⚫روان آنالیز⚫ – Telegram
روان آنالیز
570 subscribers
3.4K photos
2.56K videos
777 files
1.15K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاثیر منفی ماری‌جوانا بر روی مغز

دکتر دنیل اِیمن با اشاره به تحقیقات گسترده‌ای که در حوزه‌ی تاثیر ماریجوانا روی مغز، خصوصا در نوجوانان داشته به نکات مهمی راجع به تاثیر ماریجوانا بر میزان خونرسانی به همه بخش‌های مغز، و همچنین سرعت بخشیدن به فرایند پیر شدن مغز اشاره می‌کند.
▪️جايى که بودن و نبودنت هيچ فرقى ندارد نبودنت را انتخاب کن اينگونه، به بودنت احترام گذاشته اى . . .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما نمیتونی با یک زن برابر باشی
«درخت را که بلد شدیم، حرف از یادمان رفت.»

(هنوز در سفرم، شعرها و یادداشت‌های منتشر نشده سهراب سپهری، ص۶۸)

تماشا کردن رو که آدم یاد بگیره، حرف زدن رو از یاد می‌بره. پر حرفی ما به خاطر اینه که تماشا کردن بلد نیستیم.
پ ن : متن از صدیق قطبی / کانال تلگرام عقل آبی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◽️◽️◽️◽️

🔷

🔸 درد، حقیقتی آمیخته با زندگیست، مفهوم درد آنچنان با حیات آدمی گره خورده است که اولین لحظه ی مواجه ی انسان با جهان هستی را به تمامی در بر گرفته است.

🔸 به بیان اتو رنک «متولد شدن، یک تجربه آسیب‌زای شدید است. به دلیل اینکه نوزاد تازه متولد شده، مجبور است که محیط گرم و نسبتا ثابت رحم را که در آن، همه‌ی نیازهایش به صورت اتوماتیک، رفع می‌شده را رها کند.»
[روان آدمی از نظر عملکرد، مشابهت فراوانی با فیزیولوژی انسان دارد،بطور مثال در مورد نقطه ای که دچار شکستگی شده است پس از التیام، می بینیم که آن محدوده التیام یافته تبدیل به یکی از مقاوم ترین نقاط اسکلت بندی انسان خواهد شد.]

🔸 زمانی که به واسطه بروز درد، زخمی بر روان انسان نقش می بندد و ترومایی رخ می دهد. تجربه ی احساسات ایجاد شده، زخم روان را التیام خواهد داد و اینچنین است که آن درد، تبدیل به تجربه ی زیسته انسان گشته و نه تنها رنج آور نخواهد بود بلکه بدل به نقطه قوت و رشد انسان خواهد شد.

🔸 هر گونه مقاومت در برابر تجربه ی احساساتی که مکانیزم التیام تروما هستند، باعث بروز اضطرابی مزمن و اختلالاتی متعدد خواهد شد.

#مسعود_مقدم

آکسیوم

@AnalyticTherapy
2
قوی‌ترین خانواده‌ها افراد بدون دغدغه نیستند که بیمار نشوند، خسارت نبینند یا از پیامدهای ضربه‌های روحی در امان باشند، آن‌ها کسانی هستند که با مشکلات، روبرو می‌شوند و بدون سرزنش یکدیگر، در جستجوی راه‌حل برای مشکلات خود هستند.
#ویرانسازی_رابطه
اثر #ویلیام_جی_ماتا
نشر دانژه
ترجمه اکرم سادات مبرم
👏2
من افراد زیادی را می‌شناسم که از خود بیزارند و برای رفع آن می‌کوشند نظر مثبت دیگران را به خود جلب کنند؛

ولی این راه‌حل نادرست و در حکم تفویض اختیار به دیگران است،

وظیفه شما این است که خود را همان طور که هستید بپذیرید و در جهت رشد خود بكوشيد، نه آنکه دنبال راهی برای مقبولیت یافتن نزد مردم باشید.

اروین_یالوم
وقتی_نیچه گریست.
👍1
#واژه‌ها🔸 فومو
▫️
ترس از دست دادن
🔻حضور دائم در #شبکه‌های‌اجتماعی می‌تواند جنبه حادی به خود بگیرد که به آن فومو (FOMO) می‌گویند. #فومو مخفف این عبارت است:
Fear of missing out
فومو یعنی ترس از دست دادن، ترس از نبودن در شبکه‌ها به این مفهوم که فرد گمان می‌کند اگر دائما کانکت و آنلاین نباشند از همه چیز عقب می‌افتد.
فومو یک بیماری است، بیماری دائما آنلاین بودن، بیماری نگرانی از دست دادن یک رویداد‌‌ و ترس از قافله عقب ماندن‏.
نود درصد از هر چیزی مزخرف است!
این جمله به قانون استرجن شهرت دارد.
تئودور استرجن نویسنده است و این جمله‌اش جالب و تا حد زیادی درست است. در واقع نود درصد کتاب‌ها و خبرهایی که می‌خوانیم، فیلم‌هایی که می‌بینیم، جلساتی که در آن شرکت می‌کنیم، خریدهایی که می‌کنیم و حرف‌هایی که می‌زنیم بیهوده است. تنها ده درصد آن مفید و کافی است. پس با خیال راحت از کنار خیلی از آدم‌ها، اتفاقات و دعواها رد شوید.
اگر من هم مثل نویسنده کتاب بدون خجالت و خودمهم‌پنداری با خودم رو راست باشم می‌گویم: نود درصد ایده‌ها، افکار، نوشته‌ها، نگرانی‌ها، امیدواری‌ها و احساسات من هم بیهوده‌اند. باید تمرکزم را روی آن ده درصد به دردبخور بگذارم.
این قانون هم باعث صرفه‌جویی در زمان و پول می‌شود و هم اینکه بدون عذاب وجدان از کنار چیزهای زیادی در این دنیا رد می‌شویم.
«اگر مطمئن نیستید که چیزی مزخرف است یا نه، مزخرف است». این هم جمله‌ای از رولف دوبلی!
به این قانون عمیق‌تر فکر کنیم، شاید نود درصد خود این قانون هم مزخرف باشد.
احسان محمدی
👍1
هر كدام از ما چیزی را كه برایش با ارزش بوده از دست می‌دهد. موقعیت‌های از دست رفته، احساساتی كه هرگز نمی‌توانیم دوباره به دست بیاوریم.
این بخشی از آن چیزی است كه معنیش زنده بودن است. اما درون سرمان اتاق كوچكی است كه آن خاطرات را در آن نگه می‌داریم.
اتاقی شبیه قفسه‌های توی این كتابخانه و برای درک عملكرد قلبمان باید مدام كارت‌های مرجع جدید درست كنیم.
باید هر چند وقت یكبار چیزها را گردگیری كنیم، آنها را هوا بدهیم، آب گلدان‌ها را عوض كنیم. تو برای ابد در كتابخانه‌ خصوصی خودت زندگی می‌كنی.
هاروکی موراکامی
از کتاب کافکا در کرانه

🌱
ترس پنهان مردان

من فکر می‌کنم مردان ترسو هستند و زنان خیال‌پرداز. مردان ترسو هستند به خاطر اینکه خیلی نگران قدرت، نیرو و مردانگی‌‌شان هستند. همیشه می‌ترسند این‌ها را از دست بدهند. از این رو، در زندگی همیشه به گونه‌ای اقدام می‌کنند و تصمیم می‌گیرند که حافظ قدرت و توانایی‌های آنها باشد، حافظ چیزی باشد که حیاتی‌ترین مسئله وجودشان در نظر می‌گیرند؛ یعنی در اصل تصویر خود و غرور مردانه‌ آنها. به این ترتیب، از آنجا که مردان به طور مداوم در معرض و در خیال از دست دادن همه چیز هستند، وجودشان فوق‌العاده پر از ترس است. زنان به سهم خودشان به طور آشکار از مردان شجاع‌تر هستند. مطمئنا زنان ترس‌های خودشان را دارند، اما آن‌ها چیزی برای از دست دادن ندارند، زیرا آنها از همان اوایل کودکی با تجربه‌ فقدان سر کرده بودند. زنان در عین حال که تصمیم می‌گیرند با هر گونه دشواری رویارو شوند، می‌دانند که با خطر از دست دادن همه چیز مواجه نیستند، پس بدون تعلل پیش می‌روند. اما در مقابل ما مردان تصور می‌کنیم که ممکن است همه چیز را از دست بدهیم. این گونه ترس و دودلی توان ما را می‌گیرد. ما خیلی راحت‌تر از زنان می‌گوئیم: “نمی‌دانم، حالا صبر کنیم، بگذار ببینم.” می‌لرزیم و به طور پایان‌ناپذیری تامل می‌کنیم. ما مردها بدون شک ویژگی‌های دیگری هم داریم اما ترسو بودن شکننده‌ترین ویژگی ما، پاشنه آشیل ما است.
از:
OEDIPUS: The Most Crucial Concept in Psychoanalysis; JUAN-DAVID NASIO

پی‌نوشت: این قطعه را چند سال پیش ترجمه کردم. امیدوارم این کتاب و دیگر آثار غنی و خواندنی نازیو به زودی به فارسی ترجمه شوند.

@ravankavi1939
👍2
داستان زندگی‌تان را پیش هر کس و ناکس، هر روانشناس و ناروانشناسی نبرید؛ اجازه ندهید سختی‌های عمیق زندگی‌تان را به برچسب‌هایی مثل فقدان عزت نفس و اهمال‌کاری تقلیل دهند؛ انگ بیماری بزنند و تمام تلاش‌ها و تقلاهای شما را نادیده بگیرند؛ فراز و فرودهای زندگی‌تان را با چند اصطلاح ساده‌انگارانه مسطح سازند؛ کاراکتر خاص شما را نتوانند ببینند و به جای آن یک تیپ بی‌خاصیت ترسیم کنند؛ از شرایط سیاسی و اقتصادی که در آن زیسته‌اید چیزی نگویند و همه چیز را به گردن شما بیندازند.
داستان زندگی شما، رازها و رنج‌های شما، مهم‌ترین سرمایه وجودی شما است، به هر کسی اجازه ندهید آن را بشنود.
#روانشناسی_انتقادی
@ravankavi1939
زخم، گریز، عصیان

خودزنی در دوره نوجوانی نهایت طغیان جسمانی است. بلوغ همچون تن بیگانه‌ای است که روان خام کودکی را به تسخیر در می‌آورد. نوجوان در مقابل زبانی نمی‌یابد برای بیان آنچه در درونش می‌گذرد؛ گمشده در سرزمینی ناشناخته است. زخم انگار گریزگاهی است، نگارش کدهایی است برای خودیابی.
‏خودزنی از سوی دیگر عصیانی است علیه اتوریته بزرگسالی. نوجوان بر تنش ‎زخم می‌زند تا با دهن‌کجی مالکیت بر زندگی‌اش را از والدین پس بگیرد. والدین را بیرون می‌راند و برای تاب تنهایی به همسالان پناه می‌برد. با پارانویای خودی‌های همسال و غیرخودی‌های بزرگسال روانش را گونه‌ای سازمان می‌دهد.
@ravankavi1939
👍1
می‌دانم. انسان در تار عنکبوت تجربه‌هایش دچار و گرفتار می‌ماند.
#سلوک
#محمود_دولت‌آبادی
نشر #چشمه
جوان که بودم از مردم چیزی را می‌خواستم که نمی‌توانستند بدهند: دوستی پیوسته، عاطفه مدام.
حال یاد گرفته‌ام از آنان چیزی بخواهم کمتر از آنچه می‌توانند بدهند: همنشینی بی‌کلام. آن‌وقت احساس‌ها، دوستی‌ و اشاره‌های اصیل آنان در نظر من ارزش معجزه را به تمامی دارد: اثر تمام عیار لطف.
پیوست‌ها
ورق چهارم
#آدم_اول
#آلبر_کامو
ترجمه #منوچهر_بدیهی
انتشارات #نیلوفر
آدم نمی‌تواند با حقیقت_«با دانستن»_ زندگی کند، کسی که این کار را می‌کند خودرا از آدم‌های دیگر جدا می‌کند چون دیگر ابدا نمی‌تواند در توهم آنان شریک شود. چنین کسی غول بی‌شاخ و دم است_ ومن چنینم.
از بخش آدم اول ( یادداشت‌هاو طرح‌ها)
#آدم_اول
#آلبر_کامو
ترجمه #منوچهر_بدیهی
انتشارات #نیلوفر
همونجوری که ارنست همینگوی خیلی خوب پی برده، ارزش نهایی زندگی‌های مارو نه چطور بردن‌هامون که چطور باختن‌هامون مشخص ‌می‌کنه.
#بعد_زلزله
#هاروکی_موراکامی
ترجمه #بهرنگ_رجبی
نشر #چشمه
مهم نیست سفر آدم چقدر طولانی باشه، آدم هیچ‌وقت نمی‌تونه از دست خودش فرار کنه.
#بعد_زلزله
#هاروکی_موراکامی
ترجمه #بهرنگ_رجبی
نشر #چشمه
جونکو گفت:« یه چیزی رو می‌دونین؟»
«چی؟»
«من به کل خالی‌ام.»
«واقعا؟»
«واقعا.»
جونکو چشم‌هایش را بست و پیش از آن‌که متوجه شود اشک بر گونه‌هایش جاری شد. با دست راست، با تمام توانی که داشت، از روی شلوار زانوی میاکی را گرفت. سرمایی خفیف توی تن‌اش دوید. میاکی دست انداخت دور شانه‌ی او و کشیدش نزدیک‌تر؛ اشک جونکو اما کماکان بند نمی‌آمد.
خیلی گذشت تا آن‌که جونکو بالاخره با صدای گرفته گفت« این تو واقعا هیچ‌چیِ هیچ‌چی نیست. هیچ‌چی توم نمونده. خالی.»
میاکی گفت«می‌دونم منظورت چیه.»
«واقعا؟»
«آره من متخصصی‌ام تو این قضیه.»
«چی‌کار می‌تونم بکنم؟»
«شب خوب بخواب.معمولا روبه راه می‌کنه قضیه رو.»
«این‌جوری که من شده‌م روبه راه کردنش خیلی آسون نباشه.»
#بعد_زلزله
#هاروکی_موراکامی
ترجمه #بهرنگ_رجبی
نشر #چشمه