Forwarded from کلمهبازی (Maryam)
انگلیسیا به ترک کردن جمع بدون خداحافظی میگند «خداحافظی ایرلندی»/ Irish goodbye. همون جیم شدن خودمون.
دلیلش میتونه این باشه که طرف اون جمع رو دوست نداره یا زیادی مسته یا اینکه حوصلهی یه ساعت یه لنگهپا ایستادن و خداحافظی کردن رو نداره.
یکی از قصههای پشت این اصطلاح اینه که اواسط قرن نوزدهم تعداد زیادی ایرلندی به خاطر قحطی، بدون اینکه نگاهی به پشت سرشون بندازند، بریتانیای کبیر رو به قصد آمریکا ترک کردند. یه روایت میگه ایرلندیها برای اینکه گرفتار خداحافظیای پر سوز و گداز و اشک و گریه نشند، صبح از خواب پا میشدند و بدون اینکه به کسی بگند، میرفتند که برای همیشه برند.
#انگلیسی
@kalamebazi
دلیلش میتونه این باشه که طرف اون جمع رو دوست نداره یا زیادی مسته یا اینکه حوصلهی یه ساعت یه لنگهپا ایستادن و خداحافظی کردن رو نداره.
یکی از قصههای پشت این اصطلاح اینه که اواسط قرن نوزدهم تعداد زیادی ایرلندی به خاطر قحطی، بدون اینکه نگاهی به پشت سرشون بندازند، بریتانیای کبیر رو به قصد آمریکا ترک کردند. یه روایت میگه ایرلندیها برای اینکه گرفتار خداحافظیای پر سوز و گداز و اشک و گریه نشند، صبح از خواب پا میشدند و بدون اینکه به کسی بگند، میرفتند که برای همیشه برند.
#انگلیسی
@kalamebazi
شرایطی پیش اومده که برای تصمیمگیری درموردش، نیاز به مشورت دارم، اما نمیتونم برای افرادی که میتونن بهم مشورت بدن توضیحش بدم؛ افرادی هم که در جریانشن یا نمیتونن بهم مشورت بدن یا مشورتشون به دردم نمیخوره. الان بیشتر از همیشه تنهام و راستش این اواخر انقدر زمین خوردم که میترسم یه قدم دیگه جلو برم و بیفتم توی دره. شما که غریبه نیستید، ۳۲ ساعته خشکم زده و فقط میتونم زل بزنم به دور. اگر تونستید دعا کنید برام. اگر هم منو میشناسید لطفا چیزی نپرسید.
امروز بعد از امتحان نمیتوانستم در جمع نبودن را تاب بیاورم. رفتم سر کاری که یک ماه پیش با علاقه شروعش کرده بودم و فقط میخواستم تمام شود. بعد به هاشمی زنگ زدم و گفت ده دقیقهی دیگر، یا بیشتر، میرسد و کار دارد و بعدش میتوانتیم برویم. در آن “ده دقیقه یا بیشتر”، به چهار نفر زنگ زدم که تنهایی و فکرهای مزخرف سراغم نیاید، که در آن ساعت، در دسترس نبودنشان طبیعی بود. چیت چتم با پریناز را کش دادم، روی برگها خش خش راه رفتم و نامجو در گوشم ناله کرد!
حالا یک ساعت است بیدار شده ام، چشمهایم، چشمهای عزیزم، از بغضی که پشتشان است درد میکنند، سرم غصهدار و دردناک است و دارم به این فکر میکنم که وقتی تمام تیم مشورتی آدم فردا امتحان داشته باشند آدم این شکلی میشود!
حالا یک ساعت است بیدار شده ام، چشمهایم، چشمهای عزیزم، از بغضی که پشتشان است درد میکنند، سرم غصهدار و دردناک است و دارم به این فکر میکنم که وقتی تمام تیم مشورتی آدم فردا امتحان داشته باشند آدم این شکلی میشود!
کاش آدم باشم و این حجمِ خالی بودن، خلاءی که ایجاد شد توی زندگیم رو با گریه و جنگهای داخلی پر نخوام بکنم.
گفت: من اگه جای تو بودم داد میزدم، فحش میدادم، عصبانی میشدم!
گفتم: منم اولش دلم میخواست این کارها رو بکنم، ولی آخه سر کی داد میزدم؟
گفت: سر من!
گفتم: منم اولش دلم میخواست این کارها رو بکنم، ولی آخه سر کی داد میزدم؟
گفت: سر من!
دیشب همزمان که داشتم بهشون میگفتم که دیگه نیستم، نامجو داشت توی گوشم اون جای کیمیاگرو میخوند که میگفت: وقتی یک چیزی یک بار اتفاق بیفته، یک اتفاقه و ممکنه دیگه هیچ وقت رخ نده، اما وقتی دو بار پیش بیاد، دیگه اتفاق نیست...
[روزی سه بار با خودت تکرار کن: دیگه اتفاق نیست!]
[روزی سه بار با خودت تکرار کن: دیگه اتفاق نیست!]
پس برنامههای ما از الان میشه فیزیولوژی قلب خوندن، غصه نخوردن، فکر نکردن، استرس کشیدن برای امتحانا برای فرار از فکر کردن، خودخوری نکردن و دلتنگ نشدن.
همین. سخته؟
همین. سخته؟
دلم میخواد صداتون بزنم، بگید بله، هان، جان، جونم یا هر چیزی که میخواید، ولی بعدش حرف نزنم. دلم میخواد صداتون بزنم هی!
تماشای استوریهای خوشگذرانیهای مقصر حال بدم یکی از عذابهای جدید و عجیب این چند روز است.
Stuff
تماشای استوریهای خوشگذرانیهای مقصر حال بدم یکی از عذابهای جدید و عجیب این چند روز است.
Samira to the rescue 🦸🏻♀️
#سمیرا
#سمیرا
Stuff
Samira to the rescue 🦸🏻♀️ #سمیرا
دیدین که من سی تا دلیل آوردم که حالم بدتر بشه و اون مثل یک سوپرهیرو تمام دلایلمو کنار زد و اومد بغلم کرد؟ دیدین؟
#سمیرا
#سمیرا
شما ندیدید، اما من این چهار روز خیلی قوی بودم. خیلی نشکستم، داد نزدم، جیغ نزدم، گریه نکردم. خیلی پوست لبمو نکندم، ابروهامو نکندم. من این چهار روز تمام انرژیمو گذاشتم برای این که موقع حرف زدنهای جدی دستمو نذارم روی دهنم. که لبخند نزنم، که ببخشم ولی نگذرم. که حرف نیشدار نزنم، دل کسایی که دلمو شکوندنو نشکنم، اذیتشون نکنم و هوس انتقام به سرم نزنه. که برای دفاع کردن از حقم معذرت نخوام. من این چند روز خیلی قوی بودم و فکر میکنم که باید بابتش از خودم و آدمهایی که کنارم بودن ممنون باشم.