Science and Religion – Telegram
Science and Religion
3.14K subscribers
385 photos
211 videos
246 files
807 links
🔷در این کانال هدف ما نقد و بررسی علمی آتئیسم و پرداختن به علم و فلسفه علم است.
نظرات و مطالب مفید خود را با ما به اشتراک بگذارید.
ادمین ها: @Soheil21444
@Sajjad_S_M
@Aref_Hoveizi
@PureApplied_Math369
Download Telegram
🎡 | خسوفِ خِرَد در عصرِ علم‌پرستی |
✍️ نگارنده: مَکس هورکهِیمر (Max Horkheimer)
🎫 برگرداننده: لئو شاهوفسکی

عقل (Reason) همچون اورگانی برایِ درکِ طبیعتِ واقعیِ واقعیّت و تعیینِ بنیادهایِ هدایت‌بخشِ زندگی‌مان تقریباً به‌طورِکامل از کار افتاده و منسوخ شده است. هرچقدر مفهومِ خِرَد سست‌تر گردد، راحت‌تر خود را در اختیارِ دستکاریِ ایدئولوژیکال و تبلیغ‌هایِ سوگیرانه برایِ رسوایی‌آمیزترین دروغ‌ها قرار می‌دهد. عقلِ ذهنی با هر چیزی مطابقت دارد و انعطافِ پلاستیکی‌مانندِ آن هرگونه‌ای از تصمیم‌گیری‌هایِ عملی و اخلاقی و زیبایی‌شناختی را به قهقرایی معنازداشده فرو می‌بَرد. وسواسی که به خِرَدِ تجربه‌گرایانه و داده‌هایِ محضِ آزمایشگاهی داده شده بازتابِ جامعه‌ای‌ست که مردم فرصتی برایِ تفکر و تزکیه ندارند.
در واقع عقل و خِرَدِ ابزاری هرگز واقعیّتِ اجتماعی را هدایت نکرده است، امّا اکنون عقل به‌طورِ فراگیر و گسترده‌ای از هر گرایش یا ترجیحِ خاصّی پاک شده که در نهایت حتّی از وطیفه‌یِ داوری در موردِ اعمال و راه‌وروشِ زندگیِ انسان نیز صرفِ‌نظر کرده است. انسان زمانی ارزشِ واقعی‌اش را در دنیا کشف می‌کند که با جامعه به‌عنوانِ یک انسان مواجه می‌شود، بدونِ پول و شهرت و پارتی‌بازی‌هایِ قدرتمند و بدونِ همه‌یِ امکانات به‌جز پتانسیل‌هایِ ذاتی و خودی‌اش، امّا او به‌زودی درمی‌یابد که ویژگی‌هایِ انسانی‌اش هیچ وزنی ندارد و آن‌چنان پست و بی‌ارزش‌اند که حتّی خودِ بازار هم آن‌ها را فهرست نمی‌کند!
علم‌پرستیِ متحجّرانه که انسان را تنها به‌عنوانِ مفهومی بیولوژیکال با اندام‌هایی گوشتی و استخوانی و شیمیایی می‌شناسد، سرنوشتِ انسان را در دنیایِ واقعی بازتاب می‌دهد و چنان در کالبدِ جامعه می‌دمد که گوئیا انسان چیزی جز عضوی از یک گونه‌یِ حیوانی نیست. در چشمِ دنیا، خصیصه‌یِ انسانیّت دیگر چیزی نیست که برایِ خودِ هستیِ انسان ارزشمند باشد که حتّی از حقِّ اقامت هم محروم می‌شود.
امروزه، اساساً پیشرفت در راستایِ جهانی بهتر، به‌دلیلِ تبانیِ خِرَدِ ابزاری با علم و فیزیکِ عینی و عدمِ تناسبِ کامل بینِ وزنِ ماشین‌هایِ سرکوب‌گرِ قدرتِ اجتماعی با توده‌هایِ اتمیزه‌یِ برده‌منشْ مسدود شده است. هرچیزِ دیگری اعم از هزارچهرگیِ گسترده و باورمندی به تئوری‌هایِ ناشیانه و سرخوردگی از اندیشه‌هایِ برومند، عقیم‌سازیِ اراده یا جهیدنِ اسبِ اراده به کژراهه‌هایِ زودهنگامِ فعّالیّت‌هایِ وقفه‌ناپذیرْ زیرِ قهرِ چرخِ ارّابه‌هایِ ترس و وحشت، نشانه‌ای از چندپارگی‌هایِ وصله‌ناپذیرِ این عدمِ هماهنگی و تناسب است.
پراگماتیسم [=عمل‌گرایی] و ساینتیسم [=علم‌پرستی] و متریالیسم [=مادّه‌پرستی] نیز در تلاش برایِ تبدیلِ فیزیکِ تجربی به اوّلینِ مُدلِ مادّیِ همه‌یِ علوم و الگوسازی از تمامِ قلمروهایِ زندگیِ فکری با استفاده از تکنیک‌هایِ آزمایشگاهی، رونوشتِ صنعت‌گراییِ مُدرن است که انسان با تمامِ جهانِ ذهنی و ادراکِ فراطبیعی‌اش همچون موادِّ خامِ اوّلیّه در نظر گرفته می‌شود.
دنیا آن‌چنان مقهور و مجذوبِ قدرت و تقلّا برایِ سازگاریِ بی‌چون‌وچرا با آن است که طغیانِ جوانی که زمانی با پدر می‌جنگید بدین‌جهت که کردارِ او با تفکّرِ او در تضاد بود دیگر ظهور نمی‌کند. از نظرِ روان‌شناختی، پدر جایِ خود را به دنیایِ اشیاء داده است. وقتی حتّی دیکتاتورهایِ امروز به علم و عقل و خِرَد متوسّل می‌شوند، منظورِ واقعی‌شان این است که بیشترین تانک‌ها را در اختیار دارند. آن‌ها به‌اندازه‌یِ کافی واقع‌گرا بودند تا آن‌ها را بسازند؛ دیگران نیز باید آنقدر منطقی باشند تا خود را به آن‌ها واگذار و تسلیم کنند!
ظاهراً این امر بدیهی به‌نظر می‌رسد هرکسی می‌خواهد میانِ مردم زندگی کند باید از قوانینِ برساخته‌یِ آنان تبعیّت کند. این چیزی‌ست که اخلاقِ سکولارِ تمدّنِ ما به آن منتهی می‌شود. عقلانیّت در قالبِ چنین فرمان‌برداری‌ای همه‌چیز را قورت می‌دهد و می‌بلعد، حتّی آزادیِ اندیشیدن را. در چنین جوامعی به‌محضِ این‌که فکر یا کلمه به ابزار تبدیل شد، از «اندیشیدن» در معنایِ واقعیِ آن دست می‌کشیم و عقل به فتیش تبدیل می‌گردد، موجودی جادویی که به‌آسانی پذیرفته می‌شود تا این‌که متفکّرانه تجربه گردد.
اکنون که علم به ما کمک کرده تا بر هیبت و وحشتِ ناشناخته‌هایِ طبیعت چیره شویم، ما برده‌یِ فشارهایِ اجتماعیِ برساخته‌یِ دستانِ خودمان هستیم. وقتی از ما خواسته می‌شود مستقل عمل کنیم، برایِ اسطوره‌ها، سیستم‌ها و مقاماتِ عالی‌رتبه ضجّه می‌زنیم. اگر منظور از روشن‌گری و پیشرفتِ فکری، رهاییِ انسان از اعتقاد به نیروهایِ اهریمنی و شیاطین و پریان، و به سرنوشت و رهایی از ترس است، پس نکوهش و بدگویی از چیزی که درحالِ‌حاضر عقل نامیده می‌شود، بزرگ‌ترین خدمت به آن است.

☠️ ∟ @𝐋𝐞𝐨_𝐒𝐡𝐚𝐚𝐡𝐨𝐯𝐬𝐤𝐲
ْ
👍10
19👍1
Science and Religion pinned «سلسله‌دروسِ: خداشناسی با منطق ریاضیاتی «Mathematical Logic» مدرس: 👤دکتر وحید باقرپور کاشانی. (استاد دانشگاه، دکترای فلسفه غرب از آلمان، دکترای فلسفه اسلامی از دانشگاه فردوسی مشهد و مسلط به زبان آلمانی، انگلیسی و عربی) کانال صراط حق: https://news.1rj.ru/str/seratehagh1…»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ دوم از سلسله کلیپهای تبیین خداباوری و نقد آتئیسم ( مادی و غیرمادی)

👤 ناصر بروجردیان (استاد ریاضیات محض و علوم کامپیوتر دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران)

@ReligionandScience2021
👍19🔥61👎1🕊1
Forwarded from Fanoos | فانوس
🔴🔴 ثبت نام آغاز شد
2⃣ #دومین مدرسه بین المللی خداباوری شریف: شرق و غرب
1_16 شهریور 1401

#دانشگاه_صنعتی_شریف
#مرکز_فلسفه_علم

🟢 سه هفته سخنرانی و درسگفتار
🟢 با حضور:
لیندا زاگزبسکی_ کارا ریچاردسون_ جانیس چیک_ نعیمه پورمحمدی_ ویلیام کریگ_ تیموتی اکانر_ رایان مولینز_ الیور لیمن_ آلفرد میلی_ جان سندرز_ پاول وینگارتنر_ اندرو بیلی_ برندن ریکاباو_ سید حسن حسینی_ ابراهیم آزادگان_ سید نصیر موسویان_ محمد لگنهاوزن_ محمد صالح زارع پور_ مهدی همازاده.

🎯 اخرین مهلت ثبت نام: 25 مرداد 1401
🔖 برای #ثبت_نام و کسب اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه فرمایید:

🌐 http://theismschool.philsci.sharif.ir/fa/خانه/
----------------------------------------
🆔 @theismschool
👍61
📚#معرفی_کتاب
"خدا وجود دارد"
چگونگی تغییر عقیده بزرگترین ملحد/آتئیست جهان،آنتونی فلو

سخنرانی‌ها، مناظره‌ها و کتاب‌های متعدد فلو به عنوان یک استاد فلسفه، همه یک چیز می‌گفت: «خدا وجود ندارد». استدلال‌های او، مورد استفاده متفکران الحادگرای بسیاری بود، تا اینکه او رسما اعلام کرد که به وجود خدا باور پیدا کرده و کتابی که پیش از آن بر رد وجود خدا با عنوان «خدا و فلسفه» نوشته بود به تاریخ پیوسته است. در حالی که خداباوران و الحادگرایان از این خبر حیرت زده شده بودند، او گفت که اتفاق مهمی نیفتاده؛ از آنجا که همیشه پیرو دلیل بوده، اکنون پیشرفت‌های اخیر علمی دلایل محکمی برای وجود خدا فراهم آورده است. پس از آن، فلو در حالی که رسانه‌ها به نقل از او جمله «من اشتباه کردم» را تیتر کرده بودند اظهار داشت: از آنجا که اشخاصی، تحت تاثیر افکار من به گمراهی افتاده‌اند، بدین وسیله می‌خواهم زیان عظیمی را که ممکن است به آنها زده باشم جبران کنم».

@ReligionandScience2021
👍192👏1
Scientific_Truths_in_The_Quran (1).pdf
4.5 MB
Scientific_Truths_in_The_Quran.pdf
#مقاله


@ReligionandScience2021
👏4👍1👎1
🔰 "طبیعت‌گرایی؛ چیستی و چالش‌ها" منتشر شد.

• طبیعت‌گرایی را باید جهان‌بینی فضای علم‌گرای معاصر دانست. کتاب، پرداختی است به روز و انتقادی از سوی پژوهشگران جوان آشنا با علم و فلسفه‌ی جدید به آموزه‌ی طبیعت‌گرایی. این کتاب در ۲۴۸ صفحه و از سوی انتشارات دانشگاه صنعتی شریف در تیر ماه ۱۴۰۱ منتشر شده است.

⚠️ برای تهیه کتاب می‌توانید به آدرس زیر مراجعه کنید: ⬇️
https://book.sharif.ir/user/getDocInfo/455

—————————
🆔️
@PhilSharif
👏1
انجمن علمی فلسفه علم شریف
🔰 "طبیعت‌گرایی؛ چیستی و چالش‌ها" منتشر شد. • طبیعت‌گرایی را باید جهان‌بینی فضای علم‌گرای معاصر دانست. کتاب، پرداختی است به روز و انتقادی از سوی پژوهشگران جوان آشنا با علم و فلسفه‌ی جدید به آموزه‌ی طبیعت‌گرایی. این کتاب در ۲۴۸ صفحه و از سوی انتشارات دانشگاه…
قسمتی از ابتدای کتاب با عنوان "سخن دبیر" نوشته نیما #نریمانی (دانش آموخته دکتری فلسفه دین، دانشگاه تهران )

اکنون، طبیعت گرایی علمی پرطرفدارترین دیدگاه در جامعه دانشگاهی علمی - فلسفی انگلیسی زبان است، به گونه ای که شاید بیراه نباشد آن را جهان بینی غالب پژوهشهای علمی - فلسفی معاصر به شمار آوریم. بر پایه این آموزه، در سطح هستی شناختی، تنها امور طبیعی واقعیت دارند و هر امر غیرطبیعی همچون خداوند، روح (نفس مجرد انسانی)، فرشتگان و مانند اینها وجود ندارد. اما، در سطح معرفتی و روش شناختی، این دیدگاه بر این باور است که تنها راه اعتمادپذیر برای شناخت جهان نیز روش علمی است و در تبیین های علمی و فلسفی، تنها باید به امور طبیعی برآمده از علوم طبیعی بسنده کرد. این نگاه، اگرچه در وهله نخست عمیقا در تضاد و تعارض با نگاه دینی به جهان است، اما در گام بعد، بسیار چالش انگیزتر و در تضاد و تعارض با بسیاری از وجدانیات و باورهای انسانی قرار می گیرد. به بیان دیگر، طبیعت گرایی نه تنها با باورهای اساسی دینی همچون خداباوری در تعارض کامل است، بلکه با بسیاری از باورهای وجدانی و عام انسانی نیز دچار چالش و تعارض است، که این تعارض دوم محور بسیاری از مباحث روز فلسفی و علمی ناظر به انسان و جهان است.

این کتاب، در واقع، پرداختی انتقادی و کاملا روزآمد به طبیعت گرایی از دیدگاه فلسفی بر پایه آخرین بحثها و استدلال هایی است که فیلسوفان برجسته معاصر طرح کرده اند. در این کتاب، از پنج منظر به نقد و ارزیابی طبیعت گرایی پرداخته می شود. هر یک از گفتارهای کتاب از سوی یکی از پژوهشگرانی در داخل کشور نگاشته شده که فعالیت پژوهشی وی در سالیان اخیر روی این موضوع متمرکز بوده است. در خلال بخشهای گوناگون کتاب، خواننده در می یابد که اگرچه طبیعت گرایی اکنون دیدگاه رایجی در میان بسیاری از فیلسوفان تحلیلی و دانشمندان علوم تجربی است، اما دچار مشکلات اساسی است و از این رهگذر پس از مطالعه کتاب، راه برای انتخاب نگاههای غیر طبیعت گرایانه هموارتر خواهد شد.
گفتارهای کتاب، صورت مکتوب، گسترش یافته و آراسته شده پنج ارائه است که از میان ارائه های مدرسه تابستانه نقد طبیعت گرایی انتخاب شده و از سوی ارائه دهندگان آنها برای انتشار در این مجموعه، مستقلا نگاشته شده است. همچنین، برای استفاده بهتر خوانندگان، پیشگفتاری درباره نسبت فلسفه تحلیلی معاصر و طبیعت گرایی برای این کتاب تدوین شده است.

مخاطب کتاب حاضر، علاوه بر آشنایان فلسفه تحلیلی معاصر، همه کسانی هستند که با یافته های علم تجربی جدید آشنایی جدی دارند و به طور ویژه، عموم دانشجویان و دانش آموختگان رشته های علوم پایه، فنی - مهندسی پزشکی و حوزه های تجربی - رفتاری علوم انسانی را شامل میشود.

@ReligionandScience2021
6👍1
🧣 زنان، فرگشت و تجاوزِ جنسی!
✍️ لئو شاهوفسکی

من
سابقاً بر این باور بودم داروین (Darwin) انسانی نبوده که «بقایِ شایسته‌ترین به‌هرقیمتی» را تئوریزه کرده باشد، امّا با مطالعه‌یِ کتابِ او با نامِ "The Descent of Man" [=تبارِ انسان] و سایرِ آثارِ هم‌کیشانش دریافتم «تجاوزگری» خوی‌وخصلتِ بنیادینِ سیستمِ دگرگشتی‌ست که حتّی خودِ داروین هم نتوانسته از آن حاشا کند و به‌همین‌رو بوده در آثارش پیوسته زنان را «عقب‌افتاده» و «بهتر از سگ» و «دست‌مایه‌یِ سرگرمی» می‌داند و بومیانِ استرالیایی و سرخ‌پوستانِ آمریکایی و هندی‌ها و قفقازی‌ها و آفریقایی‌ها و ملّت‌هایِ رنگین‌پوست و غیرِاروپایی را حیواناتی "Savage" [=وحشی] می‌خواند که باید تحتِ فرمانِ سفیدپوستان درآیند.
مطالعه‌یِ آثارِ طبیعت‌دانانِ مادّی‌گرا باعث شد به این واقعیّت دست یابم که «غارتگری» و «تجاوزگری» باید اساسِ باورِ دگرگشت‌باوران باشد و کسانی که خصائلِ وحشی‌گرانه‌ای را که در جریانِ "Natural Selection" [=انتخابِ طبیعی] سازوکاری روبه‌جلو ایفا می‌کند برنمی‌تابند، بنیادِ باورشان را از رویِ نادانی انکار می‌کنند یا افرادی مزوّرند که از روشدنِ حقائق بیمناکند.
بر مبنایِ مکانیسمِ «اخلاقِ تکاملی» که امروزه دیدگاهِ غالبِ آکادمیک و زیست‌شناسی است، این «فشارِ طبیعت» و «تغییراتِ آب‌وهوایی» است که ژنوتایپ و فنوتایپ [=ویژگی‌ها و صفات] و حتّی اسکلت‌بندی و ریخت‌گریِ ما را تعیین می‌کند! بنابراین اگر ما بر اساسِ دگرگشت در شرایطِ زیستیِ مشابهی با حیوانات قرار داشتیم، چون فشارِ جبریِ طبیعت اخلاقِ ما را تعیین کرده بابتِ هیچ‌یک از خلق‌وخوهای‌مان مسؤول نبودیم؛ مگس‌هایِ نرِ خانگی یا "Male Houseflies" با دیدنِ هاگِ روییده در بدنِ مگسِ ماده‌یِ مُرده، به مگسِ مُرده تجاوز می‌کنند که اصطلاحاً آن‌را نکروفیلیا می‌نامند. کوسه‌پرستار (Nurse Shark) برایِ مقاربتِ جنسی به پارتنرش تجاوز می‌کند. حیواناتِ انبوهی اعم از گوریل‌ها و موش‌هایِ صحرایی و خرس‌ها و عنکبوت‌ها و سگ‌ها بچّه‌هایِ خود را می‌خورند. در جامعه‌یِ زنبورها، ملکه‌هایِ دختر برایِ مصلحتِ جامعه‌یِ بزرگ‌تر کُشته می‌شوند. همه‌یِ این‌ها نشان می‌دهد که اگر ما به‌جایِ انسانْ مگس یا کوسه‌پرستار یا زنبور می‌شدیم، تجاوزِ جنسی و کشتارِ زنان غیرِاخلاقی نبود!
یک انسان باید چقدر از خِرَد دور باشد که بپندارد «فشارِ طبیعی» [=Natural Pressure] و تغییراتِ کلیماتیک [=اقلیمی] و اکولوژیکال [=زیست‌محیطی] به‌طرزِ ماهیّت‌گرایانه به «خوب و بد» اهمّیّت می‌داده است! این یک حقیقتِ ثابت و آشکار است دگرگشت سیستمی‌ست که به‌ما می‌آموزد تجاوزِ جنسی پدیده‌ای "Natural" [=طبیعی] است که در آن بینِ قربانی و جلّاد هیچ تفاوتی وجود ندارد.
رندی تورنهیل (Randy Thornhill) و کریگ پالمر (Craig Palmer) در کتابِ "A Natural History of Rape" با صداقتی غیرِمنتظره می‌گویند تجاوزِ جنسی پروسه‌ای طبیعی مانندِ ظاهرشدنِ خالِ پلنگ‌ها در فرایندِ دگرگشتی‌ست! این دو نویسنده معتقدند زنانی که نمی‌توانند تجاوزِ جنسی را مبنایی طبیعی در نظر بگیرند، به‌طورِ وحشتناکی در فقرِ علمی به‌سر می‌برند!
صداقت و شجاعتِ این دو نویسنده‌یِ دگرگشت‌گرا در بیانِ افکارِ دگرگشتی کم‌نظیر است و حقیقت هم همین است که «تجاوزِ جنسی» و «تجاوزِ جنگی» و «تجاوز به مالکیّتِ خصوصی» و هرنوع تجاوزِ دیگری را اگر به طبیعت اصالت دهیم، کاملاً مسیری دگرگشتی برایِ بقایِ ژن‌هاست چنان‌که در تجاوزِ جنسی مردانِ جوان نطفه‌یِ خود را در خانم‌هایی می‌کارند که امیدِ باروری و برومندی در آنان زیاد است و چون این خانم‌ها از مسیرِ آسان تن به معاشرتِ جنسی نمی‌دهند، در نتیجه با تجاوزِ جنسی قربانی می‌شوند تا عالیجنابانی از مردان میوه‌یِ خود را در زمینی که متعلّق به آنان نیست با اجبار بکارند.
در واقع کسی که بنیادِ باورهایش را از طریقِ دگرگشت پذیرفته است، حتّی اگر دوست نداشته باشد باز هم نمی‌تواند عیناً و مطلقاً تفاوتی بینِ «تجاوز» و «مهربانی» ذکر کند، چون طبیعت با نوعِ واکنشِ ما در جهتِ مطابقت با محیط درخواستِ هماهنگی می‌دهد نه با بهترین و گزیده‌ترین رفتارِ ما، بنابراین زنان با مکانیزمِ دگرگشتی چیزی جز ابزاری برایِ تجاوز و سواری‌دادن و ژن‌سازی و تولیدِمثل نیستند و آن‌ها قربانیِ ژن‌هایِ خودخواهی‌اند که هیچ ارزشِ ذاتی‌ای جز جاده‌صاف‌کنِ ژن‌ها ندارند.
در نهایت اگر موادِّ فیزیکال و خودبنیادِ فرمیون‌ها و بوزون‌ها و جهانِ کوانتیده‌یِ ذرّاتْ همه‌یِ حقائق را اثبات کند، هیچ هدف و ارزشی در زندگی مطلق نیست، حتّی «کُشتنِ کودکان» و «برده‌داری» و «آتش‌زدنِ انسان‌ها در کوره‌هایِ آتش»، زیرا با فیلتریشنِ محیطِ فرارونده‌یِ کورِ طبیعت، بزرگ‌ترین مبنایِ ما تلاش برایِ سازگاری با محیط است، نه ره‌آوردهایِ مثبتِ اخلاقی و انسانی!

🎣 ∟ @𝐋𝐞𝐨_𝐒𝐡𝐚𝐚𝐡𝐨𝐯𝐬𝐤𝐲
ْ
👍15👏3😢21
18👍3
علیت معکوس (Retrocausality ) در تاریخ

اگر رتروکاوزالیتی یعنی تقدم زمانی معلول بر علت، در تئوری کوانتوم هم برقرار نباشد در تاریخ رابطه دین و علم حتما برقرار است!

از خداناباور مخالف دین تا مسلمان دوآتشه، خوانده‌ایم و شنیده‌ایم:
《در اروپای دوره رنسانس فاصله گرفتن از دین زمینه‌ساز انقلاب علمی شد.》

در واقع بر این اساس فاصله گرفتن از دین علت و انقلاب علمی معلول بوده است. البته مسلمان مورد اشاره ما به گزاره فوق بعد از کلمه دین، کلمه مسیحیت (البته بنا به احتیاج واجب، مسیحیت تحریف شده ) را هم اضافه می‌کند بخیال اینکه در این میانه از این نمد کلاهی برای اسلام درست کند.

به چند اسکن از کتاب "در تبیین جهان، کنکاشی در پیشرفت و تکوین علوم جدید" نوشته استیون واینبرگ، فیزیکدان برنده جایزه نوبل (ترجمه یاشار مجتهدزاده و امیرنظام امیری ) توجه نمایید. (لطفا به تاریخ‌ها دقت کنید )

حتما دقت خواهید کرد که لازم است یا
الف) به علیت معکوس تاریخی باور داشته باشیم.
یا
ب) ۱- در پذیرش ادعاهای تاریخی در مورد روابط علّی، احتیاط و دقت بیشتری بخرج دهیم و ۲- با پیچیدگی الزامات استنتاج تجربی رابطه علّی بین متغیرها آشنا باشیم و ۳- بی‌انصاف نباشیم.

⬇️ ⬇️ ⬇️


@ReligionandScience2021
👍6👎1
👍3
👍4
👍5
تلقی_واقع‌گرایانه_از_مکانیک_کوانتومی،_سعید_معص.pdf
321 KB
فلسفه علم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی سال ششم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۱۳۹۵، ۱۰۷ - ۱۳۹


تلقی واقع گرایانه از مکانیک کوانتومی
سعید معصومی

چکیده: در این مقاله با بررسی مواضعی که در آنها به نظر می رسد مکانیک کوانتومی با آموزه واقع گرایی در تعارض باشد، نشان خواهیم داد که با اتخاذ موضع واقع گرایانه ای که اکنون بیشتر فلاسفه علم در مورد مفهوم واقع گرایی علمی دارند می توان تلقی واقع گرایانه از مکانیک کوانتومی داشت. با توجه به ادبیات علمی و فلسفی در مورد مکانیک کوانتومی می توان سه نوع واقع گرایی علمی را از هم باز شناسی کرد و بر اساس این تمایز نشان داده خواهد شد که آنچه به عنوان تعارض میان واقع گرایی و مکانیک کوانتومی شناخته می شود بر اساس تعاریف دوم و سوم واقع گرایی است.

کلمات کلیدی: واقع گرایی علمی، مکانیک کوانتومی، نظریه های علمی، مشاهده پذیر، مقدار.


@ReligionandScience2021
👍2