4_5843748235402808686.mp4
6 MB
توضیحات فریمن دایسون، فیزیکدان نظری برجسته در زمینه الکترودینامیک کوانتومی در رابطه با جبر و اختیار و مکانیک کوانتومی
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
وجهی از رابطه دین و علم ( تایید، تقابل، ... ) وجه تاریخی این رابطه است. در این موضوع برای جلوگیری از افراط و تفریط باید توجه کرد که هر یک از عبارات دین یا علم به چه معنا استفاده شده است، برای مثال دین می تواند معادل یکی از موارد ذیل باشد:
۱- خداباوری
۲- متن کتابهای مقدس و مرجع دینی
۳- دیدگاه و روش جامعه علمای یک دین
۴- دیدگاه و روش جامعه دین داران
توصیفی که از رابطه دین و علم ارائه میشود در هر کدام از موارد چهارگانه فوق ممکن است با توصیفی که در معنای دیگر دین انجام می شود یکی نباشد.
مقاله ذیل نوشته استاد و پژوهشگر ارجمند تاریخ علم اقای امیر محمد #گمینی به بررسی یکی از وجوه تاریخی رابطه دین و علم پرداخته است یعنی بررسی چگونگی مواجهه علمای امامیه عصر قاجار با نجوم جدید.
#تاریخ #نجوم #امامیه
@ReligionandScience2021
۱- خداباوری
۲- متن کتابهای مقدس و مرجع دینی
۳- دیدگاه و روش جامعه علمای یک دین
۴- دیدگاه و روش جامعه دین داران
توصیفی که از رابطه دین و علم ارائه میشود در هر کدام از موارد چهارگانه فوق ممکن است با توصیفی که در معنای دیگر دین انجام می شود یکی نباشد.
مقاله ذیل نوشته استاد و پژوهشگر ارجمند تاریخ علم اقای امیر محمد #گمینی به بررسی یکی از وجوه تاریخی رابطه دین و علم پرداخته است یعنی بررسی چگونگی مواجهه علمای امامیه عصر قاجار با نجوم جدید.
#تاریخ #نجوم #امامیه
@ReligionandScience2021
Science and Religion
نجوم_جدید_و_علمای_امامیه_در_عصر_قاجار_،_گمینی_.pdf
چکیده:
بر خلاف کلیشه رایج در باره تقابل علمای امامیه با نجوم جدید در عصر قاجار، تا به حال شاهدی از مخالفت صریح و گسترده علمای امامیه با نجوم جدید بر اساس آموزه های دینی در آن دوران، آن طور که در ماجرای گالیله و کلیسای کاتولیک شاهدش هستیم، یافت نشده است. تنها دو مخالفت از سوی ملا مهدی نراقی و محمدحسین شهرستانی وجود دارد که نه به دلایل دینی بلکه بر اساس دانش سنتی ایشان از نجوم و فلسفه طبیعی ارسطویی ابراز شده است. علما به خاطر تطبيق نجوم قدیم بر آیات و روایات مخالف نجوم جدید نبودند. علاوه بر این علما دلبستگی ای به تنجیم نداشتند و آن را حرام میدانستند و معمولا وجود احادیث تنجیمی را مؤيد تنجیم رایج نمی دیدند و در نتیجه به خاطر تنجيم مدافع نجوم قدیم نبودند. بنا بر این انگیزه ای برای مخالفت با نجوم جدید نداشتند. علما خود را متولی کیهان شناسی نمیدانستند، بنا بر این کیهان شناسی جدید رقیبی برای ایشان محسوب نمی شد تا اینکه هبة الدين شهرستانی کتاب الاسلام والهيئة را نوشت. او در آن کتاب می خواست نشان دهد که آیات و روایت نه تنها با نجوم جدید مخالف نیستند، بلکه مؤید آن هستند.
@ReligionandScience2021
بر خلاف کلیشه رایج در باره تقابل علمای امامیه با نجوم جدید در عصر قاجار، تا به حال شاهدی از مخالفت صریح و گسترده علمای امامیه با نجوم جدید بر اساس آموزه های دینی در آن دوران، آن طور که در ماجرای گالیله و کلیسای کاتولیک شاهدش هستیم، یافت نشده است. تنها دو مخالفت از سوی ملا مهدی نراقی و محمدحسین شهرستانی وجود دارد که نه به دلایل دینی بلکه بر اساس دانش سنتی ایشان از نجوم و فلسفه طبیعی ارسطویی ابراز شده است. علما به خاطر تطبيق نجوم قدیم بر آیات و روایات مخالف نجوم جدید نبودند. علاوه بر این علما دلبستگی ای به تنجیم نداشتند و آن را حرام میدانستند و معمولا وجود احادیث تنجیمی را مؤيد تنجیم رایج نمی دیدند و در نتیجه به خاطر تنجيم مدافع نجوم قدیم نبودند. بنا بر این انگیزه ای برای مخالفت با نجوم جدید نداشتند. علما خود را متولی کیهان شناسی نمیدانستند، بنا بر این کیهان شناسی جدید رقیبی برای ایشان محسوب نمی شد تا اینکه هبة الدين شهرستانی کتاب الاسلام والهيئة را نوشت. او در آن کتاب می خواست نشان دهد که آیات و روایت نه تنها با نجوم جدید مخالف نیستند، بلکه مؤید آن هستند.
@ReligionandScience2021
I like Islam, it is a consistent idea of religion and open-minded.
من اسلام را دوست دارم، چون یک ایده منسجم و روشنفکرانه از دین است.
👤کورت گودل، ریاضیدان، منطق دان و فیلسوف اتریشی
As quoted in A Logical Journey: From Gödel to Philosophy (1996) by Hao Wang
@ReligionandScience2021
من اسلام را دوست دارم، چون یک ایده منسجم و روشنفکرانه از دین است.
👤کورت گودل، ریاضیدان، منطق دان و فیلسوف اتریشی
As quoted in A Logical Journey: From Gödel to Philosophy (1996) by Hao Wang
@ReligionandScience2021
👍2
چه چیزی #مادی، #فیزیکال یا #طبیعی است؟
اهمیت پاسخ به این سوال زمانی روشن می شود که شاهد نزاع بر سر وجود داشتن امری ماورای مادی باشیم و ببینیم پس از گفتگوی بسیار دعوا بازمی گردد به اینکه اصلا چه چیزی مادی است و چه چیزی را می توان غیرمادی دانست. و باز اهمیت پاسخ به این سوال بیشتر می شود اگر توجه کنیم که طبیعت گرایی روش شناختی که در ان نیز تفکیک امور طبیعی از غیر ان ضروری می باشد مبنای بی چون و چرایی برای علم معرفی شده است.
در این میان می توان فیزیکالیسم، ماتریالیسم و طبیعت گرایی ( نچرالیسم ) وجود شناختی را با تسامحی اندک معادل یکدیگر بدانیم.
اگر به مدخل فیزیکالیسم دانشنامه فلسفی استنفورد مراجعه کنیم، قسمتی از این مدخل به تعریف امر فیزیکی اختصاص یافته است.
فایل فوق صفحاتی است از ترجمه جناب یاسر پور اسماعیل از این مدخل ( علاقه مندان می توانند ترجمه کامل این مدخل را از سایت فیدیبو تهیه نمایند )
بر اساس منبع فوق فیزیکالیسم را می توان چنین تعریف کرد:
🔹️هر چیزی فیزیکی است
یا، آن طور که گاهی برخی از فیلسوفان معاصر بیان می کنند:
🔹️هر چیزی بر امور فیزیکی فرارویداده میشود یا به موجب امور فیزیکی ضرورت می یابد.
ایده کلی این است که ماهیت جهان واقع (یعنی جهان و هر آنچه در آن است) با شرط خاصی مطابق است، یعنی شرط فیزیکی بودن.
البته فیزیکالیست ها انکار نمی کنند که ممکن است جهان دربردارنده امور بسیاری باشد که در نگاه اول، فیزیکی به نظر نمی رسند اموری که ماهیتی زیستی، روانی، اخلاقی یا اجتماعی دارند با وجود این، تأکید می کنند که در نهایت، این قبیل امور یا فیزیکی اند یا بر امور فیزیکی فرارویداده می شوند.
برای تعریف امر فیزیکی دو رویکرد مورد توجه بوده است:
۱ - رویکرد نظریه بنیاد ۲ - رویکرد شی بنیاد
🔸️بر اساس رویکرد #نظریه_بنیاد امر فیزیکی اینگونه تعریف می شود:
یکی ویژگی فیزیکی است اگر از ان نوع ویژگی باشد که نظریه فیزیکی درباره اش سخن می گوید ( یا ویژگی ای باشد که بلحاظ متافیزیکی یا منطقی بر ان نوع ویژگی ای که نظریه فیزیکی درباره اش سخن می گوید فرارویداده شده باشد. )
The theory-based conception:
A property is physical iff it is the sort of property that physical theory tells us about.
برای مثال اگر نظریه فیزیکی درباره جرم می گوید جرم داشتن ویژگی فیزیکی است.
🔸️و بر اساس رویکرد #شی_بنیاد امر فیزیکی چنین تعریف می شود:
یک ویژگی فیزیکی است اگر از ان ویژگیهایی باشد که که اشیا فیزیکی نمونه وار و مقوم های انها دارا هستند ( یا ویژگی ای که بلحاظ متافیزیکی و منطقی بر ان ویژگی ای که لازمه تبیین کاملی از ان ویژگی فیزیکی است فرارویداده شده باشد )
اگر صخره یا ستاره مثال بارز اشیای فیزیکی هستند در این صورت ویژگی صخره یا ستاره بودن یک ویژگی فیزیکی است.
یا اگر جرم داشتن برای تبیین کامل ویژگیهای این اشیا فیزیکی بارز لازم است انگاه جرم داشتن یک ویژگی فیزیکی خواهد بود.
The object-based conception:
A property is physical iff it is the sort of property had by paradigmatic physical objects and their constituents.
@ReligionandScience2021
.
اهمیت پاسخ به این سوال زمانی روشن می شود که شاهد نزاع بر سر وجود داشتن امری ماورای مادی باشیم و ببینیم پس از گفتگوی بسیار دعوا بازمی گردد به اینکه اصلا چه چیزی مادی است و چه چیزی را می توان غیرمادی دانست. و باز اهمیت پاسخ به این سوال بیشتر می شود اگر توجه کنیم که طبیعت گرایی روش شناختی که در ان نیز تفکیک امور طبیعی از غیر ان ضروری می باشد مبنای بی چون و چرایی برای علم معرفی شده است.
در این میان می توان فیزیکالیسم، ماتریالیسم و طبیعت گرایی ( نچرالیسم ) وجود شناختی را با تسامحی اندک معادل یکدیگر بدانیم.
اگر به مدخل فیزیکالیسم دانشنامه فلسفی استنفورد مراجعه کنیم، قسمتی از این مدخل به تعریف امر فیزیکی اختصاص یافته است.
فایل فوق صفحاتی است از ترجمه جناب یاسر پور اسماعیل از این مدخل ( علاقه مندان می توانند ترجمه کامل این مدخل را از سایت فیدیبو تهیه نمایند )
بر اساس منبع فوق فیزیکالیسم را می توان چنین تعریف کرد:
🔹️هر چیزی فیزیکی است
یا، آن طور که گاهی برخی از فیلسوفان معاصر بیان می کنند:
🔹️هر چیزی بر امور فیزیکی فرارویداده میشود یا به موجب امور فیزیکی ضرورت می یابد.
ایده کلی این است که ماهیت جهان واقع (یعنی جهان و هر آنچه در آن است) با شرط خاصی مطابق است، یعنی شرط فیزیکی بودن.
البته فیزیکالیست ها انکار نمی کنند که ممکن است جهان دربردارنده امور بسیاری باشد که در نگاه اول، فیزیکی به نظر نمی رسند اموری که ماهیتی زیستی، روانی، اخلاقی یا اجتماعی دارند با وجود این، تأکید می کنند که در نهایت، این قبیل امور یا فیزیکی اند یا بر امور فیزیکی فرارویداده می شوند.
برای تعریف امر فیزیکی دو رویکرد مورد توجه بوده است:
۱ - رویکرد نظریه بنیاد ۲ - رویکرد شی بنیاد
🔸️بر اساس رویکرد #نظریه_بنیاد امر فیزیکی اینگونه تعریف می شود:
یکی ویژگی فیزیکی است اگر از ان نوع ویژگی باشد که نظریه فیزیکی درباره اش سخن می گوید ( یا ویژگی ای باشد که بلحاظ متافیزیکی یا منطقی بر ان نوع ویژگی ای که نظریه فیزیکی درباره اش سخن می گوید فرارویداده شده باشد. )
The theory-based conception:
A property is physical iff it is the sort of property that physical theory tells us about.
برای مثال اگر نظریه فیزیکی درباره جرم می گوید جرم داشتن ویژگی فیزیکی است.
🔸️و بر اساس رویکرد #شی_بنیاد امر فیزیکی چنین تعریف می شود:
یک ویژگی فیزیکی است اگر از ان ویژگیهایی باشد که که اشیا فیزیکی نمونه وار و مقوم های انها دارا هستند ( یا ویژگی ای که بلحاظ متافیزیکی و منطقی بر ان ویژگی ای که لازمه تبیین کاملی از ان ویژگی فیزیکی است فرارویداده شده باشد )
اگر صخره یا ستاره مثال بارز اشیای فیزیکی هستند در این صورت ویژگی صخره یا ستاره بودن یک ویژگی فیزیکی است.
یا اگر جرم داشتن برای تبیین کامل ویژگیهای این اشیا فیزیکی بارز لازم است انگاه جرم داشتن یک ویژگی فیزیکی خواهد بود.
The object-based conception:
A property is physical iff it is the sort of property had by paradigmatic physical objects and their constituents.
@ReligionandScience2021
.
Telegram
Science and Religion
طبیعت گرایی روش شناختی با عبارات نیلز #الدرج و یوجین #اسکات می توان اینگونه تعریف کرد:
"اگر تنها یک قاعده باشد که ایده ای را علمی نماید، این است که در تبیین یک پدیده، تنها باید تبیین های طبیعت گرایانه را به کار گرفت و این تبیین ها باید تنها بر مبنای حواس…
"اگر تنها یک قاعده باشد که ایده ای را علمی نماید، این است که در تبیین یک پدیده، تنها باید تبیین های طبیعت گرایانه را به کار گرفت و این تبیین ها باید تنها بر مبنای حواس…
👍2
اشکالات و ایراداتی که بر تعاریف فوق وارد شده است:
۱- دور
۲ - دوگانه یا محذور همپل
۳ - همه روان دار انگاری
۴- شیوه سلبی
۵ - رابطه میان این دو تلقی
۱ ) ایراد دور:
همانطور که با اندکی دقت معلوم می شود در اینجا با تکیه بر مفهوم فیزیکی، فیزیکی بودن تعریف شده است.
در واقع با تعریفی دقیق از نوع تحویل تحلیلی ( reductive analysis ) که ویژگی فیزیکی را بطور جامع و مانع تعریف کند روبرو نیستیم.
۲ ) ایراد محذور همپل ( Hempel's dilemma ):
هر تعریف نظریه بنیاد از فیزیکالیسم یا کاذب است یا بی اهمیت.
اگر نظریات امروز ملاک باشد انگاه کاذب است و اگر فیزیک اینده ملاک باشد بی اهمیت است چون نمی دانیم فیزیک اینده چگونه خواهد بود.
در پاسخ به این اشکال تعریف های ارائه شده را از نوع تعاریف شباهت خانوادگی ویتگنشتاین دانسته اند.
۳ ) ایراد همه روان دار انگاری ( پان سایکیسم ):
اشکالی که دوگانه همپل بر فیزیکالیسم با تعریف نظریه بنیاد وارد می کند، ایراد پان سایکیسم بر تعریف شی بنیاد وارد می کند.
اگر کسی در پاسخ به سوالاتی که معضل آگاهی در برابر فیزیکالیسم قرار داده است پان سایکیسم را برگزیند، در این حالت مثل اعلای یک موجود فیزیکی که در تعریف شی محور فیزیکالیسم مبنای تصمیم گیری است اگاه خواهد بود!
به هر حال اشکال انجاست که در تعریف شی فیزیکی نمونه، هویت ان بطور دقیق معلوم نشده است، و همانطور که در این مثال مشاهده می شود در نهایت تعریفی از شی فیزیکی نمونه بدست خواهد امد که با انچه در ابتدا در ذهن داریم به کل در تقابل و تضاد خواهد بود.
۴ ) ایراد شیوه سلبی:
شکلی از تعریف موجود فیزیکی روش سلبی است. موجودی فیزیکی است اگر و تنها اگر فلان ویژگی را نداشته باشد، برای مثال ذهنی نباشد.
حیات باوری ( vitalism ) را در نظر بگیریم و فرض کنیم صادق باشد. در این صورت آیا حیات داشتن به شیوه فوق یک معیار سلبی برای فیزیکالیسم محسوب می شود یا خیر؟
🔸️ بر اساس مطالب گفته شده بازمی گردیم به مقدمه مطلب که در ان به مباحثات گاه و بیگاه در فضای مجازی بر سر وجود یا عدم موجودات غیرمادی ( سوپرنچرال ) اشاره شده بود، باید توجه کرد که:
۱ ) برای مثال اگر کسی بر اساس تعاریف فلسفه اسلامی از ماده و هویات مادی وارد گفتگو با کسی شود که مادی و فیزیکی بودن را بر اساس تعاریف فوق می شناسد مشکل اصلی پیش روی چنین گفتگویی یکسان نبودن تعریف ان چیزی است که بر سر ان گفتگو می شود. به بیان دیگر عبارات مادی و غیرمادی در چنین گفتگویی به مفاهیمی متفاوت که در لفظ مشترک هستند دلالت می کنند.
۲ ) ابهام در تعریف مادی و فیزیکی مشکلی در برابر هر دوسوی چنین گفتگوهایی است و البته به زعم من بویژه در برابر کسی که از فیزیکالیسم دفاع می کند.
۳ ) ابهام مورد اشاره می تواند بطور خواسته یا ناخواسته به《مغالطه تغییر تعریف》در موضوع مورد مناقشه بیانجامد.
🔸️ به امید خدا در پست بعدی به شماره اخیر نشریه think با عنوان naturalism مراجعه خواهد شد و بر اساس مطالب فوق نمونه هایی از اشکالاتی که قابل اشاره است یا نویسندگان مقالات ان نشریه به انها اشاره کرده اند ذکر خواهد شد.
@ReligionandScience2021
.
۱- دور
۲ - دوگانه یا محذور همپل
۳ - همه روان دار انگاری
۴- شیوه سلبی
۵ - رابطه میان این دو تلقی
۱ ) ایراد دور:
همانطور که با اندکی دقت معلوم می شود در اینجا با تکیه بر مفهوم فیزیکی، فیزیکی بودن تعریف شده است.
در واقع با تعریفی دقیق از نوع تحویل تحلیلی ( reductive analysis ) که ویژگی فیزیکی را بطور جامع و مانع تعریف کند روبرو نیستیم.
۲ ) ایراد محذور همپل ( Hempel's dilemma ):
هر تعریف نظریه بنیاد از فیزیکالیسم یا کاذب است یا بی اهمیت.
اگر نظریات امروز ملاک باشد انگاه کاذب است و اگر فیزیک اینده ملاک باشد بی اهمیت است چون نمی دانیم فیزیک اینده چگونه خواهد بود.
در پاسخ به این اشکال تعریف های ارائه شده را از نوع تعاریف شباهت خانوادگی ویتگنشتاین دانسته اند.
۳ ) ایراد همه روان دار انگاری ( پان سایکیسم ):
اشکالی که دوگانه همپل بر فیزیکالیسم با تعریف نظریه بنیاد وارد می کند، ایراد پان سایکیسم بر تعریف شی بنیاد وارد می کند.
اگر کسی در پاسخ به سوالاتی که معضل آگاهی در برابر فیزیکالیسم قرار داده است پان سایکیسم را برگزیند، در این حالت مثل اعلای یک موجود فیزیکی که در تعریف شی محور فیزیکالیسم مبنای تصمیم گیری است اگاه خواهد بود!
به هر حال اشکال انجاست که در تعریف شی فیزیکی نمونه، هویت ان بطور دقیق معلوم نشده است، و همانطور که در این مثال مشاهده می شود در نهایت تعریفی از شی فیزیکی نمونه بدست خواهد امد که با انچه در ابتدا در ذهن داریم به کل در تقابل و تضاد خواهد بود.
۴ ) ایراد شیوه سلبی:
شکلی از تعریف موجود فیزیکی روش سلبی است. موجودی فیزیکی است اگر و تنها اگر فلان ویژگی را نداشته باشد، برای مثال ذهنی نباشد.
حیات باوری ( vitalism ) را در نظر بگیریم و فرض کنیم صادق باشد. در این صورت آیا حیات داشتن به شیوه فوق یک معیار سلبی برای فیزیکالیسم محسوب می شود یا خیر؟
🔸️ بر اساس مطالب گفته شده بازمی گردیم به مقدمه مطلب که در ان به مباحثات گاه و بیگاه در فضای مجازی بر سر وجود یا عدم موجودات غیرمادی ( سوپرنچرال ) اشاره شده بود، باید توجه کرد که:
۱ ) برای مثال اگر کسی بر اساس تعاریف فلسفه اسلامی از ماده و هویات مادی وارد گفتگو با کسی شود که مادی و فیزیکی بودن را بر اساس تعاریف فوق می شناسد مشکل اصلی پیش روی چنین گفتگویی یکسان نبودن تعریف ان چیزی است که بر سر ان گفتگو می شود. به بیان دیگر عبارات مادی و غیرمادی در چنین گفتگویی به مفاهیمی متفاوت که در لفظ مشترک هستند دلالت می کنند.
۲ ) ابهام در تعریف مادی و فیزیکی مشکلی در برابر هر دوسوی چنین گفتگوهایی است و البته به زعم من بویژه در برابر کسی که از فیزیکالیسم دفاع می کند.
۳ ) ابهام مورد اشاره می تواند بطور خواسته یا ناخواسته به《مغالطه تغییر تعریف》در موضوع مورد مناقشه بیانجامد.
🔸️ به امید خدا در پست بعدی به شماره اخیر نشریه think با عنوان naturalism مراجعه خواهد شد و بر اساس مطالب فوق نمونه هایی از اشکالاتی که قابل اشاره است یا نویسندگان مقالات ان نشریه به انها اشاره کرده اند ذکر خواهد شد.
@ReligionandScience2021
.
booksc.org
Think | download
Think | download | BookSC. Download books for free. Find books
در حاشیه مناظره جناب بروجردیان و جناب زئوس:
《GOD of gaps》 VS 《ATHEIST of gaps》
پرهیز دادن از توسل به خدای حفره ها بطور عموم البته توصیه ای است بجا و معقول.
اما آنجا که پرهیز دادن از خدای حفره ها بجای یک توصیه روش شناختی رنگ و بوی برهانی با نتایج هستی شناسانه کلان بخود می گیرد آنوقت با ادعایی متافیزیکی روبرو هستیم، ادعای متافیزیکی "#فیزیکالیسم".
#پوپر می گوید #ابطال_ناپذیری مرز میان ساینس و متافیزیک است. یکی از مصادیق گزاره های ابطال ناپذیر گزاره هایی است که راستی ازمایی انها به زمان نامعلومی در اینده ارجاع داده می شود و این دقیقا اتفاقی است که در چنگ زدن به مفهوم خدای حفره ها در دفاع از فیزیکالیسم رخ می دهد.
انچه اقای بروجردیان در زمان حدود ۱:۱۵ این مناظره بیان کردند من را بیاد جملاتی از مایکل #اشتراوس فیزیکدان شاغل در سرن انداخت. او در جملات پایانی یکی از پستهای وبلاگش می گوید:
"The non-theist can appeal to what we don't know, an atheism of the gaps, to try to avoid what we have learned from science. But beware. Hiding in the gaps may be a dangerous place to be since the discoveries that have filled the gaps in the past look a lot like what would be predicted by those who believe in the Christian God."
@ReligionandScience2021
.
《GOD of gaps》 VS 《ATHEIST of gaps》
پرهیز دادن از توسل به خدای حفره ها بطور عموم البته توصیه ای است بجا و معقول.
اما آنجا که پرهیز دادن از خدای حفره ها بجای یک توصیه روش شناختی رنگ و بوی برهانی با نتایج هستی شناسانه کلان بخود می گیرد آنوقت با ادعایی متافیزیکی روبرو هستیم، ادعای متافیزیکی "#فیزیکالیسم".
#پوپر می گوید #ابطال_ناپذیری مرز میان ساینس و متافیزیک است. یکی از مصادیق گزاره های ابطال ناپذیر گزاره هایی است که راستی ازمایی انها به زمان نامعلومی در اینده ارجاع داده می شود و این دقیقا اتفاقی است که در چنگ زدن به مفهوم خدای حفره ها در دفاع از فیزیکالیسم رخ می دهد.
انچه اقای بروجردیان در زمان حدود ۱:۱۵ این مناظره بیان کردند من را بیاد جملاتی از مایکل #اشتراوس فیزیکدان شاغل در سرن انداخت. او در جملات پایانی یکی از پستهای وبلاگش می گوید:
"The non-theist can appeal to what we don't know, an atheism of the gaps, to try to avoid what we have learned from science. But beware. Hiding in the gaps may be a dangerous place to be since the discoveries that have filled the gaps in the past look a lot like what would be predicted by those who believe in the Christian God."
@ReligionandScience2021
.
Telegram
Science and Religion
مناظره:
"برهان نظم بر اساس نظریه اطلاعات"
جناب بروجردیان
جناب زئوس
@Followers_of_the_truth_2020
@ReligionandScience2021
"برهان نظم بر اساس نظریه اطلاعات"
جناب بروجردیان
جناب زئوس
@Followers_of_the_truth_2020
@ReligionandScience2021
Forwarded from ارزيابى علمى نظريه تكامل داروينى و منشاء حیات
دوستان عزیز، فیلم سخنرانیهای این فصل از نقد و ارزيابى نئوداروينيسم و نظريه هاى منشاء حيات در آپارات قرار داده شده. علاقمندان میتوانند سخنرانیها را در این کانال آپارات دنبال کنند.
https://www.aparat.com/evolutionfarsi
١. آغاز اولین سلولها، سوپ، پیتزا و ذهن
پرفسور پیتر ایمینگ ، استاد شیمی فارماکولوژی دانشگاه هاله آلمان
موضوع: نقد نظریه سوپ اولیه
٢. نئوداروينيسم در ترازوى زيست شناسى تجربى و ديرينه شناسى
دكتر گونتر بشلى مدیر ارشد موسسه بیوکامپلسکسیتی و تلئولوژی اتریش
موضوع: نقد نئوداروینیسم
٣. منشاء حیات (فیلم جایگزین با پانویس فارسی)
پرفسور جیمز تور، استاد شیمی و نانوتکنولوژی دانشگاه رایس، پژوهشگر برتر آمریکا در سال ۲۰۱۳
موضوع: نقد دیدگاه های تکاملی منشاء حیات
٤. پنج مشاهده درباره آغاز و ساختار کیهان شگفت انگیز ما
دكتر الکساندر فینک، مدیر موسسه علم و دین آلمان
موضوع: کیهان شناسی و تنظیم دقیق
٥. براهینی برای طراحی هوشمند در زیست شناسی
پرفسور مایکل بیهی، استاد دانشگاه لیهای پنسیلوانیای آمریکا
موضوع: نقد نئوداروینیسم و ارائه نظریه بدیل طراحی هوشمند
٦. چگونه جهان میتواند به آگاهی از خود برسد؟
دکتر ابراهیم آزادگان, رییس دانشکده فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف
موضوع: نقد نئوداروینیسم از دیدگاه خودآگاهی انسان
٧. مساله "درد" از منظر پزشکی, روانی و اجتماعی
پرفسور پیتر ایمینگ ، استاد شیمی فارماکولوژی دانشگاه هاله آلمان
موضوع: بررسی عوامل سوبژکتیو درد در آگاهی
با سپاس و تشکر فراوان از همکاری و حمایت معنوی:
گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف
سرای زیست شناسی اصفهان
خانه حکمت
دانشگاه اصفهان
برای اطلاعات از سخنرانیهای آینده در کانال زیر عضو شوید
@Origin_of_Life_Lectures
https://www.aparat.com/evolutionfarsi
١. آغاز اولین سلولها، سوپ، پیتزا و ذهن
پرفسور پیتر ایمینگ ، استاد شیمی فارماکولوژی دانشگاه هاله آلمان
موضوع: نقد نظریه سوپ اولیه
٢. نئوداروينيسم در ترازوى زيست شناسى تجربى و ديرينه شناسى
دكتر گونتر بشلى مدیر ارشد موسسه بیوکامپلسکسیتی و تلئولوژی اتریش
موضوع: نقد نئوداروینیسم
٣. منشاء حیات (فیلم جایگزین با پانویس فارسی)
پرفسور جیمز تور، استاد شیمی و نانوتکنولوژی دانشگاه رایس، پژوهشگر برتر آمریکا در سال ۲۰۱۳
موضوع: نقد دیدگاه های تکاملی منشاء حیات
٤. پنج مشاهده درباره آغاز و ساختار کیهان شگفت انگیز ما
دكتر الکساندر فینک، مدیر موسسه علم و دین آلمان
موضوع: کیهان شناسی و تنظیم دقیق
٥. براهینی برای طراحی هوشمند در زیست شناسی
پرفسور مایکل بیهی، استاد دانشگاه لیهای پنسیلوانیای آمریکا
موضوع: نقد نئوداروینیسم و ارائه نظریه بدیل طراحی هوشمند
٦. چگونه جهان میتواند به آگاهی از خود برسد؟
دکتر ابراهیم آزادگان, رییس دانشکده فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف
موضوع: نقد نئوداروینیسم از دیدگاه خودآگاهی انسان
٧. مساله "درد" از منظر پزشکی, روانی و اجتماعی
پرفسور پیتر ایمینگ ، استاد شیمی فارماکولوژی دانشگاه هاله آلمان
موضوع: بررسی عوامل سوبژکتیو درد در آگاهی
با سپاس و تشکر فراوان از همکاری و حمایت معنوی:
گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف
سرای زیست شناسی اصفهان
خانه حکمت
دانشگاه اصفهان
برای اطلاعات از سخنرانیهای آینده در کانال زیر عضو شوید
@Origin_of_Life_Lectures
《طبیعت گرایی و حاشیه دیگری بر مناظره بروجردیان-زئوس》
در این پست به بررسی معیار تشخیص آن چیزی که از منظر آموزه های فیزکالیسم فیزیکی محسوب می شوند پرداخته شد و ابهامات و ایراداتی که بر این تعریف وارد شده است تشریح شد.
اکنون قصد آن داریم با مراجعه به ویژه نامه طبیعت گرایی مجله think نمونه هایی از مشکلاتی که این ابهامات برای طبیعت گرایان بوجود می آورد را بررسی کنیم.
🔸️ دومین مقاله این مجموعه به قلم خانم #انتونی_لوئیس "طبیعت گرایی چیست؟" نام دارد.
خانم لوئیس صراحتا می گوید به وجود امثال خدا یا روح باور ندارد ولی ادامه می دهد نه بدلیل اینکه آنها جز موجودات طبیعی نیستند چرا که تعریف مبنایی روشنی برای تمایز بین آنچه طبیعی است از آنچه طبیعی نیست در اختیار ندارد.
In fact, I do not believe in God or souls or miracles, nor do I believe in telepathy. But it’s important to understand why. I do not deny the existence of any of these things because they are ‘supernatural’ – I can’t say that because, as I explained, I don’t have any substantive definition of ‘nature’ that would entail that certain kinds of things are not or cannot be part of nature.
او به عنوان مثال مفاهیمی مانند تله پاتی یا ارتباط با مردگان را نام می برد که نمونه های بارز باورهای فراطبیعی تلقی شده اند اما در همان حال تلاش طولانی و ریشه داری برای تبیین علمی آن پدیده ها وجود داشته است.
در ادامه او برداشت خاصی از طبیعت گرایی بنام #طبیعت_گرایی_علمی را معرفی می کند، مدعای این شکل از طبیعت گرایی آن است که ساینس داور نهایی همه حقایق و معارف است.
#Scientistic_Naturalism: Science is the arbiter of all truth and all knowledge.
ملاحظه می شود که این تلقی از طبیعت گرایی در میان تعدادی از سوال کنندگان در مناظره جناب #بروجردیان و جناب #زئوس باوری پذیرفته شده بود.
نویسنده خداناباور مقاله در ادامه به شدت این شکل از طبیعت گرایی را نقد و نفی می کند. در این رابطه از جمله می توان به این دلایل اشاره کرد:
-- روشها و متدهای ساینس خیلی واضح و مشخص نیستند.
-- دانشمندان در عمل به همان متدهای علمی هم همیشه مقید نیستند.
-- دلیلی ندارد که ساینس را تنها راه کسب معرفت بدانیم.
همچنین از جمله می گوید طبیعت گرایی علمی جزئی از هیچ تئوری علمی نیست بلکه یک نگرش مشخص به علم است که از یک ادای احترام تنها پا را فراتر گذاشته است.
Scientistic Naturalism is not a part of any scientific theory; rather, it is an expression of a certain attitude towards science, one that goes far beyond mere respect.
در نهایت بازگویی این جمله خانم لوئیس کاملا در تحلیل بهتر آن مناظره کمک کننده است:
And that is my basic problem. Naturalism seems to be a faith that the sort of problematic issues I have mentioned can all one day be resolved by improved scientific methods.
"اشکال اصلی من آن است که بنظر می رسد این بیشتر یک #باور_ایمانی باشد که موارد دردسر ساز فوق همگی روزی با کمک تکنیکهای بهبود یافته علمی پاسخ داده خواهند شد."
🔸️ مقاله دیگری از این مجموعه به قلم #استیون_لاو "طبیعت گرایی تئیسم دوگانه ای کاذب" نام دارد.
نویسنده به نتیجه تحقیقی درباره نگرش اساتید و فارغ التحصیلان فلسفه اشاره می کند که بر اساس نتایج ان حدود ۱۵ درصد تحقیق شوندگان تئیست و ۵۰ درصد نچرالیست بودند یعنی ۳۵ درصد تحقیق شوندگان نه تئیست و نه نچرالیست بوده اند.
نویسنده خود را در زمره آن گروه سوم می داند و علت اصلی چنین موضعی را ابهام در معنی موجود طبیعی معرفی می کند.
نویسنده از چهار M نام می برد که طبیعت گرایی در تبیین آنها با مشکل روبرو می شود:
Mind, Moral valves, Modal, Mathematics
نویسنده می گوید اگر کسی سوال کند که پاسخ طبیعت گرایی برای تبیین این موارد کدام است پاسخ من نمی دانم خواهد بود و البته ادامه می دهد این پاسخ نداشتن در موضع اتئیستی من بی تاثیر خواهد بود.
در نهایت این جملات مقاله تامل برانگیز است:
Philosophical doubts about naturalism tend to spring, first, from concerns about whether ‘naturalism’ is even a well-defined term. What is naturalism? A common first port of call is to say that naturalism consists in the rejection of belief in the supernatural. But what is the supernatural? Why, it’s that which isn’t natural, of course! But these explanations are, as they stand, entirely circular and uninformative
"طبیعت گرایی در برگیرنده نفی هویات ماورای طبیعی است، اما ماورای طبیعی چیست و چرا؟ پاسخ البته ان است که آنچیزی که طبیعی نباشد." از نظر نویسنده "این توضیح کاملا دوری و خالی از محتواست!"
@ReligionandScience2021
در این پست به بررسی معیار تشخیص آن چیزی که از منظر آموزه های فیزکالیسم فیزیکی محسوب می شوند پرداخته شد و ابهامات و ایراداتی که بر این تعریف وارد شده است تشریح شد.
اکنون قصد آن داریم با مراجعه به ویژه نامه طبیعت گرایی مجله think نمونه هایی از مشکلاتی که این ابهامات برای طبیعت گرایان بوجود می آورد را بررسی کنیم.
🔸️ دومین مقاله این مجموعه به قلم خانم #انتونی_لوئیس "طبیعت گرایی چیست؟" نام دارد.
خانم لوئیس صراحتا می گوید به وجود امثال خدا یا روح باور ندارد ولی ادامه می دهد نه بدلیل اینکه آنها جز موجودات طبیعی نیستند چرا که تعریف مبنایی روشنی برای تمایز بین آنچه طبیعی است از آنچه طبیعی نیست در اختیار ندارد.
In fact, I do not believe in God or souls or miracles, nor do I believe in telepathy. But it’s important to understand why. I do not deny the existence of any of these things because they are ‘supernatural’ – I can’t say that because, as I explained, I don’t have any substantive definition of ‘nature’ that would entail that certain kinds of things are not or cannot be part of nature.
او به عنوان مثال مفاهیمی مانند تله پاتی یا ارتباط با مردگان را نام می برد که نمونه های بارز باورهای فراطبیعی تلقی شده اند اما در همان حال تلاش طولانی و ریشه داری برای تبیین علمی آن پدیده ها وجود داشته است.
در ادامه او برداشت خاصی از طبیعت گرایی بنام #طبیعت_گرایی_علمی را معرفی می کند، مدعای این شکل از طبیعت گرایی آن است که ساینس داور نهایی همه حقایق و معارف است.
#Scientistic_Naturalism: Science is the arbiter of all truth and all knowledge.
ملاحظه می شود که این تلقی از طبیعت گرایی در میان تعدادی از سوال کنندگان در مناظره جناب #بروجردیان و جناب #زئوس باوری پذیرفته شده بود.
نویسنده خداناباور مقاله در ادامه به شدت این شکل از طبیعت گرایی را نقد و نفی می کند. در این رابطه از جمله می توان به این دلایل اشاره کرد:
-- روشها و متدهای ساینس خیلی واضح و مشخص نیستند.
-- دانشمندان در عمل به همان متدهای علمی هم همیشه مقید نیستند.
-- دلیلی ندارد که ساینس را تنها راه کسب معرفت بدانیم.
همچنین از جمله می گوید طبیعت گرایی علمی جزئی از هیچ تئوری علمی نیست بلکه یک نگرش مشخص به علم است که از یک ادای احترام تنها پا را فراتر گذاشته است.
Scientistic Naturalism is not a part of any scientific theory; rather, it is an expression of a certain attitude towards science, one that goes far beyond mere respect.
در نهایت بازگویی این جمله خانم لوئیس کاملا در تحلیل بهتر آن مناظره کمک کننده است:
And that is my basic problem. Naturalism seems to be a faith that the sort of problematic issues I have mentioned can all one day be resolved by improved scientific methods.
"اشکال اصلی من آن است که بنظر می رسد این بیشتر یک #باور_ایمانی باشد که موارد دردسر ساز فوق همگی روزی با کمک تکنیکهای بهبود یافته علمی پاسخ داده خواهند شد."
🔸️ مقاله دیگری از این مجموعه به قلم #استیون_لاو "طبیعت گرایی تئیسم دوگانه ای کاذب" نام دارد.
نویسنده به نتیجه تحقیقی درباره نگرش اساتید و فارغ التحصیلان فلسفه اشاره می کند که بر اساس نتایج ان حدود ۱۵ درصد تحقیق شوندگان تئیست و ۵۰ درصد نچرالیست بودند یعنی ۳۵ درصد تحقیق شوندگان نه تئیست و نه نچرالیست بوده اند.
نویسنده خود را در زمره آن گروه سوم می داند و علت اصلی چنین موضعی را ابهام در معنی موجود طبیعی معرفی می کند.
نویسنده از چهار M نام می برد که طبیعت گرایی در تبیین آنها با مشکل روبرو می شود:
Mind, Moral valves, Modal, Mathematics
نویسنده می گوید اگر کسی سوال کند که پاسخ طبیعت گرایی برای تبیین این موارد کدام است پاسخ من نمی دانم خواهد بود و البته ادامه می دهد این پاسخ نداشتن در موضع اتئیستی من بی تاثیر خواهد بود.
در نهایت این جملات مقاله تامل برانگیز است:
Philosophical doubts about naturalism tend to spring, first, from concerns about whether ‘naturalism’ is even a well-defined term. What is naturalism? A common first port of call is to say that naturalism consists in the rejection of belief in the supernatural. But what is the supernatural? Why, it’s that which isn’t natural, of course! But these explanations are, as they stand, entirely circular and uninformative
"طبیعت گرایی در برگیرنده نفی هویات ماورای طبیعی است، اما ماورای طبیعی چیست و چرا؟ پاسخ البته ان است که آنچیزی که طبیعی نباشد." از نظر نویسنده "این توضیح کاملا دوری و خالی از محتواست!"
@ReligionandScience2021
بررسی_دلایل_مرکزیت_و_سکون_زمین_در_اثار_هیئت_د.pdf
975 KB
《بررسی دلایل مرکزیت و سکون زمین در آثار هیئت دوره اسلامی》
دکتر امیر محمد گمینی
@ReligionandScience2021
دکتر امیر محمد گمینی
@ReligionandScience2021
《بررسی دلایل مرکزیت و سکون زمین در آثار هیئت دوره اسلامی》
در چکیده مقاله پیشین دکتر گمینی خواندیم:
"تنها دو مخالفت از سوی ملا مهدی نراقی و محمدحسین شهرستانی وجود دارد که نه به دلایل دینی بلکه بر اساس دانش سنتی ایشان از نجوم و فلسفه طبیعی ارسطویی ابراز شده است."
معمولا می شنویم که قبول نظریه زمین مرکزی در نزد قدما حاصل نگاه انسان محورانه نابجایی است که در دیدگاه های دینی ای که بر جایگاه رفیع انسان تکیه می کنند ریشه دارد. اما دکتر گمینی در مقاله حاضر به بررسی دلایل واقعی پذیرش نظریه زمین مرکزی می پردازد.
#تاریخ #نجوم #گمینی
#چکیده:
دلایل مرکزیت و سکون زمین را، در میان آثار نجومی دوره اسلامی، باید در کتب هیئت یافت. زیرا در این آثار، به کیهان شناسی ریاضی بر اساس هیئت مجسم افلاک و موقعیت زمین در میان آنها پرداخته شده است. این دلایل که در کتاب مجسطی بطلمیوس ریشه دارند، بر مشاهدات و پیش فرض هایی بنا شده اند. در این مقاله تک تک این دلایل مطرح و شرح داده می شوند و با روشی تحلیلی سعی می شود که پیش فرض های این دلایل روشن شوند. این تحلیل دو پیش فرض
حرکت شناختی را نشان میدهد: ۱) اگر متحرک از محرک جدا شود، دیگر به حرکت خود ادامه نخواهد داد و ۲) سرعت سقوط اجسام متناسب با وزنشان است.
@ReligionandScience2021
.
در چکیده مقاله پیشین دکتر گمینی خواندیم:
"تنها دو مخالفت از سوی ملا مهدی نراقی و محمدحسین شهرستانی وجود دارد که نه به دلایل دینی بلکه بر اساس دانش سنتی ایشان از نجوم و فلسفه طبیعی ارسطویی ابراز شده است."
معمولا می شنویم که قبول نظریه زمین مرکزی در نزد قدما حاصل نگاه انسان محورانه نابجایی است که در دیدگاه های دینی ای که بر جایگاه رفیع انسان تکیه می کنند ریشه دارد. اما دکتر گمینی در مقاله حاضر به بررسی دلایل واقعی پذیرش نظریه زمین مرکزی می پردازد.
#تاریخ #نجوم #گمینی
#چکیده:
دلایل مرکزیت و سکون زمین را، در میان آثار نجومی دوره اسلامی، باید در کتب هیئت یافت. زیرا در این آثار، به کیهان شناسی ریاضی بر اساس هیئت مجسم افلاک و موقعیت زمین در میان آنها پرداخته شده است. این دلایل که در کتاب مجسطی بطلمیوس ریشه دارند، بر مشاهدات و پیش فرض هایی بنا شده اند. در این مقاله تک تک این دلایل مطرح و شرح داده می شوند و با روشی تحلیلی سعی می شود که پیش فرض های این دلایل روشن شوند. این تحلیل دو پیش فرض
حرکت شناختی را نشان میدهد: ۱) اگر متحرک از محرک جدا شود، دیگر به حرکت خود ادامه نخواهد داد و ۲) سرعت سقوط اجسام متناسب با وزنشان است.
@ReligionandScience2021
.
Telegram
Science and Religion
چکیده:
بر خلاف کلیشه رایج در باره تقابل علمای امامیه با نجوم جدید در عصر قاجار، تا به حال شاهدی از مخالفت صریح و گسترده علمای امامیه با نجوم جدید بر اساس آموزه های دینی در آن دوران، آن طور که در ماجرای گالیله و کلیسای کاتولیک شاهدش هستیم، یافت نشده است.…
بر خلاف کلیشه رایج در باره تقابل علمای امامیه با نجوم جدید در عصر قاجار، تا به حال شاهدی از مخالفت صریح و گسترده علمای امامیه با نجوم جدید بر اساس آموزه های دینی در آن دوران، آن طور که در ماجرای گالیله و کلیسای کاتولیک شاهدش هستیم، یافت نشده است.…
در گوگل سرچ بفرمایید (MIT opencourseware)؛ تمام دوره های درسی دانشگاه إم آی تی (M.I.T) آمریکا در تمام رشته های اصلی اش به صورت رایگان موجود می باشد. به طور مثال: سلسله جلسات تدریس کوانتوم تئوری توسط پروفسور آدامز «Allan Adams» در دانشگاه إم آی تی (طبق آمار سال 2021، بهترین دانشگاه جهان در تحصیل ریاضیات و فیزیک) یا مؤسسه فناوری ماساچوست «Massachusetts Institute of Technology»:
Lecture 1: Introduction to Superposition
Lecture 2: Experimental Facts of Life
Lecture 3: The Wave Function
Lecture 4: Expectations, Momentum, and Uncertainty
Lecture 5: Operators and the Schrödinger Equation
Lecture 6: Time Evolution and the Schrödinger Equation
Lecture 7: More on Energy Eigenstates
Lecture 8: Quantum Harmonic Oscillator
Lecture 9: Operator Methods for the Harmonic Oscillator
Lecture 10: Clicker Bonanza and Dirac Notation
Lecture 11: Dispersion of the Gaussian and the Finite Well
Lecture 12: The Dirac Well and Scattering off the Finite Step
Lecture 13: More on Scattering
Lecture 14: Resonance and the S-Matrix
Lecture 15: Eigenstates of the Angular Momentum Part 1
Lecture 16: Eigenstates of the Angular Momentum Part 2
Lecture 17: More on Central Potentials
Lecture 18: "Hydrogen" and its Discontents
Lecture 19: Identical Particles
Lecture 20: Periodic Lattices Part 1
Lecture 21: Periodic Lattices Part 2
Lecture 22: Metals, Insulators, and Semiconductors
Lecture 23: More on Spin
Lecture 24: Entanglement: QComputing, EPR, and Bell's Theorem
@ReligionandScience2021
Lecture 1: Introduction to Superposition
Lecture 2: Experimental Facts of Life
Lecture 3: The Wave Function
Lecture 4: Expectations, Momentum, and Uncertainty
Lecture 5: Operators and the Schrödinger Equation
Lecture 6: Time Evolution and the Schrödinger Equation
Lecture 7: More on Energy Eigenstates
Lecture 8: Quantum Harmonic Oscillator
Lecture 9: Operator Methods for the Harmonic Oscillator
Lecture 10: Clicker Bonanza and Dirac Notation
Lecture 11: Dispersion of the Gaussian and the Finite Well
Lecture 12: The Dirac Well and Scattering off the Finite Step
Lecture 13: More on Scattering
Lecture 14: Resonance and the S-Matrix
Lecture 15: Eigenstates of the Angular Momentum Part 1
Lecture 16: Eigenstates of the Angular Momentum Part 2
Lecture 17: More on Central Potentials
Lecture 18: "Hydrogen" and its Discontents
Lecture 19: Identical Particles
Lecture 20: Periodic Lattices Part 1
Lecture 21: Periodic Lattices Part 2
Lecture 22: Metals, Insulators, and Semiconductors
Lecture 23: More on Spin
Lecture 24: Entanglement: QComputing, EPR, and Bell's Theorem
@ReligionandScience2021
MIT OpenCourseWare
Lecture 1: Introduction to Superposition | Quantum Physics I | Physics | MIT OpenCourseWare
MIT OpenCourseWare is a web based publication of virtually all MIT course content. OCW is open and available to the world and is a permanent MIT activity
Science and Religion
🎯 یادداشت | #سانسور | حذف فصلی از کتاب برندۀ جایزۀ مصطفی (ص) در رابطه با علم و دین. 🔸پروفسور کامران وفا ( استاد فیزیک نظری دانشگاه هاروارد ) کتابی را در سال ۲۰۲۰ با عنوان «Puzzles to Unravel the Universe» منتشر کردند. این کتاب توسط دکتر ارفعی ( استاد فیزیک…
👈 برخی نکاتی از فصل ترجمه نشده و سانسور شده علم و دین کتاب پروفسور کامران وفا ( این نکات توسط دکتر خطیری ترجمه شده است ):
♦️ الهام برای علم از منبع دین
"Scientists often ask questions that are shaped by religious views. Even if one is interested in pure science, and perhaps for the sake of science , we should not try to eliminate religion outright –and prevent it from entering the conversation– as it may serve as a source of inspiration."
«دانشمندان اغلب سوالاتی را مطرح می کنند که بر اساس دیدگاه های دینی شکل گرفته اند. حتی اگر کسی به علم محض علاقه دارد، و شاید بخاطر علم، ما نباید سعی کنیم دین را کاملاً حذف کنیم -و از ورود آن به گفتگو جلوگیری کنیم- زیرا ممکن است منبع الهام باشد.»
♦️ علم٬ اسلام و قرآن
Another example of the beneficial role of religion concerns the rise of science during the height of the Islamic civilization about a thousand years ago, which has been attributed to the fact that many of the scientists at the time were inspired by the teachings of Islam and the Quran.
یک مثال دیگر از نقش مفید دین مربوط به ظهور علم در اوج #تمدن_اسلامی در حدود هزار سال پیش است٬ که نشان از این حقیقت دارد که بسیاری از دانشمندان آن دوره تحت تأثیرات آموزه های اسلام و قرآن بوده اند.
♦️ علم و اثر پذیری از فلسفه و فرهنگ
A closely related topic is the role of philosophy in science. Today, the pragmatism of American culture has influenced science greatly. Nowadays, scientists rarely talk about philosophy, and in fact many of them tend to look down on philosophy. This is probably rooted in American pragmatism. If you look back at the deliberations over quantum mechanics by Einstein, Heisenberg and other early practitioners, much of the discussion was philosophical in nature. This is rarely the case today among leading physicists. However, if you look deeply, you see that most scientists are influenced by philosophical principles, whether they admit it or not. Many scientists are perhaps unknowingly amateur philosophers! Philosophical principles can (and do) replace religious views for some scientists.
موضوعی که بشدت مرتبط است، نقش فلسفه در علم است. امروزه فرهنگ عملگرای آمریکایی تاثیر فراوانی بر علم گذاشته است. امروزه دانشمندان به ندرت در مورد فلسفه صحبت می کنند و در واقع بسیاری از آنها تمایل دارند که فلسفه را تحقیر کنند. این احتمالاً ریشه در پراگماتیسم آمریکایی دارد. اگر به بحث های مربوط به مکانیک کوانتومی توسط اینشتین، هایزنبرگ و سایرین نگاهی بیندازید، بیشتر بحثها ماهیت فلسفی داشت. امروزه در میان فیزیکدانان برجسته به ندرت چنین است. با این حال، اگر به طور عمیق بنگرید، می بینید که اکثر دانشمندان چه بپذیرند و چه نپذیرند، تحت تأثیر اصول فلسفی هستند. شاید بسیاری از دانشمندان به شکل نادانسته ای فیلسوفانی آماتور باشند! اصول فلسفی می تواند جایگزین دیدگاه های دینی برای برخی از دانشمندان شود.
🔴 @prof_golshani
@physics25
@ReligionandScience2021
♦️ الهام برای علم از منبع دین
"Scientists often ask questions that are shaped by religious views. Even if one is interested in pure science, and perhaps for the sake of science , we should not try to eliminate religion outright –and prevent it from entering the conversation– as it may serve as a source of inspiration."
«دانشمندان اغلب سوالاتی را مطرح می کنند که بر اساس دیدگاه های دینی شکل گرفته اند. حتی اگر کسی به علم محض علاقه دارد، و شاید بخاطر علم، ما نباید سعی کنیم دین را کاملاً حذف کنیم -و از ورود آن به گفتگو جلوگیری کنیم- زیرا ممکن است منبع الهام باشد.»
♦️ علم٬ اسلام و قرآن
Another example of the beneficial role of religion concerns the rise of science during the height of the Islamic civilization about a thousand years ago, which has been attributed to the fact that many of the scientists at the time were inspired by the teachings of Islam and the Quran.
یک مثال دیگر از نقش مفید دین مربوط به ظهور علم در اوج #تمدن_اسلامی در حدود هزار سال پیش است٬ که نشان از این حقیقت دارد که بسیاری از دانشمندان آن دوره تحت تأثیرات آموزه های اسلام و قرآن بوده اند.
♦️ علم و اثر پذیری از فلسفه و فرهنگ
A closely related topic is the role of philosophy in science. Today, the pragmatism of American culture has influenced science greatly. Nowadays, scientists rarely talk about philosophy, and in fact many of them tend to look down on philosophy. This is probably rooted in American pragmatism. If you look back at the deliberations over quantum mechanics by Einstein, Heisenberg and other early practitioners, much of the discussion was philosophical in nature. This is rarely the case today among leading physicists. However, if you look deeply, you see that most scientists are influenced by philosophical principles, whether they admit it or not. Many scientists are perhaps unknowingly amateur philosophers! Philosophical principles can (and do) replace religious views for some scientists.
موضوعی که بشدت مرتبط است، نقش فلسفه در علم است. امروزه فرهنگ عملگرای آمریکایی تاثیر فراوانی بر علم گذاشته است. امروزه دانشمندان به ندرت در مورد فلسفه صحبت می کنند و در واقع بسیاری از آنها تمایل دارند که فلسفه را تحقیر کنند. این احتمالاً ریشه در پراگماتیسم آمریکایی دارد. اگر به بحث های مربوط به مکانیک کوانتومی توسط اینشتین، هایزنبرگ و سایرین نگاهی بیندازید، بیشتر بحثها ماهیت فلسفی داشت. امروزه در میان فیزیکدانان برجسته به ندرت چنین است. با این حال، اگر به طور عمیق بنگرید، می بینید که اکثر دانشمندان چه بپذیرند و چه نپذیرند، تحت تأثیر اصول فلسفی هستند. شاید بسیاری از دانشمندان به شکل نادانسته ای فیلسوفانی آماتور باشند! اصول فلسفی می تواند جایگزین دیدگاه های دینی برای برخی از دانشمندان شود.
🔴 @prof_golshani
@physics25
@ReligionandScience2021
🔹بینهایت در ریاضی
شیوه کار کردن با بینهایت در ریاضیات، نزد فیلسوفان ریاضی و ریاضیدانان حرفهای متفاوت است. این مفهوم در ریاضی نیز بحث انگیز است.
در نزد ریاضیدانان حرفهای، بینهایت در مجموعهها رخ میدهد و با این مفهوم طبق اصول موضوعه پذیرفته شده در باره مجموعهها رفتار میشود. در این اصول موضوعه، جهانی از مجموعهها، توصیف میشود که ریاضیدانان حرفهای فرض میکنند در چنین جهانی زندگی میکنند و حرفهایشان در مورد چنین جهانی است. متناهی و نامتناهی هم یکی از مفاهیم این جهان است که اصول موضوعه چگونگی کار کردن با آن را مشخص کرده است.
اینکه چنین جهانی وجود دارد یا نه، مورد بحث ریاضیدانان حرفهای نیست و قبول آن به صورت یک موضع فلسفی مورد قبول ریاضیدانان حرفهای است که افلاطون گرایی در ریاضی نامیده میشود.
در واقع ریاضیدانان حرفهای خود را دارای شهودی میدانند که قدرت درک و فهم نامتناهی را دارند و اصول موضوعه نظریه مجموعهها نیز به خوبی ویژگی اساسی مجموعههای نامتناهی را مشخص کرده است و دقیقا بر اساس این ویژگیها در مورد مجموعههای نامتناهی صحبت میشود و قضیه ساخته میشود.👇👇👇
@ReligionandScience2021
شیوه کار کردن با بینهایت در ریاضیات، نزد فیلسوفان ریاضی و ریاضیدانان حرفهای متفاوت است. این مفهوم در ریاضی نیز بحث انگیز است.
در نزد ریاضیدانان حرفهای، بینهایت در مجموعهها رخ میدهد و با این مفهوم طبق اصول موضوعه پذیرفته شده در باره مجموعهها رفتار میشود. در این اصول موضوعه، جهانی از مجموعهها، توصیف میشود که ریاضیدانان حرفهای فرض میکنند در چنین جهانی زندگی میکنند و حرفهایشان در مورد چنین جهانی است. متناهی و نامتناهی هم یکی از مفاهیم این جهان است که اصول موضوعه چگونگی کار کردن با آن را مشخص کرده است.
اینکه چنین جهانی وجود دارد یا نه، مورد بحث ریاضیدانان حرفهای نیست و قبول آن به صورت یک موضع فلسفی مورد قبول ریاضیدانان حرفهای است که افلاطون گرایی در ریاضی نامیده میشود.
در واقع ریاضیدانان حرفهای خود را دارای شهودی میدانند که قدرت درک و فهم نامتناهی را دارند و اصول موضوعه نظریه مجموعهها نیز به خوبی ویژگی اساسی مجموعههای نامتناهی را مشخص کرده است و دقیقا بر اساس این ویژگیها در مورد مجموعههای نامتناهی صحبت میشود و قضیه ساخته میشود.👇👇👇
@ReligionandScience2021
Science and Religion
🔹بینهایت در ریاضی شیوه کار کردن با بینهایت در ریاضیات، نزد فیلسوفان ریاضی و ریاضیدانان حرفهای متفاوت است. این مفهوم در ریاضی نیز بحث انگیز است. در نزد ریاضیدانان حرفهای، بینهایت در مجموعهها رخ میدهد و با این مفهوم طبق اصول موضوعه پذیرفته شده در باره…
اما دسته ای از فیلسوفان ریاضی که تحت عنوان مکتب شهودگرایی هستند، در مورد اشیاء ذهنی سخن میگویند و به بینهایت تحقق یافته از اشیاء ذهنی قائل نیستند. در این مکتب تعداد اشیاء ذهنی تحقق یافته، حداکثر متناهی است و بینهایت تحقق یافته مورد پذیرش نیست. در این مکتب، نامتناهی در حد یک الگوریتم تولید اشیا ذهنی مورد قبول است که میتواند پس از طی زمان بینهایت، بینهایت شیی تولید کند. البته چون بینهایت زمان نداریم، بینهایت شیی تحقق یافته هم نخواهیم داشت. با این نگرش، مفهوم بینهایت در حد یک الگوریتم تولید، مورد پذیرش قرار میگیرد و از این طریق مفاهیم مهمی قابل بیان میشود و ابزارهای اساسی مورد نیاز سایر قسمتهای ریاضی فراهم میشود.
در هر صورت، جهان موجودات ریاضی یک جهان ذهنی و تصوری است و بینهایت آن نیز ذهنی است. در ریاضی انواعی از بینهایت ها را داریم که برخی از برخی دیگر بزرگترند بینهایت های ریاضی، جا را برای یکدیگر تنگ نمیکنند و اینطور نیست که یک مجموعه نامتناهی باعث شود مجموعه نامتناهی دیگری به وجود نیاید. اصطلاح حد و حدود که بیشتر در اجسام فیزیکی کاربرد دارد در ریاضی معنایی ندارد و هیچ مجموعهای مانند اجسام نیست که حد و حدودی را معین کرده باشد.
در واقع جهان ریاضی جهان انواع امکانات است که هر ساختار سازگاری از مفروضات در آن قابل طرح و بررسی است. به همین دلیل ریاضیات محض و وقایع ریاضی محض هیچ خبری در باره واقعیات فیزیکی را بیان نمیکنند.
ارتباط ریاضیات با فیزیک از طریق مفروضاتی است که اگر در جهان فیزیکی درست باشند آنگاه نتایج ریاضی آن مفروضات هم درست خواهند بود.
👤ناصر بروجردیان
@ReligionandScience2021
در هر صورت، جهان موجودات ریاضی یک جهان ذهنی و تصوری است و بینهایت آن نیز ذهنی است. در ریاضی انواعی از بینهایت ها را داریم که برخی از برخی دیگر بزرگترند بینهایت های ریاضی، جا را برای یکدیگر تنگ نمیکنند و اینطور نیست که یک مجموعه نامتناهی باعث شود مجموعه نامتناهی دیگری به وجود نیاید. اصطلاح حد و حدود که بیشتر در اجسام فیزیکی کاربرد دارد در ریاضی معنایی ندارد و هیچ مجموعهای مانند اجسام نیست که حد و حدودی را معین کرده باشد.
در واقع جهان ریاضی جهان انواع امکانات است که هر ساختار سازگاری از مفروضات در آن قابل طرح و بررسی است. به همین دلیل ریاضیات محض و وقایع ریاضی محض هیچ خبری در باره واقعیات فیزیکی را بیان نمیکنند.
ارتباط ریاضیات با فیزیک از طریق مفروضاتی است که اگر در جهان فیزیکی درست باشند آنگاه نتایج ریاضی آن مفروضات هم درست خواهند بود.
👤ناصر بروجردیان
@ReligionandScience2021
🔹پارادکس بنیادین آتئیسم
اعتقاد زیربنایی آتئیسم، عدم وجود خداست. این اعتقاد به طور منطقی نتایجی را برای جایگاه انسان در جهان دربردارد که از درون آتئیسم را دچار پارادکس میکند.
در نگاه اول، آتئیسم با به زیر کشیدن خدا از مرکزیت جهان، انسان را در مرکز درک و فهم هستی قرار میدهد. از این طریق، آتئیسم خود را مفتخر به بالا بردن انسان و ایجاد والایی و افتخار برای انسان معرفی میکند. اما واقعیت غیر از این است.
توهم من: انسان در دیدگاه آتئیستی چگونه موجودی است و چه رسالتی بر عهده دارد؟ در آتئیسم، انسان سیستمی از اتمها و ملکولها است که از طریق فرگشت، گرد هم آمدهاند و به شیوهای ناشناخته این مجموعه در خود احساس هویت یکپارچهای میکند و در خود من را مییابد که قدرت فهمیدن و انتخاب کردن و عمل کردن دارد. در توضیح این فرآیند گفته میشود، من، ساخته و پرداخته مغز انسان است و من، چیزی جز همان اطلاعات و تجربیات این موجود نیست، و من، یک هویت تصنعی برای حفظ یکپارچگی این موجود است که مغز به وجود میآورد.
در زبان، ما نمیتوانیم این موقعیت را توصیف کنیم، چون در جملات زبان، باید پیشاپیش وجود من را پذیرفته باشیم تا این ویژگیهای اطلاعات و تجربه و عمل را به او نسبت دهیم. در تصور منطقی ما از این وضعیت نیز مجموعهای از اطلاعات و تجربیات نمیتوانند به وجود آورنده هویت باشند و این ویژگیها باید تعلق به چیزی داشته باشند.
ممکن است گفته شود که هویت اصلی، همان مغز است که به خودی خود متمایل به هیچ گرایش یا شخصیت خاصی نیست و این اطلاعات و تجربه است که برای او هویتی میسازند که من هر انسانی را تشکیل میدهند. این سخن، همان ایده جامعه گرایی است که انسان را لوح سفیدی میداند که جامعه روی آن نقش خود را قرار میدهد.
اگر این دیدگاه را بپذیریم، من انسانی چیزی جز یک توهم و آلت دست طبیعت وجامعه چیز دیگری نخواهد بود. در این دیدگاه، اینکه فردی را دارای اندیشه بدانیم که قدرت تفکر و تجزیه و تحلیل دارد و میتواند معنی و هستی خود را دریابد و به درستی یا نادرستی افکار خود واقف شود، حرفی بیمعنا است. زیرا باید پرسید، این من کیست که چنین قدرتی دارد؟ آیا میتواند خلاف نقشی که جامعه یا تجربیات و اطلاعات بر او زدهاند، عملی انجام دهد و فکری داشته باشد؟ در این صورت، بر اساس کدام ساختار اطلاعاتی، قدرت فکر کردن یافته است؟
شاید بگوییم که مغز دارای یک ساختار بنیادین کارخانهای است که هر نقشی را نمیپذیرد و فقط نقشهایی را میپذیرد که با تنظیمات کارخانهای اولیه سازگار باشند. این تنظیمات کارخانهای را همان عقل و منطق مینامند و ظاهراً برای آنکه از بی پایگی تفکرات انسانی رهایی یابیم، مجبوریم آنرا بپذیریم. در آتئیسم میتوان این تنظیمات اولیه کارخانهای را در فرگشت و ژنها جستجو کرد. اما طبق مدعای فرگشتی، تمام این تنظیمات در جهت حفظ بقا است و قرار نیست به هیچ حقیقتی منجر شوند. ما به گونهای تنظیم شدهایم که توانایی زندگی در جهان را داشته باشیم و تمام افکار و احساسات و قوای فکری و جسمی ما در جهت سازگار شدن با وقایع جهان است، نه آنکه لزوما واقعیتی در پشت آنها باشد. بنابراین، عقل و منطق ما در جهت کشف واقعیات جهان، در ما قرار نگرفتهاند و فقط کاری میکنند که ما از عهده زندگی خود برآییم.
با این توصیفات، عقل و منطق فرگشتی(تنظیمات اولیه کارخانه)، حداکثر چارچوبهایی را برای درک و فهم مغز ایجاد میکنند که در همان چارچوب، انواعی از تفکرات ممکن است شکل بگیرند که همگی همسطح هم هستند و ارجحیتی بر هم ندارند. پس، مجددا هر مغزی با همان نقشهای قرار گرفته بر خود روبرو است که در چارچوب معینی قرار دارند و باز هم من انسانها، چیزی جز مجموعهای از توهمات ساختار یافته نخواهند بود.
توهم اختیار: به طور عادی، انسان موجودی مختار محسوب میشود که مشغول انتخاب بین امکانات مختلفی است که برای او فراهم میشود و مشغول به عمل در آوردن انتخابهای خود در زندگی است. اما در دیدگاه آتئیستی این تفکر، توهمی بیش نیست و سیستم مغزی انسان تحت عمل نرونها مشغول به کار است و نرونها تحت قوانین معینی عمل میکنند و اختیاری در کار نیست و تمام تصمیمات انسانی، تحت کنترل تجربیات پیش آمده است که تاثیر مشخص خود را برای ذهن انسان باقی میگذارند. بنابراین، انسان تحت تاثیر عوامل بیرونی ودرونی (جبری یا تصادفی) تفکری معین را در خود شکل میدهد و عملی معین را به انجام خواهد رسانید.
از این بابت میتوان نتیجهگیری کرد که مغز انسان موجب بروز توهم اختیار برای همان من متوهم خواهد شد تا شخصیتی تصمیمگیرنده برای من متوهم ایجاد کرده باشد. یعنی اختیار، توهمی اندر توهمی دیگر است.
(ادامه👇👇)
@ReligionandScience2021
اعتقاد زیربنایی آتئیسم، عدم وجود خداست. این اعتقاد به طور منطقی نتایجی را برای جایگاه انسان در جهان دربردارد که از درون آتئیسم را دچار پارادکس میکند.
در نگاه اول، آتئیسم با به زیر کشیدن خدا از مرکزیت جهان، انسان را در مرکز درک و فهم هستی قرار میدهد. از این طریق، آتئیسم خود را مفتخر به بالا بردن انسان و ایجاد والایی و افتخار برای انسان معرفی میکند. اما واقعیت غیر از این است.
توهم من: انسان در دیدگاه آتئیستی چگونه موجودی است و چه رسالتی بر عهده دارد؟ در آتئیسم، انسان سیستمی از اتمها و ملکولها است که از طریق فرگشت، گرد هم آمدهاند و به شیوهای ناشناخته این مجموعه در خود احساس هویت یکپارچهای میکند و در خود من را مییابد که قدرت فهمیدن و انتخاب کردن و عمل کردن دارد. در توضیح این فرآیند گفته میشود، من، ساخته و پرداخته مغز انسان است و من، چیزی جز همان اطلاعات و تجربیات این موجود نیست، و من، یک هویت تصنعی برای حفظ یکپارچگی این موجود است که مغز به وجود میآورد.
در زبان، ما نمیتوانیم این موقعیت را توصیف کنیم، چون در جملات زبان، باید پیشاپیش وجود من را پذیرفته باشیم تا این ویژگیهای اطلاعات و تجربه و عمل را به او نسبت دهیم. در تصور منطقی ما از این وضعیت نیز مجموعهای از اطلاعات و تجربیات نمیتوانند به وجود آورنده هویت باشند و این ویژگیها باید تعلق به چیزی داشته باشند.
ممکن است گفته شود که هویت اصلی، همان مغز است که به خودی خود متمایل به هیچ گرایش یا شخصیت خاصی نیست و این اطلاعات و تجربه است که برای او هویتی میسازند که من هر انسانی را تشکیل میدهند. این سخن، همان ایده جامعه گرایی است که انسان را لوح سفیدی میداند که جامعه روی آن نقش خود را قرار میدهد.
اگر این دیدگاه را بپذیریم، من انسانی چیزی جز یک توهم و آلت دست طبیعت وجامعه چیز دیگری نخواهد بود. در این دیدگاه، اینکه فردی را دارای اندیشه بدانیم که قدرت تفکر و تجزیه و تحلیل دارد و میتواند معنی و هستی خود را دریابد و به درستی یا نادرستی افکار خود واقف شود، حرفی بیمعنا است. زیرا باید پرسید، این من کیست که چنین قدرتی دارد؟ آیا میتواند خلاف نقشی که جامعه یا تجربیات و اطلاعات بر او زدهاند، عملی انجام دهد و فکری داشته باشد؟ در این صورت، بر اساس کدام ساختار اطلاعاتی، قدرت فکر کردن یافته است؟
شاید بگوییم که مغز دارای یک ساختار بنیادین کارخانهای است که هر نقشی را نمیپذیرد و فقط نقشهایی را میپذیرد که با تنظیمات کارخانهای اولیه سازگار باشند. این تنظیمات کارخانهای را همان عقل و منطق مینامند و ظاهراً برای آنکه از بی پایگی تفکرات انسانی رهایی یابیم، مجبوریم آنرا بپذیریم. در آتئیسم میتوان این تنظیمات اولیه کارخانهای را در فرگشت و ژنها جستجو کرد. اما طبق مدعای فرگشتی، تمام این تنظیمات در جهت حفظ بقا است و قرار نیست به هیچ حقیقتی منجر شوند. ما به گونهای تنظیم شدهایم که توانایی زندگی در جهان را داشته باشیم و تمام افکار و احساسات و قوای فکری و جسمی ما در جهت سازگار شدن با وقایع جهان است، نه آنکه لزوما واقعیتی در پشت آنها باشد. بنابراین، عقل و منطق ما در جهت کشف واقعیات جهان، در ما قرار نگرفتهاند و فقط کاری میکنند که ما از عهده زندگی خود برآییم.
با این توصیفات، عقل و منطق فرگشتی(تنظیمات اولیه کارخانه)، حداکثر چارچوبهایی را برای درک و فهم مغز ایجاد میکنند که در همان چارچوب، انواعی از تفکرات ممکن است شکل بگیرند که همگی همسطح هم هستند و ارجحیتی بر هم ندارند. پس، مجددا هر مغزی با همان نقشهای قرار گرفته بر خود روبرو است که در چارچوب معینی قرار دارند و باز هم من انسانها، چیزی جز مجموعهای از توهمات ساختار یافته نخواهند بود.
توهم اختیار: به طور عادی، انسان موجودی مختار محسوب میشود که مشغول انتخاب بین امکانات مختلفی است که برای او فراهم میشود و مشغول به عمل در آوردن انتخابهای خود در زندگی است. اما در دیدگاه آتئیستی این تفکر، توهمی بیش نیست و سیستم مغزی انسان تحت عمل نرونها مشغول به کار است و نرونها تحت قوانین معینی عمل میکنند و اختیاری در کار نیست و تمام تصمیمات انسانی، تحت کنترل تجربیات پیش آمده است که تاثیر مشخص خود را برای ذهن انسان باقی میگذارند. بنابراین، انسان تحت تاثیر عوامل بیرونی ودرونی (جبری یا تصادفی) تفکری معین را در خود شکل میدهد و عملی معین را به انجام خواهد رسانید.
از این بابت میتوان نتیجهگیری کرد که مغز انسان موجب بروز توهم اختیار برای همان من متوهم خواهد شد تا شخصیتی تصمیمگیرنده برای من متوهم ایجاد کرده باشد. یعنی اختیار، توهمی اندر توهمی دیگر است.
(ادامه👇👇)
@ReligionandScience2021
👎1
پارادکس اخلاقیات: اخلاقیات فقط در زمینه اختیار معنا دارد. در توهم اختیار، جایی برای اخلاقیات باقی نمیماند. تنها چیزی که برای انسان باقی میماند، فقط اصول رفتاری است که فرگشت و جامعه و تربیت در انسان به طور جبری ایجاد میکند. تغییرات این اصول رفتاری میز تحت تاثیر عوامل جبری دیگریست که ممکن است برای ما ناشناخته باشند ولی در جبری بودن آنها (در دیدگاه آتئیستی) تردیدی نیست. نتیجه مستقیم این مطالب آن است که هر فردی جبرا همانی است که هست و نه نیک است و نه بد است. ولی ممکن است طبق برخی معیارها، برای جامعه مضر باشد یا مفید. مضرها حذف میشوند و مفیدها باقی میمانند (همانند انتخاب طبیعی). احساسات درونی انسانها هم در تحسین یا تقبیح دیگران، حرفی بیمعناست. افراد مضر، فقط کسانی هستند که از کارخانه تولید انسان معیوب بیرون آمدهاند و به همین دلیل باید حذف شوند. حال باید پرسید انسانیت این انسانها در کجا ظاهر میشود؟ این اصطلاح هم توهمات دیگری است برای انسان.
توهم باورها و علم: از عواقب وخیم توهم اختیار، بیاعتباری باورها و علم انسانها است. باورهای انسانها نتیجهای از انتخاب انسانهاست که چه چیزی را باور کنند یا باور نکنند. اگر قرار باشد اختیاری در کار نباشد، باورهای انسان نیز به طور جبری برای او ساخته میشوند و به دلیل تفاوت این باورها نزد افراد مختلف هیچکدام ارجحیتی بر یکدیگر ندارند. بنابراین، باورهای انسانها هم توهماتی هستند که به جبر در انسانها قرار میگیرند و هیچ انسانی در موضع بالاتری قرار ندارد تا بگوید این افکار من است که درست است. در اینجا نیز انسان چیزی جز توهمات خود در اختیار نخواهد. داشت.
علم تجربی هم به طور جبری در انسانها شکل خواهد گرفت و تا آنجا که بین همه مشترک است ممکن است بتوان به آن اعتماد کرد. اما قسمت مشترک علوم در این انسانها در آن حد نیست که افکار نهایی انسان را به طور دقیق مشخص کنند. به همین دلیل است که انواعی از دانشمندان که علم مشترکی هم دارند، افکار و جهانبینی های متفاوتی دارند. محتویات علم نیز مجموعهای از نظریات است که بر طبق روش علمی اطمینان صدر در صدی به درستی آنها نداریم. نهایتا علم نیز توهمی دیگر از جهان بیرونی خواهد شد. تنها فایده این توهمات آن هستند که به ما کمک میکنند که زندگی بهتری را داشته باشیم. در عمل، موجودیت انسان فقط توهمی اندر توهم است و ما باید توهمات خوشخیم را در خود تقویت کنیم و توهمات بدخیم را از خود دور کنیم. اما این کار از یک انسان مجبور برنمیآید و چنین توصیه ای بی معناست.
پارادکس آتئیسم: انسان در تفکر آتئیستی موجودی متوهم است که در توهماتی اندر توهمات قرار دارد. برای چنین موجودی، والایی و کرامت چه معنایی دارد؟ در این دیگاه، انسانیت انسان، خود به خود تباه شده است و دیگر جایی برای سخن گفتن از والایی انسان باقی نمیماند. در این دیدگاه ما فقط با مشتی حیوانات متوهم پیشرفته (از لحاظ عملیاتی) روبرو هستیم که لازم است مدیریتی روی آنها اعمال کنیم که خودشان و دیگران را اذیت نکنند و این حداکثر والایی برای این موجودات است.
تفکر و آزادگی و صداقت و اخلاقیات برای این موجودات فقط ابزارهایی تخیلی هستند که این موجودات خودشان را با آن سرگرم کردهاند و بیجهت با بحث کردن با یکدیگر سعی میکنند که همدیگر را قانع کنند تا هر یک توهم خود را رها کند و به توهم دیگری درآید.
این پارادکس بنیادین آتئیسم است که از یک جهت خود و دیگران را موجوداتی متوهم میداند و از جهت دیگر اصرار دارد که دیگران توهم خود را کنار بگذارند و توهم آتئیستی را بپذیرند!! لابد توهمات آتئیستی خوشخیم هستند و توهمات دیگر بدخیم هستند!!! اگر انسانها مجبورند، این چه توقعی است که از دیگران داریم؟ نهایتا رفتن از یک توهم به توهم دیگر چه فایدهای دارد؟ بهتر است بگذارید هر کس در توهم خود روزگار را بگذراند و در کار دیگران مداخله نکنیم. با این حال آتئیسم، با وجود چنین نتایجی که از اصول آن گرفته میشود، همچنان اصرار دارد بر خلاف جبر موردنظر خود، دیگران، تفکر خود را رها کنند و این تفکر را بپذیرند.
👤ناصر بروجردیان
@ReligionandScience2021
توهم باورها و علم: از عواقب وخیم توهم اختیار، بیاعتباری باورها و علم انسانها است. باورهای انسانها نتیجهای از انتخاب انسانهاست که چه چیزی را باور کنند یا باور نکنند. اگر قرار باشد اختیاری در کار نباشد، باورهای انسان نیز به طور جبری برای او ساخته میشوند و به دلیل تفاوت این باورها نزد افراد مختلف هیچکدام ارجحیتی بر یکدیگر ندارند. بنابراین، باورهای انسانها هم توهماتی هستند که به جبر در انسانها قرار میگیرند و هیچ انسانی در موضع بالاتری قرار ندارد تا بگوید این افکار من است که درست است. در اینجا نیز انسان چیزی جز توهمات خود در اختیار نخواهد. داشت.
علم تجربی هم به طور جبری در انسانها شکل خواهد گرفت و تا آنجا که بین همه مشترک است ممکن است بتوان به آن اعتماد کرد. اما قسمت مشترک علوم در این انسانها در آن حد نیست که افکار نهایی انسان را به طور دقیق مشخص کنند. به همین دلیل است که انواعی از دانشمندان که علم مشترکی هم دارند، افکار و جهانبینی های متفاوتی دارند. محتویات علم نیز مجموعهای از نظریات است که بر طبق روش علمی اطمینان صدر در صدی به درستی آنها نداریم. نهایتا علم نیز توهمی دیگر از جهان بیرونی خواهد شد. تنها فایده این توهمات آن هستند که به ما کمک میکنند که زندگی بهتری را داشته باشیم. در عمل، موجودیت انسان فقط توهمی اندر توهم است و ما باید توهمات خوشخیم را در خود تقویت کنیم و توهمات بدخیم را از خود دور کنیم. اما این کار از یک انسان مجبور برنمیآید و چنین توصیه ای بی معناست.
پارادکس آتئیسم: انسان در تفکر آتئیستی موجودی متوهم است که در توهماتی اندر توهمات قرار دارد. برای چنین موجودی، والایی و کرامت چه معنایی دارد؟ در این دیگاه، انسانیت انسان، خود به خود تباه شده است و دیگر جایی برای سخن گفتن از والایی انسان باقی نمیماند. در این دیدگاه ما فقط با مشتی حیوانات متوهم پیشرفته (از لحاظ عملیاتی) روبرو هستیم که لازم است مدیریتی روی آنها اعمال کنیم که خودشان و دیگران را اذیت نکنند و این حداکثر والایی برای این موجودات است.
تفکر و آزادگی و صداقت و اخلاقیات برای این موجودات فقط ابزارهایی تخیلی هستند که این موجودات خودشان را با آن سرگرم کردهاند و بیجهت با بحث کردن با یکدیگر سعی میکنند که همدیگر را قانع کنند تا هر یک توهم خود را رها کند و به توهم دیگری درآید.
این پارادکس بنیادین آتئیسم است که از یک جهت خود و دیگران را موجوداتی متوهم میداند و از جهت دیگر اصرار دارد که دیگران توهم خود را کنار بگذارند و توهم آتئیستی را بپذیرند!! لابد توهمات آتئیستی خوشخیم هستند و توهمات دیگر بدخیم هستند!!! اگر انسانها مجبورند، این چه توقعی است که از دیگران داریم؟ نهایتا رفتن از یک توهم به توهم دیگر چه فایدهای دارد؟ بهتر است بگذارید هر کس در توهم خود روزگار را بگذراند و در کار دیگران مداخله نکنیم. با این حال آتئیسم، با وجود چنین نتایجی که از اصول آن گرفته میشود، همچنان اصرار دارد بر خلاف جبر موردنظر خود، دیگران، تفکر خود را رها کنند و این تفکر را بپذیرند.
👤ناصر بروجردیان
@ReligionandScience2021
👎1
Forwarded from هستی شناسی.. ( کانال قدیم) (Ahmad Hakim)
«مسائل فلسفی کیهان شناسی» مقاله ای جدید از جورج الیس
بخشی از مقدمه مقاله:
«از یک سو ، کیهان شناسی به یک علم بالغ با مدلهای پیچیده ریاضی و عددی (رایانه ای) تبدیل شده است که توسط مجموعه وسیعی از مشاهدات و تجزیه و تحلیل داده ها پشتیبانی می شود. ما در حال حاضر اطلاعات زیادی در مورد گسترش و تکامل جهان داریم. از سوی دیگر ماهیت تحقیقات علمی به سمت مرزها کشیده شده است، جایی که مفروضات فلسفی به جای داده ها و آزمایشها، نظریه ها را شکل می دهند.»
کاسمولوژیا (Cosmologia) نامی است که الیس بر کیهانشناسی فیزیکی بعلاوه فلسفه آن می نهد.
https://iai.tv/articles/the-philosophical-problems-of-cosmology-auid-1883
@ontology_of_physics
بخشی از مقدمه مقاله:
«از یک سو ، کیهان شناسی به یک علم بالغ با مدلهای پیچیده ریاضی و عددی (رایانه ای) تبدیل شده است که توسط مجموعه وسیعی از مشاهدات و تجزیه و تحلیل داده ها پشتیبانی می شود. ما در حال حاضر اطلاعات زیادی در مورد گسترش و تکامل جهان داریم. از سوی دیگر ماهیت تحقیقات علمی به سمت مرزها کشیده شده است، جایی که مفروضات فلسفی به جای داده ها و آزمایشها، نظریه ها را شکل می دهند.»
کاسمولوژیا (Cosmologia) نامی است که الیس بر کیهانشناسی فیزیکی بعلاوه فلسفه آن می نهد.
https://iai.tv/articles/the-philosophical-problems-of-cosmology-auid-1883
@ontology_of_physics
IAI TV - Changing how the world thinks
The Philosophical Problems of Cosmology
<p><em>Cosmology has made extraordinary progress in recent decades. Yet it now faces some fundamental physical problems and mathematical issues. In addition to these scientific challenges, much of modern cosmology relies on philosophical assumptions that…