اشک‌های قرمز – Telegram
اشک‌های قرمز
1.71K subscribers
19 videos
1 link
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده/صفرچهار/چهارده‌صفریک/پانزده‌پنجاه‌دو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پانزده/صفرچهار/چهارده‌صفریک/یازده‌بیست‌وسه

غارت شده از کانال دیالوگ‌باکس بخاطر همزمانی با حال
بدون تاریخ

اینجا امن است. چون از آشناها خبری نیست.
اشک‌های قرمز pinned «بدون تاریخ اینجا امن است. چون از آشناها خبری نیست.»
Forwarded from کالیایف
تابستون با بیلی وایلدر و کیارستمی شروع می‌شه. یکیشون مدام می‌گفت «هیچ‌کس کامل نیست» و فهمیده بود درستش هم همینه؛ کامل بودن حوصله‌‌ی همه رو سر می‌بره چون دروغه، بزرگ‌ترین دروغ دنیا. اون یکی هم از دروغ و این بازی‌ها بدش می‌اومد. اصلا بازی‌ای در کار نیست. کارت‌هاش رو می‌ریخت روی میز و بلند می‌شد که «شاید بیرون در، نسیم ملایمی در راه باشد.»

امروز حق با شماست! زندگی همینه: نقص‌‌ها، نگاه‌ها و نسیم ملایمی که اگر شانس بیاریم اول تابستون، اون بیرون منتظر آدمه.
ده/صفرچهار/چهارده‌صفردو

اشتباه می‌کردم. تو در رفیق‌ترین بودن‌ها هم، لحظاتی تنهایی. کسی نمیداند. کسی نمی‌فهمد. این تویی جهانی از حادثه و آدم‌ و خاطره و رفتار و حرکت و حرف.
ده/صفرچهار/چهارده‌صفر دو

هر روز بیشتر از خودم‌و آدم‌ها بدم میاد. هر فاکینگ روز.
ده/صفرچهار/چهارده‌صفر‌دو

من ازشون بدم نمیاد، فقط میدونم دیگه باهاشون کاری نخواهم داشت.
«بزرگ شدیم، مثل شایعه ای در روستا..»
هفده/صفرچهار/چهارده‌دوصفر

با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
با کسی حرف نزن.
هفده/صفرهشت/چهارده‌صفردو

و با کسی حرف نزدم.
اشک‌های قرمز
هفده/صفرهشت/چهارده‌صفردو و با کسی حرف نزدم.
هفده/صفرهشت/چهارده‌صفردو

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند.
هجده/صفرهشت/چهارده‌صفردو

همیشه خدا خوابم می‌آید و خسته‌ام. این خاصیت آدم‌هاییست که بداهه زندگی می‌کنند و هنوز چیزی برای معنای وجودیشان پیدا نکرده‌اند.
بیست‌وسه/صفرهشت/چهارده‌صفردو

تغییر یعنی به سوی چیزی رفتن. چه بهتر، چه بدتر. او معتقد بود هرچه باشد همچنان تغییر است. منی که روزگای نه دلم تنگ می‌شد نه پوست تنم تماس با تنی دیگر را میطلبید، حالا هم دلم تنگ میشود هم بغلم محتاج است.
بیست‌وچهار/صفرهشت/چهارده‌صفردو

می‌خواستم بنویسم. نشد!
بیست‌وچهار/صفرهشت/چهارده‌صفردو

با اینکه از مدلش خوشم نمیاد ولی شغلش احترام میذارم پس میگم: هنوز به مرز جنون نرسیدم. ولی شکر خدا تا الان خوب مدیریتشو یاد گرفتم‌‌.
یک ربع به پایان روز بیست‌چهارم آبان هزاروچهارصدودو
هنوز ضربه می‌خورم. بی‌رحمانه ساکت می‌شوم. سکوتم جمع را معذب می‌کند. بی‌رنگ شدم. کسی مرا نمی‌بیند. در هوا پخش شدم.
بیست‌وهشت/صفرهشت/چهارده‌صفردو

"سی‌سالم می‌شه و با خودم فکر میکنم تو این ده سال چها بهم گذشت و از اون همه اتفاق چی بهم رسید؟ جز یه لیست و عکس و آرشیو از آدم‌هایی که ندارمشون و زخم‌هایی که... زخم‌هایی که الان که فکر می‌کنم اگر نبودن، من این نبودم"
بیست‌ونه/صفرهشت/چهارده‌صفردو

هنوز هم با دیدنش پروانه‌ها تکانی می‌خورند. در این دنیای بی‌حسی این خاصیت اوست. نه من.
سی/صفرهشت/چهارده‌صفردو

نگام کردی از دور؟ نگات کردم از دور؟
چهار/صفرنه/چهارده‌صفردو

مرسی.