Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
چرا نمیری واکسن انفولانزاتو بزنی زن؟ واتز رانگ وید یو؟
Forwarded from لیمو تلخ
چرا نمیری واکسن هپاتیت بزنی زن؟ نمیگی یکی از همین روزا نیدل استیک شی و دستت به هیچ جا بند نباشه؟ واتز رانگ ویت یو خُل؟
چرا نمیری واکسن اچ‌پی‌وی بزنی زن؟ سرطان مرطان بگیری خوبت میشه؟
Forwarded from لیمو تلخ
بیاین ی روز در هفته ی آینده رو روز واکسن زدن اعلام کنیم و همه بریم واکسن هایی که باید بزنیم رو بزنیم تا نمردیم🚶‍♀
Forwarded from راد
آدمایی که بهت حس کم/بد/ناکافی بودن می‌دن، هیچ‌جوره سزاوار بخشیده شدن نیستن. حداقل من نمی‌تونم‌ ببخشمشون.
Forwarded from سَـبز (Yas🍪)
کاش این کارو بکنیم🤦🏻‍♀️
ابر، سکوت، قهوه و ارتفاعات بیمارستان
Forwarded from هُبوط (Farzaneh|🍁|)
"ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم؟"
امروز روز خوبی بود. صبح به خواستهٔ خودم در هوای گرفتهٔ ابری بیدار شدم، دوش گرفتم، برای خودم صبحانه آماده کردم و بدون عجله صبحانه‌مو خوردم. بارون شدید شد و لباس پوشیدم که برم پیاده‌روی به اندازهٔ نیم ساعت خیس آب شدن؛ بارون شدیدتر از اونی بود که از پنجره پیدا بود و پنج دقیقه‌ای اونقدر خیس شدم که حرکت برام ممکن نبود. راضی و خوشحال برگشتم خانه، راضی از تنفس زیر بارون و خوشحال از ارج نهادن به تنبلیم. خودم رو زیر هزاران لایه لباس دفن کردم و مثل سگ درس خواندم (درس خواندن به متد مورد علاقه‌م). ناهار عالی خوردم، با دسر عالی و بی‌عجله، همراه با تماشای نصف اپیزود فرندز. زبان خوندم. کتاب خوندم تا خوابم ببره. عصر دوباره بدون الارم بیدار شدم و دوباره درس خواندم (با استادی پارتنر مورد علاقه‌م). یک خودکار رو تموم کردم که فکر کنم اولین بار بود در زندگیم. شام سبک خوردم. برنامهٔ هفته رو چیدم و با هم‌گروهی‌ها صلح کردم که فردا دیرتر بریم و حالا می‌تونم نیم ساعت ببشتر بخوابم و صبح به کارهای مغازه‌ایِ عقب‌افتاده‌م برسم.
قرار ناهار، قرار کتابخونه، قرار پس دادن امانت‌ها و چند قرار دلپذیر دیگه گذاشتم و خودم رو سپردم به هفتهٔ نو.
اینقدر خسته ام که نمی‌فهمم راننده اسنپ چی میگه، فقط یکی درمیون آره و نه میگم.
حالا مثلا ممکنه گفته باشه
-میخوای کلیه‌تو بدزدم؟
-آره.
-نمی‌ترسی؟
-نه.
-خیلیا می‌ترسن
-بله متاسفانه جامعه بد شده.
پنج تا کارتِ “خوبه، خیلی خوبه.” در جواب “بیمارستان چطوره؟” دارم و بعدش در جواب این سوال می‌شینم کف زمین و فقط زار می‌زنم.
Forwarded from Pause
همه چی سخته 🥲 همه چی دارلینگ
[اینجا بخش نفرو]
• بلاخره آنلاک کردن نسخه نوشتن و امضا کردن
• “هرچی باشه نفرو نباشه.”
• “خانم دکتر شما بفرمایید.”
• “بلاخره یکی فهمید ما دانشجوییم”
• “هرکی گفت بله خودش بره درمان کنه.”
• وضعیت سیب‌های فرانسه و بلوبری‌های سوئد
•”شما ترسویین که کووید نمیاین.”

خدا رو شکر که تموم شدی.
#medgibbers
از توضیح دادن خسته شدم. از این همه بلد نبودن خسته شدم.
یکمم خودت درک کن. یکمم خودت اعتماد کن دیگه.
Forwarded from Pause
یجا خونده بودم که گفته بود
«باگ من اینه که ميتونم بیخیال دوست داشتن آدمای اشتباه بشم، ولی نمیتونم دلتنگشون نشم!»
Forwarded from ساراباند
‏دیگه دلیلی نمی‌بینم که رعایت کسی رو بکنم. در هیچ زمینه‌ای.
I wasn’t born for this shit.