Forwarded from آگوا
#صدروزقدردانی
روز شیشم.
برای اینکه زمان میگذره، آدم عبور میکنه، روزای سخت رد میشن و امید به صبح هست، شکرگزارم.
روز شیشم.
برای اینکه زمان میگذره، آدم عبور میکنه، روزای سخت رد میشن و امید به صبح هست، شکرگزارم.
Stuff
AaRON – Last Night Thoughts
امروز وسط ساعتهای اشکی، یکی از همکلاسیها یه چیزی گفت که خندهم گرفت. همکلاسی برگشت نگام کرد لبخند زد.
امروز؟ ۱۱۰٪ موز لهشدهای که یهو خندهش گرفت.
[انگار مغزمون براش مهم نیست که خندهمون میاد یا نه، هر وقت دلش بخواد ریزوریوسو واسه خودش منقبض میکنه.]
امروز؟ ۱۱۰٪ موز لهشدهای که یهو خندهش گرفت.
[انگار مغزمون براش مهم نیست که خندهمون میاد یا نه، هر وقت دلش بخواد ریزوریوسو واسه خودش منقبض میکنه.]
امروز مثل اون قسمت از HIMYM بود که رابین فهمیده بود نمیتونست بچهدار بشه و حالش بد بود ولی دلش نمیخواست به دوستاش بگه که چرا حالش بده و تد دائم بهش اصرار میکرد که بگو چته که حالتو بهتر بکنم، رابین هم میگفت تو مسئول بهتر کردن حال من نیستی!
آخر داستان هم تد رابینو خوشحال کرد و یه چیزی توی این مایهها گفت:
If you don’t wanna tell me what’s wrong, that’s ok. But you can never stop me from trying to make you feel better.
امروز پنج تا تد داشتم و بابتشون از جهان سپاسگزارم.
آخر داستان هم تد رابینو خوشحال کرد و یه چیزی توی این مایهها گفت:
If you don’t wanna tell me what’s wrong, that’s ok. But you can never stop me from trying to make you feel better.
امروز پنج تا تد داشتم و بابتشون از جهان سپاسگزارم.
Stuff
یکی از دوستام وقتی نشستیم و حرف میزنیم و میخندیم، یهو دستشو میاره جلو، برای کمتر از یک ثانیه، با نوک انگشتاش دستمونو، یا چشمامونو لمس میکنه. یه دفعه ازش پرسیدم چرا این کارو میکنی؟ گفت برای این که مطمئن بشم اینا خواب نیستن. پرسیدم پس چرا انقدر کوتاه؟ گفت…
با نوک انگشتام امروزو لمس میکنم، یادم نره کاش امروزو بعد از یک هفتهی دشوار ✨
[شش از دوازده]
[شش از دوازده]
یک بار که خیلی درد میکردم، گفتی: در این جهان درد زیاد هست اما درمان هم هست.
و دستم را گرفتی.
[everything is blue]
و دستم را گرفتی.
[everything is blue]
هفته پیش این موقع کمپین بودم، همین موقعها داشتم اپروچمو برای سرگروه توضیح میدادم، گفت: روشتو خیلی دوست دارم! گفتم: پس چرا جواب نداد؟ چرا نگفت دیگه سیگار نمیکشه؟ گفت: ولی راضی شد بعد از ۱۲ سال سیگار کشیدن، کمکم کمش بکنه! گفتم: یعنی این یک شکست نیست؟ گفت: نه! هیچ اپروچی در این زمینه شکست نیست!
تموم شده، امروز شد دو ماه که تموم شده و من هنوز وقتی یادش میفتم گریهم میگیره، هنوز حال همهمون بده! به قول مینا، یه جمع ۱۵-۱۶ نفره ایم که همهمون به یه نحوی traumatized شدیم و باید group-therapy بشیم. باید حرف بزنیم!
#IRAP
پ.ن: دیروز وقتی داشتم در موردش حرف میزدم، گفتم “تجربهی شکستخوردهم”. آیرپ مال من نبود، من کوچکترین قسمتش بودم اما تجربهی آیرپ برای من پر از درد و شکست بود، پر از چیزی که به قول رئیس، “باید رها کرد و رفت.”
#IRAP
پ.ن: دیروز وقتی داشتم در موردش حرف میزدم، گفتم “تجربهی شکستخوردهم”. آیرپ مال من نبود، من کوچکترین قسمتش بودم اما تجربهی آیرپ برای من پر از درد و شکست بود، پر از چیزی که به قول رئیس، “باید رها کرد و رفت.”
آب زنید راه را که استاد آناتومیمون بلاخره مشخص کرده امتحان از کجای کتابه و بعد از ۷ هفته دارم آناتومی میخونم!
امروز سارا گفت: اینقدر برای همه کارهات برنامه نریز که وقتی به هم خورد اینقدر ناراحت نشی!
#conversations
#conversations
این کانال آهنگهای (بعضاً) خوبی برای هنگام درسخوندن داره؛ پس دیگه بریم درسامونو بخونیم و بهونه نیاریم:
https://news.1rj.ru/str/musicorstudy
https://news.1rj.ru/str/musicorstudy