «یک مرد و یک زن» برنده جایزه بهترین فیلمنامه اصلی و بهترین فیلم خارجی زبان شد. کلود للوش همچنین نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی شد، در حالی که فیلمهای او از دهه ۱۹۶۰ برای او شهرت بینالمللی به ارمغان آوردهاند، روشها و سبک فیلم للوش به دلیل جلب توجه منتقدان شناخته شده است.
👤| #Claude_Lelouch
🌀| @Perspective_7
• درباره فیلم خوب
« وقتی یک فیلم خوب است، تماشاگران احساس میکنند که خودشان بازیگر آن هستند. چیزی که من در فیلم دوست دارم تماشای فیلم نیست، بلکه زیستن با فیلم است. فیلمنامه با ذهن خودآگاه و موسیقی با ذهن ناخودآگاه صحبت میکند. ناخودآگاه ما به ما میگوید که ما جاودانه هستیم، اما خودآگاه ما به ما میگوید که فانی هستیم. موسیقی بخشی از ابدیت است. اگر خدا وجود داشته باشد، او آهنگساز است. »
▪︎ زادروز ۸۸ سالگی کلود باراک جوزف للوش
• کلود للوش به خاطر فیلم ملودرام عاشقانه خود با نام «یک مرد و یک زن» در سال ۱۹۶۶ مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. در سی و نهمین دوره جوایز اسکار در سال ۱۹۶۷، «یک مرد و یک زن» برنده جایزه بهترین فیلمنامه اصلی و بهترین فیلم خارجی زبان شد. کلود للوش همچنین نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی شد، در حالی که فیلمهای او از دهه ۱۹۶۰ برای او شهرت بینالمللی به ارمغان آوردهاند، روشها و سبک فیلم للوش به دلیل جلب توجه منتقدان شناخته شده است.
👤| #Claude_Lelouch
🌀| @Perspective_7
👍6
کلود للوش:
• درباره عشق و بازیگران
« داستانهای عاشقانه عنصر ثابت فیلمهای من هستند. من «عشق» را مهمترین وظیفه بشریت میدانم. من به بازیگرانم هم عشق میورزم و با بازیگرانم طوری رفتار میکنم که انگار افرادی هستند که دوستشان دارم. آنها میخواهند حالم را خوب کنند و مرا خوشحال کنند و من هم میخواهم آنها را خوشحال کنم. ما در یک رابطه حرفهای نیستیم، ما در یک رابطه پرشور هستیم. »
• 𝑨 𝑴𝒂𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒂 𝑾𝒐𝒎𝒂𝒏 (𝟏𝟗𝟔𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒍𝒂𝒖𝒅𝒆 𝑳𝒆𝒍𝒐𝒖𝒄𝒉
👤| #Claude_Lelouch
🌀| @Perspective_7
• درباره عشق و بازیگران
« داستانهای عاشقانه عنصر ثابت فیلمهای من هستند. من «عشق» را مهمترین وظیفه بشریت میدانم. من به بازیگرانم هم عشق میورزم و با بازیگرانم طوری رفتار میکنم که انگار افرادی هستند که دوستشان دارم. آنها میخواهند حالم را خوب کنند و مرا خوشحال کنند و من هم میخواهم آنها را خوشحال کنم. ما در یک رابطه حرفهای نیستیم، ما در یک رابطه پرشور هستیم. »
• 𝑨 𝑴𝒂𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒂 𝑾𝒐𝒎𝒂𝒏 (𝟏𝟗𝟔𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒍𝒂𝒖𝒅𝒆 𝑳𝒆𝒍𝒐𝒖𝒄𝒉
👤| #Claude_Lelouch
🌀| @Perspective_7
👍5
ژان رنوآر:
• درباره نقاشی و سینما
• گفتگو با رنوار؛ پنهلوپه گیلیات (۱۹۷۵)
« من مخالف مضامین و سوژههای عالی هستم... شما نمیتوانید یک ایده را فیلم کنید. دوربین ابزاری برای ثبت تأثیر فیزیکی است. اصلا درست باشد بگوییم که در میان جویندگان حقیقت، شاید تنها نقاشان به کشف راز تعادل نیروهای جهان و در نتیجه به کمال انسان نزدیکتر شده باشند. چون معتقدم که کمال، سینما را ناقص میکند. »
👤| #Jean_Renoir
🌀| @Perspective_7
• درباره نقاشی و سینما
• گفتگو با رنوار؛ پنهلوپه گیلیات (۱۹۷۵)
« من مخالف مضامین و سوژههای عالی هستم... شما نمیتوانید یک ایده را فیلم کنید. دوربین ابزاری برای ثبت تأثیر فیزیکی است. اصلا درست باشد بگوییم که در میان جویندگان حقیقت، شاید تنها نقاشان به کشف راز تعادل نیروهای جهان و در نتیجه به کمال انسان نزدیکتر شده باشند. چون معتقدم که کمال، سینما را ناقص میکند. »
👤| #Jean_Renoir
🌀| @Perspective_7
👍5
🔻 Nosferatu (2024)
📽 Dir: Robert Eggers
🔺 The Girl by the Window (1893)
🎨 Painter: Edvard Munch
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Robert Eggers
🔺 The Girl by the Window (1893)
🎨 Painter: Edvard Munch
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍6
پیرو پائولو پازولینی:
• دربارۀ هنرمند معترض
« یک هنرمند، اگر بیغرض و پرشور باشد، همیشه یک اعتراض زنده است. همین که دهانش را باز میکند، اعتراض است: علیه سازشکاری، علیه آنچه رسمی، عمومی یا ملی است، علیه آنچه دیگران با آن احساس راحتی میکنند، بنابراین به محض اینکه دهانش را باز میکند، هنرمند درگیر است، زیرا باز کردن دهانش همیشه رسواییآور است. »
▪️به بهانۀ سالمرگ پیرو پائولو پازولینی (November 2, 1975)
👤| #Pier_Paolo_Pasolini
🌀| @Perspective_7
• دربارۀ هنرمند معترض
« یک هنرمند، اگر بیغرض و پرشور باشد، همیشه یک اعتراض زنده است. همین که دهانش را باز میکند، اعتراض است: علیه سازشکاری، علیه آنچه رسمی، عمومی یا ملی است، علیه آنچه دیگران با آن احساس راحتی میکنند، بنابراین به محض اینکه دهانش را باز میکند، هنرمند درگیر است، زیرا باز کردن دهانش همیشه رسواییآور است. »
▪️به بهانۀ سالمرگ پیرو پائولو پازولینی (November 2, 1975)
👤| #Pier_Paolo_Pasolini
🌀| @Perspective_7
👍5
لوچینو ویسکونتی:
• درباره کارگردانی
« وقتی اپرایی را کارگردانی میکنم، خواب یک فیلم را میبینم، وقتی روی یک فیلم کار میکنم، خواب یک اپرا را میبینم و وقتی روی یک نمایش کار میکنم، خواب موسیقی را میبینم. کار کردن در یک زمینهی دیگر یک تغییر است، یک استراحت. همیشه باید با لذت کار کنید. اگر کار را با لذت انجام ندهید، بد است. »
• امروز زادروز لوچینو ویسکونتی است. یکی از پدران نئورئالیسم سینما. هرچند بعدها تغییر مسیر داد اما، پنهانیترین جنبهی ویسکونتی «مقاومت» است. کمونیسم برای ویسکونتی یک مذهب سکولار بود که باید به عنوان یک مأموریت زندگی میشد. او که آخرین اشرافزاده، کاتولیک و همجنسگرا بود، به حزب کمونیست ایتالیا (PCI) پیوست. در پسزمینه «زمین میلرزد»، دوستی او با تولیاتی و ساخت فیلم که توسط PCI تأمین مالی شد جیب حزب و ویسکونتی را خالی کرد. او با رویگردانی از نئورئالیسم، از دهه ۶۰ به بعد، به لطف ترکیببندیهای منحصر به فردش از خاستگاه اشرافی و طبقات بالا، تحلیلهای اجتماعی درخشانی را با زبان بصری در آثارش خلق کرد.
• 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒆𝒐𝒑𝒂𝒓𝒅 (𝟏𝟗𝟔𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑳𝒖𝒄𝒉𝒊𝒏𝒐 𝑽𝒊𝒔𝒄𝒐𝒏𝒕𝒊
👤| #Luchino_Visconti
🌀| @Perspective_7
• درباره کارگردانی
« وقتی اپرایی را کارگردانی میکنم، خواب یک فیلم را میبینم، وقتی روی یک فیلم کار میکنم، خواب یک اپرا را میبینم و وقتی روی یک نمایش کار میکنم، خواب موسیقی را میبینم. کار کردن در یک زمینهی دیگر یک تغییر است، یک استراحت. همیشه باید با لذت کار کنید. اگر کار را با لذت انجام ندهید، بد است. »
• امروز زادروز لوچینو ویسکونتی است. یکی از پدران نئورئالیسم سینما. هرچند بعدها تغییر مسیر داد اما، پنهانیترین جنبهی ویسکونتی «مقاومت» است. کمونیسم برای ویسکونتی یک مذهب سکولار بود که باید به عنوان یک مأموریت زندگی میشد. او که آخرین اشرافزاده، کاتولیک و همجنسگرا بود، به حزب کمونیست ایتالیا (PCI) پیوست. در پسزمینه «زمین میلرزد»، دوستی او با تولیاتی و ساخت فیلم که توسط PCI تأمین مالی شد جیب حزب و ویسکونتی را خالی کرد. او با رویگردانی از نئورئالیسم، از دهه ۶۰ به بعد، به لطف ترکیببندیهای منحصر به فردش از خاستگاه اشرافی و طبقات بالا، تحلیلهای اجتماعی درخشانی را با زبان بصری در آثارش خلق کرد.
• 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒆𝒐𝒑𝒂𝒓𝒅 (𝟏𝟗𝟔𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑳𝒖𝒄𝒉𝒊𝒏𝒐 𝑽𝒊𝒔𝒄𝒐𝒏𝒕𝒊
👤| #Luchino_Visconti
🌀| @Perspective_7
👍8
مارتین اسکورسیزی:
• درباره لوچینو ویسکونتی
« ویسکونتی از شاخه میلانی یکی از قدیمیترین خانوادههای اروپا بود که ریشههای آن به اوایل قرن سیزدهم برمیگردد. او میتوانست به عنوان شخصیتی در یکی از فیلمهای خودش درباره اشراف، مانند سنسو یا پلنگ، ظاهر شود - این زندگیای است که او در آن متولد شده بود. اما در برههای از دهه ۱۹۳۰، اشتیاق او به تئاتر، اپرا و سینما او را در مسیری کاملاً متفاوت قرار داد [...] او اغلب به عنوان یک هنرمند سیاسی بزرگ شناخته شده است، اما این توصیف بسیار محدودکننده و منجمد است. درک او از تاریخ اروپا گسترده بود و او زندگی ثروتمندان و قدرتمندان را از نزدیک میشناخت - اما در برههای از زمان، او به درک روی دیگر زندگی، یعنی زندگی فقرا و ناتوانان، کشیده شد. او درک عمیقی از شیوه خاصی داشت که در آن کاملاً همه، از ماهیگیران سیسیلی در اثر کلاسیک نئورئالیستیاش، زمین میلرزد، گرفته تا اشراف ونیزی در سنسو، تحت تأثیر جنبشهای بزرگ تاریخ قرار میگرفتند. »
👤| #Martin_Scorsese
👤| #Luchino_Visconti
🌀| @Perspective_7
• درباره لوچینو ویسکونتی
« ویسکونتی از شاخه میلانی یکی از قدیمیترین خانوادههای اروپا بود که ریشههای آن به اوایل قرن سیزدهم برمیگردد. او میتوانست به عنوان شخصیتی در یکی از فیلمهای خودش درباره اشراف، مانند سنسو یا پلنگ، ظاهر شود - این زندگیای است که او در آن متولد شده بود. اما در برههای از دهه ۱۹۳۰، اشتیاق او به تئاتر، اپرا و سینما او را در مسیری کاملاً متفاوت قرار داد [...] او اغلب به عنوان یک هنرمند سیاسی بزرگ شناخته شده است، اما این توصیف بسیار محدودکننده و منجمد است. درک او از تاریخ اروپا گسترده بود و او زندگی ثروتمندان و قدرتمندان را از نزدیک میشناخت - اما در برههای از زمان، او به درک روی دیگر زندگی، یعنی زندگی فقرا و ناتوانان، کشیده شد. او درک عمیقی از شیوه خاصی داشت که در آن کاملاً همه، از ماهیگیران سیسیلی در اثر کلاسیک نئورئالیستیاش، زمین میلرزد، گرفته تا اشراف ونیزی در سنسو، تحت تأثیر جنبشهای بزرگ تاریخ قرار میگرفتند. »
👤| #Martin_Scorsese
👤| #Luchino_Visconti
🌀| @Perspective_7
👍5
میکل آنجلو آنتونیونی:
• درباره مونیکا ویتی
« مونیکا ویتی انتخاب اولم است. نمیتوانم به بازیگری به خوبی [ونسا] ردگریو، با توانمندی الیزابت تیلور، به صداقت سوفیا لورن و با نبوغ و پیشرو بودن ویتی فکر کنم و به سراغ شخص دیگری بروم. مونیکا به شکلی شگفتانگیز، منعطف و سیال است. بازیگران زن انگشتشماری را سراغ دارم که چنین انعطافپذیری بالایی از خود نشان دهند. او شخصیتی خاص خود و شیوهٔ اجرای منحصر به فردی از خود دارد. »
مونیکا ویتی:
• درباره خودش
« تمام خانوادهام برای زندگی به آمریکا رفتند. آنها میگفتند: «چطور میتوانی تنها در ایتالیا بمانی؟» اما من از غیبت آنها استفاده کردم تا بازیگر شوم. اینگونه بود که مونیکا ویتی شدم »
▪️به مناسبت زادروز بانو مونیکا ویتی
👤| #Michelangelo_Antonioni
🌀| @Perspective_7
• درباره مونیکا ویتی
« مونیکا ویتی انتخاب اولم است. نمیتوانم به بازیگری به خوبی [ونسا] ردگریو، با توانمندی الیزابت تیلور، به صداقت سوفیا لورن و با نبوغ و پیشرو بودن ویتی فکر کنم و به سراغ شخص دیگری بروم. مونیکا به شکلی شگفتانگیز، منعطف و سیال است. بازیگران زن انگشتشماری را سراغ دارم که چنین انعطافپذیری بالایی از خود نشان دهند. او شخصیتی خاص خود و شیوهٔ اجرای منحصر به فردی از خود دارد. »
مونیکا ویتی:
• درباره خودش
« تمام خانوادهام برای زندگی به آمریکا رفتند. آنها میگفتند: «چطور میتوانی تنها در ایتالیا بمانی؟» اما من از غیبت آنها استفاده کردم تا بازیگر شوم. اینگونه بود که مونیکا ویتی شدم »
▪️به مناسبت زادروز بانو مونیکا ویتی
👤| #Michelangelo_Antonioni
🌀| @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسی که مبارزه میکند
امکان دارد که ببازد
ولی کسی که مبارزه نمیکند
همیشه و هر لحظه بازنده است !
• برتولت برشت
• 𝑹𝒂𝒈𝒊𝒏𝒈 𝑩𝒖𝒍𝒍 (𝟏𝟗𝟖𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏 𝑺𝒄𝒐𝒓𝒔𝒆𝒔𝒆
📇| #ScreenWriting
👤| #Bertolt_Brecht
🌀| @Perspective_7
امکان دارد که ببازد
ولی کسی که مبارزه نمیکند
همیشه و هر لحظه بازنده است !
• برتولت برشت
• 𝑹𝒂𝒈𝒊𝒏𝒈 𝑩𝒖𝒍𝒍 (𝟏𝟗𝟖𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏 𝑺𝒄𝒐𝒓𝒔𝒆𝒔𝒆
📇| #ScreenWriting
👤| #Bertolt_Brecht
🌀| @Perspective_7
👍10
هیچ انسان جزیرهای تنها نیست
مرگ هر انسان...
از من میکاهد
و ناقوسها...
برای تو به صدا در میآیند
جان میلتون | بهشت گمشده
• 𝑨𝒔𝒉𝒆𝒔 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒂𝒎𝒐𝒏𝒅𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟖)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒛𝒆𝒋 𝑾𝒂𝒋𝒅𝒂
▫️| #Basics
👤| #Andrzej_Wajda
🌀| @Perspective_7
مرگ هر انسان...
از من میکاهد
و ناقوسها...
برای تو به صدا در میآیند
جان میلتون | بهشت گمشده
• 𝑨𝒔𝒉𝒆𝒔 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒂𝒎𝒐𝒏𝒅𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟖)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒛𝒆𝒋 𝑾𝒂𝒋𝒅𝒂
▫️| #Basics
👤| #Andrzej_Wajda
🌀| @Perspective_7
👍7
سیدنی لومت:
• درباره سبک فردی
« هیچ مکاشفه شخصی به جز احساساتی که از خود اثر ناشی میشود، وجود ندارد. هر کار خوب مستلزم خودشناسی است. با این نگاه سبک خوب هم، از نظر من، سبکی است که دیده نشود. »
• 𝑮𝒖𝒊𝒍𝒕𝒚 𝒂𝒔 𝑺𝒊𝒏 (𝟏𝟗𝟗𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑺𝒊𝒅𝒏𝒆𝒚 𝑳𝒖𝒎𝒆𝒕
👤| #Sidney_Lumet
🌀| @Perspective_7
• درباره سبک فردی
« هیچ مکاشفه شخصی به جز احساساتی که از خود اثر ناشی میشود، وجود ندارد. هر کار خوب مستلزم خودشناسی است. با این نگاه سبک خوب هم، از نظر من، سبکی است که دیده نشود. »
• 𝑮𝒖𝒊𝒍𝒕𝒚 𝒂𝒔 𝑺𝒊𝒏 (𝟏𝟗𝟗𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑺𝒊𝒅𝒏𝒆𝒚 𝑳𝒖𝒎𝒆𝒕
👤| #Sidney_Lumet
🌀| @Perspective_7
👍8
▪︎ ویژگیهای نئورئالیسم
▪︎ ویژگی نئورئالیسم روسلینی و دسیکا
• نئورئالیسم؛ نیروی محرکه خودرا از نبرد علیه فاشیسم بدست آورده است. از نشانههای کار روسلینی، تلاش اوست در نشان دادن عینیت رویدادها و شخصیتها که ویژگی مستندگونه را به آثار او میبخشد
• سبک کار روسلینی را میتوان به بهترین شکل با شیوه نویسندگی دوسپاسوس و همینگوی مقایسه کرد. در اینجا تجزیه و تحلیل و تفسیری صورت نمیگیرد، بلکه واقعیت خام بازسازی میشود و نویسنده ظاهر غایب است.
بازگشت روسلینی از سبک فیلمهای اولیه او را میتوان در آثار بعدی او مشاهده کرد: «استرومبولی»، «فرانچسکو دلقک خداوند»، «اروپا ۵۱» و... . روبرتو روسلینی در این فیلمها به نوعی عرفان کاتولیکی و درونبینی روانشناسانه میرسد و محیط و جامعه در آنها تا حد یک دکور برای نمایش سقوط میکند.
توانایی تجزیه و تحلیل در آثار روسلینی، کاستی گرفت. بنبست کار روسلینی در اینجا بود که او دیگر با نگاه عاطفیاش قادر به درک واقعیتی نبود که خود را بیشتر در آفرینش انعکاسی بازگو میکرد. زوج «ویتوریو دسیکا» و «چزاره زاواتینی» نسبت به رخدادهای سال ۱۹۴۵ به یکی از شیوههای نئورئالیستی واکنشهایی از خود نشان دادند که ظاهرا با سبک و شیوه کار روسلینی شباهت داشت. این شباهت در به کارگیری هنرپیشگان غیرحرفهای، برداشت و نگاهی مستندگونه به واقعیت و عینیت بخشیدن به سرنوشتی فردی بود، اما واقعیت این است که فیلمهای دسیکا در مقایسه با آثار روسلینی تفاوتهای اساسی داشتند:
الف) نخست از نگاه موضوع: درحالیکه روسلینی در «رم شهر بیدفاع» و «پاییزا»؛ به تشریح حوادث و رویدادهایی درباره جنگ و مبارزات نهضت مقاومت بسنده میکرد، و شخصیتهای خود را مستقیما در این پیشامدها دخالت میداد، اما دسیکا در «واکسی» و «دزدان دوچرخه»، توجه بیشتری به وقایع و سرنوشتهای پس از جنگ داشت. ریچی شغل پوستر چسبانی را به دست میآورد. پوستر فیلم ریتا هیورث (ستاره سینمایی هالیوود) را میچسباند.
ب) چزاره زاواتینی که به صورت پیشروترین نظریهآفرین نئورئالیسم درآمده بود به شکلی موثرکننده خطمشی فیلمهای دسیکا در رویارویی با واقعیت بود، و بدینسان شخصیت کارگردان این فیلمها در تعهد و التزامی انسانی و در مشارکت و دلسوزی پراحساس او در سرنوشت قهرمانانش آشکار شد.
ج) خصوصیتی که سبک کارهای دسیکا را در مقایسه با رئالیسم سرد و پدیدارشناسانه روسلینی متمایز میسازد. در فیلم «واکسی،» اسب سفید سمبول است. اسب؛ نشانهای از رویاها و آرزوهای دو نوجوان است. البته باید این نکته را نیز خاطرنشان کرد که در این میان چزاره زاواتینی نیز طرفدار رئالیسمی کاملا مستند بود.
👤 | #Roberto_Rossellini
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
▪︎ ویژگی نئورئالیسم روسلینی و دسیکا
• نئورئالیسم؛ نیروی محرکه خودرا از نبرد علیه فاشیسم بدست آورده است. از نشانههای کار روسلینی، تلاش اوست در نشان دادن عینیت رویدادها و شخصیتها که ویژگی مستندگونه را به آثار او میبخشد
• سبک کار روسلینی را میتوان به بهترین شکل با شیوه نویسندگی دوسپاسوس و همینگوی مقایسه کرد. در اینجا تجزیه و تحلیل و تفسیری صورت نمیگیرد، بلکه واقعیت خام بازسازی میشود و نویسنده ظاهر غایب است.
بازگشت روسلینی از سبک فیلمهای اولیه او را میتوان در آثار بعدی او مشاهده کرد: «استرومبولی»، «فرانچسکو دلقک خداوند»، «اروپا ۵۱» و... . روبرتو روسلینی در این فیلمها به نوعی عرفان کاتولیکی و درونبینی روانشناسانه میرسد و محیط و جامعه در آنها تا حد یک دکور برای نمایش سقوط میکند.
توانایی تجزیه و تحلیل در آثار روسلینی، کاستی گرفت. بنبست کار روسلینی در اینجا بود که او دیگر با نگاه عاطفیاش قادر به درک واقعیتی نبود که خود را بیشتر در آفرینش انعکاسی بازگو میکرد. زوج «ویتوریو دسیکا» و «چزاره زاواتینی» نسبت به رخدادهای سال ۱۹۴۵ به یکی از شیوههای نئورئالیستی واکنشهایی از خود نشان دادند که ظاهرا با سبک و شیوه کار روسلینی شباهت داشت. این شباهت در به کارگیری هنرپیشگان غیرحرفهای، برداشت و نگاهی مستندگونه به واقعیت و عینیت بخشیدن به سرنوشتی فردی بود، اما واقعیت این است که فیلمهای دسیکا در مقایسه با آثار روسلینی تفاوتهای اساسی داشتند:
الف) نخست از نگاه موضوع: درحالیکه روسلینی در «رم شهر بیدفاع» و «پاییزا»؛ به تشریح حوادث و رویدادهایی درباره جنگ و مبارزات نهضت مقاومت بسنده میکرد، و شخصیتهای خود را مستقیما در این پیشامدها دخالت میداد، اما دسیکا در «واکسی» و «دزدان دوچرخه»، توجه بیشتری به وقایع و سرنوشتهای پس از جنگ داشت. ریچی شغل پوستر چسبانی را به دست میآورد. پوستر فیلم ریتا هیورث (ستاره سینمایی هالیوود) را میچسباند.
ب) چزاره زاواتینی که به صورت پیشروترین نظریهآفرین نئورئالیسم درآمده بود به شکلی موثرکننده خطمشی فیلمهای دسیکا در رویارویی با واقعیت بود، و بدینسان شخصیت کارگردان این فیلمها در تعهد و التزامی انسانی و در مشارکت و دلسوزی پراحساس او در سرنوشت قهرمانانش آشکار شد.
ج) خصوصیتی که سبک کارهای دسیکا را در مقایسه با رئالیسم سرد و پدیدارشناسانه روسلینی متمایز میسازد. در فیلم «واکسی،» اسب سفید سمبول است. اسب؛ نشانهای از رویاها و آرزوهای دو نوجوان است. البته باید این نکته را نیز خاطرنشان کرد که در این میان چزاره زاواتینی نیز طرفدار رئالیسمی کاملا مستند بود.
👤 | #Roberto_Rossellini
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍6
🔻 Barry Lyndon (1975)
📽 Dir: Stanley Kubrick
🔺 Marriage à-la-mode (1743)
🎨 Painter: William Hogarth.
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Stanley Kubrick
🔺 Marriage à-la-mode (1743)
🎨 Painter: William Hogarth.
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍4👎2
▪︎ هنر دوران اسلامی (۵)
▪︎ هنر و معماری
● از قرن هشتم تا یازدهم میلادی، سبکهای معماری اسلامی تحت تأثیر دو سبک متفاوت معماری باستان قرار گرفتند:
• شیوههای یونانی-رومی: بیش از همه مناطق امپراتوری بیزانس تازه فتح شده (جنوب غربی آناتولی، سوریه، مصر و مغرب) معماران، بناها، موزائیک کارها و صنعتگران دیگری را به حاکمان جدید اسلامی عرضه میکردند. این صنعتگران در معماری بیزانس و هنرهای تزئینی آموزش دیدند و به سبک بیزانس که از معماری هلنیستی و روم باستان توسعه یافته بود، به ساخت و تزئین خود ادامه دادند.
• شیوههای شرقی: بینالنهرین و ایران با وجود پذیرش عناصری از سبکهای هلنیستی و رومی، سنتهای معماری مستقل خود را که از معماری ساسانی و پیشینیان آن نشات گرفته بود، حفظ کردند.
همچنین نقشمایه متمایزکننده معماری اسلامی همیشه الگوهای ریاضیاتی منظم تکرارپذیر، سازههای شعاعی، ریتمیک و الگوهای هماندازه بودهاست. از این نظر هندسه فراکتال یک ابزار مهم و اساسی به ویژه برای مساجد و کاخها محسوب میشده است.
➖نمایی از محوطه داخلی کاخ الحمراء در گِرانادا، اسپانیا
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪︎ هنر و معماری
● از قرن هشتم تا یازدهم میلادی، سبکهای معماری اسلامی تحت تأثیر دو سبک متفاوت معماری باستان قرار گرفتند:
• شیوههای یونانی-رومی: بیش از همه مناطق امپراتوری بیزانس تازه فتح شده (جنوب غربی آناتولی، سوریه، مصر و مغرب) معماران، بناها، موزائیک کارها و صنعتگران دیگری را به حاکمان جدید اسلامی عرضه میکردند. این صنعتگران در معماری بیزانس و هنرهای تزئینی آموزش دیدند و به سبک بیزانس که از معماری هلنیستی و روم باستان توسعه یافته بود، به ساخت و تزئین خود ادامه دادند.
• شیوههای شرقی: بینالنهرین و ایران با وجود پذیرش عناصری از سبکهای هلنیستی و رومی، سنتهای معماری مستقل خود را که از معماری ساسانی و پیشینیان آن نشات گرفته بود، حفظ کردند.
همچنین نقشمایه متمایزکننده معماری اسلامی همیشه الگوهای ریاضیاتی منظم تکرارپذیر، سازههای شعاعی، ریتمیک و الگوهای هماندازه بودهاست. از این نظر هندسه فراکتال یک ابزار مهم و اساسی به ویژه برای مساجد و کاخها محسوب میشده است.
➖نمایی از محوطه داخلی کاخ الحمراء در گِرانادا، اسپانیا
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍6