Forwarded from هذیـــــــــــــون (نــــ🌱ــــال)
اینم بگم و دیگه هیچی :))) پریا جز این سه نفر نیست 🥺 این هزار و هشتصد و سی نفر رو شاهد میگیرم که اگه توی کانالت کتاب خوندی ولی واسه من نخوندی خیلی قلبم میشکنه! 🥺
هذیـــــــــــــون
اینم بگم و دیگه هیچی :))) پریا جز این سه نفر نیست 🥺 این هزار و هشتصد و سی نفر رو شاهد میگیرم که اگه توی کانالت کتاب خوندی ولی واسه من نخوندی خیلی قلبم میشکنه! 🥺
برنامههای ما از هماکنون کتاب خوندن واسه نهال میشه😭
Forwarded from راد
آدمایی که بهت حس کم/بد/ناکافی بودن میدن، هیچجوره سزاوار بخشیده شدن نیستن. حداقل من نمیتونم ببخشمشون.
امروز در هاگوارتز درس بخونیم:
https://youtu.be/f7_WbPz1QPY
https://youtu.be/f7_WbPz1QPY
YouTube
[ASMR/Harry Potter]호그와트에서 같이 공부해요(2.5H) 시리즈 모음집/Study with me/롤플레이
안녕하세요. 챠이(CHY)입니다.
해리포터 관련에서 긴~영상을 올려줬으면 좋겠다하는 요청이 있어서
완전 새로운 영상은 아니지만 재편집을 추가한 해리포터시리즈 모음집으로 찾아왔어요.
공부하는 내용으로 올렸었던 영상만 픽업해서 2시간 반정도되는 영상을 만들어 보았습니다!
공부할 때나 작업할 때, 혹은 잠이 안올 때에 옆에 틀어놓고 릴렉스 할 수 있는 영상이 되길 바랍니다.
그러고보니 해리포터 영상도 꽤 찍었네요ㅎㅎ
영상촬영 때문에도 개인적인 취미로도…
해리포터 관련에서 긴~영상을 올려줬으면 좋겠다하는 요청이 있어서
완전 새로운 영상은 아니지만 재편집을 추가한 해리포터시리즈 모음집으로 찾아왔어요.
공부하는 내용으로 올렸었던 영상만 픽업해서 2시간 반정도되는 영상을 만들어 보았습니다!
공부할 때나 작업할 때, 혹은 잠이 안올 때에 옆에 틀어놓고 릴렉스 할 수 있는 영상이 되길 바랍니다.
그러고보니 해리포터 영상도 꽤 찍었네요ㅎㅎ
영상촬영 때문에도 개인적인 취미로도…
امروز روز خوبی بود. صبح به خواستهٔ خودم در هوای گرفتهٔ ابری بیدار شدم، دوش گرفتم، برای خودم صبحانه آماده کردم و بدون عجله صبحانهمو خوردم. بارون شدید شد و لباس پوشیدم که برم پیادهروی به اندازهٔ نیم ساعت خیس آب شدن؛ بارون شدیدتر از اونی بود که از پنجره پیدا بود و پنج دقیقهای اونقدر خیس شدم که حرکت برام ممکن نبود. راضی و خوشحال برگشتم خانه، راضی از تنفس زیر بارون و خوشحال از ارج نهادن به تنبلیم. خودم رو زیر هزاران لایه لباس دفن کردم و مثل سگ درس خواندم (درس خواندن به متد مورد علاقهم). ناهار عالی خوردم، با دسر عالی و بیعجله، همراه با تماشای نصف اپیزود فرندز. زبان خوندم. کتاب خوندم تا خوابم ببره. عصر دوباره بدون الارم بیدار شدم و دوباره درس خواندم (با استادی پارتنر مورد علاقهم). یک خودکار رو تموم کردم که فکر کنم اولین بار بود در زندگیم. شام سبک خوردم. برنامهٔ هفته رو چیدم و با همگروهیها صلح کردم که فردا دیرتر بریم و حالا میتونم نیم ساعت ببشتر بخوابم و صبح به کارهای مغازهایِ عقبافتادهم برسم.
قرار ناهار، قرار کتابخونه، قرار پس دادن امانتها و چند قرار دلپذیر دیگه گذاشتم و خودم رو سپردم به هفتهٔ نو.
قرار ناهار، قرار کتابخونه، قرار پس دادن امانتها و چند قرار دلپذیر دیگه گذاشتم و خودم رو سپردم به هفتهٔ نو.
اینقدر خسته ام که نمیفهمم راننده اسنپ چی میگه، فقط یکی درمیون آره و نه میگم.
حالا مثلا ممکنه گفته باشه
-میخوای کلیهتو بدزدم؟
-آره.
-نمیترسی؟
-نه.
-خیلیا میترسن
-بله متاسفانه جامعه بد شده.
حالا مثلا ممکنه گفته باشه
-میخوای کلیهتو بدزدم؟
-آره.
-نمیترسی؟
-نه.
-خیلیا میترسن
-بله متاسفانه جامعه بد شده.
پنج تا کارتِ “خوبه، خیلی خوبه.” در جواب “بیمارستان چطوره؟” دارم و بعدش در جواب این سوال میشینم کف زمین و فقط زار میزنم.