امروز روز سمپاده، همونطور که دیشب کلی خاطرات خوب هجوم آوردن، امروز هم خاطرات بد، شکستنها، ناامیدیها و تنهاییها هجوم آوردن.
من همیشه راهی برای غمگین بودن/موندن پیدا میکنم.
I’m just gonna have to make my peace with it.
I’m just gonna have to make my peace with it.
یه چیزی درست کردم که به هر کس که انلاینه نشون میدم و منتظر میمونم بفهمه چیه. فکر کنم یکی از بهترین چیزاییه تا حالا درست کردم. کمی زنده بودن هم خوبه.
Faeldor
باید یه دونه از اینا بگیرم بذارم کنار تختم، چشامو که باز میکنم ببینم داره هوووو م میکنه. خجالت بکشم و انقدر الکی نغلتم.
دقیقا به همین قوت من روزی ۱۴ ساعت میخوابم و بازم خسته ام.
Forwarded from متَّکی به خود
من میدونم از چی ناراحتم ولی نمیدونم چرا باید از "چی" ناراحت باشم.
Forwarded from متَّکی به خود
دیگه دستم اومده؛ من حتی اونیام که به دست نمیاد رو از دست میدم.