علم و بنیان Science &Foundation – Telegram
علم و بنیان Science &Foundation
373 subscribers
44 photos
14 videos
14 files
652 links
این کانال به‌شرح یافته‌های نوین با رویکرد بنیادی در حوزه‌های فیزیک کوانتوم، شیمی، مبانی اطلاعات، زیست‌شناسی، ذهن و آگاهی، و نیز مسائل آموزشی می‌پردازد.
@ScienceAndFoundation
ادمین:
@Afshin_1968
Download Telegram
#تخصصی

"Diamonds with very specific defects are one potential candidate for making quantum computers a reality", says Johannes Majer. A pure diamond is made up solely of carbon atoms. In some diamonds, however, there can be points where there is a nitrogen atom instead of a carbon atom and neighbouring this, within the atomic structure of the diamond, there is an anomaly where there is no atom at all – this is referred to as a 'vacancy'. This defect, consisting of the nitrogen atom and vacancy, forms a quantum system with a very long-lasting state, making diamonds with these particular flaws ideally suited to quantum experiments.
#عمومی

آیا مغز انسان قوی تر از تصور ماست؟
وب سایت کلیک: احتمالا بارها از زبان دوستان، آشنایان یا در گزارش ها و مقالات مختلف شنیده یا خوانده اید که مغز انسان ها بیش از آنچه که از آن استفاده می کنند قدرت دارد. حالا نتیجه تحقیقات دانشمندان دانشگاه UCLA تا حدودی این باور را قوت می بخشد. بر اساس این تحقیقات مغز انسان می‌تواند نسبت به باور پیشین، ۱۰۰ برابر قوی‌تر باشد.
مطالعات محققان در دانشگاه کالیفرنیا لس‌آنجلس (UCLA) حاکی از این است که بخشی از عصب های مغزی انسان نسبت به آنچه که پیشتر تصور می شد فعال تر است. این تحقیقات که در قالب مقاله ای در مجله‌ی ساینس به چاپ رسیده است به خوبی نشان می دهد که مغز ما ترکیبی از کامپیوترهای آنالوگ و دیجیتال است.
این مطالعات که با محوریت شاخه‌های متعدد سلول‌های عصبی (دَندِریت) انجام شده ثابت کرده است که دندریت ها برخلاف باور پیشین که چیزی جز مجاری ارتباطی برای انتقال سیگنال‌ فعالیت‌های الکتریکی تولید شده در سوما (تنه‌ی سلولی) میان سلول های عصبی تصور نمی شدند، به شدت فعال هستند و می توانند سیگنال های بیشتری را ارسال کنند.
این یافته‌ها تمامی پیش فرض های گذشته که سیگنال‌های سوماتیک را اصلی‌ترین راه برای یادگیری و شکل دادن حافظه و ادراک ما می دانست، به چالش می‌کشند. به عقیده مایانک مِهتا، نویسنده‌ ارشد این مقاله "شاخه‌های سلول‌های عصبی یا دندریت‌ها بیش از ۹۰ درصد بافت عصبی را تشکیل می‌دهند. آگاهی از فعالیت بیشتر این سلول‌ها نسبت به سوما، به‌طور اساسی ماهیت درک ما نسبت به چگونگی محاسبات اطلاعات در مغز را تغییر می‌دهد. این موضوع می‌تواند به درک و درمان اختلالات عصبی کمک کند و ساخت کامپیوترهای شبیه به مغز را ممکن سازد.”
افزون بر این محققان دانشگاه UCLA پس از انجام آزمایش های متعدد دریافتند که دندریت ها در مقابسه با سیگنال‌های فعالیت الکتریکی تولیدشده توسط سوماها می توانند ولتاژهای قوی­تر و بادوام‌تری را تولید کنند. به عقیده آنها سیگنال‌های عصبی با پالس‌های الکتریکی کوتاه، شبیه به محاسبه‌ی دیجیتال هستند و از این حیث رویدادهای «همه‌یاهیچ» محسوب می‌شوند، در حالی‌ که جریان‌های دندریتی (شاخه‌ای) شباهت به محاسبات آنالوگ دارند.
در این رابطه مایانک مِهتا می گوید: ما دریافتیم که دندریت‌ها دوگانه هستند و هر دو محاسبه‌ی آنالوگ و دیجیتال را انجام می‌دهند که نسبت به کامپیوترهای تماماً دیجیتال متفاوت هستند، اما تا حدی نیز شبیه به کامپیوترهای کوانتومی آنالوگ هستند. یک باور ریشه‌ای در علم عصب‌شناسی این بوده است که نورون‌ها ابزارهای دیجیتال هستند. آن‌ها هم می‌توانند سیگنال تولید کنند و هم تولید نکنند. این نتیجه نشان می‌دهد که دندریت‌ها تنها شبیه به دستگاه‌های دیجیتال رفتار نمی‌کنند. دندریت‌ها سیگنال‌های دیجیتال همه‌یاهیچ تولید می‌کنند، اما نوسان‌های آنالوگ بزرگی نیز نشان می‌دهند که همه‌یاهیچ نیستند. این یک انقلاب بزرگ در علم عصب‌شناسی و باورهای ۶۰ ساله‌ی آن است.
یک نورون با دندریت‌هایی که به رنگ سبز نمایش داده شده‌اند.
در واقع با توجه به نتایج این مطالعات و در نظر گرفتن این موضوع که دندریت‌ها از نظر حجمی تقریباً ۱۰۰ برابر بزرگ‌تر از سوماها هستند، احتمال افزایش ۱۰۰ برابری ظرفیت محاسبه اطلاعات مغز انسان ها قدرت بیشتری به خود گرفته است.
تیم محققان دانشگاه UCLA با پیوند الکترودهایی در کنار دندریت های مغز موش ها دریافتند که دندریت ها در هنگام خوابیدن موش ها ۵ برابر فعال‌تر از سوماها هستند و در هنگام بیداری و حرکت آنها نیز ۱۰ برابر فعال‌تر عمل می‌کنند. براساس این یافته ها می توان احتمال داد که یادگیری در انسان ها نسبت به آنچه که پیشتر تصور می شد با انعطاف بیشتری انجام می شود.
جیسون مور یکی از نویسندگان این مقاله پیرامون این موضوع عنوان کرد: در بسیاری از مدل‌های پیشین، فرض بر این بود که یادگیری زمانی اتفاق می‌افتد که سلول‌های دو نورون در یک زمان فعال می‌شوند. یافته‌های ما نشان می‌دهند که یادگیری ممکن است وقتی نورون ورودی هم‌زمان با یک دندریت فعال است، رخ دهد. به‌علاوه، بخش‌های متفاوت دندریت‌ها می‌توانند در زمان‌های متفاوت فعال شوند که نشان‌دهنده‌ی انعطاف‌پذیری بیش‌ از انتظار در یادگیری درون یک نورون مجزا است.
مهتا می افزاید: به سبب مشکلات تکنولوژیکی، تحقیق در مورد کارکرد مغز به‌طور گسترده‌ای روی بدنه‌ی سلولی انجام می‌شود. با این‌ حال ما راز زندگی عصب‌ها، به‌خصوص در شاخه‌های عصبی گسترده را کشف کرده‌ایم. این نتایج درک ما از چگونگی محاسبات نورون‌ها را به‌طور کلی تغییر می‌دهد.
#عمومی

ناسا اعلام کرد: احتمال وجود حیات در قمر زحل
خبرآنلاین: انسلادوس ششمین قمر زحل که اقیانوسی یخی را در زیر پوسته خود پنهان دارد، تازه ترین نامزد وجود حیات بالقوه است.
به گزارش یورونیوز ناسا روز پنج شنبه اعلام کرد که فضاپیمای کاسینی موفق به شناسایی مقدار فراوان مولکول های هیدروژن در مدار انسلادوس شده است. این مقدار هیدروژن از یخ فشان های عظیمی که از این قمر بزرگ زحل شلیک می شود بدست آمده است.
لیندا اسپیلکر از دانشمندان پروژه ماموریت کاسینی می گوید: «ما حالا می دانیم که انسلادوس تقریبا دارای همه مواد تشکیل دهنده است که شما برای حیات نیاز دارید همانطور که روی زمین وجود دارد. کریس از نظر تو آیا در اقیانوس انسلادوس می تواند میکروب و یا حتی میگو وجود دشته باشد؟»
کریس گلن از دانشمندان همکار در پروژه کاسینی می گوید: «فوق العاده می بود لیندا اما ما شواهدی از وجود موجودات روی انسلادوس کشف نکرده ایم اما من بر اساس داده های ژئو شیمیایی متقاعد شده ام که این احتمال هست.»
برخی از دانشمندان معتقدند حضور قابل توجه هیدروژن احتمالا در نتیجه واکنشهای شیمیایی در اعماق دریا میان سنگ ها و آب رخ می دهد که می تواند نشانه ای از حیات میکروبی در این قمر زحل باشد.
ناسا گفته است که این کشف به معنای آن نیست که حیات در انسلادوس وجود دارد اما ممکن است شرایط مساعد برای زندگی وجود داشته باشد.
#عمومی

کشف حیات در اعماق زمین
وب سایت کلیک: دانشمندان احتمالا شواهدی از حیات میکروبی در عمق سیاره‌مان یافته‌اند. مواد ارگانیک در قطعات سنگی که توسط گل‌فشان ها به بیرون ریخته شده است، حضور دارند.
این گل‌فشان در نزدیکی عمیق‌ترین مکان دنیا یعنی دراز گودال ماریانا قرار دارد. در حالی که سایر محققان امیدوارند علایمی مبنی بر وجود زندگی موجودات فضایی در اروپا، قمر مشتری و انسلادوس، قمر زحل پیدا کنند، این کشف جدید نشان می‌دهد هنوز هم احتمال یافتن زندگی در شکل های عجیب در اعماق زمین وجود دارد و ده ها کیلومتر زیر کف دریا قرار دارند.
محقق سرپرست اولیور پلامر از دانشگاه اوترخت هلند می گوید: «این یک نشانه دیگر برای وجود بیوسفر در اعماق سیاره ما است. این بخش می‌تواند بسیار گسترده و یا بسیار کوچک باشد اما قطعا چیزی در جریان است که ما هنوز آن را درک نمی‌کنیم.»
پلامر و تیمش یک سری تجزیه و تحلیل شیمیایی روی تکه های سنگ بیرون آورده شده به کف دریا توسط چامورو سیمونت ـ یک گل‌فشان بزرگ در زیر اقیانوس آرام غربی ـ انجام دادند.
آنچه باعث می‌شود این گل‌فشان مورد توجه خاص قرار بگیرد، این است که در قوس ماریانا قرار دارد و همچنین محل برخورد صفحات تکتونیکی است. در این بخش صفحه اقیانوس آرام به زیر صفحه ی دریای فیلیپین می رود.
زمانی که این تیم ۴۶ نمونه سنگ از گل فشان را تحلیل کرد متوجه شد مواد شیمیایی مرتبط به ضایعات تولید شده توسط باکتری ها از جمله هیدروکربن ها، لیپپیدها و آمینو اسید ها در این قطعات وجود دارند.
این مانند یافتن شواهد مستقیم برای اثبات زندگی نیست اما در غیاب توضیحات دیگر، این تیم تصور می‌کند گل‌فشان ها می توانند بقایای زندگی ای را که زمانی در اعماق سیاره وجود داشته به بیرون پرتاب کنند.
سوال اینجاست که آیا آن‌ها هنوز هم وجود دارند؟ می توانند در چنین عمقی و بدون نور زنده بمانند؟
ایوان ساوو، یک محقق از دانشگاه انگلستان می گوید «یافته ها به ما بینش جدیدی از زندگی بر روی کره زمین می‌دهند. با توجه به دشواری به دست آوردن نمونه از اعماق زمین، شانس زیادی برای اکتشاف زندگی میکروبی و دوام آن در غیاب فتوسنتز نداشته ایم. سنگ های گوشته‌ای که ما بررسی کرده‌ایم به ما ارتباطی بین چرخه کربن در اعماق و جهان بالایی را نشان می‌دهد.»
این تیم قبول دارد هنوز مشخص نیست منبع این مواد شیمیایی چیست اما محاسبات آن‌ها نشان می‌دهد زندگی در ۱۰ کیلومتر زیر عمیق‌ترین نقطه کف اقیانوس ممکن است وجود داشته باشد.
#عمومی

تولید ماده ای که قانون نیوتن را نقض می‌کند!
ایسنا: فیزیکدان‌ها مایعی با "جرم منفی" تولید کرده‌اند که وقتی نیرویی به آن وارد می‌شود با نقض قانون دوم نیوتن در جهت عکس به حرکت در می‌آید.
به نقل از بی‌بی‌سی، در زندگی روزمره، وقتی یک شی را هل می‌دهیم، در همان جهتی که نیرو به آن وارد شده شتاب می‌گیرد؛ رابطه ای که قانون دوم نیوتن آن را توضیح می‌دهد.
اما از لحاظ نظری، ماده می‌تواند جرم منفی داشته باشد همانطور که بار الکتریکی می‌تواند مثبت یا منفی باشد.
پروفسور انگلس از دانشگاه ایالتی واشنگتن و همکارانش دمای اتم های روبیدیوم را تا صفر مطلق (نزدیک منهای ۲۷۳ درجه سانتیگراد) کاهش دادند.
در این حالت، ذرات ماده با سرعت فوق العاده کم حرکت می‌کنند و رفتاری را دنبال می‌کنند که فیزیک کوانتوم تشریح می‌کند یعنی مثل موج رفتار می‌کنند.
آنها همچنین به صورت همزمان و با هم به صورت آنچه که به "ابرمایع" معروف است حرکت می‌کنند و بدون از دست دادن انرژی جاری می‌شوند.
برای ایجاد شرایط لازم برای جرم منفی، محققان از لیزرهایی برای به دام انداختن اتم‌های روبیدیوم استفاده کردند و در حرکتی عقب و جلو به جنبش درآوردند.
وقتی اتم‌ها از تله لیزری آزاد شدند، انبساط پیدا کردند و بعضی از آنها جرم منفی داشتند.
مایکل فوربز استادیار فیزیک در دانشگاه واشنگتن گفت: اگر چیزی را که جرم منفی دارد فشار دهید، به سوی شما شتاب می گیرد. انگار روبیدیوم به دیواری نامرئی خورده و برگشته باشد.
دکتر فوربز افزود: مساله بدیع در این آزمایش کنترلی است که بر طبیعت جرم منفی داریم، بدون هیچ نوع پیچیدگی.
به گفته محققان این آزمایش به درک بهتر جرم منفی کمک می‌کند.
آنها می‌گویند که این آزمایش همچنین ابزاری برای کشف رابطه میان جرم منفی و پدیده‌های مشاهده شده در کیوان مثل ستاره‌های نوترونی، سیاهچاله‌ها و انرژی تاریک است.
این پدیده در نشریه "فیزیکال ریویو لترز" تشریح شده است.
علم و بنیان Science &Foundation
https://www.google.com/amp/s/phys.org/news/2017-04-math-possibility.amp?_utm_source=1-2-2
#تخصصی

For his research, Tippett created a mathematical model of a Traversable Acausal Retrograde Domain in Space-time (TARDIS). He describes it as a bubble of space-time geometry which carries its contents backward and forwards through space and time as it tours a large circular path. The bubble moves through space-time at speeds greater than the speed of light at times, allowing it to move backward in time.
علم و بنیان Science &Foundation
#تخصصی For his research, Tippett created a mathematical model of a Traversable Acausal Retrograde Domain in Space-time (TARDIS). He describes it as a bubble of space-time geometry which carries its contents backward and forwards through space and time as…
#تخصصی

مسافرت در زمان به کمک ریاضیات ممکن می شود
-----
خبرگزاری مهر: اگر چه تا به حال تنها در فیلم های علمی و تخیلی شاهد مسافرت از زمانی به زمان دیگر بوده ایم، اما دانشمندان می گویند این کار به مدد علم ریاضیات واقعا امکان پذیر است.
به نقل از ساینس تایمز، یکی از اساتید دانشگاه بریتیش کلمبیا می گوید با استفاده از یک مدل ریاضی می توان دستگاهی برای مسافرت در زمان تولید کرد و از زمان حال به گذشته یا آینده منتقل شد.
بن تیپت استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا مدعی است مدلی ریاضی ابداع کرده که با استفاده از آن می توان یک دستگاه مسافرت در زمان طراحی کرد.
وی که استاد ریاضیات و فیزیک است به تازگی نتایج تحقیقات خود در مورد مسافرت در زمان را منتشر کرده است. او که از متخصصان نظریه نسبیت عام انیشتین نیز هست می گوید با ترکیب جزییات این نظریه با برخی اصول فیزیک و ریاضیات به فرمولی دست یافته که مسافرت در زمان را عملیاتی خواهد کرد.
تلاش برای مسافرت در زمان سابقه ای طولانی دارد و اولین بار در سال ۱۸۸۵ کتابی در این زمینه منتشر شد و در دهه های اخیر نیز بررسی های فراوانی در این حوزه انجام شده است.
در مدل ابداعی بن تیپت این تصور که فضا سه بعدی بوده و زمان این ابعاد را از یکدیگر جدا کرده رد شده و از وجود چهار بعد به طور همزمان سخن به میان آمده است. در قالب بعد چهارم می توان مجالی برای مسافرت در زمان به وجود آورد.
اگر چه ایده مسافرت در زمان، ایده ای قابل اثبات به نظر می رسد؛ اما هنوز مشخص نیست آیا واقعا می توان دستگاهی برای این کار اختراع کرد یا خیر. بن تیپت می گوید مطالعات خود در این زمینه را ادامه خواهد داد.
#عمومی

زبان درک ما از زمان را شکل می دهد
-----
وب سایت تکرا - فرید کریمی: زبانی که با آن صحبت می ‌کنید، دیدگاهتان را نسبت به دنیا تغییر می ‌دهد. محققان همیشه می ‌گفتند که افراد دو زبانه دارای قدرت پردازش ذهنی بهتر، دید بهتر، قدرت شناختی و حتی در برابر زوال عقل یا آلزایمر مقاوم ‌تر هستند. این افراد بسته به مشخصات زبانی که به آن صحبت می‌ کنند، روش‌ های مختلفی برای انجام امور را بر می‌گزینند.
حال زبان شناسان می گویند، دریافته اند که افراد دو زبانه با توجه به زبانی با آن صحبت می کنند، برآورد متفاوتی نسبت به مدت زمان رخدادها دارند.
این مطالعه توسط پانوس آتاناسوپولوس، زبان شناسی از دانشگاه لنکستر و امانوئل بیلوند زبان شناسی از دانشگاه استکهلم انجام شده است. یافته های این دو محقق، برای اولین بار، شواهدی از انعطاف پذیری شناختی در افراد دو زبانه را نشان می دهد.
در ۱۵ سال اخیر شاهد شواهد چشم‌گیری بر اساس تحقیقات گسترده بر روی ذهن ‌های دو زبانه بوده ‌ایم، اکثر این مطالعات از مزایای استفاده بیش از یک زبان خبر می ‌دادند. احتمالا ذهن‌ های دو زبانه با توجه به تغییرهای مکرر زبانی، دارای ذهن ‌هایی انعطاف ‌پذیر هستند. این انعطاف‌ پذیری ذهنی خصوصا با افزایش سن مزیت‌ های خود را بروز می‌ دهد. افراد دو زبانه دیرتر از بقیه افراد علائم اختلالات شناختی را از خود بروز می ‌دهند و همچنین اختلالات دژنراتیو مرتبط با سن مانند زوال عقل و یا آلزایمر در این‌ گونه افراد حداقل پنج سال به تعویق می ‌افتد.
همچنین محققان می گویند، در قضاوت‌ های خطرپذیر، افراد دو زبانه تمایل بیشتری برای تصمیم ‌های خطرپذیرتر در زبان دوم نسبت به زبان اول دارند. این امر موجب می‌ شود، کمتر در معرض ریسک‌ های عاطفی زبان اول قرار گیرند. بنابراین زبان، حقیقتا می تواند، بر روی طرز فکر تاثیرگذار باشد. درواقع زبان متفاوت دید متفاوتی را به نسبت به زندگی و دنیا به فرد می دهد.
افراد دوزبانه به سرعت و ناخودآگاه زبان خود را تعوض می کنند، پدیده ای که «کد سوئیچینگ» نام دارد. اما زبان های مختلف دارای دیدگاه های متفاوتی نسبت به هم هستند. به عنوان مثال، کسانی که به زبان های سوئدی ها و انگلیسی صحبت می کنند، ترجیح می دهند با رجوع به فواصل فیزیکی زمان رخداد را تخمین بزنند. همچون، یک استراحت کوتاه، عروسی طولانی و غیره. در این زبان ها گذشت زمان با مسافت طی شده درک می شود.
اما یونانی ها و اسپانیایی ها ترجیح می دهند، زمان رخدادها را با کمیت های فیزیکی، مانند، یک استراحت کوچک، عروسی بزرگ نشان دهند. در این مورد گذشت زمان با حجم درک می شود.
این مطالعه نشان می دهد، افراد دو زبانه، دارای انعطاف پذیری برای نشان دادن زمان رخدادها به هر دو روش هستند.
آتاناسوپولوس گفت "با یادگیری یک زبان جدید، شما به طور ناگهانی با ابعاد ادراکی وفق پیدا می کنید که پیش از این از آن آگاه نبودید. این واقعیت که افراد دو زبانه با زحمت و یا ناخودآگاه به یکی از این روش ها زمان را تخمین می زنند، متناسب با شواهدی است که نشان می دهد، سهولت در زبان می تواند به اساسی ترین حواس ما، از جمله احساسات و ادراک بصری ما منتقل شود. حال این، می تواند، احساس ما نسبت به زمان را تغییر دهد.”