📳اسراییل با هک تلفنهای محافظان سران ایرانی، که در بیرون جلسه همراهیشان کرده و حتی در رسانههای اجتماعی پست میگذاشتند، مکان جلسه شورای امنیت ملی را شناسایی کرد. علیرغم قوانین جدید امنیتی، نقض این قوانین توسط فردی که تلفن به داخل جلسه برد، به حمله دقیق اسراییل منجر شد.
نیویورک تایمز
نیویورک تایمز
NY Times
Targeting Iran’s Leaders, Israel Found a Weak Link: Their Bodyguards
Israel was able to track the movements of key Iranian figures and assassinate them during the 12-day war this spring by following the cellphones carried by members of their security forces.
Forwarded from بین دوگانگیها
🔹داوود حشمتی:
نیویورکتایمز در گزارشی ادعا کرده که جلسه شعام که اسرائیل به آن حمله کرد از طریق هک گوشی محافظان صورت گرفته بود.
حواستان باشد، اینها اسمش پروژه فراری دادن نفوذیهاست
همانطور که دردهه ۹۰ باطرح #کلوپ_ترور و مازیار ابراهیمی سیستم را فرستادن دنبال نخود سیاه تا عوامل نفوذی فرار کنند.
https://x.com/heshmatid/status/1961804720357491024?t=_5-EFhYWckVcj1JonTZn8g&s=19
نیویورکتایمز در گزارشی ادعا کرده که جلسه شعام که اسرائیل به آن حمله کرد از طریق هک گوشی محافظان صورت گرفته بود.
حواستان باشد، اینها اسمش پروژه فراری دادن نفوذیهاست
همانطور که دردهه ۹۰ باطرح #کلوپ_ترور و مازیار ابراهیمی سیستم را فرستادن دنبال نخود سیاه تا عوامل نفوذی فرار کنند.
https://x.com/heshmatid/status/1961804720357491024?t=_5-EFhYWckVcj1JonTZn8g&s=19
Forwarded from أخٌفيالله
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از مصاحبه جنایتکار جنگی، وزیرجنگ سایق اسقاطیل با شبکه ۱۲ اسقاطیل
خب، بیاییم درباره ایران صحبت کنیم. تو شش ماه پیش جملهای خیلی قوی گفتی که در ذهنم ماند: گفتی «هیچ دروازهبانی در دروازه ایران نیست» و ما گل زدیم. آیا بازی یک بر صفر به نفع ما تمام شد؟ در وقت اضافهایم؟ کجا ایستادهایم؟
گالانت: من فکر میکنم وقتی درباره موضوع ایران صحبت میکنیم، باید از ابتدا شروع کنیم. من دهههاست که موضوع ایران را میشناسم. بیش از بیست سال است که در نسخههای مختلف کابینه امنیتی مینشینم. وقتی اوایل ۲۰۲۳ به وزارت رسیدم، در همان هفته دوم، سلسله جلساتی را درباره ایران آغاز کردم که ماهها طول کشید. در آن همه مقامات امنیتی نشستند: رئیس ستاد عررررتش، رئیس موساد، رئیس شاباک و همه زیرمجموعههایشان. از آنها خواستم هم تصویر اطلاعاتی عمیق بیاورند و هم طرحهای عملیاتی.
آنچه برایم روشن شد این بود که اساساً روی گزینهای حساب شده بود که محورش عملیات موساد است. مشکلش این بود: اول، به اندازه کافی کشنده نبود. دوم، پیچیدگی و دشواریاش خیلی زیاد بود. چیزی شبیه داستان علمی–تخیلی. و احتمالاً همینطور هم بود، چون اصلاً قابلاجرا نبود.
از اینجا مشکل بزرگتر بیرون میآید: «هماهنگی ساعتها». یعنی ایران میتواند ظرف ماهها تا یک سال به سلاح هستهای برسد، اما این عملیات موساد بارها عقب افتاد و در زمان مناسب آماده نمیشد. میلیاردها سرمایهگذاری میکردیم، منابع اطلاعاتی فراوان که برای موضوعات دیگر لازم بود، صرف آن میشد، و در پایان اصلاً آماده و مؤثر نبود.
پس چه کردی؟
گالانت: من دو اقدام کردم. اول، پس از دیدن تصویر، تیمی از برجستهترین مقامات پیشین امنیتی تشکیل دادم. ریاستش با شائول موفاز بود. با او ژنرالهایی بودند که هرکدام متخصص حوزه خودشان بودند: شکدی (فرمانده پیشین نیروی هوایی)، یدی یائری (فرمانده پیشین نیروی دریایی و مدیرعامل سابق رافائل)، و نیز نیتسان آلون (مرد عملیات ویژه).
این یک «تیم قرمز» بود. آنها گفتند تمام اطلاعات و طرحها را بیاورید. نتیجهشان حتی از من شدیدتر بود: گفتند حتی یک لحظه هم نباید روی این طرح سرمایهگذاری شود.
یعنی تو در واقع به نخستوزیر گفتی طرح موساد بیفایده است؟
گالانت: حتی فراتر. در مارس ۲۰۲۳، درحالیکه ایران به سمت بمب میدوید و اسقاطیل درگیر دعواهای داخلی بر سر اصلاحات قضایی بود، من گفتم این طرح اصلاً نمیتواند برنامه هستهای ایران را متوقف کند.
اما من راهی دیگر یافتم. در پایان صد روز نخست وزارت، سندی نوشتم به نام «سند صد روز». در آن صریح نوشتم: منابع اطلاعاتی و دیگر منابع را بگذارید روی گزینه هوایی. چون تنها گزینهای است که در زمان مناسب قابلاجراست.
با عرررررتش در ژوئیه ۲۰۲۳ یک بازی جنگی مفصل برگزار کردیم. برخلاف دیگر بازیها که وزیر جنگ فقط برای ساعتی میآید، من تمام هفته در آن نشستم. نتیجه روشن شد: تنها راه مؤثر، استفاده کامل از توان نیروی هوایی است، باز کردن دالانی که صدها هواپیما بتوانند دهها هزار بمب بریزند، سپس تسلط هوایی بر فراز تهران و ادامه.
ولی نفتالین اختاپوسزده گفت «به خاطر من حمله به ایران انجام شد» و او بود که سلاح مخفی را تأمین کرد.
گالانت: تصمیم او در پایان ۲۰۲۲ مربوط به فرآیند طولانی دیگری بود که شاید در سه، چهار یا پنج سال آینده اثر میگذاشت، نه در عملیات فوری. و از نظر من مهمتر از همه، هر کس به جنگ با ایران میرفت باید فرض کند که حزبالله هم فوراً وارد میشد. پس نخستین چیزی که باید بررسی کند، ذخایر مهمات است.
اما در زمان بنت و گانتس، ۲۰۰ هزار گلوله توپخانهای به اوکراین داده شد. ۵۰ هزارش در دوره من برده شد اما بعداً در جنگ پس داده شد. ۲۰۰ هزار رفت و جایگزینی نشد. یعنی هیچ دستور تولید داده نشد. پس اگر آماده جنگ با حزبالله نیستی، نگو آماده جنگ با ایران بودی.
پس در عمل کی فهمیدی که طرح موساد لغو شده؟
گالانت: در دسامبر، حدود دو ماه بعد از شروع جنگ، جلسهای ویژه درباره ایران داشتیم. در آن، وقتی از رییس موساد پرسیده شد، گفت: ما طرح را لغو کردیم، در جلسهای با نخستوزیر تصمیم گرفته شد. همانجا من، رئیس ستاد، رئیس شاباک، رئیس اطلاعات نظامی و دیگران شنیدیم.
پس نقش موساد چه بود؟ چون رسانهها گفتند همهچیز دست موساد بود.
گالانت: خیر. این عملیات اساساً عملیات عررررتش و بهویژه نیروی هوایی بود، با پشتیبانی فوقالعاده اطلاعات نظامی. موساد کمکهایی کرد، اما مرکز ثقل جای دیگری بود.
خب، بیاییم درباره ایران صحبت کنیم. تو شش ماه پیش جملهای خیلی قوی گفتی که در ذهنم ماند: گفتی «هیچ دروازهبانی در دروازه ایران نیست» و ما گل زدیم. آیا بازی یک بر صفر به نفع ما تمام شد؟ در وقت اضافهایم؟ کجا ایستادهایم؟
گالانت: من فکر میکنم وقتی درباره موضوع ایران صحبت میکنیم، باید از ابتدا شروع کنیم. من دهههاست که موضوع ایران را میشناسم. بیش از بیست سال است که در نسخههای مختلف کابینه امنیتی مینشینم. وقتی اوایل ۲۰۲۳ به وزارت رسیدم، در همان هفته دوم، سلسله جلساتی را درباره ایران آغاز کردم که ماهها طول کشید. در آن همه مقامات امنیتی نشستند: رئیس ستاد عررررتش، رئیس موساد، رئیس شاباک و همه زیرمجموعههایشان. از آنها خواستم هم تصویر اطلاعاتی عمیق بیاورند و هم طرحهای عملیاتی.
آنچه برایم روشن شد این بود که اساساً روی گزینهای حساب شده بود که محورش عملیات موساد است. مشکلش این بود: اول، به اندازه کافی کشنده نبود. دوم، پیچیدگی و دشواریاش خیلی زیاد بود. چیزی شبیه داستان علمی–تخیلی. و احتمالاً همینطور هم بود، چون اصلاً قابلاجرا نبود.
از اینجا مشکل بزرگتر بیرون میآید: «هماهنگی ساعتها». یعنی ایران میتواند ظرف ماهها تا یک سال به سلاح هستهای برسد، اما این عملیات موساد بارها عقب افتاد و در زمان مناسب آماده نمیشد. میلیاردها سرمایهگذاری میکردیم، منابع اطلاعاتی فراوان که برای موضوعات دیگر لازم بود، صرف آن میشد، و در پایان اصلاً آماده و مؤثر نبود.
پس چه کردی؟
گالانت: من دو اقدام کردم. اول، پس از دیدن تصویر، تیمی از برجستهترین مقامات پیشین امنیتی تشکیل دادم. ریاستش با شائول موفاز بود. با او ژنرالهایی بودند که هرکدام متخصص حوزه خودشان بودند: شکدی (فرمانده پیشین نیروی هوایی)، یدی یائری (فرمانده پیشین نیروی دریایی و مدیرعامل سابق رافائل)، و نیز نیتسان آلون (مرد عملیات ویژه).
این یک «تیم قرمز» بود. آنها گفتند تمام اطلاعات و طرحها را بیاورید. نتیجهشان حتی از من شدیدتر بود: گفتند حتی یک لحظه هم نباید روی این طرح سرمایهگذاری شود.
یعنی تو در واقع به نخستوزیر گفتی طرح موساد بیفایده است؟
گالانت: حتی فراتر. در مارس ۲۰۲۳، درحالیکه ایران به سمت بمب میدوید و اسقاطیل درگیر دعواهای داخلی بر سر اصلاحات قضایی بود، من گفتم این طرح اصلاً نمیتواند برنامه هستهای ایران را متوقف کند.
اما من راهی دیگر یافتم. در پایان صد روز نخست وزارت، سندی نوشتم به نام «سند صد روز». در آن صریح نوشتم: منابع اطلاعاتی و دیگر منابع را بگذارید روی گزینه هوایی. چون تنها گزینهای است که در زمان مناسب قابلاجراست.
با عرررررتش در ژوئیه ۲۰۲۳ یک بازی جنگی مفصل برگزار کردیم. برخلاف دیگر بازیها که وزیر جنگ فقط برای ساعتی میآید، من تمام هفته در آن نشستم. نتیجه روشن شد: تنها راه مؤثر، استفاده کامل از توان نیروی هوایی است، باز کردن دالانی که صدها هواپیما بتوانند دهها هزار بمب بریزند، سپس تسلط هوایی بر فراز تهران و ادامه.
ولی نفتالین اختاپوسزده گفت «به خاطر من حمله به ایران انجام شد» و او بود که سلاح مخفی را تأمین کرد.
گالانت: تصمیم او در پایان ۲۰۲۲ مربوط به فرآیند طولانی دیگری بود که شاید در سه، چهار یا پنج سال آینده اثر میگذاشت، نه در عملیات فوری. و از نظر من مهمتر از همه، هر کس به جنگ با ایران میرفت باید فرض کند که حزبالله هم فوراً وارد میشد. پس نخستین چیزی که باید بررسی کند، ذخایر مهمات است.
اما در زمان بنت و گانتس، ۲۰۰ هزار گلوله توپخانهای به اوکراین داده شد. ۵۰ هزارش در دوره من برده شد اما بعداً در جنگ پس داده شد. ۲۰۰ هزار رفت و جایگزینی نشد. یعنی هیچ دستور تولید داده نشد. پس اگر آماده جنگ با حزبالله نیستی، نگو آماده جنگ با ایران بودی.
پس در عمل کی فهمیدی که طرح موساد لغو شده؟
گالانت: در دسامبر، حدود دو ماه بعد از شروع جنگ، جلسهای ویژه درباره ایران داشتیم. در آن، وقتی از رییس موساد پرسیده شد، گفت: ما طرح را لغو کردیم، در جلسهای با نخستوزیر تصمیم گرفته شد. همانجا من، رئیس ستاد، رئیس شاباک، رئیس اطلاعات نظامی و دیگران شنیدیم.
پس نقش موساد چه بود؟ چون رسانهها گفتند همهچیز دست موساد بود.
گالانت: خیر. این عملیات اساساً عملیات عررررتش و بهویژه نیروی هوایی بود، با پشتیبانی فوقالعاده اطلاعات نظامی. موساد کمکهایی کرد، اما مرکز ثقل جای دیگری بود.
Forwarded from أخٌفيالله
أخٌفيالله
بخشی از مصاحبه جنایتکار جنگی، وزیرجنگ سایق اسقاطیل با شبکه ۱۲ اسقاطیل خب، بیاییم درباره ایران صحبت کنیم. تو شش ماه پیش جملهای خیلی قوی گفتی که در ذهنم ماند: گفتی «هیچ دروازهبانی در دروازه ایران نیست» و ما گل زدیم. آیا بازی یک بر صفر به نفع ما تمام شد؟ در…
نتیجه حمله چه بود؟
گالانت: چهار محور:
۱. کل شبکه نیابتی ایران فروپاشید: حزبالله، سوریه، حماس. چیزی که ۴۰ سال ساختند.
۲. سامانههای دفاع هواییشان نابود شد. حتی اگر بازسازی کنند، تضمینی نیست که دوباره نابود نشوند.
۳. توان موشکیشان ضربه سخت خورد. در اکتبر همه مراکز تولید مواد منفجره را زدیم، نیمی از پرتابگرها (بیش از ۲۰۰) و بسیاری از موشکها را نابود کردیم.
۴. تأسیسات هستهای: مرکز اصفهان تقریباً ویران شد، به نطنز ضربه سنگین زدیم، و آمریکاییها ۱۲ بمب غولآسا روی فردو انداختند.
مهمتر از همه: ایرانیها نمیفهمند ما چقدر در عمقشان نفوذ اطلاعاتی کردهایم. آنها نمیدانند ما چه میدانیم. این برایشان وحشتناک است.
بنابراین، از دید آنها بهترین حالت داشتن سلاح هستهای است، چون سپر میدهد. اما این هم خطرناکترین حالت است، چون در برابر ما بسیار آسیبپذیرند.
به همین دلیل ما باید همچنان آماده باشیم، چون دور بعدی خواهد آمد.
مصاحبهکننده: آیا اشتباه بود که رهبر ایران را نزدید؟ چون در پایان، ترامپ هم دور دیگری از حملات علیه اهداف حکومتی زد و در اسقاطیل هم زمزمه شد شاید رهبر هدف باشد.
گالانت: این کار فقط در ضربه نخست ممکن بود. ما خواستیم، اما موفق نشدیم. این باید بخشی از هر برنامه آینده باشد، چه علیه او چه جانشینش، اگر علیه ما جنگ آغاز کنند.
آنها روی هر موشکشان نوشتهاند «مرگ بر اسقاطیل».
پس «دور بعدی» چیست؟ انتقام ایران یا تکمیل کار ما؟
گالانت: اگر ایران بخواهد انتقام بگیرد، اشتباه بزرگی خواهد بود. چون ما اکنون در موقعیت بسیار قویتری هستیم و آنها ضعیفتر. ولی ایران تلاش خواهد کرد بخشی از توانش را بازسازی کند: موشکهای بالستیک، دفاع هوایی، تأسیسات عمیقتر. همه اینها درست است.
اما دور بعدی مثل این نخواهد بود. متفاوت خواهد بود. در مجموع ما در این دور دست بالا را گرفتیم، به شکل بسیار چشمگیر.
گالانت: چهار محور:
۱. کل شبکه نیابتی ایران فروپاشید: حزبالله، سوریه، حماس. چیزی که ۴۰ سال ساختند.
۲. سامانههای دفاع هواییشان نابود شد. حتی اگر بازسازی کنند، تضمینی نیست که دوباره نابود نشوند.
۳. توان موشکیشان ضربه سخت خورد. در اکتبر همه مراکز تولید مواد منفجره را زدیم، نیمی از پرتابگرها (بیش از ۲۰۰) و بسیاری از موشکها را نابود کردیم.
۴. تأسیسات هستهای: مرکز اصفهان تقریباً ویران شد، به نطنز ضربه سنگین زدیم، و آمریکاییها ۱۲ بمب غولآسا روی فردو انداختند.
مهمتر از همه: ایرانیها نمیفهمند ما چقدر در عمقشان نفوذ اطلاعاتی کردهایم. آنها نمیدانند ما چه میدانیم. این برایشان وحشتناک است.
بنابراین، از دید آنها بهترین حالت داشتن سلاح هستهای است، چون سپر میدهد. اما این هم خطرناکترین حالت است، چون در برابر ما بسیار آسیبپذیرند.
به همین دلیل ما باید همچنان آماده باشیم، چون دور بعدی خواهد آمد.
مصاحبهکننده: آیا اشتباه بود که رهبر ایران را نزدید؟ چون در پایان، ترامپ هم دور دیگری از حملات علیه اهداف حکومتی زد و در اسقاطیل هم زمزمه شد شاید رهبر هدف باشد.
گالانت: این کار فقط در ضربه نخست ممکن بود. ما خواستیم، اما موفق نشدیم. این باید بخشی از هر برنامه آینده باشد، چه علیه او چه جانشینش، اگر علیه ما جنگ آغاز کنند.
آنها روی هر موشکشان نوشتهاند «مرگ بر اسقاطیل».
پس «دور بعدی» چیست؟ انتقام ایران یا تکمیل کار ما؟
گالانت: اگر ایران بخواهد انتقام بگیرد، اشتباه بزرگی خواهد بود. چون ما اکنون در موقعیت بسیار قویتری هستیم و آنها ضعیفتر. ولی ایران تلاش خواهد کرد بخشی از توانش را بازسازی کند: موشکهای بالستیک، دفاع هوایی، تأسیسات عمیقتر. همه اینها درست است.
اما دور بعدی مثل این نخواهد بود. متفاوت خواهد بود. در مجموع ما در این دور دست بالا را گرفتیم، به شکل بسیار چشمگیر.
Forwarded from مثلث 🔻حسین کازرونی
🔻امشب تا این لحظه در بغداد هیچگونه اقدام تروریستی رخ نداده است. خبری که توسط برخی کانالهای زرد سعودی منتشر و سپس در تعدادی از کانالهای ایرانی بازنشر شده، جعلی است و صحت ندارد.
@Kazeruni_hosein
@Kazeruni_hosein
🔺اور شاکید – خبرنگار روزنامه یسرائیل هیوم در آمریکادر گزارشی اعلام کرد، دونالد ترامپ طرح جدیدی را برای بازسازی نوار غزه و سلطه کامل بر آن و سرمایه گذاری برای سود آوری از طریق اخراج ساکنان آن مطرح کرده است.
🔹به نوشته این رسانه عبری زبان، یک طرح جدید آمریکایی برای بازسازی غزه، بر پایه یک سند داخلی 38 صفحهای اخیرا رسانهای شده است.
این طرح از یک تحول گسترده در این منطقه سخن میگوید و از قیمومت آمریکایی بر این منطقه گرفته تا ساخت شهرهای هوشمند و مجموعههای گردشگری لوکس در آن سخن گفته است.
🔸طبق این پیشنهاد، که بر آن نام «صندوق امانی بزرگ» (بازسازی غزه، شتاببخشی اقتصادی و تحول) نهاده شده است، ایالات متحده یک صندوق امانی چند ملیتی برای اداره نوار غزه به مدت دست کم یک دهه پس از خلع سلاح حماس ایجاد خواهد کرد.
🔹به نوشته این رسانه عبری زبان، یک طرح جدید آمریکایی برای بازسازی غزه، بر پایه یک سند داخلی 38 صفحهای اخیرا رسانهای شده است.
این طرح از یک تحول گسترده در این منطقه سخن میگوید و از قیمومت آمریکایی بر این منطقه گرفته تا ساخت شهرهای هوشمند و مجموعههای گردشگری لوکس در آن سخن گفته است.
🔸طبق این پیشنهاد، که بر آن نام «صندوق امانی بزرگ» (بازسازی غزه، شتاببخشی اقتصادی و تحول) نهاده شده است، ایالات متحده یک صندوق امانی چند ملیتی برای اداره نوار غزه به مدت دست کم یک دهه پس از خلع سلاح حماس ایجاد خواهد کرد.
🔺🔺◀️ طبق این پیشنهاد، که بر آن نام «صندوق امانی بزرگ» (بازسازی غزه، شتاببخشی اقتصادی و تحول) نهاده شده است، ایالات متحده یک صندوق امانی چند ملیتی برای اداره نوار غزه به مدت دست کم یک دهه پس از خلع سلاح حماس ایجاد خواهد کرد.
اسرائیل نیز اختیارات اداری خود را در قالب توافقی دوجانبه به این نهاد جدید منتقل میکند و کشورهای عربی نیز بعدها به آن خواهند پیوست. این الگو یادآور صندوقهای امانی آمریکا در جزایر اقیانوس آرام و نقش آمریکا در ژاپن و آلمان پس از شکستشان در جنگ جهانی دوم است.
این سند پیشنهاد میکند که جمعیت بیش از دو میلیون نفری غزه بهطور موقت (!!!) به کشورهای ثالث یا به مناطق امن مشخص در داخل نوار غزه منتقل شوند.
کسانی که کوچ را انتخاب کنند، کمک بلاعوضی معادل 5000 دلار آمریکا، پشتیبانی کامل اجاره برای یک سال و تأمین مالی سبد غذا به مدت یک سال دریافت خواهند کرد.
افزون بر این، «توکنهای دیجیتال» به آنها داده میشود ــ اسناد مالکیت زمین که بعدها میتوانند آن را به یک واحد مسکونی در یکی از شش تا هشت شهر هوشمندی که در غزه ساخته میشوند، تبدیل کنند یا بهعنوان سرمایهای برای آغاز زندگی جدید در خارج به کار بگیرند.
طبق این طرح، هر فلسطینی که غزه را ترک کند، در مقایسه با هزینههای مسکن و زندگی کسانی که بمانند، 23 هزار دلار صرفهجویی برای صندوق به همراه خواهد داشت.
همین صرفهجویی یکی از محرکهای اصلی برای گسترش دامنه کوچ دادن فلسطینیان محسوب میشود.
سرمایهگذاری مستقیم در صندوق بین 70 تا 100 میلیارد دلار برآورد میشود که به سرمایهگذاریهای خصوصی اضافی بین 35 تا 65 میلیارد دلار منجر خواهد شد.
این برنامه شامل ده پروژه اصلی است:
احداث یک بزرگراه کمربندی (به نام «جاده محمد بن سلمان»، ولیعهد عربستان سعودی) و یک خط راهآهن پیرامون غزه.
احداث فرودگاه و بندر دریایی در جنوب، متصل به اسرائیل، مصر و عربستان سعودی.
ساخت کارخانههای خودروهای برقی، مناطق صنعتی پیشرفته و مراکز داده آمریکایی.
ایجاد مجموعه گردشگری موسوم به «ریویرا ترامپ» در امتداد ساحل، با جزایر مصنوعی الهامگرفته از دبی.
ساخت 6 تا 8 شهر هوشمند که مسکن، تجارت، صنایع سبک، بیمارستانها و مدارس را در هم میآمیزند.
همزمان، ایستگاههای آب شیرینکن و انرژی خورشیدی در صحرای سینا احداث خواهد شد و 30٪ از اراضی غزه بلافاصله بهعنوان وثیقه سرمایهگذاریها به صندوق اختصاص مییابد.
طبق مدل مالی، ارزش داراییها این پروژه طی یک دهه به 324 میلیارد دلار خواهد رسید و درآمد سالانه بیش از 4.5 میلیارد دلار خواهد بود.
پیشبینی میشود بازدهی سرمایهگذاران چهار برابر شود. در خلاصه پیشنهاد آمده است که «طرح بر کمکهای بلاعوض تکیه ندارد، بلکه بر پروژههای عظیم سودآور متکی میباشد».
این سند همچنین بیان میکند که تأمین امنیت منطقه در ابتدا بر عهده پیمانکاران امنیتی غربی و نیروهای نظامی کشورهای ثالث خواهد بود و سپس بهتدریج به یک نیروی پلیس محلی ایجاد و آموزش داده میشود، واگذار خواهد شد.
اسرائیل در سال نخست «حقوق برتر برای تأمین نیازهای امنیتی خود» را حفظ خواهد کرد.
در پایان این روند، طبق طرح، کنترل به «یک نهاد فلسطینی نوین و غیرِافراطی» منتقل خواهد شد که به توافقهای ابراهیم خواهد پیوست و بخشی از یک ساختار منطقهای همسو با آمریکا خواهد بود. در این طرح هیچ اشارهای به تشکیل کشور فلسطین نشده است.
اسرائیل نیز اختیارات اداری خود را در قالب توافقی دوجانبه به این نهاد جدید منتقل میکند و کشورهای عربی نیز بعدها به آن خواهند پیوست. این الگو یادآور صندوقهای امانی آمریکا در جزایر اقیانوس آرام و نقش آمریکا در ژاپن و آلمان پس از شکستشان در جنگ جهانی دوم است.
این سند پیشنهاد میکند که جمعیت بیش از دو میلیون نفری غزه بهطور موقت (!!!) به کشورهای ثالث یا به مناطق امن مشخص در داخل نوار غزه منتقل شوند.
کسانی که کوچ را انتخاب کنند، کمک بلاعوضی معادل 5000 دلار آمریکا، پشتیبانی کامل اجاره برای یک سال و تأمین مالی سبد غذا به مدت یک سال دریافت خواهند کرد.
افزون بر این، «توکنهای دیجیتال» به آنها داده میشود ــ اسناد مالکیت زمین که بعدها میتوانند آن را به یک واحد مسکونی در یکی از شش تا هشت شهر هوشمندی که در غزه ساخته میشوند، تبدیل کنند یا بهعنوان سرمایهای برای آغاز زندگی جدید در خارج به کار بگیرند.
طبق این طرح، هر فلسطینی که غزه را ترک کند، در مقایسه با هزینههای مسکن و زندگی کسانی که بمانند، 23 هزار دلار صرفهجویی برای صندوق به همراه خواهد داشت.
همین صرفهجویی یکی از محرکهای اصلی برای گسترش دامنه کوچ دادن فلسطینیان محسوب میشود.
سرمایهگذاری مستقیم در صندوق بین 70 تا 100 میلیارد دلار برآورد میشود که به سرمایهگذاریهای خصوصی اضافی بین 35 تا 65 میلیارد دلار منجر خواهد شد.
این برنامه شامل ده پروژه اصلی است:
احداث یک بزرگراه کمربندی (به نام «جاده محمد بن سلمان»، ولیعهد عربستان سعودی) و یک خط راهآهن پیرامون غزه.
احداث فرودگاه و بندر دریایی در جنوب، متصل به اسرائیل، مصر و عربستان سعودی.
ساخت کارخانههای خودروهای برقی، مناطق صنعتی پیشرفته و مراکز داده آمریکایی.
ایجاد مجموعه گردشگری موسوم به «ریویرا ترامپ» در امتداد ساحل، با جزایر مصنوعی الهامگرفته از دبی.
ساخت 6 تا 8 شهر هوشمند که مسکن، تجارت، صنایع سبک، بیمارستانها و مدارس را در هم میآمیزند.
همزمان، ایستگاههای آب شیرینکن و انرژی خورشیدی در صحرای سینا احداث خواهد شد و 30٪ از اراضی غزه بلافاصله بهعنوان وثیقه سرمایهگذاریها به صندوق اختصاص مییابد.
طبق مدل مالی، ارزش داراییها این پروژه طی یک دهه به 324 میلیارد دلار خواهد رسید و درآمد سالانه بیش از 4.5 میلیارد دلار خواهد بود.
پیشبینی میشود بازدهی سرمایهگذاران چهار برابر شود. در خلاصه پیشنهاد آمده است که «طرح بر کمکهای بلاعوض تکیه ندارد، بلکه بر پروژههای عظیم سودآور متکی میباشد».
این سند همچنین بیان میکند که تأمین امنیت منطقه در ابتدا بر عهده پیمانکاران امنیتی غربی و نیروهای نظامی کشورهای ثالث خواهد بود و سپس بهتدریج به یک نیروی پلیس محلی ایجاد و آموزش داده میشود، واگذار خواهد شد.
اسرائیل در سال نخست «حقوق برتر برای تأمین نیازهای امنیتی خود» را حفظ خواهد کرد.
در پایان این روند، طبق طرح، کنترل به «یک نهاد فلسطینی نوین و غیرِافراطی» منتقل خواهد شد که به توافقهای ابراهیم خواهد پیوست و بخشی از یک ساختار منطقهای همسو با آمریکا خواهد بود. در این طرح هیچ اشارهای به تشکیل کشور فلسطین نشده است.
🛑در برنامه ای با عنوان : "حیاة ذکیة | كيف تتجسس إسرائيل على أجهزتنا؟" که توسط شبکه الجزیره منتشر شده است، در گزارشی دقیق و مستند به بررسی نفوذ سایبری و جاسوسی اسرائیل بر روی دستگاهها و شبکههای دیجیتال میپردازد. این گزارش با مروری بر برنامههای جاسوسی پیشرفتهای که اسراییل برای پخش و کنترل گوشیهای هوشمند و ارتباطات دیجیتال به کار میگیرند، به ویژه بر روزنامهنگاران، دیپلماتها و فعالان جهانی، پرده برمیدارد.
جاسوسی الکترونیکی اسرائیل
در سالهای اخیر، شواهدی مستدل و مستند، گوشهای از فعالیتهای جاسوسی الکترونیکی رژیم اسرائیل را برملا کرده است. این رژیم با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته و نفوذ در خللهای امنیتی نرمافزاری، به شبکهها و دادههای نفوذ حساس تبدیل میشود. از جمله این برنامهها، به سیستمهای مایکروسافت و به ویژه نرمافزار شِرپوینت وارد میشود که در نهادهای دولتی و سازمانهای حیاتی کاربرد فراوان دارند و اطلاعات محرمانه را به سرقت بردهاند.
در همین راستا، برنامههای جاسوسی پیشرفتهای مانند «پگاسوس» که توسط شرکت اسرائیلی NSO طراحی شدهاند، دستگاههای هوشمند را به صورت پنهانی هک می کنندو از طریق کنترل مخفیانه، به اطلاعات شخصی کاربران از جمله فعالان، روزنامه نگاران، دیپلماتها و حتی مقامات رسمی دسترسی پیدا میکنند. این نرمافزارها با ارسال پیام یا تماسهای ویسآیدی (FaceTime) بدون هیچ واکنشی از سوی کاربر، دستگاه را تحت کنترل کامل درمیآورند و به جاسوسی می پردازند.
افزون بر آن، از پهپادها و تجهیزات جاسوسی پیشرفته در مناطق مختلف استفاده می شود، که یکی دیگر از عملیات جمع آوری اطلاعات اسرائیل است که هدفش حفظ اطلاعات و اجرای عملیات راهبردی – امنیتی با دست برتز است . این شبکه گسترده جاسوسی، تهدیدی جدی علیه حریم خصوصی و امنیت اطلاعات فردی در سطح جهانی به شمار میآید.
با تلاشهای نهادهای امنیتی و اپراتورهای فناوری برای مقابله با این تهدیدات، پیچیدگی و پیشرفت فناوری، مقابله با این پدیده به چالشی تبدیل شده است.
https://www.youtube.com/watch?v=UikzpyWvbjQ
جاسوسی الکترونیکی اسرائیل
در سالهای اخیر، شواهدی مستدل و مستند، گوشهای از فعالیتهای جاسوسی الکترونیکی رژیم اسرائیل را برملا کرده است. این رژیم با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته و نفوذ در خللهای امنیتی نرمافزاری، به شبکهها و دادههای نفوذ حساس تبدیل میشود. از جمله این برنامهها، به سیستمهای مایکروسافت و به ویژه نرمافزار شِرپوینت وارد میشود که در نهادهای دولتی و سازمانهای حیاتی کاربرد فراوان دارند و اطلاعات محرمانه را به سرقت بردهاند.
در همین راستا، برنامههای جاسوسی پیشرفتهای مانند «پگاسوس» که توسط شرکت اسرائیلی NSO طراحی شدهاند، دستگاههای هوشمند را به صورت پنهانی هک می کنندو از طریق کنترل مخفیانه، به اطلاعات شخصی کاربران از جمله فعالان، روزنامه نگاران، دیپلماتها و حتی مقامات رسمی دسترسی پیدا میکنند. این نرمافزارها با ارسال پیام یا تماسهای ویسآیدی (FaceTime) بدون هیچ واکنشی از سوی کاربر، دستگاه را تحت کنترل کامل درمیآورند و به جاسوسی می پردازند.
افزون بر آن، از پهپادها و تجهیزات جاسوسی پیشرفته در مناطق مختلف استفاده می شود، که یکی دیگر از عملیات جمع آوری اطلاعات اسرائیل است که هدفش حفظ اطلاعات و اجرای عملیات راهبردی – امنیتی با دست برتز است . این شبکه گسترده جاسوسی، تهدیدی جدی علیه حریم خصوصی و امنیت اطلاعات فردی در سطح جهانی به شمار میآید.
با تلاشهای نهادهای امنیتی و اپراتورهای فناوری برای مقابله با این تهدیدات، پیچیدگی و پیشرفت فناوری، مقابله با این پدیده به چالشی تبدیل شده است.
https://www.youtube.com/watch?v=UikzpyWvbjQ
YouTube
حياة ذكية | كيف تتجسس إسرائيل على أجهزتنا؟
من غرف إسمنتية إلى قلاع ذكية… الملاجئ الحديثة تعيد تعريف الأمان.. كيف تحول برنامج عملاق من مايكروسوفت من حصن أمان إلى بوابة خطر؟
تقديم: إياد حميدة
#الجزيرة
#حياة_ذكية
#إسرائيل
#مايكروسوفت
#تكنولوجيا
=====================
تابعونا على منصات الجزيرة الرقمية…
تقديم: إياد حميدة
#الجزيرة
#حياة_ذكية
#إسرائيل
#مايكروسوفت
#تكنولوجيا
=====================
تابعونا على منصات الجزيرة الرقمية…
🔆رژیم صهیونیستی اعلام کرد، امشب یک ماهواره جاسوسی جدید به فضا پرتاب کرده است.
رسانههای عبری خبر دادند این ماهواره از نوع افق ۱۹ است و یک ماهواره جاسوسی نظامی است که توسط شرکت رافائل ساخته شده و از یکی از پایگاه های نظامی به فضا پرتاب شد./
🔼 در بررسی که انجام دادم این ماهواره اشراف رژیم را بر روی ایران و یمن افزایش می دهد
رسانههای عبری خبر دادند این ماهواره از نوع افق ۱۹ است و یک ماهواره جاسوسی نظامی است که توسط شرکت رافائل ساخته شده و از یکی از پایگاه های نظامی به فضا پرتاب شد./
🔼 در بررسی که انجام دادم این ماهواره اشراف رژیم را بر روی ایران و یمن افزایش می دهد
Forwarded from مشکات اندیشه
🔻 از بمب اتم تا هوش مصنوعی؛ وقتی پکن درسهای منهتن را بهتر از واشنگتن آموخت
🔹نشریه نشنال اینترست در گزارشی به قلم جک برنهام و انی فیکسلر تأکید میکند که چین برخلاف ایالات متحده توانسته درسهای واقعی پروژه منهتن را در حوزه هوش مصنوعی بهکار گیرد.
🔹نویسندگان توضیح میدهند که پروژه منهتن صرفاً نتیجهی یک تلاش سهساله نبود، بلکه محصول دههها سرمایهگذاری در علوم پایه، آزادی علمی و جذب استعدادهای جهانی بود. به بیان آنان، همین عناصر یعنی سرمایهگذاری پایدار، فضای آزاد پژوهشی و بهرهگیری از نخبگان بینالمللی بود که آمریکا را در میانه قرن بیستم به قدرت علمی بیرقیب تبدیل کرد، اما امروز چین همان مسیر را برای پیشتازی در عرصه هوش مصنوعی دنبال میکند.
🔹گزارش یادآور میشود که آمریکا زمانی بزرگترین آهنربای استعدادهای علمی جهان بود؛ از فرار مغزهای اروپایی در دهه ۱۹۳۰ تا جذب دانشمندان شوروی در جنگ سرد. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. به گفته نویسندگان، پکن نهتنها مانع خروج دانشجویان و پژوهشگرانش میشود، بلکه فعالانه در پی جذب متخصصان بینالمللی از راه اعطای ویزاهای ویژه گرفته تا تأمین منابع مالی کلان است. به گفته نویسندگام گزارش، این در حالی است که واشنگتن بودجه تحقیقات را کاهش داده، چین سرمایهگذاری در دانشگاهها، پژوهشهای پایه و صنایع داخلی هوش مصنوعی را بهطور چشمگیر افزایش داده است و شبکهای منسجم از دانشگاهیان، مهندسان و کارآفرینان پدید آورده که آن کشور را به مقصدی جذاب برای نوآوری بدل ساخته است.
🔹نویسندگان سپس هشدار میدهند که آمریکا در حال فراموش کردن نسخهی موفقیت خود است. آنان با نقل قول غیرمستقیم یادآور میشوند که همانگونه که توسعه فیزیک هستهای بدون جذب نخبگان مهاجر ممکن نبود، تسلط در هوش مصنوعی نیز نیازمند تداوم این سیاست است.
🔹گزارش تأکید میکند که واشنگتن باید با تأمین مالی پایدار نهادهایی چون بنیاد ملی علوم و همکاری با متحدان در پروژههای مشترک، زیرساختهای دادهای و پژوهشی خود را تقویت کند. نتیجهگیری این است که سلطه در عرصه فناوری نیازمند تعهد بلندمدت به آزادی اندیشه و سرمایهگذاری مستمر است؛ عاملی که امروز چین از آن بهره میبرد و اگر آمریکا آن را نادیده بگیرد، جایگاه پیشتاز علمی خود را از دست خواهد داد.
@meshkatanalysis
https://nationalinterest.org/blog/techland/china-is-winning-the-ai-race-with-americas-own-manhattan-project-lessons
🔹نشریه نشنال اینترست در گزارشی به قلم جک برنهام و انی فیکسلر تأکید میکند که چین برخلاف ایالات متحده توانسته درسهای واقعی پروژه منهتن را در حوزه هوش مصنوعی بهکار گیرد.
🔹نویسندگان توضیح میدهند که پروژه منهتن صرفاً نتیجهی یک تلاش سهساله نبود، بلکه محصول دههها سرمایهگذاری در علوم پایه، آزادی علمی و جذب استعدادهای جهانی بود. به بیان آنان، همین عناصر یعنی سرمایهگذاری پایدار، فضای آزاد پژوهشی و بهرهگیری از نخبگان بینالمللی بود که آمریکا را در میانه قرن بیستم به قدرت علمی بیرقیب تبدیل کرد، اما امروز چین همان مسیر را برای پیشتازی در عرصه هوش مصنوعی دنبال میکند.
🔹گزارش یادآور میشود که آمریکا زمانی بزرگترین آهنربای استعدادهای علمی جهان بود؛ از فرار مغزهای اروپایی در دهه ۱۹۳۰ تا جذب دانشمندان شوروی در جنگ سرد. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. به گفته نویسندگان، پکن نهتنها مانع خروج دانشجویان و پژوهشگرانش میشود، بلکه فعالانه در پی جذب متخصصان بینالمللی از راه اعطای ویزاهای ویژه گرفته تا تأمین منابع مالی کلان است. به گفته نویسندگام گزارش، این در حالی است که واشنگتن بودجه تحقیقات را کاهش داده، چین سرمایهگذاری در دانشگاهها، پژوهشهای پایه و صنایع داخلی هوش مصنوعی را بهطور چشمگیر افزایش داده است و شبکهای منسجم از دانشگاهیان، مهندسان و کارآفرینان پدید آورده که آن کشور را به مقصدی جذاب برای نوآوری بدل ساخته است.
🔹نویسندگان سپس هشدار میدهند که آمریکا در حال فراموش کردن نسخهی موفقیت خود است. آنان با نقل قول غیرمستقیم یادآور میشوند که همانگونه که توسعه فیزیک هستهای بدون جذب نخبگان مهاجر ممکن نبود، تسلط در هوش مصنوعی نیز نیازمند تداوم این سیاست است.
🔹گزارش تأکید میکند که واشنگتن باید با تأمین مالی پایدار نهادهایی چون بنیاد ملی علوم و همکاری با متحدان در پروژههای مشترک، زیرساختهای دادهای و پژوهشی خود را تقویت کند. نتیجهگیری این است که سلطه در عرصه فناوری نیازمند تعهد بلندمدت به آزادی اندیشه و سرمایهگذاری مستمر است؛ عاملی که امروز چین از آن بهره میبرد و اگر آمریکا آن را نادیده بگیرد، جایگاه پیشتاز علمی خود را از دست خواهد داد.
@meshkatanalysis
https://nationalinterest.org/blog/techland/china-is-winning-the-ai-race-with-americas-own-manhattan-project-lessons
The National Interest
China Is Winning the AI Race With America’s Own Manhattan Project Lessons
China is applying the real lessons of the Manhattan Project to AI—talent and steady research funding—while America risks forgetting its own blueprint.
@SHAMAT94📍
🛑دختران تپهها؛ نماد جدید شهرکسازی نرم اسرائیل در کرانه باختری
گزارش الجزیره از زنانی که پس از خدمت نظامی، زندگی شهری را رها کرده و در تپههای اشغالی ( کرانه باختری )سکونت یافتهاند تا با روشی کمتنش اما موثر، پروژه اشغالگری و تحمیل حضور اسرائیل در سرزمینهای فلسطینی را ادامه دهند.
🔸ویدئوی منتشر شده توسط الجزیره به بررسی شبکههای جدید در کرانه باختری میپردازد که به «دختران تپهها» معروف شدهاند. این دختران از نیروهای سابق ارتش اسرائیل هستند که زندگی شهری را ترک کرده و در خیمه ها و محله های سکونت ابتدایی در تپه ها و قله های کرانه باختری ساکن هستند. آنها این سبک زندگی را به عنوان فداکاری برای تثبیت حضور اسرائیلیها و مفهوم «سرزمین موعود» انتخاب کردهاند.
این گروه، نظامی مستعمرات و نظامی معمولی، تلاش میکند به صورت غیرمستقیم و بدون درگیری، شهرکسازی را پیش ببرد. با وجود ظاهر آرام و بیسلاح بودن، ا
دولت اسرائیل و ارتش این حرکت را تحت حمایت دارند و پس از بازدید از این مناطق، این تجمعها و زیرساختها را گسترش میدهد. در کنار تخریب زمینهای فلسطینی، این گروه باقی مانده خود را به عنوان نمادی از مقاومت و دفاع از ایده اسرائیل بزرگتر تثبیت میکنند.
این گزارش تصویری متفاوت و کمتر دیده شده است.
#شامات
https://www.youtube.com/watch?v=Kyjld1IsHgY
🛑دختران تپهها؛ نماد جدید شهرکسازی نرم اسرائیل در کرانه باختری
گزارش الجزیره از زنانی که پس از خدمت نظامی، زندگی شهری را رها کرده و در تپههای اشغالی ( کرانه باختری )سکونت یافتهاند تا با روشی کمتنش اما موثر، پروژه اشغالگری و تحمیل حضور اسرائیل در سرزمینهای فلسطینی را ادامه دهند.
🔸ویدئوی منتشر شده توسط الجزیره به بررسی شبکههای جدید در کرانه باختری میپردازد که به «دختران تپهها» معروف شدهاند. این دختران از نیروهای سابق ارتش اسرائیل هستند که زندگی شهری را ترک کرده و در خیمه ها و محله های سکونت ابتدایی در تپه ها و قله های کرانه باختری ساکن هستند. آنها این سبک زندگی را به عنوان فداکاری برای تثبیت حضور اسرائیلیها و مفهوم «سرزمین موعود» انتخاب کردهاند.
این گروه، نظامی مستعمرات و نظامی معمولی، تلاش میکند به صورت غیرمستقیم و بدون درگیری، شهرکسازی را پیش ببرد. با وجود ظاهر آرام و بیسلاح بودن، ا
دولت اسرائیل و ارتش این حرکت را تحت حمایت دارند و پس از بازدید از این مناطق، این تجمعها و زیرساختها را گسترش میدهد. در کنار تخریب زمینهای فلسطینی، این گروه باقی مانده خود را به عنوان نمادی از مقاومت و دفاع از ایده اسرائیل بزرگتر تثبیت میکنند.
این گزارش تصویری متفاوت و کمتر دیده شده است.
#شامات
https://www.youtube.com/watch?v=Kyjld1IsHgY
📌 *فضای سیاسی ملتهب لبنان در آستانه ارائه طرح ارتش برای خلع سلاح حزب الله*
🔸️ امروز جمعه دولت لبنان برای بررسی طرح ارتش در خصوص خلع سلاح حزب الله،جلسه ای برگزار می کند . در همین راستا فضای سیاسی لبنان بسیار ملتهب و پرتنش است. اختلافات عمیقی میان جوزف عون و نواف سلام با حزبالله وجنبش امل وجود دارد.
این دوگانه اعلام کردهاند که در صورت تمرکز دستور جلسه صرفاً بر طرح ارتش، در جلسه شرکت نخواهند کرد و از هرگونه فریب احتمالی توسط نخستوزیر نیز هشدار دادهاند.
🔸️ نبیه بری رئیس مجلس، تلاشها برای ایجاد اختلاف میان او و حزبالله را بیثمر گذاشته و تأکید کرده که وحدت میان متحدانش خدشهناپذیر است. منابع نزدیک به حزبالله و امل میگویند که آنها نه تنها با طرح فعلی مخالفاند، بلکه اصلاً آماده ورود به هیچگونه گفتوگویی درباره خلع سلاح نیستند، بهویژه در شرایطی که اسرائیل بدون دادن هیچ تضمینی، خلع سلاح را شرط توقف تجاوزاتش کرده است.
🔸️ در این شرایط، تصمیم نهایی دولت درباره طرح ارتش میتواند لبنان را وارد مسیری کاملاً جدید و بحرانی کند. تصویب طرح به معنای تنشزایی جدی و احتمال انفجار اوضاع است، در حالی که تعلیق یا عقبنشینی از آن میتواند راه را برای گفتوگوی داخلی و تفاهم باز کند. تمرکز اصلی در حال حاضر بر واکنش حزبالله و امل و گزینههایی است که آنها در اختیار دارند.
در سطح بینالمللی، آمریکا و فرانسه فشارهای خود را بر دولت لبنان افزایش دادهاند تا طرح خلع سلاح را طبق جدول زمانی مشخص اجرا کند.
🔸️ معاون نماینده آمریکا و فرستاده فرانسه بهزودی به بیروت بازمیگردند تا بر روند پیشبرد این دستورکار نظارت داشته باشند. آمریکا خواستار تصمیم اجرایی روشن درباره انحصار سلاح در دست دولت است و از اظهارات صرف مقامات لبنانی قانع نمیشود.
🔸️ ، روزنامه اسرائیلی هآرتص نوشته که هرچند لبنان در جدولهای زمانی انعطافپذیر عمل میکند، اما واشنگتن اصرار دارد که طرح ارتش در موعد مشخص ارائه و اجرا شود. از سوی دیگر، اسرائیل نیز با سوءاستفاده از وضعیت، آزادی عملیاتی خود در لبنان را حفظ کرده و از اختلافات داخلی برای تقویت موقعیت خود در مذاکرات بهره میبرد.
📎 ](https://www.al-akhbar.com/lebanon/857578/خطة-نزع-السلاح--نقاش-من-دون-الثنائي)
🔸️ امروز جمعه دولت لبنان برای بررسی طرح ارتش در خصوص خلع سلاح حزب الله،جلسه ای برگزار می کند . در همین راستا فضای سیاسی لبنان بسیار ملتهب و پرتنش است. اختلافات عمیقی میان جوزف عون و نواف سلام با حزبالله وجنبش امل وجود دارد.
این دوگانه اعلام کردهاند که در صورت تمرکز دستور جلسه صرفاً بر طرح ارتش، در جلسه شرکت نخواهند کرد و از هرگونه فریب احتمالی توسط نخستوزیر نیز هشدار دادهاند.
🔸️ نبیه بری رئیس مجلس، تلاشها برای ایجاد اختلاف میان او و حزبالله را بیثمر گذاشته و تأکید کرده که وحدت میان متحدانش خدشهناپذیر است. منابع نزدیک به حزبالله و امل میگویند که آنها نه تنها با طرح فعلی مخالفاند، بلکه اصلاً آماده ورود به هیچگونه گفتوگویی درباره خلع سلاح نیستند، بهویژه در شرایطی که اسرائیل بدون دادن هیچ تضمینی، خلع سلاح را شرط توقف تجاوزاتش کرده است.
🔸️ در این شرایط، تصمیم نهایی دولت درباره طرح ارتش میتواند لبنان را وارد مسیری کاملاً جدید و بحرانی کند. تصویب طرح به معنای تنشزایی جدی و احتمال انفجار اوضاع است، در حالی که تعلیق یا عقبنشینی از آن میتواند راه را برای گفتوگوی داخلی و تفاهم باز کند. تمرکز اصلی در حال حاضر بر واکنش حزبالله و امل و گزینههایی است که آنها در اختیار دارند.
در سطح بینالمللی، آمریکا و فرانسه فشارهای خود را بر دولت لبنان افزایش دادهاند تا طرح خلع سلاح را طبق جدول زمانی مشخص اجرا کند.
🔸️ معاون نماینده آمریکا و فرستاده فرانسه بهزودی به بیروت بازمیگردند تا بر روند پیشبرد این دستورکار نظارت داشته باشند. آمریکا خواستار تصمیم اجرایی روشن درباره انحصار سلاح در دست دولت است و از اظهارات صرف مقامات لبنانی قانع نمیشود.
🔸️ ، روزنامه اسرائیلی هآرتص نوشته که هرچند لبنان در جدولهای زمانی انعطافپذیر عمل میکند، اما واشنگتن اصرار دارد که طرح ارتش در موعد مشخص ارائه و اجرا شود. از سوی دیگر، اسرائیل نیز با سوءاستفاده از وضعیت، آزادی عملیاتی خود در لبنان را حفظ کرده و از اختلافات داخلی برای تقویت موقعیت خود در مذاکرات بهره میبرد.
📎 ](https://www.al-akhbar.com/lebanon/857578/خطة-نزع-السلاح--نقاش-من-دون-الثنائي)
Al-Akhbar
خطّة نزع السلاح: نقاش من دون الثنائي
في انتظار جلسة الحكومة يوم الجمعة المقبل لمناقشة خطّة الجيش اللبناني لنزع السلاح، كل المؤشرات تفيد بأنّ البلاد تستعدّ لكل الاحتمالات، في ظلّ انسداد الآفاق أمام أي مخرج بين رئيس الجمهورية جوزاف عون ورئيس الحكومة نواف سلام من جهة
شیمیدرمانی همان چمنزنی است!
درباره آینده کنشگری اسرائیل علیه ایران
۱. در بازدارندگی تجمعی (Cumulative Deterrence)، برخلاف تعاریف کلاسیک بازدارندگی، استفاده همزمان از نیروی نظامی و تهدیدات در دستورکار قرار میگیرد. بر این اساس بازدارندگی تجمعی در دو سطح برای بازیگر اعمالکننده آن مؤثر واقع میشود؛ نخست اینکه در سطحی کلان، تصویری از برتری نظامی او ایجاد میکند و دوم اینکه در سطح خُرد، حملات نظامی به از میان رفتن تهدیدات خاص و یا اقدامات طرف مقابل منجر میشود. برخی به این حملات نظامی نقطهای در چهارچوب بازدارندگی تجمعی، «چمنزنی» (Mowing the Lawn) گفتهاند، به این معنا که اگر کسی نمیتواند دشمنش را شکست دهد، میتواند هر از چندگاه، او را تضعیف کند و یا مانع از تقویت او گردد. چمنزنی در ادبیات بازدارندگی رژیم صهیونیستی، بسیار رایج است و سالها، منطق عملیاتی آن درقبال حماس و سپس حزبالله لبنان را تشکیل میداد.
۲. در برخی اخبار آمده است که یکی از محورهای مهم رایزنیهای نتانیاهو و تیمش در واشنگتن، ضرورت ادامه حملات نظامی به ایران بوده است، چراکه از نظر آنها، برنامه هستهای ایران، باوجود خسارتهای وارده به آن، همچون «سرطان» است که میتواند بازگردد و بنابراین، ناگزیر هر از گاهی نیاز است تا «شیمیدرمانی» شود.
۳. «شیمیدرمانی» (حملات نظامی) ادعایی صهیونیستها برای ممانعت از بازگشت «سرطان» (تقویت برنامه هستهای) و رسیدن به وضعیت «متاستاز» (دستیابی به سلاح هستهای)، همان راهبرد «چمنزنی» در قالب بازدارندگی تجمعی است که البته بههیچ وجه به حوزه هستهای نیز محدود نخواهد شد، چهاینکه در جنگ ۱۲ روزه، این موشکهای ایرانی بودند که برای اسرائیل خسارتبار بودند. ازنظر صهیونیستها، ارتفاع چمنهای (مؤلفههای قدرتافکنی) ایران در حوزههای هستهای، موشکی و منطقهای نباید بهگونهای شود که نظم پیشین بازیابی شود. بنابراین اکنون که احساس میکنند راهی به آسمان و خیابان ایران یافتهاند، قصد دارند سیاست چمنزنی را پیش گیرند و انواع کنشهای عملیاتی از ترورهای هدفمند گرفته تا حملات نقطهای و محدود به محمولههای درحال انتقال تسلیحاتی، پایگاههای نظامی و ممانعت از قدرتیابی گروههای مقاومت را محقق سازند. این، البته یک تحلیل حداقلی است و مواردی چون براندازی و تغییر نظام سیاسی را مبنا قرار نداده است.
۴. راهبرد چمنزنی اسرائیل، حتماً هزینههایی جدی برای جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت. اساساً مهار این راهبرد جز از مسیر تقابل سختِ متقارن و نامتقارن امکانپذیر نخواهد بود، چرا که طرف مقابل گمان میکند چمنهای ایران را کوتاه کرده و تصورش از مذاکره، صرفاً ابزاری برای نهادینهسازی این کوتاهی در قالب یک تعهد است. در چنین شرایطی، حتی با پذیرش گزینه مذاکره ازسوی ایران، باز هم این گزینه کفایت لازم را برای اسرائیل و آمریکا نخواهد داشت و راهبرد چمنزنی، همچنان در جعبه ابزار سیاستورزی آنها علیه ایران، فعال خواهد بود. بنابراین صرف این تصور که با مذاکره محدود به موضوع هستهای، امکان متوقفسازی حملات اسرائیل وجود دارد، چندان واقعی ارزیابی نمیشود. در مذاکرات جامع نیز اساساً آنها همانی را دنبال میکنند که در جنگ در پی آن هستند: کاهش بُرد موشک و انقطاع ایران از گروههای مقاومت و سرانجام، ترک مخاصمه با اسرائیل. حتی در این صورت نیز آینده به ما نشان خواهد داد که باز هم ایران را آرام نخواهند گذاشت. این، منطق خَصمِ مستکبر است که پیشروی را در شرایطی که حریف را ضعیف میپندارد، تا بینهایت ادامه خواهد داد. در چنین چهارچوبی، مذاکره (و نه الزاما دیپلماسی)، صرفا و حداکثر میتواند کارکردی تاکتیکی داشته باشد و انتظار راهبردی از آن، خطایی پرمخاطره خواهد بود.
رجوع به یک اصل بدیهی، اکنون راهگشاست؛ برای تغییر نظام ادراکی حریف، نباید آنچه در ذهنش قوام یافته را تقویت کرد!
#جنگ_۱۲روزه
به نقل از ابرار معاصر
درباره آینده کنشگری اسرائیل علیه ایران
۱. در بازدارندگی تجمعی (Cumulative Deterrence)، برخلاف تعاریف کلاسیک بازدارندگی، استفاده همزمان از نیروی نظامی و تهدیدات در دستورکار قرار میگیرد. بر این اساس بازدارندگی تجمعی در دو سطح برای بازیگر اعمالکننده آن مؤثر واقع میشود؛ نخست اینکه در سطحی کلان، تصویری از برتری نظامی او ایجاد میکند و دوم اینکه در سطح خُرد، حملات نظامی به از میان رفتن تهدیدات خاص و یا اقدامات طرف مقابل منجر میشود. برخی به این حملات نظامی نقطهای در چهارچوب بازدارندگی تجمعی، «چمنزنی» (Mowing the Lawn) گفتهاند، به این معنا که اگر کسی نمیتواند دشمنش را شکست دهد، میتواند هر از چندگاه، او را تضعیف کند و یا مانع از تقویت او گردد. چمنزنی در ادبیات بازدارندگی رژیم صهیونیستی، بسیار رایج است و سالها، منطق عملیاتی آن درقبال حماس و سپس حزبالله لبنان را تشکیل میداد.
۲. در برخی اخبار آمده است که یکی از محورهای مهم رایزنیهای نتانیاهو و تیمش در واشنگتن، ضرورت ادامه حملات نظامی به ایران بوده است، چراکه از نظر آنها، برنامه هستهای ایران، باوجود خسارتهای وارده به آن، همچون «سرطان» است که میتواند بازگردد و بنابراین، ناگزیر هر از گاهی نیاز است تا «شیمیدرمانی» شود.
۳. «شیمیدرمانی» (حملات نظامی) ادعایی صهیونیستها برای ممانعت از بازگشت «سرطان» (تقویت برنامه هستهای) و رسیدن به وضعیت «متاستاز» (دستیابی به سلاح هستهای)، همان راهبرد «چمنزنی» در قالب بازدارندگی تجمعی است که البته بههیچ وجه به حوزه هستهای نیز محدود نخواهد شد، چهاینکه در جنگ ۱۲ روزه، این موشکهای ایرانی بودند که برای اسرائیل خسارتبار بودند. ازنظر صهیونیستها، ارتفاع چمنهای (مؤلفههای قدرتافکنی) ایران در حوزههای هستهای، موشکی و منطقهای نباید بهگونهای شود که نظم پیشین بازیابی شود. بنابراین اکنون که احساس میکنند راهی به آسمان و خیابان ایران یافتهاند، قصد دارند سیاست چمنزنی را پیش گیرند و انواع کنشهای عملیاتی از ترورهای هدفمند گرفته تا حملات نقطهای و محدود به محمولههای درحال انتقال تسلیحاتی، پایگاههای نظامی و ممانعت از قدرتیابی گروههای مقاومت را محقق سازند. این، البته یک تحلیل حداقلی است و مواردی چون براندازی و تغییر نظام سیاسی را مبنا قرار نداده است.
۴. راهبرد چمنزنی اسرائیل، حتماً هزینههایی جدی برای جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت. اساساً مهار این راهبرد جز از مسیر تقابل سختِ متقارن و نامتقارن امکانپذیر نخواهد بود، چرا که طرف مقابل گمان میکند چمنهای ایران را کوتاه کرده و تصورش از مذاکره، صرفاً ابزاری برای نهادینهسازی این کوتاهی در قالب یک تعهد است. در چنین شرایطی، حتی با پذیرش گزینه مذاکره ازسوی ایران، باز هم این گزینه کفایت لازم را برای اسرائیل و آمریکا نخواهد داشت و راهبرد چمنزنی، همچنان در جعبه ابزار سیاستورزی آنها علیه ایران، فعال خواهد بود. بنابراین صرف این تصور که با مذاکره محدود به موضوع هستهای، امکان متوقفسازی حملات اسرائیل وجود دارد، چندان واقعی ارزیابی نمیشود. در مذاکرات جامع نیز اساساً آنها همانی را دنبال میکنند که در جنگ در پی آن هستند: کاهش بُرد موشک و انقطاع ایران از گروههای مقاومت و سرانجام، ترک مخاصمه با اسرائیل. حتی در این صورت نیز آینده به ما نشان خواهد داد که باز هم ایران را آرام نخواهند گذاشت. این، منطق خَصمِ مستکبر است که پیشروی را در شرایطی که حریف را ضعیف میپندارد، تا بینهایت ادامه خواهد داد. در چنین چهارچوبی، مذاکره (و نه الزاما دیپلماسی)، صرفا و حداکثر میتواند کارکردی تاکتیکی داشته باشد و انتظار راهبردی از آن، خطایی پرمخاطره خواهد بود.
رجوع به یک اصل بدیهی، اکنون راهگشاست؛ برای تغییر نظام ادراکی حریف، نباید آنچه در ذهنش قوام یافته را تقویت کرد!
#جنگ_۱۲روزه
به نقل از ابرار معاصر
🔰 جدیدترین نتایج پیمایش " شاخصِ افکار عمومی جهان عرب"
🔺 مرکز پژوهشها و مطالعات سیاسیِ «العربي»، چندی پیش، از نتایج اولیۀ نظرسنجیِ سال 2025 خود رونمایی کرد.
این نظرسنجی، بخشی از کلانپروژۀ این اندیشکده تحت عنوان «شاخصِ افکار عمومی جهان عرب ، معروف به Arabindex است که اکنون نسخۀ سال 2025 آن با همکاری «مرکز مطالعات معاصر سوریه» (المركز العربي لدراسات سورية المعاصرة) تهیه و منتشر شده است.
در این نظرسنجی، از ساکنان سوریه درخصوص مسائل مختلفِ داخلی و خارجی این کشور پرسش شده که پاسخها، در بخشهای متنوعی صورتبندی شده است. در بخشی از این نظرسنجی، دربارۀ برداشت عمومیِ سوریها از وضعیت منطقه سؤال شده است که پاسخها دربارۀ ایران نیز در همین بخش میگنجد.
🔸سوریها در چاسخ به این پرسش: «سیاستهای کدامیک از قدرتهای منطقهای و بینالمللی، تهدیدکنندۀ امنیت و ثبات منطقه است؟»
همانطور که در تصویر پیداست، اسرائیل را با ۷۸درصد از پاسخها بزرگترین تهدید منطقه محسوب میشود و ایران و روسیه نیز به ترتیب، با دارا بودن 74 و 54درصد، در جایگاه دوم و سوم قرار گرفته اند. آمریکا نیز در رتبۀ چهارم جای دارد.
🔺 مرکز پژوهشها و مطالعات سیاسیِ «العربي»، چندی پیش، از نتایج اولیۀ نظرسنجیِ سال 2025 خود رونمایی کرد.
این نظرسنجی، بخشی از کلانپروژۀ این اندیشکده تحت عنوان «شاخصِ افکار عمومی جهان عرب ، معروف به Arabindex است که اکنون نسخۀ سال 2025 آن با همکاری «مرکز مطالعات معاصر سوریه» (المركز العربي لدراسات سورية المعاصرة) تهیه و منتشر شده است.
در این نظرسنجی، از ساکنان سوریه درخصوص مسائل مختلفِ داخلی و خارجی این کشور پرسش شده که پاسخها، در بخشهای متنوعی صورتبندی شده است. در بخشی از این نظرسنجی، دربارۀ برداشت عمومیِ سوریها از وضعیت منطقه سؤال شده است که پاسخها دربارۀ ایران نیز در همین بخش میگنجد.
🔸سوریها در چاسخ به این پرسش: «سیاستهای کدامیک از قدرتهای منطقهای و بینالمللی، تهدیدکنندۀ امنیت و ثبات منطقه است؟»
همانطور که در تصویر پیداست، اسرائیل را با ۷۸درصد از پاسخها بزرگترین تهدید منطقه محسوب میشود و ایران و روسیه نیز به ترتیب، با دارا بودن 74 و 54درصد، در جایگاه دوم و سوم قرار گرفته اند. آمریکا نیز در رتبۀ چهارم جای دارد.
شمشیر آزادی: اسراییل، موساد و جنگ مخفی
یوسی کوهن
🔹یوسی کوهن از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱ رییس موساد، بوده است. او سابقه بیش از سی سال حضور در موساد را دارد و در این مدت مدیریت عملیاتهای مختلف در کشورهای گوناگون را بر عهده داشته است.
کوهن نقش مهمی در اجرای عملیاتهای مخفی، از جمله سرقت اسناد هستهای ایران و ترور محسن فخریزاده داشته و همچنین در مذاکرات محرمانه اسرائیل با کشورهای عربی در جریان پیمان ابراهیم مشارکت فعال داشته است. وی پس از پایان دوره ریاست خود در موساد، احتمال حضور در فضای سیاسی را مطرح کرده است و انتقاداتی نیز نسبت به عملکرد برخی مقامهای اسرائیلی بیان کرده است.
◀️وی کتاب خاطراتش را منتشر کرده است . کتابی با عنوان شمشیر آزادی .
کتاب «شمشیر آزادی: اسراییل، موساد و جنگ مخفی» نوشته ای مهم برای شناخت بهتر و عمیق تر موساد و رژیم اسراییل می تواند باشد. کوهن در مقدمه کتاب خود مطرح میکند که اسراییل همیشه بر دشمنانش غلبه کرده و باید به این روند ادامه دهد تا در برابر تهدیدهای پیوسته موجود زنده بماند. این کتاب با تکیه بر تجربیات شخصی نویسنده و رویدادهای مهم تاریخی اسراییل، نشان میدهد که چگونه استراتژیهای پنهان دفاعی، عملیات اطلاعاتی و دیپلماسی؛ اسراییل را از یک کشور آسیبپذیر به قدرتی جهانی تبدیل کرده است.
کوهن در مقدمه خود بر این نکته تاکید دارد که موفقیت اسراییل ناشی از هوشیاری مداوم، نبوغ انسانی و همکاریهای غیرمنتظره حتی با دشمنان سابق است. او توضیح میدهد که اسراییل چگونه دشمنانش را از قبل ترسانده و آماده شکست میکند و بر اهمیت زیر سوال بردن مداوم اطلاعات و تطبیق خود با فناوریهای نوین تاکید میورزد.
🔸این کتاب به بخشهای اصلی و موضوعات کلیدی مانند:
راز موفقیت پایدار اسراییل به عنوان یک کشور و قدرت نظامی
آینده پیچیده نوار غزه و حماس
چالشها و وظایف حساس عضویت در موساد
تصورات نادرست غرب درباره خاورمیانه
نبرد موساد علیه تروریسم جهانی
تحولات هنر جاسوسی در دوران هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی
پیامدهای سیاسی کشورهای مختلف نظیر دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ
میپردازد.
از جمله موضوعات مطرح شده در این کتاب ، عملیات سرقت اسناد هسته ای از ایران و چگونگی ان می باشد ...
https://www.thebookseller.com/rights/broadside-books-to-publish-yossi-cohens-riveting-memoir
یوسی کوهن
🔹یوسی کوهن از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱ رییس موساد، بوده است. او سابقه بیش از سی سال حضور در موساد را دارد و در این مدت مدیریت عملیاتهای مختلف در کشورهای گوناگون را بر عهده داشته است.
کوهن نقش مهمی در اجرای عملیاتهای مخفی، از جمله سرقت اسناد هستهای ایران و ترور محسن فخریزاده داشته و همچنین در مذاکرات محرمانه اسرائیل با کشورهای عربی در جریان پیمان ابراهیم مشارکت فعال داشته است. وی پس از پایان دوره ریاست خود در موساد، احتمال حضور در فضای سیاسی را مطرح کرده است و انتقاداتی نیز نسبت به عملکرد برخی مقامهای اسرائیلی بیان کرده است.
◀️وی کتاب خاطراتش را منتشر کرده است . کتابی با عنوان شمشیر آزادی .
کتاب «شمشیر آزادی: اسراییل، موساد و جنگ مخفی» نوشته ای مهم برای شناخت بهتر و عمیق تر موساد و رژیم اسراییل می تواند باشد. کوهن در مقدمه کتاب خود مطرح میکند که اسراییل همیشه بر دشمنانش غلبه کرده و باید به این روند ادامه دهد تا در برابر تهدیدهای پیوسته موجود زنده بماند. این کتاب با تکیه بر تجربیات شخصی نویسنده و رویدادهای مهم تاریخی اسراییل، نشان میدهد که چگونه استراتژیهای پنهان دفاعی، عملیات اطلاعاتی و دیپلماسی؛ اسراییل را از یک کشور آسیبپذیر به قدرتی جهانی تبدیل کرده است.
کوهن در مقدمه خود بر این نکته تاکید دارد که موفقیت اسراییل ناشی از هوشیاری مداوم، نبوغ انسانی و همکاریهای غیرمنتظره حتی با دشمنان سابق است. او توضیح میدهد که اسراییل چگونه دشمنانش را از قبل ترسانده و آماده شکست میکند و بر اهمیت زیر سوال بردن مداوم اطلاعات و تطبیق خود با فناوریهای نوین تاکید میورزد.
🔸این کتاب به بخشهای اصلی و موضوعات کلیدی مانند:
راز موفقیت پایدار اسراییل به عنوان یک کشور و قدرت نظامی
آینده پیچیده نوار غزه و حماس
چالشها و وظایف حساس عضویت در موساد
تصورات نادرست غرب درباره خاورمیانه
نبرد موساد علیه تروریسم جهانی
تحولات هنر جاسوسی در دوران هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی
پیامدهای سیاسی کشورهای مختلف نظیر دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ
میپردازد.
از جمله موضوعات مطرح شده در این کتاب ، عملیات سرقت اسناد هسته ای از ایران و چگونگی ان می باشد ...
https://www.thebookseller.com/rights/broadside-books-to-publish-yossi-cohens-riveting-memoir
The Bookseller
Broadside Books to publish Yossi Cohen's 'riveting' memoir
Broadside Books, an imprint of HarperCollins, is set to publish former director of Mossad Yossi Cohen’s ’riveting’ memoir.
Forwarded from مُستَشرِق/میرگلویبیات (میرجواد میرگلویبیات)
🔰 حمله به دفتر حماس در دوحه حمله به نقش تقریبا ۳۰ ساله قطر در منطقه بود!
نویسنده: جواد میرگلویبیات
برای بسیاری جای سوال است که چگونه شد که برای مثال کویتی که زمانی محل مطبوعات آزاد و رسانههای فعال منطقهای و محل رفت و آمد گروههای مختلف اپوزیسیون و اسلامی بود جای خود را به قطر داد؟ یا چه شد که امارات که محل امنی برای جریانهای اخوانی بود تبدیل به دشمن اسلام سیاسی و اخوان شد و جریانهای شبهناصری و سکولار جایگزین آنها شدند و اساسا چه شد که قطر تبدیل به مرکز رسانهای و گروهها و اشخاص معتقد به اسلام سیاسی منطقه شد؟
قطر نه تنها میزبان امنی برای دوران حیات افراد و گروههای اسلامگرا است که در وطن خود جایی نداشتند بلکه مدفن افرادی مانند شهید هنیه، عباس مدنی الجزایری، ضرقاوی مصری و الصیرفی سوری و... هم است.
این جایگاه قطر در کشوری که جمعیت قابل توجهی از قبایل وهابی دارد، ریشه در سیاستهای مستقل و بالذات و تفکر رهبران آن یا حاصل پویشهای درونی ملت آن نبود! چرا که اساسا مامن اسلام سیاسی بودن در جوامع با جمعیت وهابی یک خطر بزرگ برای مونارشیهای جنوب خلیج فارس است!
در چنین فضایی اصلا نباید به سیاستهای مستقل و هویت یابیها حکومتهای جنوب خلیج فارس توجه ویژهای کرد! بلکه باید به نقشی که غرب و بهخصوص آمریکا برای این دولتها تعریف کرده است توجه داشت!
جهان غرب به موازات اسلامگرایی پس از دهه ۱۹۷۰ و نضج آن بعد از انقلاب ایران، جبهه اسلامی الجزایر و فعال شدن اخوان در مصر در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و حضور مجاهدین در افغانستان و تشکیل القاعده و طالبان و... نیاز داشت که محلی برای ارتباط با این جریانهای فرامرزی و فرادولتی و چریکی و نظامی داشته باشد! حملات یازده سپتامبر نیز این نیاز را بیش از پیش نشان داد.
قطر از اواسط دهه ۱۹۹۰ نقشی که برای آن تعریف شده بود را اجرا کرد و با تاسیس شبکه الجزیره و اعطای اقامت به اسلامگرایان منطقه و سایر امکانات به آنها فرایندی را شروع کرد که از حماس تا طالبان، از اخوان تا حتی حزب الله لبنان در آنجا حضور پیدا کردند و به موازات بهبود وضعیت اقتصادی و در اختیار دادن امکانات رسانهای محل جذابی برای این گروهها شد.
قطر که دیگر صاحب نفوذ سیاسی و قدرت نرم در منطقه شده بود با گشادهدستیهای اقتصادی حاصل از فروش گاز، بعد از بهار عربی سعی در این داشت که از منافذ بهوجود آمده در منطقه تا جایی که غرب اجازه میدهد برای سیاستورزی مستقل خود بهره ببرد.
اما پرونده اسراییل در نزد آمریکاییها یک پرونده خاص است و سیاستهای کلان مانند جنگ سرد، رقابت با چین حمله به عراق و افغانستان و جنگ اوکراین و... نتوانسته که این پرونده خاص را تابع روندهای مهم جهانی بکند.
اگرچه نقش امروز قطر برای غرب بسیار مهم و مفید بوده است ولی پرونده خاص اسراییل اجازه نخواهد داد که سیاست آمریکا و غرب در قبال قطر ادامه پیدا کند. قطری که از جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ تا همین طوفان الاقصی با الجزیره توانسته بود اسراییل را آزار دهد و با ارتباط با حماس در طوفان الاقصی برای آنها بسط ید ایجاد کند و...
اسراییل از قطر انتظار داشت که مانند امارات که حتی مسیر لولههای آب امدادی در غزه را طوری طراحی میکند که ماشین آدم کشی صهیونیست از آن بهره ببرد عمل کند و در پروندههایی مانند سوریه یا دولت خودگردان فلسطین مانند امارات جاده صاف کن برای اسراییل باشد و دهها مثال دیگر...
اما قطر که به نوعی در نقش خود غرق شده بود و سعی داشت که درمنافذ منافع غرب و منافع مستقل خود البته با همکاری فدرت منطقهای مانند ترکیه عمل کند اگرچه در تحمل سیاستمدارن آمریکایی اقدام میکرد ولی از تحمل صهیونیستها خارج بود...
لذا حمله امروز به حماس در دوحه حمله به نقش تقریبا ۳۰ ساله قطر در منطقه بود که قطعا عواقب مهمی در جنوب خلیج فارس خواهد داشت.
⭕️ @IslamicEast
نویسنده: جواد میرگلویبیات
برای بسیاری جای سوال است که چگونه شد که برای مثال کویتی که زمانی محل مطبوعات آزاد و رسانههای فعال منطقهای و محل رفت و آمد گروههای مختلف اپوزیسیون و اسلامی بود جای خود را به قطر داد؟ یا چه شد که امارات که محل امنی برای جریانهای اخوانی بود تبدیل به دشمن اسلام سیاسی و اخوان شد و جریانهای شبهناصری و سکولار جایگزین آنها شدند و اساسا چه شد که قطر تبدیل به مرکز رسانهای و گروهها و اشخاص معتقد به اسلام سیاسی منطقه شد؟
قطر نه تنها میزبان امنی برای دوران حیات افراد و گروههای اسلامگرا است که در وطن خود جایی نداشتند بلکه مدفن افرادی مانند شهید هنیه، عباس مدنی الجزایری، ضرقاوی مصری و الصیرفی سوری و... هم است.
این جایگاه قطر در کشوری که جمعیت قابل توجهی از قبایل وهابی دارد، ریشه در سیاستهای مستقل و بالذات و تفکر رهبران آن یا حاصل پویشهای درونی ملت آن نبود! چرا که اساسا مامن اسلام سیاسی بودن در جوامع با جمعیت وهابی یک خطر بزرگ برای مونارشیهای جنوب خلیج فارس است!
در چنین فضایی اصلا نباید به سیاستهای مستقل و هویت یابیها حکومتهای جنوب خلیج فارس توجه ویژهای کرد! بلکه باید به نقشی که غرب و بهخصوص آمریکا برای این دولتها تعریف کرده است توجه داشت!
جهان غرب به موازات اسلامگرایی پس از دهه ۱۹۷۰ و نضج آن بعد از انقلاب ایران، جبهه اسلامی الجزایر و فعال شدن اخوان در مصر در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و حضور مجاهدین در افغانستان و تشکیل القاعده و طالبان و... نیاز داشت که محلی برای ارتباط با این جریانهای فرامرزی و فرادولتی و چریکی و نظامی داشته باشد! حملات یازده سپتامبر نیز این نیاز را بیش از پیش نشان داد.
قطر از اواسط دهه ۱۹۹۰ نقشی که برای آن تعریف شده بود را اجرا کرد و با تاسیس شبکه الجزیره و اعطای اقامت به اسلامگرایان منطقه و سایر امکانات به آنها فرایندی را شروع کرد که از حماس تا طالبان، از اخوان تا حتی حزب الله لبنان در آنجا حضور پیدا کردند و به موازات بهبود وضعیت اقتصادی و در اختیار دادن امکانات رسانهای محل جذابی برای این گروهها شد.
قطر که دیگر صاحب نفوذ سیاسی و قدرت نرم در منطقه شده بود با گشادهدستیهای اقتصادی حاصل از فروش گاز، بعد از بهار عربی سعی در این داشت که از منافذ بهوجود آمده در منطقه تا جایی که غرب اجازه میدهد برای سیاستورزی مستقل خود بهره ببرد.
اما پرونده اسراییل در نزد آمریکاییها یک پرونده خاص است و سیاستهای کلان مانند جنگ سرد، رقابت با چین حمله به عراق و افغانستان و جنگ اوکراین و... نتوانسته که این پرونده خاص را تابع روندهای مهم جهانی بکند.
اگرچه نقش امروز قطر برای غرب بسیار مهم و مفید بوده است ولی پرونده خاص اسراییل اجازه نخواهد داد که سیاست آمریکا و غرب در قبال قطر ادامه پیدا کند. قطری که از جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ تا همین طوفان الاقصی با الجزیره توانسته بود اسراییل را آزار دهد و با ارتباط با حماس در طوفان الاقصی برای آنها بسط ید ایجاد کند و...
اسراییل از قطر انتظار داشت که مانند امارات که حتی مسیر لولههای آب امدادی در غزه را طوری طراحی میکند که ماشین آدم کشی صهیونیست از آن بهره ببرد عمل کند و در پروندههایی مانند سوریه یا دولت خودگردان فلسطین مانند امارات جاده صاف کن برای اسراییل باشد و دهها مثال دیگر...
اما قطر که به نوعی در نقش خود غرق شده بود و سعی داشت که درمنافذ منافع غرب و منافع مستقل خود البته با همکاری فدرت منطقهای مانند ترکیه عمل کند اگرچه در تحمل سیاستمدارن آمریکایی اقدام میکرد ولی از تحمل صهیونیستها خارج بود...
لذا حمله امروز به حماس در دوحه حمله به نقش تقریبا ۳۰ ساله قطر در منطقه بود که قطعا عواقب مهمی در جنوب خلیج فارس خواهد داشت.
⭕️ @IslamicEast
*علی نصری*، پژوهشگر روابط بینالملل، *ایکس*:
درسی که باید از حمله اسرائیل به قطر گرفت این نیست که «مذاکره» با غرب ذاتاً خطرناک است، بلکه این است که *«برونسپاری امنیت» به قدرتهای فرامنطقه خطایی مهلک است.* کشوری که امنیت درونزا دارد، هراسی از مذاکره ندارد. ما باید پیشگام و رهبر همکاری برای ساختن منطقه قوی باشیم.
درسی که باید از حمله اسرائیل به قطر گرفت این نیست که «مذاکره» با غرب ذاتاً خطرناک است، بلکه این است که *«برونسپاری امنیت» به قدرتهای فرامنطقه خطایی مهلک است.* کشوری که امنیت درونزا دارد، هراسی از مذاکره ندارد. ما باید پیشگام و رهبر همکاری برای ساختن منطقه قوی باشیم.
💡🔰 [بنیاد دفاع از دموکراسیها](https://www.fdd.org/analysis/2025/09/11/turkey-could-be-next-in-israels-cross-hairs-after-qatar-the-consequences-catastrophic/) (FDD)*
🔴 احتمالا پس از قطر، *ترکیه هدف بعدی اسرائیل* است؛ اقدامی که عواقب آن، فاجعهبار خواهد بود. سرویس امنیتی شین بت، هفته گذشته اعلام کرد که *توطئه یک هسته حماس، مستقر در ترکیه* را برای ترور ایتامار بن گویر، وزیر امنیت ملی، خنثی کرده است. آنکارا، بهسرعت، دست داشتن در این امر را تکذیب کرد. اما این افشاگری، یک سؤال جنجالی را مطرح کرد:
*آیا ترکیه در کمک به حماس، برای ترور یک وزیر اسرائیلی دست داشته است؟*
🔴 احتمالا پس از قطر، *ترکیه هدف بعدی اسرائیل* است؛ اقدامی که عواقب آن، فاجعهبار خواهد بود. سرویس امنیتی شین بت، هفته گذشته اعلام کرد که *توطئه یک هسته حماس، مستقر در ترکیه* را برای ترور ایتامار بن گویر، وزیر امنیت ملی، خنثی کرده است. آنکارا، بهسرعت، دست داشتن در این امر را تکذیب کرد. اما این افشاگری، یک سؤال جنجالی را مطرح کرد:
*آیا ترکیه در کمک به حماس، برای ترور یک وزیر اسرائیلی دست داشته است؟*
FDD
Turkey Could Be Next in Israel’s Cross-hairs After Qatar. The Consequences? Catastrophic
The Shin Bet security service announced last week that it thwarted a Turkey-based Hamas cell’s plot to assassinate National Security Minister Itamar Ben-Gvir. Ankara quickly denied involvement. But...
📳، اسرائیلیها به دولت احمد الشرع، در تصمیمی که آن را قطعی میدانستند، اطلاع دادند که تمام مناطق واقع در ده کیلومتری جنوب دمشق، تا مرزهای بلندیهای جولان و اردن و تا سویدا، باید عاری از هرگونه حضور نیروهای رزمی سوریه باشد. با این حال، پلیس محلی مجاز است، مشروط بر اینکه تمام جزئیات مربوط به تعداد، نوع حرکت و ماهیت عملیات از قبل توافق شده باشد. طرف اسرائیلی همچنین تأیید کرد که به اتخاذ اصل «آزادی حرکت» برای مقابله با هرگونه تهدید ادامه خواهد داد و بر مدیریت شخصی کریدور بشردوستانه که از قنیطره به سمت سویدا امتداد دارد، تأکید کرد.
!
✍🏻 ابراهیم الامین
سردبیر روزنامه الاخبار
!
✍🏻 ابراهیم الامین
سردبیر روزنامه الاخبار
Telegram
علی عبدی/ دیده بان تحرکات کِریا
کِریا نام منطقه ایست در قلب تل آویو که وزارت جنگ، ستادکل نیروهای نظامی، آمان، ستاد نیروی هوایی و دریایی و دیگر بخشهای مهم سیستم امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی در آن مجتمع است.