Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
▪️ سلزنیک برای صحنه‌ی کابوس و رؤیای فیلم «طلسم شده» با «آلفرد هیچکاک» مشکل پیدا کرد. چون هیچکاک قصد داشت از «سالوادور دالی» کمک بگیرد. هیچکاک خودش در این باره می‌گوید : «سلزنیک فکر می‌کرد که من فقط دالی را به‌خاطر تبلیغاتِ فیلم می‌خواهم. مانند آنچه در آثار دهه‌ی ۱۹۲۰ با لوییس بونوئل: «سگ آندلسی» و «عصر طلایی» ، طراحی کرده بود». همان طور که سلز‌نیک گفته بود و هیچکاک هم قبول داشت، کار آن صحنه بسیار طول کشید و به صورت پیچیده و بغرنجی درآمد. سرانجام از صحنه‌ی بیست دقیقه‌ای کابوس و رؤیای فیلم، فقط یک یا دو دقیقه‌اش در فیلم آمد و این صحنه در نبود هیچکاک توسط «ویلیام کامرون منزيس» تنظیم و کار شد، اما اسم او در تیتراژ فیلم نیامد. بعدها که فیلم توفیق یافت، هیچکاک امتیاز آن را به پای خود گذاشت.


📚¦ پاره‌ای از کتاب «هـ همانند هیچکاک»
✍️¦ نویسنده: پرویز نوری

🎥 | #History_of_Cinema
👤¦ #Alfred_Hitchcock
🌀¦ @Perspective_7
👍9
▪️نمایشنامه در تئاتر امروز (۱)
▪️نویسنده لیروی کلارک



نمایشنامه «سرراست» در تئاتر امروز - یعنی کمدی یا درام معاصری که موزیکال نیست - به طور معمول چند کاراکتر بیشتر ندارد و واکاوی یک اتفاق دراماتیک است. اکثر نمایشنامه‌های بلند به دو پرده تقسیم می‌شوند. مدت زمان معمول نمایشنامه دو ساعت است، با احتساب وقت تنفس پانزده دقیقه‌ای.

با وجود این در تئاتر امروز نمایشنامه‌های نود دقیقه‌ایِ بدون تنفس هم محبوب شده‌اند. اکثر این نمایشنامه‌ها دکور یا صحنه‌ای واحد دارند. بیشتر تک پرده‌ای.ها سی تا پنجاه و پنج دقیقه طول می‌کشند. معمولاً آفیش اجراهای تک پرده‌ای شامل دو یا سه نمایشنامه می‌شود. به خصوص برای نمایشنامه‌های کوتاه مهم است که در یک زمان و یک مکان بمانند. تغییر دکور در یک نمایشنامه کوتاه عملی نیست. خصوصاً اگر نمایشنامه شامل هر درجه‌ای از رئالیسم باشد. البته نمایشنامه‌های کوتاه زیادی هستند که شامل مجموعه‌ای از تغییرات زمان و مکان می‌شوند.

اما معمولاً چنین آثاری را بدون تلاش برای نشان دادن فیزیکی این تغییرات روی صحنه می‌برند. برای مثال، در نمایشنامه‌ای همچون «شوخی» نوشته «هوارد کورد» دو مرد جوان به مکان‌هایی متفاوت می‌روند اما تنها چیزهایی که تغییر می‌کند بازیگران و نورپردازی صحنه است. هیچ تغییر لباس یا صحنه‌ای در کار نیست.

در دههٔ ۱۹۹۰ جشنواره‌های نمایشنامه‌های ده دقیقه‌ای رونق گرفتند. محبوبیت نمایشنامه‌های ده دقیقه‌ای تبدیل به پدیدهای ملی در آمریکا شد. جشنواره تئاتر کالج آمریکایی کندی‌سنتر، ده تا از این نمایشنامه‌ها را برای جشنواره ملی هر سال انتخاب می‌کند. هشت جشنواره منطقه‌ای در سرتاسر ایالات متحده هم وجود دارد که هرکدام ده نمایشنامه را اجرا می‌کنند.

مسابقات نمایشنامۀ ده دقیقه‌ای دیگری هم در بسیاری از شهرها برگزار می‌شوند، برای مثال در میامی، سیتی شورتس هر تابستان تعدادی از این نمایشنامه را اجرا می‌کند. عموماً در این نمایش‌ها، یک مکان یک زمان و یک صحنه ادامه‌دار وجود دارد بدون تنفس زمانی و بدون تغییر لباس. اجراها چند بازیگر بیشتر ندارند



| ادامه دارد
| پایان قسمت اول
| از کتاب «نوشتن روی صحنه»

🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍8
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر هخامنشیان (٢) ▪️هنر و معماری • اهمیت تخت جمشید نویسندگان یونانی که درباره پارس گزارش کرده‌اند، از نخستین اقامتگاه کوروش در پارساگاد، از شوش به عنوان جایگاه اصلی فرمانروایانِ بعدی هخامنشی، و همچنین از اقامتگاه شاهی در اکباتانا و بابل آگاه بوده‌اند.…
▪️هـنر هخامنشیان (٣)
▪️هنر و معماری


دوران هخامنشیان با پادشاهی کوروش از ٥٥٩ تا ۵۳۰ پیش از میلاد آغاز می‌شود و تا حمله اسکندر تا سال ۲۳۰ پیش از میلاد ادامه می‌یابد. وسعت پادشاهی هخامنشی از شمال تا ماورای قفقاز از جنوب تا آفریقا از شرق تا ماورای سیحون و در سند، و از غرب تا کرانه دانوب را در بر می‌گرفت. از دوران هخامنشی آثار معماری بسیاری بر جای مانده است. این آثار مشتمل‌اند بر: کاخ‌ها و آرامگاه و عبادتگاهی در خوزستان و فارس که دو مرکز اصلی این سلسله پادشاهی محسوب می‌شوند. از نظر هنری نیز هنر هخامنشی به دو دوره تقسیم می‌شود که دورهٔ آغازین در ویرانه‌های پاسارگاد نمود می‌یابد و دورهٔ متأخر که در ویرانه‌های تخت جمشید تجلی پیدا می‌کند.

پاسارگاد اقامتگاه کوروش بود که در فاصله ٤٨ کیلومتری تخت جمشید قرار دارد. این مجموعه مشتمل بر سه بخش است: (۱) دروازه اصلی (۲) تالار بارعام کوروش (۳) کاخ مسکونی. این مجموعه در حصاری به طول ۲/۵ كيلومتر قرار داشت و از آن دژ مستحکمی حفاظت می‌کرد. دروازه اصلی، تالار ستون‌داری بود مشتمل بر دو ردیف چهارتایی از ستونهای سنگی که در طرفین آن یک جفت پیکرۀ عظیم گاو بالدار وجود داشت. در حال حاضر فقط ستونی منقوش به پیکره ایستاده کوروش که تاج مخصوصی بر سر دارد، باقی مانده است. این دو کاخ و دروازه دارای تالارهای مرکزی مستطیل شکلی بودند که با سقف‌های مسطحِ متکی بر ستون‌های سنگی پوشیده شده بودند. ستون‌ها از سنگ سفید و ساده و بدون شیار بود، انتهای ستون‌ها به شکل مربع و از سنگ سیاه بودند ولی سر ستون‌ها نیز که از جنس سنگ سیاه بودند به شکل تنۀ گاو نر یا اسب ساخته می‌شدند.

کاخ پذیرایی از ایوان و تالار ستون‌داری ساخته شده بود که در اطراف آن اتاق‌های کوچکی قرار داشت، اما آرامگاه کوروش که ساختمان سنگی کوچکی با بام دو شیب و سنتوری سر درِ آن، برجسته‌ترین بنای به جای مانده در پاسارگاداست. صفحهٔ پلکانیِ آن، یادآور زیگورات‌های بین‌النهرین است. با این‌حال نمیتوان به قطعیت گفت که با الهام از آن بناها ساخته شده است. همچنین کاخ شوش که به دستور داریوش ساخته شد، بنا به لوح سنگی کشف شده‌ای که نوشتار آن را به داریوش نسبت می‌دهند؛ ساخت این کاخ با استفاده از هنرمندان و صنعتگران و معماران مختلفی از مصر، یونان و بین‌النهرین انجام یافته است.

این مجموعه همچون دیگر کاخ‌های هخامنشی متشکل از چهار جزء اصلی تالار پذیرایی تالار بارعام اتاق‌های مسکونی و دروازه اصلی است که از این میان بخش‌هایی از تالار بارعام و اتاق‌های مسکونی به جای مانده است. در مجموع، اصول معماری این مجموعه نیز مشابه پاسارگاد است. ستون‌های کاخ شوش اما به صورت شیاردار ساخته شده‌اند و با سرستون‌هایی به شکل نیم تنۀ گاو است و ارتفاعی بالغ بر 20 متر از کف تالار دارد. در درون کاخ تزئینات و کاشی‌کاری‌هایی کشف شده که تصاویری از شير بال‌دار، گاو بال‌دار و سرباز گارد جاویدان را نشان می‌دهد. این کاشی‌ها به صورت لعابدار و رنگی هستند. با انتقال کاخ شاهی به تخت جمشید، مجموعه عظیمی از کاخ‌ها و بناهای سنگی در دامنه کوه رحمت بر پا شد. کاخ‌‎ها بر روی صفه ساخته شده بودند. که شامل دو قسمت بود: بخشی از دامنه کوه را صاف کرده و سپس تخته سنگ‌های بزرگِ آن را گسترش داده بودند؛ کاخهایی که بر این صفه‌ها بر پا شده‌اند عبارتند از: دروازه خشایارشاه؛ آپادانا؛ تالار صدستون؛ کاخ داریوش؛ کاخ اردشیر سوم؛ حرم و خزانه.


🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️ نویسنده: فرهاد گشایش


📚
| #‌Art_History
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اینـگمار برگـمان :


« بهترین چیز دنیا برای من است اگر کسی، حتی یک انسان، از یکی از فیلمهای من چیزی گرفته باشد، برای زندگی‌اش، برای زندگی روزمره‌اش یا برای آینده‌اش. مرا خوشحال خواهد کرد. تمام مقصود همین است. اگر مردم از فیلمهای من بهره ببرند، تفاوتی نمی‌کند که خشمگین شوند یا پرخاشگر یا منتقد، تنها از نظر احساسی با فیلمهایم درگیر شوند، همین تنها چیز بااهمیت برای من است »


▪️کلیپی از کالکشن آثار برگمان
▪️محصولی از «BFI FILM»


🎊 به مناسبت زادروز «اینگمار برگمان»


👤¦ #Ingmar_Bergman
🌀¦ @Perspective_7
👍8
Perspective | پرسپکتیو
▪️زیبایی‌شناسی در دوران باستان (۳) تقابل ارسطو با افلاطون کاملاً مشهود است. اولاً تقلید، که یک گرایش طبیعی است، از روی چیزها یا کنش‌های عینی صورت می‌گیرد نه از روی ایده‌های انتزاعی. لذت حاصل از تقلید، یکی از نخستین مراحل رسیدن به خوشبختی است. این لذت بسته…
︎زیبایی‌شناسی در دوران باستان (۴)


ارسطو را «بانی‌ِ زيباشناسی» مي‌نامند. ارسطو می‌گويد: "فرم‌هاي اصلی زيبايی عبارتند از: نظم و تقارن و تعيّن، كه علوم رياضي آن‌ها را در درجات معينی مشخص می‌كنند" و می‌گويد "آرتيست بايد موافق قوانين طبيعت ساخته‌‌ای را كه طبيعت ناقص گذاشته تكميل نمايد و هر چه بهتر به مقصود رسد، ساخته او زيباتر است." البته اين تعريف كلی و جامعی است. در فصل ششم كتاب (Poetique) می‌گويد: "زيبا و زیبایی در نظم و عظمت است". ارسطو معتقد است كه حيوانات در مورد لذات [ناشي از دركِ] «هماهنگی يا زيبايی» فاقد حس هستند و علت اين امر آن نيست كه حواس آن ها دقت لازم را ندارد، بلكه به خاطر آن است كه از قوای عقلانی بايسته محرومند. بعد از ارسطو، همه موافقت دارند كه در امر زيبا يقيناً يك نوع نظم و يك نوع آرمنی و بالاخره وحدتی در حين تنوع موجود است. اما عظمت به هيچ وجه عنصر لازمی برای زيبايی به نظر نمی‌آيد.

📚 چيستی هنر
اسوالد هَنفلينگ
▪️| #Aristotle
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍8
▪️ آندری تارکوفسکی:

فقط عشق است که می‌تواند در برابر این ویرانی مشترک تاب بیاورد ــ عشق و زیبایی. به اعتقاد من، فقط عشق می‌تواند جهان را نجات دهد. بدون آن همه‌چیز رو به تباهی می‌رود. از همین الان همه‌چیز در این مسیر است.


▪️ اینگمار برگمان:

خدا انسان را نجات نمی‌دهد، انسان به‌مدد عشق نجات می‌یابد و این تنها امید ماست و می‌توان هم‌چنان به آن دل بست. تا زمانی که انسان می‌زید باید عشق وجود داشته باشد. عشق همچون هستی، ابدی و غیرقابل تغییر و تخریب است. گفته‌اند: «خدا، عشق است»


𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑹𝒖𝒃𝒍𝒆𝒗 (𝟏𝟗𝟔𝟔)
𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑻𝒂𝒓𝒌𝒐𝒗𝒔𝒌𝒚

𝑾𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓 𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟔𝟑)
𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏

👤| #Ingmar_Bergman
👤| #Andrei_Tarkovsky
🌀| @Perspective_7
👍11
آلبر کامو:


« هیچ چیز چندش‌آورتر از
احترام نشأت گرفته از ترس نیست »


• 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑹𝒊𝒃𝒃𝒐𝒏 (𝟐𝟎𝟎𝟗)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒊𝒄𝒉𝒂𝒆𝒍 𝑯𝒂𝒏𝒆𝒌𝒆


▫️| #Basics
👤| #Michael_Haneke
🌀| @Perspective_7
👍9👎2
آکیرا کوروساوا:

« سینما رسانۀ مناسبی برای توضیح دادن نیست.
مخاطب را باید در درک محتوای فیلم آزاد گذاشت »



👤¦ #Akira_Kurosawa
🌀¦ @Perspective_7
👍10
▪️بازیگر به چه کسی تبدیل می‌شود؟
▪️متمایز کردن شخصیت


به زعم آدلر متمایز کردن از طریق بیرونی کردن جنبه‌های نمایشی در شخصیت میسر می‌شود. در شیوه‌هایی مثل ملودرام یا کمدی، شخصیت‌سازی اساساً بر پرداخت بیرونی استوار است و گاه درون کاملاً فراموش می‌شود. برای ترسیم ویژگی‌های شاخص کاراکتر می‌بایست به صفات دوگانۀ او توجه کنیم؛ منظور صفات کاملاً متضاد است، نه علایق میان حال و متوسط او.

در این صورت تیپ ما بیشتر حالت نمایشی و صحنه‌ای پیدا می‌کند تا زمانی که به خصوصیات فردی اش می‌پردازیم برای متمایز کردنِ شخصیت، باید او را از منظری مخالف جایگاه اجتماعی‌اش بنگریم، یا حداقل از دیدگان کسی که نظراتش یکسره با او در تضاد است. یعنی مستخدم را از دید اربابش، سرمایه‌دار را از دید یک سوسیالیست، ستاره هالیوود را از دید یک مسیحی متعصب، دکتر را از دید کودک و همجنس‌باز را از دید یک نئونازی نگریست. متمایز کردن این شانس را به ما می‌دهد که در یک لحظه همه چیز خود را به شکلی برونی تغییر دهیم.

با استفاده از تمایز هنرپیشه شخصیتی را در خود می‌بیند که هیچ‌گاه تصورش را نمی‌نمود؛ قانون تمایز این است که توهمی از واقعیت را بپذیری. حتی اگر کج و معوج و غیر منطقی به نظر برسد، ولی باز آن را بپذیری و عین حقیقت بدانی این قانون نه تنها در مورد اجرای شخصیت‌های کمیک و ملودرام بلکه برای ارائه کاراکترهای موجود در نمایشهای آبزورد (عبث گرا) نیز کارایی دارد.

آدلر می‌گفت اگرچه تمایزات موجود در شخصیت یا شرایط فرضی ممکن است همه قواعد عقلانی را در هم بشکنند و اجرایشان غیر ممکن به نظر برسد؛ ولی هنر پیشه باید به گونه ای آنها را به کار گیرد که گویی واقعی اند و امکان پذیر. برای مثال، او می پذیرد که هوا خوردنی است. روي آب می شود راه رفت و از یک نی برای پارو زدن میتوان استفاده کرد. هنر پیشه حتی در موقعیتهای غیر واقعی به اشیای پیرامونش و عملی که انجام میدهد باور دارد. او هوا را می خورد چون فکر میکند چیزی خوردنی است و طعمش نیز با گوشت تفاوت دارد. وقتی نقش ملکه سرخپوش» در آلیس در سرزمین عجایب را بازی میکند بی مهابا و لا ينقطع به دویدن ادامه می دهد، اگرچه میداند از جایش حرکتی نمی.کند. با تمایز سازی، بازیگر تصویری نمایشی و جذاب از واقعیت می سازد.



📚| کتاب «کلاس‌های بازیگریِ استلا آدلر»
✍️| نوشته « جوانّا روته »


🎭| #About_Theatre
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍9
🔻 The Kiss (1948)
🎨 Painter: Gustav Klimt


🔺 Shutter Island (2010)
📽 Dir: Martin Scorsese



◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍8👎3
Perspective | پرسپکتیو
‍ ‍ ▪️هـنر هخامنشیان (٣) ▪️هنر و معماری دوران هخامنشیان با پادشاهی کوروش از ٥٥٩ تا ۵۳۰ پیش از میلاد آغاز می‌شود و تا حمله اسکندر تا سال ۲۳۰ پیش از میلاد ادامه می‌یابد. وسعت پادشاهی هخامنشی از شمال تا ماورای قفقاز از جنوب تا آفریقا از شرق تا ماورای سیحون…
▪️هـنر هخامنشیان (۴)
▪️هنر و معماری


در معماری هخامنشی آنچه بسیار حائز اهمیت است نقشی است که عنصر ستون در ساختار معماری ایفا می.کند اهمیتی که ستون در معماری هخامنشی دارد وجه تمایز آن از معماری آشوری محسوب می‌شود. برخی ریشه این نوع کاربرد از ستون‌ها را تقلیدی از معماری تالار بزرگ معبد تب در مصر باستان می‌دانند.

تزئينات کاخ‌های شاهی نیز به تقلید از معابد مصر بود، اما آنچه که در این بین شگفت‌انگیز می‌نماید سر ستون‌های معماری هخامنشی است که نمونه و سابقه مشخصی برای آن وجود ندارد. این سر ستون‌ها در مجموع به چهار نوع مشخص مشاهده شده‌اند:

۱) سر ستونهای دو نیم تنه گاونر، که پشت به هم قرار دارند.
٢) سر ستونهایی به شکل دو نیم تنه شیر
۳) سر ستونهایی به شکل حیوان افسانه‌ای عقاب با تن شیر
٤) سر ستونهایی به شکل لاماسو (سر انسان با هیکل گاو بالدار).

در همه آنها دو نیم تنه پیکره ها پشت به هم قرار دارند و تیروهایی بر روی کمر آنها و بین حد فاصل دو سر آنها قرار می‌گیرد. ستون‌های تخت جمشید بر خلاف ستون‌های پاسارگاد، ولی مشابه به کاخ شوش به صورت شیاردار هستند. و تعداد شیارها نیز زیاد است. بزرگترین تالار تخت جمشید تالار بارعام است که شبستان ندارد و تمام راهروها پهنایی به یک اندازه دارند، همه ستونها نیز با هم برابرند. گفته می‌شود که سقف بنا با تیرهای چوبی از درخت سدر که از لبنان آورده بودند، ساخته شده بود. علاوه بر کاخ‌ها، آرامگاه‌ها و آتشگاه‌های هخامنشی هم گویای عظمت و شکوه معماری این دوره است.

آرامگاه‌های هخامنشی به طور کل به دو دسته عمده تقسیم می‌شوند. یک دسته آرامگاه‌هایی هستند که در نقش رستم نزدیک به تخت جمشید و در دامنه کوه ساخته شده اند و شامل آرامگاه‌های داریوش، خشایارشا و اردشیر اول هستند؛ و دسته دوم آرامگاه‌ها در دامنه کوه رحمت و مشرف به تخت جمشید بنا شده‌اند. این آرامگاه‌ها شامل آرامگاه «اردشیردوم»، «اردشیر سوم» و «داریوش سوم» است. این آرامگاه‌ها در کوه ایجاد شده‌اند.

از جمله آتشگاه‌های هخامنشی که شهرت بیشتری دارند آتشگاه معروف به «کعبه زرتشت» است که در نقش رستم و در مقابل آرامگاه داریوش قرار دارد. این بنای مکعب شکل از سنگ‌های آهکی روشن و خوش‌تراش ساخته شده است. نقش برجسته‌های تخت جمشید مجموعه‌ای تصویری غنی‌ای از نقوش دوران هخامنشی را به نمایش می‌گذارد و علاوه بر آن گویای بسیاری از آداب و رسوم رایج در دربار هخامنشی است.


🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️| نویسنده: فرهاد گشایش


📚| #‌Art_History
🌀| @Perspective_7
👍8
کِی:
تا حالا افسرده شدی؟

مسیح:
به صلیب کشیده شدن چندان جالب نبود

کِی:
تو عکسات خیلی آروم به نظر می‌رسی

مسیح:
داشتم برای سیلی بعدی صورتم رو می‌چرخوندم

کِی:
هنوز درد می‌کنه؟

مسیح:
اونا تو پاهام میخ فرو کردن، کِی !


خرس‌های قطبی | مارک هَدن



𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒐𝒇 𝑪𝒉𝒓𝒊𝒔𝒕 (𝟏𝟗𝟖𝟖)
𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒂𝒓𝒕𝒊𝒏 𝑺𝒄𝒐𝒓𝒔𝒆𝒔𝒆


▫️| #Basics
📇 | #ScreenWriting
🌀| @Perspective_7
👍8
▪️انگیزۀ بازیگر شدن


آدلر به یک انگیزه جهان‌شمول ورای وسوسه شهرت و پول در هنر بازیگری اعتقاد داشت. حرف شوخ طبعانه پدرش که می‌گفت: «تو به سه دلیل می‌خواهی بازیگر شوی» از یادش نمی‌رفت. اول اینکه صبح زود از خواب بیدار نشوی؛ بعد اینکه لازم نیست کار کنی و آخر اینکه خوفی از قافله دزدها نخواهی داشت. استلا اما یک دلیل واضح برای بازیگر شدن ذکر می‌کرد. اینکه می‌خواهی هنرپیشه شوی چون واقعیت روزمره ارضایت نمی‌کند. فعالیت در عرصه هنر نمایش از نظر او به معنای کسب یک شغل و حرفۀ معمولی نبود. او این کار را به مثابه برگزیدن شیوه‌ای خاص از زندگی می‌دانست که واقعیت را به نفع امرواقع دور می‌زد. بازیگر می‌تواند روزمرگی‌اش را ارتقا دهد و آن را متعالی کند. او مجاز است حقیقت وجود خویش را آزادانه بیان کند و این عمل را در تمام طول زندگی‌اش به شیوه‌ای خلاقانه ادامه دهد. به زعم او، «تعالی» هدف اصلی بازیگری است. این هدف گاه از طریق آموزش و کسب ابزارهای مناسب میسر می‌شود؛ و گاه حتی ممکن است با ترک صحنه همراه باشد. «تعالی» و رشد معنوی عمیق‌ترین نیازی است که یک انسان را «بازیگر» می‌کند.


🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍7
میکل آنجلو آنتونیونی:


« زمانی که شما دو یا سه تا از قوانینِ پایه‌ایِ زبانِ
سینما را یاد گرفتید؛ قادرید چیزی را انجام دهید
که دوست دارید. این می‌تواند شامل شکستن همان قوانین هم باشد. »



👤| #Michelangelo_Antonioni
🌀| @Perspective_7
👍7
▪️صدا و پیشرفتِ سینما (۱)


تمایل به تغییر نکردنِ سینما قابل‌درک است. یکصد و بیست سال از عمر سینما می‌گذرد. همچنین نمی‌شود گفت یک فیلم، یا ده فیلم، یا به قول خیلی از سایت‌ها و نهادها، پنجاه فیلم یا صد فیلم، بهترین فیلم‌های تاریخ سینما هستند. در همان دورۀ سینمای صامت، لااقل سی اثر یافتنی است که به معنای واقعی کلمه شاهکارند و هنوز خیلی‌ها عاشق‌شان‌اند. اضافه شدنِ ناگهانیِ صدا به سینما، جلوِ ساخت خیلی از شاهکارها را گرفت و به مدت چند سال سینما را به دورانی برگرداند که اجراهای تئاتر ضبط می‌شدند، اما چیزی نگذشت که پیشرفت از سر گرفته شد. (...)


📚| «سینمای زنده (لایو) و تکنیک‌های آن»
✍️| نویسنده: فرانسیس فورد کاپولا

👤 | #Francis_Ford_Coppola
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍6
🔻 The Fall of the House of Usher (1928)
📽 Dir: Jean Epstein



🔺 The Magician (1926)
📽 Dir: Rex Ingram



◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍6
■ تفاوتِ «کنش» و «رخداد»


مفهوم داستان برای نویسندگان کلاسیک یعنی بازگویی «وقایع» حقیقی یا خیالی. این نام‌گذاری، در مجموع، در برگیرنده دو واقعیت است که باید از هم تمییز داده شوند. نخست «رخداد»، سپس «کنش». این دو مفاهیم هرکدام به نوبۀ خود نشان از دگرگونی در روند طبیعی حرکات یا به بیان دیگر، نشان از تغییر حالت می‌دهند. ویژگی «کنش» در حضور «عاملی» است که منجر به بروز تغییر می‌شود یا تلاش می‌کند از بروز آن جلوگیری کند. این عامل می‌تواند منشأ انسانی یا شبه‌انسانی داشته باشد؛ اما «رخداد» پیامد و ثمره‌ی سلسله‌ای علت‌هاست، بی‌آنکه «عامل» در آن دخالتی هشیارانه داشته باشد. در مثال «کنش»، عواملی انسانی مشاهده می‌شود که قصد انجام دادن کاری و یا انگیزه رسیدن به هدفی مشخص را دارد که قابل تشخیص و دلالت است. اما در مثالِ «رخداد»، بایستی گفت که هیچگونه عامل انسانی و دخالت بشری که گویای خواست یا انگیزه‌ی فردی را دارا باشد، تحقق نمی‌یابد.


📚 «تحلیل انواع داستان»
ژان میشل آدام، فرانسواز رواز


📇 | #ScreenWriting
🌀 | @Perspective_7
👍7
لوئیس بونوئل:


« فیلم‌های امروز در پهنه‌ای مسموم و در خلائی اخلاقی گام بر می‌دارند. سینما وسیله‌ای عالیست ولی از دیدگاهی دیگر خطرناک است. عالیست، اگر تفکری آزاد و روحی پوینده آن را به کار گیرد؛ و خطرناک است، اگر هنگامی که اندیشه‌های سخیف و پست در آن رسوخ کند. کافی است سینما مانور واقعی خود را بر پرده افکند تا دنیا غرق در آتش شود. »


• زادروز لوئیس بونوئل، ملقب به جرقۀ سینما


👤| #Luis_Buñuel
🌀| @Perspective_7
👍5👎2
● هاکسلی؛ آرزوی نابودگر


در جامعه آمریکا، گفتمان و تبادل اندیشه جای خود را به سرگرمی صرف داده است. دیگر خبری از رد و بدل مفاهیم و استدلال بر پایه منطق نیست، بلکه تصاویر و ظواهر زیبا و همچنین افراد مشهور و تبلیغات، جایگزین آن‌ها شده‌اند.

زمانی که یک جامعه با موضوعات کم‌اهمیت و بیهوده سرگرم شود، زمانی که مفهوم زندگی فرهنگی به چرخه‌ای مداوم از سرگرمی‌های زودگذر تقلیل پیدا کند و زمانی که گفتگوهای عمومی جدی به لفاظی‌های سطحی و بی‌محتوا تنزل یابد، آنگاه کل یک ملت در معرض خطر قرار می‌گیرد. در چنین وضعیتی، مرگ فرهنگی یک احتمال جدی و محتمل است.

آلدوس هاکسلی، نویسنده شهیر، نگرانی متفاوتی را نسبت به کنترل و سرکوب جامعه مطرح می‌کند. او بر این باور است که نیازی به وجود یک نیروی سرکوبگر (مانند برادر بزرگ در رمان ۱۹۸۴) برای سلب اختیار، بلوغ فکری و حس تاریخی مردم نیست. هاکسلی معتقد است که در چنین وضعیتی، مردم خودشان به بردگی و اسارت درآغوش فناوری‌هایی تن می‌دهند که توانایی تفکر و تعقل آن‌ها را تحلیل می‌برد و نابود می‌کند.

جرج اورول، نویسنده رمان ۱۹۸۴، نگران سلب اطلاعات از مردم توسط حکومت‌ها بود. اما هاکسلی نگرانی‌ای متفاوت داشت؛ او بیم آن را داشت که آنقدر حجم اطلاعات و سرگرمی‌های بیهوده در اختیار مردم قرار گیرد که تبدیل به موجوداتی منفعل و خودخواه شوند. اورول از پنهان شدن حقیقت از مردم می‌ترسید، در حالی که هاکسلی نگران غرق شدن حقیقت در دریایی از بیهودگی و بی‌محتوایی بود.

نگرانی اورول این بود که به فرهنگی اسیر و تحت کنترل درآییم، در حالی که هاکسلی از تبدیل شدن به فرهنگی مبتذل و سطحی که دغدغه‌هایی پوچ و بی‌ارزش دارد، بیمناک بود. همانطور که هاکسلی در کتاب «بازگشت به دنیای قشنگ نو» اشاره می‌کند، حامیان آزادی‌های مدنی و اندیشمندان عقل‌گرا که همواره در برابر استبداد ایستادگی می‌کنند، اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اند. آن‌ها تمایل سیری‌ناپذیر انسان به سرگرمی و تفریح بی‌پایان را نادیده گرفته‌اند. اورول در رمان ۱۹۸۴ نشان داد که کنترل مردم از طریق اعمال درد و رنج صورت می‌گیرد، در حالی که در دنیای قشنگ نو هاکسلی، کنترل از طریق القای لذت و خوشی‌های زودگذر انجام می‌شود.

به طور خلاصه، اورول از آنچه می‌ترسیدیم، نگران بود که ما را نابود کند؛ اما هاکسلی از چیزی می‌ترسید که آرزویش را داشتیم و آن سرگرمی و خوشی‌های بی‌پایان بود، که نهایتا باعث نابودی ما می‌شد.


▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍6
■ طناب و سینما


سینما از نمایش مدرن منشعب شده است و نه از نمایش‌های قرون وسطایی. فقط در چند فیلم انگشت‌شمار سعی شده میزان زمانی درست معادل با واقعیت حفظ شود. «طناب» اثر «هیچکاک» یکی از این موارد است، فیلمی است که از اول تا آخر آن مطلقاً هیچ «قطعی» صورت نمی‌گیرد و منحصراً از حرکت دوربین استفاده می‌کند. ولی فیلم عملاً حقه می‌زند و دارای قطع‌هایی است که آنها را با رفتن دوربین روی یک سطح تیره و در نتیجه تاریک شدن پرده سینما می‌پوشاند. این فیلم یکی از تجربی‌ترین و یکی از جالب‌ترین آزمایش‌های هیچکاک است. کارگردان بزرگی که با نام‌های بزرگ گیشه کار می‌کند. هیچکاک، بسیاری از تکنیک‌های استاندارد فیلم را کنار گذاشته تا صحنه‌های طولانی و بدون وقفه را به نمایش بگذارد. هر شات به طور مداوم تا ده دقیقه (ظرفیت فیلمبرداری دوربین) بدون وقفه اجرا شد. این فیلم در یک مجموعه فیلمبرداری شد، به غیر از شروع فیلم، صحنه خیابانی که در تیتراژ ایجاد شد. حرکات دوربین تقریباً هیچ ویرایشی وجود نداشت.


📚 | #Cinematicterms
🌀 | @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖼 «رومن پولانسکی» و «شارون تیت» در کنار «فدریکو فلینی»، دیداری کوتاه در پشت‌صحنه فیلم «ساتیریکون» - ١٩۶۹


"Roman Polanski" & "Sharon Tate" by "Federico Fellini" in Behind the Scene Of "Satyricon" (1969)


🎬| #Behind_The_Scene
👤| #Federico_Fellini
🌀| @Perspective_7
👍6