Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
▪️قصدگرایی متن [هرشی] (١)
▪️گادامر: هرمنوتیک، سنت و عقل



منتقدان زیادی به مبهم بودن این مدعای هرش، که معنای متن با مقاصد مؤلفِ آن، یکی است اشاره کرده‌اند: هرش درحالی‌که استدلال خود را در مقابل ضد قصدگرایی جهت می‌دهد با نقدِ نو همراهی دارد و به نظر می‌رسد که در رد برداشت آشکارا روان‌شناختی از معنای قصدی با نقدِ نو موافق است.

هرش وقتی معنای متن را با تصد مؤلف یکی می‌گیرد، از شلایرماخر پیروی نمی‌کند. شلایرماخر معنا را معادل با اَعمال و تجربه‌های ذهنی‌ای می‌پندارد که در زمان نگارش متن در ذهن مؤلف رخ داده است. اما هرش به مفهوم پدیدارشناسانه قصدیت متوسل می‌شود تا مفهوم «معنای لفظی» [متن] را صورت‌بندی کند که موضوعی کاملاً شبیه به اعمال ذهنی گوناگون است.

به بیانی دیگر، «معنای لفظی» معنایی است که مؤلف آن را از طریق اعمال ذهنی خاصی قصد می‌کند، نه این که خود آن اعمال ذهنی خاص باشد. البته هرش بر این باور نیست که مؤلفان می‌توانند با اعمال قصدی‌شان هر آنچه دوست دارند قصد کنند، بلکه آنها به وسیلهٔ قراردادهای زبانی فرهنگ خودشان در معنای واژه‌ها محصورند.

بنابراین تعریف اولیه او از «معنای لفظی» چنین است: «هر آنچه کسی اراده کرده که از طریق زنجیره خاصی از نشانه‌های زبانی انتقال دهد، به شرط آن که قابلیت انتقال از طریق نشانه،های زبانی را داشته باشد.»


🔗| (ادامه دارد...)

▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرانک کاپرا:
• آغاز سال جدید میلادی (۲۰۲۵) مبارک


« فیلم چه زندگی شگفت‌انگیزی اساسا باور فرد به خودش است. و من آن را برای مبارزه با گرایش مدرن به سوی الحاد ساختم. این فیلم تمام فلسفه فیلمسازی من را خلاصه می‌کند. اول؛ برای بالا بردن ارزش فرد. دوم؛ حمایت از انسان - دفاع از اهداف او، اعتراض به هرگونه تنزل حیثیت، روح یا الوهیت او. و سوم، دراماتیزه کردن زنده بودن یک فرد - مانند درون‌مایه خود فیلم. چرا که در تاریکی، درخشندگی و شکوهی وجود دارد، مگر می‌توانیم نبینیم، فقط برای دیدن آن باید نگاه کنیم. خواهش می‌کنم نگاه کنید. »


● The Greatest Christmas Movie of all 🎶
● Wishing everyone a Merry Christmas ! 🎄🔔


• 𝑰𝒕'𝒔 𝑾𝒐𝒏𝒅𝒆𝒓𝒇𝒖𝒍 𝑳𝒊𝒇𝒆 (𝟏𝟗𝟒𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂


▫️ | #Basics
👤 | #Frank_Capra
🌀 | @Perspective_7
👍10
ورنر هرتسوگ:


« شاید من به دنبال چیزهای آرمان شهر هستم، فضایی برای احترام و احترام انسانی، مناظری که هنوز آزرده نشده اند، سیاراتی که هنوز وجود ندارند، مناظر رویایی. تمدن مانند لایه نازکی از یخ بر روی اقیانوسی عمیق از هرج و مرج و تاریکی است. به همین خاطر است که معتقدم وجه مشترک جهان هارمونی نیست. اما هرج و مرج، خصومت و قتل. »


• 𝑲𝒂𝒔𝒑𝒂𝒓 𝑯𝒂𝒖𝒔𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑾𝒆𝒓𝒏𝒆𝒓 𝑯𝒆𝒓𝒛𝒐𝒈


👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
👍7
▪️#Sidney_Lumet

ـــ در درام شخصیت‌ها باید داستان رو پیش ببرند و در ملودرام داستان شخصیت‌ها رو پیش ببـره. همه کارهای خوب نیازمند خودافشاگری هستند.
👍5
Perspective | پرسپکتیو
▪️ریشه‌های نئورئالیسم (۲) مهمتر از فیلم‌های «کامرینی» در زمینه پیدایی و ایجاد نئورئالیسم باید از فیلم‌هایی نام برد که در سالهای آخر جنگ توسط «دسیکا»، «بلازتی» و «ويسکونتی» ساخته شده بود. در این روند آگاهی‌های هنری که سینمای ایتالیا از مدتها پیش از ۱۹۴۵ در…
▪️نئورئالیسم و مولفه‌های آن (٣)


مولفه‌های سبکی
:


• لوکیشن‌ها و دکور

در فیلم‌های "نئورئالیستی"، تأکید بر استفاده از " لوکیشن‌های طبیعی " و واقعی است. برای دوری کردن از تصنع و نزدیک کردن روایت به واقعیت بیرونی معمولاً سعی می‌شود تا در نماهای داخلی هم از میزانسن بندی و چینش صحنه مرسوم در استودیوها پرهیز شود.


▪️تصویربرداری و نورپردازی

معروف است که فیلم‌های"نئورئالیستی" معمولاً قاب‌های ناآراسته و فی البداهه دارند. روسلینی در مصاحبه‌ای در این باره می‌گوید " اگر به اشتباه نمای زیبایی بگیرم، حتماً هنگام تدوین آن را بیرون خواهم کشید ".معمولاً تصویربرداری به سبک فیلم‌های مستند انجام می‌گیرد و دوربین سعی در نشان دادن واقعیت بدون دست کاری دارد. از این رو گاهی از دوربین روی دست استفاده می‌شود و تصویر مانند فیلم‌های خبری، دانه‌دانه است و ظاهراً از نور طبیعی در آن استفاده می‌شود. در این سبک فیلم سازی، استفاده از عمق میدان به شدت رایج است و یکی از ویژگی‌های سبکی برجسته این جنبش سینمایی است.

البته برخلاف تصور رایج، تمامی فیلمسازان این جنبش، پایبند این شیوه تصویربرداری و قاب‌بندی نبوده‌اند و نمونه آن، قالب‌ها قاب‌های چشم نواز و آراسته "ویسکونتی" در فیلم زمین می‌لرزد است. در واقع حتی وقتی فیلم برداری در لوکیشن واقعی صورت می‌گیرد، صحنه‌ها دارای حرکات نرم دوربین، فوکوس دقیق و صحنه پردازی حساب شده در چند سطح هستند.


▪️سایر مولفه‌ها

معروف است که در فیلم‌های این جنبش سینمایی، برای ایجاد حس واقعی بودن روایت، از نابازیگران استفاده می‌شود. اما درواقع در اغلب موارد از شیوه "معجون" یعنی تلفیقی از "بازیگران حرفه‌ای" و نابازیگران استفاده می‌شود. اما در تدوین، این فیلم‌ها کاملاً منطبق با هنجارهای سینمای کلاسیک هالیوودی قرار دارند و همه چیز متعارف به نظر می‌رسد.


در سال ۱۹۴۳ مجله «سينما» با احتیاطی بیشتر بی‌آنکه مستقیم با حکومت در افتد، دست به انتشار نوعی بیانیه نئورئالیسم زد:

مرگ بر آیین و رسوم بدوی و تصنعی که بر قسمت اعظم تولیدات سینمایی ما حکم فرماست .

مرگ بر آثار تخیلی و مضحکی که آدمی و مسائلش در آنها مورد بحث و دغدغه نیست .

مرگ بر هر بازسازی واقعیت تاریخی یا فیلم ساخته شده از روی رمان که بر اساس یک ضرورت سیاسی به وجود نیامده باشد .

مرگ بر آن سخنوری که می‌گوید همه ایتالیایی‌ها از یک خمیر انسانی هستند و جملگی از یک احساس ناب شعله‌ور می‌شوند و همگی به یک اندازه بر مسائل زندگی آگاهی دارند.


این نفی در شیوه سخنوری فاشیستی که در نقدها و بیانیه‌های مجله‌های سینمایی مخالفت به چشم می‌خورد ، در اواخر جنگ در آثار سینمایی «بلازتی»، «دسیکا» و «ویسکونتی» که با پایداری و مقاومت در برابر سانسور بوجود آمده بود، ظاهر شد. «آلساندرو بلازتی» از فیلم «چهار قدم در ابرها 1943» - موضوعی عادی اما واقعی و مربوط به دوره معاصر را به کار گرفت که خلاصۀ آن بدین صورت بود:

« تاجر کوچکی به سفر می‌رود و در اتوبوسی که بین روستاها رفت و آمد دارد با دختری خوش‌سیمایی روبرو می‌شود که از او می‌خواهد برای زمانی کوتاه نقش همسر را برایش بازی کند تا بتواند از چنگ پدرش بگریزد. این مسافر وحشت‌زده برخلاف میل باطنی‌اش با تقاضای او موافقت می‌کند و با این عمل خود را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد که البته از آن رهایی می‌یابد اما تنها به این سبب که مجددا به خانه و زندگی یکنواخت و کسل‌کننده باز گردد. »

در این داستان، عناصر سنتی کمدی‎های بومی به کار گرفته شده است . مثلا: «سفر با اتوبوس و همراه با آوازهای دسته جمعی و صرف مشروب فراوان الكلی که به تمامی به شکلی فولکلوریک عرضه می‌شود. آنچه در این میان جلب توجه می‌کرد، تنها جنبش و تحرک و خودبخودی کار کارگردانی نبود، بلکه به طور کلی این واقعیت که در مردی از طبقه متوسط که کاملا فاقد گیرایی است به قهرمان داستان در مرکز وقایع قرار می‌گیرد و زندگی روزمره یکنواخت و غم انگیز او (صبح ها از خواب برخاستن در خانۀ محقر اجاره‌ای) به کمال ترسیم می‌شود.


🔗- [ادامه دارد..]
🔗- (پایان بخش سوم)


📚 « نئورئالیسم چیست »
✍️ نویسنده: کامران شیردل


🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍6
جملاتی از سرجیو لئونه سینما


• وقتی جوان بودم به سه چیز اعتقاد داشتم: مارکسیسم، قدرت رستگاری سینما و دینامیت. الان فقط به دینامیت ایمان دارم.

• فیلم های من در اصل فیلم های صامت هستند. دیالوگ فقط کمی وزن اضافه می کند.

• اگر مؤلفی وجود داشته باشد که بر من تأثیر گذاشته باشد - فقط یکی وجود دارد - و آن چارلی چاپلین است.

• مادرم بازیگر بود. پدرم بازیگر و کارگردان بود. من فرزند فیلمسازان هستم. من با این پاپیون ساخته شده از سلولوئید روی یقه ام به دنیا آمدم.

• تمام قتل‌ها در فیلم‌های من اغراق‌آمیز است، زیرا می‌خواستم طنزی بی‌زبان در وسترن‌های بی‌نظیر بسازم.

• زندگی من، مطالعه من، همه چیز درباره من حول محور سینما می چرخد. بنابراین برای من سینما زندگی است و بالعکس.

• وقتی به سینما می روم، اغلب ناامید می شوم، زیرا می توانم حدس بزنم دقیقاً چه اتفاقی قرار است در حدود ده دقیقه بعد از نمایش بیفتد. بنابراین، وقتی روی موضوعی کار می کنم، همیشه به دنبال عنصر غافلگیری هستم.


▪️به بهانه زادروز « سرجیو لئونه »


💬| #Quote
👤| #Sergio_Leone
🌀| @Perspective_7
👍6👎5
سخنان سرجیو لئونه:
● درباره روزی روزگاری در آمریکا (۱۹۸۴)


• من نمی‌توانم آمریکا را به شکل دیگری جز با چشم یک اروپایی ببینم. این کشوری است که مرا مجذوب و در عین حال وحشت‌زده می‌کند.


• من همیشه این احساس را داشتم که مردم در آمریکا همیشه آوانگارد هستند. به تمام نوآوری‌های جدید بسیار توجه دارند. اما تخصصی، مردم آمریکا یک جامعه بسیار تخصصی هستند.


• در کودکی من، آمریکا مثل یک دین بود. سپس آمریکایی‌های واقعی بطور ناگهانی - با جیپ - وارد زندگی من شدند و تمام رویاهای من را به هم ریختند. آنها را بسیار پرانرژی و کماکان بسیار فریبنده یافتم. آنها دیگر آمریکایی های غرب نبودند. آنها مانند بقیه سربازانی بودند... ماتریالیست، مالک، مشتاق به لذت ها و کالاهای زمینی.


قسم می‌خورم که این فیلم بهترین فیلم من است، می‌دانستم که از لحظه‌ای که کتاب هری گری را دست گرفتم خوشحالم که موفق شدم، حتی اگر در طول فیلمبرداری به اندازه فک دیک تریسی تنش داشتم. همیشه اینطور می‌شود فیلمبرداری افتضاح است، اما ساخت یک فیلم خوشمزه است.


𝑶𝒏𝒄𝒆 𝑼𝒑𝒐𝒏 𝒂 𝑻𝒊𝒎𝒆 𝒊𝒏 𝑨𝒎𝒆𝒓𝒊𝒄𝒂 (𝟏𝟗𝟖𝟒)
𝑫𝒊𝒓: 𝒔𝒆𝒓𝒈𝒊𝒐 𝒍𝒆𝒐𝒏𝒆


💬| #Quote
👤| #Sergio_Leone
🌀| @Perspective_7
👍7
🖼 «کلودیا کاردیناله»، «جیسون روباردز» و «هنری فوندا» در کنار «سرجیو لئونه» در پشت‌صحنه فیلم «روزی روزگاری در غرب» - ۱۹۶۸


● "Jason Robards" & "Henry Fonda" & "Claudia Cardinale" by "Sergio Leone" in behind the Scene Of "Once Upon aTime in West" (1968)



🎬| #Behind_The_Scene
👤| #Sergio_Leone
🌀| @Perspective_7
👍10
Perspective | پرسپکتیو
▪️زیبایی‌شناسی در دوران باستان (۵) ▪️ افلاطون (۴۲۷-۳۴۷ پیش از میلاد) فیلسوف یونان باستان. شاگردِ سقراط و استادِ ارسطو. آرای افلاطون بر شکل گیری و تحول فلسفۀ غرب تأثیر عظیم و پایداری داشته است. او هنرها را بی‌رحمانه ملامت و مذمت می‌کرد تا بدانجا که در کتاب…
| زیبایی‌شناسی دوران باستان (۶)
| ارسطو (۳۸۴-۳۲۲ پیش از میلاد)



• تفاوت میان هنرها


ارسطو با روشی کلاسیک انواع مختلف هنرهای تقلیدی را شناسایی کرد. او نشان داد که آنها یا برحسب ابزار به کار رفته، یا برحسب موضوعاتشان و یا برحسب روش «تقلید» شان از یکدیگر متفاوت اند.

۱)
ریتم ها: گفتار و ملودی هردو ابزاری هستند که در شعر و موسیقی به کار گرفته میشوند. از این ابزار یا باهم دیگر و یا به صورت جداگانه استفاده میشود. به عنوان مثال، در موسیقی‌سازی هردو یعنی ملودی و ریتم به کار میروند. درحالیکه رقص تنها ریتم را به کار میگیرد. و به وسیله حرکات ریتمیک بدن، یا رقص شخصیت ها، احساسات و اعمال را به نمایش میگذارد. برخی از هنرها نظیر تراژدی و کمدی و دیتی‌رامب ، هرسه ابزار را به کار می‌برند.

۲)
در خصوص موضوعات مورد تقلید میتوان گفت که مهمترین تقسیم ارسطو تقسیمی بود که برخی هنرها، انسان را همانگونه که هست به نمایش میگذارد. برخی بهتر یا بدتر از آنچه که هست، به تصویر میکشند. با اینحال در روزگار ارسطو، هنر نقاشی، هنر انسانهای معمولی بی اهمیت بود. بطوریکه گمان میکرد هنر تنها به دو دسته تقسیم میشود. هنر اصیل یا هنر مبتذل. که به ترتیب با تراژدی و کمدی بازنموده می‌شدند

۳)
با توجه به روش های تقلید در خصوص هنرِ ادبی، ارسطو بر دو چیز تاکید داشت: اینکه یا خود مؤلف و نویسنده بصورت مستقیم و مصرحه صحبت میکند، یا قهرمانانش را وا میدارد که صحبت کنند. این ثنویت و دوگانگی خود را به ترتیب در هنرهای حماسی و دراماتیک نشان می‌دهد.


📚| « مفاهیم بنیادین زیبایی‌شناسی »
✍🏻| نویسنده: ولادیمیر تاتارکیویچ


▪️| #Aristotle
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍6
عباس کیارستمی:


«من ریشه و انگیزۀ اولیۀ فیلم‌هایم را در واقع از روی همین زندگی روزمره و آدم‌های اطراف خودم شروع می‌کنم. این را از قول «چزاره زاواتینی» می‌گویم که اعتقاد داشت: اولین عابری که در خیابان از کنار شما رد می‌شود، می‌تواند قهرمان داستان شما باشد. »


𝑪𝒍𝒐𝒔𝒆-𝑼𝒑 (𝟏𝟗𝟗𝟎)
𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒃𝒃𝒂𝒔 𝑲𝒊𝒂𝒓𝒐𝒔𝒕𝒂𝒎𝒊


👤| #Abbas_Kiarostami
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هایائو میازاکی:
• به مناسبت زادروز افسانه‌سرای ژاپن


« به دنیا آمدن یعنی اجبار به انتخاب یک دوران، یک مکان، یک زندگی. وجود داشتن در اینجا و این زمان به معنای از دست دادن امکان بی‌شماری از هویت‌های بالقوه است… با این حال وقتی به دنیا می‌آیید بازگشتی در کار نیست؛ و فکر می‌کنم که این دقیقاً دلیل این است که چرا جهان فانتزیِ فیلم‌های کارتونی به این شدت امیدها و اشتیاق‌های ما را به نمایش می‌گذارند. آن‌ها جهانی از امکانات ازدست‌رفتۀ ما را به تصویر می‌کشند. »

▪️ هایائو میازاکی، از بنیانگذاران Studio Ghibli، در اواخر تولید انیمه "شهر اشباح" مشغول پخت غذا برای طراحان و انیماتوریست‌های استودیوست. اعضایی که تا دیروقت سر کار می‌ماندند و کار می‌کردند. میازاکی با شوخ‌طبعی و روحیه کودکانه خود، با فرایند آشپزی شوخی می‌کند و درحالیکه هشتمین بسته رشته فرنگی را می‌پزد برای ارتقای روحیه طراحان می‌گوید: « داریم به مرحله بحرانی نزدیک می‌شویم »


👤| #Hayao_Miyazaki
🌀| @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هاسوی کاواسه:

«من برداشت‌های ذهنی را ترسیم نمی‎‌کنم. کار من بر اساس واقعیت است... من نمی‌توانم ابطال کنم.. (اما) می‌توانم آن را ساده کنم. در زمان طراحی از نور و رنگ برداشت ذهنی می‌کنم. در حین رنگ آمیزی طرح، من قبلاً جلوه‌ها را در یک چاپ چوبی تصور می‎کنم»


🎊 امروز زادروز هاسوی کاواسه، هنرمند و چاپگر مدرن ژاپنی است که در آثارش به نمایش موضوعات سنتی با تاثیر از هنر غربی می‎‌پرداخت. اکثر آثار او شامل منظره‌هایی بودند که متاثر از شرایط نوری طبیعی هستند. 

👤¦ #Hasui_Kawase
🌀¦ @Perspective_7
👍6
هایائو میازاکی:


«من قصه‌گو نیستم، نقش می‌کشم. با این وجود، به قدرت قصه هم ایمان دارم. تلاش من و دوستانم از دهه هفتاد میلادی این بوده که فضای آرام‌تری ارائه دهیم و بینندگان را با سروصدای زیاد و سرگیجه کلافه نکنیم و در پرداخت فیلم‌ها از عواطف و احساسات کودکان تبعیت کنیم. اگر به شادی، همدلی و اعجاب وفادار باشیم نیازی به خشونت و اکشن نخواهد بود. کودکان داستان را دنبال خواهند کرد. این معیار اصلی ماست. من معتقدم که ذهن کودکان وارث حافظه تاریخی نسل‌های قبلی است. نکته این است که با بزرگتر شدن و تجربه کردن جهان روزمره به مرور حافظه عمیق‌تر و عمیق‌تر می‌شود. احساس می‌کنم باید فیلمی بسازم که به آن سطوح عمیق دست یابد. اگر بتوانم این کار را بکنم شادمان از این دنیا خواهم رفت. »


👤| #Hayao_Miyazaki
🌀| @Perspective_7
👍6
▪️قفل ذهنی نویسندگان


اگر روی خودتان برچسب نویسنده تنبل را بچسبانید، اگر فکر می کنید شاید آنچه را که باید، به دست نیاورده اید به این خاطر که فرد تنبلی هستید، می خواهم گوشزد کنم که اینطور نیست. احتمالا نویسنده هایی که واقعا تنبل هستند، انگشت شمارند، اما تا دلتان بخواهد، نویسنده هایی با قفل شدگی ذهن داریم.

با کمال احترام به عنوان کسی که با صدها نویسنده کار کرده است، باید بگویم درحالیکه برخی از نویسندگان با قفل شدن ذهن درگیر هستند، برای برخی دیگر اینطور واقعا نیست. نویسندگانی داریم که هرگز ذهنشان قفل نشده است و کافی است دست به کار شوند تا کلمات روی کاغذ بیایند. نویسنده تنبل خیلی کم داریم. اما تعداد زیادی نویسنده وحشت زده داریم. نویسنده‌های زیادی هستند که احتمالا برخی از مهارتهای این حرفه را که برای غلبه بر بخش‌های طولانی تر یا چالش برانگیز تر نوشتن لازم است، ندارند. درنتیجه گیر می افتند و اصلا نمی دانند چه می خواهند بنویسند.

پیشنهاد من این است: "اگر خودتان را متهم به تنبلی کنید، یا حتی شخص دیگری را مقصر بدانید، خودتان هم خوب می دانید که وقتی مهارتهایی را که باید، نداشته باشیم، به سمت تنبل بودن سوق پیدا می کنیم. «جواب خیلی ساده است اگر بتوانید مهارت، باور یا ساختاری را که لازمه کار است، فراهم کنید. حتی نویسنده هایی نیز که به نظر تنبل می رسند، می توانند به ناگهان شکوفا شوند.»


📌 | نوشته: جاکوب کروگر
✍️ | مترجم: مینا محمدی
🔖 | شماره ۲۱۵ مجلهٔ فیلم‌نگار




📚 | #Cinematicterms
🌀 | @Perspective_7
👍7
▪️مشاهده‌گری دوربینِ رزی


دوری‌گزینی دوربینِ رزی به زیستِ شخصی او برمی‌گردد. فرانچسکو رزی، دارای شخصیتی ناظر، متفکر، ساکت و شاهد بود؛ اما هرگز تن به انفعال و انقیاد نداد. وی بااینکه ساکت، بی‏‌هرج و مرج و کم‏‌هیاهو بود اما آثارش بشدت خبر از افکار برسازنده، نقادانه، پرهیاهو و بنیان‏‌کن او می‌دهند. نفوذ تفکرش از نفوذ نگاهش پیداست. همین مساله بنوعی به او زبان سیاست می‌آموزد. رزی بجای آن‌که بیشتر «حرف بزند»، بیشتر «می‌بیند». حرفهایش «دیده» هاست و این «دیده‏» هارا در تمامی آثارش – چه تغزلی و چه غیرتغزلی‏– با مخاطب سهیم می‌شود. او قصه را چنان روایت می‌کند که دُم به تله ندهد اما افشاگریِ سیاسی‌اش را هم می‌کند (این می‌تواند از علت‌های استفادۀ رزی از لانگ‏‌شات و مدیوم لانگ‏‌شات‌هایش باشد). نگاه و زیستِ ساکت و خموش رزی مانع ایستایی‏‌اش نشده و زبان سینماییِ اورا پویا، بلیغ و نقاد بار می‌آورد - که با حفظ ریتمی آرام، تمپوی خود را ملتهب و پرنوسان نگه می‌دارد. و این نشان می‌دهد که استاتیکِ سینمای ایتالیا – بخصوص سینمای رزی - سیری دینامیک دارد.

𝑻𝒉𝒓𝒆𝒆 𝑩𝒓𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟖𝟏)
𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒄𝒆𝒔𝒄𝒐 𝑹𝒐𝒔𝒊

👤| #Francesco_Rosi
🌀| @perspective_7
👍8
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر اشکانیان (١) ▪️هنر و معماری دورانِ اشکانی هنر اشکانیان به عنوان یک هنر ایرانی است که در امپراتوری اشکانی در مناطق مجاور از جمله عراق (شرق نزدیک) از لحاظ فرهنگی تحت تأثیر قرار داده‌است. امپراتوری اشکانی از حدود ۲۵۰ سال پیش از میلاد تا ۲۲۰ میلادی…
▪️هـنر اشکانیان (٢)
▪️هنر و معماری


التقاط و احیای هنرها

اشکانیان مردمی سلحشور و جنگجو بودند و به کاخ‌سازی زیاد توجه نشان نمی‌دادند. اما همانطور که بیشتر اشاره کردیم، سه بنای معروف کاخ مانند، از آن‌ها باقی است که کاخ نسا در عشق آباد ترکمنستان و کاخِ هترا در بغداد، در خارج از محدودۀ ایرانِ کنونی واقع شده است. همچنین کاخ کوه خواجه که در کنار دریاچه سیستان و بلوچستان است. در مجموع تاثیر معماری غربی در بنای کوه خواجه سیستان مشهود است. چنانکه از دوران سلوکیان هنوز کاخی در ایران یافت نشده است.

اگرچه فرهنگ یونانی در دوره هلنی نزد مردمِ خاور نزدیک مقبولیت قابل توجهی پیدا کرده بود، اما در دوره اشکانی شاهد احیای فرهنگ ایرانی در مذهب، هنر و حتی پوشاک هستیم. پادشاهان اشکانی با آگاهی از هر دو ریشه هلنی و ایرانی ممالک زیر سلطه خود، پس از آنکه خود را پادشاه خواندند، خود را فیلهلنیسم (یونانی دوست) معرفی کردند. واژه «فیلهلنی» تا دوره سلطنت «اردوان سوم» بر روی سکه‌ها ضرب می‌شد. حذف این واژه از روی سکه‌ها از نشانه‌های احیای فرهنگ ایرانی در دوره اشکانی است. «بلاش یکم» اولین پادشاه اشکانی بود که خط اشکانی و زبان پارتی را مورد استفاده قرار داد و به جای استفاده از الفبای یونانی، سکه‌هایی به خط اشکانی ضرب نمود. با این وجود از الفبای یونانی تا پایان دوره اشکانی بر روی سکه‌ها استفاده می‌شد.

به هرشکل نفوذ فرهنگ یونانی در دوران امپراتوری اشکانی کاملاً از بین نمی‌رود، به‌طور مثال مدارکی دال بر لذت بردن اشک‌ها از تئاترهای یونانی وجود دارد. زمانی که سر «کراسوس» را برای «ارد دوم» آوردند، او در کنار «آرتاواز دوم»، پادشاه ارمنستان، مشغول تماشای نمایش «باکچای» اثر «اوریپید» بوده است. در آن زمان از سر کراسوس، به جای سر پنتئوس در نمایش استفاده شد.

• تقسیم‌بندی هنر دوره اشکانی

هنر دوره اشکانی را می‌توان به سه بخش جغرافیایی-تاریخی تقسیم کرد: 1) هنر اشکانی 2) هنر فلات ایران 3) هنر میان‌رودان تقسیم نمود. اولین بخش هنر اشکانی پیدا شده در مهرداد کرت، ترکیبی از هنر یونانی و ایرانی در راستای سنت‌های هخامنشی و سلوکی است. بخش دوم آن، گویای تأثیر آثار هنری دوره هخامنشی است. و بخش سوم به‌تدریج با گذشتن مرزهای اشکانی از میان‌رودان شکل گرفته است.

نقوش متداول به جا مانده از دوران اشکانی معمولاً شامل تصاویری از شکارهای سلطنتی و اهدای نشان توسط پادشاهان است. استفاده گسترده از این نقوش منجر به استفاده حتی توسط حاکمان محلی شده بود. این نقوش معمولاً شامل انواع نقش برجسته و دیوارنگاری می‌شد. همچنین از الگوهای هندسی و طرح گیاهان به صورت گچ‌بُری بر دیوار نیز استفاده می‌شده است. پارتیان در شمال خاوری ایران معماری نوینی را تکوین بخشیدند. معماری پارتیان، با ترکیب عناصر ایرانی و یونانی شیوه جدید و بی‌نظیری را در معماری به‌وجود آورد.

• مهرها و مسکوکات

یکی از هنرهای برجسته پارت‌ها، ظروف کنده‌کاری شده از عاج است که در «نسا» پیدا شده و نقوشی از حیوانات، الهه‌ها و موجودات تخیلی بر آن‌ها نقش بسته است. این ظروف مربوط به قرن دوم قبل از میلاد است. کنده کاری بر روی استخوان نیز از هنرهای دوره پارتیان است که در شهر «الویا» در ساحل دریای سیاه یافت شده است.

مهرها و مسکوکاتی که تصویر پادشاهان بر آن‌ها نقش بسته است همچنین از جمله آثار هنری دوره اشکانی محسوب می‌گردد. یکی از خصوصیات هنر نقاشی و مجسمه‌سازی پارتیان موضوع نماسازی است که به عنوان میراث به ساسانیان انتقال پیدا کرده و سپس به هنر بیزانس نیز راه یافت. دوشهر زیرزمینی مربوط به دوره اشکانی در شهرستان «تیران» و «کرون» واقع در استان اصفهان کشف شده‌اند. شهر اول در روستای «کردعلیا» و شهر دوم در روستای «دولت‌آباد» کشف شده‌اند.



🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « تاریخ ایران باستان »
✍️| نویسنده: میخائیل دیاکونوف



📚| #‌Art_History
🌀| @Perspective_7
👍8
فرانچسکو رزی:


« شخصیت یک مرد پیچیده است، پر است از تضادها و تضادها. از تضاد واقعیت و در عین حال خیال، از تضاد واقعیت و حافظه، اما حافظه چنان توسط تفکر هدایت می‌شود که گویی به نظر می‌رسد حتی ممکن است [همه اینها] یک خیال باشد. »



▪️ به بهانه سالگرد «فرانچسکو رزی»؛ دهم ژانویه
▪️ فرانچسکو رزی در پشت‎صحنۀ فیلم سه برادر (۱۹۸۱)


🎬| #Behind_The_Scene
👤| #Francesco_Rosi
🌀| @perspective_7
👍5
▪️زیبایی‌شناسی فرانکفورت (۱)
▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳)



آدورنو فیلسوفی آلمانی و از اعضای برجسته مکتب نظریه انتقادی فرانکفورت بود. او تا زمان به قدرت رسیدن حزب نازی در دانشگاه فرانکفورت تحصیل و تدریس می‌کرد؛ پس از آن ابتدا در انگلستان و سپس در ایالات متحده زندگی را در تبعید گذراند تا اینکه در سال (۱۹۴۹) به فرانکفورت بازگشت. برای کسب آشنایی مقدماتی با کار آدورنو، توجه داشته باشید که او به شدت متأثر از هگل و مارکسیسم و منتقدِ «ایمانوئل کانت» بود.

شاخه‌ای سفت و سخت از مارکسیسم ایدئولوژی (روبنای جامعه، که شامل فلسفه و هنرها می‌شود) را تحت تعین زیر ساخت (اساس اقتصادی جامعه) می انگارد. در چنین نگاهی، روبناْ بازتابندۀ زیربناست؛ و تأثیری بر آن ندارد. آدورنو شاخه‌ای از مارکسیسم را می‌پذیرد که بر اساس آن، روبنا به واقع می‌تواند بر زیربنا تأثیر بگذارد.

به عقیده آدورنو، ارزش هنر نه در زیبایی آن و قابلیت‌اش برای بیانگری نهفته است و نه در ظرفیتش برای ایجاد تجربیات زیباشناختی؛ بلکه ارزش هنر در این قابلیت آن نهفته است که به عنوان واسطه‌ای برای خوانندگان شنوندگان و غیره عمل کند تا آن ها از شرایط اجتماعی سیاسی موجود خود آگاه شوند و آن را با دید انتقادی بسنجند.

هنر برای چنگ زدن به چنین اهرم انتقادی‌ای نخست باید از قلمرو کاربرد عملی فاصله بگیرد. برخلاف شهود معمول، هنری که حقیقتاً سیاسی است نمی‌تواند به خدمت کارکرد صریح سیاسی یا اجتماعی درآید (مثلاً در رخدادی حکومتی یا تجمعی اعتراضی)؛ این یعنی هنر باید خودآیین باشد. هنری که پیام اجتماعی خود را به اصطلاح جار می‌زند بیش از حد در قید و بند جوّ جاری است؛ چنین اقدامی همان جهت‌گیری تبلیغاتِ محض است. هنر، با اختیار کردن فاصلهٔ مذکور و این خودآیینی، سرمشقی را برای امتناع از خدمت به کارکردی اجتماعی ارائه می‌دهد.

آدورنو نه تنها از امر زیبا و لذت‌بخش زیباشناختی اجتناب می‌کند، بلکه معتقد است که هنرِ به واقع سیاسی و مترقی ناهمساز، برآشوبنده و نیازمند درگیری اندیشه ورزانه [از سوی مخاطب] است. او امر آوانگارد را می‌ستاید (مثلاً موسیقی آتونال را در برابر موسیقی کلاسیک تونال) و بطورکلی منتقد هنر عامه پسند از قبیل موسیقی جز و فیلم های هالیوودی است. در این رویه والتر بنیامین رویکردی نسبتا متضاد با آدورنو دارد.

به گفته آدورنو، آثار هنری عامه پسند از لحاظ سیاسی بی‌طرف نیستند؛ این آثار ایدئولوژیک‌اند و کالاهایی هستند که گرایش‌های انتقادی ما را تضعیف می‌کنند. هم راحت‌طلبی هنری را رواج می‌دهند و هم سازگاری پذیری سیاسی-اجتماعی را. برعکس، هنر آوانگارد از اینکه بر اساس ارزش مبادله تعریف یا ارزش‌گذاری شود امتناع می‌ورزد. این هنر با تجربه دشواری که ایجاد می‌کند در برابر کالایی شدن می‌ایستد. ماهیت فکری چالش برانگیز هنر آوانگارد، تفکر مستقل و گرایشی انتقادی را در مخاطبان تقویت می‌کند که آنها را مستعد نقد اجتماعی و سیاسی می‌سازد.




📚 کتاب « مفاهیم اساسی فلسفه هنر »
✍️ نوشته: تایگر روهولت


▪️| #Adorno
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️دراماتیزه سازیِ متن


داستان‌سرایان خبره، چیزی را توضیح نمی‌دهند. آن‌ها، کار سخت و خلاقانۀ دراماتیزه کردن را انجام می‌دهند. دراماتیزه کردن داستان، یعنی هرچه در داستان وجود دارد، مربوط به همان داستان و درام است. دراماتیزه کردن، یعنی حذف هرآنچه که به درام نمی‌چسبد. قوارۀ متن نیست و ایجاب لازمه از پیشبرد درام، عمق‌دهی به شخصیت‌ها و ژرفا بخشیدن به کنش‌ها و رخدادها را ندارد. رویه‌ای که در بازنویسیِ فیلمنامه پیش می‌آید. امری که هرچند در فرایند نگارش فیلمنامه، نویسنده از آن آگاهی دارد، ولی به هنگام بازنویسیِ فیلمنامه دراماتیزه سازیِ دوباره متن سبب می‌شود که بسیاری از کنش‌ها، دیالوگ‌ها و اتفاقات طولی و عرضیِ اثر جرح و تعدیل گردد.


📚 درس هایی رابرت مک کی
✍️ مترجم : محمد گذر آبادی

📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آندره بازن:
درباب سوگواری همفری بوگارت


« اگر مرگ جیمز دین دل دختران زیر بیست سال را به درد آورد، اما درگذشت بوگارت، والدین آن دخترها، یا دست‌کم برادران بزرگتر آن‌ها را متاثر کرد. سوگواری و عزای او ویژه‌ مردان بود. به گمانم در نگاه تماشاگر، بوگارت نقش آن قهرمانی را بازی می‌کرد که بیشتر از آنکه دوستش داشته باشد، با او همذات‌پنداری می‌کرد. محبوبیت بوگارت مردانه است. شاید زنانی هم باشند که بر مرگ او تاسف بخورند، اما مردانی را می‌شناسم که اِبایی نداشتند از اینکه بر مزار عاری از گُلِ این مردِ پرصلابت اشک بریزند.»

● ویدیوی از مراسم خاکسپاری همفری بوگارت در ژانویه ۱۹۵۷، جایی که بسیاری از بزرگترین ستارگان تاریخ سینما در مراسم درگذشت بزرگترین ستاره عصر طلایی کلاسیک حضور پیدا کردند: اسپنسر تریسی و مارلین دیتریش، ارول فلین، گری‌کوپر. بوگارت به «آخرین مرد قرن» مشهور بود. مردی که کارش را خیلی بیشتر از خودش جدی می‌گرفت.


▪️ به بهانه سالمرگ جناب « همفری بوگارت »
▪️ از شمایل‎های جاودان سینمای کلاسیک

👤| #André_Bazin
👤| #Humphrey_Bogart
🌀| @Perspective_7
👍8
همفری بوگارت:


« هرگز خوش‌چهره نیستم، شاید قدیم‌ها بودم اما حالا دیگر نیستم. به‌جایش چیزی که دارم حالت خاصِ چهرم است. شب بیداری‌ها و مست‌کردن‌های زیادی برده تا صورتم این حالت را داشته باشد. از آن هم فرار نمی‌کنم، وقتی می‌روم سر صحنه می‌گویم: چین و چروک‌های صورتم را محو نکنید، بذارید همین‌طوری که هست به نظر برسند. »



👤| #Humphrey_Bogart
🌀| @Perspective_7
👍9