انجمن‌ علمی مدیریت دانشگاه تهران – Telegram
انجمن‌ علمی مدیریت دانشگاه تهران
9.23K subscribers
2.9K photos
122 videos
154 files
2.13K links
• به کانال ‌انجمن‌های‌علمی‌دانشجویی
‌دانشکدگان مدیریت‌دانشگاه‌تهران خوش آمدید.
@sam_ut
💬 @Sam_ut1

🌐 https://samut.sendpulse.academy/

📸 instagram.com/sam.ut

🎬 https://www.aparat.com/SAM.UT

🏅تقدیرشده در دوازدهمین جشنواره ملی #حرکت
Download Telegram
Forwarded from راهبرد
در باب روان شناسی سیاسی بیلبوردهای ضدآمریکایی

یکی از بنیانگذاران اخوان المسلمین در بازگشت از آمریکا به مصر فساد افسارگسیخته ینگه دنیا را اینگونه توصیف می کند: "دختر امریکایی کاملاً به افسونگری‌های بدنش آگاه است. او می‌داند که افسون‌گری در چهره‌اش، چشمان نافذ و لب‌های تشنه‌اش نهفته‌است. او می‌داند که پستان‌های گِردش، باسن بزرگش، ران‌های خوش‌ترکیبش و ساق‌های صافش افسون‌گرند. او همهٔ این‌ها را می‌داند باز هم آن‌ها را نمی‌پوشاند." این جمله دقیقا "لحظه واقعیت" است با تمام تناقض هایش، انگار تاریخ و رابطه "غرب" با مردم این حوالی در یک توصیف روانشناسانه با صراحت تمام بیان می شود، میل به تصرف در عین تنفر! اهل دل شاید فکر کنند نفرت گوینده انگار پوششی است برای پوشاندن حسرتش.

اخیرا شهرداری برای ارتقای معلومات ملت، بیلبوردهایی با مضمون آمار زندانی ها و بچه های حرام زاده آمریکا این سو و آن سو نصب کرده است، ناقدانی گفتند البته که سرزمین یانکی ها بهشت نیست، ولی خوبیت ندارد در قرن 21 آدم ادای کره شمالی را در بیاورد و از شما که چند وقت پیش نقاشی سورئال و مدرن به ملت نشان دادی، انتظار بیشتر بود! در شبکه های اجتماعی هم کمپین بامزه ای راه انداختند و خلاصه نگذاشتند بندگان خدا کار فرهنگی کنند. برخی می پرسیدند اینها چه فکر کردند که یک ترفند کهنه را اینقدر تکرار می کنند و این کار چه منطقی دارد؟

البته از دیدگاه کلی این قضیه جز تکرار همان عشق و نفرت بالا نیست، نشان می دهی از چیزی می گریزی که با تمام وجودت برایش احترام قائلی. بعید است حوصله خواننده محترم بکشد، والا می شد با استفاده از نظریه تصویر در روانشناسی سیاسی تحلیل جدی تری هم ارائه داد.

ولی با این حال به نظرم سر بزرگ ماجرا زیر لحاف است: حتی مخاطبی که می داند چی به چی است و دعوای رندان را جدی نمی گیرد، همینکه با دیدن این بیلبوردها یک درجه "عاقل تر" شود و بفهمد بقیه جاهای دنیا هم اوضاع ایده آل نیست، می شود گفت این "اقدامات فرهنگی" خیلی هم بی اثر نبوده است. اهل فن می گویند کار هر دولتی رام کردن و منطقی کردن شهروندانش است به گونه ای که اطاعت را تبدیل به وظیفه کند. از این دیدگاه خرج عایدات نفت برای این "اقدامات فرهنگی" افزون بر اینکه مبلغی را به دست مومنان مستحق! می رساند، شاید از منظر سیاسی هم خیلی توجیه ناپذیر نباشد، والله اعلم.

https://goo.gl/LNi6D1

کانال راهبرد
@RAhbordChannel
Forwarded from دانشجویان بورسیه
🙌 در آمریکا امور خیّریه به صورت یک فرهنگ عامیانه مرسوم گشته‌است. بسیاری از دانشگاه‌های کنونی آمریکا یا توسط وقف‌های ارضی و مالی احداث شده‌اند، و یا توسط هدایای افراد خیّر به فعالیت‌های علمی خود ادامه می‌دهند.🙌
👈 در میان اعمال خیر خواهانه ای که در تاریخ آمریکا (به غیر از موارد فراوان تاسیس موسسات آموزش عالی همانند تاسیس دانشگاه هاروارد) معروف می‌باشد، می‌توان به تاسیس ۱۰۵ کتابخانه عمومی و اهدای ۲۰۰ میلیون دلار به رادیو ملی عمومی ( N.P.R) اشاره کرد. بسیاری از پارک‌های ملی آمریکا نیز توسط ثروتمندان و برای حفظ طبیعت و استفاده عموم خریداری شدند.👉
👈در سال ۲۰۱۰ میلادی، ۴۰ میلیاردر آمریکایی متعهد شدند حداقل نصف ثروت خود را برای مقاصد نیکوکاری و بشردوستانه به سازمان‌های غیرانتفاعی و N.G.Oببخشند.

🍁امروزه در آمریکا، امور خیّریه و اوقاف حتی یک رشته تحصیلی نیز می‌باشد که در سطوح دکترا و کارشناسی ارشد مدارک ارائه می‌دهد.
#فینگیلیشیسازیون

مدت ها قبل در مورد ترجمه صحیح نام خیابان ها و ... در سطح شهر یادداشتی در اینستاگرام گذاشته بودیم و با تگ کردن صفحات شهرداری تهران و متروی تهران بازخوری نسبت به ترجمه ناصحیح را ارائه دادیم و بلافاصله پیچ های رسمی این سازمان ها با گذاشتن کامنت اعلام کردند که مراتب را به مراجع ذی صلاح انتقال داده اند... اما از اینکه بعد از آن چه اتفاقاتی افتاد و به کجا رسید را نمیدانیم
در یادداشت قبلی نیز توضیح داده بودیم که اگر دلیلی بر ترجمه ی نام ها بر انگلیسی هست، این ترجمه باید قابل فهم برای افراد غیر فارسی زبان که در ایران تردد دارند باشد، اما با مشاهدات مختلف در سطح شهر فقدان رویکردی واحد در ترجمه نام ها به چشم میخورد.
در برخی موارد ترجمه به صورت ترجمه استاندارد از فارسی به انگلیسی وجود دارد به صورتی که برای مخاطب غیر فارسی زبان کاملا قابل فهم است، به عنوان مثال: در تابلوهایی مرکز شهر به City Center ترجمه شده است.
اما مشکل در جایی است که در اکثر موارد ترجمه به صورت ناشیانه و گاها مضحک کاملا فینگلیش برگردانده شده اند، به عنوان مثال در ایستگاه مترو میدان انقلاب اسلامی، خروجی به سمت دانشگاه تهران ایگونه است : Daneshgah-e Tehran در حالی که اکثر دانشجویان این دانشگاه آنرا به اختصار یوتی (University of Tehran) برگرفته از وب سایت رسمی دانشگاه خطاب می کنند. بعید است ترجمه یادشده به هیچ غیرفارسی زبانی کمک کند.
از طرفی ممکن است استلال شود که اسامی خاص قابل ترجمه نیستند و البته درست هم هست، اما در ترجمه مفاهیم اساسی مانند میدان، پل و... ترجمه استاندارد برای راهنمایی مخاطبین غیرفارسی لازم است. اجازه دهید با مثال متروی پررفت و آمد دانشجویان یوتی ادامه دهیم . نام فارسی : میدان انقلاب اسلامی ، در ترجمه انقلاب اسلامی بر Islamic Revolution اصراری نیست کما اینکه به نظر نگارنده مطلب این ترجمه درست تر است، اما ترجمه میدان چی؟ به نظر میرسد ترجمه هایی از قبیل : Meydan-e Enghelab-e Eslami یا Meydan-e Vali-e Asr یا Pol-e Nasr نه تنها مفید نیستند بلکه بیشتر گمراه کننده هستند، در این موارد اگر ترجمه میدان و پل درست ترجمه شوند فارغ از نام خاص به مخاطب حس جغرافیایی بهتری خواهد داد.
مورد اخیر نیز که دلیل نوشتن مجدد این نوشته شد ترجمه فوق العاده عجیب از ایستگاه تازه تغییر نام یافته تئاتر شهر است. جالب اینجاست که واژه تئاتر Theater یک واژه وارداتی است و ما هنگامی که آنرا ترجمه کرده ایم به شکل عجیبی تغییر داده ایم که بسی جای تعجب دارد.
حال آنکه شهرداری تهران خود را اینگونه معرفی میکند: "Tehran Municipality"
در نیل به توسعه ارئه تصویری مناسب از کشور از همه جهت حائز اهمیت است که در این یادداشت مجال شرح و بسط آن نیست و تنها به همین اکتفا می کنیم که همین موارد جزئی نیز میتواند در ارائه این تصویر بسیار موثر باشد

@anjomanelmimodiriatut


https://www.instagram.com/p/BHcP745AvuF/
Forwarded from تازه های کارآفرینی
«اصل دست های پنهان کننده»

در سال های 1850، طرح احداث خط آهن «بوستن» به رودخانه ی «هادسون» مطرح شد. اهمیت این طرح در آن بود که دو ایالت مهم «ماساچوست» و «نیویورک» با ریل به هم وصل می شدند. برآورد های تخصصی خبرگان حاکی از آن بود که تنها چالش اصلی طرح سلسله کوه های «هوزاک» است که باید 8 کیلومتر در دل آن تونل حفر شود. زمین شناسان معتقد بودند که چون سنگ های این رشته کوه از نوع نرم است، حفاری دشوار نخواهد بود و تخمین ها نشان می داد که طرح با بودجه ی معقول 2 میلیون دلار قابل انجام است.
اما همه ی برآورد ها اشتباه بود! معلوم شد که حفر تونل در دل آن کوه ها یک کابوس وحشت ناک است و پروژه بیش از 10 برابر بودجه ی تخمینی هزینه برداشت.
از یک طرف احتمالا اگر کسی می دانست که کار اینطور پیش می رود، هرگز پروژه تصویب و اجرا نمی شد. از طرف دیگر، آنوقت خبری از تمام مواهب آن هم نبود: کارخانه های شمال غرب منطقه به وجود نمی آمدند، ایالت های غربی رشد نمی کردند، هزینه ی حمل و نقل کاهش چشم گیر نمی داشت، و درآمد سرانه منطقه افزایش پیدا نمی کرد.

حالا سوال اینجاست که آیا تخمین های اشتباه و عدم آگاهی دست اندرکاران از مشکلات و سختی های پیش رو، مانع پیشرفت است یا عامل پیشرفت؟

سوالاتی از این دست جز پارادوکس هایی است که اقتصاد دان فقید آلمانی «آلبرت هیرشمن» به مطالعه ی آن علاقه داشت. او که در حوزه های اقتصاد توسعه و اقتصاد سیاسی کارهای مهمی دارد معتقد است که خوش خیالی ها و آگاهی نداشتن به تمام زوایا و مشکلات احتمالی در برنامه ریزی طرح ها چیز خیلی بدی هم نیست؛ چرا که این خوش خیالی باعث می شود در وهله ی اول کار را شروع کنیم. آگاهی کامل به تمامی زوایا و مشکلات، تنها زمانی بدست می آید که برای تسلیم شدن خیلی دیر است؛ اینجاست که تلاش، ممارست و خلاقیت باعث می شود هرطور شده کار را تمام کنیم و این خود موجب برکات زیادی می شود. «هیرشمن» برای این ایده ی خود یک اسم هم انتخاب کرده: «اصل دست های پنهان کننده» که اشاره ی مختصری هم به «دست های نامرئی» «آدام اسمیت» بزرگ دارد. گویی دست هایی نامرئی مشکلات را از چشم ما پنهان می کند تا جرات شروع کردن داشته باشیم.
Albert O. Hirschman
https://goo.gl/jrjMqQ
Hiding Hand Principle
https://goo.gl/NXORo4
http://goo.gl/z6R50E

در مثالی دیگر «هیرشمن» ایجاد شدن یک مجتمع عظیم تولید کاغذ در پاکستان شرقی را مورد بررسی قرار می دهد. کارخانه ی تولید کاغذ «کارنافیولی» در منطقه ی کوهپایه ای «چیتاگنگ» برای آن تاسیس شده بود که بتواند از مزیت نزدیک بودن به مواد اولیه یعنی همان بوته های بامبو منطقه استفاده کند. اما تنها اندکی پس از آغاز به کار این مجتمع عظیم تولید کاغذ، ناگهان بوته های بامبو گل دادند و سپس خشک شدند (پدیده ای که بعدا مشخص شد هر 50 سال یکبار اتفاق می افتد). بامبوهای خشک ماده ی اولیه ی خوبی برای تولید کاغذ نیستند و به نظر عدم آگاهی و برنامه ریزی غلط باعث شده بود که یک مجتمع صنعتی چند میلیون دلاری بدون مواد اولیه بماند.
تلاش مجتمع برای زنده ماندن و غلبه بر بحران اما جالب بود: آن ها تلاش کردن یک زنجیره تامین جدید ایجاد کنند و مواد اولیه و بوته های بامبو را حتی از غرب پاکستان تهیه نمایند؛ آن ها مطالعاتی را بر روی اصلاح نژاد و پیدا کردن گونه های پر رشد بامبو با موفقیت به انجام رساندند و مناطق وسیعی را زیر کشت بامبو بردند؛ همچنین گونه های جدید گیاهی که به اندازه ی بامبو کارآیی داشت نیز کشف شد. نتیجه این بود که مواد اولیه ای که بعد از بحران در اختیار مجتمع بود به مراتب از قبل از بحران متنوع تر، ارزان تر و گسترده تر شده بود.
اگر برنامه ریزی اشتباه و ناآگاهی منجر به بحران «کارنافیولی» نشده بود، احتمالا آن ها مجبور نمی شدند برای زنده ماندن راه های خلاقانه کشف کنند و احتمالا مجتمع به یک امپراطوری صنعتی تبدیل نمی شد.

«هیرشمن» مطرح می کند معتقد است که انسان ها معمولا آگاهانه خود را به دردسر کارهای پر چالش نمی اندازند: ما کارهایی را شروع می کنیم که به نظر قابل مدیریت و کم ریسک باشد؛ اما همیشه در تخمین هایمان درست عمل نمی کنیم و این نکته شاید چیز بدی هم نباشد.
او می افزاید: در بسیاری از موارد تنها راه استفاده ی تمام و کمال از ظرفیت خلاق و توان اجرایی این است که ما به اشتباه کار را از آنچه هست ساده تر، معمولی تر، و کم ریسک تر دیده باشیم و بعد در میدان کارزار مشکلات، نبوغ و خلاقیتمان ظهور کند.

پارادوکس های دیگری نظیر «اثر تونل» یا «دوراهی اعتراض یا خروج» در آثار «هیرشمن» به چشم می خورد که جالب و خواندنی است. روحش شاد.

The Tunnel Effect
http://goo.gl/23jMSN
Exit, Voice, and Loyalty
https://goo.gl/BiM6WJ



@ent_research
Forwarded from ایسنا
کیارستمی در کنار مارتین اسکورسیزی

اسکورسیزی کیارستمی را نماینده عالی‌ترین سطح هنر در سینما معرفی میکرد.
telegram.me/joinchat/BduonTvxO3NAkR3Ec3bEFw
📰 شماره هفتم فصلنامه #دیده_بان
🗓بهار ۱۳۹۵
لینک دانلود:
http://yon.ir/didehban7
📰 شماره هفتم فصلنامه #دیده_بان
🗓بهار ۱۳۹۵
لینک دانلود:
http://yon.ir/didehban7
باز هم #تعطیلات و باز هم سفر به #شمال و... !

از : نیما سرهنگی

بار دیگر تعطیلاتی چندروزه پیش آمد و خانواده ها به بهانه فرارسیدن #عیدسعیدفطر، مثل همیشه تصمیم گرفتند شال و کلاه سر کرده و به سمت شمال بروند. بازهم ازدحام در جاده های کم توان شمال رخ داد و طبیعت بی دفاع این منطقه زیبای کشور که در نوع خود در اقلیم کشورمان بی نظیر است ، در معرض بهره برداری مردم و خانواده ها قرار خواهد گرفت و مشکلات زیست محیطی و انباشت زباله و... هم در کنار زیبایی های سفر برجسته خواهد شد. به اعتراف همه مردم و مسئولان و حتی مسافران این استان نیز، راه‌های ارتباطی مازندران به هیچ وجه توان عبور و تمشیت این حجم از مسافران را ندارد و ترافیک در ایام تعطیلات نوروز و تابستانی آنچنان خسته‌کننده و ملال‌آور است که گاهی مدت توقف در ترافیک بین شهری به چند ساعت نیز بالغ می‌شود و این در شرایطی است که خود مسئولان این استان نیز از عمق معضل مطلع‌اند و اقدامی جز تاثر و تاسف انجام نمی‌دهند (تابناک، 1395). باز هم در اخبار و رسانه ها داد و فغان مسئولان استانی و شهری و ترافیکی را خواهیم دید که ای داد بیداد ! جاده ها پرشد و امکانات محلی جوابگوی مسافران محترم نیست و به گفته فرماندار کرج :"ساکنان محلی هم به خاطر ازدحام در جاده ای مانند چالوس ،امور عادی شان به مخاطره افتاده است" و از صبح امروز ، تصاویر وحشتناک انسداد خودروهای مردم در مسیر جاده هراز دست به دست می شودو باز در چرخه روزمرگی این مشکلات از یاد می رود و روز از نو و... !
همواره گفته ميشود ايران در زمينه هاي گردشگري، جزو دهمين و يا به روايتي پنجمين كشور دنياست ؛ ولي در ميان 150 كشور عضو سازمان جهاني گردشگري، در امر گردشگر پذيري در مقام هفتاد و پنجم قرار دارد و در حالي كه طي سالها، هزينه ي فراواني در جهت رونق اين صنعت و جذب گردشگر به كار گرفته شده است و ميشود، پس از گذشت چند دهه، هنوز در خم كوچه ي اول قرار دارد و باز، در حالي كه براساس داد ه هاي آماري، حجم پولي كه از راه گردشگري در طول يك سال در جهان جا به جا ميشود، حدود ۲/۵ برابر درآمد سالانه ي كشورهاي عضو اوپك از محل فروش نفت است؛ سهم ايران حدود يک دهم درصد است (بهشتی و دیگران ، 1391). نقش گردشگری در اقتصاد ملی انکار ناپذیر است و تبیین این نقش ، با سیاست گذاری صحیح توسط نهادهای مسئول ممکن می شود.
درحال حاضر افزون بر چالش‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، دلایلی چون فقدان استراتژی مشخص توسعه در بلندمدت، تعدد مراکز تصمیم‌گیری در حوزه گردشگری، ناکارآمدی مدیریت دولتی، ضعف ساختار سازمانی، فقدان نهادهای مستقل مدنی و سازکارهای نظارتی واقعی (دنیای اقتصاد، 1394) از مهم ترین مواردی هستند که صنعت گردشگری کشور ما در آن با مشکل مواجه است. اکنون مسئله ای از مدت ها پیش طرح شده است که جنبه های گوناگونی برای حل آن می توان متصور شد. با هم 3 بعد مهم را در نوشتار زیر بررسی می کنیم :
1. سیاست گذاری توسعه گردشگری: برخی کارشناسان داخلی و پژوهشگران خارجی معتقدند گردشگری در کشورهای در حال توسعه، دارای ابعاد گسترده‌ای است و این مساله در ابعاد سیاسی و قلمرو بین‌المللی تنها منحصر به کشورهای درحال توسعه نیست، بلکه در کشورهای پیشرفته نیز، بازیگر اصلی در سیاست‌گذاری‌های این بخش دولت‌ها هستند. آنها بر این باورند تنها دولت‌ها هستند که مشروعیت و قدرت به وجود آوردن اهداف و سیاست‌های مورد نیاز را دارند و می‌توانند بسیاری از بخش‌های اجرایی متنوع را هدایت و کنترل کنند. در واقع دولت‌ها مسوولیت و نیز منابع لازم برای اجرای این وظایف را دارند.
ادامه دارد...👇
از سوی دیگر، اتکای بیش از حد اقتصاد ملی به درآمدهای نفتی و اقتصاد سیاسی خاص ایران، این امر را تشدیدکرده است. با این حال نسبت به سال های اسف بار گذشته افزایش آژانس‌های مسافرتی، هتل‌ها و مراکزاقامتی، سرمایه‌گذاری، مراکز آموزش حرفه‌ای و علمی و در نهایت رشد قابل ملاحظه میزان مسافرت‌های داخلی و نیز خارجی در دو دهه اخیر در ایران، گویای این واقعیت است که مولفه‌های مذکور، به‌عنوان زیرساخت‌های اولیه توسعه گردشگری رشد چشمگیری داشته و حالا نوبت آن است که نگرش‌ها در خصوص توسعه این صنعت تغییر کنند (دنیای اقتصاد، 1394). يكي از كارشناسان می گوید: در حوزه ي گردشگري چند بحث مطرح است؛ يكي مربوط به فرصتهاي اين بخش مي شود و ديگري مربوط به قابليتهاي اين بخش است. ما فرصتهاي زيادي داريم؛ ولي قابليتهاي ضعيفي و عدم تناسب بين اين فرصتها و قابليتها، عمده ترين مانع ما در اين بخش است؛ ما حرفهاي بزرگ ميزنيم؛ ولي كارهاي كوچكي انجام ميدهيم؛ عمل كوچك ما به دليل نداشتن قابليتهاي لازم و حرفهاي بزرگ ما به دليل داشتن فرصتهاي فراوان موجود در كشور است. براي مثال، فرصت جايگزيني گردشگري به جاي نفت موجود است؛ ولي ما نتوانسته ايم قابليتهاي لازم براي رسيدن به اين فرصت را فراهم كنيم. قابليتها شامل بحث نيروي انساني، فرهنگ، ساخت زيرساختها و خدمات است؛ ما بيش از آن چه كه الآن در ابزار گردشگري ظرفيت داريم، ادعاي توانايي اثرگذاري داريم (بهشتی و دیگران، 1391). حال با وضع درآمد های رو به پایان نفتی و تأکید چندباره مسئولان نظام بر کاهش وابستگی به طلای سیاه، زمینه ای فراهم است تا استراتژیِ صحیح و بلندمدتی در حوزه سیاست گذاری گردشگری داخلی کشور تدوین گردد و به روزمرگی نکشد.
2. سرمایه گذاری در امکانات رفاهی و گردشگری : در حال حاضر ، نوعی توزیع نامتوازن امکانات و مراکز گردشگری در سطح کشور را شاهد هستیم. از سویی شمال کشور با طبیعت بدیع و زیبا گاه در معرض تهدید های بهداشتی و محیطی از سوی شهروندان قرار می گیرد و از سوی دیگر با وجود شهرهایی تاریخی مانند اصفهان و شیراز و تبریز ، مردم – به ویژه پایتخت نشینان - خیلی حاضر نیستند با توجه به مسافت زیاد رنج سفر طولانی به شهرها را برای دوروز تعطیلات بخرند و نزدیک ترین گزینه یعنی مازندران و گیلان را برای سفر انتخاب می کنند. امکانات محدود و فضاهای تفریحی و گاها بسیار گران اقامتی شهر های شمال که موجب ایجاد بازار سیاه برای متقاضیان می شود، عرضه را کم تر کرده و موجب می شود خانواده هایی با سطح درآمد متوسط و پایین از کمترین امکانات رفاهی برای گذراندن تعطیلات خود در شمال کشور بهره مند شوند و از طرفی کمبود سرمایه گذاری در عرصه گردشگری و ساخت هتل ها و مراکز اقامتی مناسب باعث شده تا عده کمی از مردم، با برنامه ریزی از قبل تهیه شده نسبت به اسکان با کیفیت در شهرهای شمالی اقدام کنند و از تعطیلات لذت ببرند. آماده نبودن شهرهای شمالی موجب بهره برداری نادرست از طبیعت و زیبایی های موجود شده است. شرایط اقلیمی و حمل ونقل در سطح کشور (که در ادامه اشاره خواهد شد) هم مضاف بر کمبود امکانات رفاهی مناسب، باعث شده تا همین توزیع نامناسب را در شهرهای دیگر هم شاهد باشیم. شنیده می شود پس ار برجام، چند گروه معروف هتل سازی بین المللی قصد دارند در سطح کشور هتل بسازند و سرمایه گذاری کنند. خبر خوبی است اما برای تبدیل شدن به واقعیت نیازمند ایجاد فضایی امن برای این گروه ها هستیم. اگر مسئولان امر ، کمر به همت حل مشکل بسته اند این را هم باید مورد توجه قرار دهند.
3. امکانات حمل و نقل و جاده ای: برای ورود به مازندران پنج راه ارتباطی به این استان وجود دارد که سه راه آن به پایتخت شامل: کندوان، هراز و سوادکوه، یک راه از گیلان و یک راه نیز از خراسان به مازندران می‌باشند.سه راه پایتخت به مازندران از راه‌های پرترافیک هستند که در انتقال مسافران به این استان، رکورددارند.سالانه تنها در ایام تعطیلات، بیش از 25میلیون مسافر وارد این استان می‌شوند و مازندران را از استان‌های ممتاز در گردشگرپذیری قرار می‌دهند (تابناک، 1395). تصاویر عجیب و غریب ازدحام ماشین ها در صبح امروز را نیز مشاهده نمودیم. مرکز ثقل رفع معضل چند‌ساله ترافیک ناراحت‌کننده محور سوادکوه را باید در تکمیل تعریض محور سوادکوه جست‌وجو کرد که وعده‌های چند‌باره مسئولان استانی و ملی و زمان‌دهی آنها به تکمیل این پروژه ملی، از توجیه اجتماعی و فنی و اقتصادی آن کاسته است و درد‌سر‌های آن را برای مسئولان شهرستانی و شهری شهرستان‌های سوادکوه و سوادکوه‌شمالی به ارمغان آورده است (اخبار خودرو، 1394). البته گویا تعلل چندین ساله در تکمیل بزرگراه تهران – شمال با همت وزارت راه و پیمانکار خارجی رو به اتمام است و مطالعات راه آهن به سمت مازندران هم در حال انجام می باشد. دولت باید ضمن مشارکت سرمایه های بخش خصوصی و خارجی ، سریعاً در جهت حل مشکل حمل و نقل مسیرهای شمالی و همچنین سایر محورهای مواصلاتی مهم کشور ورود کرده و اقدامات لازم را انجام دهد.

telegram.me/anjomanelmimodiriatut
📚 #تقویم‌آموزشی سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵

telegram.me/anjomanelmimodiriatut
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
چشم انداز

دو خلبان نابینا که هر دو عینک‌های تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپيما امدند،
زمانی که خلبان‌ها وارد هواپیما شدند
زمزمه‌های توام با ترس وخنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام كند دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می‌شد چرا که می‌دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می‌رود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می‌داد و چرخ‌های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.
در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
یکی از خلبان ها به دیگری گفت:« می ترسم یکی ازهمین روزا مسافرها چندثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن ‌کنند و ما نفهمیم کی باید از زمین بلند شیم، اونوقت کارهمه‌مون تمومه !»
.

.
شما اکنون و پس از خواندن این داستان کوتاه،
با شیوه مدیریت دولتی و حتی بعضی تشکل های مردمی در ایران آشنا شدید...

به انتخاب آقای هامون شریفی

@teimourzadehpub
✳️ بالاخره امکان ورود رایگان به سیستم گلستان در بستر Android و بدون استفاده از مرورگر internet explorer فراهم شد.
http://goo.gl/PVs3Rk
✳️ ‏«ورود به سیستم جامع گلستان با موبایل» را در بازار اندروید ببین:

http://cafebazaar.ir/app/?id=ir.arsheet.golestanapp&ref=share
معادل سازی #تولیدناخالص‌ملی کشورها با ایالت های #آمریکا ؛ از :US Election 2016. تولید ناخالص ایران تقریبا برابر با ایالت #اوهایو ست.

@anjomanelmimodiriatut
Forwarded from Biodent
دوست داری یه روز خوب رو با دوستات و خانوادت بگذرونی؟ 👫👬👭

فقط با یه بسته خالی #آدامس بایودنت میتونی سوار تله سیژ دربند بشی و کلی خوش بگذرونی... 😊😎

🔵 ۲۵ تیر تله سیژ #دربند منتظرتونیم
@biodentco
Forwarded from راهبرد
در باب اقتصاد یک صنعت مهم: صفاسیتی!

قضیه مسافرت مردم همیشه در صحنه به سواحل خزر البته تازگی ندارد، کافی است دو سه روزی وقت آزاد پیدا شود تا سیل مسافر به آن حوالی سرازیر شود. تفریح البته بد نیست و مسافران برای محلی ها درآمد هم ایجاد می کنند، البته هزینه هایی نیز وجود دارد که شاید آلودگی و آسیب به محیط طبیعی از جدی ترین آنهاست، اهالی اقتصاد به این پیامدهای نامطلوب برای جامعه برون ریزها یا اکسترتالیتیز می گویند. کسانی گفته اند باید جاده ای بیشتر و عریض تری ساخت و چرا دولت بزرگراه نیمه کاره را تمام نمی کند، برخی بحث توزیع بهتر تعطیلات در طی سال را برای رفع مشکل پیشنهاد کرده اند، کسانی به گرفتن مالیات اضافی اشاره کرده اند و شواهدی هم در تایید این پیشنهادها وجود دارد، اما از آنجا که شخصا از نهاد "دولت" آن هم در صحاری خاورمیانه دل خوشی ندارم، اجازه دهید یک استدلال شبه-اتریشی! داشته باشم.

در این مسئله به جاده زدن ملت با یک کالای اقتصادی روبه رو هستیم به نام سرگرمی یا همان گذران فراغت. می شود فرض کرد که ملت دنبال گذران اوقات فراغت و سرگرمی هستند و یکی از معدود گزینه های پیش روی آنها سفر به سواحل خزر است. کاری که می توان کرد اینست که دولت مقررات محدودکننده بر سر ارائه محصولات رقیب را بردارد و اجازه دهد کارآفرینان این صنعت (یعنی همان صنعت صفاسیتی!) با حداقل محدودیت ها به نوآوری بپردازند و سرگرمی های بدیل پیشنهاد بدهند. با افزایش عرضه می توان انتظار داشت که صف ها کوتاه و کوتاه تر شوند. البته اگر دولتی نگران "حفظ فرهنگ محلی" و "جریحه دار نشدن احساسات مردم" است، این روش به کارش نمی آید و بهتر است چاره ای دیگر کند.

اما با برون ریزها و پیامدهای نامطلوب چه کنیم؟ قضیه خیلی پیچیده است، ولی پیشنهاد اتریشی ها همین پا پس کشیدن دولت و رو کردن به مالکیت خصوصی است. در مقاله زیر مثال جالبی زده است، فرض کنید در جایی عمومی مانند خیابان فردی مشکوک! صرفا با حضورش باعث ایجاد ترس برای رهگذران می شود، علی القاعده تا وقتی این فرد قانونی را نشکسته باشد دخالت دولت وجهی ندارد و مشوقی برای دخالت وجود ندارد. اما در مورد یک کلوب شبانه که با مالکیت شخص اداره می شود، انگیزه برای دخالت و رفع مشکل وجود دارد. به زبان دیگر چیزی که در خیابان برون ریز (بیرونی) تلقی می شد، در حالت دوم یک تعهد و مسئولیت (درونی) است. در مورد دوم، دیگر لازم نیست مانند قبل افراد تمام بار ترس از فرد مشکوک را تحمل کنند، بلکه هزینه به مالک انتقال می یابد و او برای حفظ منافع خود و نگهداشتن مشتری مجبور است دخالت موثر کند. مالک شاید حتی افرادی را استخدام کند تا محیط مطلوب برای مشتریانش تامین شود.

در همین ایران، داستان فلافلکده ایران! (لشکر آباد اهواز) را بخوانید، می بینید که مالکیت خصوصی و نفع شخصی از هر دولتی بهتر عمل می کند و بیشتر ضامن امنیت و نظم است. خلاصه که فکر نکنم دولتی بیشتر از خود شهروندان بتواند هوایشان را داشته باشد، والله اعلم. 😊

https://goo.gl/n4Os5S

کانال راهبرد
@RahbordChannel
📰 شماره هفتم فصلنامه #دیده_بان
🗓بهار ۱۳۹۵
لینک دانلود:
http://yon.ir/didehban7