اصلا شما میدونید همین من چقدر در مقابل علاقهمند شدن مقاومت میکنم و همیشه هم قلبم شرحهشرحهست؟
دیدین آدما یه حرف مهم و تاثیرگذار میزنن و شما غرق میشین توی حرفاشون؟
دیدین وسط غرق شدنه یهو حرفشون تموم میشه و شما باید خودتونو آماده کنید برای نشون دادن یه ریاکشن خوب تا مبادا اونا حرفشونو تموم کنن؟
اینجاش سخته!
دیدین وسط غرق شدنه یهو حرفشون تموم میشه و شما باید خودتونو آماده کنید برای نشون دادن یه ریاکشن خوب تا مبادا اونا حرفشونو تموم کنن؟
اینجاش سخته!
مرزای من یه سری خطوط مواجن که هیچکس دقیقا نمیتونه تعیینشون کنه مگر اینکه زیر پا بذاردشون و مورد خشمم قرار بگیره.
هی فشار بدین، هی فشار بدین، هی فشار بدین؛ تحمل آدم که تموم میشه بگین “اعصاب نداریا!” .
مغز من بهجای خاطرات بد، خاطرات خوب رو پاک میکنه؛ خاطرات بد رو تبدیل به کابوس میکنه و بهصورت رندوم پخششون میکنه.
چه شبهایی که فکر میکردیم صبح نمیشن و ما رو میکُشن و نکشتن.
چه شبهایی که یادمون رفت چقدر سخت گذشتن.
ولی گذشتن!
گذشتن!
چه شبهایی که یادمون رفت چقدر سخت گذشتن.
ولی گذشتن!
گذشتن!
بیصبرانه منتظر اون قسمتم که بلاخره یه چیزی هم قسمت خوبش نصیبم بشه.
یا که اصلا برنامهای واسش نداری خدا جان؟ما همینطور برای همه مضحکه و درس عبرتیم تا لحظهی مرگ؟
یا که اصلا برنامهای واسش نداری خدا جان؟ما همینطور برای همه مضحکه و درس عبرتیم تا لحظهی مرگ؟
این روز رو یادت بمونه به عنوان روزی که فهمیدی چقدر نبودن آدمها میتونه بهتر از بودنشون باشه.
این لوزِر گفتنهای مهدیه توی مغزم اِکو میشه و تمام جهان رو پر میکنه و منو میبلعه و بازم تموم نمیشه.