This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیمز استوارت:
• به بهانۀ سالمرگ جیمز استوارت
« دوست دارم از من، به عنوان کسی یاد شود که به سختکوشی، عشق به میهن، عشق به خانواده و عشق به جامعه اعتقاد داشت. من جیمز استوارت هستم، جیمزی که نقش جیمز استوارت را بازی میکنم. نمیتوانستم با شخصیتپردازیها کنار بیایم. من نقشهارا روی خودم واریاسیون میکنم. اما چیزی که حس میکنم این است که من اکنون با گلوریا [همسر متوفیاش] بیشتر از همیشه خواهم بود. »
▪️ویدئوی اهدای جایزه اسکار افتخاری،
مراسم پنجاه و هفتمین جوایز اسکار در سال ۱۹۸۵
▪️مؤسسهٔ فیلم آمریکا در سال ۱۹۹۹ او را در
ردهٔ سوم برترین هنرپیشگان مرد تاریخ سینما
قرار داد.
👤| #James_Stewart
🌀| @Perspective_7
• به بهانۀ سالمرگ جیمز استوارت
« دوست دارم از من، به عنوان کسی یاد شود که به سختکوشی، عشق به میهن، عشق به خانواده و عشق به جامعه اعتقاد داشت. من جیمز استوارت هستم، جیمزی که نقش جیمز استوارت را بازی میکنم. نمیتوانستم با شخصیتپردازیها کنار بیایم. من نقشهارا روی خودم واریاسیون میکنم. اما چیزی که حس میکنم این است که من اکنون با گلوریا [همسر متوفیاش] بیشتر از همیشه خواهم بود. »
▪️ویدئوی اهدای جایزه اسکار افتخاری،
مراسم پنجاه و هفتمین جوایز اسکار در سال ۱۹۸۵
▪️مؤسسهٔ فیلم آمریکا در سال ۱۹۹۹ او را در
ردهٔ سوم برترین هنرپیشگان مرد تاریخ سینما
قرار داد.
👤| #James_Stewart
🌀| @Perspective_7
👍12
▪️ نخستینهای سینما (٣)
▪️مراحل اساسی پیدایش سینما آنگونه که امروز میشناسیم:
١- دستگاههای تاباندن تصاویر، که با «فانوس جادو» و «اتاناسیوس کرشیر» آغاز میشود.
٢- فرضيهٔ «راجت» درباره «ثبات بینائی» و رابطه آن با اشياء متحرک
٣- دستگاههایی که برای دیدن - و ترکیب - اشيا متحرک اختراع شده.
۴- دوربینها، از اتاق تاریک گرفته تا دوربینهایی که بعدها عکس را جایگزین تصایر نقاشی شده کردند.
۵- فیلمهای انعطافپذیر بهجای سطوح شیشهای.
۶- وسائل دیگری از قبیل عدسیهای سریع، قشرهای سریع، مسدودکنندههای کامل و پیشرفته و تدابیر و اختراعاتی که به فیلم حرکت متناوب بخشید. و نیز سایر ویژگیها و عوامل مکانیکی سینما.
۷- ضبط و بسط صدا روی فیلم
۸- رنگ روی فیلم
۹- صدا روی نوار مغناطیسی
🔖| {پایان قسمت سوم/آخر}
📚| [سینما و سینماگران/مجله رودکی]
🎥 | #History_of_Cinema
📚 | #Cinematicterms
🌀 | @Perspective_7
▪️مراحل اساسی پیدایش سینما آنگونه که امروز میشناسیم:
١- دستگاههای تاباندن تصاویر، که با «فانوس جادو» و «اتاناسیوس کرشیر» آغاز میشود.
٢- فرضيهٔ «راجت» درباره «ثبات بینائی» و رابطه آن با اشياء متحرک
٣- دستگاههایی که برای دیدن - و ترکیب - اشيا متحرک اختراع شده.
۴- دوربینها، از اتاق تاریک گرفته تا دوربینهایی که بعدها عکس را جایگزین تصایر نقاشی شده کردند.
۵- فیلمهای انعطافپذیر بهجای سطوح شیشهای.
۶- وسائل دیگری از قبیل عدسیهای سریع، قشرهای سریع، مسدودکنندههای کامل و پیشرفته و تدابیر و اختراعاتی که به فیلم حرکت متناوب بخشید. و نیز سایر ویژگیها و عوامل مکانیکی سینما.
۷- ضبط و بسط صدا روی فیلم
۸- رنگ روی فیلم
۹- صدا روی نوار مغناطیسی
🔖| {پایان قسمت سوم/آخر}
📚| [سینما و سینماگران/مجله رودکی]
🎥 | #History_of_Cinema
📚 | #Cinematicterms
🌀 | @Perspective_7
👍6
🔺 Christiana's World (1948)
🎨 Painter: Andrew Wyeth
🔻 Forrest Gump (1994)
📽 Dir: Robert Zemeckis
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
🎨 Painter: Andrew Wyeth
🔻 Forrest Gump (1994)
📽 Dir: Robert Zemeckis
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍9
چارلز دیکنز:
« امیدوارم درباره ما، درباره همه ما
از روی حقیقت قضاوت کنند »
👤| #Charles_Dickens
🌀| @Perspective_7
« امیدوارم درباره ما، درباره همه ما
از روی حقیقت قضاوت کنند »
👤| #Charles_Dickens
🌀| @Perspective_7
👍13
Perspective | پرسپکتیو
| درباب طومارنویسان (۱) | نویسنده استیون گرین بلت بیشتر کتابها در جهان باستان به شکل طومار بودند ـ همچون طومارهای تورات که یهودیان تا همین امروز در مناسکشان از آنها استفاده میکنند. اما وقتی به قرن چهارم می رسیم، مسیحیان تقریباً به طور کامل قالب دیگری را…
| درباب طومارنویسان (۲)[آخر]
| نویسنده استیون گرین بلت
مرغوبترین پوست آنکه زندگی را برای کاتبان راحتتر میکرد و احتمالاً در شیرینترین رؤیاهایشان خوابش را میدیدند، از پوست گوساله ساخته میشد و به آن وِلوم (میشَن) میگفتند. و بهترین نوع آن هم میشَن رحِمی بود. میشنی که از پوست گوسالههای سقط شده ساخته میشد. این پوستها را که به غایت سفید نرم و صاف و بادوام بودند، برای ارزشمندترین کتابها نگه میداشتند.
کتابهایی که به زیور تذهیبهای پرنقش و نگار و جواهرگون آراسته بودند، و گهگاه در جلدهایی پیچیده میشدند که رویشان را با سنگهای قیمتی واقعی پوشانده بودند. کتابخانههای جهان هنوز شمار قابل توجهی از این اشیاء چشمگیر را در خود محفوظ دارند. دستاورد گرانقدرِ کاتبانی که هفتصد یا هشتصد سال پیش زندگی میکردند و ساعتهای بیشمار کار میکردند تا چیزهایی زیبا خلق کنند.
کاتبان خوب از بعضی نوبتهای دعاخوانی جمعی معاف بودند تا بتوانند در کتابتخانه بیشترین استفاده ممکن را از ساعات روشنایی روز ببرند. آنها مجبور هم نبودند که در شب کار کنند: به دلیل ترس کاملاً موجهی که از آتش وجود داشت، استفاده از نور شمع به هر شکل و شیوه ممنوع بود. اما برای آن بازۀ روزانه حدوداً شش ساعته که عملاً پشت میزهایشان سپری میکردند، زندگی آنها تماماً به کتابهایشان تعلق داشت. دستِ کم در برخی صومعهها، این امکان و این امید وجود داشت که راهبان آنچه را که نسخهبرداری میکردند، بفهمند.
چنانکه در اهدائیه یکی از کتابتخانهها آمده «بارالهی، به لطف و کرم خویش این کارگه بندگانت را برکت ده؛ باشد که همه آنچه را که در اینجا مینویسند با عقل و خرد خویش دریابند و در کارهایشان متجلی سازند» با این حال علاقه کاتبان به کتابهایی که از آنها نسخهبرداری میکردند (یا بیعلاقگی شان به آنها) موضوعی کاملاً بیربط بود. در واقع تا آنجا که نسخهبرداری شکلی از تأدیب نفس بود - مشقی در فروتنی و استقبال گرم از درد و رنج - چه بسا بیعلاقگی یا نافهمیِ ساده به درکِ متن و درگیری با آن ترجیح داشت. چرا که از کنجکاوی باید به هر قیمت دوری میشد.
📚 « جهان چگونه مدرن شد »
✍️ مترجم مهدی نصراللهزاده
▫️ ¦ #Basics
🌀 ¦ @Perspective_7
| نویسنده استیون گرین بلت
مرغوبترین پوست آنکه زندگی را برای کاتبان راحتتر میکرد و احتمالاً در شیرینترین رؤیاهایشان خوابش را میدیدند، از پوست گوساله ساخته میشد و به آن وِلوم (میشَن) میگفتند. و بهترین نوع آن هم میشَن رحِمی بود. میشنی که از پوست گوسالههای سقط شده ساخته میشد. این پوستها را که به غایت سفید نرم و صاف و بادوام بودند، برای ارزشمندترین کتابها نگه میداشتند.
کتابهایی که به زیور تذهیبهای پرنقش و نگار و جواهرگون آراسته بودند، و گهگاه در جلدهایی پیچیده میشدند که رویشان را با سنگهای قیمتی واقعی پوشانده بودند. کتابخانههای جهان هنوز شمار قابل توجهی از این اشیاء چشمگیر را در خود محفوظ دارند. دستاورد گرانقدرِ کاتبانی که هفتصد یا هشتصد سال پیش زندگی میکردند و ساعتهای بیشمار کار میکردند تا چیزهایی زیبا خلق کنند.
کاتبان خوب از بعضی نوبتهای دعاخوانی جمعی معاف بودند تا بتوانند در کتابتخانه بیشترین استفاده ممکن را از ساعات روشنایی روز ببرند. آنها مجبور هم نبودند که در شب کار کنند: به دلیل ترس کاملاً موجهی که از آتش وجود داشت، استفاده از نور شمع به هر شکل و شیوه ممنوع بود. اما برای آن بازۀ روزانه حدوداً شش ساعته که عملاً پشت میزهایشان سپری میکردند، زندگی آنها تماماً به کتابهایشان تعلق داشت. دستِ کم در برخی صومعهها، این امکان و این امید وجود داشت که راهبان آنچه را که نسخهبرداری میکردند، بفهمند.
چنانکه در اهدائیه یکی از کتابتخانهها آمده «بارالهی، به لطف و کرم خویش این کارگه بندگانت را برکت ده؛ باشد که همه آنچه را که در اینجا مینویسند با عقل و خرد خویش دریابند و در کارهایشان متجلی سازند» با این حال علاقه کاتبان به کتابهایی که از آنها نسخهبرداری میکردند (یا بیعلاقگی شان به آنها) موضوعی کاملاً بیربط بود. در واقع تا آنجا که نسخهبرداری شکلی از تأدیب نفس بود - مشقی در فروتنی و استقبال گرم از درد و رنج - چه بسا بیعلاقگی یا نافهمیِ ساده به درکِ متن و درگیری با آن ترجیح داشت. چرا که از کنجکاوی باید به هر قیمت دوری میشد.
📚 « جهان چگونه مدرن شد »
✍️ مترجم مهدی نصراللهزاده
▫️ ¦ #Basics
🌀 ¦ @Perspective_7
👍10
▪️ سلزنیک برای صحنهی کابوس و رؤیای فیلم «طلسم شده» با «آلفرد هیچکاک» مشکل پیدا کرد. چون هیچکاک قصد داشت از «سالوادور دالی» کمک بگیرد. هیچکاک خودش در این باره میگوید : «سلزنیک فکر میکرد که من فقط دالی را بهخاطر تبلیغاتِ فیلم میخواهم. مانند آنچه در آثار دههی ۱۹۲۰ با لوییس بونوئل: «سگ آندلسی» و «عصر طلایی» ، طراحی کرده بود». همان طور که سلزنیک گفته بود و هیچکاک هم قبول داشت، کار آن صحنه بسیار طول کشید و به صورت پیچیده و بغرنجی درآمد. سرانجام از صحنهی بیست دقیقهای کابوس و رؤیای فیلم، فقط یک یا دو دقیقهاش در فیلم آمد و این صحنه در نبود هیچکاک توسط «ویلیام کامرون منزيس» تنظیم و کار شد، اما اسم او در تیتراژ فیلم نیامد. بعدها که فیلم توفیق یافت، هیچکاک امتیاز آن را به پای خود گذاشت.
📚¦ پارهای از کتاب «هـ همانند هیچکاک»
✍️¦ نویسنده: پرویز نوری
🎥 | #History_of_Cinema
👤¦ #Alfred_Hitchcock
🌀¦ @Perspective_7
📚¦ پارهای از کتاب «هـ همانند هیچکاک»
✍️¦ نویسنده: پرویز نوری
🎥 | #History_of_Cinema
👤¦ #Alfred_Hitchcock
🌀¦ @Perspective_7
👍9
▪️نمایشنامه در تئاتر امروز (۱)
▪️نویسنده لیروی کلارک
نمایشنامه «سرراست» در تئاتر امروز - یعنی کمدی یا درام معاصری که موزیکال نیست - به طور معمول چند کاراکتر بیشتر ندارد و واکاوی یک اتفاق دراماتیک است. اکثر نمایشنامههای بلند به دو پرده تقسیم میشوند. مدت زمان معمول نمایشنامه دو ساعت است، با احتساب وقت تنفس پانزده دقیقهای.
با وجود این در تئاتر امروز نمایشنامههای نود دقیقهایِ بدون تنفس هم محبوب شدهاند. اکثر این نمایشنامهها دکور یا صحنهای واحد دارند. بیشتر تک پردهای.ها سی تا پنجاه و پنج دقیقه طول میکشند. معمولاً آفیش اجراهای تک پردهای شامل دو یا سه نمایشنامه میشود. به خصوص برای نمایشنامههای کوتاه مهم است که در یک زمان و یک مکان بمانند. تغییر دکور در یک نمایشنامه کوتاه عملی نیست. خصوصاً اگر نمایشنامه شامل هر درجهای از رئالیسم باشد. البته نمایشنامههای کوتاه زیادی هستند که شامل مجموعهای از تغییرات زمان و مکان میشوند.
اما معمولاً چنین آثاری را بدون تلاش برای نشان دادن فیزیکی این تغییرات روی صحنه میبرند. برای مثال، در نمایشنامهای همچون «شوخی» نوشته «هوارد کورد» دو مرد جوان به مکانهایی متفاوت میروند اما تنها چیزهایی که تغییر میکند بازیگران و نورپردازی صحنه است. هیچ تغییر لباس یا صحنهای در کار نیست.
در دههٔ ۱۹۹۰ جشنوارههای نمایشنامههای ده دقیقهای رونق گرفتند. محبوبیت نمایشنامههای ده دقیقهای تبدیل به پدیدهای ملی در آمریکا شد. جشنواره تئاتر کالج آمریکایی کندیسنتر، ده تا از این نمایشنامهها را برای جشنواره ملی هر سال انتخاب میکند. هشت جشنواره منطقهای در سرتاسر ایالات متحده هم وجود دارد که هرکدام ده نمایشنامه را اجرا میکنند.
مسابقات نمایشنامۀ ده دقیقهای دیگری هم در بسیاری از شهرها برگزار میشوند، برای مثال در میامی، سیتی شورتس هر تابستان تعدادی از این نمایشنامه را اجرا میکند. عموماً در این نمایشها، یک مکان یک زمان و یک صحنه ادامهدار وجود دارد بدون تنفس زمانی و بدون تغییر لباس. اجراها چند بازیگر بیشتر ندارند
| ادامه دارد
| پایان قسمت اول
| از کتاب «نوشتن روی صحنه»
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
▪️نویسنده لیروی کلارک
نمایشنامه «سرراست» در تئاتر امروز - یعنی کمدی یا درام معاصری که موزیکال نیست - به طور معمول چند کاراکتر بیشتر ندارد و واکاوی یک اتفاق دراماتیک است. اکثر نمایشنامههای بلند به دو پرده تقسیم میشوند. مدت زمان معمول نمایشنامه دو ساعت است، با احتساب وقت تنفس پانزده دقیقهای.
با وجود این در تئاتر امروز نمایشنامههای نود دقیقهایِ بدون تنفس هم محبوب شدهاند. اکثر این نمایشنامهها دکور یا صحنهای واحد دارند. بیشتر تک پردهای.ها سی تا پنجاه و پنج دقیقه طول میکشند. معمولاً آفیش اجراهای تک پردهای شامل دو یا سه نمایشنامه میشود. به خصوص برای نمایشنامههای کوتاه مهم است که در یک زمان و یک مکان بمانند. تغییر دکور در یک نمایشنامه کوتاه عملی نیست. خصوصاً اگر نمایشنامه شامل هر درجهای از رئالیسم باشد. البته نمایشنامههای کوتاه زیادی هستند که شامل مجموعهای از تغییرات زمان و مکان میشوند.
اما معمولاً چنین آثاری را بدون تلاش برای نشان دادن فیزیکی این تغییرات روی صحنه میبرند. برای مثال، در نمایشنامهای همچون «شوخی» نوشته «هوارد کورد» دو مرد جوان به مکانهایی متفاوت میروند اما تنها چیزهایی که تغییر میکند بازیگران و نورپردازی صحنه است. هیچ تغییر لباس یا صحنهای در کار نیست.
در دههٔ ۱۹۹۰ جشنوارههای نمایشنامههای ده دقیقهای رونق گرفتند. محبوبیت نمایشنامههای ده دقیقهای تبدیل به پدیدهای ملی در آمریکا شد. جشنواره تئاتر کالج آمریکایی کندیسنتر، ده تا از این نمایشنامهها را برای جشنواره ملی هر سال انتخاب میکند. هشت جشنواره منطقهای در سرتاسر ایالات متحده هم وجود دارد که هرکدام ده نمایشنامه را اجرا میکنند.
مسابقات نمایشنامۀ ده دقیقهای دیگری هم در بسیاری از شهرها برگزار میشوند، برای مثال در میامی، سیتی شورتس هر تابستان تعدادی از این نمایشنامه را اجرا میکند. عموماً در این نمایشها، یک مکان یک زمان و یک صحنه ادامهدار وجود دارد بدون تنفس زمانی و بدون تغییر لباس. اجراها چند بازیگر بیشتر ندارند
| ادامه دارد
| پایان قسمت اول
| از کتاب «نوشتن روی صحنه»
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍8
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر هخامنشیان (٢) ▪️هنر و معماری • اهمیت تخت جمشید نویسندگان یونانی که درباره پارس گزارش کردهاند، از نخستین اقامتگاه کوروش در پارساگاد، از شوش به عنوان جایگاه اصلی فرمانروایانِ بعدی هخامنشی، و همچنین از اقامتگاه شاهی در اکباتانا و بابل آگاه بودهاند.…
▪️هـنر هخامنشیان (٣)
▪️هنر و معماری
دوران هخامنشیان با پادشاهی کوروش از ٥٥٩ تا ۵۳۰ پیش از میلاد آغاز میشود و تا حمله اسکندر تا سال ۲۳۰ پیش از میلاد ادامه مییابد. وسعت پادشاهی هخامنشی از شمال تا ماورای قفقاز از جنوب تا آفریقا از شرق تا ماورای سیحون و در سند، و از غرب تا کرانه دانوب را در بر میگرفت. از دوران هخامنشی آثار معماری بسیاری بر جای مانده است. این آثار مشتملاند بر: کاخها و آرامگاه و عبادتگاهی در خوزستان و فارس که دو مرکز اصلی این سلسله پادشاهی محسوب میشوند. از نظر هنری نیز هنر هخامنشی به دو دوره تقسیم میشود که دورهٔ آغازین در ویرانههای پاسارگاد نمود مییابد و دورهٔ متأخر که در ویرانههای تخت جمشید تجلی پیدا میکند.
پاسارگاد اقامتگاه کوروش بود که در فاصله ٤٨ کیلومتری تخت جمشید قرار دارد. این مجموعه مشتمل بر سه بخش است: (۱) دروازه اصلی (۲) تالار بارعام کوروش (۳) کاخ مسکونی. این مجموعه در حصاری به طول ۲/۵ كيلومتر قرار داشت و از آن دژ مستحکمی حفاظت میکرد. دروازه اصلی، تالار ستونداری بود مشتمل بر دو ردیف چهارتایی از ستونهای سنگی که در طرفین آن یک جفت پیکرۀ عظیم گاو بالدار وجود داشت. در حال حاضر فقط ستونی منقوش به پیکره ایستاده کوروش که تاج مخصوصی بر سر دارد، باقی مانده است. این دو کاخ و دروازه دارای تالارهای مرکزی مستطیل شکلی بودند که با سقفهای مسطحِ متکی بر ستونهای سنگی پوشیده شده بودند. ستونها از سنگ سفید و ساده و بدون شیار بود، انتهای ستونها به شکل مربع و از سنگ سیاه بودند ولی سر ستونها نیز که از جنس سنگ سیاه بودند به شکل تنۀ گاو نر یا اسب ساخته میشدند.
کاخ پذیرایی از ایوان و تالار ستونداری ساخته شده بود که در اطراف آن اتاقهای کوچکی قرار داشت، اما آرامگاه کوروش که ساختمان سنگی کوچکی با بام دو شیب و سنتوری سر درِ آن، برجستهترین بنای به جای مانده در پاسارگاداست. صفحهٔ پلکانیِ آن، یادآور زیگوراتهای بینالنهرین است. با اینحال نمیتوان به قطعیت گفت که با الهام از آن بناها ساخته شده است. همچنین کاخ شوش که به دستور داریوش ساخته شد، بنا به لوح سنگی کشف شدهای که نوشتار آن را به داریوش نسبت میدهند؛ ساخت این کاخ با استفاده از هنرمندان و صنعتگران و معماران مختلفی از مصر، یونان و بینالنهرین انجام یافته است.
این مجموعه همچون دیگر کاخهای هخامنشی متشکل از چهار جزء اصلی تالار پذیرایی تالار بارعام اتاقهای مسکونی و دروازه اصلی است که از این میان بخشهایی از تالار بارعام و اتاقهای مسکونی به جای مانده است. در مجموع، اصول معماری این مجموعه نیز مشابه پاسارگاد است. ستونهای کاخ شوش اما به صورت شیاردار ساخته شدهاند و با سرستونهایی به شکل نیم تنۀ گاو است و ارتفاعی بالغ بر 20 متر از کف تالار دارد. در درون کاخ تزئینات و کاشیکاریهایی کشف شده که تصاویری از شير بالدار، گاو بالدار و سرباز گارد جاویدان را نشان میدهد. این کاشیها به صورت لعابدار و رنگی هستند. با انتقال کاخ شاهی به تخت جمشید، مجموعه عظیمی از کاخها و بناهای سنگی در دامنه کوه رحمت بر پا شد. کاخها بر روی صفه ساخته شده بودند. که شامل دو قسمت بود: بخشی از دامنه کوه را صاف کرده و سپس تخته سنگهای بزرگِ آن را گسترش داده بودند؛ کاخهایی که بر این صفهها بر پا شدهاند عبارتند از: دروازه خشایارشاه؛ آپادانا؛ تالار صدستون؛ کاخ داریوش؛ کاخ اردشیر سوم؛ حرم و خزانه.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️ نویسنده: فرهاد گشایش
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر و معماری
دوران هخامنشیان با پادشاهی کوروش از ٥٥٩ تا ۵۳۰ پیش از میلاد آغاز میشود و تا حمله اسکندر تا سال ۲۳۰ پیش از میلاد ادامه مییابد. وسعت پادشاهی هخامنشی از شمال تا ماورای قفقاز از جنوب تا آفریقا از شرق تا ماورای سیحون و در سند، و از غرب تا کرانه دانوب را در بر میگرفت. از دوران هخامنشی آثار معماری بسیاری بر جای مانده است. این آثار مشتملاند بر: کاخها و آرامگاه و عبادتگاهی در خوزستان و فارس که دو مرکز اصلی این سلسله پادشاهی محسوب میشوند. از نظر هنری نیز هنر هخامنشی به دو دوره تقسیم میشود که دورهٔ آغازین در ویرانههای پاسارگاد نمود مییابد و دورهٔ متأخر که در ویرانههای تخت جمشید تجلی پیدا میکند.
پاسارگاد اقامتگاه کوروش بود که در فاصله ٤٨ کیلومتری تخت جمشید قرار دارد. این مجموعه مشتمل بر سه بخش است: (۱) دروازه اصلی (۲) تالار بارعام کوروش (۳) کاخ مسکونی. این مجموعه در حصاری به طول ۲/۵ كيلومتر قرار داشت و از آن دژ مستحکمی حفاظت میکرد. دروازه اصلی، تالار ستونداری بود مشتمل بر دو ردیف چهارتایی از ستونهای سنگی که در طرفین آن یک جفت پیکرۀ عظیم گاو بالدار وجود داشت. در حال حاضر فقط ستونی منقوش به پیکره ایستاده کوروش که تاج مخصوصی بر سر دارد، باقی مانده است. این دو کاخ و دروازه دارای تالارهای مرکزی مستطیل شکلی بودند که با سقفهای مسطحِ متکی بر ستونهای سنگی پوشیده شده بودند. ستونها از سنگ سفید و ساده و بدون شیار بود، انتهای ستونها به شکل مربع و از سنگ سیاه بودند ولی سر ستونها نیز که از جنس سنگ سیاه بودند به شکل تنۀ گاو نر یا اسب ساخته میشدند.
کاخ پذیرایی از ایوان و تالار ستونداری ساخته شده بود که در اطراف آن اتاقهای کوچکی قرار داشت، اما آرامگاه کوروش که ساختمان سنگی کوچکی با بام دو شیب و سنتوری سر درِ آن، برجستهترین بنای به جای مانده در پاسارگاداست. صفحهٔ پلکانیِ آن، یادآور زیگوراتهای بینالنهرین است. با اینحال نمیتوان به قطعیت گفت که با الهام از آن بناها ساخته شده است. همچنین کاخ شوش که به دستور داریوش ساخته شد، بنا به لوح سنگی کشف شدهای که نوشتار آن را به داریوش نسبت میدهند؛ ساخت این کاخ با استفاده از هنرمندان و صنعتگران و معماران مختلفی از مصر، یونان و بینالنهرین انجام یافته است.
این مجموعه همچون دیگر کاخهای هخامنشی متشکل از چهار جزء اصلی تالار پذیرایی تالار بارعام اتاقهای مسکونی و دروازه اصلی است که از این میان بخشهایی از تالار بارعام و اتاقهای مسکونی به جای مانده است. در مجموع، اصول معماری این مجموعه نیز مشابه پاسارگاد است. ستونهای کاخ شوش اما به صورت شیاردار ساخته شدهاند و با سرستونهایی به شکل نیم تنۀ گاو است و ارتفاعی بالغ بر 20 متر از کف تالار دارد. در درون کاخ تزئینات و کاشیکاریهایی کشف شده که تصاویری از شير بالدار، گاو بالدار و سرباز گارد جاویدان را نشان میدهد. این کاشیها به صورت لعابدار و رنگی هستند. با انتقال کاخ شاهی به تخت جمشید، مجموعه عظیمی از کاخها و بناهای سنگی در دامنه کوه رحمت بر پا شد. کاخها بر روی صفه ساخته شده بودند. که شامل دو قسمت بود: بخشی از دامنه کوه را صاف کرده و سپس تخته سنگهای بزرگِ آن را گسترش داده بودند؛ کاخهایی که بر این صفهها بر پا شدهاند عبارتند از: دروازه خشایارشاه؛ آپادانا؛ تالار صدستون؛ کاخ داریوش؛ کاخ اردشیر سوم؛ حرم و خزانه.
🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️ نویسنده: فرهاد گشایش
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
Telegram
attach 📎
👍7
Forwarded from Perspective | پرسپکتیو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اینـگمار برگـمان :
« بهترین چیز دنیا برای من است اگر کسی، حتی یک انسان، از یکی از فیلمهای من چیزی گرفته باشد، برای زندگیاش، برای زندگی روزمرهاش یا برای آیندهاش. مرا خوشحال خواهد کرد. تمام مقصود همین است. اگر مردم از فیلمهای من بهره ببرند، تفاوتی نمیکند که خشمگین شوند یا پرخاشگر یا منتقد، تنها از نظر احساسی با فیلمهایم درگیر شوند، همین تنها چیز بااهمیت برای من است »
▪️کلیپی از کالکشن آثار برگمان
▪️محصولی از «BFI FILM»
🎊 به مناسبت زادروز «اینگمار برگمان»
👤¦ #Ingmar_Bergman
🌀¦ @Perspective_7
« بهترین چیز دنیا برای من است اگر کسی، حتی یک انسان، از یکی از فیلمهای من چیزی گرفته باشد، برای زندگیاش، برای زندگی روزمرهاش یا برای آیندهاش. مرا خوشحال خواهد کرد. تمام مقصود همین است. اگر مردم از فیلمهای من بهره ببرند، تفاوتی نمیکند که خشمگین شوند یا پرخاشگر یا منتقد، تنها از نظر احساسی با فیلمهایم درگیر شوند، همین تنها چیز بااهمیت برای من است »
▪️کلیپی از کالکشن آثار برگمان
▪️محصولی از «BFI FILM»
🎊 به مناسبت زادروز «اینگمار برگمان»
👤¦ #Ingmar_Bergman
🌀¦ @Perspective_7
👍8
Perspective | پرسپکتیو
▪️زیباییشناسی در دوران باستان (۳) تقابل ارسطو با افلاطون کاملاً مشهود است. اولاً تقلید، که یک گرایش طبیعی است، از روی چیزها یا کنشهای عینی صورت میگیرد نه از روی ایدههای انتزاعی. لذت حاصل از تقلید، یکی از نخستین مراحل رسیدن به خوشبختی است. این لذت بسته…
▪︎زیباییشناسی در دوران باستان (۴)
ارسطو را «بانیِ زيباشناسی» مينامند. ارسطو میگويد: "فرمهاي اصلی زيبايی عبارتند از: نظم و تقارن و تعيّن، كه علوم رياضي آنها را در درجات معينی مشخص میكنند" و میگويد "آرتيست بايد موافق قوانين طبيعت ساختهای را كه طبيعت ناقص گذاشته تكميل نمايد و هر چه بهتر به مقصود رسد، ساخته او زيباتر است." البته اين تعريف كلی و جامعی است. در فصل ششم كتاب (Poetique) میگويد: "زيبا و زیبایی در نظم و عظمت است". ارسطو معتقد است كه حيوانات در مورد لذات [ناشي از دركِ] «هماهنگی يا زيبايی» فاقد حس هستند و علت اين امر آن نيست كه حواس آن ها دقت لازم را ندارد، بلكه به خاطر آن است كه از قوای عقلانی بايسته محرومند. بعد از ارسطو، همه موافقت دارند كه در امر زيبا يقيناً يك نوع نظم و يك نوع آرمنی و بالاخره وحدتی در حين تنوع موجود است. اما عظمت به هيچ وجه عنصر لازمی برای زيبايی به نظر نمیآيد.
📚 چيستی هنر
✍ اسوالد هَنفلينگ
▪️| #Aristotle
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
ارسطو را «بانیِ زيباشناسی» مينامند. ارسطو میگويد: "فرمهاي اصلی زيبايی عبارتند از: نظم و تقارن و تعيّن، كه علوم رياضي آنها را در درجات معينی مشخص میكنند" و میگويد "آرتيست بايد موافق قوانين طبيعت ساختهای را كه طبيعت ناقص گذاشته تكميل نمايد و هر چه بهتر به مقصود رسد، ساخته او زيباتر است." البته اين تعريف كلی و جامعی است. در فصل ششم كتاب (Poetique) میگويد: "زيبا و زیبایی در نظم و عظمت است". ارسطو معتقد است كه حيوانات در مورد لذات [ناشي از دركِ] «هماهنگی يا زيبايی» فاقد حس هستند و علت اين امر آن نيست كه حواس آن ها دقت لازم را ندارد، بلكه به خاطر آن است كه از قوای عقلانی بايسته محرومند. بعد از ارسطو، همه موافقت دارند كه در امر زيبا يقيناً يك نوع نظم و يك نوع آرمنی و بالاخره وحدتی در حين تنوع موجود است. اما عظمت به هيچ وجه عنصر لازمی برای زيبايی به نظر نمیآيد.
📚 چيستی هنر
✍ اسوالد هَنفلينگ
▪️| #Aristotle
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍8
▪️ آندری تارکوفسکی:
فقط عشق است که میتواند در برابر این ویرانی مشترک تاب بیاورد ــ عشق و زیبایی. به اعتقاد من، فقط عشق میتواند جهان را نجات دهد. بدون آن همهچیز رو به تباهی میرود. از همین الان همهچیز در این مسیر است.
▪️ اینگمار برگمان:
خدا انسان را نجات نمیدهد، انسان بهمدد عشق نجات مییابد و این تنها امید ماست و میتوان همچنان به آن دل بست. تا زمانی که انسان میزید باید عشق وجود داشته باشد. عشق همچون هستی، ابدی و غیرقابل تغییر و تخریب است. گفتهاند: «خدا، عشق است»
• 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑹𝒖𝒃𝒍𝒆𝒗 (𝟏𝟗𝟔𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑻𝒂𝒓𝒌𝒐𝒗𝒔𝒌𝒚
• 𝑾𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓 𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
👤| #Ingmar_Bergman
👤| #Andrei_Tarkovsky
🌀| @Perspective_7
فقط عشق است که میتواند در برابر این ویرانی مشترک تاب بیاورد ــ عشق و زیبایی. به اعتقاد من، فقط عشق میتواند جهان را نجات دهد. بدون آن همهچیز رو به تباهی میرود. از همین الان همهچیز در این مسیر است.
▪️ اینگمار برگمان:
خدا انسان را نجات نمیدهد، انسان بهمدد عشق نجات مییابد و این تنها امید ماست و میتوان همچنان به آن دل بست. تا زمانی که انسان میزید باید عشق وجود داشته باشد. عشق همچون هستی، ابدی و غیرقابل تغییر و تخریب است. گفتهاند: «خدا، عشق است»
• 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑹𝒖𝒃𝒍𝒆𝒗 (𝟏𝟗𝟔𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑻𝒂𝒓𝒌𝒐𝒗𝒔𝒌𝒚
• 𝑾𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓 𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
👤| #Ingmar_Bergman
👤| #Andrei_Tarkovsky
🌀| @Perspective_7
👍11
آلبر کامو:
« هیچ چیز چندشآورتر از
احترام نشأت گرفته از ترس نیست »
• 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑹𝒊𝒃𝒃𝒐𝒏 (𝟐𝟎𝟎𝟗)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒊𝒄𝒉𝒂𝒆𝒍 𝑯𝒂𝒏𝒆𝒌𝒆
▫️| #Basics
👤| #Michael_Haneke
🌀| @Perspective_7
« هیچ چیز چندشآورتر از
احترام نشأت گرفته از ترس نیست »
• 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑹𝒊𝒃𝒃𝒐𝒏 (𝟐𝟎𝟎𝟗)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒊𝒄𝒉𝒂𝒆𝒍 𝑯𝒂𝒏𝒆𝒌𝒆
▫️| #Basics
👤| #Michael_Haneke
🌀| @Perspective_7
👍9👎2
آکیرا کوروساوا:
« سینما رسانۀ مناسبی برای توضیح دادن نیست.
مخاطب را باید در درک محتوای فیلم آزاد گذاشت »
👤¦ #Akira_Kurosawa
🌀¦ @Perspective_7
« سینما رسانۀ مناسبی برای توضیح دادن نیست.
مخاطب را باید در درک محتوای فیلم آزاد گذاشت »
👤¦ #Akira_Kurosawa
🌀¦ @Perspective_7
👍10
▪️بازیگر به چه کسی تبدیل میشود؟
▪️متمایز کردن شخصیت
به زعم آدلر متمایز کردن از طریق بیرونی کردن جنبههای نمایشی در شخصیت میسر میشود. در شیوههایی مثل ملودرام یا کمدی، شخصیتسازی اساساً بر پرداخت بیرونی استوار است و گاه درون کاملاً فراموش میشود. برای ترسیم ویژگیهای شاخص کاراکتر میبایست به صفات دوگانۀ او توجه کنیم؛ منظور صفات کاملاً متضاد است، نه علایق میان حال و متوسط او.
در این صورت تیپ ما بیشتر حالت نمایشی و صحنهای پیدا میکند تا زمانی که به خصوصیات فردی اش میپردازیم برای متمایز کردنِ شخصیت، باید او را از منظری مخالف جایگاه اجتماعیاش بنگریم، یا حداقل از دیدگان کسی که نظراتش یکسره با او در تضاد است. یعنی مستخدم را از دید اربابش، سرمایهدار را از دید یک سوسیالیست، ستاره هالیوود را از دید یک مسیحی متعصب، دکتر را از دید کودک و همجنسباز را از دید یک نئونازی نگریست. متمایز کردن این شانس را به ما میدهد که در یک لحظه همه چیز خود را به شکلی برونی تغییر دهیم.
با استفاده از تمایز هنرپیشه شخصیتی را در خود میبیند که هیچگاه تصورش را نمینمود؛ قانون تمایز این است که توهمی از واقعیت را بپذیری. حتی اگر کج و معوج و غیر منطقی به نظر برسد، ولی باز آن را بپذیری و عین حقیقت بدانی این قانون نه تنها در مورد اجرای شخصیتهای کمیک و ملودرام بلکه برای ارائه کاراکترهای موجود در نمایشهای آبزورد (عبث گرا) نیز کارایی دارد.
آدلر میگفت اگرچه تمایزات موجود در شخصیت یا شرایط فرضی ممکن است همه قواعد عقلانی را در هم بشکنند و اجرایشان غیر ممکن به نظر برسد؛ ولی هنر پیشه باید به گونه ای آنها را به کار گیرد که گویی واقعی اند و امکان پذیر. برای مثال، او می پذیرد که هوا خوردنی است. روي آب می شود راه رفت و از یک نی برای پارو زدن میتوان استفاده کرد. هنر پیشه حتی در موقعیتهای غیر واقعی به اشیای پیرامونش و عملی که انجام میدهد باور دارد. او هوا را می خورد چون فکر میکند چیزی خوردنی است و طعمش نیز با گوشت تفاوت دارد. وقتی نقش ملکه سرخپوش» در آلیس در سرزمین عجایب را بازی میکند بی مهابا و لا ينقطع به دویدن ادامه می دهد، اگرچه میداند از جایش حرکتی نمی.کند. با تمایز سازی، بازیگر تصویری نمایشی و جذاب از واقعیت می سازد.
📚| کتاب «کلاسهای بازیگریِ استلا آدلر»
✍️| نوشته « جوانّا روته »
🎭| #About_Theatre
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
▪️متمایز کردن شخصیت
به زعم آدلر متمایز کردن از طریق بیرونی کردن جنبههای نمایشی در شخصیت میسر میشود. در شیوههایی مثل ملودرام یا کمدی، شخصیتسازی اساساً بر پرداخت بیرونی استوار است و گاه درون کاملاً فراموش میشود. برای ترسیم ویژگیهای شاخص کاراکتر میبایست به صفات دوگانۀ او توجه کنیم؛ منظور صفات کاملاً متضاد است، نه علایق میان حال و متوسط او.
در این صورت تیپ ما بیشتر حالت نمایشی و صحنهای پیدا میکند تا زمانی که به خصوصیات فردی اش میپردازیم برای متمایز کردنِ شخصیت، باید او را از منظری مخالف جایگاه اجتماعیاش بنگریم، یا حداقل از دیدگان کسی که نظراتش یکسره با او در تضاد است. یعنی مستخدم را از دید اربابش، سرمایهدار را از دید یک سوسیالیست، ستاره هالیوود را از دید یک مسیحی متعصب، دکتر را از دید کودک و همجنسباز را از دید یک نئونازی نگریست. متمایز کردن این شانس را به ما میدهد که در یک لحظه همه چیز خود را به شکلی برونی تغییر دهیم.
با استفاده از تمایز هنرپیشه شخصیتی را در خود میبیند که هیچگاه تصورش را نمینمود؛ قانون تمایز این است که توهمی از واقعیت را بپذیری. حتی اگر کج و معوج و غیر منطقی به نظر برسد، ولی باز آن را بپذیری و عین حقیقت بدانی این قانون نه تنها در مورد اجرای شخصیتهای کمیک و ملودرام بلکه برای ارائه کاراکترهای موجود در نمایشهای آبزورد (عبث گرا) نیز کارایی دارد.
آدلر میگفت اگرچه تمایزات موجود در شخصیت یا شرایط فرضی ممکن است همه قواعد عقلانی را در هم بشکنند و اجرایشان غیر ممکن به نظر برسد؛ ولی هنر پیشه باید به گونه ای آنها را به کار گیرد که گویی واقعی اند و امکان پذیر. برای مثال، او می پذیرد که هوا خوردنی است. روي آب می شود راه رفت و از یک نی برای پارو زدن میتوان استفاده کرد. هنر پیشه حتی در موقعیتهای غیر واقعی به اشیای پیرامونش و عملی که انجام میدهد باور دارد. او هوا را می خورد چون فکر میکند چیزی خوردنی است و طعمش نیز با گوشت تفاوت دارد. وقتی نقش ملکه سرخپوش» در آلیس در سرزمین عجایب را بازی میکند بی مهابا و لا ينقطع به دویدن ادامه می دهد، اگرچه میداند از جایش حرکتی نمی.کند. با تمایز سازی، بازیگر تصویری نمایشی و جذاب از واقعیت می سازد.
📚| کتاب «کلاسهای بازیگریِ استلا آدلر»
✍️| نوشته « جوانّا روته »
🎭| #About_Theatre
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍9
🔻 The Kiss (1948)
🎨 Painter: Gustav Klimt
🔺 Shutter Island (2010)
📽 Dir: Martin Scorsese
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
🎨 Painter: Gustav Klimt
🔺 Shutter Island (2010)
📽 Dir: Martin Scorsese
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍8👎3
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر هخامنشیان (٣) ▪️هنر و معماری دوران هخامنشیان با پادشاهی کوروش از ٥٥٩ تا ۵۳۰ پیش از میلاد آغاز میشود و تا حمله اسکندر تا سال ۲۳۰ پیش از میلاد ادامه مییابد. وسعت پادشاهی هخامنشی از شمال تا ماورای قفقاز از جنوب تا آفریقا از شرق تا ماورای سیحون…
▪️هـنر هخامنشیان (۴)
▪️هنر و معماری
در معماری هخامنشی آنچه بسیار حائز اهمیت است نقشی است که عنصر ستون در ساختار معماری ایفا می.کند اهمیتی که ستون در معماری هخامنشی دارد وجه تمایز آن از معماری آشوری محسوب میشود. برخی ریشه این نوع کاربرد از ستونها را تقلیدی از معماری تالار بزرگ معبد تب در مصر باستان میدانند.
تزئينات کاخهای شاهی نیز به تقلید از معابد مصر بود، اما آنچه که در این بین شگفتانگیز مینماید سر ستونهای معماری هخامنشی است که نمونه و سابقه مشخصی برای آن وجود ندارد. این سر ستونها در مجموع به چهار نوع مشخص مشاهده شدهاند:
۱) سر ستونهای دو نیم تنه گاونر، که پشت به هم قرار دارند.
٢) سر ستونهایی به شکل دو نیم تنه شیر
۳) سر ستونهایی به شکل حیوان افسانهای عقاب با تن شیر
٤) سر ستونهایی به شکل لاماسو (سر انسان با هیکل گاو بالدار).
در همه آنها دو نیم تنه پیکره ها پشت به هم قرار دارند و تیروهایی بر روی کمر آنها و بین حد فاصل دو سر آنها قرار میگیرد. ستونهای تخت جمشید بر خلاف ستونهای پاسارگاد، ولی مشابه به کاخ شوش به صورت شیاردار هستند. و تعداد شیارها نیز زیاد است. بزرگترین تالار تخت جمشید تالار بارعام است که شبستان ندارد و تمام راهروها پهنایی به یک اندازه دارند، همه ستونها نیز با هم برابرند. گفته میشود که سقف بنا با تیرهای چوبی از درخت سدر که از لبنان آورده بودند، ساخته شده بود. علاوه بر کاخها، آرامگاهها و آتشگاههای هخامنشی هم گویای عظمت و شکوه معماری این دوره است.
آرامگاههای هخامنشی به طور کل به دو دسته عمده تقسیم میشوند. یک دسته آرامگاههایی هستند که در نقش رستم نزدیک به تخت جمشید و در دامنه کوه ساخته شده اند و شامل آرامگاههای داریوش، خشایارشا و اردشیر اول هستند؛ و دسته دوم آرامگاهها در دامنه کوه رحمت و مشرف به تخت جمشید بنا شدهاند. این آرامگاهها شامل آرامگاه «اردشیردوم»، «اردشیر سوم» و «داریوش سوم» است. این آرامگاهها در کوه ایجاد شدهاند.
از جمله آتشگاههای هخامنشی که شهرت بیشتری دارند آتشگاه معروف به «کعبه زرتشت» است که در نقش رستم و در مقابل آرامگاه داریوش قرار دارد. این بنای مکعب شکل از سنگهای آهکی روشن و خوشتراش ساخته شده است. نقش برجستههای تخت جمشید مجموعهای تصویری غنیای از نقوش دوران هخامنشی را به نمایش میگذارد و علاوه بر آن گویای بسیاری از آداب و رسوم رایج در دربار هخامنشی است.
🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️| نویسنده: فرهاد گشایش
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر و معماری
در معماری هخامنشی آنچه بسیار حائز اهمیت است نقشی است که عنصر ستون در ساختار معماری ایفا می.کند اهمیتی که ستون در معماری هخامنشی دارد وجه تمایز آن از معماری آشوری محسوب میشود. برخی ریشه این نوع کاربرد از ستونها را تقلیدی از معماری تالار بزرگ معبد تب در مصر باستان میدانند.
تزئينات کاخهای شاهی نیز به تقلید از معابد مصر بود، اما آنچه که در این بین شگفتانگیز مینماید سر ستونهای معماری هخامنشی است که نمونه و سابقه مشخصی برای آن وجود ندارد. این سر ستونها در مجموع به چهار نوع مشخص مشاهده شدهاند:
۱) سر ستونهای دو نیم تنه گاونر، که پشت به هم قرار دارند.
٢) سر ستونهایی به شکل دو نیم تنه شیر
۳) سر ستونهایی به شکل حیوان افسانهای عقاب با تن شیر
٤) سر ستونهایی به شکل لاماسو (سر انسان با هیکل گاو بالدار).
در همه آنها دو نیم تنه پیکره ها پشت به هم قرار دارند و تیروهایی بر روی کمر آنها و بین حد فاصل دو سر آنها قرار میگیرد. ستونهای تخت جمشید بر خلاف ستونهای پاسارگاد، ولی مشابه به کاخ شوش به صورت شیاردار هستند. و تعداد شیارها نیز زیاد است. بزرگترین تالار تخت جمشید تالار بارعام است که شبستان ندارد و تمام راهروها پهنایی به یک اندازه دارند، همه ستونها نیز با هم برابرند. گفته میشود که سقف بنا با تیرهای چوبی از درخت سدر که از لبنان آورده بودند، ساخته شده بود. علاوه بر کاخها، آرامگاهها و آتشگاههای هخامنشی هم گویای عظمت و شکوه معماری این دوره است.
آرامگاههای هخامنشی به طور کل به دو دسته عمده تقسیم میشوند. یک دسته آرامگاههایی هستند که در نقش رستم نزدیک به تخت جمشید و در دامنه کوه ساخته شده اند و شامل آرامگاههای داریوش، خشایارشا و اردشیر اول هستند؛ و دسته دوم آرامگاهها در دامنه کوه رحمت و مشرف به تخت جمشید بنا شدهاند. این آرامگاهها شامل آرامگاه «اردشیردوم»، «اردشیر سوم» و «داریوش سوم» است. این آرامگاهها در کوه ایجاد شدهاند.
از جمله آتشگاههای هخامنشی که شهرت بیشتری دارند آتشگاه معروف به «کعبه زرتشت» است که در نقش رستم و در مقابل آرامگاه داریوش قرار دارد. این بنای مکعب شکل از سنگهای آهکی روشن و خوشتراش ساخته شده است. نقش برجستههای تخت جمشید مجموعهای تصویری غنیای از نقوش دوران هخامنشی را به نمایش میگذارد و علاوه بر آن گویای بسیاری از آداب و رسوم رایج در دربار هخامنشی است.
🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️| نویسنده: فرهاد گشایش
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍8
کِی:
تا حالا افسرده شدی؟
مسیح:
به صلیب کشیده شدن چندان جالب نبود
کِی:
تو عکسات خیلی آروم به نظر میرسی
مسیح:
داشتم برای سیلی بعدی صورتم رو میچرخوندم
کِی:
هنوز درد میکنه؟
مسیح:
اونا تو پاهام میخ فرو کردن، کِی !
خرسهای قطبی | مارک هَدن
• 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒐𝒇 𝑪𝒉𝒓𝒊𝒔𝒕 (𝟏𝟗𝟖𝟖)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏 𝑺𝒄𝒐𝒓𝒔𝒆𝒔𝒆
▫️| #Basics
📇 | #ScreenWriting
🌀| @Perspective_7
تا حالا افسرده شدی؟
مسیح:
به صلیب کشیده شدن چندان جالب نبود
کِی:
تو عکسات خیلی آروم به نظر میرسی
مسیح:
داشتم برای سیلی بعدی صورتم رو میچرخوندم
کِی:
هنوز درد میکنه؟
مسیح:
اونا تو پاهام میخ فرو کردن، کِی !
خرسهای قطبی | مارک هَدن
• 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒐𝒇 𝑪𝒉𝒓𝒊𝒔𝒕 (𝟏𝟗𝟖𝟖)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏 𝑺𝒄𝒐𝒓𝒔𝒆𝒔𝒆
▫️| #Basics
📇 | #ScreenWriting
🌀| @Perspective_7
👍8
▪️انگیزۀ بازیگر شدن
آدلر به یک انگیزه جهانشمول ورای وسوسه شهرت و پول در هنر بازیگری اعتقاد داشت. حرف شوخ طبعانه پدرش که میگفت: «تو به سه دلیل میخواهی بازیگر شوی» از یادش نمیرفت. اول اینکه صبح زود از خواب بیدار نشوی؛ بعد اینکه لازم نیست کار کنی و آخر اینکه خوفی از قافله دزدها نخواهی داشت. استلا اما یک دلیل واضح برای بازیگر شدن ذکر میکرد. اینکه میخواهی هنرپیشه شوی چون واقعیت روزمره ارضایت نمیکند. فعالیت در عرصه هنر نمایش از نظر او به معنای کسب یک شغل و حرفۀ معمولی نبود. او این کار را به مثابه برگزیدن شیوهای خاص از زندگی میدانست که واقعیت را به نفع امرواقع دور میزد. بازیگر میتواند روزمرگیاش را ارتقا دهد و آن را متعالی کند. او مجاز است حقیقت وجود خویش را آزادانه بیان کند و این عمل را در تمام طول زندگیاش به شیوهای خلاقانه ادامه دهد. به زعم او، «تعالی» هدف اصلی بازیگری است. این هدف گاه از طریق آموزش و کسب ابزارهای مناسب میسر میشود؛ و گاه حتی ممکن است با ترک صحنه همراه باشد. «تعالی» و رشد معنوی عمیقترین نیازی است که یک انسان را «بازیگر» میکند.
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
آدلر به یک انگیزه جهانشمول ورای وسوسه شهرت و پول در هنر بازیگری اعتقاد داشت. حرف شوخ طبعانه پدرش که میگفت: «تو به سه دلیل میخواهی بازیگر شوی» از یادش نمیرفت. اول اینکه صبح زود از خواب بیدار نشوی؛ بعد اینکه لازم نیست کار کنی و آخر اینکه خوفی از قافله دزدها نخواهی داشت. استلا اما یک دلیل واضح برای بازیگر شدن ذکر میکرد. اینکه میخواهی هنرپیشه شوی چون واقعیت روزمره ارضایت نمیکند. فعالیت در عرصه هنر نمایش از نظر او به معنای کسب یک شغل و حرفۀ معمولی نبود. او این کار را به مثابه برگزیدن شیوهای خاص از زندگی میدانست که واقعیت را به نفع امرواقع دور میزد. بازیگر میتواند روزمرگیاش را ارتقا دهد و آن را متعالی کند. او مجاز است حقیقت وجود خویش را آزادانه بیان کند و این عمل را در تمام طول زندگیاش به شیوهای خلاقانه ادامه دهد. به زعم او، «تعالی» هدف اصلی بازیگری است. این هدف گاه از طریق آموزش و کسب ابزارهای مناسب میسر میشود؛ و گاه حتی ممکن است با ترک صحنه همراه باشد. «تعالی» و رشد معنوی عمیقترین نیازی است که یک انسان را «بازیگر» میکند.
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍7
میکل آنجلو آنتونیونی:
« زمانی که شما دو یا سه تا از قوانینِ پایهایِ زبانِ
سینما را یاد گرفتید؛ قادرید چیزی را انجام دهید
که دوست دارید. این میتواند شامل شکستن همان قوانین هم باشد. »
👤| #Michelangelo_Antonioni
🌀| @Perspective_7
« زمانی که شما دو یا سه تا از قوانینِ پایهایِ زبانِ
سینما را یاد گرفتید؛ قادرید چیزی را انجام دهید
که دوست دارید. این میتواند شامل شکستن همان قوانین هم باشد. »
👤| #Michelangelo_Antonioni
🌀| @Perspective_7
👍7
▪️صدا و پیشرفتِ سینما (۱)
تمایل به تغییر نکردنِ سینما قابلدرک است. یکصد و بیست سال از عمر سینما میگذرد. همچنین نمیشود گفت یک فیلم، یا ده فیلم، یا به قول خیلی از سایتها و نهادها، پنجاه فیلم یا صد فیلم، بهترین فیلمهای تاریخ سینما هستند. در همان دورۀ سینمای صامت، لااقل سی اثر یافتنی است که به معنای واقعی کلمه شاهکارند و هنوز خیلیها عاشقشاناند. اضافه شدنِ ناگهانیِ صدا به سینما، جلوِ ساخت خیلی از شاهکارها را گرفت و به مدت چند سال سینما را به دورانی برگرداند که اجراهای تئاتر ضبط میشدند، اما چیزی نگذشت که پیشرفت از سر گرفته شد. (...)
📚| «سینمای زنده (لایو) و تکنیکهای آن»
✍️| نویسنده: فرانسیس فورد کاپولا
👤 | #Francis_Ford_Coppola
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
تمایل به تغییر نکردنِ سینما قابلدرک است. یکصد و بیست سال از عمر سینما میگذرد. همچنین نمیشود گفت یک فیلم، یا ده فیلم، یا به قول خیلی از سایتها و نهادها، پنجاه فیلم یا صد فیلم، بهترین فیلمهای تاریخ سینما هستند. در همان دورۀ سینمای صامت، لااقل سی اثر یافتنی است که به معنای واقعی کلمه شاهکارند و هنوز خیلیها عاشقشاناند. اضافه شدنِ ناگهانیِ صدا به سینما، جلوِ ساخت خیلی از شاهکارها را گرفت و به مدت چند سال سینما را به دورانی برگرداند که اجراهای تئاتر ضبط میشدند، اما چیزی نگذشت که پیشرفت از سر گرفته شد. (...)
📚| «سینمای زنده (لایو) و تکنیکهای آن»
✍️| نویسنده: فرانسیس فورد کاپولا
👤 | #Francis_Ford_Coppola
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍6
🔻 The Fall of the House of Usher (1928)
📽 Dir: Jean Epstein
🔺 The Magician (1926)
📽 Dir: Rex Ingram
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Jean Epstein
🔺 The Magician (1926)
📽 Dir: Rex Ingram
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍6