▪️جانمایۀ آثار جرج کیوکر
▪️بهزاد رحیمیان
اگرچه اغلب آثار کیوکر برمبنای رمانها و نمایشنامههای موجود ساخته شدهاند، ولی او همیشه مصالحی را انتخاب میکرد که با دیدگاههای خودش هماهنگی داشتند. خیلی از اوقات به تضاد و درگیری بین توهمات و واقعیتهای زندگی مردم میپرداخت.
در بسیاری موارد شخصیتهای اصلیاش بازیگران زن و مردی هستند که به خاطر آنکه مدام با دنیاها و شخصیتهایی خیالی سر و کار دارند، بنابراین بیش از سایر آدمها در معرض این خطر قرار دارند که به توهمات اجازه دهند زندگیشان را در سیطره خود گیرد.
این مضمون در تعدادی از بهترین فیلمهای کیوکر به نظر میآید و در بعضی از فیلمهای اولیهاش، از جمله «خانواده سلطنتی برودوی» (۱۹۳۰) که به طور مشترک کارگردانی کرده، آشکار است. در این فیلم که براساس زندگی خانواده باریمور ساخته شده با افراد خانوادهای روبه رو هستیم که چنان خود را به دست دنیای نمایش و تخیلاتاش میسپارند که زندگی خصوصیشان در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
تلاش افراد برای آشتی دادن رؤیاهای عزیزشان با واقعیتهای ملموس زندگی، در فیلمهایی مثل «شام در ساعت هشت» (۱۹۳۳) «داستان فیلادلفیا» (۱۹۴۰) و «زندگی مضاعف» (۱۹۴۰)، که فقط از نظر ظاهری با هم تفاوت دارند ادامه پیدا میکند. در این فیلم اخیر، رانلد کولمن در نقش بازیگری ظاهر شده که چنان با نقش «اتللو» همذات پنداری میکند که در عین حال حس حسادت مرگباری در وجودش زبانه میکشد و در نهایت نابودش میسازد.
با آنکه کیوکر معمولاً به طرف داستانهایی درباره آدمهای دنیای سرگرمی تمایل دارد فیلمهایش نشان میدهند، هرکس زندگی دوگانهای دارد که بین توهم و واقعیت در نوسان است و اینکه هرکس اگر میخواهد به گونهای واقعگرایانه با مشکلاتاش کنار بیاید باید راهی برای تمیز دادن فانتزی از واقعیت پیدا کند - کاری شخصیتهای کیوکر غالباً از انجامش قاصرند.
بین فیلمهای جرج کیوکر «دختران (۱۹۵۷) آشکارتر از همه به این مضمون میپردازد. در اینجا در یک محاکمۀ حقوقی وقایعی مشابه از چهار دیدگاه کاملاً متفاوت تعريف میشوند. از آنجا که کیوکر فرصتی برابر در اختیار هر راوی قرار داده با روشی که هر یک از آنها به طور ناخودآگاه در تجربه مشترک خود تجدید نظر کرده و به این ترتیب میتواند با گذشته خود در زمان حال کنار بیاید، همدلی نشان میدهد.
چنان است که به قول «اندرو ساریس»، منتقد بزرگ، جرج کیوکر تلویحا نمیگوید که آدمها الزاماً دروغ گویند، بلکه حرف کیوکر این است که هرکس به روش خود واقعیت را بیان میکند. با آن که کیوکر احتمالاً تا اندازهای برای دنیای خیالپردازیهای رمانتیکش همدلی و همدردی داشته، جرا که همیشه تهمایهای از حسرت و غم در فیلمهایش حس میشود. ولی فیلمهایش به طور کاملاً مشخص در واقعیت زندگی روزانه ریشه دارند.
👤| #George_Cukor
👤| #Andrew_Sarris
🌀| @Perspective_7
▪️بهزاد رحیمیان
اگرچه اغلب آثار کیوکر برمبنای رمانها و نمایشنامههای موجود ساخته شدهاند، ولی او همیشه مصالحی را انتخاب میکرد که با دیدگاههای خودش هماهنگی داشتند. خیلی از اوقات به تضاد و درگیری بین توهمات و واقعیتهای زندگی مردم میپرداخت.
در بسیاری موارد شخصیتهای اصلیاش بازیگران زن و مردی هستند که به خاطر آنکه مدام با دنیاها و شخصیتهایی خیالی سر و کار دارند، بنابراین بیش از سایر آدمها در معرض این خطر قرار دارند که به توهمات اجازه دهند زندگیشان را در سیطره خود گیرد.
این مضمون در تعدادی از بهترین فیلمهای کیوکر به نظر میآید و در بعضی از فیلمهای اولیهاش، از جمله «خانواده سلطنتی برودوی» (۱۹۳۰) که به طور مشترک کارگردانی کرده، آشکار است. در این فیلم که براساس زندگی خانواده باریمور ساخته شده با افراد خانوادهای روبه رو هستیم که چنان خود را به دست دنیای نمایش و تخیلاتاش میسپارند که زندگی خصوصیشان در معرض فروپاشی قرار میگیرد.
تلاش افراد برای آشتی دادن رؤیاهای عزیزشان با واقعیتهای ملموس زندگی، در فیلمهایی مثل «شام در ساعت هشت» (۱۹۳۳) «داستان فیلادلفیا» (۱۹۴۰) و «زندگی مضاعف» (۱۹۴۰)، که فقط از نظر ظاهری با هم تفاوت دارند ادامه پیدا میکند. در این فیلم اخیر، رانلد کولمن در نقش بازیگری ظاهر شده که چنان با نقش «اتللو» همذات پنداری میکند که در عین حال حس حسادت مرگباری در وجودش زبانه میکشد و در نهایت نابودش میسازد.
با آنکه کیوکر معمولاً به طرف داستانهایی درباره آدمهای دنیای سرگرمی تمایل دارد فیلمهایش نشان میدهند، هرکس زندگی دوگانهای دارد که بین توهم و واقعیت در نوسان است و اینکه هرکس اگر میخواهد به گونهای واقعگرایانه با مشکلاتاش کنار بیاید باید راهی برای تمیز دادن فانتزی از واقعیت پیدا کند - کاری شخصیتهای کیوکر غالباً از انجامش قاصرند.
بین فیلمهای جرج کیوکر «دختران (۱۹۵۷) آشکارتر از همه به این مضمون میپردازد. در اینجا در یک محاکمۀ حقوقی وقایعی مشابه از چهار دیدگاه کاملاً متفاوت تعريف میشوند. از آنجا که کیوکر فرصتی برابر در اختیار هر راوی قرار داده با روشی که هر یک از آنها به طور ناخودآگاه در تجربه مشترک خود تجدید نظر کرده و به این ترتیب میتواند با گذشته خود در زمان حال کنار بیاید، همدلی نشان میدهد.
چنان است که به قول «اندرو ساریس»، منتقد بزرگ، جرج کیوکر تلویحا نمیگوید که آدمها الزاماً دروغ گویند، بلکه حرف کیوکر این است که هرکس به روش خود واقعیت را بیان میکند. با آن که کیوکر احتمالاً تا اندازهای برای دنیای خیالپردازیهای رمانتیکش همدلی و همدردی داشته، جرا که همیشه تهمایهای از حسرت و غم در فیلمهایش حس میشود. ولی فیلمهایش به طور کاملاً مشخص در واقعیت زندگی روزانه ریشه دارند.
👤| #George_Cukor
👤| #Andrew_Sarris
🌀| @Perspective_7
👍5
Forwarded from Perspective | پرسپکتیو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️«یان مالمخو» بازیگر و تهیۀ کنندۀ سرشناس فیلم و تیاترِ سوئدی تبار، شخصی که در کارنامۀ خود افتخار همکاری با «اینگمار برگمان» و «آلفرد هیچکاک» را داشته از نگاه خود به الله و دین اسلام میگوید.
🎤| #Interview
👤| #Jan_Malmsjö
🌀| @perspective_7
🎤| #Interview
👤| #Jan_Malmsjö
🌀| @perspective_7
👍6👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🗒 - The Message (1976)
🎬 - Dir : Moustapha Akkad
👥 - Cast: Anthony Quinn, Irene Papas, Michael Ansara, Johnny Sekka, Garrick Hagon, Michael Forest,...
🎊 به مناسبت بعثت پیامبر اسلام
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
🎬 - Dir : Moustapha Akkad
👥 - Cast: Anthony Quinn, Irene Papas, Michael Ansara, Johnny Sekka, Garrick Hagon, Michael Forest,...
🎊 به مناسبت بعثت پیامبر اسلام
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍8👎1
🔻 Histoire(s) du cinéma (1999)
📽 Dir: Jean-Luc Godard
🔺 Persona (1966)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Jean-Luc Godard
🔺 Persona (1966)
📽 Dir: Ingmar Bergman
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
▪️هـنر اشکانیان (٣) ▪️هنر و معماری • پیل الکتریکی در سال ۱۳۳۰ خورشیدی، باستانشناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانی را یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیلهای الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در…
▪️هـنر اشکانیان (۴) [آخر]
▪️هنر و معماری
چهرهنگاری؛ حفاری
از ویژگیهای بسیار مشخص و برجستهٔ اینگونه هنر ایرانی، چهرهنگاری و چهرهمحوری آن است. این چهرهمحوری سپس از راه شاهنشاهی بیزانس به اروپا رفت و خود را در هنر سدههای میانی اروپایی در کالبد نگاه چهرههای اشخاص خود را نشان میدهد.
یکی از دلایلی که این هنر تاکنون ناشناخته ماندهاست؛ نادیده گرفتن جایگاهها و سایتهای حفاری باستانشناختی در هنگام حفاری است. در سدهٔ بیستم میلادی، باستانشناس سرشناس، میخائیل ایووانویچ راستوفستچ روس تبار، در پی حفاریهایی در منطقهٔ دورا-اوروپوس در سوریهٔ کنونی؛ از طریق شباهتهای یافتهشده در شهرهای پالمیرا و ایران تا شمال هند در چینههای باستانشناختی سدههای نخست میلادی، پی به هنری یکپارچه و یکسان برد که سپس به «هنر اشکانی» یا «هنر پارتی» نامور شد.
اینکه آیا همه هنر اشکانی از آن خود اشکانیان بودهاست، هنوز گمانبرانگیز و مورد ظن است. برای نمونه چهرهمحوری در هنر ایرانی نبودهاست ولی این هنر نزد اشکانیان بسیار پراهمیت و ارزشمند بوده و در هنر پالمیرا و سکههای اشکانی بسیار هویدا است. یکی از گمانهایی که این هنر را میتوان یک هنر اشکانی دانست، این است که این هنر در خارج منطقهٔ فرات میانی دیده نشده و مدرکی دال بر وجود آن تاکنون یافت نشدهاست. به سخن سادهتر هنر اشکانی، هنری است که از پیشرفت اندیشهٔ برتر بومی منطقهٔ فرات میانی پدیدار گشتهاست.
مجلس مهستان
حکومت اشکانیان، به هیچ وجه حکومتی فردمحور نبود و به عکس، شاهان با وجود مجلس مهستان همیشه از تصمیمگیریهای فردی و شتابزده برحذر داشته میشدند. تاسیتوس نوشته است این مجلس از ۳۰۰ نفر از برگزیدگان روحانیون (مغان)، شاهزادگان و نیز اعضایی از خانوادههای مهم پارتی همچون سورن، کارن و اسپهبد تشکیل میشد.
این مجلس به دستور مهرداد اول - پادشاه اشکانی - در یکم مارس سال ۱۷۳ پیش از میلاد ایجاد شد و بزرگان نیز این تصمیم را مبنی بر ایجاد قانون اساسی و مجلس پذیرفتند. مورخان رومی که از این مجلس با نام سنا یاد کردهاند، در برخی ارزیابیها، حدود اختیارات این مجلس را بسیار وسیع دانستهاند.
انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه درصورت دیوانه شدن، بیماری ممتد، ارتکاب اشتباه (حتی بدون داشتن نیت بد) و دلایل دیگر و نیز تغییر میزان مالیاتها و دستور ضرب سکه با تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تأیید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسیتبار سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب و جنوب شرقی دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و همچنین انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معیّن یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود.
فرهنگ اشکانی
رشد ایران گرایی را می توان از دوره مهرداد یکم به روشنی دید. شکل و شمایل ایرانی تر شده چهره مهرداد یکم که با جامه ای باشکوه، گیسوانی بلند و ریشی انبوه و تاج بر سر در پشت سکه های آن دوره بی گمان نشان دهنده افزایش پیوندها با محیط ایرانی و جدا شدن از یونانی گرایی است؛ گزیدن نامواره «شاهنشاه» نیز نشانه ای دیگر از توجه به سنتهای هخامنشی است. ظاهراً شکی نیست که مدیریت دربار اشکانی برای اداره کشور از زبان آرامی بهره می جستند (مدارک یافته شده در نسا) و این دلیلی است از دید دشمنانه آنان نسبت به زبان یونانی، زیرا سرانجام نیز کاربرد زبان یونانی را منسوخ نمودند. گام بعدی آنان در این زمینه ایجاد زبان اداری ایرانی بود.
📚| کتاب « هنر اشکانی »
✍️| نویسنده: دانیل شلمبرگر
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر و معماری
چهرهنگاری؛ حفاری
از ویژگیهای بسیار مشخص و برجستهٔ اینگونه هنر ایرانی، چهرهنگاری و چهرهمحوری آن است. این چهرهمحوری سپس از راه شاهنشاهی بیزانس به اروپا رفت و خود را در هنر سدههای میانی اروپایی در کالبد نگاه چهرههای اشخاص خود را نشان میدهد.
یکی از دلایلی که این هنر تاکنون ناشناخته ماندهاست؛ نادیده گرفتن جایگاهها و سایتهای حفاری باستانشناختی در هنگام حفاری است. در سدهٔ بیستم میلادی، باستانشناس سرشناس، میخائیل ایووانویچ راستوفستچ روس تبار، در پی حفاریهایی در منطقهٔ دورا-اوروپوس در سوریهٔ کنونی؛ از طریق شباهتهای یافتهشده در شهرهای پالمیرا و ایران تا شمال هند در چینههای باستانشناختی سدههای نخست میلادی، پی به هنری یکپارچه و یکسان برد که سپس به «هنر اشکانی» یا «هنر پارتی» نامور شد.
اینکه آیا همه هنر اشکانی از آن خود اشکانیان بودهاست، هنوز گمانبرانگیز و مورد ظن است. برای نمونه چهرهمحوری در هنر ایرانی نبودهاست ولی این هنر نزد اشکانیان بسیار پراهمیت و ارزشمند بوده و در هنر پالمیرا و سکههای اشکانی بسیار هویدا است. یکی از گمانهایی که این هنر را میتوان یک هنر اشکانی دانست، این است که این هنر در خارج منطقهٔ فرات میانی دیده نشده و مدرکی دال بر وجود آن تاکنون یافت نشدهاست. به سخن سادهتر هنر اشکانی، هنری است که از پیشرفت اندیشهٔ برتر بومی منطقهٔ فرات میانی پدیدار گشتهاست.
مجلس مهستان
حکومت اشکانیان، به هیچ وجه حکومتی فردمحور نبود و به عکس، شاهان با وجود مجلس مهستان همیشه از تصمیمگیریهای فردی و شتابزده برحذر داشته میشدند. تاسیتوس نوشته است این مجلس از ۳۰۰ نفر از برگزیدگان روحانیون (مغان)، شاهزادگان و نیز اعضایی از خانوادههای مهم پارتی همچون سورن، کارن و اسپهبد تشکیل میشد.
این مجلس به دستور مهرداد اول - پادشاه اشکانی - در یکم مارس سال ۱۷۳ پیش از میلاد ایجاد شد و بزرگان نیز این تصمیم را مبنی بر ایجاد قانون اساسی و مجلس پذیرفتند. مورخان رومی که از این مجلس با نام سنا یاد کردهاند، در برخی ارزیابیها، حدود اختیارات این مجلس را بسیار وسیع دانستهاند.
انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه درصورت دیوانه شدن، بیماری ممتد، ارتکاب اشتباه (حتی بدون داشتن نیت بد) و دلایل دیگر و نیز تغییر میزان مالیاتها و دستور ضرب سکه با تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تأیید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسیتبار سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب و جنوب شرقی دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و همچنین انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معیّن یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود.
فرهنگ اشکانی
رشد ایران گرایی را می توان از دوره مهرداد یکم به روشنی دید. شکل و شمایل ایرانی تر شده چهره مهرداد یکم که با جامه ای باشکوه، گیسوانی بلند و ریشی انبوه و تاج بر سر در پشت سکه های آن دوره بی گمان نشان دهنده افزایش پیوندها با محیط ایرانی و جدا شدن از یونانی گرایی است؛ گزیدن نامواره «شاهنشاه» نیز نشانه ای دیگر از توجه به سنتهای هخامنشی است. ظاهراً شکی نیست که مدیریت دربار اشکانی برای اداره کشور از زبان آرامی بهره می جستند (مدارک یافته شده در نسا) و این دلیلی است از دید دشمنانه آنان نسبت به زبان یونانی، زیرا سرانجام نیز کاربرد زبان یونانی را منسوخ نمودند. گام بعدی آنان در این زمینه ایجاد زبان اداری ایرانی بود.
📚| کتاب « هنر اشکانی »
✍️| نویسنده: دانیل شلمبرگر
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍5
کلارک گیبل:
• به مناسبت زادروز کلارک گیبل
« من مجذوب زنان پر زرق و برق هستم. زنان بیهوده برای ترمیم آرایش خود، مدام یک لباس تنگ و جدید بیرون میآورند. اما یک زن پر زرق و برق میداند که نیازی به این کارها ندارد. »
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
👤| #Clark_Gable
🌀| @Perspective_7
• به مناسبت زادروز کلارک گیبل
« من مجذوب زنان پر زرق و برق هستم. زنان بیهوده برای ترمیم آرایش خود، مدام یک لباس تنگ و جدید بیرون میآورند. اما یک زن پر زرق و برق میداند که نیازی به این کارها ندارد. »
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂
👤| #Clark_Gable
🌀| @Perspective_7
👍7
ساموئل بکت:
« کلمات لباسی هستند که افکار میپوشند. به
همین خاطر در کلمات به دنبال معنا نباش...
به سکوتها گوش کن »
👤| #Samuel_Becket
🌀| @Perspective_7
« کلمات لباسی هستند که افکار میپوشند. به
همین خاطر در کلمات به دنبال معنا نباش...
به سکوتها گوش کن »
👤| #Samuel_Becket
🌀| @Perspective_7
👍9
لیو اولمان:
• درباره بازی هریت اندرسون
« زمانی که ما در حال تولید فریادها و نجواها (۱۹۷۲) بودیم، هیچ یک از ما واقعاً نمیدانستیم که هریت اندرسون در آن صحنههای رنج و مرگ چه میکند. اینگمار همه را بیرون میفرستاد، به جز آن عده رازدارِ معدودی که باید آنجا میبودند، و تنها هریت. وقتی فیلم کامل شده را روی پرده دیدیم، غرق شدیم. تقریباً انگار آن صحنههای عالی راز هریت بودند - که به نوعی قرار بود این راز باشد. زیرا در فیلم او خیلی تنها بود و تنها مرد. »
• 𝑪𝒓𝒊𝒆𝒔 𝑨𝒏𝒅 𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟕𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
👤| #Liv_Ullmann
🌀| @Perspective_7
• درباره بازی هریت اندرسون
« زمانی که ما در حال تولید فریادها و نجواها (۱۹۷۲) بودیم، هیچ یک از ما واقعاً نمیدانستیم که هریت اندرسون در آن صحنههای رنج و مرگ چه میکند. اینگمار همه را بیرون میفرستاد، به جز آن عده رازدارِ معدودی که باید آنجا میبودند، و تنها هریت. وقتی فیلم کامل شده را روی پرده دیدیم، غرق شدیم. تقریباً انگار آن صحنههای عالی راز هریت بودند - که به نوعی قرار بود این راز باشد. زیرا در فیلم او خیلی تنها بود و تنها مرد. »
• 𝑪𝒓𝒊𝒆𝒔 𝑨𝒏𝒅 𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟕𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏
👤| #Liv_Ullmann
🌀| @Perspective_7
👍10
درام یعنی...
رویارویی با رویدادی که پس از آن...
دیگر هیچ چیز مانند سابق نخواهد بود.
• 𝑹𝒆𝒂𝒓 𝑾𝒊𝒏𝒅𝒐𝒘 (𝟏𝟗𝟓𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒍𝒇𝒓𝒆𝒅 𝑯𝒊𝒕𝒄𝒉𝒄𝒐𝒄𝒌
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
رویارویی با رویدادی که پس از آن...
دیگر هیچ چیز مانند سابق نخواهد بود.
• 𝑹𝒆𝒂𝒓 𝑾𝒊𝒏𝒅𝒐𝒘 (𝟏𝟗𝟓𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒍𝒇𝒓𝒆𝒅 𝑯𝒊𝒕𝒄𝒉𝒄𝒐𝒄𝒌
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آندری تارکوفسکی:
• درباب فلسفۀ سینما
« سینما باید زندگی را به شکلی که در آن وجود دارد، به تصویر بکشد و از تصاویرِ خودِ زندگی استفاده کند. این واقعگرایانهترین شکل هنری از نظر فرم است. فرمی که شات سینمایی در آن وجود دارد باید بازتابی از اشکال زندگی واقعی باشد. کارگردان فقط باید لحظاتی را که شکار میکند، انتخاب کند و از آنها یک کل بسازد. »
● 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑻𝒂𝒓𝒌𝒐𝒗𝒔𝒌𝒚'𝒔 𝑭𝒊𝒍𝒎 :
• 𝑴𝒊𝒓𝒓𝒐𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟓)
• 𝑺𝒕𝒂𝒍𝒌𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟗)
• 𝑵𝒐𝒔𝒕𝒂𝒍𝒈𝒉𝒊𝒂 (𝟏𝟗𝟖𝟑)
• 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒄𝒓𝒊𝒇𝒊𝒄𝒆 (𝟏𝟗𝟖𝟔)
• 𝑰𝒗𝒂𝒏'𝒔 𝑪𝒉𝒊𝒍𝒅𝒉𝒐𝒐𝒅 (𝟏𝟗𝟔𝟐)
👤¦ #Andrei_Tarkovsky
🌀¦ @Perspective_7
• درباب فلسفۀ سینما
« سینما باید زندگی را به شکلی که در آن وجود دارد، به تصویر بکشد و از تصاویرِ خودِ زندگی استفاده کند. این واقعگرایانهترین شکل هنری از نظر فرم است. فرمی که شات سینمایی در آن وجود دارد باید بازتابی از اشکال زندگی واقعی باشد. کارگردان فقط باید لحظاتی را که شکار میکند، انتخاب کند و از آنها یک کل بسازد. »
● 𝑨𝒏𝒅𝒓𝒆𝒊 𝑻𝒂𝒓𝒌𝒐𝒗𝒔𝒌𝒚'𝒔 𝑭𝒊𝒍𝒎 :
• 𝑴𝒊𝒓𝒓𝒐𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟓)
• 𝑺𝒕𝒂𝒍𝒌𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟗)
• 𝑵𝒐𝒔𝒕𝒂𝒍𝒈𝒉𝒊𝒂 (𝟏𝟗𝟖𝟑)
• 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒂𝒄𝒓𝒊𝒇𝒊𝒄𝒆 (𝟏𝟗𝟖𝟔)
• 𝑰𝒗𝒂𝒏'𝒔 𝑪𝒉𝒊𝒍𝒅𝒉𝒐𝒐𝒅 (𝟏𝟗𝟔𝟐)
👤¦ #Andrei_Tarkovsky
🌀¦ @Perspective_7
👍9
فرانسوا تروفو:
• به مناسبت زادروز او
« صد بار شنیدهایم که سینما یعنی فرار. ما باید این را به خاطر بسپاریم. برای یک فرار خوب میتوان تنها پس از مشاهدات زیاد، تفکر طولانی و در مخفیکاری کامل آماده کرد. فرار اجرا نمیشود تا زمانی که فرد مطمئن شود که همین را میخواهد. و سپس در تاریکیِ شب و در سکوتِ کامل ساخته می شود. پس بیایید این [فرار] را هنگام تهیه، فیلمبرداری یا نمایش فیلمهایمان به خاطر بسپاریم. فرار از هر آن چیزی که واقعی مینمایاند. »
👤| #François_Truffaut
🌀| @Perspective_7
• به مناسبت زادروز او
« صد بار شنیدهایم که سینما یعنی فرار. ما باید این را به خاطر بسپاریم. برای یک فرار خوب میتوان تنها پس از مشاهدات زیاد، تفکر طولانی و در مخفیکاری کامل آماده کرد. فرار اجرا نمیشود تا زمانی که فرد مطمئن شود که همین را میخواهد. و سپس در تاریکیِ شب و در سکوتِ کامل ساخته می شود. پس بیایید این [فرار] را هنگام تهیه، فیلمبرداری یا نمایش فیلمهایمان به خاطر بسپاریم. فرار از هر آن چیزی که واقعی مینمایاند. »
👤| #François_Truffaut
🌀| @Perspective_7
👍6
کلود سوته:
« من عذاب را میشناسم، زن ستیزی را میشناسم، بدخواهی را میشناسم. من دورههایی را گذراندهام که آدم از خودش محافظت میکند ، انگار که در یک قلعه زندگی میکند. من در زندگی لحظاتی را میشناسم که آدم در مورد همه چیز در زندگی، نامطمئن است. »
👤| #Claude_Sautet
🌀| @Perspective_7
« من عذاب را میشناسم، زن ستیزی را میشناسم، بدخواهی را میشناسم. من دورههایی را گذراندهام که آدم از خودش محافظت میکند ، انگار که در یک قلعه زندگی میکند. من در زندگی لحظاتی را میشناسم که آدم در مورد همه چیز در زندگی، نامطمئن است. »
👤| #Claude_Sautet
🌀| @Perspective_7
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◀️ An Andalusian Dog (1929)
📽 Dir: Luis Buñuel
▶️ The Holy Mountain (1973)
📽 Dir: Alejandro Jodorowsky
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
📽 Dir: Luis Buñuel
▶️ The Holy Mountain (1973)
📽 Dir: Alejandro Jodorowsky
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍6
▪️تاریخ نقاشی
▪️هنر نقاشی
تاریخچه نقاشی به دوره انسانهای ماقبل تاریخ و گستردگی فرهنگها بازمیگردد. تاریخ نقاشی نمایانگر سنتی مداوم است. سال ۲۰۱۸ اعتقاد بر این بود که قدیمیترین نقاشیهای شناخته شده در غار شووه در فرانسه و حدود ۳۲۰۰۰ سال قدمت دارند. این نقوش با استفاده از رنگدانههای قرمز حکاکی و نقاشی شدهاند و مضامین آنها اسبها، کرگدن، شیرها، بوفالو، ماموت، طرحهای انتزاعی و شکلهای جزئی از انسان هستند. سپس نقاشیهای غار در اندونزی در غار «لوبانگ جريجي صالح» پیدا شد که گمان میرود قدمت آن ۴۰ هزار سال باشد. با این حال، اولین شواهد مربوط به عمل نقاشی در دو پناهگاه سنگ در آرنهملند، در شمال استرالیا کشف شده است. در پایینترین لایه مواد در این سایتها، تکههای اکر استفاده شده وجود دارد که قدمت آنها ۶۰ هزار سال است. باستان شناسان همچنین قطعهای از نقاشی سنگ را در یک پناهگاه سنگ آهک در منطقه کیمبرلی در شمال غربی استرالیا که قدمت آن ۴۰ هزار سال است، پیدا کردهاند. نمونههایی از نقاشی غارها در سراسر جهان مثل ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، پرتغال، چین، استرالیا، مکزیک، وجود دارد.
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
▪️هنر نقاشی
تاریخچه نقاشی به دوره انسانهای ماقبل تاریخ و گستردگی فرهنگها بازمیگردد. تاریخ نقاشی نمایانگر سنتی مداوم است. سال ۲۰۱۸ اعتقاد بر این بود که قدیمیترین نقاشیهای شناخته شده در غار شووه در فرانسه و حدود ۳۲۰۰۰ سال قدمت دارند. این نقوش با استفاده از رنگدانههای قرمز حکاکی و نقاشی شدهاند و مضامین آنها اسبها، کرگدن، شیرها، بوفالو، ماموت، طرحهای انتزاعی و شکلهای جزئی از انسان هستند. سپس نقاشیهای غار در اندونزی در غار «لوبانگ جريجي صالح» پیدا شد که گمان میرود قدمت آن ۴۰ هزار سال باشد. با این حال، اولین شواهد مربوط به عمل نقاشی در دو پناهگاه سنگ در آرنهملند، در شمال استرالیا کشف شده است. در پایینترین لایه مواد در این سایتها، تکههای اکر استفاده شده وجود دارد که قدمت آنها ۶۰ هزار سال است. باستان شناسان همچنین قطعهای از نقاشی سنگ را در یک پناهگاه سنگ آهک در منطقه کیمبرلی در شمال غربی استرالیا که قدمت آن ۴۰ هزار سال است، پیدا کردهاند. نمونههایی از نقاشی غارها در سراسر جهان مثل ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، پرتغال، چین، استرالیا، مکزیک، وجود دارد.
📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍5
دیوید لینچ:
• درباره فیلم کله پاککن (۱۹۷۷)
« کله پاککن معنویترین فیلم من است. اگرچه کسی این را باور نمیکند اما حقیقت دارد. کله پاککن طور خاصی شکل گرفت که خارج از درک من بود. دنبال کلیدی میگشتم تا قفل آنچه به آن سکانسهای فیلم میگفتند را باز کند. البته بخشی از آنها را درک کردم، ولی نمیدانستم چه چیزی به آنها انسجام میدهد و این مرا به تقلا وا میداشت. پس سراغ انجیل رفتم. و شروع به خواندنش کردم تا اینکه روزی جملهای را خواندم و دیگر انجیل را بستم. چون یافتمش؛ خودش بود. اینطور شد که کلیت اثر را دیدم و با آن این مکاشفه برایم صددرصد کامل شد. بعید است هرگز بگویم که آن جمله چه بود. »
👤¦ #David_lynch
🌀¦ @Perspective_7
• درباره فیلم کله پاککن (۱۹۷۷)
« کله پاککن معنویترین فیلم من است. اگرچه کسی این را باور نمیکند اما حقیقت دارد. کله پاککن طور خاصی شکل گرفت که خارج از درک من بود. دنبال کلیدی میگشتم تا قفل آنچه به آن سکانسهای فیلم میگفتند را باز کند. البته بخشی از آنها را درک کردم، ولی نمیدانستم چه چیزی به آنها انسجام میدهد و این مرا به تقلا وا میداشت. پس سراغ انجیل رفتم. و شروع به خواندنش کردم تا اینکه روزی جملهای را خواندم و دیگر انجیل را بستم. چون یافتمش؛ خودش بود. اینطور شد که کلیت اثر را دیدم و با آن این مکاشفه برایم صددرصد کامل شد. بعید است هرگز بگویم که آن جمله چه بود. »
👤¦ #David_lynch
🌀¦ @Perspective_7
👍6
فئودور داستایفسکی:
• یادداشتهای زیرزمینی
« انسان گاهی رنج را به طرز وحشتناکی دوست دارد؛ تا سر حد عشق. این یک واقعیت است. من طرفدار رنج نیستم اما طرفدار سعادت هم نیستم. رنج؛ یگانه دلیل آگاهی است. آگاهی به عقیده من، بدبختی بزرگ انسان است. این را میدانم که انسان آن را دوست دارد و با هیچ رضایتمندی دیگری عوض نخواهد کرد. »
• 𝑾𝒊𝒏𝒈𝒔 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒊𝒓𝒆 (𝟏𝟗𝟖𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑾𝒊𝒎 𝑾𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓𝒔
▫️| #Basics
👤| #Dostoevsky
🌀¦ @Perspective_7
• یادداشتهای زیرزمینی
« انسان گاهی رنج را به طرز وحشتناکی دوست دارد؛ تا سر حد عشق. این یک واقعیت است. من طرفدار رنج نیستم اما طرفدار سعادت هم نیستم. رنج؛ یگانه دلیل آگاهی است. آگاهی به عقیده من، بدبختی بزرگ انسان است. این را میدانم که انسان آن را دوست دارد و با هیچ رضایتمندی دیگری عوض نخواهد کرد. »
• 𝑾𝒊𝒏𝒈𝒔 𝒐𝒇 𝑫𝒆𝒔𝒊𝒓𝒆 (𝟏𝟗𝟖𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑾𝒊𝒎 𝑾𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓𝒔
▫️| #Basics
👤| #Dostoevsky
🌀¦ @Perspective_7
👍8
▪️سینمای آزاد (Free Cinema) / سینمای مستقیم (Dircet Cinema)
▪️نویسنده : پرویز دوائی
▪️ سینمای آزاد
جنبشی در جهت ساختن فیلمهای مستند که در انگلستان در دهۀ پنجاه براساس نظریات «کارل رایس»، «تونی ریچاردسون» و «لیندسی آندرسون» آغاز شد. هدف فیلمسازان «سینمای آزاد» به گفتۀ خودشان، ساختن فیلمهابی اجتماعی و متعهد و آزاد از تحميلات سینمای تجارتی، برانگیختن شور و سرزندگی، تشویق به بافتن بیانی شخصی در شناخت « اهمیت وضعیت های زندگی روزمره » بود.
این افراد با اطلاق عنوان «فیلم مستند» بر آثار خویش مخالف بودند، چون به نظر آنها در این عنوان يک جور مسخ زرق و برقدار واقعیت نهفته بود. یکی از خصایص عمدۀ فیلمهای «سینمای آزاد» آن بود که خارج از حیطه و سازمان سینمای حرفهای ساخته میشد.
کارهای عمدهای که زیر لوای «سینمای آزاد» به وجود آمد این بوده: «مادر اجازه نمیدهد» (۱۹۹۰)؛ «Momma» (ساختۀ «ریچاردسون» و «رايس»)؛ «ای سرزمین رویا» (۱۹۰۳) و «هر روز به جز کریسمس» (1957) ساختۀ «کارل رایس» میتوان نام برد.
این جنبش که مخالف روشها و دید جاری در تئاتر و ادبیات بود؛ نیرو و روح تازهای به سینمای انگلستان بخشید و در سینمای تجارتی روز اثر قاطعی برجا گذاشت. فیلمسازان وابسته به این جنبش، بعد از برچیده شدن بساط «سینمای آزاد» نحوۀ بینش خود را در فیلمهای داستانداری که در حیطۀ سینمای تجاری میساختند اعمال میکردند.
▪️سینمای مستقیم
خویشاوند آمریکایی شیوۀ اروپایی سینما-حقیقت ( Cinema- Verite ) اصطلاحی که بر یک نوع روش فیلمسازی مستند در آمریکا اطلاق میشود. این روش از اوایل دهۀ ۶۰ پا گرفت و در آن خدمه و وسایل فیلمبرداری به حداقل تقليل پیدا میکرد. به عبارت دیگر رابطۀ بین فیلم و موضوع مستقیم (و با حداقل وساطت فیلمساز و وسایل فنی) است.
در شیوۀ فیلمسازی «سینمای مستقیم» برخلاف شیوۀ «سینما۔حقيقت» فیلمساز در شکل و جهت دادن به رویداد دخالتی نمیکند. عنوان «سینمای مستقیم» برای بیان طرز کار و نحوۀ بینش و تلقی فیلمسازانی چون « درو » ( Drew )، « لیکاک » ( Leacock )؛ « پن بیکر » ( Pennbaker ) و برادران «میلز» ( Maysles ) وضع شد.
فیلمسازانی که در یک گروه کار میکردند و در طرز کار خویش، تحت تأثیر روش عکاسی خبری (فتو ژورنالیسم) بودند، به خاطر تحرک و به چشم نیامدن دوربین و آنیت و صداقتی که دراثر بود، این گروه در کار خویش به وسایل و شیوههای فیلمبرداری تازهای متوسل میشد، که از این لحاظ، یعنی از نظر سبکیِ وسایل، کمیت افراد، سرعت و آنیت ضبط و کار بصورت جمعی، به چند نوع فیلمسازی مستند دیگر مثل روش «سینمای آزاد» ( Free Cinema ) انگلیس و «سینما-حقیقت» فرانسه و به خصوص شیوۀ خبرگزاری تلویزیونی، شباهت پیدا میکرد.
در «سینمای مستقیم» حرفهایگریِ فنى فرع بر احساس نهفته در واقعه قرار میگیرد. فیلمبرداری آن تمیز و بیغلط نیست، «قطع» و گفتار کمتر به کار میرود، برداشتها طولانی و بیوقفه است (که توجه بیننده از موضوع منحرف نشود)، فیلمساز اغلب بدون تصور قبلی و در دست داشتن سناریوی آماده، به موضوع رو میآورد و مثل یک خبرنگار خود را به جریان واقعه میسپرد.
موفقیت فیلمهای «سینمای مستقیم» به حدّت و غرابت موضوع و موقعیتها، به حساسیت بینش و ابتکار فیلمبردار و متصدی ضبط صدا، به نامریی ماندن فیلمساز و دوربین و به ضبط لحظات وحرکات غیر منتظره و افشاءکننده بستگی دارد.
بعضی از فیلمهای مهم شیوه «سینمای مستقیم» اینها هستند: «صندلی»(۱۹۶۳) ساختۀ «درو؛ پن بیکره و سایرین»؛ «تولد و مرگ» ( Birth & Death ) (۱۹۹۹) ساختۀ «آرثر و ایولین فارون» (A . & E . Farron )، «پشت سر را نگاه نکن» (Don't Look Back ) (۱۹۹۷) ساختۀ «دان آلن پن بیکر» ( Donn Alan Pennbaker ) و «دستفروش» ( The Salesman ) (۱۹۹۹) ساخته برادران «میلز» .
📚 | #Cinematicterms
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
▪️نویسنده : پرویز دوائی
▪️ سینمای آزاد
جنبشی در جهت ساختن فیلمهای مستند که در انگلستان در دهۀ پنجاه براساس نظریات «کارل رایس»، «تونی ریچاردسون» و «لیندسی آندرسون» آغاز شد. هدف فیلمسازان «سینمای آزاد» به گفتۀ خودشان، ساختن فیلمهابی اجتماعی و متعهد و آزاد از تحميلات سینمای تجارتی، برانگیختن شور و سرزندگی، تشویق به بافتن بیانی شخصی در شناخت « اهمیت وضعیت های زندگی روزمره » بود.
این افراد با اطلاق عنوان «فیلم مستند» بر آثار خویش مخالف بودند، چون به نظر آنها در این عنوان يک جور مسخ زرق و برقدار واقعیت نهفته بود. یکی از خصایص عمدۀ فیلمهای «سینمای آزاد» آن بود که خارج از حیطه و سازمان سینمای حرفهای ساخته میشد.
کارهای عمدهای که زیر لوای «سینمای آزاد» به وجود آمد این بوده: «مادر اجازه نمیدهد» (۱۹۹۰)؛ «Momma» (ساختۀ «ریچاردسون» و «رايس»)؛ «ای سرزمین رویا» (۱۹۰۳) و «هر روز به جز کریسمس» (1957) ساختۀ «کارل رایس» میتوان نام برد.
این جنبش که مخالف روشها و دید جاری در تئاتر و ادبیات بود؛ نیرو و روح تازهای به سینمای انگلستان بخشید و در سینمای تجارتی روز اثر قاطعی برجا گذاشت. فیلمسازان وابسته به این جنبش، بعد از برچیده شدن بساط «سینمای آزاد» نحوۀ بینش خود را در فیلمهای داستانداری که در حیطۀ سینمای تجاری میساختند اعمال میکردند.
▪️سینمای مستقیم
خویشاوند آمریکایی شیوۀ اروپایی سینما-حقیقت ( Cinema- Verite ) اصطلاحی که بر یک نوع روش فیلمسازی مستند در آمریکا اطلاق میشود. این روش از اوایل دهۀ ۶۰ پا گرفت و در آن خدمه و وسایل فیلمبرداری به حداقل تقليل پیدا میکرد. به عبارت دیگر رابطۀ بین فیلم و موضوع مستقیم (و با حداقل وساطت فیلمساز و وسایل فنی) است.
در شیوۀ فیلمسازی «سینمای مستقیم» برخلاف شیوۀ «سینما۔حقيقت» فیلمساز در شکل و جهت دادن به رویداد دخالتی نمیکند. عنوان «سینمای مستقیم» برای بیان طرز کار و نحوۀ بینش و تلقی فیلمسازانی چون « درو » ( Drew )، « لیکاک » ( Leacock )؛ « پن بیکر » ( Pennbaker ) و برادران «میلز» ( Maysles ) وضع شد.
فیلمسازانی که در یک گروه کار میکردند و در طرز کار خویش، تحت تأثیر روش عکاسی خبری (فتو ژورنالیسم) بودند، به خاطر تحرک و به چشم نیامدن دوربین و آنیت و صداقتی که دراثر بود، این گروه در کار خویش به وسایل و شیوههای فیلمبرداری تازهای متوسل میشد، که از این لحاظ، یعنی از نظر سبکیِ وسایل، کمیت افراد، سرعت و آنیت ضبط و کار بصورت جمعی، به چند نوع فیلمسازی مستند دیگر مثل روش «سینمای آزاد» ( Free Cinema ) انگلیس و «سینما-حقیقت» فرانسه و به خصوص شیوۀ خبرگزاری تلویزیونی، شباهت پیدا میکرد.
در «سینمای مستقیم» حرفهایگریِ فنى فرع بر احساس نهفته در واقعه قرار میگیرد. فیلمبرداری آن تمیز و بیغلط نیست، «قطع» و گفتار کمتر به کار میرود، برداشتها طولانی و بیوقفه است (که توجه بیننده از موضوع منحرف نشود)، فیلمساز اغلب بدون تصور قبلی و در دست داشتن سناریوی آماده، به موضوع رو میآورد و مثل یک خبرنگار خود را به جریان واقعه میسپرد.
موفقیت فیلمهای «سینمای مستقیم» به حدّت و غرابت موضوع و موقعیتها، به حساسیت بینش و ابتکار فیلمبردار و متصدی ضبط صدا، به نامریی ماندن فیلمساز و دوربین و به ضبط لحظات وحرکات غیر منتظره و افشاءکننده بستگی دارد.
بعضی از فیلمهای مهم شیوه «سینمای مستقیم» اینها هستند: «صندلی»(۱۹۶۳) ساختۀ «درو؛ پن بیکره و سایرین»؛ «تولد و مرگ» ( Birth & Death ) (۱۹۹۹) ساختۀ «آرثر و ایولین فارون» (A . & E . Farron )، «پشت سر را نگاه نکن» (Don't Look Back ) (۱۹۹۷) ساختۀ «دان آلن پن بیکر» ( Donn Alan Pennbaker ) و «دستفروش» ( The Salesman ) (۱۹۹۹) ساخته برادران «میلز» .
📚 | #Cinematicterms
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍5
🔻 Wheatfield with Crows (1890)
🎨 Painter: Vincent van Gogh
🔺 Dreams (1990)
📽 Dir: Akira Kurosawa
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
🎨 Painter: Vincent van Gogh
🔺 Dreams (1990)
📽 Dir: Akira Kurosawa
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍6
کیم نواک:
« احساس نمیکنم هرگز به تواناییهایم به عنوان یک بازیگر نرسیدم. سعی نکردم خودم را تبلیغ کنم. من آدم زورگویی نیستم، همیشه این آشفتگی برای من وجود دارد - آیا منتظر اتفاقی هستید یا کاری میکنید که اتفاقی بیفتد؟ من همیشه بر این باور بودهام که اگر چیزی قرار است انجام شود، فقط نتیجه میدهد. با این حال بازیگران دیگری را میدیدم که برای خودشان و برای نقشهای بزرگ می جنگند. کدام درست است؟ آیا قرار است در را فشار دهید یا منتظر یک در باز هستید؟ انتخاب من این بود که از هالیوود دور شوم، اما همیشه فکر میکردم که اگر نقشی واقعاً برای من مناسب باشد، هر کجا که باشم به من میرسد. یادم میآید زمانی رئیس تبلیغات استودیوی هالیوودی که من برای اولین بار در آن قرارداد داشتم به من گفت: "تو یک تکه گوشتی؛ همین". خیلی مؤدبانه و زیبا نبود و وقتی اولین تست اکرانم را انجام دادم، کارگردان به همه توضیح داد: "به او گوش ندهید، فقط نگاهش کنید". »
🎊 زادروز ٩٢ سالگی «کیم نواک» در ١٣ فوریه
👤| #Kim_Novak
🌀| @Perspective_7
« احساس نمیکنم هرگز به تواناییهایم به عنوان یک بازیگر نرسیدم. سعی نکردم خودم را تبلیغ کنم. من آدم زورگویی نیستم، همیشه این آشفتگی برای من وجود دارد - آیا منتظر اتفاقی هستید یا کاری میکنید که اتفاقی بیفتد؟ من همیشه بر این باور بودهام که اگر چیزی قرار است انجام شود، فقط نتیجه میدهد. با این حال بازیگران دیگری را میدیدم که برای خودشان و برای نقشهای بزرگ می جنگند. کدام درست است؟ آیا قرار است در را فشار دهید یا منتظر یک در باز هستید؟ انتخاب من این بود که از هالیوود دور شوم، اما همیشه فکر میکردم که اگر نقشی واقعاً برای من مناسب باشد، هر کجا که باشم به من میرسد. یادم میآید زمانی رئیس تبلیغات استودیوی هالیوودی که من برای اولین بار در آن قرارداد داشتم به من گفت: "تو یک تکه گوشتی؛ همین". خیلی مؤدبانه و زیبا نبود و وقتی اولین تست اکرانم را انجام دادم، کارگردان به همه توضیح داد: "به او گوش ندهید، فقط نگاهش کنید". »
🎊 زادروز ٩٢ سالگی «کیم نواک» در ١٣ فوریه
👤| #Kim_Novak
🌀| @Perspective_7
👍7
کیم نواک:
• دربارۀ فرارش از هالیوود
« فکر میکنم برای مردم مفید باشد بدانند. زیرا میدانم انتظاراتی که از شما بهعنوان یک سمبل جنسی میشود چیست؛ و اینکه مرلین مونرو چگونه رنج میبُرد و غیره را هم میدانم... مسئله اینجاست که من توانستم از آن رهایی یابم. من همیشه صاحب نظر بودم. امنیت من ناشی از حواس من است. احساس من آن جهتی که باید بروم. و ناگهان احساس کردم که با آنچه دیگران میخواهند یا آنچه دیگران از من انتظار دارند، ناهماهنگ هستم. »
👤| #Kim_Novak
🌀| @Perspective_7
• دربارۀ فرارش از هالیوود
« فکر میکنم برای مردم مفید باشد بدانند. زیرا میدانم انتظاراتی که از شما بهعنوان یک سمبل جنسی میشود چیست؛ و اینکه مرلین مونرو چگونه رنج میبُرد و غیره را هم میدانم... مسئله اینجاست که من توانستم از آن رهایی یابم. من همیشه صاحب نظر بودم. امنیت من ناشی از حواس من است. احساس من آن جهتی که باید بروم. و ناگهان احساس کردم که با آنچه دیگران میخواهند یا آنچه دیگران از من انتظار دارند، ناهماهنگ هستم. »
👤| #Kim_Novak
🌀| @Perspective_7
👍8