Perspective | پرسپکتیو
بـهـرام بـیـضـایی : « فرهنگ ما نیازمند بازاندیشی است، در همه باورهایش، تاریخش، سوابقش و آنچه که مانع رشد و باعث ایستایی و توقفش شده است؛ همه ما ناچاریم دربارهٔ همهچیز از نو بیندیشیم و همهچیز را از نو با تعقل و ادراک امروزی ارزیابی کنیم. و تعریفهای گذشته…
گویی مردمان دیگری وارد کردهاند و ما در وطن بیگانهایم...
دنیا به دستِ اوباش است و نیکان به گناهِ لیاقت میمیرند.
- طومار شیـخ شـرزین | بـهرام بیـضایی
👤| #Bahram_Beyzaie
🌀| @Perspective_7
دنیا به دستِ اوباش است و نیکان به گناهِ لیاقت میمیرند.
- طومار شیـخ شـرزین | بـهرام بیـضایی
👤| #Bahram_Beyzaie
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
• ریوبراوو، فیلمی بود علیه وسترنهای "صلات ظهر"، "تیرانداز چپدست" و "قطار ٣:١٠ به یوما". وسترنهایی که با عنوان روانشناسی انسان، شخصیتِ کلانتر داستان را تمسخر میکردند و قدرتها و قابلیتهای او را زیرسوال میبردند. هاکس این مسئله را تاب نیاورد. زیرا معتقد بود یک کلانتر نباید محتاج کمک باشد تا در آخر همسرش اورا از مخمصه برهاند. کلانتر، مردم و دوستانش را سپر خود نمیکند بلکه خود سپر آنان میشود. هاکس در جهت مخالفت با این فیلمها، ریوبراوو را ساخت. فیلمی از جنس غربِ وحشی، با همان حال و هوا؛ همان روحیه؛ همان مردمان و همان دوستیها. با دوربینی آرام، رفیق و همپا که با شخصیتها دم به دم زندگی میکند.
🎊به مناسبت زادروز قصهگوی قهار سینما «هاوارد هاکس»
👤¦ #Howard_Hawks
🌀¦ @Perspective_7
🎊به مناسبت زادروز قصهگوی قهار سینما «هاوارد هاکس»
👤¦ #Howard_Hawks
🌀¦ @Perspective_7
👍6
▪️ بیلی وایلدر با تمامی سختگیری به بازیگران آثارش، در ميان بازيگران زنى كه با آنها كار كرده هيچيك را مثل «مارلن ديتريش» تحسین و ستايش نمىكرد و دربارهاش چنین میگوید:
« مردم راجع به پاهایش حرف مىزدند که پاهایش خيلى خوب بود، بدنش هم همينطور، استعدادش هم همينطور. اما چيزى كه از همه معركهتر بود و من را شگفتزده میکرد هوشش بود. شجاعتِ محكوم شدن را داشت و پاىِ تاوانش مىايستاد؛ نازىها را خيلى زودتر از دیگران شناخته بود و جايزهها و دعوت نامه های آنها را قبول نكرده بود، و با اين كه يهودى نبود، از آلمان بيرون زده بود. عواملِ فيلم «رابطهٔ خارجى» همه عاشقش شده بودند. اما دوست داشت يه آدمِ سرماخورده پيدا كند و برای او سوپِ مرغ بپزد. او عجیب عاشق آشپزى بود. افتضاحترين تورِ مو را میانداخت. با آن تور هر كسى زشت مىشد، ولى مارلن نه... او نمىتوانست زشت باشد. »
🎊 به مناسبت زادروز ملکۀ آژاکسِ سینما؛ «مارلن دیتریش»
👤| #Billy_wilder
👤| #Marlene_Dietrich
🌀| @Perspective_7
« مردم راجع به پاهایش حرف مىزدند که پاهایش خيلى خوب بود، بدنش هم همينطور، استعدادش هم همينطور. اما چيزى كه از همه معركهتر بود و من را شگفتزده میکرد هوشش بود. شجاعتِ محكوم شدن را داشت و پاىِ تاوانش مىايستاد؛ نازىها را خيلى زودتر از دیگران شناخته بود و جايزهها و دعوت نامه های آنها را قبول نكرده بود، و با اين كه يهودى نبود، از آلمان بيرون زده بود. عواملِ فيلم «رابطهٔ خارجى» همه عاشقش شده بودند. اما دوست داشت يه آدمِ سرماخورده پيدا كند و برای او سوپِ مرغ بپزد. او عجیب عاشق آشپزى بود. افتضاحترين تورِ مو را میانداخت. با آن تور هر كسى زشت مىشد، ولى مارلن نه... او نمىتوانست زشت باشد. »
🎊 به مناسبت زادروز ملکۀ آژاکسِ سینما؛ «مارلن دیتریش»
👤| #Billy_wilder
👤| #Marlene_Dietrich
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 - My Mister (2018)
👤 - Dir : Kim Won-seok
👥 - Cast: Lee Sun-kyun, Lee Ji-eun, Park Ho-san,...
• «لیسون کیون» بازیگر توانمند سینمای کرۀ جنوبی، امروز صبح درگذشت. جسد او در سن ۴٨ سالگی در داخل ماشینش در پارکی در مرکز سئول پیدا شد. در صندلیِ مسافر یک بریکت زغالی بود که معمولاً در خودکشیهای مرسوم در کره جنوبی استفاده می شد. پلیس پیشتر گزارشی از همسرش دریافت کرده بود که لی پس از "نوشتن یادداشتی شبیه به یادداشت خودکشی" خانه را ترک کرده است. بسیاری از طرفداران لی به خانواده او تسلیت گفتند.
▪️| RIP : (December 27, 2023)
🌀| @Perspective_7
👤 - Dir : Kim Won-seok
👥 - Cast: Lee Sun-kyun, Lee Ji-eun, Park Ho-san,...
• «لیسون کیون» بازیگر توانمند سینمای کرۀ جنوبی، امروز صبح درگذشت. جسد او در سن ۴٨ سالگی در داخل ماشینش در پارکی در مرکز سئول پیدا شد. در صندلیِ مسافر یک بریکت زغالی بود که معمولاً در خودکشیهای مرسوم در کره جنوبی استفاده می شد. پلیس پیشتر گزارشی از همسرش دریافت کرده بود که لی پس از "نوشتن یادداشتی شبیه به یادداشت خودکشی" خانه را ترک کرده است. بسیاری از طرفداران لی به خانواده او تسلیت گفتند.
▪️| RIP : (December 27, 2023)
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️ نخستینهای سینما (١)
▪️ ترجمه: حسن فیاد
سینما، ناگهان پا به عرصه وجود نگذاشت بلکه به تدریج، طی صدها سال، رشد و پیشرفت کرد. هیچ کس نمیتواند ادعا کند که فکر سینما به خاطر او رسیده است. یا همه پیشرفتهای فنی و گوناگون آن از اوست. این امر را باید به چند تن از دانشمندان پرشور و خلاق نسبت داد. با این وصف، از میان همه این دانشمندان تنها چهار یا پنج تن از آنان را به خاطر خدمات برجستهای که به پیدایش و پیشرفت سینما کردهاند، میتوان نام برد.
نخستین سالهای سینما، سالهای دراز و پر مشقت برای مطالعه و تجربه در زمینه نور، حرکت و مواد شیمیائی بود. نخستین بار تاباندن تصاویر به وسیله «آتاناسیوس کرشر»، استاد ریاضیات، صورت گرفت. «کرشر» یک «فانوس جادو» اختراع کرده بود که از پیشروان دستگاه نمایش فیلم محسوب میشد.
«فرنچسکو اسشیناردی» در ۱۶۶۶ نیز فانوس جادوی مشابهی اختراع کرد که برای تاباندن تصاویر شفاف نقاشی شده، به کار میرفت. و سرانجام فرضيهٔ «دوام تصاویر» یا «ثبات بینائی»، منجر به اختراع پروژکتور سینما شد. اما این پروژکتور ابتدائی نیز فرسنگها از یک پروژکتور کامل به دور بود و میبایست «مسدودکنندهای» بر آن افزوده شود. با این همه، پس از «کِرشر» و «اسشیناردی»، تقریبا تا سال ۱۸۰۰ همچنان از پیشرفت باز ماند.
«لئوناردو داوینچی» تشریح سادهای از این فرضیه را پیشنهاد و اظهار کرده بود که اگر چند ثانیهای بر شعاع نوری بنگریم و سپس روی از آن بازگردانیم، هنوز نقطه روشنی را خواهیم دید. در سینما، یک سلسله تصاویر به چشم ارائه می شود. هر تصویر پس از تصویر دیگر با وقفهای کوتاه از جلو چشمان ما میگذرد. با این وصف، این وقفهها آنقدر کوتاه است که وقتی چشم روی هر تصویر متمرکز میشود، تصویر دیگری در این فاصله به چشم ارائه میشود. آنگاه، این تصاویر مجزا از هم با یکدیگر به وسیله چشم ترکیب میشوند. و به ظاهر تداوم و توهمی از حرکت به وجود میآورند. «پیترمارک راجت» در ۱۸۲۴ این فرضیه را اعلام کرد اما در ۱۸۳۳ بود که مخترعین سرانجام کشف کردند که چگونه از این فرضیه استفاده کنند.
«پیتر راجت» و شخص دیگری در ۱۸۲۴ نیز دریافتند که پرههای چرخ نگاری متحرک وقتی که از میان توفالهای افقی دیوارهای مشاهده شود، خمیده و دگرگون به نظر میآید. آنچه که در این مورد توفالهای افقی دیواره انجام میدادند مشابه کاری است که امروزه «مسدود کننده» در دوربین یا پروژکتور انجام میدهد. با این همه، این موضوع به فرضیه «دوام تصاویر» بستگی داشت.
اگر به خاطر «دوام تصاویر» نبود، فکر سینما هرگز از قوه به فعل در نمیآمد. زیرا که بدون این پدیدهٔ طبیعیِ انسانی، سینما محال مینمود. هر وقت چشمان ما روی چیزی متمرکز میشود، عصب بینائی، تصویری به مغز میفرستد. آن گاه مغز برای یکدهم ثانیه یا بیشتر بر این تصویر مینگرد.
«بطلميوس»، ریاضیدان یونانی ۱۸۰۰ قبل از میلاد، این پدیده بینائی با خاصیت چشم را نیز کشف کرده بود. وی معتقد بود که قطاع رنگی دایره یا صفحه چرخندهای، بر تمامی قسمتهای صفحه سایه میاندازد. «آبه ژان انتوان» فیزیکدان، در سال ۱۷۶۵ نشان داده بود که اشیاء چرخنده دگرگون میشوند و به اشکال مختلف در میآیند. اسباببازی های متعدد و گوناگونی ناگهان به وجود آمد که چشم انسان به وسيله آنها یک شیء را در بیش از یک نقطه میتوانست دید.
«دکتر پاریس» و «دکتر فرتین» ورق را برگرداندند و وسیلهای اختراع کردند که دو شیء را که در دو نقطه متفاوت قرار داشتند در یک نقطه مشابه نشان میداد. این وسیله عبارت بود از صفحهای که در هر طرف به یک تکه نخ متصل بود. در یک طرف صفحه یک تصویر نقاشی شده و در طرف دیگر آن تصویر متفاوتی وجود داشت. وقتی که این صفحه به گردش در میآمد، دو تصویر مختلف بصورت یک طرح واحد در میآمد. این وسیله به اسم «توماتروپ» مشهور شد.
🔗| (ادامه دارد..)
🔖| {پایان قسمت اول}
📚| [سینما و سینماگران/مجله رودکی]
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
▪️ ترجمه: حسن فیاد
سینما، ناگهان پا به عرصه وجود نگذاشت بلکه به تدریج، طی صدها سال، رشد و پیشرفت کرد. هیچ کس نمیتواند ادعا کند که فکر سینما به خاطر او رسیده است. یا همه پیشرفتهای فنی و گوناگون آن از اوست. این امر را باید به چند تن از دانشمندان پرشور و خلاق نسبت داد. با این وصف، از میان همه این دانشمندان تنها چهار یا پنج تن از آنان را به خاطر خدمات برجستهای که به پیدایش و پیشرفت سینما کردهاند، میتوان نام برد.
نخستین سالهای سینما، سالهای دراز و پر مشقت برای مطالعه و تجربه در زمینه نور، حرکت و مواد شیمیائی بود. نخستین بار تاباندن تصاویر به وسیله «آتاناسیوس کرشر»، استاد ریاضیات، صورت گرفت. «کرشر» یک «فانوس جادو» اختراع کرده بود که از پیشروان دستگاه نمایش فیلم محسوب میشد.
«فرنچسکو اسشیناردی» در ۱۶۶۶ نیز فانوس جادوی مشابهی اختراع کرد که برای تاباندن تصاویر شفاف نقاشی شده، به کار میرفت. و سرانجام فرضيهٔ «دوام تصاویر» یا «ثبات بینائی»، منجر به اختراع پروژکتور سینما شد. اما این پروژکتور ابتدائی نیز فرسنگها از یک پروژکتور کامل به دور بود و میبایست «مسدودکنندهای» بر آن افزوده شود. با این همه، پس از «کِرشر» و «اسشیناردی»، تقریبا تا سال ۱۸۰۰ همچنان از پیشرفت باز ماند.
«لئوناردو داوینچی» تشریح سادهای از این فرضیه را پیشنهاد و اظهار کرده بود که اگر چند ثانیهای بر شعاع نوری بنگریم و سپس روی از آن بازگردانیم، هنوز نقطه روشنی را خواهیم دید. در سینما، یک سلسله تصاویر به چشم ارائه می شود. هر تصویر پس از تصویر دیگر با وقفهای کوتاه از جلو چشمان ما میگذرد. با این وصف، این وقفهها آنقدر کوتاه است که وقتی چشم روی هر تصویر متمرکز میشود، تصویر دیگری در این فاصله به چشم ارائه میشود. آنگاه، این تصاویر مجزا از هم با یکدیگر به وسیله چشم ترکیب میشوند. و به ظاهر تداوم و توهمی از حرکت به وجود میآورند. «پیترمارک راجت» در ۱۸۲۴ این فرضیه را اعلام کرد اما در ۱۸۳۳ بود که مخترعین سرانجام کشف کردند که چگونه از این فرضیه استفاده کنند.
«پیتر راجت» و شخص دیگری در ۱۸۲۴ نیز دریافتند که پرههای چرخ نگاری متحرک وقتی که از میان توفالهای افقی دیوارهای مشاهده شود، خمیده و دگرگون به نظر میآید. آنچه که در این مورد توفالهای افقی دیواره انجام میدادند مشابه کاری است که امروزه «مسدود کننده» در دوربین یا پروژکتور انجام میدهد. با این همه، این موضوع به فرضیه «دوام تصاویر» بستگی داشت.
اگر به خاطر «دوام تصاویر» نبود، فکر سینما هرگز از قوه به فعل در نمیآمد. زیرا که بدون این پدیدهٔ طبیعیِ انسانی، سینما محال مینمود. هر وقت چشمان ما روی چیزی متمرکز میشود، عصب بینائی، تصویری به مغز میفرستد. آن گاه مغز برای یکدهم ثانیه یا بیشتر بر این تصویر مینگرد.
«بطلميوس»، ریاضیدان یونانی ۱۸۰۰ قبل از میلاد، این پدیده بینائی با خاصیت چشم را نیز کشف کرده بود. وی معتقد بود که قطاع رنگی دایره یا صفحه چرخندهای، بر تمامی قسمتهای صفحه سایه میاندازد. «آبه ژان انتوان» فیزیکدان، در سال ۱۷۶۵ نشان داده بود که اشیاء چرخنده دگرگون میشوند و به اشکال مختلف در میآیند. اسباببازی های متعدد و گوناگونی ناگهان به وجود آمد که چشم انسان به وسيله آنها یک شیء را در بیش از یک نقطه میتوانست دید.
«دکتر پاریس» و «دکتر فرتین» ورق را برگرداندند و وسیلهای اختراع کردند که دو شیء را که در دو نقطه متفاوت قرار داشتند در یک نقطه مشابه نشان میداد. این وسیله عبارت بود از صفحهای که در هر طرف به یک تکه نخ متصل بود. در یک طرف صفحه یک تصویر نقاشی شده و در طرف دیگر آن تصویر متفاوتی وجود داشت. وقتی که این صفحه به گردش در میآمد، دو تصویر مختلف بصورت یک طرح واحد در میآمد. این وسیله به اسم «توماتروپ» مشهور شد.
🔗| (ادامه دارد..)
🔖| {پایان قسمت اول}
📚| [سینما و سینماگران/مجله رودکی]
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️ویدئویی در ستایش سینما
▪️نود سال رؤیا؛ نود سال زندگی
▪️نودمین جشنوارۀ جهانی اسکار
🎊 ٢٨ دسامبر؛ روزِ جهانیِ رویایی رهاییبخش است
🎊 ٢٨ دسامبر؛ روز جهانیِ سینما - هـنـر هـفـتم
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
▪️نود سال رؤیا؛ نود سال زندگی
▪️نودمین جشنوارۀ جهانی اسکار
🎊 ٢٨ دسامبر؛ روزِ جهانیِ رویایی رهاییبخش است
🎊 ٢٨ دسامبر؛ روز جهانیِ سینما - هـنـر هـفـتم
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍4
🔻 The Lord of the Rings (2001)
📽 Dir: Peter Jackson
🔺 The Seventh Seal (1957)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Peter Jackson
🔺 The Seventh Seal (1957)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍4
ژاک-لویی داوید:
« در هنر؛ ارائه و بیان یک ایده از خود آن ایده مهمتر است »
▪️به بهانه سالگرد ژاک-لویی داوید
▪️نقاش پیشگام و حاذق نئوکلاسیسم
👤| #Jacques_louis_david
🌀| @Perspective_7
« در هنر؛ ارائه و بیان یک ایده از خود آن ایده مهمتر است »
▪️به بهانه سالگرد ژاک-لویی داوید
▪️نقاش پیشگام و حاذق نئوکلاسیسم
👤| #Jacques_louis_david
🌀| @Perspective_7
👍6
مارلن دیتریش:
« من نقلقولها را دوست دارم. زیرا شنیدن افکاری که دوست داریم، از زبان فردی که عاقلتر از ماست و به زیبایی آن را بیان میکند، لذت بخش است. »
👤| #Marlene_Dietrich
🌀| @Perspective_7
« من نقلقولها را دوست دارم. زیرا شنیدن افکاری که دوست داریم، از زبان فردی که عاقلتر از ماست و به زیبایی آن را بیان میکند، لذت بخش است. »
👤| #Marlene_Dietrich
🌀| @Perspective_7
👍6
▪️سوگند هوراتی
▪️هنر و نقاشی
این اثر باعث محبوبیت داوید شد. ترکیب ساده و پیکربندی در گروههای مثلثی و مستطیلی از ایدههای اصلی نئوکلاسیک است. نور دراماتیک در این نقاشی ساختار سخت و باصلابت آن را تحت تاثیر قرار نمیدهد. این نقاشی داستان اختلاف میان روم و آلبا (Alba) را در ۶۶٩ ق.م به تصویر میکشد که در نهایت، منجر به جنگ میان دو گروه یعنی سه برادر هوراتی و سه برادر کوریاتی شد. یکی از خواهران کوریاتی با یکی از برادران هوراتی ازدواج کرده بود و یکی از خواهران هوراتی با یکی از برادران کوریاتی نیز باهم نامزد بودند. به رغم التماسهای دخترها، پدر هوراتی اصرار بر جنگ داشت. داوید، به صورت کاملا آگاهانه، این اثر را به عنوان اعلامیهای از باورهای انقلابی و ارجحیت آن بر مناسبات خانوادگی به تصویر میکشد. این نقاشی بر اهمیت میهندوستی و ایثار مردانهٔ جان خود تأکید دارد؛ زیرا در این داستان بهجای آنکه دو دولت، سپاهیان خود را به میدان جنگ بفرستند، موافقت میکنند که هر کدام سه برادر را روانهٔ میدان کنند. هماکنون این تابلو، تحت مالکیت موزه لوور در پاریس قرار دارد.
📚| #Art_History
👤| #Jacques_louis_david
🌀| @Perspective_7
▪️هنر و نقاشی
این اثر باعث محبوبیت داوید شد. ترکیب ساده و پیکربندی در گروههای مثلثی و مستطیلی از ایدههای اصلی نئوکلاسیک است. نور دراماتیک در این نقاشی ساختار سخت و باصلابت آن را تحت تاثیر قرار نمیدهد. این نقاشی داستان اختلاف میان روم و آلبا (Alba) را در ۶۶٩ ق.م به تصویر میکشد که در نهایت، منجر به جنگ میان دو گروه یعنی سه برادر هوراتی و سه برادر کوریاتی شد. یکی از خواهران کوریاتی با یکی از برادران هوراتی ازدواج کرده بود و یکی از خواهران هوراتی با یکی از برادران کوریاتی نیز باهم نامزد بودند. به رغم التماسهای دخترها، پدر هوراتی اصرار بر جنگ داشت. داوید، به صورت کاملا آگاهانه، این اثر را به عنوان اعلامیهای از باورهای انقلابی و ارجحیت آن بر مناسبات خانوادگی به تصویر میکشد. این نقاشی بر اهمیت میهندوستی و ایثار مردانهٔ جان خود تأکید دارد؛ زیرا در این داستان بهجای آنکه دو دولت، سپاهیان خود را به میدان جنگ بفرستند، موافقت میکنند که هر کدام سه برادر را روانهٔ میدان کنند. هماکنون این تابلو، تحت مالکیت موزه لوور در پاریس قرار دارد.
📚| #Art_History
👤| #Jacques_louis_david
🌀| @Perspective_7
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جود لا:
« کارگردانها مرا فقط بخاطر تصویری که ارائه میدهم میخواهند و این موضوع باعث عصبانیتام میشود. من همیشه دوست داشتم بازیگر شوم نه مدل زیبایی. »
🗒 - Enemy at the Gates (2001)
🎬 - Dir : Jean-Jacques Annaud
👥 - Cast: Jude Law, Joseph Fiennes, Rachel Weisz, Bob Hoskins,...
🎊 به مناسبت ۵١ سالگیِ « جود لا » بازیگر انگلیسیتبار
🌀| @Perspective_7
« کارگردانها مرا فقط بخاطر تصویری که ارائه میدهم میخواهند و این موضوع باعث عصبانیتام میشود. من همیشه دوست داشتم بازیگر شوم نه مدل زیبایی. »
🗒 - Enemy at the Gates (2001)
🎬 - Dir : Jean-Jacques Annaud
👥 - Cast: Jude Law, Joseph Fiennes, Rachel Weisz, Bob Hoskins,...
🎊 به مناسبت ۵١ سالگیِ « جود لا » بازیگر انگلیسیتبار
🌀| @Perspective_7
👍5
کارول رید:
« فکر میکنم این وظیفه کارگردان است که آنچه را نویسنده در ذهن داشته، صادقانه منتقل کند. تا زمانی که در وهله اول با نویسنده کار نکرده باشید، نمیتوانید آنچه را که او در ذهن دارد به بازیگر منتقل کنید، همچنین نمیتوانید ایدۀ اصلی را در پایان به تدوینگر منتقل کنید. حال آنکه در ساختن یک فیلم باید به مرحله اول برگردید تا ببینید چقدر ممکن است چیزی در ایجاد این صحنه یا آن شخصیت مهم بوده باشد. »
🎊 به مناسبت زادروز فیلمساز انگلیسیتبار؛ « کارول رید »
▪️پشتصحنۀ «مرد سوم» درکنار جورف کاتن و اورسن ولز
💬| #Carol_Reed
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
« فکر میکنم این وظیفه کارگردان است که آنچه را نویسنده در ذهن داشته، صادقانه منتقل کند. تا زمانی که در وهله اول با نویسنده کار نکرده باشید، نمیتوانید آنچه را که او در ذهن دارد به بازیگر منتقل کنید، همچنین نمیتوانید ایدۀ اصلی را در پایان به تدوینگر منتقل کنید. حال آنکه در ساختن یک فیلم باید به مرحله اول برگردید تا ببینید چقدر ممکن است چیزی در ایجاد این صحنه یا آن شخصیت مهم بوده باشد. »
🎊 به مناسبت زادروز فیلمساز انگلیسیتبار؛ « کارول رید »
▪️پشتصحنۀ «مرد سوم» درکنار جورف کاتن و اورسن ولز
💬| #Carol_Reed
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
👍6
▪️ارتباط سینما و فلسفه
▪️نویسنده: کریستوفر فالزون
کریستوفر فالزون در کتابی با عنوان بحث برانگیز «فلسفه به سینما میرود» مقدمهای بر فلسفه، از این ادعا دفاع میکند که فیلم را میتوان فلسفه محسوب کرد. فالزون خوب میداند که بسیاری از فلاسفه به مدعای او با دیده تردید مینگرند. او با ارجاع به تمثیل غار افلاطون، اذعان میکند که «تعصب فلسفیِ عمیقی در برابر این ایده که تصویر بصری راه دستیابی به روشنگری فلسفی است، وجود دارد. » و بدین ترتیب میپذیرد که تلاش او برای در نظر گرفتن فیلم در مقام منبع بینش فلسفی، ممکن است به دلیل ماهیت، ذاتأ تصویری از فیلم، از همان آغاز محکوم به شکست باشد.
در هرحال، بسیاری از فلاسفه پس از افلاطون فلسفه را - در مقام الگووارِ باور عقلی - در تضاد با تصاویر بصری دانستهاند. تصاویری که فاقد اعتبار دانسته میشوند، زیرا با توسل به زودباوری بینندگان، آنها را به واسطه احساسات و یا امیال گمراه میکنند. بنا به این دیدگاه، به نظر میرسد فیلمها توانایی تفکر فلسفی داشته باشند.
فالزون اعتراض فوق را رد میکند زیرا باور دارد فیلمها قادرند بینشهای فلسفی اصیلی ارائه کنند. او برای بیان مقصود خود، میان استفاده از فیلمها برای «به تصویر کشیدن» دیدگاههای فلسفی و کندوکاو خودش درباره «محتوای» فلسفی که باور دارد خود فیلم ها از آن بهرهمندند، تمایز قایل میشود.
فالزون شرح میدهد که: تنها برای کمک گرفتن در به تصویر کشیدن و یا روشن کردن مضامین فلسفی به فیلمها رو نمیآورم. شناسایی گزارههای مضامین و یا پرسشهای فلسفی که فیلمهای خاص آنها را ارائه میکنند یا به آنها میپردازند، همانا پی بردن به نکتهای مهم درباره آنچه در این فیلمها میگذرد، یعنی گفتن چیزی درباره محتوای فلسفی و فکری آنهاست. منظور فالزون این است که خود فیلمها محتوای فلسفی اصیلی دارند؛ زیرا دیدگاهها و ایدههای فلسفی را طرح میکنند.
| 📚 بخشی از کتاب «فیلم همچو فلسفه»
▪️¦ #Aesthetic
🌀¦ @Perspective_7
▪️نویسنده: کریستوفر فالزون
کریستوفر فالزون در کتابی با عنوان بحث برانگیز «فلسفه به سینما میرود» مقدمهای بر فلسفه، از این ادعا دفاع میکند که فیلم را میتوان فلسفه محسوب کرد. فالزون خوب میداند که بسیاری از فلاسفه به مدعای او با دیده تردید مینگرند. او با ارجاع به تمثیل غار افلاطون، اذعان میکند که «تعصب فلسفیِ عمیقی در برابر این ایده که تصویر بصری راه دستیابی به روشنگری فلسفی است، وجود دارد. » و بدین ترتیب میپذیرد که تلاش او برای در نظر گرفتن فیلم در مقام منبع بینش فلسفی، ممکن است به دلیل ماهیت، ذاتأ تصویری از فیلم، از همان آغاز محکوم به شکست باشد.
در هرحال، بسیاری از فلاسفه پس از افلاطون فلسفه را - در مقام الگووارِ باور عقلی - در تضاد با تصاویر بصری دانستهاند. تصاویری که فاقد اعتبار دانسته میشوند، زیرا با توسل به زودباوری بینندگان، آنها را به واسطه احساسات و یا امیال گمراه میکنند. بنا به این دیدگاه، به نظر میرسد فیلمها توانایی تفکر فلسفی داشته باشند.
فالزون اعتراض فوق را رد میکند زیرا باور دارد فیلمها قادرند بینشهای فلسفی اصیلی ارائه کنند. او برای بیان مقصود خود، میان استفاده از فیلمها برای «به تصویر کشیدن» دیدگاههای فلسفی و کندوکاو خودش درباره «محتوای» فلسفی که باور دارد خود فیلم ها از آن بهرهمندند، تمایز قایل میشود.
فالزون شرح میدهد که: تنها برای کمک گرفتن در به تصویر کشیدن و یا روشن کردن مضامین فلسفی به فیلمها رو نمیآورم. شناسایی گزارههای مضامین و یا پرسشهای فلسفی که فیلمهای خاص آنها را ارائه میکنند یا به آنها میپردازند، همانا پی بردن به نکتهای مهم درباره آنچه در این فیلمها میگذرد، یعنی گفتن چیزی درباره محتوای فلسفی و فکری آنهاست. منظور فالزون این است که خود فیلمها محتوای فلسفی اصیلی دارند؛ زیرا دیدگاهها و ایدههای فلسفی را طرح میکنند.
| 📚 بخشی از کتاب «فیلم همچو فلسفه»
▪️¦ #Aesthetic
🌀¦ @Perspective_7
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آنتونی هاپکینز:
« من میتوانم به خوبی نقش هیولا بازی کنم. من هیولاها را درک میکنم... من دیوانهها را درک میکنم. »
🗒 The Silence of the Lambs (1991)
🎬 Dir: Johnathon Demme
👥 Cast: Anthony Hopkins, Jodie Foster, Scott Glenn, Ted Levine,...
🎊 به مناسبت زادروز «آنتونی هاپکینز»
👤| #Anthony_Hopkins
🌀| @Perspective_7
« من میتوانم به خوبی نقش هیولا بازی کنم. من هیولاها را درک میکنم... من دیوانهها را درک میکنم. »
🗒 The Silence of the Lambs (1991)
🎬 Dir: Johnathon Demme
👥 Cast: Anthony Hopkins, Jodie Foster, Scott Glenn, Ted Levine,...
🎊 به مناسبت زادروز «آنتونی هاپکینز»
👤| #Anthony_Hopkins
🌀| @Perspective_7
👍4
هنریک ایبسن:
زیستن یعنی...
در درونِ خود، با اشباحِ نیروهای ظلمت در آویختن.
نوشتن یعنی...
آزمودنِ ژرفترین خودِ خویشتن
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
زیستن یعنی...
در درونِ خود، با اشباحِ نیروهای ظلمت در آویختن.
نوشتن یعنی...
آزمودنِ ژرفترین خودِ خویشتن
👤| #Henrik_Ibsen
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️تفاوتهای تئاتر ارسطویی با تئاتر روایی
تئاتر ارسطویی:
١ ـ وجود طرح و توطئه
٢ ـ تماشاگر را در داستان صحنه، غرق میکند.
٣ - تماشاگر را در احساسات، غرق میکند.
٤ ـ او را در تجربهای، سهیم میکند.
٥ ـ تماشاگر، درگیر واقعه میشود.
٦ ـ وجود القا و تلقین و همذاتپنداری
٧ ـ احساسات غریزی، پرورش مییابد.
٨ ـ تماشاگر، در بطن نمایش است و در تجربه، سهیم میشود.
٩ ـ انسان؛ متشخص و متعین فرض میشود.
١٠ ـ انسان، تغییرناپذیر است.
١١ ـ نظرها، متوجهٔ پایان است.
١٢ ـ هر صحنه، تابع صحنهٔ دیگر است.
١٣ ـ نمایش، رشدی رو به جلو دارد.
١٤ ـ پیشرفت، در خط مستقیم است.
١٥ ـ وجود ایجاب تکاملیِ طرح داستان
١٦ ـ انسان، ایستا و ثابت است.
١٧ ـ اندیشه و تفکر، وجود را رقم میزند.
١٨ ـ وجود احساسات دوطرفه از اثر به مخاطب
١٩ - نیروی عمل را از تماشاگر میگیرد.
تئاتر روایی:
١ ـ وجود روایت
٢ ـ تماشاگر به ناظری قاضی مبدل میشود.
٣ ـ او را ناگزیر، به تصمیمگیری میکند.
٤ ـ دنیا را برایش، ترسیم میکند.
٥ ـ تماشاگر، رو در روی واقعه، قرار میگیرد.
٦ ـ وجود استدلال ارجح تر از حسیات است
٧ ـ تماشاگر به مرحلۀ قضاوتگری و تمیز دهی میرسد.
٨ ـ تماشاگر، خارج از داستان قرار دارد تا ارزیابی کند.
٩ ـ انسان، هدف نهایی پرس و جو است.
١٠ ـ انسان، دگرگونشونده و دگرگونساز است.
١١ ـ نظرها، بر چگونگی سیر تحول است.
١٢ ـ هر صحنه، قائم به ذات است.
١٣ ـ نمایش، مجموعهای از تک صحنههاست.
١٤ ـ پیشرفت، بهشکل تعدادی منحنی است.
١٥ ـ وجود پرش و جهش در روایت.
١٦ ـ انسانِ پویا؛ انسانِ متحول است.
١٧ ـ موجود اجتماعی، اندیشه را رقم میزند.
١٨ ـ وجود عقل و ادراک بجای حس و احساس
١٩ - قصد دارد نیروی عمل را در تماشاگر برانگیزاند.
▪️نمونههایی از تئاتر ارسطویی:
• عزا برازندۀ الکتراست
• نمایش یک رویا
• ادیپ شهریار
• هدا گابلر
• هملت
▪️نمونه هایی از تئاتر روایی:
• شوایک در جنگ جهانی دوم
• زن نیک ایالت سچوان
• ننه دلاور و فرزندان او
• دایرۀ گچیِ قفقازی
• اپرای سه پولی
📚¦ کتاب «فرهنگ اصطلاحات تئاتر»
✍️¦ نویسنده: همایون نوراحمد
🎭 ¦ #About_Theatre
🌀 ¦ @Perspective_7
تئاتر ارسطویی:
١ ـ وجود طرح و توطئه
٢ ـ تماشاگر را در داستان صحنه، غرق میکند.
٣ - تماشاگر را در احساسات، غرق میکند.
٤ ـ او را در تجربهای، سهیم میکند.
٥ ـ تماشاگر، درگیر واقعه میشود.
٦ ـ وجود القا و تلقین و همذاتپنداری
٧ ـ احساسات غریزی، پرورش مییابد.
٨ ـ تماشاگر، در بطن نمایش است و در تجربه، سهیم میشود.
٩ ـ انسان؛ متشخص و متعین فرض میشود.
١٠ ـ انسان، تغییرناپذیر است.
١١ ـ نظرها، متوجهٔ پایان است.
١٢ ـ هر صحنه، تابع صحنهٔ دیگر است.
١٣ ـ نمایش، رشدی رو به جلو دارد.
١٤ ـ پیشرفت، در خط مستقیم است.
١٥ ـ وجود ایجاب تکاملیِ طرح داستان
١٦ ـ انسان، ایستا و ثابت است.
١٧ ـ اندیشه و تفکر، وجود را رقم میزند.
١٨ ـ وجود احساسات دوطرفه از اثر به مخاطب
١٩ - نیروی عمل را از تماشاگر میگیرد.
تئاتر روایی:
١ ـ وجود روایت
٢ ـ تماشاگر به ناظری قاضی مبدل میشود.
٣ ـ او را ناگزیر، به تصمیمگیری میکند.
٤ ـ دنیا را برایش، ترسیم میکند.
٥ ـ تماشاگر، رو در روی واقعه، قرار میگیرد.
٦ ـ وجود استدلال ارجح تر از حسیات است
٧ ـ تماشاگر به مرحلۀ قضاوتگری و تمیز دهی میرسد.
٨ ـ تماشاگر، خارج از داستان قرار دارد تا ارزیابی کند.
٩ ـ انسان، هدف نهایی پرس و جو است.
١٠ ـ انسان، دگرگونشونده و دگرگونساز است.
١١ ـ نظرها، بر چگونگی سیر تحول است.
١٢ ـ هر صحنه، قائم به ذات است.
١٣ ـ نمایش، مجموعهای از تک صحنههاست.
١٤ ـ پیشرفت، بهشکل تعدادی منحنی است.
١٥ ـ وجود پرش و جهش در روایت.
١٦ ـ انسانِ پویا؛ انسانِ متحول است.
١٧ ـ موجود اجتماعی، اندیشه را رقم میزند.
١٨ ـ وجود عقل و ادراک بجای حس و احساس
١٩ - قصد دارد نیروی عمل را در تماشاگر برانگیزاند.
▪️نمونههایی از تئاتر ارسطویی:
• عزا برازندۀ الکتراست
• نمایش یک رویا
• ادیپ شهریار
• هدا گابلر
• هملت
▪️نمونه هایی از تئاتر روایی:
• شوایک در جنگ جهانی دوم
• زن نیک ایالت سچوان
• ننه دلاور و فرزندان او
• دایرۀ گچیِ قفقازی
• اپرای سه پولی
📚¦ کتاب «فرهنگ اصطلاحات تئاتر»
✍️¦ نویسنده: همایون نوراحمد
🎭 ¦ #About_Theatre
🌀 ¦ @Perspective_7
👍3
هاوارد هاکس:
« وقتی مقداری استعداد دارید، وظیفه شما استفاده از آن است. »
👤| #Howard_Hawks
🌀| @Perspective_7
« وقتی مقداری استعداد دارید، وظیفه شما استفاده از آن است. »
👤| #Howard_Hawks
🌀| @Perspective_7
👍5
⬅️ Portrait of a Lady on Fire (2019)
📽 Dir: Céline Sciamma
➡️ Cries and Whispers (1972)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Céline Sciamma
➡️ Cries and Whispers (1972)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍4
• این واقعیت که قدرت شیطانیِ موجود در فیلم، با هیج یک از ملتهای جهان همذات نشده، به معنای آن است که قدرتی انتزاعی در نظر گرفته شده است که یک اصل را نمایندگی میکند؛ نه یک موقعیت تاریخی معین را. داستان باید به عملکرد اصلها بپردازد، نه ملتی علیه ملتی دیگر. نقابهای هیولا که در «جنگ ستارگان» بر چهرهٔ مردمان زده میشود، بیانگر و نمایشگر نیروی شیطانی واقعی در دنیای جدید است. هنگامی که نقاب «دارت» برداشته میشود، موجودی بیشکل، بدوی و رباتیک می بینید که هنوز به یک فرد انسانی تبدیل نشده است؛ چرا که آنچه که میبینید نوعی تجسم ِچهره رقت انگیز و غیرقابل تشخیص از نفس شیطانیِ اوست.
📚 قدرت اسطوره / نشر مرکز
✍️ نویسنده: جوزف کمبل
📚| #Basics
🌀| @Perspective_7
📚 قدرت اسطوره / نشر مرکز
✍️ نویسنده: جوزف کمبل
📚| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍4
پالین کیل:
« گاه ما ارزش فیلم را حدس میزنیم. گاه این ارزش، تنها از درون خاطرات ما بیرون میزند و نه از خود فیلم. گاه ما با اتکا بر تصورات خود، آنچه را که میپنداریم باید در فیلم باشد، یا میتوانسته باشد، بر فیلم میافزاییم و اینطور، خاطرات و تصورات خود را بر فیلم ارجح میدانیم. و اگر فیلم را دیگر نبینیم، آن را حتی با ارزشهای بیشتری به یاد میآوریم. ما به خاطر میآوریم که آن فیلم چه ارزشهایی برای ما داشته است. اما همه آن خاطرات و نوستالژیِ ما از بازیگری خاص و یا فیلمی به خصوص، ممکن است با دیداری دوباره، به شکلی مبهم، منجمد شده و بپوسد. »
▪️| #Aesthetic
👤| #Pauline_Kael
🌀| @Perspective_7
« گاه ما ارزش فیلم را حدس میزنیم. گاه این ارزش، تنها از درون خاطرات ما بیرون میزند و نه از خود فیلم. گاه ما با اتکا بر تصورات خود، آنچه را که میپنداریم باید در فیلم باشد، یا میتوانسته باشد، بر فیلم میافزاییم و اینطور، خاطرات و تصورات خود را بر فیلم ارجح میدانیم. و اگر فیلم را دیگر نبینیم، آن را حتی با ارزشهای بیشتری به یاد میآوریم. ما به خاطر میآوریم که آن فیلم چه ارزشهایی برای ما داشته است. اما همه آن خاطرات و نوستالژیِ ما از بازیگری خاص و یا فیلمی به خصوص، ممکن است با دیداری دوباره، به شکلی مبهم، منجمد شده و بپوسد. »
▪️| #Aesthetic
👤| #Pauline_Kael
🌀| @Perspective_7
👍8