Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هایائو میازاکی:
• به مناسبت زادروز افسانه‌سرای ژاپن


« به دنیا آمدن یعنی اجبار به انتخاب یک دوران، یک مکان، یک زندگی. وجود داشتن در اینجا و این زمان به معنای از دست دادن امکان بی‌شماری از هویت‌های بالقوه است… با این حال وقتی به دنیا می‌آیید بازگشتی در کار نیست؛ و فکر می‌کنم که این دقیقاً دلیل این است که چرا جهان فانتزیِ فیلم‌های کارتونی به این شدت امیدها و اشتیاق‌های ما را به نمایش می‌گذارند. آن‌ها جهانی از امکانات ازدست‌رفتۀ ما را به تصویر می‌کشند. »

▪️ هایائو میازاکی، از بنیانگذاران Studio Ghibli، در اواخر تولید انیمه "شهر اشباح" مشغول پخت غذا برای طراحان و انیماتوریست‌های استودیوست. اعضایی که تا دیروقت سر کار می‌ماندند و کار می‌کردند. میازاکی با شوخ‌طبعی و روحیه کودکانه خود، با فرایند آشپزی شوخی می‌کند و درحالیکه هشتمین بسته رشته فرنگی را می‌پزد برای ارتقای روحیه طراحان می‌گوید: « داریم به مرحله بحرانی نزدیک می‌شویم »


👤| #Hayao_Miyazaki
🌀| @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هاسوی کاواسه:

«من برداشت‌های ذهنی را ترسیم نمی‎‌کنم. کار من بر اساس واقعیت است... من نمی‌توانم ابطال کنم.. (اما) می‌توانم آن را ساده کنم. در زمان طراحی از نور و رنگ برداشت ذهنی می‌کنم. در حین رنگ آمیزی طرح، من قبلاً جلوه‌ها را در یک چاپ چوبی تصور می‎کنم»


🎊 امروز زادروز هاسوی کاواسه، هنرمند و چاپگر مدرن ژاپنی است که در آثارش به نمایش موضوعات سنتی با تاثیر از هنر غربی می‎‌پرداخت. اکثر آثار او شامل منظره‌هایی بودند که متاثر از شرایط نوری طبیعی هستند. 

👤¦ #Hasui_Kawase
🌀¦ @Perspective_7
👍6
هایائو میازاکی:


«من قصه‌گو نیستم، نقش می‌کشم. با این وجود، به قدرت قصه هم ایمان دارم. تلاش من و دوستانم از دهه هفتاد میلادی این بوده که فضای آرام‌تری ارائه دهیم و بینندگان را با سروصدای زیاد و سرگیجه کلافه نکنیم و در پرداخت فیلم‌ها از عواطف و احساسات کودکان تبعیت کنیم. اگر به شادی، همدلی و اعجاب وفادار باشیم نیازی به خشونت و اکشن نخواهد بود. کودکان داستان را دنبال خواهند کرد. این معیار اصلی ماست. من معتقدم که ذهن کودکان وارث حافظه تاریخی نسل‌های قبلی است. نکته این است که با بزرگتر شدن و تجربه کردن جهان روزمره به مرور حافظه عمیق‌تر و عمیق‌تر می‌شود. احساس می‌کنم باید فیلمی بسازم که به آن سطوح عمیق دست یابد. اگر بتوانم این کار را بکنم شادمان از این دنیا خواهم رفت. »


👤| #Hayao_Miyazaki
🌀| @Perspective_7
👍6
▪️قفل ذهنی نویسندگان


اگر روی خودتان برچسب نویسنده تنبل را بچسبانید، اگر فکر می کنید شاید آنچه را که باید، به دست نیاورده اید به این خاطر که فرد تنبلی هستید، می خواهم گوشزد کنم که اینطور نیست. احتمالا نویسنده هایی که واقعا تنبل هستند، انگشت شمارند، اما تا دلتان بخواهد، نویسنده هایی با قفل شدگی ذهن داریم.

با کمال احترام به عنوان کسی که با صدها نویسنده کار کرده است، باید بگویم درحالیکه برخی از نویسندگان با قفل شدن ذهن درگیر هستند، برای برخی دیگر اینطور واقعا نیست. نویسندگانی داریم که هرگز ذهنشان قفل نشده است و کافی است دست به کار شوند تا کلمات روی کاغذ بیایند. نویسنده تنبل خیلی کم داریم. اما تعداد زیادی نویسنده وحشت زده داریم. نویسنده‌های زیادی هستند که احتمالا برخی از مهارتهای این حرفه را که برای غلبه بر بخش‌های طولانی تر یا چالش برانگیز تر نوشتن لازم است، ندارند. درنتیجه گیر می افتند و اصلا نمی دانند چه می خواهند بنویسند.

پیشنهاد من این است: "اگر خودتان را متهم به تنبلی کنید، یا حتی شخص دیگری را مقصر بدانید، خودتان هم خوب می دانید که وقتی مهارتهایی را که باید، نداشته باشیم، به سمت تنبل بودن سوق پیدا می کنیم. «جواب خیلی ساده است اگر بتوانید مهارت، باور یا ساختاری را که لازمه کار است، فراهم کنید. حتی نویسنده هایی نیز که به نظر تنبل می رسند، می توانند به ناگهان شکوفا شوند.»


📌 | نوشته: جاکوب کروگر
✍️ | مترجم: مینا محمدی
🔖 | شماره ۲۱۵ مجلهٔ فیلم‌نگار




📚 | #Cinematicterms
🌀 | @Perspective_7
👍7
▪️مشاهده‌گری دوربینِ رزی


دوری‌گزینی دوربینِ رزی به زیستِ شخصی او برمی‌گردد. فرانچسکو رزی، دارای شخصیتی ناظر، متفکر، ساکت و شاهد بود؛ اما هرگز تن به انفعال و انقیاد نداد. وی بااینکه ساکت، بی‏‌هرج و مرج و کم‏‌هیاهو بود اما آثارش بشدت خبر از افکار برسازنده، نقادانه، پرهیاهو و بنیان‏‌کن او می‌دهند. نفوذ تفکرش از نفوذ نگاهش پیداست. همین مساله بنوعی به او زبان سیاست می‌آموزد. رزی بجای آن‌که بیشتر «حرف بزند»، بیشتر «می‌بیند». حرفهایش «دیده» هاست و این «دیده‏» هارا در تمامی آثارش – چه تغزلی و چه غیرتغزلی‏– با مخاطب سهیم می‌شود. او قصه را چنان روایت می‌کند که دُم به تله ندهد اما افشاگریِ سیاسی‌اش را هم می‌کند (این می‌تواند از علت‌های استفادۀ رزی از لانگ‏‌شات و مدیوم لانگ‏‌شات‌هایش باشد). نگاه و زیستِ ساکت و خموش رزی مانع ایستایی‏‌اش نشده و زبان سینماییِ اورا پویا، بلیغ و نقاد بار می‌آورد - که با حفظ ریتمی آرام، تمپوی خود را ملتهب و پرنوسان نگه می‌دارد. و این نشان می‌دهد که استاتیکِ سینمای ایتالیا – بخصوص سینمای رزی - سیری دینامیک دارد.

𝑻𝒉𝒓𝒆𝒆 𝑩𝒓𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟖𝟏)
𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒄𝒆𝒔𝒄𝒐 𝑹𝒐𝒔𝒊

👤| #Francesco_Rosi
🌀| @perspective_7
👍8
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر اشکانیان (١) ▪️هنر و معماری دورانِ اشکانی هنر اشکانیان به عنوان یک هنر ایرانی است که در امپراتوری اشکانی در مناطق مجاور از جمله عراق (شرق نزدیک) از لحاظ فرهنگی تحت تأثیر قرار داده‌است. امپراتوری اشکانی از حدود ۲۵۰ سال پیش از میلاد تا ۲۲۰ میلادی…
▪️هـنر اشکانیان (٢)
▪️هنر و معماری


التقاط و احیای هنرها

اشکانیان مردمی سلحشور و جنگجو بودند و به کاخ‌سازی زیاد توجه نشان نمی‌دادند. اما همانطور که بیشتر اشاره کردیم، سه بنای معروف کاخ مانند، از آن‌ها باقی است که کاخ نسا در عشق آباد ترکمنستان و کاخِ هترا در بغداد، در خارج از محدودۀ ایرانِ کنونی واقع شده است. همچنین کاخ کوه خواجه که در کنار دریاچه سیستان و بلوچستان است. در مجموع تاثیر معماری غربی در بنای کوه خواجه سیستان مشهود است. چنانکه از دوران سلوکیان هنوز کاخی در ایران یافت نشده است.

اگرچه فرهنگ یونانی در دوره هلنی نزد مردمِ خاور نزدیک مقبولیت قابل توجهی پیدا کرده بود، اما در دوره اشکانی شاهد احیای فرهنگ ایرانی در مذهب، هنر و حتی پوشاک هستیم. پادشاهان اشکانی با آگاهی از هر دو ریشه هلنی و ایرانی ممالک زیر سلطه خود، پس از آنکه خود را پادشاه خواندند، خود را فیلهلنیسم (یونانی دوست) معرفی کردند. واژه «فیلهلنی» تا دوره سلطنت «اردوان سوم» بر روی سکه‌ها ضرب می‌شد. حذف این واژه از روی سکه‌ها از نشانه‌های احیای فرهنگ ایرانی در دوره اشکانی است. «بلاش یکم» اولین پادشاه اشکانی بود که خط اشکانی و زبان پارتی را مورد استفاده قرار داد و به جای استفاده از الفبای یونانی، سکه‌هایی به خط اشکانی ضرب نمود. با این وجود از الفبای یونانی تا پایان دوره اشکانی بر روی سکه‌ها استفاده می‌شد.

به هرشکل نفوذ فرهنگ یونانی در دوران امپراتوری اشکانی کاملاً از بین نمی‌رود، به‌طور مثال مدارکی دال بر لذت بردن اشک‌ها از تئاترهای یونانی وجود دارد. زمانی که سر «کراسوس» را برای «ارد دوم» آوردند، او در کنار «آرتاواز دوم»، پادشاه ارمنستان، مشغول تماشای نمایش «باکچای» اثر «اوریپید» بوده است. در آن زمان از سر کراسوس، به جای سر پنتئوس در نمایش استفاده شد.

• تقسیم‌بندی هنر دوره اشکانی

هنر دوره اشکانی را می‌توان به سه بخش جغرافیایی-تاریخی تقسیم کرد: 1) هنر اشکانی 2) هنر فلات ایران 3) هنر میان‌رودان تقسیم نمود. اولین بخش هنر اشکانی پیدا شده در مهرداد کرت، ترکیبی از هنر یونانی و ایرانی در راستای سنت‌های هخامنشی و سلوکی است. بخش دوم آن، گویای تأثیر آثار هنری دوره هخامنشی است. و بخش سوم به‌تدریج با گذشتن مرزهای اشکانی از میان‌رودان شکل گرفته است.

نقوش متداول به جا مانده از دوران اشکانی معمولاً شامل تصاویری از شکارهای سلطنتی و اهدای نشان توسط پادشاهان است. استفاده گسترده از این نقوش منجر به استفاده حتی توسط حاکمان محلی شده بود. این نقوش معمولاً شامل انواع نقش برجسته و دیوارنگاری می‌شد. همچنین از الگوهای هندسی و طرح گیاهان به صورت گچ‌بُری بر دیوار نیز استفاده می‌شده است. پارتیان در شمال خاوری ایران معماری نوینی را تکوین بخشیدند. معماری پارتیان، با ترکیب عناصر ایرانی و یونانی شیوه جدید و بی‌نظیری را در معماری به‌وجود آورد.

• مهرها و مسکوکات

یکی از هنرهای برجسته پارت‌ها، ظروف کنده‌کاری شده از عاج است که در «نسا» پیدا شده و نقوشی از حیوانات، الهه‌ها و موجودات تخیلی بر آن‌ها نقش بسته است. این ظروف مربوط به قرن دوم قبل از میلاد است. کنده کاری بر روی استخوان نیز از هنرهای دوره پارتیان است که در شهر «الویا» در ساحل دریای سیاه یافت شده است.

مهرها و مسکوکاتی که تصویر پادشاهان بر آن‌ها نقش بسته است همچنین از جمله آثار هنری دوره اشکانی محسوب می‌گردد. یکی از خصوصیات هنر نقاشی و مجسمه‌سازی پارتیان موضوع نماسازی است که به عنوان میراث به ساسانیان انتقال پیدا کرده و سپس به هنر بیزانس نیز راه یافت. دوشهر زیرزمینی مربوط به دوره اشکانی در شهرستان «تیران» و «کرون» واقع در استان اصفهان کشف شده‌اند. شهر اول در روستای «کردعلیا» و شهر دوم در روستای «دولت‌آباد» کشف شده‌اند.



🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « تاریخ ایران باستان »
✍️| نویسنده: میخائیل دیاکونوف



📚| #‌Art_History
🌀| @Perspective_7
👍8
فرانچسکو رزی:


« شخصیت یک مرد پیچیده است، پر است از تضادها و تضادها. از تضاد واقعیت و در عین حال خیال، از تضاد واقعیت و حافظه، اما حافظه چنان توسط تفکر هدایت می‌شود که گویی به نظر می‌رسد حتی ممکن است [همه اینها] یک خیال باشد. »



▪️ به بهانه سالگرد «فرانچسکو رزی»؛ دهم ژانویه
▪️ فرانچسکو رزی در پشت‎صحنۀ فیلم سه برادر (۱۹۸۱)


🎬| #Behind_The_Scene
👤| #Francesco_Rosi
🌀| @perspective_7
👍5
▪️زیبایی‌شناسی فرانکفورت (۱)
▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳)



آدورنو فیلسوفی آلمانی و از اعضای برجسته مکتب نظریه انتقادی فرانکفورت بود. او تا زمان به قدرت رسیدن حزب نازی در دانشگاه فرانکفورت تحصیل و تدریس می‌کرد؛ پس از آن ابتدا در انگلستان و سپس در ایالات متحده زندگی را در تبعید گذراند تا اینکه در سال (۱۹۴۹) به فرانکفورت بازگشت. برای کسب آشنایی مقدماتی با کار آدورنو، توجه داشته باشید که او به شدت متأثر از هگل و مارکسیسم و منتقدِ «ایمانوئل کانت» بود.

شاخه‌ای سفت و سخت از مارکسیسم ایدئولوژی (روبنای جامعه، که شامل فلسفه و هنرها می‌شود) را تحت تعین زیر ساخت (اساس اقتصادی جامعه) می انگارد. در چنین نگاهی، روبناْ بازتابندۀ زیربناست؛ و تأثیری بر آن ندارد. آدورنو شاخه‌ای از مارکسیسم را می‌پذیرد که بر اساس آن، روبنا به واقع می‌تواند بر زیربنا تأثیر بگذارد.

به عقیده آدورنو، ارزش هنر نه در زیبایی آن و قابلیت‌اش برای بیانگری نهفته است و نه در ظرفیتش برای ایجاد تجربیات زیباشناختی؛ بلکه ارزش هنر در این قابلیت آن نهفته است که به عنوان واسطه‌ای برای خوانندگان شنوندگان و غیره عمل کند تا آن ها از شرایط اجتماعی سیاسی موجود خود آگاه شوند و آن را با دید انتقادی بسنجند.

هنر برای چنگ زدن به چنین اهرم انتقادی‌ای نخست باید از قلمرو کاربرد عملی فاصله بگیرد. برخلاف شهود معمول، هنری که حقیقتاً سیاسی است نمی‌تواند به خدمت کارکرد صریح سیاسی یا اجتماعی درآید (مثلاً در رخدادی حکومتی یا تجمعی اعتراضی)؛ این یعنی هنر باید خودآیین باشد. هنری که پیام اجتماعی خود را به اصطلاح جار می‌زند بیش از حد در قید و بند جوّ جاری است؛ چنین اقدامی همان جهت‌گیری تبلیغاتِ محض است. هنر، با اختیار کردن فاصلهٔ مذکور و این خودآیینی، سرمشقی را برای امتناع از خدمت به کارکردی اجتماعی ارائه می‌دهد.

آدورنو نه تنها از امر زیبا و لذت‌بخش زیباشناختی اجتناب می‌کند، بلکه معتقد است که هنرِ به واقع سیاسی و مترقی ناهمساز، برآشوبنده و نیازمند درگیری اندیشه ورزانه [از سوی مخاطب] است. او امر آوانگارد را می‌ستاید (مثلاً موسیقی آتونال را در برابر موسیقی کلاسیک تونال) و بطورکلی منتقد هنر عامه پسند از قبیل موسیقی جز و فیلم های هالیوودی است. در این رویه والتر بنیامین رویکردی نسبتا متضاد با آدورنو دارد.

به گفته آدورنو، آثار هنری عامه پسند از لحاظ سیاسی بی‌طرف نیستند؛ این آثار ایدئولوژیک‌اند و کالاهایی هستند که گرایش‌های انتقادی ما را تضعیف می‌کنند. هم راحت‌طلبی هنری را رواج می‌دهند و هم سازگاری پذیری سیاسی-اجتماعی را. برعکس، هنر آوانگارد از اینکه بر اساس ارزش مبادله تعریف یا ارزش‌گذاری شود امتناع می‌ورزد. این هنر با تجربه دشواری که ایجاد می‌کند در برابر کالایی شدن می‌ایستد. ماهیت فکری چالش برانگیز هنر آوانگارد، تفکر مستقل و گرایشی انتقادی را در مخاطبان تقویت می‌کند که آنها را مستعد نقد اجتماعی و سیاسی می‌سازد.




📚 کتاب « مفاهیم اساسی فلسفه هنر »
✍️ نوشته: تایگر روهولت


▪️| #Adorno
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️دراماتیزه سازیِ متن


داستان‌سرایان خبره، چیزی را توضیح نمی‌دهند. آن‌ها، کار سخت و خلاقانۀ دراماتیزه کردن را انجام می‌دهند. دراماتیزه کردن داستان، یعنی هرچه در داستان وجود دارد، مربوط به همان داستان و درام است. دراماتیزه کردن، یعنی حذف هرآنچه که به درام نمی‌چسبد. قوارۀ متن نیست و ایجاب لازمه از پیشبرد درام، عمق‌دهی به شخصیت‌ها و ژرفا بخشیدن به کنش‌ها و رخدادها را ندارد. رویه‌ای که در بازنویسیِ فیلمنامه پیش می‌آید. امری که هرچند در فرایند نگارش فیلمنامه، نویسنده از آن آگاهی دارد، ولی به هنگام بازنویسیِ فیلمنامه دراماتیزه سازیِ دوباره متن سبب می‌شود که بسیاری از کنش‌ها، دیالوگ‌ها و اتفاقات طولی و عرضیِ اثر جرح و تعدیل گردد.


📚 درس هایی رابرت مک کی
✍️ مترجم : محمد گذر آبادی

📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آندره بازن:
درباب سوگواری همفری بوگارت


« اگر مرگ جیمز دین دل دختران زیر بیست سال را به درد آورد، اما درگذشت بوگارت، والدین آن دخترها، یا دست‌کم برادران بزرگتر آن‌ها را متاثر کرد. سوگواری و عزای او ویژه‌ مردان بود. به گمانم در نگاه تماشاگر، بوگارت نقش آن قهرمانی را بازی می‌کرد که بیشتر از آنکه دوستش داشته باشد، با او همذات‌پنداری می‌کرد. محبوبیت بوگارت مردانه است. شاید زنانی هم باشند که بر مرگ او تاسف بخورند، اما مردانی را می‌شناسم که اِبایی نداشتند از اینکه بر مزار عاری از گُلِ این مردِ پرصلابت اشک بریزند.»

● ویدیوی از مراسم خاکسپاری همفری بوگارت در ژانویه ۱۹۵۷، جایی که بسیاری از بزرگترین ستارگان تاریخ سینما در مراسم درگذشت بزرگترین ستاره عصر طلایی کلاسیک حضور پیدا کردند: اسپنسر تریسی و مارلین دیتریش، ارول فلین، گری‌کوپر. بوگارت به «آخرین مرد قرن» مشهور بود. مردی که کارش را خیلی بیشتر از خودش جدی می‌گرفت.


▪️ به بهانه سالمرگ جناب « همفری بوگارت »
▪️ از شمایل‎های جاودان سینمای کلاسیک

👤| #André_Bazin
👤| #Humphrey_Bogart
🌀| @Perspective_7
👍8
همفری بوگارت:


« هرگز خوش‌چهره نیستم، شاید قدیم‌ها بودم اما حالا دیگر نیستم. به‌جایش چیزی که دارم حالت خاصِ چهرم است. شب بیداری‌ها و مست‌کردن‌های زیادی برده تا صورتم این حالت را داشته باشد. از آن هم فرار نمی‌کنم، وقتی می‌روم سر صحنه می‌گویم: چین و چروک‌های صورتم را محو نکنید، بذارید همین‌طوری که هست به نظر برسند. »



👤| #Humphrey_Bogart
🌀| @Perspective_7
👍9
■ فیجتینگ در تئاتر
■ رهایی از گره‌های زبان و بدن



فیجتینگ، اصطلاحی تئاتری و سینمایی است که به حالت و به تاثیر آن، مجموعه حرکاتی است که برخی نابازیگران، افرادی که بدون طی آموزش مجبور به بازی یا مصاحبه می‌شوند و یا سخنرانان در هنگام  تمرین  یا سخنرانی به علت استرس، اضطراب و یا خستگی و معمولا به صورت ناخودآگاه انجام می دهند.

این حالت و حرکات می تواند به صورت درگیر کردن دست ها با یکدیگر، بازی کردن با اجزای لباس (مثلا دکمه ها) و ابزارهایی مانند ساعت، حلقه، یقه لباس و ... ، یا حرکت دادن تکراری و پشت سرهم اجزای مختلف بدن (مثلا پاها) باشد.

علاوه بر استرس،  استنباط بیننده یا تماشاگر  آنست که مغز  بازیگر یا سخنران در حال جستجو برای یافتن دیالوگ یا واژه است. اگر به عنوان یک کارگردان تئاتر پدیده فیجتینگ را مشاهده می کنید:

روش های کاهش استرس را به کار گیرید. اعتماد به نفس بازیگر را تقویت کنید؛  اجازه ندهید کافئین و غذاهای تند  مصرف کند و از تمرین نفس عمیق با چشم باز و سپس بسته  غفلت نکنید.

تعداد تمرین را افزایش دهید، در جلسات تمرین از دوستان و نزدیکان  نابازیگر و هنرجو دعوت کنید در برابر آنها اجرا کند. بازی او را ضبط کنید و برای او در جمع بازیگران پخش کنید. زبان بدنش را تقویت کنید. به او یاد بدهید قرار است از دست ها و پاهایتان چه استفاده ای کند.

پیش از شروع تمرین برایش تصویرسازی کرده و هنگام تمرین به  تمرکز  او کمک کنید. فیجتینگ معمولاً  به سرعت از بین نمی رود؛ برای کاهش آن حوصله به خرج داده و با تمرین آن را کاهش دهید.


🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍5
Perspective | پرسپکتیو
▪️ ساختن نماها؛ روابط فضایی ▪️ اندازۀ نما (١) همان طور که می‌دانید واحدهای جهانی ترکیب‌بندی عبارتند از: نماهای باز و متوسط و درشت. اگر این نماها تکه‌های متداخل از فضایی واحد باشند و تنها در کنار یکدیگر معنی یابند، مرحلۀ تازه ای از سبک تداومی محسوب می‌شوند.…
▪️ ساختن نماها؛ روابط فضایی
▪️ اندازۀ
نما (۲)


نمای درشت (Close - Up)

تلویزیون استفاده از نمای درشت را بسیار رواج داده است. به منظور جبران کوچکی صفحۀ تلویزیون، نمای درشت برای نزدیک‌تر کردن ما به کنش به کار می‌رود. برای فصل‌های گفت وگو، نمای روی شانه به قاب‌بندی غالب تلویزیون تبدیل شده است. از سویی تهیه‌کنندگان منفعت‌طلب نماهای بسته‌تر را ترجیح می‌دهند، زیرا نورپردازی آنها ساده‌تر است، و علاوه بر کاستن از نماهای پوششی تقریباً به هر نمای دیگری قابل پیوندند. با ورود روزافزون کارگردانان تلویزیون به سینما ارجحیت نمای درشت به فیلم‌های بلند سینمایی نیز سرایت کرده است.

در سینما به دلیل اهمیت چشم‌ها از نمای درشت استفاده می‌شود. ژان لوک‌گدار یکبار گفت که طبیعی ترین برش، برش روی نگاه است. حالت‌های چشم با اثر تلقینیِ قوی خود، دلبستگی مفرط سینما را به اشارات، چشم، خیره شدن‌ها، اشک ریختن‌ها، نگاه‌های دزدکی، نگاه‌های تند و تمام آن گسترۀ زبانی که چشم‌ها در اختیار دارند، توضیح می‌دهد.

چشم‌ها گویاترین عضو چهرۀ انسان هستند. زیرا در سکوت آنچه را که زبان با کلمات و صداها بیان می‌کند منتقل می‌نمایند. نگاه ممکن است حاکی از مورد توجه بودن شیئی در بیرون قاب باشد، در حالیکه جهت قرار گرفتن شیء را نیز نشان می‌دهد. درست همانطور که فاصلۀ کانونی عدسی و زاویۀ دوربین بیننده را در رابطۀ معینی با موضوعات روی پرده قرار می‌دهد. مسیر نگاه به موضوعات نیز روابط فضایی صحنه را به خوبی آشکار می‌سازد. بینندگان خصوصاً به ناهماهنگی در راستای دید افرادی که در صحنه به یکدیگر نگاه می‌کنند حساس هستند.

در اغلب مواقع به راحتی می‌توانند اندکی عدم تطابق بین آن‌ها را تشخیص دهند. نمای درشت باعث می‌شود تا رابطۀ ما با شخصیت‌های فیلم بیشتر از حدی بشود که معمولاً با هر کسی به جز نزدیکترین دوستان یا بستگانمان داریم. گاهی ممکن است استفاده از قابلیت نمای درشت در سرکشی به درون افراد به افراط کشیده شود، و این نما با تحمیل میزانی از نزدیکی که تنها باید با کسب اجازه به آن دست یابیم، تجاوز به حریم خصوصی دیگران تلقی شود. برای همین نمای کلوزآپ، به نسبت ادعای هر متن، هر اثر، هر صحنه و هر برداشت، بسیار حائز اهمیت و ویژه است.

با این وجود، دوربین نیازی به مجوز ندارد. به خصوص وقتی که مجهز به عدسی تله فتوست. فیلم‌برداران برنامه‌های خبری تلویزیون با استفاده از نماهای بسیار درشت غالباً در زندگی خانواده‌های مصیبت دیده به تفحص می‌پردازند. اما ممکن است دیدن صحنه‌هایی که مردم معمولاً در زندگی روزمره از روی ادب از آنها روی بر می‌گردانند بیننده را ناراحت سازد.

در هر فرهنگی براساس فاصله‌های مجاز افراد در موقعیت‌های مختلف، رسوم خاصی دربارۀ حریم خصوصی و تماس جسمی و رفتار پسندیده وجود دارد. ممکن است فیلمساز برای ضبط این گونه فاصله‌های اجتماعی از دوربین به شکلی استفاده کند که هنگام تماشای آن‌ها احساس کنیم که در حریم شخصی خودمان روی می‌دهند. نمای درشت نه تنها می‌تواند نشان دهندۀ نزدیکی و محرمیت باشد.

بلکه می‌تواند این احساس را در ما به وجود آورد که به حریم خصوصی دیگران وارد شده‌ایم، یا در لحظات آسیب‌پذیریِ آنان شریک گشته‌ایم. انگار شخصیت روی پرده درون خود را بر ما گشوده است. عدسی دوربین به ما این امکان را می‌دهد با دست بردن در فضای صحنه تا حد زیادی احساس جدایی از/یا درگیری عاطفی با حوادث و موضوعات روی پرده را در بیننده تشدید کنیم.



🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « نمابه‌نما؛ از تصور تا تصویر»
✍️| نویسنده: استیون دی.کاتز



📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍4
دیوید لینچ:
به بهانۀ درگذشت دیوید لینچ


« من فکر می‌کنم که ایده‌ها خارج از ما وجود دارند. فکر می‌کنم در جایی، همه ما در یک سرزمین بسیار انتزاعی به هم متصل شده‌ایم. اما در جایی بین آنجا و اینجا ایده‌ها وجود دارند. جهان ایده‌ها آن جاست. و فکر می‌کنم ذهن آنقدر آگاه نیست که تا جایی که ما به آن متصل هستیم برود، اما از مقدار مشخصی از آن قلمرو آگاه است. و هنگامی که این ایده‌ها به بخش خودآگاه پرواز می‌کنند، آنگاه می‌توانید آنها را ضبط کنید. اگر آنها خارج از بخش خودآگاه باشند، شما حتی در مورد آنها نمی‌دانید. پس فقط امیدوار هستید که بتوانید بخش خودآگاه ذهن خود را بزرگتر کنید یا این ایده‌ها به فضای هوایی شما پرواز کنند تا بتوانید آنها را ردیابی کنید، به قلاب‌تان بگیرید و به خانه ببرید. بنابراین تمام تلاش شما برای انجام این کار همین است. گاهی اوقات وقتی روی یک صندلی ساکت نشسته‌اید، ایده‌ای به ذهن‌تان خطور می‌کند؛ گاهی اوقات وقتی ایستاده‌اید؛ گاهی اوقات هم موسیقی به شما کمک می‌کند. اگر فکر می‌کردم فقط می‌توانم در یک مکان ساکت بنشینم و ایده بگیرم، همیشه این کار را انجام می‌دادم. اما گاهی هیچ اتفاقی نمی‌افتد. هیچ قافیه یا دلیلی برای آن وجود ندارد. برای همین ایده‌هارا باید فوراً یادداشت کنید. من خیلی چیزها را فراموش می‌کنم و اگر فراموش کنم و سعی کنم آن را به خاطر بسپارم، تمام روزم خراب می‌شود. نمی‌توانم به خاطر بیاورم و احساس وحشتناکی دارم. تصور می‌کنم که این یکی از آن ایده‌های عالی تمام عمرم بوده و از دست دادمش... هرچند که احتمالا اینطور نیست. »


RIP (January 16, 2025)


👤¦ #David_lynch
🌀¦ @Perspective_7
👍7
دیوید لینچ:


«صحبت کردن درباره معانی و این جور چیزها باعث ناراحتی من می‌شود. بهتر است اینقدر سراغ معانی نرویم و از معنی چیزی ندانیم. زیرا معنا، یک چیز کاملا شخصی است و معنای آن برای من با معنای دیگری متفاوت است. »




👤¦ #David_lynch
🌀¦ @Perspective_7
👍9
دیوید لینچ:
● دربارۀ داستان استریت (۱۹۹۹)


• « بارها شده بسیاری از مردم می‌گویند که شخصی برای ایفای یک نقش خاص به دنیا آمده است. اگر تا به حال موردی برای آن وجود داشته است، این همان است. فیلم به بازی او وابسته بود. هیچ کس نمی‌تواند این کار را مانند او انجام دهد. او یک ویژگی دارد، که در تمام فیلم‌هایی که در آن حضور داشته است، فقط باعث می‌شود که بخواهید فوراً این مرد را دوست داشته باشید. او با تعریف یک «بازیگر» مطابقت دارد - فردی که چیزها را واقعی می‌سازد. »


• « می‌خواستم فیلم، حسی شناور داشته باشد. من به‌ویژه می‌خواستم این کیفیت در عکس‌های منظره هوایی دیده شود، و توضیح زیادی لازم بود تا خلبان‌های هلیکوپتر آنقدر سرعت خود را کاهش دهند تا ظاهری را که من دنبالش بودم به دست آورند. »


• «هیچکس باور نمی‌کرد که این فیلم برای من باشد؛ برخی از مردم هنوز منتظر بودند تا اتفاق بسیار بدی در فیلم بیفتد. یکبار یک خانم که در صف پیش نمایش فیلم ایستاده بود گفت: "عجیب نیست که دو کارگردان به نام دیوید لینچ وجود داشته باشد." »



𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒕𝒓𝒂𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒔𝒕𝒐𝒓𝒚 (𝟏𝟗𝟗𝟗)
𝑫𝒊𝒓: 𝑫𝒂𝒗𝒊𝒅 𝑳𝒚𝒏𝒄𝒉


👤¦ #David_lynch
🌀¦ @Perspective_7
👍6
جیم کری:


« من همیشه سعی می‌کردم مادرم را بخندانم چون مریض و افسرده بود. بسیاری از کمدین‌ها با تلاش برای بهبود حال خانواده خود شروع کردند. اینکه ببینی پدربزرگ و مادربزرگ شما مست می‌شوند و شما به عنوان یک کودک هفت ساله، رفتارشان را بر می‌گردانید و از آن‌ها تقلید می‌کنید. این همان چیزی بود که برای من شروع کمدی شد و آرامشی کمیک برای خانواده‌ام به ارمغان آورد: تقلید. کمدی، واقعا تسکین است. مردم فقط نمی‌خواهند کمدی را ببینند، بلکه به آن نیاز دارند. من بیشتر از آن‌ها به آن نیاز دارم و به همین دلیل در این طرف دوربین هستم. چون من واقعاً یک فرد نیازمند هستم. تمرکز من، فراموش کردن درد و تمسخر، و تلاش در کاهش آن است. »


🎊 به مناسبت ۶۳ سالگی « جـیـم کـری »


👤| #Jim_Carrey
🌀| @Perspective_7
👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
■ ویدیویی از پشت صحنه سریال «توئین پیکس/ بازگشت» [فصل۳] (۲۰۱۷)، که خود «دیوید لینچ»، کارگردان فیلم، شخصا سکانس جیغ کشیدن «شِریل لی» را فیلمبرداری می‌کند.


■ “David Lynch” Recording Sheryl Lee’s Scream in behind the scenes of “Twin Peaks: The Return” [Season 03] (2017)


👤| #David_lynch
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
👍6
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر اشکانیان (٢) ▪️هنر و معماری • التقاط و احیای هنرها اشکانیان مردمی سلحشور و جنگجو بودند و به کاخ‌سازی زیاد توجه نشان نمی‌دادند. اما همانطور که بیشتر اشاره کردیم، سه بنای معروف کاخ مانند، از آن‌ها باقی است که کاخ نسا در عشق آباد ترکمنستان و کاخِ…
▪️هـنر اشکانیان (٣)
▪️هنر و معماری


• پیل الکتریکی


در سال ۱۳۳۰ خورشیدی، باستان‌شناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانی را یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیل‌های الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در دوران اشکانی ساخته شده و به کار برده می‌شده‌اند. او این پیل‌های تیسفون را باتری بغداد (Bagdad Battery) نامید.

اکتشاف این اختراع ایرانیان به اندازه‌ای تعجب و شگفتی جهانیان را برانگیخت که حتی برخی از دانشمندان اروپایی و آمریکایی این اختراع ایرانیان را به موجودات فضایی و ساکنان فراهوشمند سیارات دیگر که با بشقاب‌های پرنده و کشتی‌های فضایی به زمین آمده بودند، نسبت دادند، و آن را فراتر از دانش اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی دانستند. برای ایشان پذیرفتنی نبود که ایرانیان ۱۵۰۰ سال پیش از لوییجی گالوانی ایتالیایی (۱۷۸۶ میلادی) پیل الکتریکی را اختراع نموده باشند.

اساسا «پیل اشکانی» یا «سلول اشکانی» یا «باتری اشکانی»، باتری در امپراتوری اشکانیان (درمناطقی که امروزه جزو ایران کنونی است) ساخته شده‌است. فرضیه‌های ارائه شده در زمینه یافته‌های باستان‌شناسان همگی بر این مطلب صحه گذاشته‌اند که این مجموعه در راستای کاربردهای الکتروشیمیایی از آن میان آبکاری الکتریکی فلزها ساخته شد که کشف ظرف‌های آبکاری‌شده در نزدیکی محل کشف این باتری، تأییدی بر این مطلب است؛ یافته‌ای که به نوبه خود از یک جهش علمی تاریخی سرگذشت دارد.

یونانیان و مصریان با الکتریسیته ساکن آشنایی داشتند. پارتی‌ها (اشکانی) در بغداد در فاصله سال‌های ۲۵۰ق. م تا ۲۲۴ پ.م. باتری الکتریکی ساختند. شرکت جنرال الکتریک این باتری‌ها را شبیه‌سازی کرده است. ایرانیان از این پیل‌های الکتریکی جریان برق تولید می‌کردند و از آن برای آبکاری اشیاء زینتی سود می‌جستند. اما در پهنه دریانوردی ایرانیان از این اختراع جهت آبکاری ابزارهای آهنی در کشتی و جلوگیری از زنگ زدن و تخریب آن‌ها استفاده می‌کردند.

کنده‌کاری‌ها و ظروف

یکی از هنرهای برجسته پارت‌ها، ظروف کنده کاری شده از عاج است که در نسا پیدا شده و نقوشی از حیوانات، الهه‌ها و موجودات تخیلی بر آن‌ها نقش بسته است. این ظروف مربوط به قرن دوم قبل از میلاد است. کنده کاری بر روی استخوان نیز از هنرهای دوره پارتیان است که در شهر الویا در ساحل دریای سیاه یافت شده است. مهرها و مسکوکاتی که تصویر پادشاهان بر آن‌ها نقش بسته است همچنین از جمله آثار هنری دوره اشکانی محسوب می‌گردد. یکی از خصوصیات هنر نقاشی و مجسمه‌سازی پارتیان موضوع نماسازی است که به عنوان میراث به ساسانیان انتقال پیدا کرده و سپس به هنر بیزانس نیز راه یافت.



📚| « تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز »
✍️| نویسنده: م.آ. داندامایو؛ ا.آ. گرانتوسکی



📚| #‌Art_History
🌀| @Perspective_7
👍5
Perspective | پرسپکتیو
▪️زیبایی‌شناسی فرانکفورت (۱) ▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳) آدورنو فیلسوفی آلمانی و از اعضای برجسته مکتب نظریه انتقادی فرانکفورت بود. او تا زمان به قدرت رسیدن حزب نازی در دانشگاه فرانکفورت تحصیل و تدریس می‌کرد؛ پس از آن ابتدا در انگلستان و سپس در ایالات…
▪️زیبایی‌شناسی فرانکفورت (۲)
▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳)



آدورنو فیلسوفی آلمانی و از اعضای برجسته مکتب نظریه انتقادی فرانکفورت بود. او تا زمان به قدرت رسیدن حزب نازی در دانشگاه فرانکفورت تحصیل و تدریس می‌کرد؛ پس از آن ابتدا در انگلستان و سپس در ایالات متحده زندگی را در تبعید گذراند تا اینکه در سال (۱۹۴۹) به فرانکفورت بازگشت. برای کسب آشنایی مقدماتی با کار آدورنو، توجه داشته باشید که او به شدت متأثر از هگل و مارکسیسم و منتقدِ «ایمانوئل کانت» بود.

در نظریه زیبایی‌شناسیِ آدورنو، نه تنها به دغدغه‌های زیبایی‌شناختی استانداردی مانند کارکرد زیبایی و تعالی در هنر، بلکه به روابط بین هنر و جامعه نیز توجه دارد. او احساس می‌کند که آزادی هنر مدرن از محدودیت‌هایی مانند کارکردهای فرقه‌ای و امپراتوری که در دوره‌های پیشین هنر آزاردهنده بود، منجر به گسترش ظرفیت انتقادی هنر و افزایش خودمختاری شده‌است.

با این استقلال گسترده، مسئولیت هنر در قبال تفسیر اجتماعی افزایش می‌یابد. آدورنو احساس نمی‌کند که محتوای آشکارا سیاسی، بزرگ‌ترین نقطه قوت انتقادی هنر است، بلکه او از نوع انتزاعی‌تری از «محتوای حقیقت» دفاع می‌کند. بر خلاف زیبایی‌شناسی کانتی یا ایده‌آلیستیک، زیبایی‌شناسیِ آدورنو محتوای حقیقت را به‌جای درک سوژه، در ابژه هنری قرار می‌دهد.

چنین محتوایی تحت‌تأثیر خودآگاهی هنر به‌دلیل دوری ضروری آن از جامعه است که در مواردی مانند ناهماهنگی‌های ذاتی هنر مدرن قابل درک است. حقیقت-محتوا در نهایت در رابطه بین تعاملات دیالکتیکی متعددی یافت می‌شود که از موقعیت(های) اثر هنری نسبت به موضوع و سنت اجتماعی بزرگ‌تر و همچنین دیالکتیک درونی، درون خود اثر پدید می‌آیند. آدورنو در سراسر کتاب از ساموئل بکت نمایش‌نامه‌نویسی که کتاب به او تقدیم شده بود، تمجید می‌کند، چرا که اورا روی این قاعده و مبنا سوار می‌داند.



📚 کتاب « مفاهیم اساسی فلسفه هنر »
✍️ نوشته: تایگر روهولت


▪️| #Adorno
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍5
فدریکو فلینی:
• به مناسبت زادروز او


« سینما-حقیقت؟ من یکی بیشتر طرفدار سینما-دروغ هستم. دروغ همیشه بیش از حقیقت جذابیت داشته است. دروغ، دل و جان نمایش است و من عاشق نمایشم. نمایش تخیلی می‌تواند در راستای حقیقتی ساخته شود که بیش از واقعیت ظاهری و روزمره کارایی داشته باشد. لزومی ندارد آنچه نشان می‌دهیم حتما صحت داشته باشد؛ اتفاقا برعکس بهتر است اصالت نداشته باشد. آنچه باید اصالت داشته باشد، هیجانی است که از دیدن و بیان کردن احساس می‌کنیم »


👤| #Federico_Fellini
🌀| @Perspective_7
👍9