Science and Religion
آقای زئوس ! قبل از جواب دادن به کلیپ شما ، یک گلایه داریم: چرا آن همه استدلالهایی که راجب اصل عدم قطعیت برای جفت اندازه ی انرژی−زمان ∆E . ∆t ≥ ℏ/2 و وجود مقدار کمینه ای انرژی در حالت (ZPE) یا《Zero Point Energy 》و استدلالهای دیگر ما را "تقطیع" کردید و…
همان طور که گفتیم ، اصل بقای انرژی را میتوان با استفاده از اصل یا تئورم (Noether) اثبات کرد ( نتیجه time translational symmetry ). این تئورم با استفاده از این فکت علمی که قوانین هستی در طول زمان عوض نمی شود به این نتیجه می رسد. این اصل این معنا را میدهد که ما ماشینی نخواهیم داشت که بدون انرژی از بیرون بتواند مولد انرژی باشد. این ماشین را در انگلیسی《perpetual motion machine》میگویند.
حالا اگر سیستمهای ما متقارن نباشند《not time translation symmetry》 اصل پایستگی انرژی نقض میشود. پروفسور ادوارد ویتن "Edward Witten" را که همه میشناسید ، فیزیکدانها او را انیشتین فیزیک نظری میدانند و ایشان در مقاله شماره (1) نشان داد که در نسبیت عام اصل پایستگی قابل دفاع نیست. البته شان کارول هم این مسئله را بارها توضیح داده است.
اصل پایستگی تنها در نسبیت عام نقض نمیشود بلکه در《time crystal》در فیزیک ماده فشرده《condensed》هم نقض میشود. (2،3،4,5).
منابع: (References) 👇🏼👇🏼
1_ Witten, Edward (1981). "A new proof of the positive energy theorem" (PDF). Communications in Mathematical Physics. 80 (3): 381–402. Bibcode:1981CMaPh..80..381W. doi:10.1007/BF01208277. ISSN 0010-3616. S2CID 1035111. Archived from the original (PDF) on 25 November 2016. Retrieved 12 December 2017.
2_ Grossman, Lisa (18 January 2012). "Death-defying time crystal could outlast the universe". newscientist.com. New Scientist. Archived from the original on 2 February 2017.
3_ Cowen, Ron (27 February 2012). ""Time Crystals" Could Be a Legitimate Form of Perpetual Motion". scientificamerican.com. Scientific American. Archived from the original on 2 February 2017.
4_ Powell, Devin (2013). "Can matter cycle through shapes eternally?". Nature. doi:10.1038/nature.2013.13657. ISSN 1476-4687. S2CID 181223762. Archived from the original on 3 February 2017.
5_ Gibney, Elizabeth (2017). "The quest to crystallize time". Nature. 543 (7644): 164–166. Bibcode:2017Natur.543..164G. doi:10.1038/543164a. ISSN 0028-0836. PMID 28277535. S2CID 4460265. Archived from the original on 13 March 2017.
________________________________
نتیجه:
اصل پایستگی انرژی یک اصل عهد بوق است که فقط در مورد سیستمهای کوچک فیزیکی و (finite) دقیق است و جوابی معقول در سطح سیستمهای ایزوله و بسته را میدهد اما جوابگوی سیستمهای عظیم مثال کهکشانها نیست ، بخصوص در زمانی مثل (Big Bang) که اصلاً ما شناخت دقیق و علمی از فیزیک آن لحظه بخصوص ترکیب گرانش کوانتومی یا ( Quantum gravity ) با 3 نیروی دیگر را نمیدانیم. حالا به این مجهول ، ماده ی تاریک و گسترش یا انبساط سریع هستی را هم اضافه کنید ! بنابراین شما معجونی ناشناخته با فیزیکی ناشناخته را با هم مخلوط کرده اید و حالا سعی کنید با اصل پایستگی انرژی عهد عتیق معما را حل کنید که البته نمیتوانید. در این جا فیزیک جواب ندارد. برخی فیزیکدانها همچون شان کارول معروف که آتئیست هم هست ( Sean Carroll ) مینویسد:
اصل پایستگی انرژی وقتی پای انبساط فضا-مکان وسط کشیده میشود عمل کرد ندارد.
@ReligionandScience2021
حالا اگر سیستمهای ما متقارن نباشند《not time translation symmetry》 اصل پایستگی انرژی نقض میشود. پروفسور ادوارد ویتن "Edward Witten" را که همه میشناسید ، فیزیکدانها او را انیشتین فیزیک نظری میدانند و ایشان در مقاله شماره (1) نشان داد که در نسبیت عام اصل پایستگی قابل دفاع نیست. البته شان کارول هم این مسئله را بارها توضیح داده است.
اصل پایستگی تنها در نسبیت عام نقض نمیشود بلکه در《time crystal》در فیزیک ماده فشرده《condensed》هم نقض میشود. (2،3،4,5).
منابع: (References) 👇🏼👇🏼
1_ Witten, Edward (1981). "A new proof of the positive energy theorem" (PDF). Communications in Mathematical Physics. 80 (3): 381–402. Bibcode:1981CMaPh..80..381W. doi:10.1007/BF01208277. ISSN 0010-3616. S2CID 1035111. Archived from the original (PDF) on 25 November 2016. Retrieved 12 December 2017.
2_ Grossman, Lisa (18 January 2012). "Death-defying time crystal could outlast the universe". newscientist.com. New Scientist. Archived from the original on 2 February 2017.
3_ Cowen, Ron (27 February 2012). ""Time Crystals" Could Be a Legitimate Form of Perpetual Motion". scientificamerican.com. Scientific American. Archived from the original on 2 February 2017.
4_ Powell, Devin (2013). "Can matter cycle through shapes eternally?". Nature. doi:10.1038/nature.2013.13657. ISSN 1476-4687. S2CID 181223762. Archived from the original on 3 February 2017.
5_ Gibney, Elizabeth (2017). "The quest to crystallize time". Nature. 543 (7644): 164–166. Bibcode:2017Natur.543..164G. doi:10.1038/543164a. ISSN 0028-0836. PMID 28277535. S2CID 4460265. Archived from the original on 13 March 2017.
________________________________
نتیجه:
اصل پایستگی انرژی یک اصل عهد بوق است که فقط در مورد سیستمهای کوچک فیزیکی و (finite) دقیق است و جوابی معقول در سطح سیستمهای ایزوله و بسته را میدهد اما جوابگوی سیستمهای عظیم مثال کهکشانها نیست ، بخصوص در زمانی مثل (Big Bang) که اصلاً ما شناخت دقیق و علمی از فیزیک آن لحظه بخصوص ترکیب گرانش کوانتومی یا ( Quantum gravity ) با 3 نیروی دیگر را نمیدانیم. حالا به این مجهول ، ماده ی تاریک و گسترش یا انبساط سریع هستی را هم اضافه کنید ! بنابراین شما معجونی ناشناخته با فیزیکی ناشناخته را با هم مخلوط کرده اید و حالا سعی کنید با اصل پایستگی انرژی عهد عتیق معما را حل کنید که البته نمیتوانید. در این جا فیزیک جواب ندارد. برخی فیزیکدانها همچون شان کارول معروف که آتئیست هم هست ( Sean Carroll ) مینویسد:
اصل پایستگی انرژی وقتی پای انبساط فضا-مکان وسط کشیده میشود عمل کرد ندارد.
@ReligionandScience2021
Time translation symmetry.
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Time_translation_symmetry
@ReligionandScience2021
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Time_translation_symmetry
@ReligionandScience2021
Time Crystals Are (Not) Interesting.
https://www.space.com/38100-the-significance-of-time-crystals.html
@ReligionandScience2021
https://www.space.com/38100-the-significance-of-time-crystals.html
@ReligionandScience2021
Total energy must be conserved. Every student of physics learns this fundamental law. The trouble is, it does not apply to the universe as a whole.
کل انرژی باید پایسته بماند هر دانش آموزی که فیزیک میخواند باید این قانون بنیادین را بداند اما دشواری در آنجاست ⇐این قانون قابل اعمال به کل جهان نیست⇒!
Does the Universe Violate the Laws of Thermodynamics?
https://www.scientificamerican.com/article/does-the-universe-violate-the-laws-of-thermodynamics/
استیون هاوکینگ:
At this time, the Big Bang, all the matter in the universe, would have been on top of itself. The density would have been infinite. It would have been what is called, a singularity. At a singularity, all the laws of physics would have broken down. This means that the state of the universe, after the Big Bang, will not depend on anything that may have happened before, because the deterministic laws that govern the universe will break down in the Big Bang. The universe will evolve from the Big Bang, completely independently of what it was like before. Even the amount of matter in the universe, can be different to what it was before the Big Bang, as the Law of Conservation of Matter, will break down at the Big Bang.
در این زمان تمام ماده در جهان در درون خود و در یک تراکم بینهایت بودند که به آن تکینگی میگویند. در حالت تکینگی تمام قوانین فیزیک شکسته میشود این بدان معنا است که وقایع بعد از بیگ بنگ به هیچ چیزی قبل از آن مرتبط نمیشود زیرا قوانین اجباری که بر هستی حکمرانی میکنند در بیگ بنگ نابود میشوند. جهانی که از بیگ بنگ بیرون جهیده است کاملا مجزا از وضعیت قبل آن بوده است حتی مقدار ماده بعد از بیگ بنگ میتواند متفاوت از مقدار ان قبل از بیگ بنگ می باشد ⇐زیرا قانون بقای ماده در هنگام بیگ بنگ از بین میرود.⇒
ACADEMIC LECTURES
THE BEGINNING OF TIME
1996
https://www.hawking.org.uk/in-words/lectures/the-beginning-of-time
@ReligionandScience2021
کل انرژی باید پایسته بماند هر دانش آموزی که فیزیک میخواند باید این قانون بنیادین را بداند اما دشواری در آنجاست ⇐این قانون قابل اعمال به کل جهان نیست⇒!
Does the Universe Violate the Laws of Thermodynamics?
https://www.scientificamerican.com/article/does-the-universe-violate-the-laws-of-thermodynamics/
استیون هاوکینگ:
At this time, the Big Bang, all the matter in the universe, would have been on top of itself. The density would have been infinite. It would have been what is called, a singularity. At a singularity, all the laws of physics would have broken down. This means that the state of the universe, after the Big Bang, will not depend on anything that may have happened before, because the deterministic laws that govern the universe will break down in the Big Bang. The universe will evolve from the Big Bang, completely independently of what it was like before. Even the amount of matter in the universe, can be different to what it was before the Big Bang, as the Law of Conservation of Matter, will break down at the Big Bang.
در این زمان تمام ماده در جهان در درون خود و در یک تراکم بینهایت بودند که به آن تکینگی میگویند. در حالت تکینگی تمام قوانین فیزیک شکسته میشود این بدان معنا است که وقایع بعد از بیگ بنگ به هیچ چیزی قبل از آن مرتبط نمیشود زیرا قوانین اجباری که بر هستی حکمرانی میکنند در بیگ بنگ نابود میشوند. جهانی که از بیگ بنگ بیرون جهیده است کاملا مجزا از وضعیت قبل آن بوده است حتی مقدار ماده بعد از بیگ بنگ میتواند متفاوت از مقدار ان قبل از بیگ بنگ می باشد ⇐زیرا قانون بقای ماده در هنگام بیگ بنگ از بین میرود.⇒
ACADEMIC LECTURES
THE BEGINNING OF TIME
1996
https://www.hawking.org.uk/in-words/lectures/the-beginning-of-time
@ReligionandScience2021
Scientific American
Does the Universe Violate the Laws of Thermodynamics?
Total energy must be conserved. Every student of physics learns this fundamental law. The trouble is, it does not apply to the universe as a whole
سلسله کتابها برای مطالعه ی فلسفه ذهن و علوم شناختی:
اگر به انگلیسی مسلط هستید کتابهای زیر را میتوانید به ترتیب تهیه و مطالعه بفرمایید:
1_ کتاب (Philosophy of mind)
اثر "Jeagwon Kim" نقطه شروع خوبی است.
2_ کتاب (The Mechanical Mind)
اثر "Tim crane" که در مجموع جغرافیای مباحث را در سطح مقدماتی پوشش میدهد.
3_ کتاب (The Character of Consciousness)
اثر دیوید چالمرز برای ورود تخصصي تر به بحث اگاهی.
4_ کتاب مجموعه مقالات (Mental Causation) به همت "John Hill" و کتابچه ی (Mind in a Physical World) از "Jeagwon Kim" برای ورود تخصصي تر به بحث علیت ذهنی.
5_ کتاب (Intentionality) اثر "John Searl" { انتشارات دانشگاه کمبریج }
و کتاب (Metal Content) اثر "Collin McGinn" { انتشارات دانشگاه آکسفورد }
برای ورود به بحث هوش مصنوعی هم بخش فلسفه از هندبوک کمبریج
(The Cambridge. Handbook of Artificial Intelligence.)
جهت ورود به فلسفه علوم شناختی هم کتاب (Cognitive Science) از سری کتابهای (Contemporary Debates in Philosophy) اثر "Robert Stainton" { انتشارات بلک ول }
کلاً در ابتدای هر عنوان بحث فلسفه ی ذهن ، مراجعه به دیکشنری آنلاین استنفورد نیر برای شناخت جغرافیا، پیشینه و پیشرفت بحث و همچنین آشنایی با منابع و دیدگاه های مهم آن بحث خوب است.
اما اگر ناگزیر مجبورید صرفاً از منابع فارسی استفاده کنید ، شروع با کتاب《نظریه های مادی انگارانه ی ذهن》اثر دکتر همتی مقدم و صبوحی، سپس کتاب《درآمدی بر فلسفه ذهن》نوشته کیت مسلین و ترجمه دکتر مهدی ذاکری. سپس کتابهای مجموعه مقالات کلاسیک درحوزه ی ارتباط ذهن-بدن که توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شده《به ترتیب: کتاب نظریه های دوگانه انگاری، کتاب نظریه این همانی، کتاب نظریه کارکردگرایی ، کتاب نفس در فلسفه مشاء و حکمت متعالیه》سپس کتاب《ده مسئله ی آگاهي 》اثر مایکل تای و ترجمه یاسر اسماعیل پور. این نکته هم بسیار مهم است که به طور کلی مباحث فلسفه ذهن، درون بافتار فلسفه ی تحلیلی و کاملا مرتبط با مباحث فلسفه زبان و متافیزیک تحلیلی ووو... است و بدون آشنایی با آنها ، نقص و اختلال در فهم مباحث رُخ خواهد داد.
👤Dr. Mahdi Homazade Abyane
@PhilMind
@ReligionandScience2021
اگر به انگلیسی مسلط هستید کتابهای زیر را میتوانید به ترتیب تهیه و مطالعه بفرمایید:
1_ کتاب (Philosophy of mind)
اثر "Jeagwon Kim" نقطه شروع خوبی است.
2_ کتاب (The Mechanical Mind)
اثر "Tim crane" که در مجموع جغرافیای مباحث را در سطح مقدماتی پوشش میدهد.
3_ کتاب (The Character of Consciousness)
اثر دیوید چالمرز برای ورود تخصصي تر به بحث اگاهی.
4_ کتاب مجموعه مقالات (Mental Causation) به همت "John Hill" و کتابچه ی (Mind in a Physical World) از "Jeagwon Kim" برای ورود تخصصي تر به بحث علیت ذهنی.
5_ کتاب (Intentionality) اثر "John Searl" { انتشارات دانشگاه کمبریج }
و کتاب (Metal Content) اثر "Collin McGinn" { انتشارات دانشگاه آکسفورد }
برای ورود به بحث هوش مصنوعی هم بخش فلسفه از هندبوک کمبریج
(The Cambridge. Handbook of Artificial Intelligence.)
جهت ورود به فلسفه علوم شناختی هم کتاب (Cognitive Science) از سری کتابهای (Contemporary Debates in Philosophy) اثر "Robert Stainton" { انتشارات بلک ول }
کلاً در ابتدای هر عنوان بحث فلسفه ی ذهن ، مراجعه به دیکشنری آنلاین استنفورد نیر برای شناخت جغرافیا، پیشینه و پیشرفت بحث و همچنین آشنایی با منابع و دیدگاه های مهم آن بحث خوب است.
اما اگر ناگزیر مجبورید صرفاً از منابع فارسی استفاده کنید ، شروع با کتاب《نظریه های مادی انگارانه ی ذهن》اثر دکتر همتی مقدم و صبوحی، سپس کتاب《درآمدی بر فلسفه ذهن》نوشته کیت مسلین و ترجمه دکتر مهدی ذاکری. سپس کتابهای مجموعه مقالات کلاسیک درحوزه ی ارتباط ذهن-بدن که توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شده《به ترتیب: کتاب نظریه های دوگانه انگاری، کتاب نظریه این همانی، کتاب نظریه کارکردگرایی ، کتاب نفس در فلسفه مشاء و حکمت متعالیه》سپس کتاب《ده مسئله ی آگاهي 》اثر مایکل تای و ترجمه یاسر اسماعیل پور. این نکته هم بسیار مهم است که به طور کلی مباحث فلسفه ذهن، درون بافتار فلسفه ی تحلیلی و کاملا مرتبط با مباحث فلسفه زبان و متافیزیک تحلیلی ووو... است و بدون آشنایی با آنها ، نقص و اختلال در فهم مباحث رُخ خواهد داد.
👤Dr. Mahdi Homazade Abyane
@PhilMind
@ReligionandScience2021
👍2
اصل بقاء اطلاعات چه میگوید؟
اطلاعات منبع دارد و ناگهان ، بدون منبع پیدا نمیشوند همچون اصل بقای انرژی و تکانه (Momentum) در فیزیک. این اصل در فیزیک کوانتمی بیشتر مشهود است.
در فیزیک کلاسیک اطلاعات میتواند کپی (Copy) و پاک (Delete) بشود.
اما بر طبق《No hiding theorem》 در فیزیک کوانتوم، اطلاعات نمی توانند ناگهان خلق (Create) و سپس ناپدید (Destroyed) شوند.
این ادعا در سال 2011 توسط《 nuclear magnetic resonance devices》اثبات شده است. تئوری بالا ریشه در دو تئوری بنیادی فیزیک کوآنتومی به نامهای زیر دارد:
1_ The no cloning theorem.
و
2_ The no deleting theorem.
بر اساس (no hiding theorem) اگر اطلاعات در یک سیستم کوانتومی در اثر کنش-واکنشها و فعل-انفعالات با محیط گُم (ناپدید) بشوند، این اطلاعات در یک نقطه دیگری از جهان هستی یا "universe" سر بیرون می آورد !
Experimental Test of Quantum No-Hiding Theorem.
February 2011.ResearchGate.
ایا اطلاعات《Information》 ماهیت فیزیکی دارند ؟
جناب دکتر "Landauer" ادعا دارد که اطلاعات ماهیت فیزیکی دارد زیرا جهت پاک کردن آنها احتیاج به انرژی است ولی آزمایش زیر این ادعا را به چالش میکشد:
Scientists show how to erase information without using energy. By Lisa Zyga , Phys .org
و نشان داده شد که غیرفیزیکی بودن ماهیت اطلاعات نیز مُحتمل است.
Information is not physical.
Robert Alicki. arxiv. org
Computing study refutes famous claim that 'information is physical'. by University of Perugia. Phys .org
Critical Remarks on Landauer’s principle of erasure–
dissipation. Including notes on Maxwell demons and Szilard engines. (PDF, arxiv. org). ResearchGate.
پیامدهای تحقیقات جدید بالا به شرح ذیل است:
1_ پروفسور استورات هامروف (Stuart Hameroff) میگوید اطلاعات کوآنتومی در ریزلوله ها یا میکروتوبولهای مغز (Microtubules) از بین نمیرود و نمی تواند که نابود شود، و همچنین از آنجا که ماهیت متافیریکی دارد می تواند بیرون از بدن به حیات خود ادامه بدهد. او میگوید در حال تجارب نزدیک به مرگ (NDE) یا《Near Death Experience》اطلاعات دوباره به ریزلوله ها یا میکروتوبولها بر میگردد. وی ادامه میدهد که پس از مرگ این اطلاعات کوآنتومی از بین نمی روند.
2_ فیزیکدانی به نام (Andy C. McIntosh) ، در کتاب《Information and Thermodynamics in Living Systems》میگوید:
اطلاعات غیرفیزیکی است و سیستمهای اطلاعاتی و نگه داری اطلاعات در دی-إن-ای (DNA) و موجودات زنده را نمیتوان توسط بیوشیمی و بیوفیزیک تبیین کرد. اطلاعات خارج از ماده و انرژی عمل میکنند.
Excerpt: information is in fact non-material and that the coded information systems (such as, but not restricted to the coding of DNA in all living systems) is not defined at all by the biochemistry or physics of the molecules used to store the data. Rather than matter and energy defining the information sitting on the polymers of life, this approach posits that the reverse is in fact the case. Information has its definition outside the matter and energy on which it sits, and furthermore constrains it to operate in a highly non-equilibrium thermodynamic environment.
👤Dr Rahman Hosseinzade.
@ReligionandScience2021
اطلاعات منبع دارد و ناگهان ، بدون منبع پیدا نمیشوند همچون اصل بقای انرژی و تکانه (Momentum) در فیزیک. این اصل در فیزیک کوانتمی بیشتر مشهود است.
در فیزیک کلاسیک اطلاعات میتواند کپی (Copy) و پاک (Delete) بشود.
اما بر طبق《No hiding theorem》 در فیزیک کوانتوم، اطلاعات نمی توانند ناگهان خلق (Create) و سپس ناپدید (Destroyed) شوند.
این ادعا در سال 2011 توسط《 nuclear magnetic resonance devices》اثبات شده است. تئوری بالا ریشه در دو تئوری بنیادی فیزیک کوآنتومی به نامهای زیر دارد:
1_ The no cloning theorem.
و
2_ The no deleting theorem.
بر اساس (no hiding theorem) اگر اطلاعات در یک سیستم کوانتومی در اثر کنش-واکنشها و فعل-انفعالات با محیط گُم (ناپدید) بشوند، این اطلاعات در یک نقطه دیگری از جهان هستی یا "universe" سر بیرون می آورد !
Experimental Test of Quantum No-Hiding Theorem.
February 2011.ResearchGate.
ایا اطلاعات《Information》 ماهیت فیزیکی دارند ؟
جناب دکتر "Landauer" ادعا دارد که اطلاعات ماهیت فیزیکی دارد زیرا جهت پاک کردن آنها احتیاج به انرژی است ولی آزمایش زیر این ادعا را به چالش میکشد:
Scientists show how to erase information without using energy. By Lisa Zyga , Phys .org
و نشان داده شد که غیرفیزیکی بودن ماهیت اطلاعات نیز مُحتمل است.
Information is not physical.
Robert Alicki. arxiv. org
Computing study refutes famous claim that 'information is physical'. by University of Perugia. Phys .org
Critical Remarks on Landauer’s principle of erasure–
dissipation. Including notes on Maxwell demons and Szilard engines. (PDF, arxiv. org). ResearchGate.
پیامدهای تحقیقات جدید بالا به شرح ذیل است:
1_ پروفسور استورات هامروف (Stuart Hameroff) میگوید اطلاعات کوآنتومی در ریزلوله ها یا میکروتوبولهای مغز (Microtubules) از بین نمیرود و نمی تواند که نابود شود، و همچنین از آنجا که ماهیت متافیریکی دارد می تواند بیرون از بدن به حیات خود ادامه بدهد. او میگوید در حال تجارب نزدیک به مرگ (NDE) یا《Near Death Experience》اطلاعات دوباره به ریزلوله ها یا میکروتوبولها بر میگردد. وی ادامه میدهد که پس از مرگ این اطلاعات کوآنتومی از بین نمی روند.
2_ فیزیکدانی به نام (Andy C. McIntosh) ، در کتاب《Information and Thermodynamics in Living Systems》میگوید:
اطلاعات غیرفیزیکی است و سیستمهای اطلاعاتی و نگه داری اطلاعات در دی-إن-ای (DNA) و موجودات زنده را نمیتوان توسط بیوشیمی و بیوفیزیک تبیین کرد. اطلاعات خارج از ماده و انرژی عمل میکنند.
Excerpt: information is in fact non-material and that the coded information systems (such as, but not restricted to the coding of DNA in all living systems) is not defined at all by the biochemistry or physics of the molecules used to store the data. Rather than matter and energy defining the information sitting on the polymers of life, this approach posits that the reverse is in fact the case. Information has its definition outside the matter and energy on which it sits, and furthermore constrains it to operate in a highly non-equilibrium thermodynamic environment.
👤Dr Rahman Hosseinzade.
@ReligionandScience2021
ResearchGate
(PDF) Experimental Test of Quantum No-Hiding Theorem
PDF | The no-hiding theorem says that if any physical process leads to bleaching of quantum information from the original system, then it must reside in... | Find, read and cite all the research you need on ResearchGate
👍1
Science and Religion
اصل بقاء اطلاعات چه میگوید؟ اطلاعات منبع دارد و ناگهان ، بدون منبع پیدا نمیشوند همچون اصل بقای انرژی و تکانه (Momentum) در فیزیک. این اصل در فیزیک کوانتمی بیشتر مشهود است. در فیزیک کلاسیک اطلاعات میتواند کپی (Copy) و پاک (Delete) بشود. اما بر طبق《No hiding…
لینک ها، مقالات و مدلهای جدید بیشتری از کوانتم فیزیک در رابطه با (NDE) ارائه میکنیم که محققان و متخصصین مطالعات خود را بسط بدهند:
1_
Van Lommel, P. (2013). Non-Local Consciousness: A Concept Based on Scientific Research on NDEs During Cardiac Arrest. Journal of Consciousness Studies
2_
Venselaar, M. (2012). The Physics of Near-Death Experiences: A Five-Phase Theory. Noetic Now Journal
3_
Venselaar, M. (2012). The Physics of Near-Death Experiences: A Five-Phase Theory. Noetic Now Journal
4_
S Hameroff, D Chopra. (2012). The “Quantum Soul”: A Scientific Hypothesis. Exploring Frontiers of the Mind-Brain Relationship
5_
Ratner, J (2012). Radiant Minds: Scientists Explore the Dimensions of Consciousness. NeuroQuantology
6_
E Facco, C Agrillo. Near-Death Experiences Between Science and Prejudice. Frontiers in Human Neuroscience
7_
C Fracasso, H Friedman. (2012). Electromagnetic Aftereffects of NDEs: A Preliminary Report on a Series of Studies Currently Under Way. Journal of Transpersonal Research
8_
JP Jourdan. (2011). Near-Death Experiences and the 5th Dimensional Spatio-Temporal Perspective. Journal of Cosmology
9_
B Greyson. (2011). Cosmological Implications of Near-Death Experiences. Journal of Cosmology
10_
RG Mays, SB Mays. (2011). A Theory of Mind and Brain that Solves the “Hard Problem” of Consciousness. The Center for Consciousness Studies
11_
J Pilotti. (2011). Consciousness and Physics: Towards a Scientific Proof that Consciousness is in Space-Time Beyond The Brain. Journal of Transpersonal Research
12_
GD Belaustegui. (2010). Phenomenology of the Transcendence of Space-time Coordinates: Evidence from Death Announcements. Jung Journal: Culture & Psyche
13_
V Laws, E Perry. (2010). Near Death Experiences: A New Algorithmic Approach to Verifying Consciousness Outside the Brain. NeuroQuantology
14_
K Ray, MK Roy. (2010). A Theoretical Basis for Surges of Electroencephalogram Activity and Vivid Mental Sensation During Near-Death Experience. International Journal of Engineering Science and Technology
15_
D Pratt. (2007). Consciousness, Causality, and Quantum Physics. NeuroQuantology.
16_
P van Lommel. (2006). NDE, Consciousness, and the Brain: A New Concept About the Continuity of Our Consciousness Based on Recent Scientific Research on NDE in Survivors of Cardiac Arrest. World Futures
17_
RA Brian. (2003). What can Elementary Particles Tell Us About the World in Which We Live? NeuroQuantology
18_
TE Beck, JE Colli. (2003). A Quantum Biomechanical Basis for Near-Death Life Reviews. Journal of Near-Death Studies
19_
CR Lundahl, AS Gibson. (2000). Near-Death Studies and Modern Physics. Journal of Near-Death Studies
20_
P Bernstein (2000), Physicist Uses NDEs To Clarify The Nature of Time, Vital Signs, IANDS
21_
Saniga, M. (1999) Geometry of psycho(patho)logical space-times: a clue to resolving the enigma of time?, Noetic Journal 2, 265–273
22_
Saniga, M. (2000) Algebraic geometry: a tool for resolving the enigma of time?, in R. Buccheri, V. Di Gesù and M. Saniga (eds.), Studies on the Structure of Time: From Physics to Psycho(patho)logy, Kluwer Academic/Plenum Publishers, New York, pp. 137–166
@ReligionandScience2021
1_
Van Lommel, P. (2013). Non-Local Consciousness: A Concept Based on Scientific Research on NDEs During Cardiac Arrest. Journal of Consciousness Studies
2_
Venselaar, M. (2012). The Physics of Near-Death Experiences: A Five-Phase Theory. Noetic Now Journal
3_
Venselaar, M. (2012). The Physics of Near-Death Experiences: A Five-Phase Theory. Noetic Now Journal
4_
S Hameroff, D Chopra. (2012). The “Quantum Soul”: A Scientific Hypothesis. Exploring Frontiers of the Mind-Brain Relationship
5_
Ratner, J (2012). Radiant Minds: Scientists Explore the Dimensions of Consciousness. NeuroQuantology
6_
E Facco, C Agrillo. Near-Death Experiences Between Science and Prejudice. Frontiers in Human Neuroscience
7_
C Fracasso, H Friedman. (2012). Electromagnetic Aftereffects of NDEs: A Preliminary Report on a Series of Studies Currently Under Way. Journal of Transpersonal Research
8_
JP Jourdan. (2011). Near-Death Experiences and the 5th Dimensional Spatio-Temporal Perspective. Journal of Cosmology
9_
B Greyson. (2011). Cosmological Implications of Near-Death Experiences. Journal of Cosmology
10_
RG Mays, SB Mays. (2011). A Theory of Mind and Brain that Solves the “Hard Problem” of Consciousness. The Center for Consciousness Studies
11_
J Pilotti. (2011). Consciousness and Physics: Towards a Scientific Proof that Consciousness is in Space-Time Beyond The Brain. Journal of Transpersonal Research
12_
GD Belaustegui. (2010). Phenomenology of the Transcendence of Space-time Coordinates: Evidence from Death Announcements. Jung Journal: Culture & Psyche
13_
V Laws, E Perry. (2010). Near Death Experiences: A New Algorithmic Approach to Verifying Consciousness Outside the Brain. NeuroQuantology
14_
K Ray, MK Roy. (2010). A Theoretical Basis for Surges of Electroencephalogram Activity and Vivid Mental Sensation During Near-Death Experience. International Journal of Engineering Science and Technology
15_
D Pratt. (2007). Consciousness, Causality, and Quantum Physics. NeuroQuantology.
16_
P van Lommel. (2006). NDE, Consciousness, and the Brain: A New Concept About the Continuity of Our Consciousness Based on Recent Scientific Research on NDE in Survivors of Cardiac Arrest. World Futures
17_
RA Brian. (2003). What can Elementary Particles Tell Us About the World in Which We Live? NeuroQuantology
18_
TE Beck, JE Colli. (2003). A Quantum Biomechanical Basis for Near-Death Life Reviews. Journal of Near-Death Studies
19_
CR Lundahl, AS Gibson. (2000). Near-Death Studies and Modern Physics. Journal of Near-Death Studies
20_
P Bernstein (2000), Physicist Uses NDEs To Clarify The Nature of Time, Vital Signs, IANDS
21_
Saniga, M. (1999) Geometry of psycho(patho)logical space-times: a clue to resolving the enigma of time?, Noetic Journal 2, 265–273
22_
Saniga, M. (2000) Algebraic geometry: a tool for resolving the enigma of time?, in R. Buccheri, V. Di Gesù and M. Saniga (eds.), Studies on the Structure of Time: From Physics to Psycho(patho)logy, Kluwer Academic/Plenum Publishers, New York, pp. 137–166
@ReligionandScience2021
ایا اطلاعات بنیادی است؟
Is Information Fundamental?
https://www.pbs.org/wgbh/nova/article/is-information-fundamental/
@ReligionandScience2021
Is Information Fundamental?
https://www.pbs.org/wgbh/nova/article/is-information-fundamental/
@ReligionandScience2021
www.pbs.org
Is Information Fundamental?
Could information be the fundamental "stuff" of the universe?
Science and Religion
پاسخ به منتقدین.pdf
از ریچارد داوکینز که از بزرگان نئوداروینیسم و مورد قبول آتئیستها است در مصاحبه ای در (WBUR BOSTON) در مورد منشا حیات از دیدگاه نئوداروینیزم پرسیده شد و جواب او اینگونه بود:👇🏼
Anyway, a caller asked Dawkins about the Origin of Life.
Dawkins replied that it was “a happy chemical accident.”
ترجمه:
منشا حیات یک حادثه تصادفی است !
در 31 ماه می سال 2019 که حدود یک سال و نیم پیش است در انجمن سلطنتی انگستان با شرکت بسیاری از نئوداروینیستها جایزه ای به مبلغ 10 میلیون پوند جهت حل 2 سوال در نئوداروینیسم قرار گرفت که تا الان هیچ کس این جایزه را نبرده است !
سوال اول:
منشا حیات چگونه است《Origin of life》
سوال دوم:
کدهای ژنتیکی از کجا آمده اند و منشا آنها از کجا است《 Origin of the Genetic Code》
در این جلسه گرد هم آیی نئوداروینیستها با پیشرفت علم در تئوری اطلاعات و مهندسی ژن ها به دنبال جواب دو سوال بالا بودند و ما متن کوتاهی از این جلسه را به ترجمه مفهومی آن مطرح می کنیم:
Origin of Life is the hardest question in science. No one knows how the first cell came about. But there’s a simpler, more fundamental question: Where did the information come from?
ترجمه مفهومی:
منشا حیات سخت ترین سوال در علم است هیچ کس نمی داند اولین سلولها چگونه ظاهر شدند اما سوال مهم تر این است که "منشا اطلاعات" چیست.
Origin of Information (“Abiogenesis”) is the crucial question in the Origin Of Life. It’s also central to evolutionary change. It is the most elemental scientific problem that can be precisely defined.
ترجمه:
منبع اطلاعات یک سوال حیاتی در منشا حیات است و آن مرکز ثقل تغییرات تکاملی است (( که در PDF نئوداروینیسم و تئوری اطلاعات ، مفصل شرح و توضیح داده شده و مشکلات آن را هم مورد بررسی قرار داده اند ))
لینک جلسه را در اختیار دوستان میگزاریم:
Artificial Intelligence + Origin of Life Prize, $10 Million USD
Where did life and the genetic code come from? Can the answer build superior AI? The #1 mystery in science now has a $10 million prize.
www.herox.com/evolution2.0.
یکی از سُخنرانها در این جلسه به بقیه نئوداروینیستها اعلام کرد که این دیدگاه توسط بسیاری از متخصصان مورد حمله قرار گرفته و باید فکری کرد و ایضاً ما وسط یک تحول و تغییر بزرگ قرار گرفته ایم ، همچنین امیدوار بود که یک نفر بتواند به این دو سوال ریشه ای و بنیادی جواب بدهد و جایزه خود را دریافت کند.
پیشنهاد:
ما به آتئیست های مدعی علم در فضای مجازی و غیره پیشنهاد میکنیم که در این مسابقه شرکت کنند و جواب این دو معمای بنیادی را بدهند. خدا را چه دیدید شاید برخی آتئیستهای تلگرام یک فایده ای هم داشتند و توانستند این جایزه را ببرند و تاج گلی بر سر ایران و ایرانیان بزنند البته من گمان میکنم اگر ایشان ثبت نام نکنند بهتر است.
@ReligionandScience2021
Anyway, a caller asked Dawkins about the Origin of Life.
Dawkins replied that it was “a happy chemical accident.”
ترجمه:
منشا حیات یک حادثه تصادفی است !
در 31 ماه می سال 2019 که حدود یک سال و نیم پیش است در انجمن سلطنتی انگستان با شرکت بسیاری از نئوداروینیستها جایزه ای به مبلغ 10 میلیون پوند جهت حل 2 سوال در نئوداروینیسم قرار گرفت که تا الان هیچ کس این جایزه را نبرده است !
سوال اول:
منشا حیات چگونه است《Origin of life》
سوال دوم:
کدهای ژنتیکی از کجا آمده اند و منشا آنها از کجا است《 Origin of the Genetic Code》
در این جلسه گرد هم آیی نئوداروینیستها با پیشرفت علم در تئوری اطلاعات و مهندسی ژن ها به دنبال جواب دو سوال بالا بودند و ما متن کوتاهی از این جلسه را به ترجمه مفهومی آن مطرح می کنیم:
Origin of Life is the hardest question in science. No one knows how the first cell came about. But there’s a simpler, more fundamental question: Where did the information come from?
ترجمه مفهومی:
منشا حیات سخت ترین سوال در علم است هیچ کس نمی داند اولین سلولها چگونه ظاهر شدند اما سوال مهم تر این است که "منشا اطلاعات" چیست.
Origin of Information (“Abiogenesis”) is the crucial question in the Origin Of Life. It’s also central to evolutionary change. It is the most elemental scientific problem that can be precisely defined.
ترجمه:
منبع اطلاعات یک سوال حیاتی در منشا حیات است و آن مرکز ثقل تغییرات تکاملی است (( که در PDF نئوداروینیسم و تئوری اطلاعات ، مفصل شرح و توضیح داده شده و مشکلات آن را هم مورد بررسی قرار داده اند ))
لینک جلسه را در اختیار دوستان میگزاریم:
Artificial Intelligence + Origin of Life Prize, $10 Million USD
Where did life and the genetic code come from? Can the answer build superior AI? The #1 mystery in science now has a $10 million prize.
www.herox.com/evolution2.0.
یکی از سُخنرانها در این جلسه به بقیه نئوداروینیستها اعلام کرد که این دیدگاه توسط بسیاری از متخصصان مورد حمله قرار گرفته و باید فکری کرد و ایضاً ما وسط یک تحول و تغییر بزرگ قرار گرفته ایم ، همچنین امیدوار بود که یک نفر بتواند به این دو سوال ریشه ای و بنیادی جواب بدهد و جایزه خود را دریافت کند.
پیشنهاد:
ما به آتئیست های مدعی علم در فضای مجازی و غیره پیشنهاد میکنیم که در این مسابقه شرکت کنند و جواب این دو معمای بنیادی را بدهند. خدا را چه دیدید شاید برخی آتئیستهای تلگرام یک فایده ای هم داشتند و توانستند این جایزه را ببرند و تاج گلی بر سر ایران و ایرانیان بزنند البته من گمان میکنم اگر ایشان ثبت نام نکنند بهتر است.
@ReligionandScience2021
Herox
Evolution 2.0 AI & Origin of Life Challenge, $10M Prize | HeroX
Where did life and the genetic code come from? Can the answer build superior AI? The #1 mystery in science now has a $10 million prize.
Science and Religion
اصل بقاء اطلاعات چه میگوید؟ اطلاعات منبع دارد و ناگهان ، بدون منبع پیدا نمیشوند همچون اصل بقای انرژی و تکانه (Momentum) در فیزیک. این اصل در فیزیک کوانتمی بیشتر مشهود است. در فیزیک کلاسیک اطلاعات میتواند کپی (Copy) و پاک (Delete) بشود. اما بر طبق《No hiding…
هر سال دو کنفرانس در مورد ماهیت اطلاعات (Information) و نقش آن در هستی و در امریکا انجام میشود که در موارد بالا صحبت اش را میکنند. این برنامه اخرین کنفرانس است.
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
In his 2014 book, Our Mathematical Universe, physicist Max Tegmark boldly claims that “protons, atoms, molecules, cells and stars” are all redundant “baggage.” Only the mathematical apparatus used to describe the behavior of matter is supposedly real, not matter itself. For Tegmark, the universe is a “set of abstract entities with relations between them,” which “can be described in a baggage-independent way”—i.e., without matter. He attributes existence solely to denoscriptions, while incongruously denying the very thing that is described in the first place. Matter is done away with and only information itself is taken to be ultimately real.
This abstract notion, called information realism ....
https://blogs.scientificamerican.com/observations/physics-is-pointing-inexorably-to-mind/
@ReligionandScience2021
This abstract notion, called information realism ....
https://blogs.scientificamerican.com/observations/physics-is-pointing-inexorably-to-mind/
@ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
📚معرفی کتاب:
Our Mathematical Universe My Quest for the Ultimate Nature of Reality by Max Tegmark (z-lib.org) (1).epub
کتاب《Our Mathematical Universe》
یا ( جهانِ ریاضیاتیِ ما )
اثر فیزیکدان و کیهان شناس بزرگ از دانشگاه M.I.T آمریکا ، مکس تگمارک (max tegmark).…
Our Mathematical Universe My Quest for the Ultimate Nature of Reality by Max Tegmark (z-lib.org) (1).epub
کتاب《Our Mathematical Universe》
یا ( جهانِ ریاضیاتیِ ما )
اثر فیزیکدان و کیهان شناس بزرگ از دانشگاه M.I.T آمریکا ، مکس تگمارک (max tegmark).…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترجمه:
👤 دکتر مهدی همازاده ابیانه
دکترای تخصصی فلسفه ذهن، پژوهشکده علوم شناختی و دستیار پژوهش دانشکده فلسفه دانشگاه راتگرز آمریکا (2015_2016).
باز نشر شده از کانال فلسفه ذهن.
@ReligionandScience2021
👤 دکتر مهدی همازاده ابیانه
دکترای تخصصی فلسفه ذهن، پژوهشکده علوم شناختی و دستیار پژوهش دانشکده فلسفه دانشگاه راتگرز آمریکا (2015_2016).
باز نشر شده از کانال فلسفه ذهن.
@ReligionandScience2021
همه جان انگاری، همه روان دار انگاری یا پَن سایکیزم《Panpsychism》دیدگاهی است که ذهنمندی را بنیاد جهان طبیعت و فراگیر در همهجا میداند. این دیدگاه در سنتهای فلسفی شرق و غرب دارای سابقهای طولانی است که اخیراً در "فلسفه تحلیلی" احیا شده است. در ویدیو بالا که توسط دکتر همازاده ترجمه شده، توضیحات بیشتری داده شده است.
پَن سایکیزم برای طرفدارانش یک راه میانهی جذاب بین فیزیکالیسم از یک سو و دوئالیسم از سوی دیگر است.
نگرانی در دوگانه انگاری این بود که تصویری کاملاً مجزا از ذهن و بدن ترسیم میکرد و درک نحوه تعامل متقابل ایندو را مشکل میساخت. فیزیکالیسم هم یک دیدگاه ساده از جهان ارائه میداد که در ارائه تبیینی قانعکننده برای آگاهی انسان و حیوان، با مسئله دشوار مواجه بود.
در این میان نظریاتی ارائه شد که سعی داشتند مزایای هریک از دو دیدگاه فوق را دارا باشند و نواقصشان را نیز جبران کنند.
همه جان انگاری یا پنسایکیسم از جمله این نظریات است.
این دیدگاه هرچند با توصیف قرآنی از وجود آگاهی در هر آن چه روی زمین و آسمانهاست، سازگاری دارد ، اما دیدگاه رایج در فلسفه اسلامی، آگاهی را در انسان و حیوان مُقید ساخته و آیات مذکور را تأویل میبرد.
👤Dr.Mahdi Homazade Abyane
بازنشر شده از کانال فلسفه ذهن.
@ReligionandScience2021
پَن سایکیزم برای طرفدارانش یک راه میانهی جذاب بین فیزیکالیسم از یک سو و دوئالیسم از سوی دیگر است.
نگرانی در دوگانه انگاری این بود که تصویری کاملاً مجزا از ذهن و بدن ترسیم میکرد و درک نحوه تعامل متقابل ایندو را مشکل میساخت. فیزیکالیسم هم یک دیدگاه ساده از جهان ارائه میداد که در ارائه تبیینی قانعکننده برای آگاهی انسان و حیوان، با مسئله دشوار مواجه بود.
در این میان نظریاتی ارائه شد که سعی داشتند مزایای هریک از دو دیدگاه فوق را دارا باشند و نواقصشان را نیز جبران کنند.
همه جان انگاری یا پنسایکیسم از جمله این نظریات است.
این دیدگاه هرچند با توصیف قرآنی از وجود آگاهی در هر آن چه روی زمین و آسمانهاست، سازگاری دارد ، اما دیدگاه رایج در فلسفه اسلامی، آگاهی را در انسان و حیوان مُقید ساخته و آیات مذکور را تأویل میبرد.
👤Dr.Mahdi Homazade Abyane
بازنشر شده از کانال فلسفه ذهن.
@ReligionandScience2021
Telegram
فلسفه ذهن
محتوای تخصصی در حوزه #فلسفه_ذهن معاصر و
فلسفه #علوم_شناختی
توسط:
@M_HMZD
مهدی همازاده ابیانه
عضو هیات علمی موسسه حکمت و فلسفه ایران
با همکاری
هیئت تحریریه
فلسفه #علوم_شناختی
توسط:
@M_HMZD
مهدی همازاده ابیانه
عضو هیات علمی موسسه حکمت و فلسفه ایران
با همکاری
هیئت تحریریه
Consciousness_and_the_double-slit_interference_pat.pdf
1.5 MB
Research Gate:
Consciousness and the double-slit interference pattern: Six experiments.
پیدیاف اصلی 6 آزمایش تکرارپذیر دکتر دین رادین «Dr.Dean Radin» (مهندس برق، روانشناس و پژوهشگر فیزیک تجربی) منتشر شده در سال 2012 راجع به اثرگذاری متغیر و مثبتِ کوچک ولی از نظر آماری قابل توجه #ذهنِ افراد بر ماده در مقیاسهای کوآنتومی (تقلیل تابع موج در آزمایش-دوشکافی). تحقیقات او ترکیبی است از فراروانشناسی و مکانیک کوآنتومی تجربی.
کنفرانسهای پروفسور رادین در تشریح آزمایشات اش:
«Consciousness and the Observer Effect | Dean Radin Ph.D | IONS» YouTube.
New Experiments Show Consciousness Affects Matter ~ Dean Radin, PhD. YouTube.
همچنین بعدها آزمایشات پروفسور رادین و تیم تحقیقاتی متخصص اش در مؤسسه «Institute of Noetic Sciences» [متشکل از عصب شناسان محاسباتی و بالینی، فیزیکدانها، فراروانشناسان و....] توسط دو گروه تحقیقاتی بیطرف و مستقل انجام شده و تأیید شد.
[توسط فیزیکدان نظری آلمانی الاصل پروفسور ولفگنگ بائر (2015) و فیزیکدان تجربی پروفسور گابریل گر (2018)]
به این تلگراف رجوع بفرمایید.
@ReligionandScience2021
Consciousness and the double-slit interference pattern: Six experiments.
پیدیاف اصلی 6 آزمایش تکرارپذیر دکتر دین رادین «Dr.Dean Radin» (مهندس برق، روانشناس و پژوهشگر فیزیک تجربی) منتشر شده در سال 2012 راجع به اثرگذاری متغیر و مثبتِ کوچک ولی از نظر آماری قابل توجه #ذهنِ افراد بر ماده در مقیاسهای کوآنتومی (تقلیل تابع موج در آزمایش-دوشکافی). تحقیقات او ترکیبی است از فراروانشناسی و مکانیک کوآنتومی تجربی.
کنفرانسهای پروفسور رادین در تشریح آزمایشات اش:
«Consciousness and the Observer Effect | Dean Radin Ph.D | IONS» YouTube.
New Experiments Show Consciousness Affects Matter ~ Dean Radin, PhD. YouTube.
همچنین بعدها آزمایشات پروفسور رادین و تیم تحقیقاتی متخصص اش در مؤسسه «Institute of Noetic Sciences» [متشکل از عصب شناسان محاسباتی و بالینی، فیزیکدانها، فراروانشناسان و....] توسط دو گروه تحقیقاتی بیطرف و مستقل انجام شده و تأیید شد.
[توسط فیزیکدان نظری آلمانی الاصل پروفسور ولفگنگ بائر (2015) و فیزیکدان تجربی پروفسور گابریل گر (2018)]
به این تلگراف رجوع بفرمایید.
@ReligionandScience2021
🔷آیا آیات قرآن میگوید آسمان و زمین در شش تا 24 ساعت خلق شدند و این تناقض علمی است؟
در آیات مُختلفی به خلق در (( ستة ایام )) اشاره شده از جمله:
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي ((سِتَّةِ أَيَّامٍ)) وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ.
سوره قاف آیه 38.
الأعراف:
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي《سِتَّةِ أَيَّامٍ》 ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ.
سوره اعراف آیه 54.
و چند آیه دیگر که ما به همین دوتا بسنده می کنیم.
اما ترجمه شش "دوره" یا شش "عصر" برای کلمه《ستة ایام》مناسب تر است که الان توضیح می دهم. ( قاعدتاً هر دوره میتواند میلیاردها سال باشد ، نمیدانیم منظور خدا از شش دوره چند سال است پس نمیتوان تناقض علمی از این آیه بیرون کشید )
پاسخ:
کلمه یوم علاوه بر معنای شبانه روز یعنی بیست و چهارساعت معنای دوره و عصر نیز می دهد.
راغب اصفهانی می نویسد:
اليَوْمُ يعبّر به عن وقت طلوع الشمس إلى غروبها. وقد يعبّر به عن مدّة من الزمان أيّ مدّة كانت
از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب مانند آیه (( قال لبثت یوم او بعض یوم )) ⇐گاهی نیز به معنای مدتی از زمان است.⇒
📚 ترجمه مفردات راغب اصفهانی، صفحه 491
و قرائن قرآنی هم در این مورد داریم مثل:
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي
( يَوْمٍ ) كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺭﻭﺡ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭﺵ "ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ" ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﺑﺎﻟﺎ ﻣﻰ ﺭﻭﻧﺪ .
سوره معارج آیه 4
وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِن َّ ⇐يَوْمًا⇒ عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ
ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﺘﺎﺏ ﺩﺭﻋﺬﺍﺏ ﺭﺍﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻭﻋﺪﻩ ﺍﺵ ﺗﺨﻠﻒ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﺪ؛ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺷﻤﺎﺭﻳﺪ
سوره حج آیه 47
دقت کنید نوشته: یک روز نزد پروردگار مانند هزار سال ( نه عین هزار سال).
عدد هزار عدد "کثرت" هست نه عدد "حقیقی".
فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِهِمْ ۚ قُلْ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ.
آیا آنها (چیزى) جز همانند روزهاى پیشینیان را انتظار مى کشند؟! بگو: «شما انتظار بکشید،من نیز با شما انتظار مى کشم!»
سوره یونس آیه 102
🔹 نظرات چندین تن از مفسرین:
در تفسیر «برهان» ذیل همین آیه از تفسیر «على بن ابراهیم» نیز مى خوانیم که امام فرمود: «فِى سِتَّةِ أَیّام یَعْنِى فِى سِتَّةِ أَوْقات»؛ (شش روز، یعنى شش وقت و دوران).
تفسير « قمى»، جلد 1، صفحه 236، و جلد 2، صفحه 350، دارالكتاب، قم، 1404 ه ق؛ «بحار الانوار»، جلد 54، صفحه 73؛ تفسير « صافى»، جلد 2، صفحه 203، مكتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 ه ق؛ «نور الثقلين»، جلد 2، صفحه 38، مؤسسه اسماعيليان قم، طبع چهارم، 1412 ه ق.
🔹علامه طباطبایی:
والمراد باليوم في قوله : « خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ » برهة من الزمان دون مصداق اليوم الذي نعهده.
و مراد از کلمه "یوم" قطعه اى از زمان است ، نه روز لغوى که یک هفتم هفته است.
📚تفسیر المیزان، ج 17، 362
http://lib.eshia.ir/12016/17/362
برخی می گویند که خلقت در شش روز از تورات وام گرفته شده !
پاسخ :
یهودی ها چنین مى پنداشتند: خداوند، آسمان ها و زمین را در شش روز (شش روز هفته!) آفرید، سپس روز شنبه به استراحت پرداخت، و یک پاى خود را به روى پاى دیگر انداخت !
📚 تفسیر در المنثور ، جلد 6 ، صفحه 110
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ مَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ.
ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻣﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﺷﺶ دوره ﺁﻓﺮﻳﺪﻳﻢ ، ﻭ ﻫﻴﭻ ﺭﻧﺞ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺮسید.
سوره قاف آیه 38.
خداوند در این آیه به صراحت ادعای تورات تحریف شده را رد کرده است.
و السلام علی من اتبع الهدی
👤 مشرق وجود
به سخنان این کاربر عزیز اضافه کنیم که خیلی از مفاهیمی که خداوند در آیات قرآن فرموده است ، بیشتر جنبه ی ادبی، استعاره ، تشبیه ، متافور ووو... برای تقریب به ذهن دارند که اساساً مقایسه آنها با علوم تجربی اشتباه است. مثل این است که دیوان حافظ، فردوسی و سعدی را با آن همه مفاهیم، معانی و نتایج زیبای ادبی ، اخلاقی و آموزنده به خاطر تناقض با علوم تجربی به سطل آشغال بیندازیم که اشتباه است.
@ReligionandScience2021
در آیات مُختلفی به خلق در (( ستة ایام )) اشاره شده از جمله:
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي ((سِتَّةِ أَيَّامٍ)) وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ.
سوره قاف آیه 38.
الأعراف:
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي《سِتَّةِ أَيَّامٍ》 ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ.
سوره اعراف آیه 54.
و چند آیه دیگر که ما به همین دوتا بسنده می کنیم.
اما ترجمه شش "دوره" یا شش "عصر" برای کلمه《ستة ایام》مناسب تر است که الان توضیح می دهم. ( قاعدتاً هر دوره میتواند میلیاردها سال باشد ، نمیدانیم منظور خدا از شش دوره چند سال است پس نمیتوان تناقض علمی از این آیه بیرون کشید )
پاسخ:
کلمه یوم علاوه بر معنای شبانه روز یعنی بیست و چهارساعت معنای دوره و عصر نیز می دهد.
راغب اصفهانی می نویسد:
اليَوْمُ يعبّر به عن وقت طلوع الشمس إلى غروبها. وقد يعبّر به عن مدّة من الزمان أيّ مدّة كانت
از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب مانند آیه (( قال لبثت یوم او بعض یوم )) ⇐گاهی نیز به معنای مدتی از زمان است.⇒
📚 ترجمه مفردات راغب اصفهانی، صفحه 491
و قرائن قرآنی هم در این مورد داریم مثل:
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي
( يَوْمٍ ) كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺭﻭﺡ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭﺵ "ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ" ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﺑﺎﻟﺎ ﻣﻰ ﺭﻭﻧﺪ .
سوره معارج آیه 4
وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِن َّ ⇐يَوْمًا⇒ عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ
ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﺘﺎﺏ ﺩﺭﻋﺬﺍﺏ ﺭﺍﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻭﻋﺪﻩ ﺍﺵ ﺗﺨﻠﻒ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﺪ؛ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺷﻤﺎﺭﻳﺪ
سوره حج آیه 47
دقت کنید نوشته: یک روز نزد پروردگار مانند هزار سال ( نه عین هزار سال).
عدد هزار عدد "کثرت" هست نه عدد "حقیقی".
فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِهِمْ ۚ قُلْ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ.
آیا آنها (چیزى) جز همانند روزهاى پیشینیان را انتظار مى کشند؟! بگو: «شما انتظار بکشید،من نیز با شما انتظار مى کشم!»
سوره یونس آیه 102
🔹 نظرات چندین تن از مفسرین:
در تفسیر «برهان» ذیل همین آیه از تفسیر «على بن ابراهیم» نیز مى خوانیم که امام فرمود: «فِى سِتَّةِ أَیّام یَعْنِى فِى سِتَّةِ أَوْقات»؛ (شش روز، یعنى شش وقت و دوران).
تفسير « قمى»، جلد 1، صفحه 236، و جلد 2، صفحه 350، دارالكتاب، قم، 1404 ه ق؛ «بحار الانوار»، جلد 54، صفحه 73؛ تفسير « صافى»، جلد 2، صفحه 203، مكتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 ه ق؛ «نور الثقلين»، جلد 2، صفحه 38، مؤسسه اسماعيليان قم، طبع چهارم، 1412 ه ق.
🔹علامه طباطبایی:
والمراد باليوم في قوله : « خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ » برهة من الزمان دون مصداق اليوم الذي نعهده.
و مراد از کلمه "یوم" قطعه اى از زمان است ، نه روز لغوى که یک هفتم هفته است.
📚تفسیر المیزان، ج 17، 362
http://lib.eshia.ir/12016/17/362
برخی می گویند که خلقت در شش روز از تورات وام گرفته شده !
پاسخ :
یهودی ها چنین مى پنداشتند: خداوند، آسمان ها و زمین را در شش روز (شش روز هفته!) آفرید، سپس روز شنبه به استراحت پرداخت، و یک پاى خود را به روى پاى دیگر انداخت !
📚 تفسیر در المنثور ، جلد 6 ، صفحه 110
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ مَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ.
ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻣﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﺷﺶ دوره ﺁﻓﺮﻳﺪﻳﻢ ، ﻭ ﻫﻴﭻ ﺭﻧﺞ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺮسید.
سوره قاف آیه 38.
خداوند در این آیه به صراحت ادعای تورات تحریف شده را رد کرده است.
و السلام علی من اتبع الهدی
👤 مشرق وجود
به سخنان این کاربر عزیز اضافه کنیم که خیلی از مفاهیمی که خداوند در آیات قرآن فرموده است ، بیشتر جنبه ی ادبی، استعاره ، تشبیه ، متافور ووو... برای تقریب به ذهن دارند که اساساً مقایسه آنها با علوم تجربی اشتباه است. مثل این است که دیوان حافظ، فردوسی و سعدی را با آن همه مفاهیم، معانی و نتایج زیبای ادبی ، اخلاقی و آموزنده به خاطر تناقض با علوم تجربی به سطل آشغال بیندازیم که اشتباه است.
@ReligionandScience2021
👍1
نقدی_بر_تفسیر_دنیاهای_متعدد_در_فیزیک_کوانتم2.pdf
858 KB
نقدی بر تفسیر جهانهای متعدد (Many Worlds) هیو اورت و شان کارول در کوآنتوم فیزیک ، به زبان ساده.
👤Dr Rahman Hosseinzade
@ReligionandScience2021
👤Dr Rahman Hosseinzade
@ReligionandScience2021
Science and Religion
نقدی_بر_تفسیر_دنیاهای_متعدد_در_فیزیک_کوانتم2.pdf
در این تفسیر تابع موج فرو نمیریزد بلکه هر یک از امکانات آن تجزیه، تقسیم و شاخه شاخه میشود به جهانهای متوالی و متعدد《many world》. این دیدگاه "اورت" و "شان کارول" می باشد. اشکال این مدل در این است که به هیچ شکلی نمی شود آن را محک زد و اصلاً "قابل آزمایش" که قلب علم است نیست. ایراد بزرگ تر این مدل این است که شما باید قبول کنید که میلیونها میلیون جهانها و هستیهای فیزیکی مثل کره زمین وجود دارد و انسانها نسخه ها یا (version) های مختلف در جهان های متعدد دارند که غیرمعقول است.
راجر پنروز و فیزیکدانهای دیگر نیز این تفسیر را مسخره می دانند.
تفسیر دنیاهای متعدد در مکانیک کُوانتمی صرفاً یک قصه است که آن را با اصول کوانتم تئوری آرایش کردهاند تا:
1_ دترمینیزم را به فیزیک برگردانند.
2_ لوکالیتی را نجات دهند.
3_ تقلیل تابع موج را حذف کنند.
4_ نقش و اثر ناظر (Observer effect) را حذف و واقعیت (Reality) را ابجکتیو (عینی) کنند.
دیدگاه دنیاهای متعدد فرض را بر خطی بودن تابع موج هستی《Universal wave function》گذاشته است.
این مفروض بزرگی است که در آن به مشکل تلفیق دو تئوری یکی خطی و دیگری غیرخطی (Non linear) بر میخوریم. خواستید بیشتر بدانید بایستی درباره ی《مُعادله ی دیراک》و تلفیق آن با《نسبیت خاص》توضیح دهیم که بحث اش مفصل است.
تفاسیر دیگری نیز هست از جمله تفسیر مکانیک بوهمی (Bohemian Mechanic) این تفسیر مدل "Relavastic" ندارد و دارای مشکلات تکنیکی زیادی است که توسط (Motel2009) و (Streatley 2007) به چالش کشیده شده است ، همچنین در سال 2018 هم توسط (Wolchover) مورد بررسی و چالش قرار گرفت و تا آنجا که میدانیم کسی آن را جدی نمیگیرد.
تفسیر دیگری هم هست تحت عنوان (مدل گرانش پنروز) که توسط راجر پنروز در سال 1996 ارائه داده شد که وی در این دیدگاه ادعا کرد که یک جورهایی خمیدگی فابریک زمان و مکان یا گرانش باعث تقلیل و رُمبش تابع موج است، اما شواهد زیادی برایش وجود ندارد.
👤M. M. J
@ReligionandScience2021
راجر پنروز و فیزیکدانهای دیگر نیز این تفسیر را مسخره می دانند.
تفسیر دنیاهای متعدد در مکانیک کُوانتمی صرفاً یک قصه است که آن را با اصول کوانتم تئوری آرایش کردهاند تا:
1_ دترمینیزم را به فیزیک برگردانند.
2_ لوکالیتی را نجات دهند.
3_ تقلیل تابع موج را حذف کنند.
4_ نقش و اثر ناظر (Observer effect) را حذف و واقعیت (Reality) را ابجکتیو (عینی) کنند.
دیدگاه دنیاهای متعدد فرض را بر خطی بودن تابع موج هستی《Universal wave function》گذاشته است.
این مفروض بزرگی است که در آن به مشکل تلفیق دو تئوری یکی خطی و دیگری غیرخطی (Non linear) بر میخوریم. خواستید بیشتر بدانید بایستی درباره ی《مُعادله ی دیراک》و تلفیق آن با《نسبیت خاص》توضیح دهیم که بحث اش مفصل است.
تفاسیر دیگری نیز هست از جمله تفسیر مکانیک بوهمی (Bohemian Mechanic) این تفسیر مدل "Relavastic" ندارد و دارای مشکلات تکنیکی زیادی است که توسط (Motel2009) و (Streatley 2007) به چالش کشیده شده است ، همچنین در سال 2018 هم توسط (Wolchover) مورد بررسی و چالش قرار گرفت و تا آنجا که میدانیم کسی آن را جدی نمیگیرد.
تفسیر دیگری هم هست تحت عنوان (مدل گرانش پنروز) که توسط راجر پنروز در سال 1996 ارائه داده شد که وی در این دیدگاه ادعا کرد که یک جورهایی خمیدگی فابریک زمان و مکان یا گرانش باعث تقلیل و رُمبش تابع موج است، اما شواهد زیادی برایش وجود ندارد.
👤M. M. J
@ReligionandScience2021
جان فون نویمان (( John von Neumann )) کیست ؟
جان فون نیومن یکی از معدود کسانی است که نوشتن مقاله ای کوتاه درباره زندگی و دستاوردهایش کار ساده ای نیست. رد پای این نابغه مجاری در اغلب کشفیات و اختراعات مهم قرن گذشته از توسعه کامپیوتر، نظریه کوانتومی و ماشین های خود همانندساز گرفته تا تولید بمب اتم و اولین ویروس کامپیوتری دیده می شود. در نتیجه نویسنده برای کاهش حجم مقاله باید بر خلاف میلش روی بخش هایی از زندگی و دستاوردهای درخشان او خط بکشد.
«یوجین ویگنر»، برنده نوبل فیزیک هم درباره سطح هوش فون نیومن می گوید:
من آدم های باهوش زیادی را می شناسم. ماکس پلانک، ماکس فون لائو و هایزنبرگ [ سه برنده نوبل ] از رفقای نزدیک من هستند و آلبرت اینشتین هم دوست خوب من است اما مغز هیچکدام از آنها به اندازه فون نویمان سریع و دقیق نبود. من اغلب این موضوع را در حضور خودشان هم می گفتم و آنها هم مخالفتی با من نداشتند.
کودکی و تحصیلات:
جان فون نویمان با نام اصلی یانوش در 28 دسامبر 1903 از خانواده ای یهودی در مجارستان به دنیا آمد. نویمان ها اصالتاً روسی های مهاجر ساکن مجارستان بودند اما در این کشور چندان مورد استقبال قرار نمی گرفتند؛ دلیل آن هم احتمالا به ثروت و دارایی های این گروه بر می گشت.
جان فون نیومن از همان کودکی از نبوغ، هوش و آیکیو بسیار بالایی برخوردار بود و در زمینه های زبان، حفظ مطالب و ریاضیات استعداد بالایی از خود بروز داد. او در شش سالگی حاصل ضرب اعداد چند رقمی و تقسیم 2 عدد 8 رقمی را "ذهنی" محاسبه می کرد و با زبان یونانی باستانی هم آشنایی پیدا کرده بود. دو سال بعد به حساب دیفرانسیل و انتگرال مسلط شد و در کنار آن زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی را هم مطالعه می کرد.
نویمان رشته ی《ریاضیات محض》 را برای تحصیلات دانشگاهی انتخاب کرده بود اما پدرش او را قانع کرد که مهندسی شیمی را به خاطر آینده بهتر در صنعت انتخاب کند. هرچند او به اصرار پدر در دانشگاه برلین شیمی می خواند اما همزمان و بدون حضور در کلاس به تحصیل ریاضی در دانشگاه بوداپست هم ادامه می داد.
جان فون نویمان در 20 سالگی مقاله ای را در مورد "تعریف اعداد ترتیبی" ارائه کرد که بازخورد قابل توجهی دریافت کرد و هنوز هم در ریاضیات کاربرد دارد. او تحصیلاتش در هر دو دانشگاه را با نمرات ممتاز تمام کرده و برای ادامه مطالعات به زوریخ رفت که
⇐نهایتاً به اخذ مدرک دکترای ریاضی در 22 سالگی انجامید.⇒«جرج پولیا»، ریاضیدان برجسته مجاری درباره او می گوید:
تنها دانش آموزشی است که همیشه از او هراس داشتم. یکبار مساله ای حل نشده را برای دانش آموزان شرح ادم و جان در پایان همان جلسه راه حل آن را ارائه کرد.
تدریس در معتبرترین مراکز آموزشی:
جان که دوستان هموطنش او را یانشی صدا می زدند در حالی که تازه ۲۲ ساله شده بود، به عنوان استادیار دانشگاه برلین استخدام شد. او جوانترین شخصی بوده که تا آن زمان این کرسی را إِشغال می کرد اما تصمیم گرفت در کنار تدریس، ریاضیات حاکم بر نظریه کوانتومی را نیز کشف کند که قوانین دنیای زیر اتمی را بیان میکرد.
آنچه که شهرت فون نویمان را از مرزهای آلمان و مجارستان فراتر برد انتشار مقاله ای درباره «نظریه بازی ها» بود که در آن سود یک شرکت کننده در بازی ورق، دقیقاً متعادل با زیان سایر شرکت کنندگان است. این نظریه احتمال پیش بینی رویدادهای به ظاهر تصادفی با دقت بالایی را ممکن می کند.
کاربردهای این نظریه بر خلاف نام آن بسیار فراتر از پوکر و قمار است چرا که زندگی عادی را هم به بازی میان افرادی تشبیه کرد که نگران منافع خود هستند و به رقبای خود چندان اعتماد ندارند. همین امر سبب شد که در اقتصاد، زیستشناسی، مهندسی، علوم سیاسی، روابط بینالملل، علوم رایانه، بازاریابی، فلسفه و حتی پیدا کردن روش بهینه برای برد در بازی های تصادفی مورد استفاده قرار بگیرد.
علاوه بر این او سطح ریاضیات را در علم اقتصاد تا حد قابل توجهی تقویت کرده و در زمینه آمار ریاضی و دینامیک سیالات نیز تئوری های شاخصی را مطرح کرد. ساختار خود جایگزینی آنالیز ریاضی فون نویمان، مقدمهای بر کشف ساختار DNA شد.
به لطف دستاوردهای گسترده در ریاضیات جان فون نویمان در 29 سالگی شهرتی فراگیر برای خود دست و پا کرده بود. او پس از دریافت چندین دعوتنامه از آمریکا همراه مادر و برادرش راهی ینگه دنیا شد.
وی در 1933 به سمت استادی دانشگاه پرینستون رسید اما سرعت بالای تدریس و سطح بالایی مفاهیمی که سعی می کرد به دانشجویان منتقل کند باعث نارضایتی دانشجویان میشد و به همین خاطر تصمیم گرفت راهی موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون شود.
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021
جان فون نیومن یکی از معدود کسانی است که نوشتن مقاله ای کوتاه درباره زندگی و دستاوردهایش کار ساده ای نیست. رد پای این نابغه مجاری در اغلب کشفیات و اختراعات مهم قرن گذشته از توسعه کامپیوتر، نظریه کوانتومی و ماشین های خود همانندساز گرفته تا تولید بمب اتم و اولین ویروس کامپیوتری دیده می شود. در نتیجه نویسنده برای کاهش حجم مقاله باید بر خلاف میلش روی بخش هایی از زندگی و دستاوردهای درخشان او خط بکشد.
«یوجین ویگنر»، برنده نوبل فیزیک هم درباره سطح هوش فون نیومن می گوید:
من آدم های باهوش زیادی را می شناسم. ماکس پلانک، ماکس فون لائو و هایزنبرگ [ سه برنده نوبل ] از رفقای نزدیک من هستند و آلبرت اینشتین هم دوست خوب من است اما مغز هیچکدام از آنها به اندازه فون نویمان سریع و دقیق نبود. من اغلب این موضوع را در حضور خودشان هم می گفتم و آنها هم مخالفتی با من نداشتند.
کودکی و تحصیلات:
جان فون نویمان با نام اصلی یانوش در 28 دسامبر 1903 از خانواده ای یهودی در مجارستان به دنیا آمد. نویمان ها اصالتاً روسی های مهاجر ساکن مجارستان بودند اما در این کشور چندان مورد استقبال قرار نمی گرفتند؛ دلیل آن هم احتمالا به ثروت و دارایی های این گروه بر می گشت.
جان فون نیومن از همان کودکی از نبوغ، هوش و آیکیو بسیار بالایی برخوردار بود و در زمینه های زبان، حفظ مطالب و ریاضیات استعداد بالایی از خود بروز داد. او در شش سالگی حاصل ضرب اعداد چند رقمی و تقسیم 2 عدد 8 رقمی را "ذهنی" محاسبه می کرد و با زبان یونانی باستانی هم آشنایی پیدا کرده بود. دو سال بعد به حساب دیفرانسیل و انتگرال مسلط شد و در کنار آن زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی را هم مطالعه می کرد.
نویمان رشته ی《ریاضیات محض》 را برای تحصیلات دانشگاهی انتخاب کرده بود اما پدرش او را قانع کرد که مهندسی شیمی را به خاطر آینده بهتر در صنعت انتخاب کند. هرچند او به اصرار پدر در دانشگاه برلین شیمی می خواند اما همزمان و بدون حضور در کلاس به تحصیل ریاضی در دانشگاه بوداپست هم ادامه می داد.
جان فون نویمان در 20 سالگی مقاله ای را در مورد "تعریف اعداد ترتیبی" ارائه کرد که بازخورد قابل توجهی دریافت کرد و هنوز هم در ریاضیات کاربرد دارد. او تحصیلاتش در هر دو دانشگاه را با نمرات ممتاز تمام کرده و برای ادامه مطالعات به زوریخ رفت که
⇐نهایتاً به اخذ مدرک دکترای ریاضی در 22 سالگی انجامید.⇒«جرج پولیا»، ریاضیدان برجسته مجاری درباره او می گوید:
تنها دانش آموزشی است که همیشه از او هراس داشتم. یکبار مساله ای حل نشده را برای دانش آموزان شرح ادم و جان در پایان همان جلسه راه حل آن را ارائه کرد.
تدریس در معتبرترین مراکز آموزشی:
جان که دوستان هموطنش او را یانشی صدا می زدند در حالی که تازه ۲۲ ساله شده بود، به عنوان استادیار دانشگاه برلین استخدام شد. او جوانترین شخصی بوده که تا آن زمان این کرسی را إِشغال می کرد اما تصمیم گرفت در کنار تدریس، ریاضیات حاکم بر نظریه کوانتومی را نیز کشف کند که قوانین دنیای زیر اتمی را بیان میکرد.
آنچه که شهرت فون نویمان را از مرزهای آلمان و مجارستان فراتر برد انتشار مقاله ای درباره «نظریه بازی ها» بود که در آن سود یک شرکت کننده در بازی ورق، دقیقاً متعادل با زیان سایر شرکت کنندگان است. این نظریه احتمال پیش بینی رویدادهای به ظاهر تصادفی با دقت بالایی را ممکن می کند.
کاربردهای این نظریه بر خلاف نام آن بسیار فراتر از پوکر و قمار است چرا که زندگی عادی را هم به بازی میان افرادی تشبیه کرد که نگران منافع خود هستند و به رقبای خود چندان اعتماد ندارند. همین امر سبب شد که در اقتصاد، زیستشناسی، مهندسی، علوم سیاسی، روابط بینالملل، علوم رایانه، بازاریابی، فلسفه و حتی پیدا کردن روش بهینه برای برد در بازی های تصادفی مورد استفاده قرار بگیرد.
علاوه بر این او سطح ریاضیات را در علم اقتصاد تا حد قابل توجهی تقویت کرده و در زمینه آمار ریاضی و دینامیک سیالات نیز تئوری های شاخصی را مطرح کرد. ساختار خود جایگزینی آنالیز ریاضی فون نویمان، مقدمهای بر کشف ساختار DNA شد.
به لطف دستاوردهای گسترده در ریاضیات جان فون نویمان در 29 سالگی شهرتی فراگیر برای خود دست و پا کرده بود. او پس از دریافت چندین دعوتنامه از آمریکا همراه مادر و برادرش راهی ینگه دنیا شد.
وی در 1933 به سمت استادی دانشگاه پرینستون رسید اما سرعت بالای تدریس و سطح بالایی مفاهیمی که سعی می کرد به دانشجویان منتقل کند باعث نارضایتی دانشجویان میشد و به همین خاطر تصمیم گرفت راهی موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون شود.
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021
توسعه بمب اتم و کشتار جمعی ژاپنیها:
جان فون نویمان در اواخر دهه 1930 و همزمان با بالا گرفتن آتش جنگ در اروپا جان در زمینه انفجار و محاسبات «خرج زره شکاف» ابزارهای جنگی شهرت زیادی پیدا کرده بود. به خاطر نفرت از هیتلر و بلاهایی که در اروپا بر سر یهودیان می آمد تصمیم گرفت به ارتش آمریکا ملحق شود اما به خاطر سن بالا درخواستش رد شد.
این حال ارتش نمی توانست به سادگی از کنار چنین نابغه ای بگذرد و به همین خاطر از او دعوت شد که از توانایی فوق العاده اش برای حل مسائل پیچیده در طرح های نظامی از جمله پروژه معروف منهتن استفاده کند.
پروژه منهتن به طرحی مربوط می شد که متفقین برای ساخت اولین بمب اتمی جهان در نظر داشتند. متخصصان قبل از او مفاهیم اولیه را آماده کرده بودند اما سوال اصلی که به چینش دقیق مواد منفجره برای ایجاد موج عظیم مربوط می شد بی پاسخ مانده بود. حل این مساله بزرگترین متخصصان را درمانده کرده بود اما فون نویمان پاسخش را پیدا و ارائه کرد.
جان فون نویمان نه تنها در توسعه لنزهای انفجاری و طراحی کامل بمب اتم نقش عمده ای داشت بلکه محاسبات مربوط به انفجار این بمب در ژاپن را نیز صورت داد که شامل ارتفاع مناسب پرتاب برای ایجاد حداکثر تخریب، حوزه انفجار و تعداد کشته های احتمالی می شد.
نبوغ او در این پروژه به حدی بود که در آن زمان آمریکایی ها به شوخی می گفتند که فون نویمان و چند دانشمند مجارستانی دیگر در واقع مریخی هایی هستند که برای مخفی کردن هویتشان به زبان مجاری حرف می زنند.
علی رغم کشتار عظیمی که در اثر انفجار این بمب ها رخ داده بود ، فرماندهان ژاپنی از تسلیم شدن خودداری می کردند و به همین خاطر آمریکایی ها تولید بمب ویرانگر هیدروژنی را در دستور کار قرار دادند که قرار بود توسط "فون نویمان" توسعه یابد. این بمب حداقل هزار برابر بمب های اتمی قبلی انرژی داشت و می توانست مسیر تاریخ را عوض کند. خوشبختانه امپراتور ژاپن برای جلوگیری از قتل عام گسترده تر حاضر به تسلیم شد تا پروژه بمباران هیدروژنی سرزمین آفتاب تابان بایگانی شود.
با این حال دولتمردان آمریکا که حالا در قامت یک ابر قدرت خود را تثبیت کرده بودند، شدیدا به دنبال یافتن پاسخ این سوال بودند که آیا بمب هیدروژنی عملا منفجر می شود یا خیر؟ نویمان با استفاده از رایانه ای اولیه و محاسبات پیچیده پاسخ این سوال را پیدا کرد: بله.
در نخستین آزمایش بمب هیدروژنی درستی محاسبات فون نویمان ثابت شد. این بمب خانمان برانداز در جزیره مرجانی «انوتاک» در اقیانوس آرام منفجر شد و آنگونه که شاهدان می گویند این جزیره زیبا و بهشت گونه تنها در چند ثانیه تا شعاع 80 کیلومتری به جهنم تبدیل شد. پس از ظاهر شدن شعله ای خیره کننده همه ساختمان ها از زمین محو شدند، آب دریا به جوش آمده و شن ها ذوب شدند.
موفقیت های حیاتی باعث عضویت او در کمیسیون انرژی اتمی آمریکا شد. وی همچنین به عنوان مشاور بسیاری از رده های بلندپایه ارتش نیز خدمت می کرد اما برای محدود کردن رقابت تسلیحاتی با شوروی نظریه ای به عنوان «نابودی حتمی» را مطرح کرد که به عدم درگیری اتمی طرفین منجر شد. بر اساس این نظریه قدرت تخریب سلاح اتمی آنقدر بالا است که در صورت حمله هر یک از طرفین، آغاز کننده حمله نیز از تلفات جنگ اتمی جان سالم به در نخواهد برد.
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021
جان فون نویمان در اواخر دهه 1930 و همزمان با بالا گرفتن آتش جنگ در اروپا جان در زمینه انفجار و محاسبات «خرج زره شکاف» ابزارهای جنگی شهرت زیادی پیدا کرده بود. به خاطر نفرت از هیتلر و بلاهایی که در اروپا بر سر یهودیان می آمد تصمیم گرفت به ارتش آمریکا ملحق شود اما به خاطر سن بالا درخواستش رد شد.
این حال ارتش نمی توانست به سادگی از کنار چنین نابغه ای بگذرد و به همین خاطر از او دعوت شد که از توانایی فوق العاده اش برای حل مسائل پیچیده در طرح های نظامی از جمله پروژه معروف منهتن استفاده کند.
پروژه منهتن به طرحی مربوط می شد که متفقین برای ساخت اولین بمب اتمی جهان در نظر داشتند. متخصصان قبل از او مفاهیم اولیه را آماده کرده بودند اما سوال اصلی که به چینش دقیق مواد منفجره برای ایجاد موج عظیم مربوط می شد بی پاسخ مانده بود. حل این مساله بزرگترین متخصصان را درمانده کرده بود اما فون نویمان پاسخش را پیدا و ارائه کرد.
جان فون نویمان نه تنها در توسعه لنزهای انفجاری و طراحی کامل بمب اتم نقش عمده ای داشت بلکه محاسبات مربوط به انفجار این بمب در ژاپن را نیز صورت داد که شامل ارتفاع مناسب پرتاب برای ایجاد حداکثر تخریب، حوزه انفجار و تعداد کشته های احتمالی می شد.
نبوغ او در این پروژه به حدی بود که در آن زمان آمریکایی ها به شوخی می گفتند که فون نویمان و چند دانشمند مجارستانی دیگر در واقع مریخی هایی هستند که برای مخفی کردن هویتشان به زبان مجاری حرف می زنند.
علی رغم کشتار عظیمی که در اثر انفجار این بمب ها رخ داده بود ، فرماندهان ژاپنی از تسلیم شدن خودداری می کردند و به همین خاطر آمریکایی ها تولید بمب ویرانگر هیدروژنی را در دستور کار قرار دادند که قرار بود توسط "فون نویمان" توسعه یابد. این بمب حداقل هزار برابر بمب های اتمی قبلی انرژی داشت و می توانست مسیر تاریخ را عوض کند. خوشبختانه امپراتور ژاپن برای جلوگیری از قتل عام گسترده تر حاضر به تسلیم شد تا پروژه بمباران هیدروژنی سرزمین آفتاب تابان بایگانی شود.
با این حال دولتمردان آمریکا که حالا در قامت یک ابر قدرت خود را تثبیت کرده بودند، شدیدا به دنبال یافتن پاسخ این سوال بودند که آیا بمب هیدروژنی عملا منفجر می شود یا خیر؟ نویمان با استفاده از رایانه ای اولیه و محاسبات پیچیده پاسخ این سوال را پیدا کرد: بله.
در نخستین آزمایش بمب هیدروژنی درستی محاسبات فون نویمان ثابت شد. این بمب خانمان برانداز در جزیره مرجانی «انوتاک» در اقیانوس آرام منفجر شد و آنگونه که شاهدان می گویند این جزیره زیبا و بهشت گونه تنها در چند ثانیه تا شعاع 80 کیلومتری به جهنم تبدیل شد. پس از ظاهر شدن شعله ای خیره کننده همه ساختمان ها از زمین محو شدند، آب دریا به جوش آمده و شن ها ذوب شدند.
موفقیت های حیاتی باعث عضویت او در کمیسیون انرژی اتمی آمریکا شد. وی همچنین به عنوان مشاور بسیاری از رده های بلندپایه ارتش نیز خدمت می کرد اما برای محدود کردن رقابت تسلیحاتی با شوروی نظریه ای به عنوان «نابودی حتمی» را مطرح کرد که به عدم درگیری اتمی طرفین منجر شد. بر اساس این نظریه قدرت تخریب سلاح اتمی آنقدر بالا است که در صورت حمله هر یک از طرفین، آغاز کننده حمله نیز از تلفات جنگ اتمی جان سالم به در نخواهد برد.
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021