Forwarded from پرنده یِ کوچکی که منم (Arina🍃)
"حالم خوبه" " هیچی نشده" "ببین دارم میخندم" ژست قشنگیه. اما بذارین بعضی وقت ها همین جوری کج و کوله بیایم تو بغلتون. حس میکنم تعداد روز هایی که دلم میخواست یکی محکم بغلم کنه از طول عمرم بیشتر شده.
حالا من نمیخوام از این جریانهای مخالفطور باشم؛ واسه همینم تا الان صبر کردم که بگمش؛
ولی جدا نمیفهمم ملت چطور خوششون میاد ازشون سوال پرسیده بشه؛ من اغلب سوالی توی وجودم وجود نداره یا اگه وجود داره به سوالکننده ربطی نداره.
اگه حوصله داشتین بیاین توضیح بدین که چطور میشه این دامنهی تفاوت وجود داره و هر دو زندهایم و نفس میکشیم؟
و آیا این درسته؟ آیا مایی که میریم توی اون استیکر و از یک نفر سوال میپرسیم آیا خودبهخود این اجازه رو بهش نمیدیم که بعدا هرجور دلش خواست توی زندگی ما دخالت کنه؟
ولی جدا نمیفهمم ملت چطور خوششون میاد ازشون سوال پرسیده بشه؛ من اغلب سوالی توی وجودم وجود نداره یا اگه وجود داره به سوالکننده ربطی نداره.
اگه حوصله داشتین بیاین توضیح بدین که چطور میشه این دامنهی تفاوت وجود داره و هر دو زندهایم و نفس میکشیم؟
و آیا این درسته؟ آیا مایی که میریم توی اون استیکر و از یک نفر سوال میپرسیم آیا خودبهخود این اجازه رو بهش نمیدیم که بعدا هرجور دلش خواست توی زندگی ما دخالت کنه؟
Forwarded from میدونی چیه ... (sᴇᴘᴇʜʀ)
هر استیکر مال یه نفره. انقد آتیش به دل ملت نکنید خب. عه
من سعی میکنم به تهش فکر نکنم؛ هِل سعی میکنم به بعدش کلا فکر نکنم.
چون هروقت به بعدش فکر میکنم همون اولش خراب میشه و اصلا به اونجاها که فکر کردم نمیکشه.
مشکلش ولی اینه که یهو آدم چشم باز میکنه میبینه توی شرایطیه که بهش فکر نکرده، براش آماده نیست و همه چیز شروع میکنه به خراب شدن.
چون هروقت به بعدش فکر میکنم همون اولش خراب میشه و اصلا به اونجاها که فکر کردم نمیکشه.
مشکلش ولی اینه که یهو آدم چشم باز میکنه میبینه توی شرایطیه که بهش فکر نکرده، براش آماده نیست و همه چیز شروع میکنه به خراب شدن.
امروز هی یاد اون قسمت از modern family افتادم که فیل خودشو استرالیایی میدونست چون نطفهش اونجا بسته شده بود و رفتن استرالیا؛ از وقتی وارد استرالیا شدند دائم اتفاقات بدی واسش میفتاد و یه جا رسید که وا داد و گفت من نمیدونم چرا دائم به اینجا شانس دوباره میدم وقتی اینجا از وقتی که اومدن منو آزرده.
Stuff
امروز هی یاد اون قسمت از modern family افتادم که فیل خودشو استرالیایی میدونست چون نطفهش اونجا بسته شده بود و رفتن استرالیا؛ از وقتی وارد استرالیا شدند دائم اتفاقات بدی واسش میفتاد و یه جا رسید که وا داد و گفت من نمیدونم چرا دائم به اینجا شانس دوباره میدم…
این داستان قشنگیه ولی من خیلی بد تعریفش کردم. حیف واقعا. حیف که کلمه کم میارم هی.
وقتی آدم چیزی واسه از دست دادن نداشته باشه جلوی همه هارهار میزنه زیر خنده و تا بعد از آکْوارد سایلنت هم ادامه میده.
Stuff
وقتی آدم چیزی واسه از دست دادن نداشته باشه جلوی همه هارهار میزنه زیر خنده و تا بعد از آکْوارد سایلنت هم ادامه میده.
[خندههای مدل آقای همساده] هاهاهاها
اصلا شما میدونید همین من چقدر در مقابل علاقهمند شدن مقاومت میکنم و همیشه هم قلبم شرحهشرحهست؟
دیدین آدما یه حرف مهم و تاثیرگذار میزنن و شما غرق میشین توی حرفاشون؟
دیدین وسط غرق شدنه یهو حرفشون تموم میشه و شما باید خودتونو آماده کنید برای نشون دادن یه ریاکشن خوب تا مبادا اونا حرفشونو تموم کنن؟
اینجاش سخته!
دیدین وسط غرق شدنه یهو حرفشون تموم میشه و شما باید خودتونو آماده کنید برای نشون دادن یه ریاکشن خوب تا مبادا اونا حرفشونو تموم کنن؟
اینجاش سخته!
مرزای من یه سری خطوط مواجن که هیچکس دقیقا نمیتونه تعیینشون کنه مگر اینکه زیر پا بذاردشون و مورد خشمم قرار بگیره.
هی فشار بدین، هی فشار بدین، هی فشار بدین؛ تحمل آدم که تموم میشه بگین “اعصاب نداریا!” .