🔻 The Death Of Marat (1793)
🎨 Painter: Jacques Louis David
🔺 About Schmidt (2002)
📽 Dir: Alexander Payne
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
🎨 Painter: Jacques Louis David
🔺 About Schmidt (2002)
📽 Dir: Alexander Payne
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جرج کیوکر:
« شما دوست دارید فکر کنید که تقریباً یک فرد اصیلِ خاص هستید. بگونهای که همه چیز در مورد شما متمایز و منحصر به فرد است. اما اینطور نیست. تعجب آور است که متوجه شوید تا چه اندازه خانواده خود را تکرار میکنید و چگونه از کودکی، اینگونه شکل گرفتهاید. »
👤| #George_Cukor
🌀| @Perspective_7
« شما دوست دارید فکر کنید که تقریباً یک فرد اصیلِ خاص هستید. بگونهای که همه چیز در مورد شما متمایز و منحصر به فرد است. اما اینطور نیست. تعجب آور است که متوجه شوید تا چه اندازه خانواده خود را تکرار میکنید و چگونه از کودکی، اینگونه شکل گرفتهاید. »
👤| #George_Cukor
🌀| @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
▪️زیباییشناسی فرانکفورت (۲) ▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳) آدورنو فیلسوفی آلمانی و از اعضای برجسته مکتب نظریه انتقادی فرانکفورت بود. او تا زمان به قدرت رسیدن حزب نازی در دانشگاه فرانکفورت تحصیل و تدریس میکرد؛ پس از آن ابتدا در انگلستان و سپس در ایالات متحده…
▪️زیباییشناسی فرانکفورت (۳)
▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳) [آخر]
آدورنو به طور کلی مدافع موسیقی بیکلام و هنر انتزاعی بود و صورت را مقدم بر محتوا میدانست. چرا که میگفت به چنین هنری باید محض خاطر خودش توجه شود؛ به این ترتیب، صرف وجود آن سرمشقی برای آزادی است. هنر به لطف آنچه آدورنو محتوای حقیقت میخواند به این آزادی دست مییابد. آشکار است که این برداشت از حقیقت همان تلقی سنتی از بازنمایی نیست که در پی [تقلید] واقعیت است.
از نظر آدورنو؛ بازنمایی دقیق واقعیت به معنای نمایش وضعیت ظالمانه مناسبات حاکم بر جامعه خواهد بود؛ بلکه هنری که برداشت آدورنو از حقیقت دربارهاش صادق است فاصلهای کافی از واقعیت اجتماعی دارد (در برابر عدم اصالت و کالایی شدن مقاومت میکند) و در حکم واسطهای برای نقد جامعه است.
آدورنو نه تنها از امر زیبا و لذتبخش زیباشناختی اجتناب میکند، بلکه معتقد است که هنرِ به واقع سیاسی و مترقی ناهمساز، برآشوبنده و نیازمند درگیری اندیشه ورزانه [از سوی مخاطب] است. او امر آوانگارد را میستاید (مثلاً موسیقی آتونال را در برابر موسیقی کلاسیک تونال) و بطورکلی منتقد هنر عامه پسند از قبیل موسیقی جز و فیلم های هالیوودی است. در این رویه والتر بنیامین رویکردی نسبتا متضاد با آدورنو دارد.
به گفته آدورنو، آثار هنری عامه پسند از لحاظ سیاسی بیطرف نیستند؛ این آثار ایدئولوژیکاند و کالاهایی هستند که گرایشهای انتقادی ما را تضعیف میکنند. هم راحتطلبی هنری را رواج میدهند و هم سازگاری پذیری سیاسی-اجتماعی را. برعکس، هنر آوانگارد از اینکه بر اساس ارزش مبادله تعریف یا ارزشگذاری شود امتناع میورزد. این هنر با تجربه دشواری که ایجاد میکند در برابر کالایی شدن میایستد. ماهیت فکری چالش برانگیز هنر آوانگارد، تفکر مستقل و گرایشی انتقادی را در مخاطبان تقویت میکند که آنها را مستعد نقد اجتماعی و سیاسی میسازد.
برخی هنرمندان تصمیمات خلاقهای میگیرند که صرفاً تحت فرمان اقتضائات رسانه هنری و بنا به الزامات آن اثر خاص هنری است، اما حتی چنین هنری از لحاظ قابلیت تفسیر و ارزیابی، از منظری غیرتاریخی خودآیین نیست. ماهیت و ارزش هنر وابسته به موقعیت تاریخی و اجتماعی است. مثلاً موسیقی آتونال مورد علاقه آدورنو صرفاً در بستری تاریخی بهتر از موسیقی تونال بود که مطابق نظر آدورنو، از ناکامی آهنگسازان در سنت تونال ناشی می شد.
📚 کتاب « مفاهیم اساسی فلسفه هنر »
✍️ نوشته: تایگر روهولت
▪️| #Adorno
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
▪️ تئودور آدورنو (۱۹۶۹-۱۹۰۳) [آخر]
آدورنو به طور کلی مدافع موسیقی بیکلام و هنر انتزاعی بود و صورت را مقدم بر محتوا میدانست. چرا که میگفت به چنین هنری باید محض خاطر خودش توجه شود؛ به این ترتیب، صرف وجود آن سرمشقی برای آزادی است. هنر به لطف آنچه آدورنو محتوای حقیقت میخواند به این آزادی دست مییابد. آشکار است که این برداشت از حقیقت همان تلقی سنتی از بازنمایی نیست که در پی [تقلید] واقعیت است.
از نظر آدورنو؛ بازنمایی دقیق واقعیت به معنای نمایش وضعیت ظالمانه مناسبات حاکم بر جامعه خواهد بود؛ بلکه هنری که برداشت آدورنو از حقیقت دربارهاش صادق است فاصلهای کافی از واقعیت اجتماعی دارد (در برابر عدم اصالت و کالایی شدن مقاومت میکند) و در حکم واسطهای برای نقد جامعه است.
آدورنو نه تنها از امر زیبا و لذتبخش زیباشناختی اجتناب میکند، بلکه معتقد است که هنرِ به واقع سیاسی و مترقی ناهمساز، برآشوبنده و نیازمند درگیری اندیشه ورزانه [از سوی مخاطب] است. او امر آوانگارد را میستاید (مثلاً موسیقی آتونال را در برابر موسیقی کلاسیک تونال) و بطورکلی منتقد هنر عامه پسند از قبیل موسیقی جز و فیلم های هالیوودی است. در این رویه والتر بنیامین رویکردی نسبتا متضاد با آدورنو دارد.
به گفته آدورنو، آثار هنری عامه پسند از لحاظ سیاسی بیطرف نیستند؛ این آثار ایدئولوژیکاند و کالاهایی هستند که گرایشهای انتقادی ما را تضعیف میکنند. هم راحتطلبی هنری را رواج میدهند و هم سازگاری پذیری سیاسی-اجتماعی را. برعکس، هنر آوانگارد از اینکه بر اساس ارزش مبادله تعریف یا ارزشگذاری شود امتناع میورزد. این هنر با تجربه دشواری که ایجاد میکند در برابر کالایی شدن میایستد. ماهیت فکری چالش برانگیز هنر آوانگارد، تفکر مستقل و گرایشی انتقادی را در مخاطبان تقویت میکند که آنها را مستعد نقد اجتماعی و سیاسی میسازد.
برخی هنرمندان تصمیمات خلاقهای میگیرند که صرفاً تحت فرمان اقتضائات رسانه هنری و بنا به الزامات آن اثر خاص هنری است، اما حتی چنین هنری از لحاظ قابلیت تفسیر و ارزیابی، از منظری غیرتاریخی خودآیین نیست. ماهیت و ارزش هنر وابسته به موقعیت تاریخی و اجتماعی است. مثلاً موسیقی آتونال مورد علاقه آدورنو صرفاً در بستری تاریخی بهتر از موسیقی تونال بود که مطابق نظر آدورنو، از ناکامی آهنگسازان در سنت تونال ناشی می شد.
📚 کتاب « مفاهیم اساسی فلسفه هنر »
✍️ نوشته: تایگر روهولت
▪️| #Adorno
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍6
■ جملاتی از پل نـیومـن
■ زادروز چشم آبیِ سینما؛ «پل نیومن»
• بین دیروز و فردا انتخاب کنید.
• برای بازیگر شدن باید بچه باشی.
• اگر دشمن ندارید، شخصیت ندارید.
• موضعگیری همیشه مخالفت ایجاد میکند.
• وقتی کاری را درست میبینید، بهتر است انجامش دهید.
• بازیگری فرآیندی خلاقانه نیست، یک فرآیند تفسیری است.
• واقعاً مهم است که مراقب افرادی باشید که کمتر از شما خوش شانس هستند.
• تقریباً همه چیزهایی که در مورد بازیگری یاد گرفتم از همان سالهای اولیه در استودیو آمده است.
• یک انسان را فقط میتوان با اعمالش قضاوت کرد، نه بر اساس نیات یا اعتقاداتش.
• من دوست دارم مردم فکر کنند که فراتر از نیومن، روحی وجود دارد که دست به عمل میزند؛ یک قلبی و یک استعدادی که از چشمان آبی من نشأت نمیگیرد.
• من با یک اجبار درونی به سمت بازیگری سوق پیدا نکردم. داشتم از تجارت لوازم ورزشی فرار میکردم.
• فقط به این دلیل که کارت انجمن بازیگران فیلم را دارید نمی توانید از شهروند بودن دست بردارید.
▫️| #Quote
👤| #Paul_Newman
🌀| @Perspective_7
■ زادروز چشم آبیِ سینما؛ «پل نیومن»
• بین دیروز و فردا انتخاب کنید.
• برای بازیگر شدن باید بچه باشی.
• اگر دشمن ندارید، شخصیت ندارید.
• موضعگیری همیشه مخالفت ایجاد میکند.
• وقتی کاری را درست میبینید، بهتر است انجامش دهید.
• بازیگری فرآیندی خلاقانه نیست، یک فرآیند تفسیری است.
• واقعاً مهم است که مراقب افرادی باشید که کمتر از شما خوش شانس هستند.
• تقریباً همه چیزهایی که در مورد بازیگری یاد گرفتم از همان سالهای اولیه در استودیو آمده است.
• یک انسان را فقط میتوان با اعمالش قضاوت کرد، نه بر اساس نیات یا اعتقاداتش.
• من دوست دارم مردم فکر کنند که فراتر از نیومن، روحی وجود دارد که دست به عمل میزند؛ یک قلبی و یک استعدادی که از چشمان آبی من نشأت نمیگیرد.
• من با یک اجبار درونی به سمت بازیگری سوق پیدا نکردم. داشتم از تجارت لوازم ورزشی فرار میکردم.
• فقط به این دلیل که کارت انجمن بازیگران فیلم را دارید نمی توانید از شهروند بودن دست بردارید.
▫️| #Quote
👤| #Paul_Newman
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️جانمایۀ آثار جرج کیوکر
▪️بهزاد رحیمیان
اگرچه اغلب آثار کیوکر برمبنای رمانها و نمایشنامههای موجود ساخته شدهاند، ولی او همیشه مصالحی را انتخاب میکرد که با دیدگاههای خودش هماهنگی داشتند. خیلی از اوقات به تضاد و درگیری بین توهمات و واقعیتهای زندگی مردم میپرداخت.
در بسیاری موارد شخصیتهای اصلیاش بازیگران زن و مردی هستند که به خاطر آنکه مدام با دنیاها و شخصیتهایی خیالی سر و کار دارند، بنابراین بیش از سایر آدمها در معرض این خطر قرار دارند که به توهمات اجازه دهند زندگیشان را در سیطره خود گیرد.
این مضمون در تعدادی از بهترین فیلمهای کیوکر به نظر میآید و در بعضی از فیلمهای اولیهاش، از جمله «خانواده سلطنتی برودوی» (۱۹۳۰) که به طور مشترک کارگردانی کرده، آشکار است. در این فیلم که براساس زندگی خانواده باریمور ساخته شده با افراد خانوادهای روبه رو هستیم که چنان خود را به دست دنیای نمایش و تخیلاتاش میسپارند که زندگی خصوصیشان در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
تلاش افراد برای آشتی دادن رؤیاهای عزیزشان با واقعیتهای ملموس زندگی، در فیلمهایی مثل «شام در ساعت هشت» (۱۹۳۳) «داستان فیلادلفیا» (۱۹۴۰) و «زندگی مضاعف» (۱۹۴۰)، که فقط از نظر ظاهری با هم تفاوت دارند ادامه پیدا میکند. در این فیلم اخیر، رانلد کولمن در نقش بازیگری ظاهر شده که چنان با نقش «اتللو» همذات پنداری میکند که در عین حال حس حسادت مرگباری در وجودش زبانه میکشد و در نهایت نابودش میسازد.
با آنکه کیوکر معمولاً به طرف داستانهایی درباره آدمهای دنیای سرگرمی تمایل دارد فیلمهایش نشان میدهند، هرکس زندگی دوگانهای دارد که بین توهم و واقعیت در نوسان است و اینکه هرکس اگر میخواهد به گونهای واقعگرایانه با مشکلاتاش کنار بیاید باید راهی برای تمیز دادن فانتزی از واقعیت پیدا کند - کاری شخصیتهای کیوکر غالباً از انجامش قاصرند.
بین فیلمهای جرج کیوکر «دختران (۱۹۵۷) آشکارتر از همه به این مضمون میپردازد. در اینجا در یک محاکمۀ حقوقی وقایعی مشابه از چهار دیدگاه کاملاً متفاوت تعريف میشوند. از آنجا که کیوکر فرصتی برابر در اختیار هر راوی قرار داده با روشی که هر یک از آنها به طور ناخودآگاه در تجربه مشترک خود تجدید نظر کرده و به این ترتیب میتواند با گذشته خود در زمان حال کنار بیاید، همدلی نشان میدهد.
چنان است که به قول «اندرو ساریس»، منتقد بزرگ، جرج کیوکر تلویحا نمیگوید که آدمها الزاماً دروغ گویند، بلکه حرف کیوکر این است که هرکس به روش خود واقعیت را بیان میکند. با آن که کیوکر احتمالاً تا اندازهای برای دنیای خیالپردازیهای رمانتیکش همدلی و همدردی داشته، جرا که همیشه تهمایهای از حسرت و غم در فیلمهایش حس میشود. ولی فیلمهایش به طور کاملاً مشخص در واقعیت زندگی روزانه ریشه دارند.
👤| #George_Cukor
👤| #Andrew_Sarris
🌀| @Perspective_7
▪️بهزاد رحیمیان
اگرچه اغلب آثار کیوکر برمبنای رمانها و نمایشنامههای موجود ساخته شدهاند، ولی او همیشه مصالحی را انتخاب میکرد که با دیدگاههای خودش هماهنگی داشتند. خیلی از اوقات به تضاد و درگیری بین توهمات و واقعیتهای زندگی مردم میپرداخت.
در بسیاری موارد شخصیتهای اصلیاش بازیگران زن و مردی هستند که به خاطر آنکه مدام با دنیاها و شخصیتهایی خیالی سر و کار دارند، بنابراین بیش از سایر آدمها در معرض این خطر قرار دارند که به توهمات اجازه دهند زندگیشان را در سیطره خود گیرد.
این مضمون در تعدادی از بهترین فیلمهای کیوکر به نظر میآید و در بعضی از فیلمهای اولیهاش، از جمله «خانواده سلطنتی برودوی» (۱۹۳۰) که به طور مشترک کارگردانی کرده، آشکار است. در این فیلم که براساس زندگی خانواده باریمور ساخته شده با افراد خانوادهای روبه رو هستیم که چنان خود را به دست دنیای نمایش و تخیلاتاش میسپارند که زندگی خصوصیشان در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
تلاش افراد برای آشتی دادن رؤیاهای عزیزشان با واقعیتهای ملموس زندگی، در فیلمهایی مثل «شام در ساعت هشت» (۱۹۳۳) «داستان فیلادلفیا» (۱۹۴۰) و «زندگی مضاعف» (۱۹۴۰)، که فقط از نظر ظاهری با هم تفاوت دارند ادامه پیدا میکند. در این فیلم اخیر، رانلد کولمن در نقش بازیگری ظاهر شده که چنان با نقش «اتللو» همذات پنداری میکند که در عین حال حس حسادت مرگباری در وجودش زبانه میکشد و در نهایت نابودش میسازد.
با آنکه کیوکر معمولاً به طرف داستانهایی درباره آدمهای دنیای سرگرمی تمایل دارد فیلمهایش نشان میدهند، هرکس زندگی دوگانهای دارد که بین توهم و واقعیت در نوسان است و اینکه هرکس اگر میخواهد به گونهای واقعگرایانه با مشکلاتاش کنار بیاید باید راهی برای تمیز دادن فانتزی از واقعیت پیدا کند - کاری شخصیتهای کیوکر غالباً از انجامش قاصرند.
بین فیلمهای جرج کیوکر «دختران (۱۹۵۷) آشکارتر از همه به این مضمون میپردازد. در اینجا در یک محاکمۀ حقوقی وقایعی مشابه از چهار دیدگاه کاملاً متفاوت تعريف میشوند. از آنجا که کیوکر فرصتی برابر در اختیار هر راوی قرار داده با روشی که هر یک از آنها به طور ناخودآگاه در تجربه مشترک خود تجدید نظر کرده و به این ترتیب میتواند با گذشته خود در زمان حال کنار بیاید، همدلی نشان میدهد.
چنان است که به قول «اندرو ساریس»، منتقد بزرگ، جرج کیوکر تلویحا نمیگوید که آدمها الزاماً دروغ گویند، بلکه حرف کیوکر این است که هرکس به روش خود واقعیت را بیان میکند. با آن که کیوکر احتمالاً تا اندازهای برای دنیای خیالپردازیهای رمانتیکش همدلی و همدردی داشته، جرا که همیشه تهمایهای از حسرت و غم در فیلمهایش حس میشود. ولی فیلمهایش به طور کاملاً مشخص در واقعیت زندگی روزانه ریشه دارند.
👤| #George_Cukor
👤| #Andrew_Sarris
🌀| @Perspective_7
👍5
Forwarded from Perspective | پرسپکتیو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️«یان مالمخو» بازیگر و تهیۀ کنندۀ سرشناس فیلم و تیاترِ سوئدی تبار، شخصی که در کارنامۀ خود افتخار همکاری با «اینگمار برگمان» و «آلفرد هیچکاک» را داشته از نگاه خود به الله و دین اسلام میگوید.
🎤| #Interview
👤| #Jan_Malmsjö
🌀| @perspective_7
🎤| #Interview
👤| #Jan_Malmsjö
🌀| @perspective_7
👍6👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🗒 - The Message (1976)
🎬 - Dir : Moustapha Akkad
👥 - Cast: Anthony Quinn, Irene Papas, Michael Ansara, Johnny Sekka, Garrick Hagon, Michael Forest,...
🎊 به مناسبت بعثت پیامبر اسلام
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
🎬 - Dir : Moustapha Akkad
👥 - Cast: Anthony Quinn, Irene Papas, Michael Ansara, Johnny Sekka, Garrick Hagon, Michael Forest,...
🎊 به مناسبت بعثت پیامبر اسلام
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍8👎1
🔻 Histoire(s) du cinéma (1999)
📽 Dir: Jean-Luc Godard
🔺 Persona (1966)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Jean-Luc Godard
🔺 Persona (1966)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر اشکانیان (٣) ▪️هنر و معماری • پیل الکتریکی در سال ۱۳۳۰ خورشیدی، باستانشناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانی را یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیلهای الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در…
▪️هـنر اشکانیان (۴) [آخر]
▪️هنر و معماری
چهرهنگاری؛ حفاری
از ویژگیهای بسیار مشخص و برجستهٔ اینگونه هنر ایرانی، چهرهنگاری و چهرهمحوری آن است. این چهرهمحوری سپس از راه شاهنشاهی بیزانس به اروپا رفت و خود را در هنر سدههای میانی اروپایی در کالبد نگاه چهرههای اشخاص خود را نشان میدهد.
یکی از دلایلی که این هنر تاکنون ناشناخته ماندهاست؛ نادیده گرفتن جایگاهها و سایتهای حفاری باستانشناختی در هنگام حفاری است. در سدهٔ بیستم میلادی، باستانشناس سرشناس، میخائیل ایووانویچ راستوفستچ روس تبار، در پی حفاریهایی در منطقهٔ دورا-اوروپوس در سوریهٔ کنونی؛ از طریق شباهتهای یافتهشده در شهرهای پالمیرا و ایران تا شمال هند در چینههای باستانشناختی سدههای نخست میلادی، پی به هنری یکپارچه و یکسان برد که سپس به «هنر اشکانی» یا «هنر پارتی» نامور شد.
اینکه آیا همه هنر اشکانی از آن خود اشکانیان بودهاست، هنوز گمانبرانگیز و مورد ظن است. برای نمونه چهرهمحوری در هنر ایرانی نبودهاست ولی این هنر نزد اشکانیان بسیار پراهمیت و ارزشمند بوده و در هنر پالمیرا و سکههای اشکانی بسیار هویدا است. یکی از گمانهایی که این هنر را میتوان یک هنر اشکانی دانست، این است که این هنر در خارج منطقهٔ فرات میانی دیده نشده و مدرکی دال بر وجود آن تاکنون یافت نشدهاست. به سخن سادهتر هنر اشکانی، هنری است که از پیشرفت اندیشهٔ برتر بومی منطقهٔ فرات میانی پدیدار گشتهاست.
مجلس مهستان
حکومت اشکانیان، به هیچ وجه حکومتی فردمحور نبود و به عکس، شاهان با وجود مجلس مهستان همیشه از تصمیمگیریهای فردی و شتابزده برحذر داشته میشدند. تاسیتوس نوشته است این مجلس از ۳۰۰ نفر از برگزیدگان روحانیون (مغان)، شاهزادگان و نیز اعضایی از خانوادههای مهم پارتی همچون سورن، کارن و اسپهبد تشکیل میشد.
این مجلس به دستور مهرداد اول - پادشاه اشکانی - در یکم مارس سال ۱۷۳ پیش از میلاد ایجاد شد و بزرگان نیز این تصمیم را مبنی بر ایجاد قانون اساسی و مجلس پذیرفتند. مورخان رومی که از این مجلس با نام سنا یاد کردهاند، در برخی ارزیابیها، حدود اختیارات این مجلس را بسیار وسیع دانستهاند.
انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه درصورت دیوانه شدن، بیماری ممتد، ارتکاب اشتباه (حتی بدون داشتن نیت بد) و دلایل دیگر و نیز تغییر میزان مالیاتها و دستور ضرب سکه با تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تأیید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسیتبار سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب و جنوب شرقی دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و همچنین انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معیّن یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود.
فرهنگ اشکانی
رشد ایران گرایی را می توان از دوره مهرداد یکم به روشنی دید. شکل و شمایل ایرانی تر شده چهره مهرداد یکم که با جامه ای باشکوه، گیسوانی بلند و ریشی انبوه و تاج بر سر در پشت سکه های آن دوره بی گمان نشان دهنده افزایش پیوندها با محیط ایرانی و جدا شدن از یونانی گرایی است؛ گزیدن نامواره «شاهنشاه» نیز نشانه ای دیگر از توجه به سنتهای هخامنشی است. ظاهراً شکی نیست که مدیریت دربار اشکانی برای اداره کشور از زبان آرامی بهره می جستند (مدارک یافته شده در نسا) و این دلیلی است از دید دشمنانه آنان نسبت به زبان یونانی، زیرا سرانجام نیز کاربرد زبان یونانی را منسوخ نمودند. گام بعدی آنان در این زمینه ایجاد زبان اداری ایرانی بود.
📚| کتاب « هنر اشکانی »
✍️| نویسنده: دانیل شلمبرگر
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر و معماری
چهرهنگاری؛ حفاری
از ویژگیهای بسیار مشخص و برجستهٔ اینگونه هنر ایرانی، چهرهنگاری و چهرهمحوری آن است. این چهرهمحوری سپس از راه شاهنشاهی بیزانس به اروپا رفت و خود را در هنر سدههای میانی اروپایی در کالبد نگاه چهرههای اشخاص خود را نشان میدهد.
یکی از دلایلی که این هنر تاکنون ناشناخته ماندهاست؛ نادیده گرفتن جایگاهها و سایتهای حفاری باستانشناختی در هنگام حفاری است. در سدهٔ بیستم میلادی، باستانشناس سرشناس، میخائیل ایووانویچ راستوفستچ روس تبار، در پی حفاریهایی در منطقهٔ دورا-اوروپوس در سوریهٔ کنونی؛ از طریق شباهتهای یافتهشده در شهرهای پالمیرا و ایران تا شمال هند در چینههای باستانشناختی سدههای نخست میلادی، پی به هنری یکپارچه و یکسان برد که سپس به «هنر اشکانی» یا «هنر پارتی» نامور شد.
اینکه آیا همه هنر اشکانی از آن خود اشکانیان بودهاست، هنوز گمانبرانگیز و مورد ظن است. برای نمونه چهرهمحوری در هنر ایرانی نبودهاست ولی این هنر نزد اشکانیان بسیار پراهمیت و ارزشمند بوده و در هنر پالمیرا و سکههای اشکانی بسیار هویدا است. یکی از گمانهایی که این هنر را میتوان یک هنر اشکانی دانست، این است که این هنر در خارج منطقهٔ فرات میانی دیده نشده و مدرکی دال بر وجود آن تاکنون یافت نشدهاست. به سخن سادهتر هنر اشکانی، هنری است که از پیشرفت اندیشهٔ برتر بومی منطقهٔ فرات میانی پدیدار گشتهاست.
مجلس مهستان
حکومت اشکانیان، به هیچ وجه حکومتی فردمحور نبود و به عکس، شاهان با وجود مجلس مهستان همیشه از تصمیمگیریهای فردی و شتابزده برحذر داشته میشدند. تاسیتوس نوشته است این مجلس از ۳۰۰ نفر از برگزیدگان روحانیون (مغان)، شاهزادگان و نیز اعضایی از خانوادههای مهم پارتی همچون سورن، کارن و اسپهبد تشکیل میشد.
این مجلس به دستور مهرداد اول - پادشاه اشکانی - در یکم مارس سال ۱۷۳ پیش از میلاد ایجاد شد و بزرگان نیز این تصمیم را مبنی بر ایجاد قانون اساسی و مجلس پذیرفتند. مورخان رومی که از این مجلس با نام سنا یاد کردهاند، در برخی ارزیابیها، حدود اختیارات این مجلس را بسیار وسیع دانستهاند.
انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه درصورت دیوانه شدن، بیماری ممتد، ارتکاب اشتباه (حتی بدون داشتن نیت بد) و دلایل دیگر و نیز تغییر میزان مالیاتها و دستور ضرب سکه با تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تأیید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسیتبار سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب و جنوب شرقی دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و همچنین انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معیّن یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود.
فرهنگ اشکانی
رشد ایران گرایی را می توان از دوره مهرداد یکم به روشنی دید. شکل و شمایل ایرانی تر شده چهره مهرداد یکم که با جامه ای باشکوه، گیسوانی بلند و ریشی انبوه و تاج بر سر در پشت سکه های آن دوره بی گمان نشان دهنده افزایش پیوندها با محیط ایرانی و جدا شدن از یونانی گرایی است؛ گزیدن نامواره «شاهنشاه» نیز نشانه ای دیگر از توجه به سنتهای هخامنشی است. ظاهراً شکی نیست که مدیریت دربار اشکانی برای اداره کشور از زبان آرامی بهره می جستند (مدارک یافته شده در نسا) و این دلیلی است از دید دشمنانه آنان نسبت به زبان یونانی، زیرا سرانجام نیز کاربرد زبان یونانی را منسوخ نمودند. گام بعدی آنان در این زمینه ایجاد زبان اداری ایرانی بود.
📚| کتاب « هنر اشکانی »
✍️| نویسنده: دانیل شلمبرگر
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍5
کلارک گیبل:
• به مناسبت زادروز کلارک گیبل
« من مجذوب زنان پر زرق و برق هستم. زنان بیهوده برای ترمیم آرایش خود، مدام یک لباس تنگ و جدید بیرون میآورند. اما یک زن پر زرق و برق میداند که نیازی به این کارها ندارد. »
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
👤| #Clark_Gable
🌀| @Perspective_7
• به مناسبت زادروز کلارک گیبل
« من مجذوب زنان پر زرق و برق هستم. زنان بیهوده برای ترمیم آرایش خود، مدام یک لباس تنگ و جدید بیرون میآورند. اما یک زن پر زرق و برق میداند که نیازی به این کارها ندارد. »
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
👤| #Clark_Gable
🌀| @Perspective_7
👍7
ساموئل بکت:
« کلمات لباسی هستند که افکار میپوشند. به
همین خاطر در کلمات به دنبال معنا نباش...
به سکوتها گوش کن »
👤| #Samuel_Becket
🌀| @Perspective_7
« کلمات لباسی هستند که افکار میپوشند. به
همین خاطر در کلمات به دنبال معنا نباش...
به سکوتها گوش کن »
👤| #Samuel_Becket
🌀| @Perspective_7
👍9
لیو اولمان:
• درباره بازی هریت اندرسون
« زمانی که ما در حال تولید فریادها و نجواها (۱۹۷۲) بودیم، هیچ یک از ما واقعاً نمیدانستیم که هریت اندرسون در آن صحنههای رنج و مرگ چه میکند. اینگمار همه را بیرون میفرستاد، به جز آن عده رازدارِ معدودی که باید آنجا میبودند، و تنها هریت. وقتی فیلم کامل شده را روی پرده دیدیم، غرق شدیم. تقریباً انگار آن صحنههای عالی راز هریت بودند - که به نوعی قرار بود این راز باشد. زیرا در فیلم او خیلی تنها بود و تنها مرد. »
• 𝑪𝒓𝒊𝒆𝒔 𝑨𝒏𝒅 𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟕𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
👤| #Liv_Ullmann
🌀| @Perspective_7
• درباره بازی هریت اندرسون
« زمانی که ما در حال تولید فریادها و نجواها (۱۹۷۲) بودیم، هیچ یک از ما واقعاً نمیدانستیم که هریت اندرسون در آن صحنههای رنج و مرگ چه میکند. اینگمار همه را بیرون میفرستاد، به جز آن عده رازدارِ معدودی که باید آنجا میبودند، و تنها هریت. وقتی فیلم کامل شده را روی پرده دیدیم، غرق شدیم. تقریباً انگار آن صحنههای عالی راز هریت بودند - که به نوعی قرار بود این راز باشد. زیرا در فیلم او خیلی تنها بود و تنها مرد. »
• 𝑪𝒓𝒊𝒆𝒔 𝑨𝒏𝒅 𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟕𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
👤| #Liv_Ullmann
🌀| @Perspective_7
👍10
درام یعنی...
رویارویی با رویدادی که پس از آن...
دیگر هیچ چیز مانند سابق نخواهد بود.
• 𝑹𝒆𝒂𝒓 𝑾𝒊𝒏𝒅𝒐𝒘 (𝟏𝟗𝟓𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒍𝒇𝒓𝒆𝒅 𝑯𝒊𝒕𝒄𝒉𝒄𝒐𝒄𝒌
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
رویارویی با رویدادی که پس از آن...
دیگر هیچ چیز مانند سابق نخواهد بود.
• 𝑹𝒆𝒂𝒓 𝑾𝒊𝒏𝒅𝒐𝒘 (𝟏𝟗𝟓𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒍𝒇𝒓𝒆𝒅 𝑯𝒊𝒕𝒄𝒉𝒄𝒐𝒄𝒌
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آندری تارکوفسکی:
• درباب فلسفۀ سینما
« سینما باید زندگی را به شکلی که در آن وجود دارد، به تصویر بکشد و از تصاویرِ خودِ زندگی استفاده کند. این واقعگرایانهترین شکل هنری از نظر فرم است. فرمی که شات سینمایی در آن وجود دارد باید بازتابی از اشکال زندگی واقعی باشد. کارگردان فقط باید لحظاتی را که شکار میکند، انتخاب کند و از آنها یک کل بسازد. »
● 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑻𝒂𝒓𝒌𝒐𝒗𝒔𝒌𝒚'𝒔 𝑭𝒊𝒍𝒎 :
• 𝑴𝒊𝒓𝒓𝒐𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟓)
• 𝑺𝒕𝒂𝒍𝒌𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟗)
• 𝑵𝒐𝒔𝒕𝒂𝒍𝒈𝒉𝒊𝒂 (𝟏𝟗𝟖𝟑)
• 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒄𝒓𝒊𝒇𝒊𝒄𝒆 (𝟏𝟗𝟖𝟔)
• 𝑰𝒗𝒂𝒏'𝒔 𝑪𝒉𝒊𝒍𝒅𝒉𝒐𝒐𝒅 (𝟏𝟗𝟔𝟐)
👤¦ #Andrei_Tarkovsky
🌀¦ @Perspective_7
• درباب فلسفۀ سینما
« سینما باید زندگی را به شکلی که در آن وجود دارد، به تصویر بکشد و از تصاویرِ خودِ زندگی استفاده کند. این واقعگرایانهترین شکل هنری از نظر فرم است. فرمی که شات سینمایی در آن وجود دارد باید بازتابی از اشکال زندگی واقعی باشد. کارگردان فقط باید لحظاتی را که شکار میکند، انتخاب کند و از آنها یک کل بسازد. »
● 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑻𝒂𝒓𝒌𝒐𝒗𝒔𝒌𝒚'𝒔 𝑭𝒊𝒍𝒎 :
• 𝑴𝒊𝒓𝒓𝒐𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟓)
• 𝑺𝒕𝒂𝒍𝒌𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟗)
• 𝑵𝒐𝒔𝒕𝒂𝒍𝒈𝒉𝒊𝒂 (𝟏𝟗𝟖𝟑)
• 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒄𝒓𝒊𝒇𝒊𝒄𝒆 (𝟏𝟗𝟖𝟔)
• 𝑰𝒗𝒂𝒏'𝒔 𝑪𝒉𝒊𝒍𝒅𝒉𝒐𝒐𝒅 (𝟏𝟗𝟔𝟐)
👤¦ #Andrei_Tarkovsky
🌀¦ @Perspective_7
👍9
فرانسوا تروفو:
• به مناسبت زادروز او
« صد بار شنیدهایم که سینما یعنی فرار. ما باید این را به خاطر بسپاریم. برای یک فرار خوب میتوان تنها پس از مشاهدات زیاد، تفکر طولانی و در مخفیکاری کامل آماده کرد. فرار اجرا نمیشود تا زمانی که فرد مطمئن شود که همین را میخواهد. و سپس در تاریکیِ شب و در سکوتِ کامل ساخته می شود. پس بیایید این [فرار] را هنگام تهیه، فیلمبرداری یا نمایش فیلمهایمان به خاطر بسپاریم. فرار از هر آن چیزی که واقعی مینمایاند. »
👤| #François_Truffaut
🌀| @Perspective_7
• به مناسبت زادروز او
« صد بار شنیدهایم که سینما یعنی فرار. ما باید این را به خاطر بسپاریم. برای یک فرار خوب میتوان تنها پس از مشاهدات زیاد، تفکر طولانی و در مخفیکاری کامل آماده کرد. فرار اجرا نمیشود تا زمانی که فرد مطمئن شود که همین را میخواهد. و سپس در تاریکیِ شب و در سکوتِ کامل ساخته می شود. پس بیایید این [فرار] را هنگام تهیه، فیلمبرداری یا نمایش فیلمهایمان به خاطر بسپاریم. فرار از هر آن چیزی که واقعی مینمایاند. »
👤| #François_Truffaut
🌀| @Perspective_7
👍6
کلود سوته:
« من عذاب را میشناسم، زن ستیزی را میشناسم، بدخواهی را میشناسم. من دورههایی را گذراندهام که آدم از خودش محافظت میکند ، انگار که در یک قلعه زندگی میکند. من در زندگی لحظاتی را میشناسم که آدم در مورد همه چیز در زندگی، نامطمئن است. »
👤| #Claude_Sautet
🌀| @Perspective_7
« من عذاب را میشناسم، زن ستیزی را میشناسم، بدخواهی را میشناسم. من دورههایی را گذراندهام که آدم از خودش محافظت میکند ، انگار که در یک قلعه زندگی میکند. من در زندگی لحظاتی را میشناسم که آدم در مورد همه چیز در زندگی، نامطمئن است. »
👤| #Claude_Sautet
🌀| @Perspective_7
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ An Andalusian Dog (1929)
📽 Dir: Luis Buñuel
▶️ The Holy Mountain (1973)
📽 Dir: Alejandro Jodorowsky
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Luis Buñuel
▶️ The Holy Mountain (1973)
📽 Dir: Alejandro Jodorowsky
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍6
▪️تاریخ نقاشی
▪️هنر نقاشی
تاریخچه نقاشی به دوره انسانهای ماقبل تاریخ و گستردگی فرهنگها بازمیگردد. تاریخ نقاشی نمایانگر سنتی مداوم است. سال ۲۰۱۸ اعتقاد بر این بود که قدیمیترین نقاشیهای شناخته شده در غار شووه در فرانسه و حدود ۳۲۰۰۰ سال قدمت دارند. این نقوش با استفاده از رنگدانههای قرمز حکاکی و نقاشی شدهاند و مضامین آنها اسبها، کرگدن، شیرها، بوفالو، ماموت، طرحهای انتزاعی و شکلهای جزئی از انسان هستند. سپس نقاشیهای غار در اندونزی در غار «لوبانگ جريجي صالح» پیدا شد که گمان میرود قدمت آن ۴۰ هزار سال باشد. با این حال، اولین شواهد مربوط به عمل نقاشی در دو پناهگاه سنگ در آرنهملند، در شمال استرالیا کشف شده است. در پایینترین لایه مواد در این سایتها، تکههای اکر استفاده شده وجود دارد که قدمت آنها ۶۰ هزار سال است. باستان شناسان همچنین قطعهای از نقاشی سنگ را در یک پناهگاه سنگ آهک در منطقه کیمبرلی در شمال غربی استرالیا که قدمت آن ۴۰ هزار سال است، پیدا کردهاند. نمونههایی از نقاشی غارها در سراسر جهان مثل ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، پرتغال، چین، استرالیا، مکزیک، وجود دارد.
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر نقاشی
تاریخچه نقاشی به دوره انسانهای ماقبل تاریخ و گستردگی فرهنگها بازمیگردد. تاریخ نقاشی نمایانگر سنتی مداوم است. سال ۲۰۱۸ اعتقاد بر این بود که قدیمیترین نقاشیهای شناخته شده در غار شووه در فرانسه و حدود ۳۲۰۰۰ سال قدمت دارند. این نقوش با استفاده از رنگدانههای قرمز حکاکی و نقاشی شدهاند و مضامین آنها اسبها، کرگدن، شیرها، بوفالو، ماموت، طرحهای انتزاعی و شکلهای جزئی از انسان هستند. سپس نقاشیهای غار در اندونزی در غار «لوبانگ جريجي صالح» پیدا شد که گمان میرود قدمت آن ۴۰ هزار سال باشد. با این حال، اولین شواهد مربوط به عمل نقاشی در دو پناهگاه سنگ در آرنهملند، در شمال استرالیا کشف شده است. در پایینترین لایه مواد در این سایتها، تکههای اکر استفاده شده وجود دارد که قدمت آنها ۶۰ هزار سال است. باستان شناسان همچنین قطعهای از نقاشی سنگ را در یک پناهگاه سنگ آهک در منطقه کیمبرلی در شمال غربی استرالیا که قدمت آن ۴۰ هزار سال است، پیدا کردهاند. نمونههایی از نقاشی غارها در سراسر جهان مثل ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، پرتغال، چین، استرالیا، مکزیک، وجود دارد.
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍5
دیوید لینچ:
• درباره فیلم کله پاککن (۱۹۷۷)
« کله پاککن معنویترین فیلم من است. اگرچه کسی این را باور نمیکند اما حقیقت دارد. کله پاککن طور خاصی شکل گرفت که خارج از درک من بود. دنبال کلیدی میگشتم تا قفل آنچه به آن سکانسهای فیلم میگفتند را باز کند. البته بخشی از آنها را درک کردم، ولی نمیدانستم چه چیزی به آنها انسجام میدهد و این مرا به تقلا وا میداشت. پس سراغ انجیل رفتم. و شروع به خواندنش کردم تا اینکه روزی جملهای را خواندم و دیگر انجیل را بستم. چون یافتمش؛ خودش بود. اینطور شد که کلیت اثر را دیدم و با آن این مکاشفه برایم صددرصد کامل شد. بعید است هرگز بگویم که آن جمله چه بود. »
👤¦ #David_lynch
🌀¦ @Perspective_7
• درباره فیلم کله پاککن (۱۹۷۷)
« کله پاککن معنویترین فیلم من است. اگرچه کسی این را باور نمیکند اما حقیقت دارد. کله پاککن طور خاصی شکل گرفت که خارج از درک من بود. دنبال کلیدی میگشتم تا قفل آنچه به آن سکانسهای فیلم میگفتند را باز کند. البته بخشی از آنها را درک کردم، ولی نمیدانستم چه چیزی به آنها انسجام میدهد و این مرا به تقلا وا میداشت. پس سراغ انجیل رفتم. و شروع به خواندنش کردم تا اینکه روزی جملهای را خواندم و دیگر انجیل را بستم. چون یافتمش؛ خودش بود. اینطور شد که کلیت اثر را دیدم و با آن این مکاشفه برایم صددرصد کامل شد. بعید است هرگز بگویم که آن جمله چه بود. »
👤¦ #David_lynch
🌀¦ @Perspective_7
👍6
فئودور داستایفسکی:
• یادداشتهای زیرزمینی
« انسان گاهی رنج را به طرز وحشتناکی دوست دارد؛ تا سر حد عشق. این یک واقعیت است. من طرفدار رنج نیستم اما طرفدار سعادت هم نیستم. رنج؛ یگانه دلیل آگاهی است. آگاهی به عقیده من، بدبختی بزرگ انسان است. این را میدانم که انسان آن را دوست دارد و با هیچ رضایتمندی دیگری عوض نخواهد کرد. »
• 𝑾𝒊𝒏𝒈𝒔 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒊𝒓𝒆 (𝟏𝟗𝟖𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑾𝒊𝒎 𝑾𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓𝒔
▫️| #Basics
👤| #Dostoevsky
🌀¦ @Perspective_7
• یادداشتهای زیرزمینی
« انسان گاهی رنج را به طرز وحشتناکی دوست دارد؛ تا سر حد عشق. این یک واقعیت است. من طرفدار رنج نیستم اما طرفدار سعادت هم نیستم. رنج؛ یگانه دلیل آگاهی است. آگاهی به عقیده من، بدبختی بزرگ انسان است. این را میدانم که انسان آن را دوست دارد و با هیچ رضایتمندی دیگری عوض نخواهد کرد. »
• 𝑾𝒊𝒏𝒈𝒔 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒊𝒓𝒆 (𝟏𝟗𝟖𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑾𝒊𝒎 𝑾𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓𝒔
▫️| #Basics
👤| #Dostoevsky
🌀¦ @Perspective_7
👍8