Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
روزی که سه روز تعطیلیتونه و احتمالا تا آخر امتحانا آخرین آخر هفته ایه که راحتین رو انتخاب نکنیم برای دیدن قسمت آخر آشنایی با مادر .
مهم نیست که میدونین چی میشه تهش و مهم نیست که دیدینش قبلا .
نکنین !
پ‌.ن: کلاه‌قرمزی اومد شست بردش همه ی اونهمه افسردگیو .
Forwarded from ناپیرو
کوالا فهمیده که خواسته‌هاش از زندگی باید با فعالیت کم‌ش هم‌خونی داشته باشه و به همین خاطر توی منوی غذاش فقط برگ اُکالیپتوس دیده میشه، اما شما چی؟! نه اون‌قدر که لازمه تلاش می‌کنین، نه حاضرین از بلندپروازی‌ها و رویاهاتون دست بکشین، و نه برگ اُکالیپتوس می‌خورین!

• از وبلاگ "و نه باغ میان"
بلند شدن و شروع کردنْ هفتاد برابر سخت‌تر میشه بعد از تعطیلات نوروزی‌ای که هرروزش فامیل بهت میگفتن تو تهران نمیتونستی ، تو تنهایی نمیتونستی ، تو با هوش اونا نمیتونستی رقابت کنی و هزارتا نتونستنِ دیگه .
من که هیچ ؛ حرف مردم رو به هیچ‌جاییش نگیرنده ترین آدم دنیا هم یه ظرفیتی داره دیگه .
این چه طرز دلداری دادنه گاوهای بیشعور ؟
#دوستی‌خاله‌خرسه
Forwarded from وهمِ سبز
What is the point of being alive if you don't at least try to do something remarkable?

John Green, An Abundance of Katherines
وقتی یه پیامی دادی واسه ی کسی و چند ساعت بعدش دوباره یه چیز دیگه میخوای بهش بگی ، میری توی صفحه‌ش و میبینی که هنوز پیام قبلی‌تو نخونده و جواب نداده و در نتیجه از هر دو حرفت پشیمون می‌شی و همون پیام قبلی رو‌هم پاک میکنی ؛ اسمش چیه ؟
:))
در بسياري از موارد برای جلوگیری از آکوارد کردنِ موقعیت ْ ته حرفام :))) میذارم . ابتکار خودمم نیست ؛ از حرفه‌ای ها آموختم :))
دقیقا لحظه‌ای که آدم شروع میکنه به لذت بردن ، بابا میگه روسری‌تو سرت کن الان جریمه‌مون میکنن .
Forwarded from ردپای آبی
- You know what?
+ Hm?
- I'm scared of letting you, become a part of my daily life.
+ Why?
- Cuz you'd be fine without me, but I won't. Never.
یکسری هم یه برقی دارن توی چشماشون که آدم وقتی نگاهشون میکنه احساس برق‌گرفتگی میکنه ؛ و برای چند ثانیه از این جهان خارج میشه .
اینا کی‌ان؟ در چه دسته‌بندی ای از انسان‌ها قرار‌میگیرن؟
From the bottom of my heart
Forwarded from ExDa
آدم گوشه خلوتش کجاست که بره بشینه بغض کنه یا از دست خودش عصبی بشه، به خودش فحش بده؟

چرا کسی نبینه؟ واضحه، چون حالا هرچقدرم خوب باشه کسی که می‌بینه، مگه می‌شه ناراحتی و ضعفت رو ببینه و اون تهِ ضعنش یه آدم ضعیف نبینتت؟
شونه‌هام درد میکنن و فکر میکنم مقدار زیادی‌ش به این دلیله که همش خودمو جمع میکنم و سرمو میندازم پایین و در انظار عموم ظاهر‌میشم ؛ به منظور حداقل ظاهر شدن .
فشار فیزیکی و روانیْ همزمان باعثش شدن .
ترسم اینه که در فرندزِ زندگی ، من گانتر باشم .
میدونید ؟ عروسی هم دعوتش نکردن حتا :(
اومدم توی باکت‌لیستِ امسالم بنویسم نمایشگاه‌کتاب‌تهران ؛ دیدم بحثش شده و تصمیم گرفتم نرم .
در این حد یعنی روح و جسمم از هم بی‌خبرن .
Forwarded from وهمِ سبز
دلیل اصلی استرسم واسه میان‌ترما اینه که به محض اینکه نمراتمو ببینن ازم انتظار دارن کمتر فیلم ببینم و بیشتر درس بخونم ؛ که انتظار بی‌جاییه .
Stuff
دلیل اصلی استرسم واسه میان‌ترما اینه که به محض اینکه نمراتمو ببینن ازم انتظار دارن کمتر فیلم ببینم و بیشتر درس بخونم ؛ که انتظار بی‌جاییه .
راستش چند بار بهش اشاره کردم و هیچ‌کس به هیچ‌جاش نگرفته ؛
حقیقت اینه که هیچکس به من نگفته بود که بعد از کنکور همه چی اینقدر سخته .
هیچ‌کس !
درحالی که تمام آدمای اطرفم در مرحله ی بعد‌از‌کنکور به سر میبردند ؛ همشون میگفتند که اگه دانشگاه خوب قبول بشی راحتی !
من فکر میکردم راحتی یعنی میریم دانشگاه درسو یاد‌میگیریم و میایم خونه تمرین میکنیم یادگرفته هامونو ؛ اینطوری نیست ولی !
میریم دانشگاه زل میزنیم به ساعت تا وقت تموم شه ، میریم کتابخونه درسو میکوبیم بر سرمون .
هیچ‌کس نگفته بود که اینطوریه .
و من الان به همه ی آدمای اطرافم پنجاه درصد کمتر از قبلِ دانشگاه اعتماد دارم .
Forwarded from وهمِ سبز
I don't know what to talk about, but I wanna talk to you.
بدترین ترکیب رنگ جهانْ حقیقتا قرمز و صورتیه .
نکنین ، نکنین بابا عَح !
پس کی میاد اون رفیقی‌ که بشینم باهاش فیلمای خفن ببینم ؟
پ.ن : ریحانه ! که الان خلاصه شده در زل زدن به عکس پروفایلش و‌ پیام ندادن بهش و سرکلیدی ای که یا سعی میکنم نگاهم بهش نیفته یا اگه بیفته صد‌در‌صد گریه‌م میگیره ؛ قرار بود انقدر فیلم ببینیم با هم که کور شیم .
قرار بود من برم شیراز و این هدفو محقق کنیم ؛ و الان تمام چیزی که واسم مونده از اون هدف ، بغض کردن موقع دیدن فیلمای خفن و سرکلیدی یادگاری‌ایه که داد بهم .
کاش جهان بهمون وقت بیشتری میداد ؛ کاش شیراز اصفهان بود و اصفهان شیراز ؛ کاش من شیراز قبول میشدم و کاش جرأتشو داشتم که بهمن شیرازو بزنم و کاش ، کاش الان پیشش بودم و میتونستم روز تولدش بغلش کنم .