بدین ترتیب، جوامع در سیر تکثرگرایی خود به حدی کوچک می شوند که به سهولت قابل اداره باشند؛ در واقع، جوامع متکثر به سوی کاهش لوازم پیوند انسانها و نظامهای ارتباطی آنها گام برمی دارند. وقتی حقانیت حق و ثبات مفهوم عدل انکار شود، این صاحبان اندیشه های متشکل و سازمان یافته اند که می توانند با تدوین قوانین بازی، عرصه تاخت و تاز خویش را هموار سازند. اگر وضع قانون، محلی و محدود باشد، ارزان تر قابل خرید و فروش است و هزینهٔ تحمیل سلطهٔ تزویری، فراخور قرائتهای محدود و متکثر محلی، کاهش می یابد. نسبی انگاری حقیقت حق به آنجا ختم می شود که هیچ مانع فراگیری برای تسری ظلم باقی نماند. وقتی حقیقتی قاطع برای دفاع وجود نداشته باشد، سلطه گر با خیال راحت می تواند در جهان موهوم انگاشته، به سلطه واقعی خود دامن بزند و آن را قرائتی از عدل بنامد. اما اگر مبنای عدل ثابت و لایتغیر فرض شود، امکان توجیه اعمال ناعادلانه بر مبنای «ماهیت موهوم انگاشته عدل» از میان می رود. بنابراین، برای تنقیح چالشهای نظری از مباحث حاشیه ای و برای تمرکز بر جوهر و اساسی مفهوم عدل، باید تعریفی از عدالت ارائه شود که بر مدار حق ثبات یابد؛ بدین ترتیب روایت عدالت حق مدار شکل میگیرد که به مثابه سنگ محک، سایر روایتهای تعریف کنندهٔ عدل را ارزیابی می کند. در برابر روایت حق مدار می توان به روایت تقدیر گرا نیز اشاره کرد که همنوا با قرائتی پوچ انگارانه از عدالت فرانوگرا، اساس و مبنای عدل را نسبی و متزلزل میانگارد و هر آنچه رخ دهد را عادلانه می پندارد. بنابراین، روایت عدل حق مدار اساساً با روایت تقدیر گرا در تعارض و تباین است. ولی ممکن است میان حق مداری و روایتهای شش گانه طبقه بندی استرابا، نقاط اشتراک قابل توجهی یافت شود؛ برای مثال آنجا که موضوع عدل حق مدار، حقوق زن و مرد است، بسیاری از تعابیر معقول روایت تأنیث گرا پذیرفتنی است و آنجا که اصالت آزادی نوع انسان یا برابری حقوق انسانها و نفع اجتماع مطرح است، حق مداری با قرائتهای معقول ارائه شده در چهارچوب روایتهای لیبرالی، سوسیالیستی، لیبرال دموکرات و اجتماع گرایی، سازگار به نظر می رسد؛ ضمن اینکه نفی تحمیل جهان شمول یک برداشت از عدل، تا آنجا که به عرض و شاخ و برگ ساز و کارهای حق مدارانه عدل مربوط می شود، مضامین قابل دفاعی دارد؛ زیرا همه جهانیان قربانی یک نوع بی عدالتی نبوده اند که اجماعاً شیفته یک تعبیر مصداقی از عدالت شوند. بدین ترتیب، به نظر می رسد که فقدان علم تام و تأثیرپذیری از ادراکات شخصی، انسانها را به پذیرش نوع خاصی از تعابیر مذکور متمایل می سازد و اینها اساساً با عدالت حق مدار در تعارض نیستند. حتی ممکن است در آینده مباحثی چون «برخورد عادلانه با طبیعت و سایر جانداران» با شدت بیشتری مطرح شود یا «بی عدالتی در برخورد با زمان و مکان»، مورد توجه افراد قرار گیرد. نکته این است که اینها نمی توانند محور و نقطه ثقل مفهوم عدل واقع شوند، ولی همواره می توانند به مثابه موضوعی بحث انگیز، به منزله مصداق تمایلات عدالت خواهانه آدمیان مطرح گردند. در واقع هر روایت از روایتهای یاد شده، زاویه نگرشی خاص خود را برگزیده و از آن زاویه، عدالت پیشگی را تعریف می کند، در حالی که تعریف عقلانی عدالت، مستلزم ادراکی فرازمانی و فرامکانی است. عدل جوهره ای است که بر حسب موضوع، جلوه هایی متنوع دارد و آنچه پایه آن را ثابت می نماید، حق است. می توان بر محور حق حرکت کرد و به آزادی احترام گذاشت، برابری را تکریم کرد، و اقتضائات محیط را در نظر گرفت؛ اما نمیتوان آزادی را مبنا قرار داد و به حق رسید؛ نمی توان برابری را ملاک تمام عیار حق فرض کرد؛ و نمی توان اقتضائات محیط را دستاویز رواج نسبیت در تفسیر عدل قرار داد.
اقتباس از پورعزت علی اصغر، 1387، دانش اداره دولت و حکومت،تهران،سمت
📚 در ادامه ضمن پرداختن به متن اصلی تئوری عدالت حق مدار به الزامات تحقق آن در حکومت حق گرا نیز میپردازیم
⚠️ پ.ن: به دلیل طولانی شدن مطلب از درج کامل رفرنس ها خودداری میکنیم.
مبحث #عدالت و #حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع) را در یادداشت های بعدی پی خواهیم گرفت
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
اقتباس از پورعزت علی اصغر، 1387، دانش اداره دولت و حکومت،تهران،سمت
📚 در ادامه ضمن پرداختن به متن اصلی تئوری عدالت حق مدار به الزامات تحقق آن در حکومت حق گرا نیز میپردازیم
⚠️ پ.ن: به دلیل طولانی شدن مطلب از درج کامل رفرنس ها خودداری میکنیم.
مبحث #عدالت و #حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع) را در یادداشت های بعدی پی خواهیم گرفت
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
تفسیر #حق_مداری
حق تفسیر نسبی نمی پذیرد، اما به طور نسبی تحقق می یابد. حق مفهومی ثابت دارد؛ ولی ناگزیر سیر استعلایی انسان به سوی شناخت و تحقق آن، بتدریج قابل اصلاح بوده و یادگیرنده است. سخن آخر اینکه حق را جز حجت بر حق، کسی سزاوار تفسیر نیست و انسان محدود و اسیر اطلاعات مقطعی، عاجز از تأویل صحیح آن است. واژه حق مجموعه متنوعی از معانی مرتبط را در برمی گیرد؛ نظیر سزا»، (تکلیف،'، «حقیقت» ، واقعیت» و «تعهد» ، «الحق» یکی از نود و نه اسم خداست (20006 ,Rosen)؛ یادآوری می شود که «عدل» نیز یکی از اسماء خداست (المیزان، ج۸، ۷- ۵۳۶) و در این شأن، معنایی ثابت و تغییرناپذیر دارد. البته تعریف عدالت بر مبنای حق دشوار است، اما با پیش بینی ساز و کاری بادگیرنده و در استمرار اصلاح تعاریف آزموده شده، در سیری حق گرا امکان پذیر است. واقعیت این است که از هنگامی که سقراط دربارهٔ چیستی عدالت از افلاطون سؤال کرد تا کنون، این سؤال همچنان یکی از سؤالات هدایتگر تفکرات فلسفی و اجتماعی است (2000,3 ,Solomon & Murphy)؛ و در این باره هنوز مباحثات و اختلاف نظرهای گسترده ای جریان دارند که به دلایل متعددی مطرح می شوند. آن گونه که میلر می گوید، گاهی این اختلافات درباره عدالت، از منافع متضاد افراد ناشی می شوند(1999,25 ,Miller)؛
ضمن اینکه احتمال دارد اختلاف آرای افراد دربارهٔ عدالت، ناشی از سطوح متفاوت بلوغ ادراکی و شناختی آنها باشد؛ با این فرض که هر چه بلوغ افراد کاهش یابد، احتمال اینکه در فراگرد شناخت عدالت دچار خطای ادراکی شوند، افزایش می یابد. ضمن اینکه می توان چنین فرض کرد که با افزایش سطح بلوغ، بر احتمال تمایل افراد به حق گرایی در تعریف عدالت افزوده می شود. نکته قابل تأمل آن است که هر نوع تعریفی از عدالت، در مرحله اجرا، الزامات خاص خود را می طلبد؛ برای مثال تحقق عدالت لیبرالی مستلزم وجود یک حکومت کوچک و حداقلی، در نقش ژاندارم یا نگهبان شب یا تأمین کننده امنیت مردم است؛ در حالی که تحقق عدالت مورد نظر اجتماع گرایان مستلزم وجود یک حکومت حداکثری است و تحقق عدالت سوسیالیستی نیز، لااقل در ابتدای تشکیل جامعه سوسیالیستی، به حکومتی قدرتمند نیاز دارد. هر تعریف از عدالت، وظایفی را برعهده حکومتهایی که آن تعریف را می پذیرند، تحمیل می کند. سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که «اگر یک جامعه مشتاق تحقق عدالت حق مدار باشد، به چه نوع حکومتی نیاز دارد؟» شاید بتوان گفت که این سؤال، مهم ترین راهنما برای تعریف ویژگیهای آرمانی حکومت از حیث اهداف، ساختار و شیوه های اقدام است.
اقتباس از پورعزت علی اصغر، 1387، دانش اداره دولت و حکومت،تهران،سمت
📚 در ادامه ضمن پرداختن به متن اصلی تئوری عدالت حق مدار به الزامات تحقق آن در حکومت حق گرا نیز میپردازیم
⚠️ پ.ن: به دلیل طولانی شدن مطلب از درج کامل رفرنس ها خودداری میکنیم.
مبحث #عدالت و #حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع) را در یادداشت های بعدی پی خواهیم گرفت
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
حق تفسیر نسبی نمی پذیرد، اما به طور نسبی تحقق می یابد. حق مفهومی ثابت دارد؛ ولی ناگزیر سیر استعلایی انسان به سوی شناخت و تحقق آن، بتدریج قابل اصلاح بوده و یادگیرنده است. سخن آخر اینکه حق را جز حجت بر حق، کسی سزاوار تفسیر نیست و انسان محدود و اسیر اطلاعات مقطعی، عاجز از تأویل صحیح آن است. واژه حق مجموعه متنوعی از معانی مرتبط را در برمی گیرد؛ نظیر سزا»، (تکلیف،'، «حقیقت» ، واقعیت» و «تعهد» ، «الحق» یکی از نود و نه اسم خداست (20006 ,Rosen)؛ یادآوری می شود که «عدل» نیز یکی از اسماء خداست (المیزان، ج۸، ۷- ۵۳۶) و در این شأن، معنایی ثابت و تغییرناپذیر دارد. البته تعریف عدالت بر مبنای حق دشوار است، اما با پیش بینی ساز و کاری بادگیرنده و در استمرار اصلاح تعاریف آزموده شده، در سیری حق گرا امکان پذیر است. واقعیت این است که از هنگامی که سقراط دربارهٔ چیستی عدالت از افلاطون سؤال کرد تا کنون، این سؤال همچنان یکی از سؤالات هدایتگر تفکرات فلسفی و اجتماعی است (2000,3 ,Solomon & Murphy)؛ و در این باره هنوز مباحثات و اختلاف نظرهای گسترده ای جریان دارند که به دلایل متعددی مطرح می شوند. آن گونه که میلر می گوید، گاهی این اختلافات درباره عدالت، از منافع متضاد افراد ناشی می شوند(1999,25 ,Miller)؛
ضمن اینکه احتمال دارد اختلاف آرای افراد دربارهٔ عدالت، ناشی از سطوح متفاوت بلوغ ادراکی و شناختی آنها باشد؛ با این فرض که هر چه بلوغ افراد کاهش یابد، احتمال اینکه در فراگرد شناخت عدالت دچار خطای ادراکی شوند، افزایش می یابد. ضمن اینکه می توان چنین فرض کرد که با افزایش سطح بلوغ، بر احتمال تمایل افراد به حق گرایی در تعریف عدالت افزوده می شود. نکته قابل تأمل آن است که هر نوع تعریفی از عدالت، در مرحله اجرا، الزامات خاص خود را می طلبد؛ برای مثال تحقق عدالت لیبرالی مستلزم وجود یک حکومت کوچک و حداقلی، در نقش ژاندارم یا نگهبان شب یا تأمین کننده امنیت مردم است؛ در حالی که تحقق عدالت مورد نظر اجتماع گرایان مستلزم وجود یک حکومت حداکثری است و تحقق عدالت سوسیالیستی نیز، لااقل در ابتدای تشکیل جامعه سوسیالیستی، به حکومتی قدرتمند نیاز دارد. هر تعریف از عدالت، وظایفی را برعهده حکومتهایی که آن تعریف را می پذیرند، تحمیل می کند. سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که «اگر یک جامعه مشتاق تحقق عدالت حق مدار باشد، به چه نوع حکومتی نیاز دارد؟» شاید بتوان گفت که این سؤال، مهم ترین راهنما برای تعریف ویژگیهای آرمانی حکومت از حیث اهداف، ساختار و شیوه های اقدام است.
اقتباس از پورعزت علی اصغر، 1387، دانش اداره دولت و حکومت،تهران،سمت
📚 در ادامه ضمن پرداختن به متن اصلی تئوری عدالت حق مدار به الزامات تحقق آن در حکومت حق گرا نیز میپردازیم
⚠️ پ.ن: به دلیل طولانی شدن مطلب از درج کامل رفرنس ها خودداری میکنیم.
مبحث #عدالت و #حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع) را در یادداشت های بعدی پی خواهیم گرفت
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
روایت #عدالت #حق_مدار و مثال عینی آن
بنیان این نظام منطقی بر پنج اصل «توحید»، «برابری مبتنی بر خلقت یکسان»، «آزادی و اختیار ناشی از همانندی در خلقت»، «تناسب حق و تکلیف» و «تسهیل کمالگرایی» نهاده شده است و بر اساس این پنج اصل و استناد به مطالب نهجالبلاغه، نوزده قضیه استنباط شده, که با تشریح برخی ابعاد عینی آموزه عدالت حق مدار امکان تعریف شاخصهای غالب طراحی سیستم را فراهم آوردند. ملاحظه میشود که آموزهی مبتنی بر این پنج اصل، عدالت را آمیزهای از برابری و آزادی میداند که بر پایهی توحید و یکسانی خلقت آدمیان ثبات یافته، با تأکید بر ضرورت تناسب حق و تکلیف پویا و منعطف گشته و با معطوف شدن به کمالگرایی نظام آفرینش، جهت میگیرد؛ بنابراین، آموزهی حق مدار تحقق عدالت را مستلزم تمهید شرایط دستیابی همه آحاد جامعه بهحق خود در برخورداری از امنیت کامل، رفاه نسبی و آگاهی کافی میداند. با تأکید بر تعریف شاخصهای غالب طراحی سیستم بر مبنای نظام منطقی نهایی، حاصل کار بهصورت طراحی سیستم حکومت حق مدار در سطح صفر (رابطه ملت و حکومت)، یک (رابطه ملت و سه قوّه مقنّنه، مجریه و قضاییه)، دو (رابطه ملت با اجرای خرده سیستمهای قانونگذاری، اجرایی و قضایی) ارائه گردیده است. در مورد خرده سیستم اجرایی، طراحی سیستم تا سطح سه (رابطه ملت و خرده سیستم اجرایی بر حسب عرصههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حیات اجتماعی) و سطح چهار (رابطه ملت و مجموعه دستگاههای اجرایی در هر یک از عرصههای مذکور) تسری یافته استه است. نسبي انگاري حقيقت حق به آنجا ختم مي شود که هيچ مانع فراگيري در برابر تسري ظلم باقي نماند. وقتي حقيقتي قاطع براي دفاع وجود نداشته باشد، سلطه گر با خيال راحت مي تواند در جهان موهوم انگاشته، به سلطه واقعي خود دامن بزند و آن را قرائتي از عدل بنامد. اما اگر مبناي عدل ثابت و لايتغير فرض شود، امکان توجيه اعمال ناعادلانه بر مبناي " ماهيت موهوم انگاشته عدل " از ميان مي رود. بنابراين، براي تنقيح چالش هاي تئوريک از مباحث حاشيه اي و براي تمرکز بر ريشه و اساس عدل بايد تعريفي از عدالت ارائه شود که بر مدار حق ثبات يابد؛ بدين ترتيب روايت عدالت حق مدار شکل مي گيرد که به مثابه سنگ محک، ساير روايت هاي تعريف کننده عدل را ارزيابي مي کند.
البته تعريف عدالت بر مبناي حق دشوار است، اما پيش بيني ساز و کاري يادگيرنده و در استمرار اصلاح تعاريف آزموده شده، در سيري حق گرا امکان پذير است.
در حقيقت اگر بخواهيم مثالي عيني از دولت حق مدار بياوريم، مي توانيم به #حکومت #امامعلی(ع) به عنوان نمونه اعلي اين نوع روايت از عدالت اشاره کنيم. ويژگي هاي دولت حق مدار بر اساس حکومت علوي در سه وجه تامين امنيت براي مردم، تامين رفاه و توزيع عادلانه ثروت و مشارکت آگاهانه و فعال عناصر اجتماعي در امر تحقق عدالت، تجلي مي يابد. همچنين ذکر اين نکته الزامي است که وجه اول با توسعه سياسي، وجه دوم با توسعه اقتصادي و وجه سوم با توسعه فرهنگي در ارتباط هستند. نکته قابل تامل در رفتار دولت حق مدار آن است که هيچ تقدم و تاخري ميان اهتمام به توسعه سياسي، اقتصادي و فرهنگي در آن مشاهده نمي شود و رسالت دولت براي تامين امنيت، رفاه و آگاهي جامعه توامان مورد تاکيد قرار مي گيرد.
البته بايد اذعان نمود که اين اختلافات درباره عدالت، از منافع متضاد افراد ناشي مي شوند؛ ضمن اين که احتمال دارد اختلاف آراي افراد درباره عدالت، ناشي از سطوح متفاوت بلوغ ادراکي و شناختي آنها باشد؛ با اين فرض که هر چه بلوغ افراد کاهش يابد، احتمال اين که در فراگرد شناخت عدالت دچار خطاي ادراکي شوند، افزايش مي يابد. همچنين هر چه بلوغ افراد جامعه افزايش يابد، احتمال تشخيص رفتار عادلانه بر محور حق افزايش مي يابد. بنابراين تحقق و پايداري جامعه عدل مستلزم حساسيت آگاهانه مردم در برابر اجراي عدالت است؛ مردمي که شجاعانه حق خويش را ( البته بدون لکنت بان ) بازستانند و مسئولانه نگران اجابت حق ديگران باشند؛ مردمي با مرتبه اي از تعادل رواني و بلوغ ادارکي که در برابر حق تسليم باشند و از ستمگري و ستم پذيري پرهيز نمايند. (پورعزت, مختصات حکومت حق مدار, 1388)
📚 در ادامه ضمن پرداختن به متن اصلی تئوری عدالت حق مدار به الزامات تحقق آن در حکومت حق گرا نیز میپردازیم
⚠️ پ.ن: به دلیل طولانی شدن مطلب از درج کامل رفرنس ها خودداری میکنیم.
مبحث #عدالت و #حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع) را در یادداشت های بعدی پی خواهیم گرفت
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
بنیان این نظام منطقی بر پنج اصل «توحید»، «برابری مبتنی بر خلقت یکسان»، «آزادی و اختیار ناشی از همانندی در خلقت»، «تناسب حق و تکلیف» و «تسهیل کمالگرایی» نهاده شده است و بر اساس این پنج اصل و استناد به مطالب نهجالبلاغه، نوزده قضیه استنباط شده, که با تشریح برخی ابعاد عینی آموزه عدالت حق مدار امکان تعریف شاخصهای غالب طراحی سیستم را فراهم آوردند. ملاحظه میشود که آموزهی مبتنی بر این پنج اصل، عدالت را آمیزهای از برابری و آزادی میداند که بر پایهی توحید و یکسانی خلقت آدمیان ثبات یافته، با تأکید بر ضرورت تناسب حق و تکلیف پویا و منعطف گشته و با معطوف شدن به کمالگرایی نظام آفرینش، جهت میگیرد؛ بنابراین، آموزهی حق مدار تحقق عدالت را مستلزم تمهید شرایط دستیابی همه آحاد جامعه بهحق خود در برخورداری از امنیت کامل، رفاه نسبی و آگاهی کافی میداند. با تأکید بر تعریف شاخصهای غالب طراحی سیستم بر مبنای نظام منطقی نهایی، حاصل کار بهصورت طراحی سیستم حکومت حق مدار در سطح صفر (رابطه ملت و حکومت)، یک (رابطه ملت و سه قوّه مقنّنه، مجریه و قضاییه)، دو (رابطه ملت با اجرای خرده سیستمهای قانونگذاری، اجرایی و قضایی) ارائه گردیده است. در مورد خرده سیستم اجرایی، طراحی سیستم تا سطح سه (رابطه ملت و خرده سیستم اجرایی بر حسب عرصههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حیات اجتماعی) و سطح چهار (رابطه ملت و مجموعه دستگاههای اجرایی در هر یک از عرصههای مذکور) تسری یافته استه است. نسبي انگاري حقيقت حق به آنجا ختم مي شود که هيچ مانع فراگيري در برابر تسري ظلم باقي نماند. وقتي حقيقتي قاطع براي دفاع وجود نداشته باشد، سلطه گر با خيال راحت مي تواند در جهان موهوم انگاشته، به سلطه واقعي خود دامن بزند و آن را قرائتي از عدل بنامد. اما اگر مبناي عدل ثابت و لايتغير فرض شود، امکان توجيه اعمال ناعادلانه بر مبناي " ماهيت موهوم انگاشته عدل " از ميان مي رود. بنابراين، براي تنقيح چالش هاي تئوريک از مباحث حاشيه اي و براي تمرکز بر ريشه و اساس عدل بايد تعريفي از عدالت ارائه شود که بر مدار حق ثبات يابد؛ بدين ترتيب روايت عدالت حق مدار شکل مي گيرد که به مثابه سنگ محک، ساير روايت هاي تعريف کننده عدل را ارزيابي مي کند.
البته تعريف عدالت بر مبناي حق دشوار است، اما پيش بيني ساز و کاري يادگيرنده و در استمرار اصلاح تعاريف آزموده شده، در سيري حق گرا امکان پذير است.
در حقيقت اگر بخواهيم مثالي عيني از دولت حق مدار بياوريم، مي توانيم به #حکومت #امامعلی(ع) به عنوان نمونه اعلي اين نوع روايت از عدالت اشاره کنيم. ويژگي هاي دولت حق مدار بر اساس حکومت علوي در سه وجه تامين امنيت براي مردم، تامين رفاه و توزيع عادلانه ثروت و مشارکت آگاهانه و فعال عناصر اجتماعي در امر تحقق عدالت، تجلي مي يابد. همچنين ذکر اين نکته الزامي است که وجه اول با توسعه سياسي، وجه دوم با توسعه اقتصادي و وجه سوم با توسعه فرهنگي در ارتباط هستند. نکته قابل تامل در رفتار دولت حق مدار آن است که هيچ تقدم و تاخري ميان اهتمام به توسعه سياسي، اقتصادي و فرهنگي در آن مشاهده نمي شود و رسالت دولت براي تامين امنيت، رفاه و آگاهي جامعه توامان مورد تاکيد قرار مي گيرد.
البته بايد اذعان نمود که اين اختلافات درباره عدالت، از منافع متضاد افراد ناشي مي شوند؛ ضمن اين که احتمال دارد اختلاف آراي افراد درباره عدالت، ناشي از سطوح متفاوت بلوغ ادراکي و شناختي آنها باشد؛ با اين فرض که هر چه بلوغ افراد کاهش يابد، احتمال اين که در فراگرد شناخت عدالت دچار خطاي ادراکي شوند، افزايش مي يابد. همچنين هر چه بلوغ افراد جامعه افزايش يابد، احتمال تشخيص رفتار عادلانه بر محور حق افزايش مي يابد. بنابراين تحقق و پايداري جامعه عدل مستلزم حساسيت آگاهانه مردم در برابر اجراي عدالت است؛ مردمي که شجاعانه حق خويش را ( البته بدون لکنت بان ) بازستانند و مسئولانه نگران اجابت حق ديگران باشند؛ مردمي با مرتبه اي از تعادل رواني و بلوغ ادارکي که در برابر حق تسليم باشند و از ستمگري و ستم پذيري پرهيز نمايند. (پورعزت, مختصات حکومت حق مدار, 1388)
📚 در ادامه ضمن پرداختن به متن اصلی تئوری عدالت حق مدار به الزامات تحقق آن در حکومت حق گرا نیز میپردازیم
⚠️ پ.ن: به دلیل طولانی شدن مطلب از درج کامل رفرنس ها خودداری میکنیم.
مبحث #عدالت و #حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع) را در یادداشت های بعدی پی خواهیم گرفت
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from Management.ch
🔴بنیاد نخبگان نیروهای مسلح - صرفا ویژه دانشجویان دانشگاه تهران
دانش آموختگان و دانشجویان مقطع دکتری و کارشناسی ارشد علاقمند به اجرای پروژه برای نیروهای مسلح می توانند مطابق دستورالعمل مربوطه، ضمن انجام پروژه، از مزیت کاهش خدمت سربازی نیز بهرمند شوند.
📎دستورالعمل بنیاد نخبگان نیروهای مسلح:
http://goo.gl/zFXiWU
📎 فرم کسر خدمت:
http://goo.gl/xR3pU5
مدارک لازم جهت ارائه به امور پژوهش های کاربردی معاونت پژوهشی پردیس فنی:
تکمیل فرم- یک قطعه عکس- کپی کارت ملی- کپی کارت دانشجویی- معرفی نامه از معاونت پژوهشی دانشکده/گروه
مسئول مربوطه: سرکار خانم ابراهیمی
شماره تماس: 61114425
* لازم به ذکر است خدمات فوق الذکر تنها برای دانشجویان دانشگاه تهران قابل ارائه می باشد.
قابل توجه متقاضیان کسر خدمت سایر دانشگاهها:
مسئول کسر خدمت در بنیاد نخبگان نیروهای مسلح: جناب آقای سرهنگ رضایی
مدارک لازم:
1- گواهی اشتغال به تحصیل جهت دانشجویان کارشناسی ارشد یا دکترا
2- کپی و اصل شناسنامه
3- کپی و اصل کارت دانشجویی
4- یک قطعه عکس
5- تکمیل فرم کسر خدمت
* مراجعه دانشجویان با در دست داشتن مدارک هر روز به جز پنج شنبه ها از صبح تا ساعت 12 به آدرس اتوبان صیاد شیرازی، بعد از پادگان شهید خلیل زاده، جنب پل عابر پیاده، پادگان شهید نظران
شماره تلفن های تماس: 81992838-81992826
كانال دانش آموختگان مديريت تهران
@utmanagementalumni
دانش آموختگان و دانشجویان مقطع دکتری و کارشناسی ارشد علاقمند به اجرای پروژه برای نیروهای مسلح می توانند مطابق دستورالعمل مربوطه، ضمن انجام پروژه، از مزیت کاهش خدمت سربازی نیز بهرمند شوند.
📎دستورالعمل بنیاد نخبگان نیروهای مسلح:
http://goo.gl/zFXiWU
📎 فرم کسر خدمت:
http://goo.gl/xR3pU5
مدارک لازم جهت ارائه به امور پژوهش های کاربردی معاونت پژوهشی پردیس فنی:
تکمیل فرم- یک قطعه عکس- کپی کارت ملی- کپی کارت دانشجویی- معرفی نامه از معاونت پژوهشی دانشکده/گروه
مسئول مربوطه: سرکار خانم ابراهیمی
شماره تماس: 61114425
* لازم به ذکر است خدمات فوق الذکر تنها برای دانشجویان دانشگاه تهران قابل ارائه می باشد.
قابل توجه متقاضیان کسر خدمت سایر دانشگاهها:
مسئول کسر خدمت در بنیاد نخبگان نیروهای مسلح: جناب آقای سرهنگ رضایی
مدارک لازم:
1- گواهی اشتغال به تحصیل جهت دانشجویان کارشناسی ارشد یا دکترا
2- کپی و اصل شناسنامه
3- کپی و اصل کارت دانشجویی
4- یک قطعه عکس
5- تکمیل فرم کسر خدمت
* مراجعه دانشجویان با در دست داشتن مدارک هر روز به جز پنج شنبه ها از صبح تا ساعت 12 به آدرس اتوبان صیاد شیرازی، بعد از پادگان شهید خلیل زاده، جنب پل عابر پیاده، پادگان شهید نظران
شماره تلفن های تماس: 81992838-81992826
كانال دانش آموختگان مديريت تهران
@utmanagementalumni
گذری اجمالی بر عهدنامه #امامعلی(ع) با #مالکاشتر ؛ #آینده در پرتو عهدنامه امیر
آینده مطلوب، موجد بسیاری از انگیزه ها وتلاش های بشری است ؛ آینده ای که در آن آرمان ها و آرزوها تحقق می یابند و انگاره های ظلم وستم فرو می ریزند و جهان سراسر عدل می شود!
اما چگونه ؟ چگونه می توان از چنین آینده ای سخن گفت، بدون این که راهی به سوی آن گسترده شده باشد؟ چگونه می توات از وضع حال تا وضع آینده متعالی طی طریق کرد، بی آنکه نقشه ای به سوی آن رسم شده باشد؟
بدون شک ، هر ساخته فکری و هر سازه انفسی و ذهنی، می تواند بر رفتارها و مصنوعات آفاقی و عینی تأثیر داشته باشد! ضمن این که هر رفتار یا مصنوع، براساس نظریه ، طرح و نقشه ای شکل می گیرد (Pourezzat, 2009-b, 634)
این نامه متضمن گزاره هایی است که می توان آن ها را به مثابه خط مشی هایی کارآ و فراگیر برای اثرگذاری بر آینده ، مدنظر قرارداد. خط مشی هایی راهنما ( ر.ک. الوانی، ۱۳۸۷؛ الوانی و شریف زاده، ۱۳۷۹) که در پرتو آن ها می توان خط مشی هایی جزیی تر را طراحی کرد.
در چشم انداز عهدنامه امیر، جامعه ای #حق_مدار شکل می گیرد؛ جامعه ای متشکل از مردمی آگاه و مسئول که به مثابه اجزای اصلی حکومت، بر آن نظارت دارند و بازخورها و خرده سیستم های اصلاحی آن را فعال می سازند.
اقتباس از : پورعزت، علی اصغر. ۱۳۸۹. کتاب عهدنامه امیر علیه السلام جان مایه خردمعنوی در حکمرانی و سنت انبیا.
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
آینده مطلوب، موجد بسیاری از انگیزه ها وتلاش های بشری است ؛ آینده ای که در آن آرمان ها و آرزوها تحقق می یابند و انگاره های ظلم وستم فرو می ریزند و جهان سراسر عدل می شود!
اما چگونه ؟ چگونه می توان از چنین آینده ای سخن گفت، بدون این که راهی به سوی آن گسترده شده باشد؟ چگونه می توات از وضع حال تا وضع آینده متعالی طی طریق کرد، بی آنکه نقشه ای به سوی آن رسم شده باشد؟
بدون شک ، هر ساخته فکری و هر سازه انفسی و ذهنی، می تواند بر رفتارها و مصنوعات آفاقی و عینی تأثیر داشته باشد! ضمن این که هر رفتار یا مصنوع، براساس نظریه ، طرح و نقشه ای شکل می گیرد (Pourezzat, 2009-b, 634)
این نامه متضمن گزاره هایی است که می توان آن ها را به مثابه خط مشی هایی کارآ و فراگیر برای اثرگذاری بر آینده ، مدنظر قرارداد. خط مشی هایی راهنما ( ر.ک. الوانی، ۱۳۸۷؛ الوانی و شریف زاده، ۱۳۷۹) که در پرتو آن ها می توان خط مشی هایی جزیی تر را طراحی کرد.
در چشم انداز عهدنامه امیر، جامعه ای #حق_مدار شکل می گیرد؛ جامعه ای متشکل از مردمی آگاه و مسئول که به مثابه اجزای اصلی حکومت، بر آن نظارت دارند و بازخورها و خرده سیستم های اصلاحی آن را فعال می سازند.
اقتباس از : پورعزت، علی اصغر. ۱۳۸۹. کتاب عهدنامه امیر علیه السلام جان مایه خردمعنوی در حکمرانی و سنت انبیا.
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
دردهای پس از دندان کشیدن؛
اکونومیست
حتی بدترین دشمنان ایران هم موافقند که این کشور نقش خود را در قبال توافق هستهای تمام و کمال اجرا کرده است؛ اما بخش بزرگی از الزامات در دوران پسابرجام بر دوش ایران است. ایران باید فرهنگ سازمانی خود را تغییر دهد؛ همچنین باید قوانین سرمایهگذاری و حسابرسی خود را به روز کند تا سرمایهگذاران بتوانند تشخیص دهند که طرف معامله شان چه فرد یا نهادی است. ایران باید نهادهای خاص را متقاعد کند که پای خود را از اقتصاد بیرون بگذارند. برای ایران ایجاد فرصتهای شغلی برای میلیونها تحصیلکرده و جوان بیکار باید اولویت داشته باشد.
http://donya-e-eqtesad.com/news/1058123
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
اکونومیست
حتی بدترین دشمنان ایران هم موافقند که این کشور نقش خود را در قبال توافق هستهای تمام و کمال اجرا کرده است؛ اما بخش بزرگی از الزامات در دوران پسابرجام بر دوش ایران است. ایران باید فرهنگ سازمانی خود را تغییر دهد؛ همچنین باید قوانین سرمایهگذاری و حسابرسی خود را به روز کند تا سرمایهگذاران بتوانند تشخیص دهند که طرف معامله شان چه فرد یا نهادی است. ایران باید نهادهای خاص را متقاعد کند که پای خود را از اقتصاد بیرون بگذارند. برای ایران ایجاد فرصتهای شغلی برای میلیونها تحصیلکرده و جوان بیکار باید اولویت داشته باشد.
http://donya-e-eqtesad.com/news/1058123
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
Donya-E-Eqtesad
روزنامه دنیای اقتصاد
پر مخاطب ترین روزنامه اقتصادی کشور
Little else is requisite to carry a state to the highest degree of opulence from the lowest barbarism, but peace, easy taxes, and a tolerable administration of justice: all the rest being brought about by the natural course of things.
آدام اسمیت: «برای آنکه کشوری از اسفلِ بدویت به بالاترین درجات ثروت برسد، چیزی جز صلح، مالیاتستانی سهلگیرانه و اجرای مداراپذیرِ عدالت نیاز نیست: همهچیز دیگر را روندِ طبیعی امور خود به بار خواهد آورد.»
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
آدام اسمیت: «برای آنکه کشوری از اسفلِ بدویت به بالاترین درجات ثروت برسد، چیزی جز صلح، مالیاتستانی سهلگیرانه و اجرای مداراپذیرِ عدالت نیاز نیست: همهچیز دیگر را روندِ طبیعی امور خود به بار خواهد آورد.»
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from BahmanCapital
مرکز فنآفرینی نوتک، یک مرکز توانمندسازی و شتابدهی به کسب و کارهای نوپا است. آموزش فنی و حرفه ای در ایران و آلمان و حمایت از تیمها برای حضور در عرصه بین المللی از اهداف اصلی این مرکز هست.
در تاریخ 25 تیرماه امکان ثبت ایده های نوآورانه برای حضور در نوتک به مدت دو هفته برقرار خواهد بود، برای شرکت در این رویداد علاوه بر پاسخگویی به سوالاتی که برای هیات داوران اهمیت دارد، ارائه یک فیلم 3 تا 4 دقیقه ای و یک فایل پرزنت نیز مورد نیاز هست، بنابراین توصیه می کنیم هرچه زودتر نسبت به آماده سازی اطلاعات مورد نیاز برای حضور در این رویداد اقدام نمایید تا فرصت شرکت را از دست ندهید، شما می توانید فایل راهنمای شرکت در رویداد را از سایت نوتک در آدرس زیر دانلود کنید
http://know-tech.ir/fa/?p=215
همچنین این راهنما به صورت پی دی اف بر روی کانال نیز قرار گرفته است
در تاریخ 25 تیرماه امکان ثبت ایده های نوآورانه برای حضور در نوتک به مدت دو هفته برقرار خواهد بود، برای شرکت در این رویداد علاوه بر پاسخگویی به سوالاتی که برای هیات داوران اهمیت دارد، ارائه یک فیلم 3 تا 4 دقیقه ای و یک فایل پرزنت نیز مورد نیاز هست، بنابراین توصیه می کنیم هرچه زودتر نسبت به آماده سازی اطلاعات مورد نیاز برای حضور در این رویداد اقدام نمایید تا فرصت شرکت را از دست ندهید، شما می توانید فایل راهنمای شرکت در رویداد را از سایت نوتک در آدرس زیر دانلود کنید
http://know-tech.ir/fa/?p=215
همچنین این راهنما به صورت پی دی اف بر روی کانال نیز قرار گرفته است
Forwarded from شهد اقتصاد
💠نقش اقتصاددانان و نظریه های اقتصادی در افزایش نابرابری
💠جوزف استیگلیتز، برندۀ نوبل اقتصاد
@shahdeeghtesad
🔷سوال: شما در کتاب فاصلۀ عظیم میپرسید که مدلهای اقتصادی طرفداران کارآییِ بازار، منجر به سیاستهایی شد که علت بحران و افزایش نابرابری بود. چه کسی را باید برای این بحران و نابرابریِ برآمده از آن سرزنش کرد. یکی از پاسخهای شما اقتصاددانان هستند. اقتصاددانان و نظریۀ اقتصادی را تا چه حد در این بحران مقصر می دانید؟
🔶استیگلیتز: ایدئولوژی مرسوم، وقتی می گویم «مرسوم»، یعنی منظورم تمام اقتصاددانان نیست، بیان میدارد که بازارها کارا و باثباتاند. افرادی مانند گرینزپن و برنانکه را داشتیم که میگفتند: «بازارها حباب نمیسازند.» آنها مدلهای دقیقی داشتند که ازقضا دقیقاً اشتباه بودند. اعتماد آنها به این مدلها منجر به سیاستهایی شد که علت بحران و افزایش نابرابری بود. مثال این سیاستها کاهش مالیات در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ تحت زمامداری بوش بود. اقتصاددانان برجسته در حال کاهش مالیات و افزایش نابرابری بودند؛ درحالیکه چیزی که نیازمندش بودیم، دقیقاً برعکس بود. بیشترِ مدلهایی که اقتصاددانان از آنها استفاده کردند، نابرابری را نادیده میگرفت. آنها وانمود میکردند که اقتصاد در سطح کلان تحتتأثیر نابرابری قرار نمیگیرد. فکر میکنم این موضوع کاملاً اشتباه است. مورد عجیبی که رشتۀ اقتصاد در ۳۵ سال اخیر شاهد آن بوده است، وجود دو گروه است: گروه اول که روی محدودیتها و نقایص بازار تمرکز کردهاند و گروهی دیگر که مدام از کارایی بازار سخن می گویند. متأسفانه در آن زمان بیشازاندازه به گروه دوم توجه میشد.
حال در این رابطه چه میتوان کرد؟ ما این گروه قدرتمند را داریم که بر محدودیتها و نقایص بازار تمرکز کردهاند. بخش عظیمی از افراد جوانتر نیز دوست دارند دربارۀ این موضوعات کار کنند. جوانی را که رکود بزرگ را دیده و مشکلات نابرابری را حس کرده است، نمیتوان به این سادگی متقاعد کرد که نابرابریْ موضوع چندان مهمی نیست و بازارها همیشه کارا هستند. اگر چنین چیزی از آنها بخواهی، فکر میکنند احمقی.
📚منبع: ترجمان
❇️افزایش دانش اقتصادی، تعمق فهم اقتصادی با شهد اقتصاد↙️
https://telegram.me/joinchat/BAOfyTvwCoCAW5WNhcbw2A
💠جوزف استیگلیتز، برندۀ نوبل اقتصاد
@shahdeeghtesad
🔷سوال: شما در کتاب فاصلۀ عظیم میپرسید که مدلهای اقتصادی طرفداران کارآییِ بازار، منجر به سیاستهایی شد که علت بحران و افزایش نابرابری بود. چه کسی را باید برای این بحران و نابرابریِ برآمده از آن سرزنش کرد. یکی از پاسخهای شما اقتصاددانان هستند. اقتصاددانان و نظریۀ اقتصادی را تا چه حد در این بحران مقصر می دانید؟
🔶استیگلیتز: ایدئولوژی مرسوم، وقتی می گویم «مرسوم»، یعنی منظورم تمام اقتصاددانان نیست، بیان میدارد که بازارها کارا و باثباتاند. افرادی مانند گرینزپن و برنانکه را داشتیم که میگفتند: «بازارها حباب نمیسازند.» آنها مدلهای دقیقی داشتند که ازقضا دقیقاً اشتباه بودند. اعتماد آنها به این مدلها منجر به سیاستهایی شد که علت بحران و افزایش نابرابری بود. مثال این سیاستها کاهش مالیات در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ تحت زمامداری بوش بود. اقتصاددانان برجسته در حال کاهش مالیات و افزایش نابرابری بودند؛ درحالیکه چیزی که نیازمندش بودیم، دقیقاً برعکس بود. بیشترِ مدلهایی که اقتصاددانان از آنها استفاده کردند، نابرابری را نادیده میگرفت. آنها وانمود میکردند که اقتصاد در سطح کلان تحتتأثیر نابرابری قرار نمیگیرد. فکر میکنم این موضوع کاملاً اشتباه است. مورد عجیبی که رشتۀ اقتصاد در ۳۵ سال اخیر شاهد آن بوده است، وجود دو گروه است: گروه اول که روی محدودیتها و نقایص بازار تمرکز کردهاند و گروهی دیگر که مدام از کارایی بازار سخن می گویند. متأسفانه در آن زمان بیشازاندازه به گروه دوم توجه میشد.
حال در این رابطه چه میتوان کرد؟ ما این گروه قدرتمند را داریم که بر محدودیتها و نقایص بازار تمرکز کردهاند. بخش عظیمی از افراد جوانتر نیز دوست دارند دربارۀ این موضوعات کار کنند. جوانی را که رکود بزرگ را دیده و مشکلات نابرابری را حس کرده است، نمیتوان به این سادگی متقاعد کرد که نابرابریْ موضوع چندان مهمی نیست و بازارها همیشه کارا هستند. اگر چنین چیزی از آنها بخواهی، فکر میکنند احمقی.
📚منبع: ترجمان
❇️افزایش دانش اقتصادی، تعمق فهم اقتصادی با شهد اقتصاد↙️
https://telegram.me/joinchat/BAOfyTvwCoCAW5WNhcbw2A
Forwarded from راهبرد
مدیر دولتی باید چقدر جیبش بگذارد؟
قضیه فیش های حقوقی گویا تمام شدنی نیست، این وسط کسانی ادعا می کنند در همه جای دنیا دولتی ها کمتر از بخش خصوصی دریافتی دارند و اگر کسی به دولت می رود نباید به فکر جیبش باشد، در همینجا پیشتر گزارشی را آوردم که نشان می داد چنین نیست و در ینگه دنیا کارمندان فدرال به طور متوسط بیشتر از بخش خصوصی پول می گیرند. اما دیدم همچنان کسانی اصرار دارند که دولتی ها در همه جا کمتر حقوق دارند، گفتم بررسی بیشتری کنم. به یک گزارش جالب در ایالات متحده برخوردم.
مقایسه با این کشور جهان خوار! یک دلیل اجتماعی، سیاسی و تاریخی دارد: به نظر ایرانی جماعت، فرقی نمی کند کدام طرفی، در همه اتفاق های مهم جهان و کشورش پای آمریکا در میان است و وقتی آنها کاری می کنند بی بروبرگرد حکمتی دارد! انگار نوعی رابطه عشق ونفرت میان اهالی اینجا و ینگه دنیا برقرار است. محمد قائد به درستی در مورد قضیه اصلاحات ارضی نوشته است: "نه رضا شاه حتی اگر میخواست قادر بود فرمان دهد املاک فئودالها میان رعایا تقسیم شود، نه محمد مصدق و نه محمدرضا شاه. تنها و تنها فرمان رئیس جمهور آمریکا میتوانست زمینداران بزرگ را متقاعد کند دادن تفنگ و فشنگ به عملهاکره تا به کوه بزنند دیگر فایدهای ندارد". احتمالا ماندگارترین، صادقانه ترین و واقع بینانه ترین صحبت پرزیدنت شیخ حسن همان بحث ضرورت مذاکره با کدخدا بود.
اما در گزارش فوق الذکر گفته شده است که اظهار نظر قطعی بسیار دشوار است، نتایج ناسازگار در مقایسه حقوق بخش دولتی و خصوصی وجود دارد و نمی شود داوری نهایی کرد، برای دولت هم نیاز به نیروی توانمند داریم. توصیه اش اینست که زیاد بی روغن سرخ نکنید و همه جوانب را در نظر داشته باشد، نمی شود گفت خصوصی باید بیشتر از دولتی بگیرد. این تازه حکایت کشوری است که در آن نهادهای مدنی فعال اند و به قول برخی دولت هم نوکر سرمایه دارهای بخش خصوصی است! در مملکت ما که بخش خصوصی واقعی متولد نشده است و شیر نفت دست دولت است، تکلیف روشن است.
کسانی در این حوالی، هوادار افزایش نقش و مداخله دولت هستند، این یعنی نیاز به ادم هایی کله دار و توانمند در دولت وجود دارد و حال باید این آدم ها باهوش را قانع کرد که بی خیال مزایای بیشتر "بخش خصوصی" شوند. آگاهان می گویند که پیدا کردن این آدم های توانمند ولی وطن دوست در مملکتی عشقی مانند ایران ساده نیست، تعداد آدم های کله داری که بعد از مدتی می فهمند وطن پرستی برای آدم نان نمی شود و باید فکر خودشان هم باشند کم نیست! اینگونه است که اگر بمانند هم پولشان را از جایی در می آورند که در فیش حقوقی شان منعکس نشود. (یک توصیه: ثروت ملل آدام اسمیت را بخوانید!)
برخی آتش پاره های طناز! هم گفته اند باید فقط اهل خدمت و متعهدها به دولت بیایند که چشمداشت مالی نداشته باشند 😄 به اینها هم می توان فقط لبخند زد، حتی اگر در مملکت توریست باشند و از اوضاع بی خبر، یعنی به کلی از واقعیت پرت اند. خلاصه عرضم اینست که حواسمان باشد دارید برای ایران صحبت می کنیم، نتیجه محتمل محدود کردن حقوق های اهل دولت، ناشفاف شدن بیشتر درآمدهای آنهاست. قضیه پیچیده تر از این حرف هاست، دنبال راه های بهتری باشید.
http://goo.gl/M9N2Rl
کانال راهبرد
@RahbordChannel
قضیه فیش های حقوقی گویا تمام شدنی نیست، این وسط کسانی ادعا می کنند در همه جای دنیا دولتی ها کمتر از بخش خصوصی دریافتی دارند و اگر کسی به دولت می رود نباید به فکر جیبش باشد، در همینجا پیشتر گزارشی را آوردم که نشان می داد چنین نیست و در ینگه دنیا کارمندان فدرال به طور متوسط بیشتر از بخش خصوصی پول می گیرند. اما دیدم همچنان کسانی اصرار دارند که دولتی ها در همه جا کمتر حقوق دارند، گفتم بررسی بیشتری کنم. به یک گزارش جالب در ایالات متحده برخوردم.
مقایسه با این کشور جهان خوار! یک دلیل اجتماعی، سیاسی و تاریخی دارد: به نظر ایرانی جماعت، فرقی نمی کند کدام طرفی، در همه اتفاق های مهم جهان و کشورش پای آمریکا در میان است و وقتی آنها کاری می کنند بی بروبرگرد حکمتی دارد! انگار نوعی رابطه عشق ونفرت میان اهالی اینجا و ینگه دنیا برقرار است. محمد قائد به درستی در مورد قضیه اصلاحات ارضی نوشته است: "نه رضا شاه حتی اگر میخواست قادر بود فرمان دهد املاک فئودالها میان رعایا تقسیم شود، نه محمد مصدق و نه محمدرضا شاه. تنها و تنها فرمان رئیس جمهور آمریکا میتوانست زمینداران بزرگ را متقاعد کند دادن تفنگ و فشنگ به عملهاکره تا به کوه بزنند دیگر فایدهای ندارد". احتمالا ماندگارترین، صادقانه ترین و واقع بینانه ترین صحبت پرزیدنت شیخ حسن همان بحث ضرورت مذاکره با کدخدا بود.
اما در گزارش فوق الذکر گفته شده است که اظهار نظر قطعی بسیار دشوار است، نتایج ناسازگار در مقایسه حقوق بخش دولتی و خصوصی وجود دارد و نمی شود داوری نهایی کرد، برای دولت هم نیاز به نیروی توانمند داریم. توصیه اش اینست که زیاد بی روغن سرخ نکنید و همه جوانب را در نظر داشته باشد، نمی شود گفت خصوصی باید بیشتر از دولتی بگیرد. این تازه حکایت کشوری است که در آن نهادهای مدنی فعال اند و به قول برخی دولت هم نوکر سرمایه دارهای بخش خصوصی است! در مملکت ما که بخش خصوصی واقعی متولد نشده است و شیر نفت دست دولت است، تکلیف روشن است.
کسانی در این حوالی، هوادار افزایش نقش و مداخله دولت هستند، این یعنی نیاز به ادم هایی کله دار و توانمند در دولت وجود دارد و حال باید این آدم ها باهوش را قانع کرد که بی خیال مزایای بیشتر "بخش خصوصی" شوند. آگاهان می گویند که پیدا کردن این آدم های توانمند ولی وطن دوست در مملکتی عشقی مانند ایران ساده نیست، تعداد آدم های کله داری که بعد از مدتی می فهمند وطن پرستی برای آدم نان نمی شود و باید فکر خودشان هم باشند کم نیست! اینگونه است که اگر بمانند هم پولشان را از جایی در می آورند که در فیش حقوقی شان منعکس نشود. (یک توصیه: ثروت ملل آدام اسمیت را بخوانید!)
برخی آتش پاره های طناز! هم گفته اند باید فقط اهل خدمت و متعهدها به دولت بیایند که چشمداشت مالی نداشته باشند 😄 به اینها هم می توان فقط لبخند زد، حتی اگر در مملکت توریست باشند و از اوضاع بی خبر، یعنی به کلی از واقعیت پرت اند. خلاصه عرضم اینست که حواسمان باشد دارید برای ایران صحبت می کنیم، نتیجه محتمل محدود کردن حقوق های اهل دولت، ناشفاف شدن بیشتر درآمدهای آنهاست. قضیه پیچیده تر از این حرف هاست، دنبال راه های بهتری باشید.
http://goo.gl/M9N2Rl
کانال راهبرد
@RahbordChannel
www.gao.gov
Key Issues: Federal and Private Sector Pay Comparisons
#دوازدهمتیر ۱۳۶۷ ؛ سالروز سقوط پرواز مسافربری #۶۵۵ ایران ایر توسط ناو وینسنس، که بر اثر آن ،بیش از۲۰۰ تن از هموطنان بی دفاع کشورمان به شهادت رسیدند.
@anjomanelmimodiriatut
@anjomanelmimodiriatut