Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
ته تمام حرف‌هام بهش گفتم: اگر این کارو دوست داری به خاطر سختی‌هاش‌ کنارش نذار. سخت بودن یه چیزی دلیل خوبی برای انجام ندادنش نیست. صبوری کن. اگر نیاز داری بزن کنار استراحت کن. ولی رها نکن.
“صبوری کن.”
این حرف‌ها رو به خودم زدم. نه فقط به خودِ پارسال این موقع‌م که اون باشه. به خود الانم. به خود دیشبم. به خود فردام. به خود همیشه‌م.
کات- سکانس بعدی:
یگانهٔ صبح آمد، گفت: درمورد مرخصی‌ت صحبت کنیم؟
نگفتم بهش که چقدر نگران بودم که یادشون رفته باشه و نتونم برم مرخصی.
پیام دراز و وحشی‌ای برای مرخصی‌م توی گروه دادم که یک جاش توحش به پیک خودش رسیده بود:
“در این ده روز برای هیچ کاری مزاحم من نشید. مطلقا هیچ کاری.”
به پرزیدنت گفتم: میرم صبوری تمرین کنم. میرم نفس بگیرم که بتونم برگردم زیر آب. شایدم آبشش‌ درآوردم.
گفت: برو. اشکالی نداره.
“برو. اشکالی نداره.”

این همون چیزی بود که دلم می‌خواست بشنوم.
گلی که از دو هفته پیش به اتاقم اضافه شده هنوز اسم نداره و اذیتم.

گذاشتم خسرو.
من مخالفم.
سندرم نفرت از نوتیفیکیشن
رئیس بزرگ باز هم ما رو شگفت‌زده کرد. شگفت‌زدهٔ خوب.
رها
رها
رها
من
[Consistency]
وقتی یادشان می‌ماند، خوشم میاد.
مرسی، ولی من نجات‌دهنده نمی‌خوام.
-می‌خوام علی سنتوری بشم.
-این ارزش نداره براش علی سنتوری بشی.
Forwarded from [ هزار قصّه ]
یه پارت از فلیبگ هست که اندرو اسکات داره با دختره حرف می‌زنه، و خود فلیبگ ضمن حرف زدن باهاش، مدام ما بین حرفاش دیوار چهارم رو می‌شکنه و رو به دوربین اشاره می‌کنه که:«دستاش»، «گردنش»، «موهاش» و مخاطب رو در پروسه جذب شدنش به اون کشیشه همراه می‌کنه؛ واقعا زیباست.
ای بابا ای بابا ای بابا