فدریکو فلینی:
• به مناسبت زادروز او
« سینما-حقیقت؟ من یکی بیشتر طرفدار سینما-دروغ هستم. دروغ همیشه بیش از حقیقت جذابیت داشته است. دروغ، دل و جان نمایش است و من عاشق نمایشم. نمایش تخیلی میتواند در راستای حقیقتی ساخته شود که بیش از واقعیت ظاهری و روزمره کارایی داشته باشد. لزومی ندارد آنچه نشان میدهیم حتما صحت داشته باشد؛ اتفاقا برعکس بهتر است اصالت نداشته باشد. آنچه باید اصالت داشته باشد، هیجانی است که از دیدن و بیان کردن احساس میکنیم »
👤| #Federico_Fellini
🌀| @Perspective_7
• به مناسبت زادروز او
« سینما-حقیقت؟ من یکی بیشتر طرفدار سینما-دروغ هستم. دروغ همیشه بیش از حقیقت جذابیت داشته است. دروغ، دل و جان نمایش است و من عاشق نمایشم. نمایش تخیلی میتواند در راستای حقیقتی ساخته شود که بیش از واقعیت ظاهری و روزمره کارایی داشته باشد. لزومی ندارد آنچه نشان میدهیم حتما صحت داشته باشد؛ اتفاقا برعکس بهتر است اصالت نداشته باشد. آنچه باید اصالت داشته باشد، هیجانی است که از دیدن و بیان کردن احساس میکنیم »
👤| #Federico_Fellini
🌀| @Perspective_7
👍9
▪️ایدۀ خوب چیست؟
➖قسمت اول
پیش از شروع کار روی داستان هیچ چیز مهمتر از داشتن ایدهای شایسته نیست. نویسنده دارای یک ایدۀ شایسته، حتی با پرداختی ضعیف، کارش را میتواند مثل موشک شروع کند، در حالی که نویسندهای با ایدهای ضعیف حتی با پرداختی عالی احتمالاً به جایی نخواهد رسید. ضرب المثلی قدیمی میگوید: « از گوش خوک نمیتوان کیف ظریفی درست کرد. »
عقل سلیم حکم میکند که در کار فیلمنامهنویسی ایده فقط پنج درصد کار و ۹۵ درصد آن متعلق به اجرا و نگارش است. در آغاز دوره تدریس به این نظریه اعتقاد داشتم اما با مرور عمر نگارشیام و مطالعهٔ فیلمنامه نویسی به نتیجه كاملاً عکس آن رسیدهام. ایده در واقع بذری است که تقریباً به نحوی جادویی در ذهن پدید میآید. بعضی ایدهها رشد نمیکنند، اما بذرهای سالم و قوی رشد میکنند باید آنها را بنویسید.
در غیر این صورت راحت ناپدید خواهند شد. وقتی سفت و سخت درباره ایده خود میاندیشید در ذهن با آن بازی میکنید، با آن ور میروید تا ببینید شما را به کجا میبرد. چه داستانی از آب در میآید، هر بار که بر آن شوید تا درباره گسترش احتمالی آن بیندیشید به شخصیتهایی فکر میکنید که با داستان خاص شما جور در میآیند و یا اینکه شخصیت شما را به کجا هدایت میکنند.
این دوره فکر کردن درباره ایده داستانی به شدت مهم است. گاهی نویسندگان چند هفته چند ماه یا حتی سالها را صرف میکنند تا داستان را جمع وجور کنند. این دورۀ بسیار مهم دوره تکوین به شمار میرود؛ «بچه» شما دارد شکل میگیرد. دست و پا و قلب پیدا میکند و در زهدان مغز شما رشد میکند. در این دوره تکوین به هیچ وجه نباید با کسی مشورت کنید. صبر کنید تا ایده خاص شما ظرفیت رشد و بالندگی را بیابد. اگر ایده خود را با دیگری در میان بگذارید انرژی نگارش آن را از دست خواهید داد.
به محض این که مطمئن شدید که چیزی نو و اصیل دارید آمادهاید تا در این باره جدی شوید. فقط پس از این مرحله است که آمادهاید تا شروع به یادداشت کنید و تکه پارههای داستان آتی خود را همان طور که رخ میدهند، روی کاغذ بنویسید. آن را سرریز و آبشاروار ننویسید؛ وقت بگذارید و آن را تخلیه کنید. اگر مایل هستید سرفصلهای فیلمنامه را یادداشت کنید. بسیاری از فیلمنامهنویسان مهم تاریخ، قبل از نوشتن فیلمنامه، سرفصلها یا خلاصه آن را نمینویسند. این انتخابی شخصی است.
هیچ قاعده و قانونی نیست که بگوید پیش از نوشتن فیلمنامه باید سر فصلها یا خلاصه آن را نوشت. «کالیکوری» خلاصۀ «تلما و لوئیز» را ننوشت. بیلی وایلدر خلاصه «بعضی ها داغشو دوست دارند» را ننوشت. بسیاری از فیلمنامهنویسان آثار کلاسیک را، از جمله همشهری کین، بدون خلاصه نویسی نوشته اند. اگر باید کاری برای تلویزیون بنویسید، تهیه کننده تأکید دارد که خلاصهای جامع نوشته شود. بنابراین چارهای جز این ندارید. اما اگر برای خود مینویسید و بدون سفارش دهنده است، هر جور که راحت هستید بنویسید. اکثر دوستان رماننویس من قبل از نگارش هر فصل خلاصه آن را مینویسند. اما اگر شخصیتها یا داستان چرخشهای غیر منتظره کردند و مسیر دیگری در پیش گرفتند راحتترند که در مسیر جدید قلم بزنند.
با وجود این، پیش میرویم. قبل از شروع اجرای ژیمناستیکوارِ ذهنی داستان، مطمئن شوید که داستانی دارید که شما را به خود جذب کرده و اطمینان حاصل کنید که دلتان میخواهد وقت نسبتاً زیادی را به نوشتن آن اختصاص دهید. تذکر اینجاست که خیلی از فیلمنامهنویسان آتی، ایده خود را از بازبینی فیلمهای قدیمی که از تلویزیون پخش میشوند، پیدا میکنند.
گاهی میتوان براساس فیلمی قدیمی نسخۀ بهتری نوشت. اما اکثر اوقات آدم با شکست مواجه میشود. به نظر من در بیشتر موارد فیلمنامهنویسان آتی آگاه نیستند که ناخودآگاه داستانهای تکراری و موقعیتهای نخنما را بر میگزینند که خوانندگان فیلمنامه فوراً متوجه میشوند گمان میکنم اکثر فیلمنامههای ارائه شدهای که در سطل کاغذ باطله جا میگیرند یا به فرستنده آنها عودت میشوند، نسخهٔ المثنای فیلمهای دیگرند. چون اکثر اوقات این راه منجر به شکست میشود.
📚¦ «ذن و هنر نگارش فیلمنامه»
✍️¦ نویسنده: ویلیام فروگ
📇¦ #ScreenWriting .
🌀¦ @Perspective_7
➖قسمت اول
پیش از شروع کار روی داستان هیچ چیز مهمتر از داشتن ایدهای شایسته نیست. نویسنده دارای یک ایدۀ شایسته، حتی با پرداختی ضعیف، کارش را میتواند مثل موشک شروع کند، در حالی که نویسندهای با ایدهای ضعیف حتی با پرداختی عالی احتمالاً به جایی نخواهد رسید. ضرب المثلی قدیمی میگوید: « از گوش خوک نمیتوان کیف ظریفی درست کرد. »
عقل سلیم حکم میکند که در کار فیلمنامهنویسی ایده فقط پنج درصد کار و ۹۵ درصد آن متعلق به اجرا و نگارش است. در آغاز دوره تدریس به این نظریه اعتقاد داشتم اما با مرور عمر نگارشیام و مطالعهٔ فیلمنامه نویسی به نتیجه كاملاً عکس آن رسیدهام. ایده در واقع بذری است که تقریباً به نحوی جادویی در ذهن پدید میآید. بعضی ایدهها رشد نمیکنند، اما بذرهای سالم و قوی رشد میکنند باید آنها را بنویسید.
در غیر این صورت راحت ناپدید خواهند شد. وقتی سفت و سخت درباره ایده خود میاندیشید در ذهن با آن بازی میکنید، با آن ور میروید تا ببینید شما را به کجا میبرد. چه داستانی از آب در میآید، هر بار که بر آن شوید تا درباره گسترش احتمالی آن بیندیشید به شخصیتهایی فکر میکنید که با داستان خاص شما جور در میآیند و یا اینکه شخصیت شما را به کجا هدایت میکنند.
این دوره فکر کردن درباره ایده داستانی به شدت مهم است. گاهی نویسندگان چند هفته چند ماه یا حتی سالها را صرف میکنند تا داستان را جمع وجور کنند. این دورۀ بسیار مهم دوره تکوین به شمار میرود؛ «بچه» شما دارد شکل میگیرد. دست و پا و قلب پیدا میکند و در زهدان مغز شما رشد میکند. در این دوره تکوین به هیچ وجه نباید با کسی مشورت کنید. صبر کنید تا ایده خاص شما ظرفیت رشد و بالندگی را بیابد. اگر ایده خود را با دیگری در میان بگذارید انرژی نگارش آن را از دست خواهید داد.
به محض این که مطمئن شدید که چیزی نو و اصیل دارید آمادهاید تا در این باره جدی شوید. فقط پس از این مرحله است که آمادهاید تا شروع به یادداشت کنید و تکه پارههای داستان آتی خود را همان طور که رخ میدهند، روی کاغذ بنویسید. آن را سرریز و آبشاروار ننویسید؛ وقت بگذارید و آن را تخلیه کنید. اگر مایل هستید سرفصلهای فیلمنامه را یادداشت کنید. بسیاری از فیلمنامهنویسان مهم تاریخ، قبل از نوشتن فیلمنامه، سرفصلها یا خلاصه آن را نمینویسند. این انتخابی شخصی است.
هیچ قاعده و قانونی نیست که بگوید پیش از نوشتن فیلمنامه باید سر فصلها یا خلاصه آن را نوشت. «کالیکوری» خلاصۀ «تلما و لوئیز» را ننوشت. بیلی وایلدر خلاصه «بعضی ها داغشو دوست دارند» را ننوشت. بسیاری از فیلمنامهنویسان آثار کلاسیک را، از جمله همشهری کین، بدون خلاصه نویسی نوشته اند. اگر باید کاری برای تلویزیون بنویسید، تهیه کننده تأکید دارد که خلاصهای جامع نوشته شود. بنابراین چارهای جز این ندارید. اما اگر برای خود مینویسید و بدون سفارش دهنده است، هر جور که راحت هستید بنویسید. اکثر دوستان رماننویس من قبل از نگارش هر فصل خلاصه آن را مینویسند. اما اگر شخصیتها یا داستان چرخشهای غیر منتظره کردند و مسیر دیگری در پیش گرفتند راحتترند که در مسیر جدید قلم بزنند.
با وجود این، پیش میرویم. قبل از شروع اجرای ژیمناستیکوارِ ذهنی داستان، مطمئن شوید که داستانی دارید که شما را به خود جذب کرده و اطمینان حاصل کنید که دلتان میخواهد وقت نسبتاً زیادی را به نوشتن آن اختصاص دهید. تذکر اینجاست که خیلی از فیلمنامهنویسان آتی، ایده خود را از بازبینی فیلمهای قدیمی که از تلویزیون پخش میشوند، پیدا میکنند.
گاهی میتوان براساس فیلمی قدیمی نسخۀ بهتری نوشت. اما اکثر اوقات آدم با شکست مواجه میشود. به نظر من در بیشتر موارد فیلمنامهنویسان آتی آگاه نیستند که ناخودآگاه داستانهای تکراری و موقعیتهای نخنما را بر میگزینند که خوانندگان فیلمنامه فوراً متوجه میشوند گمان میکنم اکثر فیلمنامههای ارائه شدهای که در سطل کاغذ باطله جا میگیرند یا به فرستنده آنها عودت میشوند، نسخهٔ المثنای فیلمهای دیگرند. چون اکثر اوقات این راه منجر به شکست میشود.
📚¦ «ذن و هنر نگارش فیلمنامه»
✍️¦ نویسنده: ویلیام فروگ
📇¦ #ScreenWriting .
🌀¦ @Perspective_7
👍5
دیوید لینچ:
« من دوست دارم فیلم بسازم چون دوست دارم به دنیای دیگری بروم. دوست دارم در دنیای دیگری گم شوم. فیلم برای من یک رسانه جادویی است که شما را به ورطۀ رویا میاندازد. به شما اجازه میدهد در تاریکی، رویاپردازی کنید. این مطلقا یک چیز خارق العاده است؛ گم شدن در دنیای فیلمها »
▪️ به مناسبت زادروز «دیوید لینچ»
➖Born: January 20, 1946
➖Died: January 16, 2025
👤¦ #David_lynch
🌀¦ @Perspective_7
« من دوست دارم فیلم بسازم چون دوست دارم به دنیای دیگری بروم. دوست دارم در دنیای دیگری گم شوم. فیلم برای من یک رسانه جادویی است که شما را به ورطۀ رویا میاندازد. به شما اجازه میدهد در تاریکی، رویاپردازی کنید. این مطلقا یک چیز خارق العاده است؛ گم شدن در دنیای فیلمها »
▪️ به مناسبت زادروز «دیوید لینچ»
➖Born: January 20, 1946
➖Died: January 16, 2025
👤¦ #David_lynch
🌀¦ @Perspective_7
👍6
● دیوید هیوم:
عقل برده عواطف است و باید هم باشد.
● فردریش نیچه:
گویی همه عواطف سهمی از عقل نبرده بودند.
● ژان پل سارتر:
عاطفه روش خاصی برای درک جهان است...
عاطفه، دگرسانی جادویی جهان است.
• 𝑺𝒂𝒓𝒂𝒃𝒂𝒏𝒅 (𝟐𝟎𝟎𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
عقل برده عواطف است و باید هم باشد.
● فردریش نیچه:
گویی همه عواطف سهمی از عقل نبرده بودند.
● ژان پل سارتر:
عاطفه روش خاصی برای درک جهان است...
عاطفه، دگرسانی جادویی جهان است.
• 𝑺𝒂𝒓𝒂𝒃𝒂𝒏𝒅 (𝟐𝟎𝟎𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍6
■ جملاتی از سر آگوست استریندبرگ
● درامنویس، نقاش، منجم و کیمیاگر شهیر سوئدی
• اگر از تنهایی میترسی ازدواج نکن.
• من خواب میبینم، پس وجود دارم.
• سکوت چیزی را پنهان نمیکند. کلمات پنهان میکنند.
• آیا باید فروتن شوم تا بلند شوم، پست شوم تا بلند شوم؟
• جامعه؛ دیوانخانهای است که متولیان آن مسئولان و پلیس هستند.
• انسان هرچه بیشتر عمر میکند فروتنتر میشود
و در سایه مرگ خیلی چیزها متفاوت به نظر میرسند.
• زهرهایی هستند که کورت میکنند و
زهرهایی هستند که چشمانت را باز میکنند.
🎊 زادروز شکسپیر سوئد؛ آگوست استریندبرگ
▫️| #Quote
👤| #August_Strindberg
🌀| @Perspective_7
● درامنویس، نقاش، منجم و کیمیاگر شهیر سوئدی
• اگر از تنهایی میترسی ازدواج نکن.
• من خواب میبینم، پس وجود دارم.
• سکوت چیزی را پنهان نمیکند. کلمات پنهان میکنند.
• آیا باید فروتن شوم تا بلند شوم، پست شوم تا بلند شوم؟
• جامعه؛ دیوانخانهای است که متولیان آن مسئولان و پلیس هستند.
• انسان هرچه بیشتر عمر میکند فروتنتر میشود
و در سایه مرگ خیلی چیزها متفاوت به نظر میرسند.
• زهرهایی هستند که کورت میکنند و
زهرهایی هستند که چشمانت را باز میکنند.
🎊 زادروز شکسپیر سوئد؛ آگوست استریندبرگ
▫️| #Quote
👤| #August_Strindberg
🌀| @Perspective_7
👍7
▪️مهمترین کارهای سینماتیک گریفیث
▪️ملقب به «پدر فن فیلم»
• تجزیه و تقطیع فیلم به نما
• تغییر فاصله دید و زاویه دید
• تغییر مرکز توجه در طول یک نما به وسیله حرکت دوربین
• بزرگنمایی، جداسازی و تأکید بر مرکز توجه از راه نمای بسته
• مونتاژ
• نمایش دو یا چند واقعه به صورت موازی
• تقطیع مسیر مداوم واقعیت، فلاش بک و فلش فوروارد
▪️ به بهانۀ زادروز دیوید وارک گریفیث؛ ۲۲ ژانویه
👤| #D_W_Griffith
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
▪️ملقب به «پدر فن فیلم»
• تجزیه و تقطیع فیلم به نما
• تغییر فاصله دید و زاویه دید
• تغییر مرکز توجه در طول یک نما به وسیله حرکت دوربین
• بزرگنمایی، جداسازی و تأکید بر مرکز توجه از راه نمای بسته
• مونتاژ
• نمایش دو یا چند واقعه به صورت موازی
• تقطیع مسیر مداوم واقعیت، فلاش بک و فلش فوروارد
▪️ به بهانۀ زادروز دیوید وارک گریفیث؛ ۲۲ ژانویه
👤| #D_W_Griffith
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍5
جرج کیوکر:
« فکر میکنم من شهره شدهام به کارگردان زنان؛
چون در قدیم این همه ملکه سینما وجود داشت
و من بیشتر آنها را کارگردانی کردم. »
▪️ به بهانۀ سالمرگ کارگردان زنان؛ «جرج کیوکر»
▪️Joan Fontaine, Joan Crawford, George Cukor, Paulette Goddard, Mary Boland, Florence Nash, Phyllis Povah, Rosalind Russell, and "Norma Shearer" at an event for "The Women" (1939).
👤| #George_Cukor
🌀| @Perspective_7
« فکر میکنم من شهره شدهام به کارگردان زنان؛
چون در قدیم این همه ملکه سینما وجود داشت
و من بیشتر آنها را کارگردانی کردم. »
▪️ به بهانۀ سالمرگ کارگردان زنان؛ «جرج کیوکر»
▪️Joan Fontaine, Joan Crawford, George Cukor, Paulette Goddard, Mary Boland, Florence Nash, Phyllis Povah, Rosalind Russell, and "Norma Shearer" at an event for "The Women" (1939).
👤| #George_Cukor
🌀| @Perspective_7
👍5
🔻 The Death Of Marat (1793)
🎨 Painter: Jacques Louis David
🔺 About Schmidt (2002)
📽 Dir: Alexander Payne
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
🎨 Painter: Jacques Louis David
🔺 About Schmidt (2002)
📽 Dir: Alexander Payne
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جرج کیوکر:
« شما دوست دارید فکر کنید که تقریباً یک فرد اصیلِ خاص هستید. بگونهای که همه چیز در مورد شما متمایز و منحصر به فرد است. اما اینطور نیست. تعجب آور است که متوجه شوید تا چه اندازه خانواده خود را تکرار میکنید و چگونه از کودکی، اینگونه شکل گرفتهاید. »
👤| #George_Cukor
🌀| @Perspective_7
« شما دوست دارید فکر کنید که تقریباً یک فرد اصیلِ خاص هستید. بگونهای که همه چیز در مورد شما متمایز و منحصر به فرد است. اما اینطور نیست. تعجب آور است که متوجه شوید تا چه اندازه خانواده خود را تکرار میکنید و چگونه از کودکی، اینگونه شکل گرفتهاید. »
👤| #George_Cukor
🌀| @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
▪️زیباییشناسی فرانکفورت (۲) ▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳) آدورنو فیلسوفی آلمانی و از اعضای برجسته مکتب نظریه انتقادی فرانکفورت بود. او تا زمان به قدرت رسیدن حزب نازی در دانشگاه فرانکفورت تحصیل و تدریس میکرد؛ پس از آن ابتدا در انگلستان و سپس در ایالات متحده…
▪️زیباییشناسی فرانکفورت (۳)
▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳) [آخر]
آدورنو به طور کلی مدافع موسیقی بیکلام و هنر انتزاعی بود و صورت را مقدم بر محتوا میدانست. چرا که میگفت به چنین هنری باید محض خاطر خودش توجه شود؛ به این ترتیب، صرف وجود آن سرمشقی برای آزادی است. هنر به لطف آنچه آدورنو محتوای حقیقت میخواند به این آزادی دست مییابد. آشکار است که این برداشت از حقیقت همان تلقی سنتی از بازنمایی نیست که در پی [تقلید] واقعیت است.
از نظر آدورنو؛ بازنمایی دقیق واقعیت به معنای نمایش وضعیت ظالمانه مناسبات حاکم بر جامعه خواهد بود؛ بلکه هنری که برداشت آدورنو از حقیقت دربارهاش صادق است فاصلهای کافی از واقعیت اجتماعی دارد (در برابر عدم اصالت و کالایی شدن مقاومت میکند) و در حکم واسطهای برای نقد جامعه است.
آدورنو نه تنها از امر زیبا و لذتبخش زیباشناختی اجتناب میکند، بلکه معتقد است که هنرِ به واقع سیاسی و مترقی ناهمساز، برآشوبنده و نیازمند درگیری اندیشه ورزانه [از سوی مخاطب] است. او امر آوانگارد را میستاید (مثلاً موسیقی آتونال را در برابر موسیقی کلاسیک تونال) و بطورکلی منتقد هنر عامه پسند از قبیل موسیقی جز و فیلم های هالیوودی است. در این رویه والتر بنیامین رویکردی نسبتا متضاد با آدورنو دارد.
به گفته آدورنو، آثار هنری عامه پسند از لحاظ سیاسی بیطرف نیستند؛ این آثار ایدئولوژیکاند و کالاهایی هستند که گرایشهای انتقادی ما را تضعیف میکنند. هم راحتطلبی هنری را رواج میدهند و هم سازگاری پذیری سیاسی-اجتماعی را. برعکس، هنر آوانگارد از اینکه بر اساس ارزش مبادله تعریف یا ارزشگذاری شود امتناع میورزد. این هنر با تجربه دشواری که ایجاد میکند در برابر کالایی شدن میایستد. ماهیت فکری چالش برانگیز هنر آوانگارد، تفکر مستقل و گرایشی انتقادی را در مخاطبان تقویت میکند که آنها را مستعد نقد اجتماعی و سیاسی میسازد.
برخی هنرمندان تصمیمات خلاقهای میگیرند که صرفاً تحت فرمان اقتضائات رسانه هنری و بنا به الزامات آن اثر خاص هنری است، اما حتی چنین هنری از لحاظ قابلیت تفسیر و ارزیابی، از منظری غیرتاریخی خودآیین نیست. ماهیت و ارزش هنر وابسته به موقعیت تاریخی و اجتماعی است. مثلاً موسیقی آتونال مورد علاقه آدورنو صرفاً در بستری تاریخی بهتر از موسیقی تونال بود که مطابق نظر آدورنو، از ناکامی آهنگسازان در سنت تونال ناشی می شد.
📚 کتاب « مفاهیم اساسی فلسفه هنر »
✍️ نوشته: تایگر روهولت
▪️| #Adorno
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳) [آخر]
آدورنو به طور کلی مدافع موسیقی بیکلام و هنر انتزاعی بود و صورت را مقدم بر محتوا میدانست. چرا که میگفت به چنین هنری باید محض خاطر خودش توجه شود؛ به این ترتیب، صرف وجود آن سرمشقی برای آزادی است. هنر به لطف آنچه آدورنو محتوای حقیقت میخواند به این آزادی دست مییابد. آشکار است که این برداشت از حقیقت همان تلقی سنتی از بازنمایی نیست که در پی [تقلید] واقعیت است.
از نظر آدورنو؛ بازنمایی دقیق واقعیت به معنای نمایش وضعیت ظالمانه مناسبات حاکم بر جامعه خواهد بود؛ بلکه هنری که برداشت آدورنو از حقیقت دربارهاش صادق است فاصلهای کافی از واقعیت اجتماعی دارد (در برابر عدم اصالت و کالایی شدن مقاومت میکند) و در حکم واسطهای برای نقد جامعه است.
آدورنو نه تنها از امر زیبا و لذتبخش زیباشناختی اجتناب میکند، بلکه معتقد است که هنرِ به واقع سیاسی و مترقی ناهمساز، برآشوبنده و نیازمند درگیری اندیشه ورزانه [از سوی مخاطب] است. او امر آوانگارد را میستاید (مثلاً موسیقی آتونال را در برابر موسیقی کلاسیک تونال) و بطورکلی منتقد هنر عامه پسند از قبیل موسیقی جز و فیلم های هالیوودی است. در این رویه والتر بنیامین رویکردی نسبتا متضاد با آدورنو دارد.
به گفته آدورنو، آثار هنری عامه پسند از لحاظ سیاسی بیطرف نیستند؛ این آثار ایدئولوژیکاند و کالاهایی هستند که گرایشهای انتقادی ما را تضعیف میکنند. هم راحتطلبی هنری را رواج میدهند و هم سازگاری پذیری سیاسی-اجتماعی را. برعکس، هنر آوانگارد از اینکه بر اساس ارزش مبادله تعریف یا ارزشگذاری شود امتناع میورزد. این هنر با تجربه دشواری که ایجاد میکند در برابر کالایی شدن میایستد. ماهیت فکری چالش برانگیز هنر آوانگارد، تفکر مستقل و گرایشی انتقادی را در مخاطبان تقویت میکند که آنها را مستعد نقد اجتماعی و سیاسی میسازد.
برخی هنرمندان تصمیمات خلاقهای میگیرند که صرفاً تحت فرمان اقتضائات رسانه هنری و بنا به الزامات آن اثر خاص هنری است، اما حتی چنین هنری از لحاظ قابلیت تفسیر و ارزیابی، از منظری غیرتاریخی خودآیین نیست. ماهیت و ارزش هنر وابسته به موقعیت تاریخی و اجتماعی است. مثلاً موسیقی آتونال مورد علاقه آدورنو صرفاً در بستری تاریخی بهتر از موسیقی تونال بود که مطابق نظر آدورنو، از ناکامی آهنگسازان در سنت تونال ناشی می شد.
📚 کتاب « مفاهیم اساسی فلسفه هنر »
✍️ نوشته: تایگر روهولت
▪️| #Adorno
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍6
■ جملاتی از پل نـیومـن
■ زادروز چشم آبیِ سینما؛ «پل نیومن»
• بین دیروز و فردا انتخاب کنید.
• برای بازیگر شدن باید بچه باشی.
• اگر دشمن ندارید، شخصیت ندارید.
• موضعگیری همیشه مخالفت ایجاد میکند.
• وقتی کاری را درست میبینید، بهتر است انجامش دهید.
• بازیگری فرآیندی خلاقانه نیست، یک فرآیند تفسیری است.
• واقعاً مهم است که مراقب افرادی باشید که کمتر از شما خوش شانس هستند.
• تقریباً همه چیزهایی که در مورد بازیگری یاد گرفتم از همان سالهای اولیه در استودیو آمده است.
• یک انسان را فقط میتوان با اعمالش قضاوت کرد، نه بر اساس نیات یا اعتقاداتش.
• من دوست دارم مردم فکر کنند که فراتر از نیومن، روحی وجود دارد که دست به عمل میزند؛ یک قلبی و یک استعدادی که از چشمان آبی من نشأت نمیگیرد.
• من با یک اجبار درونی به سمت بازیگری سوق پیدا نکردم. داشتم از تجارت لوازم ورزشی فرار میکردم.
• فقط به این دلیل که کارت انجمن بازیگران فیلم را دارید نمی توانید از شهروند بودن دست بردارید.
▫️| #Quote
👤| #Paul_Newman
🌀| @Perspective_7
■ زادروز چشم آبیِ سینما؛ «پل نیومن»
• بین دیروز و فردا انتخاب کنید.
• برای بازیگر شدن باید بچه باشی.
• اگر دشمن ندارید، شخصیت ندارید.
• موضعگیری همیشه مخالفت ایجاد میکند.
• وقتی کاری را درست میبینید، بهتر است انجامش دهید.
• بازیگری فرآیندی خلاقانه نیست، یک فرآیند تفسیری است.
• واقعاً مهم است که مراقب افرادی باشید که کمتر از شما خوش شانس هستند.
• تقریباً همه چیزهایی که در مورد بازیگری یاد گرفتم از همان سالهای اولیه در استودیو آمده است.
• یک انسان را فقط میتوان با اعمالش قضاوت کرد، نه بر اساس نیات یا اعتقاداتش.
• من دوست دارم مردم فکر کنند که فراتر از نیومن، روحی وجود دارد که دست به عمل میزند؛ یک قلبی و یک استعدادی که از چشمان آبی من نشأت نمیگیرد.
• من با یک اجبار درونی به سمت بازیگری سوق پیدا نکردم. داشتم از تجارت لوازم ورزشی فرار میکردم.
• فقط به این دلیل که کارت انجمن بازیگران فیلم را دارید نمی توانید از شهروند بودن دست بردارید.
▫️| #Quote
👤| #Paul_Newman
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️جانمایۀ آثار جرج کیوکر
▪️بهزاد رحیمیان
اگرچه اغلب آثار کیوکر برمبنای رمانها و نمایشنامههای موجود ساخته شدهاند، ولی او همیشه مصالحی را انتخاب میکرد که با دیدگاههای خودش هماهنگی داشتند. خیلی از اوقات به تضاد و درگیری بین توهمات و واقعیتهای زندگی مردم میپرداخت.
در بسیاری موارد شخصیتهای اصلیاش بازیگران زن و مردی هستند که به خاطر آنکه مدام با دنیاها و شخصیتهایی خیالی سر و کار دارند، بنابراین بیش از سایر آدمها در معرض این خطر قرار دارند که به توهمات اجازه دهند زندگیشان را در سیطره خود گیرد.
این مضمون در تعدادی از بهترین فیلمهای کیوکر به نظر میآید و در بعضی از فیلمهای اولیهاش، از جمله «خانواده سلطنتی برودوی» (۱۹۳۰) که به طور مشترک کارگردانی کرده، آشکار است. در این فیلم که براساس زندگی خانواده باریمور ساخته شده با افراد خانوادهای روبه رو هستیم که چنان خود را به دست دنیای نمایش و تخیلاتاش میسپارند که زندگی خصوصیشان در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
تلاش افراد برای آشتی دادن رؤیاهای عزیزشان با واقعیتهای ملموس زندگی، در فیلمهایی مثل «شام در ساعت هشت» (۱۹۳۳) «داستان فیلادلفیا» (۱۹۴۰) و «زندگی مضاعف» (۱۹۴۰)، که فقط از نظر ظاهری با هم تفاوت دارند ادامه پیدا میکند. در این فیلم اخیر، رانلد کولمن در نقش بازیگری ظاهر شده که چنان با نقش «اتللو» همذات پنداری میکند که در عین حال حس حسادت مرگباری در وجودش زبانه میکشد و در نهایت نابودش میسازد.
با آنکه کیوکر معمولاً به طرف داستانهایی درباره آدمهای دنیای سرگرمی تمایل دارد فیلمهایش نشان میدهند، هرکس زندگی دوگانهای دارد که بین توهم و واقعیت در نوسان است و اینکه هرکس اگر میخواهد به گونهای واقعگرایانه با مشکلاتاش کنار بیاید باید راهی برای تمیز دادن فانتزی از واقعیت پیدا کند - کاری شخصیتهای کیوکر غالباً از انجامش قاصرند.
بین فیلمهای جرج کیوکر «دختران (۱۹۵۷) آشکارتر از همه به این مضمون میپردازد. در اینجا در یک محاکمۀ حقوقی وقایعی مشابه از چهار دیدگاه کاملاً متفاوت تعريف میشوند. از آنجا که کیوکر فرصتی برابر در اختیار هر راوی قرار داده با روشی که هر یک از آنها به طور ناخودآگاه در تجربه مشترک خود تجدید نظر کرده و به این ترتیب میتواند با گذشته خود در زمان حال کنار بیاید، همدلی نشان میدهد.
چنان است که به قول «اندرو ساریس»، منتقد بزرگ، جرج کیوکر تلویحا نمیگوید که آدمها الزاماً دروغ گویند، بلکه حرف کیوکر این است که هرکس به روش خود واقعیت را بیان میکند. با آن که کیوکر احتمالاً تا اندازهای برای دنیای خیالپردازیهای رمانتیکش همدلی و همدردی داشته، جرا که همیشه تهمایهای از حسرت و غم در فیلمهایش حس میشود. ولی فیلمهایش به طور کاملاً مشخص در واقعیت زندگی روزانه ریشه دارند.
👤| #George_Cukor
👤| #Andrew_Sarris
🌀| @Perspective_7
▪️بهزاد رحیمیان
اگرچه اغلب آثار کیوکر برمبنای رمانها و نمایشنامههای موجود ساخته شدهاند، ولی او همیشه مصالحی را انتخاب میکرد که با دیدگاههای خودش هماهنگی داشتند. خیلی از اوقات به تضاد و درگیری بین توهمات و واقعیتهای زندگی مردم میپرداخت.
در بسیاری موارد شخصیتهای اصلیاش بازیگران زن و مردی هستند که به خاطر آنکه مدام با دنیاها و شخصیتهایی خیالی سر و کار دارند، بنابراین بیش از سایر آدمها در معرض این خطر قرار دارند که به توهمات اجازه دهند زندگیشان را در سیطره خود گیرد.
این مضمون در تعدادی از بهترین فیلمهای کیوکر به نظر میآید و در بعضی از فیلمهای اولیهاش، از جمله «خانواده سلطنتی برودوی» (۱۹۳۰) که به طور مشترک کارگردانی کرده، آشکار است. در این فیلم که براساس زندگی خانواده باریمور ساخته شده با افراد خانوادهای روبه رو هستیم که چنان خود را به دست دنیای نمایش و تخیلاتاش میسپارند که زندگی خصوصیشان در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
تلاش افراد برای آشتی دادن رؤیاهای عزیزشان با واقعیتهای ملموس زندگی، در فیلمهایی مثل «شام در ساعت هشت» (۱۹۳۳) «داستان فیلادلفیا» (۱۹۴۰) و «زندگی مضاعف» (۱۹۴۰)، که فقط از نظر ظاهری با هم تفاوت دارند ادامه پیدا میکند. در این فیلم اخیر، رانلد کولمن در نقش بازیگری ظاهر شده که چنان با نقش «اتللو» همذات پنداری میکند که در عین حال حس حسادت مرگباری در وجودش زبانه میکشد و در نهایت نابودش میسازد.
با آنکه کیوکر معمولاً به طرف داستانهایی درباره آدمهای دنیای سرگرمی تمایل دارد فیلمهایش نشان میدهند، هرکس زندگی دوگانهای دارد که بین توهم و واقعیت در نوسان است و اینکه هرکس اگر میخواهد به گونهای واقعگرایانه با مشکلاتاش کنار بیاید باید راهی برای تمیز دادن فانتزی از واقعیت پیدا کند - کاری شخصیتهای کیوکر غالباً از انجامش قاصرند.
بین فیلمهای جرج کیوکر «دختران (۱۹۵۷) آشکارتر از همه به این مضمون میپردازد. در اینجا در یک محاکمۀ حقوقی وقایعی مشابه از چهار دیدگاه کاملاً متفاوت تعريف میشوند. از آنجا که کیوکر فرصتی برابر در اختیار هر راوی قرار داده با روشی که هر یک از آنها به طور ناخودآگاه در تجربه مشترک خود تجدید نظر کرده و به این ترتیب میتواند با گذشته خود در زمان حال کنار بیاید، همدلی نشان میدهد.
چنان است که به قول «اندرو ساریس»، منتقد بزرگ، جرج کیوکر تلویحا نمیگوید که آدمها الزاماً دروغ گویند، بلکه حرف کیوکر این است که هرکس به روش خود واقعیت را بیان میکند. با آن که کیوکر احتمالاً تا اندازهای برای دنیای خیالپردازیهای رمانتیکش همدلی و همدردی داشته، جرا که همیشه تهمایهای از حسرت و غم در فیلمهایش حس میشود. ولی فیلمهایش به طور کاملاً مشخص در واقعیت زندگی روزانه ریشه دارند.
👤| #George_Cukor
👤| #Andrew_Sarris
🌀| @Perspective_7
👍5
Forwarded from Perspective | پرسپکتیو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️«یان مالمخو» بازیگر و تهیۀ کنندۀ سرشناس فیلم و تیاترِ سوئدی تبار، شخصی که در کارنامۀ خود افتخار همکاری با «اینگمار برگمان» و «آلفرد هیچکاک» را داشته از نگاه خود به الله و دین اسلام میگوید.
🎤| #Interview
👤| #Jan_Malmsjö
🌀| @perspective_7
🎤| #Interview
👤| #Jan_Malmsjö
🌀| @perspective_7
👍6👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🗒 - The Message (1976)
🎬 - Dir : Moustapha Akkad
👥 - Cast: Anthony Quinn, Irene Papas, Michael Ansara, Johnny Sekka, Garrick Hagon, Michael Forest,...
🎊 به مناسبت بعثت پیامبر اسلام
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
🎬 - Dir : Moustapha Akkad
👥 - Cast: Anthony Quinn, Irene Papas, Michael Ansara, Johnny Sekka, Garrick Hagon, Michael Forest,...
🎊 به مناسبت بعثت پیامبر اسلام
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍8👎1
🔻 Histoire(s) du cinéma (1999)
📽 Dir: Jean-Luc Godard
🔺 Persona (1966)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Jean-Luc Godard
🔺 Persona (1966)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر اشکانیان (٣) ▪️هنر و معماری • پیل الکتریکی در سال ۱۳۳۰ خورشیدی، باستانشناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانی را یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیلهای الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در…
▪️هـنر اشکانیان (۴) [آخر]
▪️هنر و معماری
چهرهنگاری؛ حفاری
از ویژگیهای بسیار مشخص و برجستهٔ اینگونه هنر ایرانی، چهرهنگاری و چهرهمحوری آن است. این چهرهمحوری سپس از راه شاهنشاهی بیزانس به اروپا رفت و خود را در هنر سدههای میانی اروپایی در کالبد نگاه چهرههای اشخاص خود را نشان میدهد.
یکی از دلایلی که این هنر تاکنون ناشناخته ماندهاست؛ نادیده گرفتن جایگاهها و سایتهای حفاری باستانشناختی در هنگام حفاری است. در سدهٔ بیستم میلادی، باستانشناس سرشناس، میخائیل ایووانویچ راستوفستچ روس تبار، در پی حفاریهایی در منطقهٔ دورا-اوروپوس در سوریهٔ کنونی؛ از طریق شباهتهای یافتهشده در شهرهای پالمیرا و ایران تا شمال هند در چینههای باستانشناختی سدههای نخست میلادی، پی به هنری یکپارچه و یکسان برد که سپس به «هنر اشکانی» یا «هنر پارتی» نامور شد.
اینکه آیا همه هنر اشکانی از آن خود اشکانیان بودهاست، هنوز گمانبرانگیز و مورد ظن است. برای نمونه چهرهمحوری در هنر ایرانی نبودهاست ولی این هنر نزد اشکانیان بسیار پراهمیت و ارزشمند بوده و در هنر پالمیرا و سکههای اشکانی بسیار هویدا است. یکی از گمانهایی که این هنر را میتوان یک هنر اشکانی دانست، این است که این هنر در خارج منطقهٔ فرات میانی دیده نشده و مدرکی دال بر وجود آن تاکنون یافت نشدهاست. به سخن سادهتر هنر اشکانی، هنری است که از پیشرفت اندیشهٔ برتر بومی منطقهٔ فرات میانی پدیدار گشتهاست.
مجلس مهستان
حکومت اشکانیان، به هیچ وجه حکومتی فردمحور نبود و به عکس، شاهان با وجود مجلس مهستان همیشه از تصمیمگیریهای فردی و شتابزده برحذر داشته میشدند. تاسیتوس نوشته است این مجلس از ۳۰۰ نفر از برگزیدگان روحانیون (مغان)، شاهزادگان و نیز اعضایی از خانوادههای مهم پارتی همچون سورن، کارن و اسپهبد تشکیل میشد.
این مجلس به دستور مهرداد اول - پادشاه اشکانی - در یکم مارس سال ۱۷۳ پیش از میلاد ایجاد شد و بزرگان نیز این تصمیم را مبنی بر ایجاد قانون اساسی و مجلس پذیرفتند. مورخان رومی که از این مجلس با نام سنا یاد کردهاند، در برخی ارزیابیها، حدود اختیارات این مجلس را بسیار وسیع دانستهاند.
انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه درصورت دیوانه شدن، بیماری ممتد، ارتکاب اشتباه (حتی بدون داشتن نیت بد) و دلایل دیگر و نیز تغییر میزان مالیاتها و دستور ضرب سکه با تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تأیید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسیتبار سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب و جنوب شرقی دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و همچنین انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معیّن یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود.
فرهنگ اشکانی
رشد ایران گرایی را می توان از دوره مهرداد یکم به روشنی دید. شکل و شمایل ایرانی تر شده چهره مهرداد یکم که با جامه ای باشکوه، گیسوانی بلند و ریشی انبوه و تاج بر سر در پشت سکه های آن دوره بی گمان نشان دهنده افزایش پیوندها با محیط ایرانی و جدا شدن از یونانی گرایی است؛ گزیدن نامواره «شاهنشاه» نیز نشانه ای دیگر از توجه به سنتهای هخامنشی است. ظاهراً شکی نیست که مدیریت دربار اشکانی برای اداره کشور از زبان آرامی بهره می جستند (مدارک یافته شده در نسا) و این دلیلی است از دید دشمنانه آنان نسبت به زبان یونانی، زیرا سرانجام نیز کاربرد زبان یونانی را منسوخ نمودند. گام بعدی آنان در این زمینه ایجاد زبان اداری ایرانی بود.
📚| کتاب « هنر اشکانی »
✍️| نویسنده: دانیل شلمبرگر
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر و معماری
چهرهنگاری؛ حفاری
از ویژگیهای بسیار مشخص و برجستهٔ اینگونه هنر ایرانی، چهرهنگاری و چهرهمحوری آن است. این چهرهمحوری سپس از راه شاهنشاهی بیزانس به اروپا رفت و خود را در هنر سدههای میانی اروپایی در کالبد نگاه چهرههای اشخاص خود را نشان میدهد.
یکی از دلایلی که این هنر تاکنون ناشناخته ماندهاست؛ نادیده گرفتن جایگاهها و سایتهای حفاری باستانشناختی در هنگام حفاری است. در سدهٔ بیستم میلادی، باستانشناس سرشناس، میخائیل ایووانویچ راستوفستچ روس تبار، در پی حفاریهایی در منطقهٔ دورا-اوروپوس در سوریهٔ کنونی؛ از طریق شباهتهای یافتهشده در شهرهای پالمیرا و ایران تا شمال هند در چینههای باستانشناختی سدههای نخست میلادی، پی به هنری یکپارچه و یکسان برد که سپس به «هنر اشکانی» یا «هنر پارتی» نامور شد.
اینکه آیا همه هنر اشکانی از آن خود اشکانیان بودهاست، هنوز گمانبرانگیز و مورد ظن است. برای نمونه چهرهمحوری در هنر ایرانی نبودهاست ولی این هنر نزد اشکانیان بسیار پراهمیت و ارزشمند بوده و در هنر پالمیرا و سکههای اشکانی بسیار هویدا است. یکی از گمانهایی که این هنر را میتوان یک هنر اشکانی دانست، این است که این هنر در خارج منطقهٔ فرات میانی دیده نشده و مدرکی دال بر وجود آن تاکنون یافت نشدهاست. به سخن سادهتر هنر اشکانی، هنری است که از پیشرفت اندیشهٔ برتر بومی منطقهٔ فرات میانی پدیدار گشتهاست.
مجلس مهستان
حکومت اشکانیان، به هیچ وجه حکومتی فردمحور نبود و به عکس، شاهان با وجود مجلس مهستان همیشه از تصمیمگیریهای فردی و شتابزده برحذر داشته میشدند. تاسیتوس نوشته است این مجلس از ۳۰۰ نفر از برگزیدگان روحانیون (مغان)، شاهزادگان و نیز اعضایی از خانوادههای مهم پارتی همچون سورن، کارن و اسپهبد تشکیل میشد.
این مجلس به دستور مهرداد اول - پادشاه اشکانی - در یکم مارس سال ۱۷۳ پیش از میلاد ایجاد شد و بزرگان نیز این تصمیم را مبنی بر ایجاد قانون اساسی و مجلس پذیرفتند. مورخان رومی که از این مجلس با نام سنا یاد کردهاند، در برخی ارزیابیها، حدود اختیارات این مجلس را بسیار وسیع دانستهاند.
انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه درصورت دیوانه شدن، بیماری ممتد، ارتکاب اشتباه (حتی بدون داشتن نیت بد) و دلایل دیگر و نیز تغییر میزان مالیاتها و دستور ضرب سکه با تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تأیید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسیتبار سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب و جنوب شرقی دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و همچنین انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معیّن یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود.
فرهنگ اشکانی
رشد ایران گرایی را می توان از دوره مهرداد یکم به روشنی دید. شکل و شمایل ایرانی تر شده چهره مهرداد یکم که با جامه ای باشکوه، گیسوانی بلند و ریشی انبوه و تاج بر سر در پشت سکه های آن دوره بی گمان نشان دهنده افزایش پیوندها با محیط ایرانی و جدا شدن از یونانی گرایی است؛ گزیدن نامواره «شاهنشاه» نیز نشانه ای دیگر از توجه به سنتهای هخامنشی است. ظاهراً شکی نیست که مدیریت دربار اشکانی برای اداره کشور از زبان آرامی بهره می جستند (مدارک یافته شده در نسا) و این دلیلی است از دید دشمنانه آنان نسبت به زبان یونانی، زیرا سرانجام نیز کاربرد زبان یونانی را منسوخ نمودند. گام بعدی آنان در این زمینه ایجاد زبان اداری ایرانی بود.
📚| کتاب « هنر اشکانی »
✍️| نویسنده: دانیل شلمبرگر
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍5
کلارک گیبل:
• به مناسبت زادروز کلارک گیبل
« من مجذوب زنان پر زرق و برق هستم. زنان بیهوده برای ترمیم آرایش خود، مدام یک لباس تنگ و جدید بیرون میآورند. اما یک زن پر زرق و برق میداند که نیازی به این کارها ندارد. »
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
👤| #Clark_Gable
🌀| @Perspective_7
• به مناسبت زادروز کلارک گیبل
« من مجذوب زنان پر زرق و برق هستم. زنان بیهوده برای ترمیم آرایش خود، مدام یک لباس تنگ و جدید بیرون میآورند. اما یک زن پر زرق و برق میداند که نیازی به این کارها ندارد. »
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
👤| #Clark_Gable
🌀| @Perspective_7
👍7
ساموئل بکت:
« کلمات لباسی هستند که افکار میپوشند. به
همین خاطر در کلمات به دنبال معنا نباش...
به سکوتها گوش کن »
👤| #Samuel_Becket
🌀| @Perspective_7
« کلمات لباسی هستند که افکار میپوشند. به
همین خاطر در کلمات به دنبال معنا نباش...
به سکوتها گوش کن »
👤| #Samuel_Becket
🌀| @Perspective_7
👍9
لیو اولمان:
• درباره بازی هریت اندرسون
« زمانی که ما در حال تولید فریادها و نجواها (۱۹۷۲) بودیم، هیچ یک از ما واقعاً نمیدانستیم که هریت اندرسون در آن صحنههای رنج و مرگ چه میکند. اینگمار همه را بیرون میفرستاد، به جز آن عده رازدارِ معدودی که باید آنجا میبودند، و تنها هریت. وقتی فیلم کامل شده را روی پرده دیدیم، غرق شدیم. تقریباً انگار آن صحنههای عالی راز هریت بودند - که به نوعی قرار بود این راز باشد. زیرا در فیلم او خیلی تنها بود و تنها مرد. »
• 𝑪𝒓𝒊𝒆𝒔 𝑨𝒏𝒅 𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟕𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
👤| #Liv_Ullmann
🌀| @Perspective_7
• درباره بازی هریت اندرسون
« زمانی که ما در حال تولید فریادها و نجواها (۱۹۷۲) بودیم، هیچ یک از ما واقعاً نمیدانستیم که هریت اندرسون در آن صحنههای رنج و مرگ چه میکند. اینگمار همه را بیرون میفرستاد، به جز آن عده رازدارِ معدودی که باید آنجا میبودند، و تنها هریت. وقتی فیلم کامل شده را روی پرده دیدیم، غرق شدیم. تقریباً انگار آن صحنههای عالی راز هریت بودند - که به نوعی قرار بود این راز باشد. زیرا در فیلم او خیلی تنها بود و تنها مرد. »
• 𝑪𝒓𝒊𝒆𝒔 𝑨𝒏𝒅 𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟕𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
👤| #Liv_Ullmann
🌀| @Perspective_7
👍10
درام یعنی...
رویارویی با رویدادی که پس از آن...
دیگر هیچ چیز مانند سابق نخواهد بود.
• 𝑹𝒆𝒂𝒓 𝑾𝒊𝒏𝒅𝒐𝒘 (𝟏𝟗𝟓𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒍𝒇𝒓𝒆𝒅 𝑯𝒊𝒕𝒄𝒉𝒄𝒐𝒄𝒌
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
رویارویی با رویدادی که پس از آن...
دیگر هیچ چیز مانند سابق نخواهد بود.
• 𝑹𝒆𝒂𝒓 𝑾𝒊𝒏𝒅𝒐𝒘 (𝟏𝟗𝟓𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒍𝒇𝒓𝒆𝒅 𝑯𝒊𝒕𝒄𝒉𝒄𝒐𝒄𝒌
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍11